به مناسبت سالروز عمليات پيروز كربلاي 5
ان ينصركم الله فلا غالب لكم فمن ذا الذي ينصركم من بعده و علي الله
فليتو كل المومنون آن عمران 160
دوران هشت سال دفاع مقدس جمهوري اسلامي ايران در برابر
هجوم نظامي رژيم عراق ـ كه با ترغيب آمريكا آغاز شد و با پشتيباني
همه قدرت هاي سياسي , نظامي و اقتصادي جهان ادامه يافت ـ از
بارزترين مقاطع حيات حقيقي اين مرز و بوم است .
در دوران دفاع مقدس منطقه عمومي شرق بصره همواره از اهميت
سياسي و نظامي ويژه اي برخوردار بود و مي توان بيان كرد كه از نظر
فرماندهان يكي از مناطق مهم عملياتي به شمار مي رفت .
در اين منطقه , شلمچه نزديكترين راه براي تصرف يا نزديك شدن
به شهر بصره بود. بعد از پيروزي و موفقيت صددرصد در عمليات
والفجر 8 كه سبب ايجاد وضعيت جديد در جنگ و تغيير توازن به سود
ايران بود . فرماندهان ذهن خود را براي عمليات در سال 65 به شرق
بصره معطوف نمودند. در همين برهه از زمان مسايل سياسي ـ نظامي
خاص بر كشور حاكم بود. بحث و تبليغات وسيع و گسترده بر « تعيين
سرنوشت جنگ » كه در سال هفتم جنگ شدت گرفت و پيدايش اين
وضعيت به منزله آغاز شمارش معكوس براي خاتمه يافتن آن ارزيابي
مي شد. با تنوع , شدت وسرعت وقوع رخدادهاي جنگ تدريجا كليه
ظرفيت هاي لازم براي تداوم آن رو به اتمام بود , به همين دليل با مشاهده
علايم موجود , برخي از تحليل گران چنين پيش بيني مي كردند كه زمان
خاتمه يافتن يكي از طولاني ترين جنگ هاي سده معاصر فرا رسيده
است . به طوري كه آقاي هاشمي رفسنجاني در نمازجمعه تهران تاكيد
مي كند; « وضع جنگ الان به جايي رسيده كه هر محاسبه نشان مي دهد
كه ما بايد هر چه زودتر جنگ را به پايان برسانيم . » (1 )
در چنين موقعيتي افشاي قضيه « مك فارلين » 12 آبانماه 1365
كليه تحولات سياسي , نظامي روز را تحت تاثير قرار داد و امكان خاتمه
يافتن جنگ از ميان رفت واوضاع براي ايران سخت و دشوار
شد.
ماجراي « مك فارلين » از اين قرار بود كه با ربوده شدن هواپيماي
تي ـ دبليو ـ اي آمريكا و برخورداري ايران از امكان بالقوه در حل
معضل هواپيما ربايي وهمچنين آزادي گروگان هاي غربي در لبنان توسط
ايران , ضرورت تمايل هر چه بيشتر آمريكا به ايران روشن شد وبا
ماموريت سري « رابرت مك فارلين » مشاور سابق رئيس جمهور آمريكا
به ايران و تامين برخي از لوازم يدكي تجهيزات مورد نياز ايران در پي
جلب نظر مسئولين ايران بر آمدند. افشاي خبر اين سفر توسط نشريه
لبناني « اشراع » و سپس با اعلام رسمي از سوي مقامات ايران بازتاب
بسيار گسترده اي در محافل داخلي و خارجي داشت و بحراني عميق را
در منطقه ايجاد نمود . (2 )
در اين موقعيت دشوار فرماندهان جوان ايراني منطقه عملياتي
شلمچه و تصرف شهر بصره را ـ كه از مدت ها قبل , سپاه پاسداران
انقلاب اسلامي آن را طرح ريزي كرده بود ـ در دستور كار خود قرار
دادند.
در اين ميان آمريكايي ها براي به دست گرفتن ابتكار عمل و جبران
كاستي هاي ناشي از ماجراي مك فارلين به حمايت و تلاش هاي همه
جانبه خود از عراق افزودند تا با ارائه اطلاعات جديد به عراق تبعات
ناشي از ناخوشنودي از آمريكا را جبران نمايد.
عمليات كربلاي 4 با اين وضعيت خاص سياسي , نظامي با اميد
كسب پيروزي در تاريخ 65,10,3 با رمز مقدس محمد رسول الله (ص )
آغاز گرديد و بعد از 24 ساعت پس از شروع , فرمانده كل سپاه به دليل
افشاي عمليات كه آن هم بر اساس اطلاعاتي كه آمريكا به عراق داده بود
وبه دليل همگون بودن منطقه با عمليات والفجر 8 و استفاده عراقي ها از
تجاربشان توقف عمليات را صادر كرد و عراقي ها بلافاصله از
آمريكايي ها به دليل واگذاري اطلاعات اساسي به اين كشور تشكر
كردند.
عراقي ها در رسانه هاي دنيا تبليغات زيادي را نسبت به پيروزي خود
انجام دادند , هر شب در مناطق عملياتي جشن مي گرفتند و هلهله
مي كردند و هزاران تير رسام به شكرانه اين پيروزي شليك مي كردند.
در چنين وضعيتي جلسات ويژه اي توسط فرماندهان ايراني تشكيل
مي شود , فرماندهان عالي جنگ پس از برگزاري يك جلسه 5 ساعته
تصميم قطعي براي اجراي عملياتي گسترده در همين مكان اتخاذ
مي كنند. كارشناسايي خطوط دشمن با سريع ترين شكل ممكن شروع و
توجه اصلي در اين منطقه به عمق آب معطوف مي گردد و راه كارهاي
مناسب براي عبور بررسي مي شود.
برادر محسن رضايي در باره اجراي اين عمليات مي گويد :
« ما الان در وضعيتي هستيم كه بايد به سرعت بر خودمان غلبه
كنيم ... تنها راه حلي كه بايد در نظر داشته باشيم اين است كه با يك
روحيه ايثارگرانه , هم صداقتمان را به امام خميني (ره ) نشان دهيم و هم
به خداوند متعال ثابت كنيم كه ما براي آخرتمان مي جنگيم و ... » (3 ) و
بدين ترتيب در طول جنگ براي اولين بار چنين حملات گسترده و
پيچيده اي در زمان 15 روز طرح ريزي و آماده اجرا مي شود .
ساعت يك وسي و پنج دقيقه بامداد 19 ديماه 1365 , 200 گردان
شهادت طلب سپاه در قالب قرارگاه هاي كربلا ـ قدس و نجف با شنيدن
رمز مقدس يا زهرا(س ) به يكباره با خروش رعد آسا بر سر دشمن غافل
فرود مي آيد كه بر خلاف تصور فرماندهان خودي دشمن به هيچ يك از
محورهاي عملياتي به طور كامل هوشيار نبود و صد درصد غافل گير
مي شود.
ارتش عراق كه كاري جز جلوگيري از تعميق عمليات نداشت ديوانه
وار 400 گردان خود را وارد منطقه كرد و بيش از 60000 كشته و
مجروح بر جاي گذاشت .
45 روز شديدترين درگيري بين ايران و عراق روي داد كه رزمندگان
اسلام با موانعي چون كانال پرورش ماهي , سنگرهاي مثلثي شكل , نهر
دوئيجي , نهر جاسم , كانال زوجي , سنگرهاي نوني شكل , سيم
خاردارهاي حلقوي و خورشيدي ـ كه به گفته گوينده راديو عراق زمين
منطقه شرق بصره با تاييد 4 كشور آلمان , آمريكا , انگليس و فرانسه , 93
درصد مسلح بود ـ رو به رو شدند و خود را به نزديكي تنومه عراق
رساندند به طوري كه صدام در يك مصاحبه اعلام كرد كه من اگر 10
سرباز مانند بسيجيان ايران داشتم , دنيا را فتح مي كردم . (5 )
با اين پيروزي نشان شجاعت , اخلاص , ايثار و فداكاري بار ديگر بر
پيشاني بسيجيان ما حك شد , و چه زيبا در روز هشتم اين عمليات بعد
از توصيف وضع ناخوشايند عمليات توسط برادر محسن رضايي به
آقاي انصاري در بيت امام (ره ) , بنيانگذار جمهوري اسلامي در پيام
خود به رزمندگان مي فرمايند :
« از خداوند متعال پيروزي نهايي رزمندگان را خواستارم عزيزان
من بكوشيد خداوند متعال با شماست و اينجانب دست و بازوي شما را
مي بوسم . والسلام عليكم و رحمته الله » (6 ) در اين عمليات فرماندهان
بزرگي چون « حسين خرازي » فرمانده لشكر 14 امام حسين (ع ) ,
« اسماعيل دقايقي » فرمانده لشكر 9 بدر و حجه الاسلام « عبداله ميثمي »
روحاني مجاهد و مسئول دفتر نمايندگي امام در قرارگاه
خاتم الانبيا(ص ) كه در سخت ترين شرايط رزمندگان و بسيجيان را
همراهي مي كردند , شهيد شيرين شهادت را نوشيدند وبه خيل
همرزمانشان پيوستند. شهيد بزرگوار حاج حسين خرازي در توجيه
نيروهايش مي گويد : « عمليات اينجا عاقلانه نيست عاشقانه
است . »
عمليات بزرگ و مقتدرانه كربلاي 5 بعد از فتح فاو موفقيت
برترسياسي ـ نظامي ايران را تثبيت كرد و بصره را در برد توپخانه
خودي قرار داد تا صدام از بمباران شهرهاي ايران منصرف گردد.
آغاز اين عمليات در زمين با ارزش شرق بصره و پيشروي در عمق
استحكامات دشمن در موقعي كه عراق تبليغات نسبتا وسيع و
گسترده اي را مبني بر شكست ايران اجرا مي كرد از اهميت زيادي
برخورداربود.
شكستن خطوط و استحكامات دشمن و پيشروي در زمين شرق
بصره , توانايي ها و قابليت هاي نظامي عراق را مجددا پس ازفتح فاو
درسال 64 زير سئوال قرار داد روزنامه آبزرور پاريس مي نويسد : « براي
اولين بار از آغاز جنگ تا كنون , كارشناسان و ناظران غربي در مورد
امكانات دفاعي عراق دچار ترديد شده اند . » (7 ) هفته نامه نيوزويك نيز
بعد از اين عمليات اشاره مي كند : « تهاجم ايراني ها در نزديكي بصره ,
حداقل يك چيز را در خصوص جنگ ايران و عراق تغيير داده و آن اين
است كه براي اولين بار اين احتمال كه يك طرف حقيقتا برديگري
پيروزي شود مطرح ساخته است . » (8 )
روزنامه ديلي تلگراف اين عمليات را مقصد عمليات بزرگتري بر
شمرده و مي نويسد : « تحليل گران جنگ معتقدند ايران اينك به حمله
بزرگ ديگري نياز دارد كه كار جنگ را پيروزمندانه خاتمه دهد . » (9 )
نيويورك تايمز نوشت : « ايران مي تواند پيروز جنگ باشد وشكست
نخواهد خورد ولي عراق جنگ را نخواهد برد . » (10 )
اين عمليات در حالي پايان يافت كه علي رغم تثبيت توازن جنگ به
سود ايران دامنه فشار عليه ايران گسترش يافت و موانع و دشواري هاي
ادامه جنگ و فائق آمدن بر مشكلات وبرخورداري از وضعيت مناسب
براي خاتمه دادن جنگ , بيش از گذشته خودنمائي مي كرد به همين دليل
اين سئوال در برابر مسئولين وتصميم گيرندگان سياسي و نظامي به
وجود آمده بود كه در وضعيت موجود چه راه حلي براي ادامه
پيروزمندانه جنگ يا خاتمه شرافتمندانه آن وجوددارد
تهيه و تنظيم : احسان كبيريان
اصفهان دانشكده افسري سپاه
منابع :
1 ـ آغاز تا پايان ـ مركز مطالعات و تحقيقات جنگ صفحه 160
2 ـ فاو تا شلمچه ـ مركز مطالعات و تحقيقات جنگ صفحه 88 تا
110
3 ـ عمليات كربلاي 5 ـ مركز مطالعات و تحقيقات جنگ صفحه 22
4 ـ نبرد شرق بصره ـ مركز مطالعات و تحقيقات جنگ صفحه 70 تا
149
5 ـ سردار محمد كوثري در جمع راويان فتح ـ اهواز ـ بهمن ماه
1382
6 ـ نبرد شرق بصره ـ مركز مطالعات و تحقيقات جنگ صفحه 131
7 ـ فاو تا شلمچه ـ مركز مطالعات و تحقيقات جنگ صفحه 145
8 ـ فاو تا شلمچه ـ مركز مطالعات و تحقيقات جنگ صفحه 145
9 ـ عمليات كربلاي 5 ـ مركز مطالعات و تحقيقات جنگ صفحه
54
10 ـ عمليات كربلاي 5 ـ مركز مطالعات و تحقيقات جنگ صفحه
54
دراين موقعيت دشوار فرماندهان جوان ايراني منطقه عملياتي
شلمچه و تصرف شهر بره را كه از مدت ها قبل , سپاه پاسداران
آن را طرح ريزي كرده بود , در دستور كار خود قرار دادند
در اين ميان آمريكايي ها براي به دست گرفتن ابتكار عمل و
جبران كاستي هاي ناشي از ماجراي مك فارلين و تلاش هاي
همه جانبه خود از عراق افزودند تا به ارائه اطلاعات جديد به
عراق تبعات ناشي از ناخوشنودي از آمريكا را جبران نمايد

|

به انگيزه برگزاري يادواره سرداران و 290 شهيد شهرستان جويبار
براستي انقلاب اسلامي و مردان حماسه ساز آن بخوبي توانسته اند
ارزشهاي برآمده از وحي الهي را در تاريخ معاصر ماندگار سازند , در اين
افتخار بزرگ همه ايران و ايرانيان شريك و دخيل هستند اما در ميان امت
بزرگ و سلحشور ايران به مناطقي بر مي خوريم كه از لحاظ انگيزه هاي
اعتقادي و شور ايماني از ويژگي هاي خاص برخوردارند يكي از اين نقاط
سرنوشت ساز . مازندران لاله خيز و لشگر ماندگار آن يعني لشگر ويژه 25
كربلا است , اين لشگر بدليل مراتب سلحشوري و شجاعت مثال زدني
نيروهاي سپاهي و بسيجي خود بارها و بارها در طول 8 سال دفاع مقدس ,
خطوط مستحكم دشمن مورد حمايت استكبار جهاني را در هم شكست و
بهمين مناسبت نام لشكر ويژه را براي خود كسب نمود و فرماندهان جنگ در
جاهايي كه با گره هاي كور برخورد ميكردند ماموريت مقابله با دشمن در آن
مناطق را به لشگر 25 كربلا مي سپردند و شهرستان جويبار هم به لحاظ
وجود رزمندگان و سرداران شهيد دلاور و صف شكن همچون نگيني در اين
استان لاله خيز مي درخشد.
جويبار خاستگاه شهيدان و شهيد پروراني است كه تمامي وجود خود
را در طبقي از اخلاص به پيشگاه حضرت دوست هديه نمودند , بسيجيان
گمنام و شهادت طلبي كه مظلومانه به ديار خوبيها كوچ كردند , پرستوهاي
بي قراري كه جايشان در اين دنيا نبود , جواناني به صافي و زلالي خزر ,
خروشان و درخشندگي خورشيد هميشه تابان , همچون يك خاطره اي زيبا
از ميان خانه هاي سادگي و كشتزارهاي سبز زندگي به سوي آسمان خوبيها به
پرواز درآمدند هماناني كه يك تار مويشان به همه دنيا و دنيا طلبان برتري
دارد , جوانان عاشورايي كه مردانه از سد خواهشهاي نفساني و دنيايي
گذشتند.
آري , آنان مظلومانه دست به طناب اسارت سپردند و غريبانه بر
مصيبتهاي زندان صدام صبر كردند تا ديگر هيچ آزاده اي دست تسليم در
مقابل عربده هاي دشمن برنيفرازد و عده اي ديگر سرپرشور به تيغ خصم
سپردند تا هيچ رزمنده اي سر تسليم در مقابل استكبار فرود نياورد و اينك
شهر و ديار و زندگي و مرگ و نماز و نيايش ما رنگ و بوي شهادت گرفته
است , و امروزه عالم و آدم شرمنده اشارتهاي عاشقانه آنان است , آنان
مظلومانه رفتند تا ايمان نرود , و مردانه ايستادند تا امروز هم علمدار جانباز
انقلاب عصاي موسي در دست و تبر ابراهيم بر دوش و هيبت علوي در
چهره , پرچم جهاد و شهادت را در مقابل صفوف دشمنان برافرازد.
با چشماني اشك بار و با قلبي آكنده از غم فراق آلاله هاي سرخ عاشقي
محفل ياد و نام آنانرا برگزار مي نمائيم .
يادواره سرداران و 250 شهيد اين خطه شهيد پرور بهانه اي است كه بار
ديگر اعمال و رفتار و كردار خويش را به نظاره بنشينيم و به اين حقيقت تفكر
كنيم كه بعد از شهدا ما چه كرده ايم , آيا در گندآب خواب و خيال روزگار
مانده ايم و يا افتخار ادامه را نوراني جهاد و شهادت را براي خود حفظ
كرده ايم .
ث حميد نيك نژاد

ياد
به حال او غبطه خوردم
|
از دوستان قديمي من است , سابقه دوستي و افتخار
آشنايي من با ايشان به ورود هر دوي ما به سپاه دزفول (سال
1358 ) باز مي گردد . در طول اين مدت همواره ايشان را برادري
متواضع , صادق , با صفا , بي تكلف و در يك كلام « دوست
داشتني » يافتم . شايد باور كنيد در اين مدت دوستي 25 ساله
حتي يكبار هم دلم از ايشان مكدر نشده است .
علي رغم شايستگي هاي مديريتي و اخلاقي در تصدي
مسئوليت هاي بالاتر , هيچگاه در اين راه پيشقدم نشده و
همواره با عزت نفس تمام , ديگران را بر خويش ترجيح
داده است . در زندگي و محيط كاري اهل ادعا و منم منم نبوده
است . وضع زندگي پاسداري و معمولي دارد , بنحويكه تا كنون
نتوانسته حتي يك وسيله نقليه مناسب جهت آسايش خانواده
خود تهيه نمايد.
مدتي پيش بطور موقت جهت يك كار ضروري به مبلغي
پول نياز پيدا كردم و تصميم گرفتم وسيله نقليه شخصي خودم
را بفروشم . ظاهرا اين موضوع را از طريق يكي از دوستان مطلع
شده بود. شب به منزل تلفن زد , گوشي را برداشتم بعد از سلام
و احوالپرسي , گفت : شنيده ام به مبلغي پول نياز داري و در
صدد فروش وسيله نقليه خود هستي .
من با اين خيال كه يك مشتري خوب و بي دردسر پيدا
كرده ام گفتم , همين طور است . در كمال ناباوري و با اصرار
فراوان به من گفت : به اندازه مبلغ مورد نياز شما در بانك
موجودي دارم و آنرا جهت انجام كاري در بانك گذاشته ام و
فعلا به آن نيازي ندارم , از شما خواهش مي كنم بر من منت
گذاشته و اين مبلغ را از من بپذيريد. »
نمي دانيد چه حالي پيدا كردم , بي اختيار بغض گلويم را
فشرد و اشك در چشمانم حلقه زد. نمي دانستم اين همه
بزرگواري را چگونه پاسخ دهم از سويي با اطلاعي كه از زندگي
او داشتم اصلا نمي توانستم خواسته ايشان را بپذيرم . به حال
او واقعا " غبطه خوردم . آخر در روزگاري كه مدتهاست كه
اينگونه رفتارها و تعاملات دوستانه بين بسياري از مردم و حتي
خويشاوندان نزديك بكلي فراموش شده و هر كس به فكر تامين
رفاه و زندگي خويش است , ديدن چنين رفتار و منشي انساني ,
آدمي را از يكسو به « وجد » مي آورد و از سوي ديگر به آينده
انسانيت اميدوار مي سازد.
ياد روزهاي اول انقلاب بخير , چه روزگار باصفايي بود.
صميمت و صداقت در اوج خودش بود , مدينه فاضله به تمام
معنا بود , واقعا " قطعه اي از بهشت بود حس همدردي و هم دلي
يك ارزش بود. جامعه آسماني شده بود , آنچه مهم نبود مال
دنيا بود. جيب هاي مردم يكي بود. حرص و طمع و جمع آوري
مال ضد ارزش بود. واقعا " رويا بود آنهم چه رويايي ! ياد آن
روزها بخير باد.
ث ناصر سعد

|
چه كسي بود كه از بودن خود شعر نبودن سر داد
|
چه كسي بود كه از پيچ و خم جاده خالي شده بود
چه كسي بود مصمم مي رفت تا لمس خدا
چه كسي تجربه كرد لحظه ي ناب تپيدن در خون
و كدامين لاله با حادثه در سازش بود
چه كسي بود كه فرياد كشيد... حسي آرامش روح در غروب
حسرت گمشده است
و چرا هيچ غباري نگرفت راه پرستوها را
آن پرستو چه كسي است
اثر ناب شهادت از كيست
لاله معركه ي عشق كجاست
چه كسي بود كه راحت نوشيد كاسه اي پر زاكسير شهادت يا
عشق
چه كسي بود كه از نور خدا پيدا شد
و كدامين انسان روي فردا گل بي باكي كاشت
چه كسي روي تن خسته ي عمر
نقش زيباي شهادت حك كرد
آن پرستو , لاله , انسان
او همان بود كه در خون غلتيد
تا خدا رفت بدون ترديد
« مريم مقدم از شهر قدس »

| |
|