وثوق گفت : ما و همكارانمان در پژوهشكده رويان به تمامي مردم ايران
قول مي دهيم كه تحقيقات نيمه كاره « سعيد كاظمي آشتياني » را براي به نتيجه
رساندن ادامه خواهيم داد و هيچ پژوهشي را نيمه كاره رها نخواهيم
كرد.
احمد وثوق , معاون پشتيباني و خدمات تخصصي پژوهشكده رويان در
گفتگو با خبرگزاري فارس , كاظمي آشتياني را مديري دلسوز و صاحب فكر
معرفي كرد و گفت : كاظمي هميشه درزمينه پزشكي اجتماعي خلاقيت داشت
و وي توانست در تكنولوژي ناباروري را به ايران منتقل كند.
وي داشتن حسن خلق را ويژگي ممتاز رييس پژوهشكده رويان دانست و
افزود : هميشه در جلسات بحث هايي را مطرح مي كرد كه كارآيي آن امري
غيرممكن بود اما وي معتقد بود كه كار نشد ندارد و با پشتكار تمام تحقيقات
و طرح هاي غير ممكن را به اجرا در مي آورد.
وثوق جامعه علمي پزشكي ايران را مديون زحمات و تحقيقات سعيد
كاظمي آشتياني دانست و خاطر نشان كرد : به همت اين استاد امروزه ايران از
تكنولوژي سلول هاي بنيادي برخوردار است و همچنين پيشرفت هايي كه در
آينده در زمينه ناباروري , سلول هاي بنيادي صورت بگيرد نيز حاصل تلاش
كاظمي آشتياني خواهد بود.
معاون پشتيباني و خدمات تخصصي پژوهشكده رويان با اشاره به تحقيقات
نيمه كاره بحث كاربرد سلول هاي بنيادي , شبيه سازي و ترانس ژنيك كه
سرپرست آن ها كاظمي بود , خاطر نشان كرد : ما و همكارانمان در پژوهشكده
رويان به تمامي مردم ايران قول مي دهيم كه اين تحقيقات را براي به نتيجه
رساندن ادامه خواهيم داد و هيچ پژوهشي را نيمه كاره رها نخواهيم كرد.

|
در فراق جهادگر مخلص
|
دكتر سعيد كاظمي آشتياني دانشمند برجسته ايراني و جهادگر مخلص
كه با تلاشهاي در خور توجه و مثال زدني اش در زمينه تحقيقات سلولهاي
بنيادي و همانندسازي , ايران را به رتبه هاي نخست جهاني رسانده بود ,
بدليل عارضه قلبي دارفاني را وداع كرد.
مرحوم دكتر كاظمي آشتياني رئيس پژوهشكده رويان وابسته به جهاد
دانشگاهي بود كه داراي تخصص جنين شناسي و دكتراي تخصصي علوم
تشريح و از بنيانگذاران حركت علمي در زمينه سلولهاي بنيادي و درمانهاي
باروري و ناباروري در كشور بود و در ايجاد تحول علمي در كشور نقش
بسزايي داشت . دكتر كاظمي آشتياني يكي از جهادگران مخلص و پژوهشگران
پرتوان كشور بود كه از زمان تحصيل در دانشگاه تا تبديل شدن به مديري
توانا در عرصه هاي علمي و تحقيقاتي , به عنوان جهادگري نمونه فعاليت
داشت . مرحوم آشتياني در طول حيات پربارش طرحهاي تحقيقاتي بسيار
بزرگ و غرورآفرين و ملي را مديريت كرد كه از جمله آنها توليد , تكثير و
انجماد سلولهاي بنيادي و پروژه دستيابي ايران به فن آوري همانندسازي بود
كه به جديت اين طرح را دنبال مي كرد و قرار بود تا پايان سال شاهد تولد
دومين حيوان شبيه سازي در پژوهشكده رويان باشد.
پژوهشكده رويان با تلاش هاي مرحوم دكتر سعيد كاظمي آشتياني امروز
به يكي از پژوهشكده هاي صاحب نام و موفق در زمينه ناباروري در سطح
دنياست و طي 5 يا 6 سال اخير خط كاري جديدي را نيز درخصوص توليد
سلولهاي بنيادي در پژوهشكده رويان آغاز كرد كه ورود به اين عرصه ,
انقلابي در علوم جديد است و خوشبختانه با مديريت و تلاش بي وقفه
مرحوم كاظمي آشتياني و همكارانش اين كار به سرانجام مناسبي رسيده و
ايران در زمره يكي از 10 كشور دنيا قرار گرفته كه در زمينه تحقيقات و توليد
سلولهاي بنيادي حرفي براي گفتن دارد.
فقدان اين دانشمند بزرگ ايراني كه در سطح بين المللي نيز از اعتبار
ويژه اي برخوردار بود , ضايعه اي بزرگ براي جامعه علمي كشور است كه
شايد جبران آن كاري بس دشوار باشد , لذا همكاران علمي مرحوم دكتر
كاظمي آشتياني بايد با جديت و تلاش در خور شان دكتر آشتياني ادامه
دهنده مسير آن مرحوم باشند و كارهايي كه بايد به دست او به سرانجام
مي رسيد , را به نتيجه برسانند.
اما در اين ميان نكته اي قابل تامل است . در هر كشوري از جمله كشور ما
ايران , سياستمداران از امتيازات ويژه اي برخوردار هستند , كه يكي از آنها
حفاظت فيزيكي از آنان است , كه در جاي خود امري ضروري و لازم
مي باشد.
اما سئوال ; اينكه چرا همين حفاظت از جان و تن براي افراد نخبه و
دانشمند اعمال نمي شود البته در برخي كشورها محافظت از انديشمندان
هم جزو اصول اثبات شده آنهاست اما متاسفانه در كشور ما اين موضوع
هنوز عملي نشده است . انديشمندان و نخبگان هر جامعه سرمايه اصلي براي
كشورها به حساب مي آيند و اين افراد با افتخارآفريني هاي متعدد باعث
مباهات و سرافرازي كشور مي شوند , آيا اين افتخارآفرينان نياز به حفاظت
ندارند اين مقال قصد ندارد كه درگذشت مرحوم دكتر كاظمي آشتياني را به
قتل تعبير كند , اما شايد در ذهن كنجكاو هركسي خطور كند كه آيا مرگ دكتر
آشتياني با توجه به سن ايشان واقعا طبيعي بوده است بهتر است
دستگاههاي امنيتي در اين مورد تحقيق و بررسي نمايند و اطلاع رساني
مناسبي از نتايج تحقيقات خود به عموم ارائه دهند.
مسئولين سياسي و تصميم گير هم بايد حفاظت از جان محققين كشور را
در اولويت قرار دهند اجازه ندهند خداي ناكرده سرمايه هاي واقعي ايران
دچار حادثه شوند.
نكته ديگر اينكه متاسفانه بايد اذعان كرد آنچنان كه شايسته نام ايران و
ايراني است به امر تحقيق و پژوهش و پژوهشگر در كشور توجه لازم
نمي شود. البته چنانكه ذكر شد اقداماتي شروع شده ولي هرگز با روند شتابان
پيشرفت علمي دنيا همخواني ندارد. بطور مثال سهمي كه از درآمد ناخالص
داخلي براي امر تحقيق و پژوهش اختصاص مي يابد بسيار كمتر از
كشورهايي است كه درحال توسعه هستند. و يا بايد اعتراف كرد در بسياري از
دستگاهها و ارگانهاي دولتي و سياسي به پژوهشگر اعتبار حقوقي و حقيقي
نمي دهند كه جاي تاسف دارد. فرضا هرگاه مردان سياسي كشور دچار
بيماري مي شوند سريعا به مجهزترين كلينيك هاي تخصصي منتقل مي شوند
و تمام امكانات درماني در اولين فرصت براي آنها فراهم مي شود , ولي يك
محقق و پژوهشگر حتي نيمي از اين امتيازات را هم ندارد. وقتي پژوهشگر
بسته به نوع تحقيقي كه انجام مي دهد بايد ساعتها بدنبال مطالعه و انجام
آزمايشهاي علمي و شيميايي باشد , آيا لازم نيست هرچند ماه يكبار
تمهيداتي براي آنان در نظر گرفته شود كه بتوانند از سلامتي قلب , مغز و
ريه هاي خود اطمينان حاصل نمايند آيا نبايد فدراسيونهاي ورزشي را ملزم
كرد بخشي از امكانات ورزشي خود را به رايگان در اختيار پژوهشگران قرار
دهند تا آنان از فضاي بسته و محدود آزمايشگاه كه برروي جسم و روان آنها
تاثير مي گذارد , ساعتي رها شوند و به ورزش و تفريح بپردازند
قاعدتا اين قبيل خواسته ها چيز زياد و انتظار نابجايي نيست . چرا بايد
محققان برجسته اي مثل دكتر كاظمي آشتياني كه در عنفوان جواني هم بود
بدليل عارضه قلبي فوت نمايد آيا تابحال كسي از خود پرسيده علت از كار
افتادن قلب دكتر كاظمي آشتياني چه بوده است انسان همانقدر كه به كار و
تلاش و مطالعه نياز دارد بايد امكانات تفريحي و ورزشي نيز داشته باشد و
در اين مورد افراد نخبه بايد در اولويت باشند. به اميد آنكه ديگر شاهد اين
نباشيم محققان كشور در حاشيه قرار گيرند و فقط بعد از فوت آنها قدردان
خدمات و تلاشهاي آنان باشيم .
سيد محمد رضا گتميري

نگاهي به زندگي « سعيد كاظمي آشتياني »
كاظمي آشتياني ; طراح همانند سازي حيوانات در
خاورميانه
|
« سعيد كاظمي آشتياني » در سال هاي حضور پربار خود به عنوان رييس
جهاد دانشگاهي واحد دانشگاه علوم پزشكي ايران و پژوهشكده « رويان »
نقشي راهبردي در هدايت تحقيقات توليد سلول هاي بنيادي , شبيه سازي و
درمان ناباروي داشته است .
مرحوم سعيد كاظمي آشتياني , رييس پژوهشكده رويان جهاد دانشگاهي ,
جهادگر خستگي ناپذير و دانشمند برجسته كشورمان در حوزه تحقيقات
سلول هاي بنيادي , همانندسازي و درمان ناباروري بود.
اين دانشمند جهادگر در سال هاي حضور پربار خود به عنوان رييس جهاد
دانشگاهي واحد دانشگاه علوم پزشكي ايران و پژوهشكده « رويان » نقشي
راهبردي در هدايت تحقيقات توليد سلول هاي بنيادي , شبيه سازي و درمان
ناباروري داشته است .
سعيد كاظمي آشتياني , در اول فروردين سال 1340 در تهران چشم به جهان
گشود.
وي پس از طي دوران متوسطه در رشته فيزيوتراپي وارد دانشگاه علوم
پزشكي ايران شد و در همين رشته و در همين دانشگاه موفق به كسب مدرك
كارشناسي ارشد شد.
كاظمي تحصيلات دكتريش را نيز در اسفند ماه 1376 در رشته علوم
تشريحي در دانشگاه تربيت مدرس به پايان برد.
وي از آبان ماه 1363 هم زمان با گذراندن دوران دانشجويي وارد جهاد
دانشگاهي شد و در سي ام آبان سال 1371 با حكم رييس وقت جهاد
دانشگاهي , به عنوان رييس جهاد دانشگاهي واحد علوم پزشكي ايران
منصوب شد.
دكتر كاظمي آشتياني در سال 1376 طي حكمي از سوي رييس جهاد
دانشگاهي هم زمان با مسووليت واحد علوم پزشكي ايران به عنوان مشاور
رييس جهاد دانشگاهي منصوب شد.
كاظمي آشتياني پس از پي گيري و تلاش فراوان در خصوص راه اندازي
موسسه رويان , نهايتا موفق به راه اندازي اين مركز شد و در بيست و سوم
آبان سال 1377 با حكم دكتر منتظري رييس جهاد دانشگاهي و با حفظ
سمت به عنوان رييس پژوهشكده رويان جهاد دانشگاهي منصوب شد.
پژوهشكده رويان كه ابتدا به عنوان مركز جراحي محدود با هدف درمان ,
پژوهش و آموزش ناباروري افتتاح شد و در سال 1377 مجوز مركز
تحقيقات علوم سلولي را از شوراي گسترش دانشگاه هاي علوم پزشكي
وزارت بهداشت , درمان و آموزش پزشكي دريافت كرد , فعاليت هاي
پژوهشي و آموزشي و نيز درماني خود را در قالب شش گروه پژوهشي جنين
شناسي , ناباروري مردان , ناباروري زنان , ژنتيك توليد مثل , اپيدميولوژي و
بهداشت باروري و نيز سلول هاي بنيادي (بن ياخته ها) انجام مي دهد.
اين پژوهشكده داراي تعداد ده ها نفر عضو هيات علمي بوده و يك فصل نامه
علمي پژوهشي در زمينه علوم سلولي منتشر مي كند.
محققان اين پژوهشكده از سال 1996 تا 2005 در مجموع 127 مقاله چاپ
شده در مجلات داخلي , 51 مقاله چاپ شده در مجلات بين المللي , 165
مقاله ارائه شده در كنگره هاي ايراني , 209 مقاله ارائه شده در كنگره هاي
بين المللي , 171 طرح خاتمه يافته و 76 طرح در حال انجام داشته اند .
زنده ياد دكتر كاظمي همچنين از سال 1371 به عضويت شوراي علمي جهاد
دانشگاهي درآمد كه تا زمان فوت اين مسووليت ها را بر عهده داشت .
براساس اين گزارش توسعه تحقيقات در زمينه باروري و ناباروري , توليد ,
تكثير و انجماد سلول هاي بنيادي جنيني , اجراي نخستين طرح همانندسازي
حيوانات در خاورميانه , راه اندازي و برگزاري شش دوره جشنواره
بين المللي رويان , برگزاري دو دوره جشنواره آسيايي « بهداشت خانواده » و
ده ها فعاليت ارزنده علمي ديگر , دستاورد عمر كوتاه اما پرثمر اين جهادگر
متعهد و خستگي ناپذير است .
وي سال گذشته به دليل تلاش هاي فراوان در زمينه تحقيقات سلول هاي
بنيادي جنيني به عنوان يكي از چهره هاي ماندگار كشور معرفي و تقدير شد.
پيكر مرحوم سعيد كاظمي آشتياني روز پنجشنبه در بهشت زهرا(س ) به
خاك سپرده شد.

|
علايم بيماري هاي اعصاب وروان
|
دكتر حسن ذبيحي اردستاني , متخصص بهداشت روان در مقاله اي به
تبيين علايم بيماري اعصاب و روان و برخي باورهاي غلط در اين زمينه
پرداخته است .
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) , دكتر ذبيحي
اردستاني در مقاله خود در تبيين علايم بيماري اعصاب و روان , اين
علائم را به سه دسته اختلال در كاركردهاي بدني , اختلال در كاركرد
رواني و اختلال در فعاليت ها تقسيم كرده است .
به گفته وي , اختلال در كاركردهاي بدني به سه دسته اختلال در خواب ,
اشتها و ميل فعاليت جنسي تقسيم مي شود.
اختلال در خواب :
در اختلال خواب كه به صورت بي خوابي يا پرخوابي بروز مي كند , گاهي
فرد دير به خواب مي رود. گاه مي نشيند و گاه راه مي رود. گاهي در
رختخواب دراز مي كشد , چشمانش باز است . نگران است چرا خواب به
چشمانش نمي آيد , گاه ساعت ها به خود مي غلتد ولي خوابش گسسته
است . مثلا ساعت 5,3 بيدار مي شود و ديگر خوابش نمي برد; صبح هم
اصلا سرحال نيست خسته و كوفته است حوصله اش كم است . گاهي به
صورت پرخوابي خود را نشان مي دهد به طوريكه علاوه بر حداقل 8
ساعت در طول شبانه روز , باز هم اگر كسي مزاحمش نشود , خواهد
خوابيد.
اختلال در اشتها :
به صورت بي اشتهايي فرد دائما دلش مي خواهد چيزي بخورد; خصوصا
افراد افسرده علاقه زيادي به شيريني پيدا مي كنند. اين اختلال گاهي به
صورت بي اشتهايي و بيزاري از غذا و بوي آن است .
اختلال در رفتار :
ممكن است فرد در خود فرو رفته و تمايل با صحبت با ديگران نداشته
باشد; خيلي گرفته , گوشه گير , خجالتي و آرام باشد; ساعت ها تنها در
يك كنج بنشيند و يا دراز بكشد. اين مشكل گاهي به صورت
پرخاشگري , درگيري و كتك كاري با ديگران , عصبانيت , پرتاب اشيا يا
شكستن آنها و گاهي به صورت رفتارهاي وسواس مثل شستن زياد
دستها , تميزكاري زياد , شك كردن در كار , خصوصا در نحوه چك كردن
زياد كارها و وسايل مثل شيرگاز , قفل ها يا شمردن خط هاي سفيد وسط
جاده , خواندن تابلوها يا به صورت رفتارهاي افراطي توام با باورهاي
غلط مذهبي براي دوري از حوادث آينده و بالاخره ... بروز مي يابد.
فكر وسواسي يعني فكري كه مزاحم وي است , دائما در ذهنش دور
مي زند , خجالت مي كشد به ديگران بگويد شرمش مي آيد كه چنين فكري
دارد. هرچه با خود مي جنگد كه فكر را بيرون كند , نمي تواند.
اختلال در تكلم و تفكر :
به صورت كم حرفي بيش از حد يا پرحرفي دائم و گاهي بيان كلمات
بي ربط و بيان كردن افكاري عجيب و غريب و نشدني مثل كسي او را
چيزخور كرده (در صورتي كه با فرهنگ جامعه منافات داشته باشد) يا
كسي سم در غذايش مي ريزد و ... كه در اصطلاح هذيان گويند , بروز
مي كند.
اختلال در هيجانات و عواطف :
در يك شرايط خاص مطابق با آن شرايط هيجاناتش بروز نكند به شكل
افراطي و يا غيرطبيعي مثلا افراطي گريه كند يا بخندد يا عصباني شود به
عبارتي عواطفي نامتناسب باشد.
اختلال در درك :
ممكن است در فهم تحريكاتي كه از حواس پنج گانه به وي مي رسد ,
دچار مشكل يا سو تعبير شود مثلا چيزهايي ببيند كه ما نمي بينيم ,
صداهايي بشنود كه ما نمي شنويم ; مثلا صدايي كه با او حرف مي زند و
به او دستور مي دهد و او را تحقير مي كند.(توهم )
اختلال در حافظه :
فرد حافظه اش را از دست بدهد و وقايع مهم را فراموش كند , دچار
فراموشي مكرر بشود كه با فراموشي سالمندي متفاوت است مثلا راهش
را گم مي كند افراد آشنا را نشناسد كه البته بين اشكال در تمركز و
فراموشي بايد فرق قائل شد.
اختلال در هوش و قضاوت :
در كارها اشتباهات زيادي مي كند; خصوصا در كارهاي روزمره زندگي
توان هوشي وي كاهش مي يابد , از قضاوت موارد ساده باز مي ماند.
اختلال در سطح هوشياري :
در بعضي از اختلالات رواني كه بيشتر ناشي از ضايعات مغزي است ,
سبك هوشياري كم مي شود , زمان و مكان و اشخاص را نمي شناسد. اين
اختلال در مسموميت دارويي و حمله تشنجي نيز ديده مي شود.
به گفته اين پژوهشگر , اختلال در فعاليت ها , بخش ديگري از علائم
بيماري هاي رواني را تشكيل مي دهد.
اين اختلالات در عملكرد فردي , خانوادگي و اجتماعي و شغلي و
تحصيلي فرد بروز مي يابند.
اختلال در عملكرد فردي :
بيمار به نيازهاي شخصي خود اهميت نمي دهد. بهداشت فردي را
رعايت نمي كند , به حمام نمي رود , پابرهنه راه مي رود سر و صورت خود
را مرتب نمي كند.
اختلال در عملكرد خانوادگي و اجتماعي :
بيمار با دوستان , اعضاي خانواده و ... رفتاري نادرست و عجيب و
غريب دارد; ديگران را مورد اذيت قرار مي دهد; بي پروا عمل مي كند; گاه
موجب تسخر و خنده ديگران مي شود; روابطش با همه به هم مي خورد ,
قادر به ارتباط درست و منطقي حداقل طبق عرف جامعه با ديگران
نيست .
اختلال در عملكرد شغلي و تحصيلي :
افت نمرات تحصيلي , اشكال در مطالعه و تمركز و يادگيري ناتواني در
فعاليت هاي گروهي , ناسازگاري با معلمان و ساير همكلاسي ها , افت
عملكرد شغلي اشتباهات مكرر , ناتواني درانجام امور محوله به طوري
كه موجب اخراج وي از شغل خواهد شد.
بيماري هاي اعصاب و روان و باورهاي غلط :
در هر جامعه اي برخي اعتقادات و باورهاي غلط وجود دارد كه هيچ
مبناي علمي , عقلي و يا مذهبي ندارد و معمولا افراد تحصيل نكرده بيشتر
به آن عقيده دارند.
اين باورها و اعتقادات درهر زمينه اي زياد است ليكن ما چند باور غلط
عمده در زمينه اعصاب و روان و درمان هاي دارويي بيماري هاي اعصاب
و روان را بيان مي كنيم .
معمولا اگر ما كلمه اختلال اعصاب و روان را بشنويم ناخودآگاه نوع
شديد آن مانند كسي كه با خود حرف مي زند , با خود مي خندد و يا با
ظاهري ژوليده در خيابان بي پروا راه مي رود در ذهنمان تداعي مي شود ,
اين درحالي است كه اختلالات اعصاب و روان طيف گسترده ي دارد و
از خفيف ترين نوع به صورت عصبانيت و پرخاشگري مكرر با دوستان ,
افراد , خانواده و يا ... بروز كرده تا شديدترين نوع كه علائم آن گفته
شد , پس منطقي نيست كه اگر فردي به روانپزشك يا پزشك عمومي
مراجعه كرد و داروي اعصاب براي وي تجويز شد , او را فردي داراي
اختلال عقل تلقي كنيم .
يك اضطراب قبل از امتحان نيز اگر منجر شود فردي كه نمره خوبي
كسب مي كند , دائما در ترس باشد اختلال بيماري اعصاب و روان
(اضطراب ) تلقي مي شود. يا دانش آموزي كه دچار افت تحصيلي شده ,
غيبت مكرر از مدرسه و دلتنگي مكرر دارد يا بي حوصله بوده و رفت و
آمد با افراد ناباب را شروع كرده مي تواند نشان دهنده نوع ديگر از بيماري
اعصاب و روان (افسردگي ) باشد.
نگرش هاي غلط در جامعه ما موجب شده اگر فردي احساس كند دچار
اضطراب , افسردگي , پرخاشگري و يا احساس سيري از زندگي شده , از
ترس حرف هاي ديگران به پزشك مراجعه نكند و يا از رفتن به مراكز
مشاوره دچار شرم , ترس يا خجالت افزون شود و اين در صورتي است
كه اگر اختلالات و بيماريهاي اعصاب و روان را به موقع درمان كنيم ,
فرد دچار مشكل بعدي نخواهد شد چرا كه اگر فردي تعادل اعصاب و
روانش بهم مي خورد ممكن است در شغل , تحصيل , خانواده يا اجتماع
دچار سرخوردگي و مصيبت هاي بعدي شود.
هرچند ما عادت كرده ايم به نوعي حالات رواني خود را توجيه كرده و از
اين كه فكر كنيم دچار اختلال اعصاب و روان شده ايم تا حد ممكن فرار
كنيم .
باور غلط ديگر در خصوص مصرف داروهاي اعصاب و روان است ; به
طوري كه فكر كنيم اگر كسي داروي اعصاب و روان بخورد , تا آخر عمر
بايد آنرا مصرف كند و يا اينكه داروهاي اعصاب و روان اعتيادآوراست .
متاسفانه اين تصور غلط موجب شده كه اگر پزشك براي فردي كه نياز
به داروهاي اعصاب و روان دارد , تجويز كند او از خوردن دارو
خودداري كرده يا آنرا نامرتب مصرف كند و يا زودتر از موقع و طول
درماني كه پزشك توصيه نموده , دارو را قطع كند; بهرحال تداوم
غيرصحيح دراين زمينه مي تواند عوارض زيادي براي فرد داشته باشد.
چرا كه هيچ فردي از بيماري اعصاب و روان مصون نيست اگرچه نداند
يا باور نكند و هيچ داروي اعصاب و روان اعتيادآور نيست مگر داروهاي
خواب آور , آن هم اگر زير نظر پزشك مصرف نشود.

| | | |