قم ـ احمد اكبري
قسمت دوم
8 ـ عدالت اجتماعي رمز بقا انقلاب اسلامي
اين معنا امروز ديگر عملي نيست , كه يك دسته اي آن بالاها باشند و همه
آن چيزهايي را كه بخواهند , به طور اعلي تحقق پيدا بكند , پارك ها و
اتومبيل ها و بساط , يك دسته هم اين زاغه نشين ها باشند , كه اطراف
تهران اند ومي بينند آنها را. اين نمي شود , اين نه منطق اسلامي دارد , نه
منطق انصافي دارد , نه صحيح است !و اگر خداي نخواسته اينها صداي شان
درآيد , ديگر قابل خاموشي نيست , شماها بايد يك فكري بكنيد , ... اين
« تفاوت طبقاتي » به اينطور نباشد , يك
تعديلي بشود , اسلام تعديل مي خواهد. نه جلو سرمايه را ميگيرد و نه
مي گذارد , سرمايه آنطور بشود; كه يكي صدها ميليارد دلار داشته باشد و
براي سگش هم اتومبيل داشته باشد و شوفر داشته باشد و امثال ذلك . و اين
يك , شب كه برود , پيش بچه هايش نان نداشته باشد , نمي شود; اين عملي
نيست . نه اسلام با اين موافق است , نه هيچ انساني با اين موافق است . (22 )
9 ـ عدالت اجتماعي اصلي ترين ويژگي جمهوري اسلامي
و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم
الوارثين . (23 ) ... (و خواستيم بر مستضعفان روي زمين منت نهيم و آنان را
پيشوايان گردانيم , و ايشان را وارثان گردانيم ) , ... با « جمهوري اسلامي » ,
« حكومت عدل الهي » را اعلام نموديد , حكومتي , كه در آن , جمع اقشار ملت
با يك چشم ديده مي شوند و نور « عدل الهي » بر همه و همه به يك طور
مي تابد و باران رحمت قرآن و سنت بر همه كس به يكسان مي بارد.
... مبارك باد , شما را چنين حكومتي , ( « جمهوري اسلامي » ) كه در آن
اختلاف نژاد و سايه و سفيد و ترك و فارس و كرد و بلوچ مطرح نيست . همه
برادر و برابرند. فقط و فقط كرامت در پناه تقوا و برتري به اخلاق فاضله و
اعمال صالحه هست . مبارك باد بر شما روزي كه در آن تمام اقشار ملت به
حقوق حقه مي رسد. فرقي بين زن و مرد و اقليت هاي مذهبي و ديگران در
اجراي عدالت نيست . (24 )
10 ـ عدالت اجتماعي اصلي ترين ملاك مديريتي در نظام اسلامي
اسلام خدايش عادل است . پيغمبرش هم عادل است و معصوم , امامش
هم عادل و معصوم است , قاضي اش هم معتبر است ; كه عادل باشد. فقيه اش
هم معتبر است , كه عادل باشد. شاهد طلاقش هم معتبر است , كه عادل باشد ,
امام جماعت ش هم معتبر است , كه عادل باشد. امام جمعه اش هم بايد عادل
باشد. از ذات مقدس كبريا گرفته تا آن آخر زمامدار بايد عادل باشد , ولات
شان هم بايد عادل باشند , ... اينها (حكام طاغوتي ) از اين طرف آدم كشي
مي كنند , از آن طرف (شعار) « عدالت اجتماعي » (سر مي دهند) . (24 )
11 ـ عدالت اجتماعي خط تمايز بين اسلام ناب و اسلام آمريكايي
اسلام ناب محمدي (ص ) اسلام ائمه ي هدي ـ عليهم السلام ـ اسلام
فقرا دردمند , اسلام پابرهنگان , اسلام تازيانه خوردگان تاريخ تلخ و شرم
آور محروميتها باشد , ... اسلام كوبنده سرمايه داري مدرن و كمونيسم خون
آشام و نابود كننده اسلام رفاه و تجمل , اسلام التقاط , اسلام سازش و
فرومايگي , اسلام مرفهين بي درد و در يك كلمه اسلام امريكايي
باشد . (26 )
12 ـ بي عدالتي مشخصه ي اصلي سلاطين و پادشاهان جور
« همه ي سلاطين بي استثنا ـ تقريبا بي استثنا مردم خون خواري بودند ,
حتي آنهايي كه به عدالت معروف اند , كساني كه اهل تاريخ هستند , مي دانند ,
كه همان « انوشيروان عادل » چه آدمي بوده است و چه آدم ظالمي بوده است .
تا رسيد نوبت به زمان ديكتاتوري رضاخان , و بعد از او هم , بدتر از او , اين
پسر (محمد رضاشاه اسلام ستيز) كه حقيقتا خلف صادق او بود! اينها از
مغول به ما بدتر كردند . (27 )
ولادت ها مختلف است , يك تولدي است , كه مبدا همه ي خيرات
است , مبدا همه ي بركات است , مبدا كوبيدن ظالم است , مبدا خاموش
شدن آن بت كده ها و آتش كده هاست , مثل ولادت رسول
اكرم (ص ).
... « انوشيروان عادل » ... يك مرد ظالم سفاكي بوده است , منتها شايد
پيش سلاطين ديگر وقتي گذاشتند , به او گفتند : عادل !... و بعضي از تولدها
مبدا عكس اين مطالب است , مثل تولد چهارم آبان , سالروز تولد شاه
اسلام ستيز محمد رضا پهلوي ). البته من از رسول اكرم (ص ) عذر
مي خواهم , كه ذكر تولد ايشان را ميكنم و ذكر تولد اين شقي را , لكن مقابله ي
نور و ظلمت است , مقابله ي انسان و لاانسان است . (28 )
ملتي در طول تاريخ زير سلطه سلاطين جور بوده اند , در طول تاريخ
2500 سال زير سلطه سلاطيني بوده است , كه همه اش جور بوده است , حتي
آن عادل هاي شان خبيث بودند , حتي آن « انوشيروان » ! عادلش هم از
خبيث ها بوده است , حتي آن « شاه عباس جنت مكانش » ! هم از اشخاص
ناباب بوده است , پسر خود را كور كرده است , در طول تاريخ اين ملت زير
سلطه و چكمه اين سلاطين خبيث بوده , (29 )
... « جنت مكان » ! همين جنت مكانشان مردم خبيثي بودند. همان « شاه
عباس جنت مكان » ! است , كه پسر خودش را كور كرد! براي خاطر مملكت ,
براي خاطر جاه طلبي . همان « انوشيروان عادل » است , كه از بدترين ظلمه
بوده است , و كارهاي ظالمانه اش را تاريخ ثبت كرده است . خدا ميداند , كه
ايران از اين پادشاه ها چه بر او گذشته . (30 )
عدالت اجتماعي مذموم در نگاه امام خميني
حالا هم يك دسته پيدا شده اند , كه اصل تمام احكام اسلام را ميگويند :
براي اين است , كه يك « عدالت اجتماعي » پيدا بشود , طبقات از بين برود.
اصلا اسلام ديگر چيزي ندارد; توحيدش هم عبارت از توحيد اين است ; كه
ملت ها در زندگي توحيد داشته , واحد باشند , واحد باشند. عدالتش هم
عبارت از اين است , كه ملت ها همه به طور عدالت و به طور تساوي با هم
زندگي بكنند , يعني , زندگي حيواني علي السوا با هم زندگي بكنند , ... عرض
مي كنم , به هم كار نداشته باشند , همه از يك آخوري بخورند . (31 ) « جامعه ي
توحيدي » معنايش اين است , كه تفاوت ما بين افراد نباشد. شما در غير
حيواناتي كه , ـ آن هم حيواناتي كه تمدن ندارندـ در غير حيوانات , در كجاي
عالم پيدا مي كنيد , كه تفاوت نباشد , يعني همه ي ما يا مهندس باشيم يا هيچ
درس نخوانيم . همه ي كشور ما يا همه شان بايد مهندس باشند. خوب , همه
مهندس , ما كشاورزي نمي خواهيم ! همه كشاورز , ما كارگر نميخواهيم .
همه كارگر , ما كارفرما نمي خواهيم , اصلا قبل ذكر است ,
اين . (32 )
« جامعه توحيدي » به آنطوري كه مي گويند , يعني جامعه ي هرج و
مرج !... اساس نظام در عالم , نه فقط در اينجا , در عالم از اولي كه پيدا شده ,
اساس بر اين بوده است , كه مراتب باشد فرق ما بين « دولت اسلامي » و
(دولت ) « غير اسلامي » اين است , كه ظلم نشود , از بالا به پايين . نه فرمان
داده نشود , اطاعت بايد بشود , ظلم نبايد بشود.
... « جامعه توحيدي » ! يعني الاغ ها همه يك جورند! گاوها هم يك جورند ,
فرمانبر و فرمانبردار ندارند; يك همچو جامعه اي را آقايان مي خواهند!... اگر
يك وقتي بشر وحشي بوده , آنجا يك « جامعه ي توحيدي » ـ هر كسي براي
خودش مي رفته علفي مي چيده و مي خورده ـ اما آن روزي كه تمدن در بشر
آمده است , لازمه تمدن , اين است ; كه درجات باشد. لازمه ي تمدن اين
است ; كه يكي دكتر باشد , يكي فرض كنيد , كه مهندس باشد . (33 )
آواي ملكوتي در شوق ديدار حكومت عدالت گستر قائم آل محمد(عج )
الف ـ فلسفه ي غيبت قائم آل محمد(عليه السلام )
قضيه ي غيبت حضرت صاحب (عليه السلام ) قضيه ي مهمي است ; كه به
ما مسائلي مي فهماند. من جمله اينكه براي يك همچو كار بزرگي كه در تمام
دنيا عدالت به معناي واقعي اجرا بشود , در تمام بشر نبوده , كسي الا مهدي
موعود ـ سلام الله عليه ـ كه خداي تبارك و تعالي او را ذخيره كرده است ,
براي بشر. هر يك از انبيا كه آمدند , براي اجراي عدالت آمدند و مقصدشان
هم اين بود , كه اجراي عدالت را در همه ي عالم بكنند , لكن موفق نشدند.
... اين ايجاد عدالت است ; در انسان , اگر اخلاقش اخلاق منحرفي باشد , از
اين انحراف وقتي به اعتدال برگردد; اين عدالت در او تحقق پيدا كرده است .
اگر در عقائد يك انحرافاتي و كجي هايي باشد , برگرداندن آن عقايد كج به يك
عقيده صحيح و صراط مستقيم , اين ايجاد عدالت است , در عقل انسان . در
زمان ظهور مهدي موعود ـ سلام الله عليه ـ كه خداوند ذخيره كرده است , او
را. از باب اينكه هيچ كس در اولين و آخرين , اين قدرت برايش نبوده است و
فقط براي حضرت مهدي موعود(عليه السلام ) بوده است ; كه تمام عالم را ,
عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد. و آن چيزي كه انبيا موفق نشدند , به
آن .
... كسي بعد از انبيا و اولياي بزرگ , پدران حضرت موعود , كسي نبوده
است , كه بعد از اين , اگر مهدي موعود(عليه السلام ) هم مثل ساير اوليا به
جوار رحمت حق مي رفتند , ديگر در بشر كسي نبوده است ; كه اين اجرا
عدالت را بكند , نمي توانسته و اين يك موجودي است , كه ذخيره شده
است ; براي يك همچو مطلبي . (34 )
ب ـ عدالت گستري در همه ي ابعاد حيات طيبه ي انساني
ما كه از امام مهدي (عليه السلام ) كه قوه ي اجرائيه ي اسلام است , صحبت
مي كنيم و مي گوييم ; كه « عدل » در زمان او فراگير خواهد شد و از طرق خود
آنها (بعضي از علما و اشخاص صاحب فتوا كه در راس روحانيت بعضي از
ممالك اسلامي هستند) هم , همين معنا هست ; « يملا الارض قسطا و عدلابعد
ما ملات ظلما و جورا » . (35 ) (زمين را پر از عدل و داد مي كند , پس از اينكه
از جور و ستم پر شده باشد).
ما كه راجع به آن مي گوييم و مي گوييم كه انبيا موفق نشده اند , اجرا
كنند مقاصد خودشان را. و خداوند در آخر زمان كسي را مي آورد , كه اجرا
كند , مسائل انبيا را. اين بيچاره ها براي خدمت به اجانب يا نفهميده , تاويل
مي كنند , كه فلان گفته است : كه حضرت مهدي (عليه السلام ) تتميم مي كند ,
شريعت را. اين بسيار ناگوار است , براي ما; ما حضرت مهدي (عليه السلام )
را يكي از افرادي مي دانيم , كه تابع اسلام است , لكن تابعي است ; كه نور
چشم پيغمبر اسلام (صلي الله عليه و آله وسلم ) است و اجرا مي كند , آن
مطالبي را كه حضرت رسول اكرم (ص ) فرموده است . (36 )
ابزارها و راهكارهاي عملي تحقق عدالت اجتماعي از منظر
امام (قدس سره )
از ديدگاه امام خميني (قدس سره ) ابزارها و راهكارهاي مختلفي براي
تحقق « عدالت اجتماعي » وجود دارد , در اين بخش مواردي را يادآور
مي شويم .
1 ـ وجود حاكماني مومن به عدالت خواهي اسلامي
در « قيام اصلاحي » امام خميني (عليه السلام ) فقط وجود رهبري عالم و
عادل و قوانين اسلامي براي دست يابي به « عدالت اجتماعي » كافي
نمي باشد; بلكه با وجود چنين نظامي , كه داراي كمال جهت گيري هاي
اساسي براي دست يابي به آرمان عدالت خواهي است . وجود مديراني
متخصص و مومن به آرمان هاي انقلاب اسلامي , از جمله ايمان به رفتار
مديريتي عدالت خواهانه , يكي ديگر از لوازم رسيدن به جامعه ي مترقي و
عادلانه مي باشد.
حكومتي مي تواند , ادعا بكند , كه « حقوق بشر » را حفظ مي كند; كه
دولتش مبتني بر يك عقايد الهي ـ ديني باشد; تا خودش را مسئول پيش يك
قدرت بزرگ بداند , ... آني كه انسان رابه راه مي آورد و راهش را معين مي كند ,
آن « ديانت » است , ... آن اعتقاد به يك مبدا و معاد است , ... تا يك نقطه ي
معنوي نباشد , بشر « اصلاح » شدني نيست . اصلاح بشر , حفظ « حقوق بشر »
نمي شود; الا اينكه نقطه ي اتكايش , يك مبدا معنوي باشد . (37 )
به همه ي مسئولان كشورمان تذكر مي دهم ; كه در تقدم ملاكها , هيچ
ارزش و ملاكي مهم تر از « تقوا » و « جهاد » در راه خدا نيست . و همين تقدم
« ارزشي » و « الهي » بايد معيار انتخاب و امتياز دادن به افراد و استفاده از
امكانات و تصدي مسووليت ها و اداره كشور و بالاخره جايگزين همه ي
« سنت ها » و امتيازات غلط مادي و نفساني بشود , ... مصلحت پا برهنه ها و
گودنشين ها و مستضعفين , بر مصلحت قاعدين در منازل و مناسك و
« متمكنين » و مرفهين گريزان از جبهه و جنگ و تقوا مقدم باشد , ... و جنگ
فقر و غنا محفوظ بماند . (38 )
در حكومت اسلامي بهاي بيشتر و فزون تر از آن كسي است ; كه تقوا
داشته باشد , نه ثروت و مال و قدرت , و همه ي مديران و كارگزاران و رهبران
و روحانيون نظام و حكومت عدل موظف اند; كه با فقرا و مستمندان و
پابرهنه ها بيشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته
باشند; تا متمكنين و مرفهين , و در كنار مستمندان و پابرهنه ها بودن و خود را
در عرض آنان دانستن و قرار دادن , افتخار بزرگي است , كه نصيب اوليا
شده و عملا به شبهات و القاآت خاتمه مي دهد . (39 )
2 ـ ساده زيستي و روحيه ي مردم گرايي مديران اداره ي امور مملكتي
حكومت اسلام و شخص اول , كه خليفه است , بر مسلمين و به منزله ي
سلطان است , نسبت به مسلمين . زندگي عادي اش از افراد طبقه ي سه
پايين تر , و با مردم , با همين طبقه ي فقرا , هم درجه در زندگي هستند , ...
حكومت اسلام مثل حكومت هاي ديگر از قبيل سلاطين , يا روساي
جمهوري نيست .
حاكم اسلام , حاكمي است ; كه در بين مردم , در همان مسجد كوچك
مدينه مي آمد , جلوس مي كرد , ... و آنهايي كه مقدرات مملكت دست شان
بود , مثل ساير طبقات مردم در مسجد اجتماع مي كردند , و طوري بود;
اجتماع شان , كه , كسي كه از خارج مي آمد , نمي فهميد; كه كي رئيس مملكت
است و كي صاحب منصب است . و كي از فقراست .
لباس همان لباس فقرا و « عشرت » همان « عشرت » فقرايي . و در اجراي
عدالت طوري بود; كه اگر چنانچه يك نفر از پائين ترين افراد ملت , بر شخص
اول مملكت , بر سلطان , بر رعيت , ادعايي داشت و پيش قاضي مي رفت ,
قاضي شخص اول مملكت را احضار مي كرد و او هم حاضر مي شد; و اگر
چنانچه حكم بر خلاف او مي كرد , حاكم تسليم بود . (40 )
« فرق ما بين رژيم طاغوتي و رژيم اسلامي اين است ; كه در رژيم
طاغوتي مردم و دولت (از هم جدا) بودند , ... اما در رژيم اسلامي , دولت و
ملت از هم جدا نيستند , باهم اند و دوست و برادرند » . (41 )
پاورقي :
22 ـ همان , ج 8 , ص 470
23 ـ قصص , 5
24 ـ همان , ج 6 , صص 454 ـ 452
25 ـ همان , ج 3 , صص 305 ـ304
26 ـ همان , ج 21 , ص 145
27 ـ همان , ج 6 , ص 173
28 ـ همان , ج 4 , صص 162 ـ161
29 ـ همان , ص 239
30 ـ همان , صص 404 ـ402
31 ـ همان , ج 3 , ص 222
32 ـ همان , ج 11 , ص 417
33 ـ همان , صص 470 ـ469
34 ـ همان , ج 12 , صص 481 ـ480
35 ـ راهنماي انسانيت ; فهرست موضوعي نهج الفصاحه , تنظيم كننده :
مصطفي فريد تنكابني , تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي , 1374 , ص
.449
36 ـ صحيفه ي امام , پيشين , ج 13 , ص 97
37 ـ همان , ج 4 , صص 404 ـ402
38 ـ همان , ج 20 , ص 333
39 ـ همان , صص 341 ـ339
40 ـ همان , ج 4 , صص 418 ـ417
41 ـ همان , ج 9 , ص 221
امام خميني : به همه ي مسئولان كشورمان تذكر مي دهم ; كه
در تقدم ملاكها , هيچ ارزش و ملاكي مهم تر از « تقوا » و « جهاد »
در راه خدا نيست . و همين تقدم « ارزشي » و « الهي » بايد معيار
انتخاب و امتياز دادن به افراد و استفاده از امكانات و تصدي
مسووليت ها و اداره ي كشور و بالاخره جايگزين همه ي
« سنت ها » و امتيازات غلط مادي و نفساني بشود , ... مصلحت
پابرهنه ها و گودنشين ها و مستضعفين , بر مصلحت قاعدين در
منازل و مناسك و « متمكنين » و مرفهين گريزان از جبهه و جنگ
و تقوا مقدم باشد , ... و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند
امام خميني : در حكومت اسلامي بهاي بيشتر و فزون تر از
آن كسي است ; كه تقوا داشته باشد , نه ثروت و مال و قدرت , و
همه ي مديران و كارگزاران و رهبران و روحانيون نظام و
حكومت عدل موظف اند; كه با فقرا و مستمندان و پابرهنه ها
بيشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته
باشند; تا متمكنين و مرفهين , و در كنار مستمندان و پابرهنه ها
بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار د ادن , افتخار
بزرگي است , كه نصيب اوليا شده و عملا به شبهات و القاآت
خاتمه مي دهد

|