
تاملي در فلسفه ها و پيام رساني هاي معنوي و سياسي « قرباني »
ابراهيم (ع ) از جانب پروردگار خويش ماموريت يافت فرزندش
اسماعيل را در راه خدا « قرباني » كند.
اين فرمان كه در وراي خود علل خاص و فلسفه و آثار شريف و
بزرگي پنهان داشت , به سرعت مورد پذيرش حضرت ابراهيم (ع ) قرار
گرفت , كه او بسيار مطيع و تسليم بود و مهياي اجراي هر فرماني از
جانب خالق خويش .
وقتي ابراهيم (ع ) فرزند بردبارش را به قربانگاه مي برد , شيطان به
صورت پيرمردي ناصح و موعظه گر تمثل يافت و به نزد او آمد و گفت :
اي ابراهيم , از اين فرزند چه مي خواهي
حضرت ابراهيم پاسخ داد :
مي خواهم او را قرباني كنم .
پيرمرد گفت :
سبحان الله ! مي خواهي فرزندي را ذبح كني كه به اندازه چشم بر هم
زدني نافرماني خدا را نكرده است
حضرت ابراهيم پاسخ داد :
خداوند مرا به اين كار فرمان داده است .
پيرمرد گفت :
چنين نيست , اين فرمان را شيطان به تو داده است .
ابراهيم (ع ) برآشفت و پاسخ داد :
واي بر تو , كسي كه مرا به مقام نبوت رسانده , به اين كار امر فرموده
است .
پيرمرد ديگر بار سخن خويش را تكرار كرد. حضرت ابراهيم (ع )
شيطان را شناخت و او را با سنگ هايي كه در دست داشت از خويش
راند.
حضرت ابراهيم (ع ) با قدرت ايمان و با تصميم و اراده راسخ در پي
انجام فرمان الهي شتافت . او در حالي كه فرزند شكيبا و مطيعش را بر
زمين خوابانده بود , دست خويش را بالا برد تا كارد را بر گلوي او نهد.
در همين هنگام وحي الهي نازل شد و بشارت رضايت خداوند
متعال از ايمان و تسليم و اخلاص ابراهيم (ع ) و موفقيت او در انجام
ماموريت الهي را ابلاغ كرد. پس از آن , حضرت جبرئيل (ع ) گوسفندي
براي قرباني آورد و ابراهيم (ع ) آن را ذبح نمود1.
در متن رفتار و عمل اين پيامبر بزرگ الهي از لحظه حركت به سوي
قربانگاه براي ذبح فرزندش اسماعيل تا فرجام نيك اين ماموريت كه با
قرباني كردن گوسفند به نقطه انتها رسيد , درسها و پيام هايي در مراسم و
مناسك حج تثبيت مي شود كه براي هميشه تاريخ و در تمام اعصار و
زمان ها راهگشاي رشد و كمال معنوي و اخلاقي و نيز پيشرفت و بالندگي
در ابعاد اجتماعي و سياسي است .
1 ـ « قرباني » در مناسك حج , حركت نماديني است از تسليم كامل و
مطلق در برابر فرامين و دستورات الهي , كه هركس به درستي و صداقت
و در اوج اخلاص و يكرنگي , خويشتن را در اطاعت حضرت پروردگار
درآورده و تسليم و مطيع او گرديده است , هرگاه و در هر شرايط و در
برابر هر فرمان و دستور از جانب خالق يكتا , به اجراي سريع آن اهتمام
مي ورزد و هيچ قصور و غفلتي را روا نمي دارد.
حضرت ابراهيم (ع ) بنده تسليم و مطيع خداوند متعال بود و حركت
او براي قرباني كردن فرزند به دستور حضرت حق , جلوه بارز و صريحي
از قدرت ايمان و خصلت تسليم و فرمانبرداري او را به زيبايي هر چه
تمامتر به نمايش درآورد.
اين تسليم و فرمانبرداري هيچ گونه كراهتي را برنمي تافت و اينگونه
نبود كه چون دستور خداست چاره اي جز اجرا نمي طلبد , بلكه با « عشق
الهي » امتزاج يافته بود , و اين عشق , شوق و شعفي را مي آفريد كه محب
و عاشق بدون توجه به برهان و استدلال و تفكر و انديشه در علت و
چرايي آن , درصدد تحقق فرمان معشوق ازلي و ابدي برآمده و هيچ
درنگ و تاخيري را پذيرا نمي شد.
كسي كه به تبعيت از ابراهيم خليل الله به عمل « قرباني » در حج
مي پردازد , بايد به پشتوانه اصلي آن كه تسليم مطلق در برابر خداوند و
اطاعت كامل از فرامين و دستورات اوست نظر بيفكند و پند گيرد و پيام
پذيرد و با دستمايه اي از اين مراسم عبادي و معنوي , در طول زندگي و
در همه صحنه ها و عرصه ها , به تسليم و اطاعت از خواست و رضايت
الهي و عمل دقيق به احكام و دستورات و قوانين او گرايش يابد و
سعادت و كمال و رستگاري خويش را در اينگونه زيستن
بيابد.
سخن عميق حضرت امام جعفرصادق (ع ) به اين فلسفه زيباي
قرباني اشارت دارد كه در پي آن بايد همه مسلمانان در تمام اعصار از
حضرت ابراهيم (ع ) در تسليم و اطاعت كامل از حضرت پروردگار ,
پيروي نمايند.
براساس كلام امام صادق (ع ) « فرمان ذبح و قرباني از جانب خداوند
متعال , آزمايشي بود براي ابراهيم خليل (ع ) تا مقدار صبر و تحملش در
برابر فرمان الهي معلوم گردد , و عطاي پروردگار نسبت به آن حضرت از
روي استحقاق و شايستگي باشد , و از اين گذشته , ديگران هم از آن
پيامبر بزرگوار سرمشق بگيرند و در برابر دستورهاي الهي , تسليم و
فرمانبردار باشند . » 2
2 ـ قرباني در حج , پيام آور قطع همه دلبستگي ها و وابستگي هاي
بازدارنده از راه تقرب است . آن كس كه در بند علايق و قيود است
چگونه از عشق حضرت محبوب سخن گويد و رهايي از زنجيرهاي
اسارت دروني و روي دل را يكسره از غيربريدن و توجه كامل به معبود
عزيز را مدعي شود
حضرت ابراهيم (ع ) با حركت به سوي قربانگاه براي ذبح اسماعيل
در راه خدا , از دلبستگي و وابستگي به فرزند گسست و رها و آزاد از اين
قيد و بند , رضوان و خشنودي خدا را بر دوستي و محبت به فرزندش
رجحان و برتري داد , كه او خالق همه انسان ها و موجودات و تمام
هستي است كه آنچه مي خواهد و آنچه مي كند عين « حق » است و با
احاطه جامع و كامل و گسترده اي كه به مخلوقات خويش دارد , مشيت و
صلاحديد و احكام و فرامينش همه به سود آنها و متضمن سعادت و
سلامت و رشد و رستگاريشان مي باشد.
حضرت ابراهيم (ع ) در حالي براي اجراي فرمان الهي از علاقه و
دلبستگي به اسماعيل گسست كه سالها از داشتن فرزند محروم بود و
پس از طي اين دوران , به اذن و خواست الهي صاحب فرزند
شد.
« ساره » همسر ابراهيم (ع ) نازا بود و نمي توانست كمبود زندگي اين
پيامبر الهي را رفع نمايد. از همين رو « هاجر » را كه كنيزش بود به
ابراهيم (ع ) بخشيد تا او را به ازدواج خويش درآورده و صاحب فرزند
صالحي شود.
كمبود زندگي حضرت ابراهيم (ع ) با تزويج با هاجر مرتفع گرديد و
خداوند متعال « اسماعيل » را به او عطا فرمود.
اينك علاقه و اشتياق ابراهيم (ع ) به فرزند جلوه خاصي دارد و
علاوه بر كميت ويژه از كيفيت مطلوب نيز برخوردار است , كه او سالها
در انتظار فرزند بوده و اينك اين انتظار به سر آمده و خداوند متعال
اسماعيل را به او كرامت كرده است .
اسماعيل , با اين علاقه و محبت و در مراقبت كامل ابراهيم (ع ) رشد
مي كند و برومند مي گردد. اينك در اين شرايط حساس و با اين محبت
سرشار پدر , فرمان الهي مبني بر قرباني اسماعيل صادر مي شود.
اينجاست كه مشخص مي گردد حضرت ابراهيم (ع ) از چه درجه و
مرتبه اي از وارستگي برخوردار است و چگونه قادر است از دلبستگي و
وابستگي به فرزندش براي خدا بگذرد.
حضرت ابراهيم (ع ) همه قيدوبندهاي وابستگي و محبت و علاقه به
فرزند را با قدرت ايمان از هم گسست و « رها » و « آزاد » براي اجراي
فرمان الهي و كسب خشنودي و رضايت او هيچ تزلزل و ضعف و درنگي
را روا مداشت .
حركت حضرت ابراهيم (ع ) , درس و پيامي است براي همه زائراني كه به
تبعيت از او در مناسك حج , « قرباني » مي كنند. اين درس و پيام , به
صورت انتقال معرفت و بينش و آگاهي به آنان نسبت به ضرورت قطع
علايق و وابستگي به فرزند در شرايطي است كه صلاحديدهاي الهي
ايجاب مي كند كه هر پدري در راه كسب رضاي حضرت پروردگار , فرزند
خويش را به مسلخ عشق رهسپار سازد و در راه معشوق قرباني نمايد.
در شرايط زماني و مكاني مختلف , اين ايثار و فداكاري و گذشتن از
فرزند در راه خدا , شكل و جلوه هاي خاص خود را مي طلبد و عاشقان
كوي دوست به وظيفه و تكليف خويش كاملا واقف و آگاه مي باشند.
3 ـ « پيروزي بر نفس » , فلسفه و پيام بسيار عميق و ارزشمند ديگري
است كه در مراسم « قرباني » نهفته است .
حضرت ابراهيم (ع ) در مسير اجراي فرمان حق و لحظه اي كه دست
خويش را بالا برد تا كارد را بر گلوي اسماعيل فرودآورد , به پيروزي
بزرگ بر نفس در عالي ترين مراتب آن نائل آمد و حلقه هاي اين
ظفرمندي و موفقيت را تكميل نمود.
حج گزار واقعي و خالص و صادق , با قرباني كردن در مراسم حج ,
كارد بر گلوي « نفس » مي نهد و همه تمايلات و خواهش ها و هوا و هوسها
در ابعاد وشكل هاي گوناگون را يكباره قرباني مي كند و خانه دل را يكسره
براي حضرت معشوق ازلي و ابدي پاك و منزه مي سازد و هرگونه
خودبيني و خويشتن گرايي و شهوت و شهرت و قدرت و ثروت پرستي
و هر نوع معصيت و گناه را نفي مي كند و با مراقبت تمام براي نيل به
وارستگي كامل و تهذيب و تزكيه نفس « تمرين » مي نمايد.
حج گزار واقعي مي داند كه اگر به اين فلسفه نظر نگسترد و سعي و
تلاش در نيل به اين هدف مقدس روامدارد , قرباني او به درگاه حضرت
حق پذيرفته نمي شود , زيرا اين حركت در « ظاهر » و به صورت يك فعل
فاقد روح و تقدس صورت پذيرفته است و چنين عملي كجا مقبول
درگاه حضرت محبوب قرار مي گيرد
بنگريم كه خداوند متعال چه زيبا در قرآن كريم به اين مهم نظر
مي گسترد و حج گزاران را به درون مايه عمل قرباني راهنمايي مي كند كه
آن را بيابند و در جان و روح خويش بنشانند.
« لن ينال الله لحومها ولا دماوها و لكن يناله التقوي منكم »
« و (بدانيد كه ) هرگز گوشت اين قرباني ها نزد خدا به درجه قبول و
پذيرش نمي رسد , لكن تقواي شماست كه به پيشگاه قبول او خواهد
رسيد . » 3
بنابراين تا كسي گلوي هواي نفس را پاره نكند و خون هاي آلوده را
از رگهاي آن بيرون نريزد , به « تقوا » نمي رسد و وقتي به تقوا نرسد , راهي
به « تقرب الهي » نخواهد يافت و قرباني او به درگاه الهي پذيرفته نخواهد
شد.
حج گزاران , در طول اعصار و زمان ها , بايد به اين فلسفه قرباني
توجه كافي مبذول دارند و سخن عميق حضرت امام جعفر صادق (ع ) كه
فرمود : « به هنگام قرباني كردن , به بريدن گلوي هواي نفس و آز همت
گمار » را آويزه گوش جان خويش سازند4.
4 ـ فلسفه ديگر قرباني را بايد در آثار اجتماعي و سياسي آن جستجو
نمود , كه اين عمل عميق و ارزشمند , از آنجا كه براي خدا و در راه
خداست , با بقا و استمرار و اعتلا و عزت « دين خدا » پيوند و ارتباط
مي يابد , و هر كس كه به قرباني مي پردازد , اين پيام را به همگان اعلام و
ابلاغ مي كند كه حاضر است در راه دين حق , از عزيزترين متاع و
امكانات و بهره مندي هايش ـ از جمله فرزندانش ـ بگذرد.
گستره اين پيام , همه اعصار و زمان ها و تمام نسل هاي بشر است , كه
در هر عصر و در ميان هر نسل , دين خدا نياز به فداكاري و ايثار و جهاد
و شهادت دارد و رهروان توحيد و دلاور مردان جبهه عشق به تبعيت از
ابراهيم (ع ) مهياي گذشتن از جان خويش و فرزندانشان در راه بقاي
احكام و قوانين و تعاليم الهي مي باشند.
زيباترين تعابير در اين موضوع مهم را در كلام ژرف حضرت امام
خميني مي يابيم :
« .. پس به منا رويد و آرزوهاي حقاني را در آن جا دريابيد كه
قرباني كردن محبوب ترين چيز خويش در راه محبوب مطلق است . » 5
« قرباني ... عيدي كه انسان هاي آگاه را به ياد قربانگاه ابراهيمي
مي اندازد , قربانگاهي كه درس فداكاري و جهاد در راه خداي بزرگ به
فرزندان آدم و اصفيا و اولياي خدا مي دهد.
عمق جنبه هاي توحيدي و سياسي اين عمل را جز انبياي عظام و
اولياي كرام ـ عليهم الصلوه والسلام ـ و خاصه عبادالله ـ كس ديگري
نمي تواند ادراك كند.
اين پدر توحيد وبت شكن جهان , به ما و همه انسان ها آموخت كه
قرباني در راه خدا , پيش از آن كه جنبه توحيدي و عبادي داشته باشد ,
جنبه هاي سياسي و ارزش هاي اجتماعي دارد.
به ما و همه آموخت كه عزيزترين ثمره حيات خود را در راه خدا
بدهيد و عيد بگيريد. خود و عزيزان خود را فدا كنيد و دين خدا را و
عدل الهي را بر پا نمائيد.
به همه ما ذريه آدم فهماند كه مكه و منا قربانگاه عاشقان است و
اينجا محل نشر توحيد و نفي شرك , كه دلبستگي به جان و عزيزان نيز
شرك است .
به فرزندان آدم درس آموزنده جهاد در راه حق را داد كه از اين مكان
عظيم نيز فداكاري و از خود گذشتن را به جهانيان ابلاغ كنيد. به
جهانيان بگوئيد در راه حق و اقامه عدل الهي و كوتاه كردن دست
مشركان زمان بايد سر از پا نشناخت و از هر چيزي حتي مثل اسماعيل
ذبيح الله گذشت كه حق , جاودانه شود6...
و اين چنين است كه « قرباني » با اين فلسفه ها و آثار و نتايج شگرف
و عظيم عبادي و اخلاقي و معنوي و سياسي و اجتماعي , همه
حج گزاران و تمام مسلمانان جهان را به تغيير و تحول هاي « دروني » با
جهاد و مبارزه با هواهاي نفس براي رسيدن به اوج اخلاص و تقوا , و
حركات و جنبش هاي « بروني » به منظور نفي طواغيت و قدرت هاي
استكباري و سيطره جوي جهاني كه دست تعدي و تجاوز به حريم
اسلام وسرزمين ها و جوامع اسلامي دراز كرده اند و استقلال و آزادي و
تماميت ارضي آنها را در معرض تهديد قرار داده اند , فرا مي خواند.
بديهي است تا حج گزاران و مسلمانان جهان به بريدن گلوي نفس
اهتمام نورزند و در رهايي از قيد و بندها و زنجيرهاي اسارت دروني
توفيق حاصل ننمايند و به مراتب بالاي تقوا و تقرب الهي صعود نكنند ,
قادر به مبارزه با قدرت هاي استكباري و جلوگيري از خوي تفرعن و
تجاوزگري و ستم گستري آنان نخواهند بود. و اين بزرگترين پيام از
قربانگاه ابراهيمي است كه « جشن پيروزي بر نفس » با قرباني كردن همه
هوا و هوسها و خودبيني ها و فساد و تباهي ها , مقدمه مهيا شدن
زمينه هاي مناسبي است كه مسلمانان جهان با طرد و نفي سيطره
استعمارگران , به « جشن استقلال سرزمين هاي اسلامي » خواهند
نشست .
پاورقي :
1 ـ ماموريت حضرت ابراهيم (ع ) در قرباني كردن فرزندش در راه خدا ,
در آيات 102 تا 110 از سوره صافات ذكر شده است .
2 ـ خصال صدوق (ره ) به نقل از قصص قرآن , ص 190
3 ـ قرآن كريم , سوره حج , آيه 37
4 ـ بحارالانوار , ج 96 , ص 124
5 ـ از پيام حضرت امام خميني به زائران خانه خدا , 65,5,16 , صحيفه
نور , ج 20 , ص 18
6 ـ از پيام حضرت امام خميني به حجاج بيت الله الحرام و مسلمانان
جهان به مناسبت عيد سعيد قربان , 62,6,12 , صحيفه نور , ج 20 ,
ص 87
حج گزار واقعي و خالص و صادق , با قرباني كردن در
مراسم حج , كارد بر گلوي « نفس » مي نهد و همه تمايلات و
خواهش ها و هوا و هوسها در ابعاد و شكل هاي گوناگون را
يكباره قرباني مي كند و خانه دل را يكسره براي حضرت
معشوق ازلي و ابدي پاك و منزه مي سازد و هرگونه
خودبيني و خويشتن گرايي و شهوت و شهرت و قدرت و
ثروت پرستي و هر نوع معصيت و گناه را نفي مي كند و با
مراقبت تمام براي نيل به وارستگي كامل و تهذيب و تزكيه
نفس « تمرين » مي نمايد
يكي از فلسفه هاي مهم « قرباني » را بايد در آثار
اجتماعي و سياسي آن جستجو نمود , كه اين عمل عميق و
ارزشمند , از آنجا كه براي خدا و در راه خداست , با بقا و
استمرار و اعتلا و عزت « دين خدا » پيوند و ارتباط مي يابد ,
و هركس كه به قرباني مي پردازد , اين پيام را به همگان
اعلام و ابلاغ مي كند كه حاضر است در راه دين حق , از
عزيزترين متاع و امكانات و بهره مندي هايش ـ از جمله
فرزندانش ـ بگذرد
« قرباني » با آثار و نتايج شگرف خود , همه حج گزاران و
تمام مسلمانان جهان را به تحول هاي « دروني » با جهاد و
مبارزه بانفس براي رسيدن به اوج اخلاص و تقوا , و حركات
و جنبش هاي « بروني » به منظور نفي قدرت هاي استكباري
جهان كه دست تعدي به حريم اسلام و سرزمين هاي اسلامي
دراز كرده اند و استقلال و آزادي و تماميت ارضي آنهارا
در معرض تهديد قرار داده اند فرا مي خواند

|