روزنامه جمهوري اسلامي 19/10/1384 صفحه حوزه

اخبار حوزه
* سخن اعلام
« عرفه » , مبد « عاشورا »

« شان » و « وهم »
اخبار حوزه


براي مقابله با تهاجم دشمنان اسلام بايد به سلاح علم و ايمان مجهز شويم
اعضاي سپاه مركز شهيد ميثمي و دانش آموزان و مسئولان مدرسه راهنمايي رباط كريم تهران با حضرت آيت الله صافي گلپايگاني ديدار كردند.
آيت الله صافي گلپايگاني با اشاره به عملكرد انسان در دنيا و بازتاب آن در آخرت گفت : ما بايد در امور زندگي دنيوي طوري عمل كنيم كه امام زمان « عج » از ما راضي باشد و در آخرت نيز سربلند باشيم .
وي خاطر نشان كرد : شما سپاهيان باعث شديد كه دشمنان اسلام فكر تجاوز به كشورمان را از سر بيرون كنند و افزود : با قدرت ايمان مي توان با هر سلاح غربي مبارزه كرد و پيروز ميدان شد.
آيت الله صافي گلپايگاني گفت : امروزه دنيا براي ترويج بي ديني , فساد اخلاقي و گمراه كردن جوانان مجهز به سلاح هاي روز شده است و ما نيز با مجهز كردن خود به سلاح علم و ايمان مي توانيم در مقابل اهداف دشمنان ايستادگي كنيم .
اين مرجع تقليد در ادامه با اشاره به فرهنگ ناب اسلام گفت : اين فرهنگ بايد در جوامع اجرا شود و جلوي فرهنگ غربي كه در عصر حاضر در پيش پاي جوانان است برداشته شود.
وي در بخش ديگري از سخنان خود به مشكلات روز جامعه اشاره كرد و خواستار اجراي عدالت اجتماعي در جوامع امروزي شد و گفت : اين در صورتي اتفاق خواهد افتاد كه همه مردم باهم در اين عدالت سازي مشاركت داشته باشند.
آيت الله صافي گلپايگاني در پايان خاطر نشان كرد : بودجه هايي كه در برخي از محافل غير ضروري هزينه مي شود بايد در راه عدالت اجتماعي خرج شود.
دشمن , ايمان جوانان را هدف گرفته است
حضرت آيت الله مكارم شيرازي ازمراجع عظام تقليد درديدار با دانشجويان و طلاب تصريح كرد : كشور , انقلاب و آبرو و عزت وشرف ما در سايه ايمان بيمه شود.
آيت الله مكارم شيرازي درديدار با گروه دانشجويي و حوزوي با اشاره به تهاجم دشمن در عرصه اعتقادي و اخلاقي افزود : دشمن به دنبال متزلزل كردن ايمان جامعه بوسيله ايجاد شبهه در عقايد و ايجاد آلودگي دراخلاق است .
وي خطاب به جوانان گفت : دشمن از ايمان شما جوانان هراس دارد لذا با حفظ ايمان خود , دشمنان را در رسيدن به مقاصدشان مايوس كنيد.
آيت الله مكارم شيرازي در ادامه از نماز به عنوان صيقل دهنده روح و تقويت كننده اراده نام برد و افزود : مومنين از ديدگاه قرآن كساني هستند كه نماز را در جامعه برپا مي دارند.
اين مرجع تقليد افزود : تكيه گاهمان در زندگي فقط بايد خدا باشد زيرا هرچه هست از اوست و همه نيازمند او هستند.
توجه توده هاي مسلمان به تقريب مذاهب اسلامي ضروري است
ايده تقريب مذاهب اسلامي بايد از مرحله نخبگان به توده هاي مسلمان سوق يابد تا زمينه وحدت اسلامي امتها به خوبي فراهم شود.
آيت الله محمد علي تسخيري دبير كل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي در زمينه فعاليتهاي مجمع و دستاوردهايي كه به دست آمده , با يادآوري اينكه 95 درصد احكام بين اديان مختلف مشترك است , افزود : 5 درصد اختلاف موجود نمي بايست موجب بروز مشكلات شود , مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي با برنامه هاي متنوع و با در نظر گرفتن اشتراكات , براي رفع اختلافات و رسيدن به نقاط مشترك فعاليت مي كند.
دبير كل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي ضمن مثبت ارزيابي كردن دستاوردها و اقدامات مجمع , بروز اصلاحاتي در قوانين حقوق بشر و عدالت و همچنين رفع بسياري از سو تفاهمها را از جمله دستاوردهاي فعاليت اين مجمع اعلام كرد و گفت : بايد ايده تقريب مذاهب اسلامي را از مرحله نخبگان به توده مسلمان سوق دهيم تا زمينه وحدت اسلامي امتها به خوبي فراهم شود.
دبير كل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي جلوگيري از درگيري بين مذاهب را از اهداف اصلي مجمع اعلام كرد كه به واسطه فعاليتهاي مختلف پيگيري مي شود.
وي افزود : اين مجمع در دو قالب فرهنگي و آموزشي در راستاي اهداف از پيش تعيين شده كه همان تقرب بين اديان و مذاهب مختلف است , با جديت و به طور مستمر فعاليت مي كند.
آيت الله تسخيري در مورد برنامه هاي آموزشي مجمع كه با هدف تبيين اهداف عبادات اسلامي انجام شود , فعاليت دانشگاه مذاهب اسلامي , انتشار كتاب , نشريه , و برگزاري كنفرانسهاي مختلف را فعاليتهاي آموزشي اعلام كرد كه به منظور ارائه آگاهي هاي لازم و ارتقا شناخت در راستاي نزديكي اديان و مذاهب مختلف انجام مي شود.
وي فعاليتهاي فرهنگي مجمع را نيز برگزاري نشستهاي متعدد , كنفرانسها و همايشهاي مختلفي اعلام كرد كه در داخل و خارج از كشور , با حضور انديشمندان و كارشناسان امر برگزار و نتايج مثبتي را نيز در پي دارند.

سخن اعلام
« عرفه » , مبد « عاشورا »




« حضرت آيه الله وحيد خراساني »
منبع و سرچشمه شهادت امام حسين (ع ) « معرفت و ايمان » است كه پرتوي از آن در دعاي عرفه امام در عرفات نمايان است . حضرت در اين دعاي شريف , بيست و هفت مرتبه پروردگارش را مورد خطاب قرار داد. خطابي كه نشانگر حضور آن حضرت بدون هرگونه حجابي در محضر سلطان مقتدر است , و عرضه مي دارد : « يا مولاي انت الذي مننت , انت الذي احسنت , انت الذي اجملت , انت الذي افضلت , .... , انت الذي نصرت , انت الذي شفيت , انت الذي عافيت , انت الذي اكرمت , تباركت و تعاليت »
و امام (ع ) بعد از آنكه حق پروردگار عالم را به خاطر نعمت هايي كه عطا فرموده و نيز آنچه را كه بنده به خاطر قصور و تقصير استحقاقش را دارد , تبيين نموده « فلك الحمد دائما و لك الشكر واصبا ابدا , انا يا الهي المعترف بذنوبي فاغفرهالي , انا الذي اسات , اناالذي اخطات .... »
آنگاه خداوند سبحان را با تهليل يونسي « لااله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين » ـ كه اوج سير و سلوك اولياي كمل و واصل به معرفت خدا و نفس است ـ مخاطب قرار داده , عرض مي كند :
« لااله الاانت سبحانك اني كنت من المستغفرين , لااله الا انت سبحانك اني كنت من الموحدين , لااله الا انت سبحانك اني كنت من الخائفين , لااله الا انت سبحانك اني كنت من الوجلين , لااله الا انت سبحانك اني كنت من الراجين , لااله الا انت سبحانك اني كنت من الراغبين , لااله الا انت سبحانك اني كنت من المهللين , لااله الا انت سبحانك اني كنت من السائلين , لااله الا انت سبحانك اني كنت من المسجين , لااله الا انت سبحانك اني كنت من المسبحين , لااله الا انت سبحانك ربي و رب آبائي الاولين »
شروع اين تهليل ها با « تهليل يونسي » بيان آن چيزي است كه از نفس آدمي برمي خيزد و پايان آن با « لااله الا انت , سبحانك ربي و رب آبائي الاولين » , بيان آن حقيقتي است كه از پروردگارش سرچشمه مي گيرد كه آن بزرگوار و پدرانش را تكوينا و تشريعا تربيت نموده است . و البته استغفار آن حضرت مصداق « حسنات الابرار سيئات المقربين » است .
مقام توحيدي كه امام (ع ) بدان نائل شده , توحيد در احديت , الوهيت و ربوبيت و تا آخرين مراتب توحيد يعني توحيد در محبت خداست كه با بذل خون و ايثار جان در راه خدا در روز عاشورا آشكار شده و در هر كدام از تهليل هاي حضرت كه خود را خائف , هراسان , اميدوار , مشتاق , مسائل , تسبيح گر و تكبيرگر معرفي نمود , معنا و حقيقتي شايسته مقام خداوند حي , قيوم , علي و عظيمي نهفته است كه به هر چيزي دانا و به هر چيزي تواناست و او پروردگار عرش عظيم است .
تهليل هاي امام به تعداد ماههاي سال اند كه نزد خداوند دوازده ماه است « ان عده الشهور عندالله اثنا عشر شهرا » (توبه , 36 ) و مجموع تهليل ها و تسبيح ها به تعداد بيست و چهار عدد به ميزان ساعات شبانه روزند كه از هر جمله اي از اين دعا « علم و ايمان و عمل » ي عيان است كه برتر و والاتر از بيان است .
منشا عمل و منبع شهادت آن حضرت و آنچه از آن بزرگوار در آن روز ـ كه روزي به مانند آن وجود ندارد ـ ظاهر شد , علم و ايمان بود , علم و ايماني كه خداوند به وسيله آنها او را به « مقام آزادگي از غيرخدا و عبوديت و بندگي حق » نائل كرد. چنانچه از حضرتش نقل شده كه فرمود :
« ان قوما عبدوا الله رغبه فتلك عباده التجار , و ان قوما عبدواالله رهبه فتلك عباده العبيد , و ان قوما عبدواالله شكرا فتلك عباده الاحرار و هي افضل العباده » (تحف العقول ص 246 )
گروهي خدا را از روي طمع مي پرستند كه آن پرستش بازرگانان است و گروهي خدا را از ترس مي پرستند كه آن پرستش بردگان است و گروهي خدا را به سپاس و شكر مي پرستند كه آن عبادت آزادگان است و اين عبادت برترين عبادتهاست .
همچنين از آن حضرت نقل شده كه فرمود :
« انت الذي اشرقت الانوار في قلوب اوليائك حتي عرفوك ووحدوك , وانت الذي ازلت الاغيار عن قلوب احبائك حتي لم يحبوا سواك و لم يلحبئوا الي غيرك » (بحارالانوار 216,95 ) پروردگارا! توئي كه پرتوهايي از نور بر قلبهاي اوليائت تا باندي كه تو را شناختند و به يگانگي تو ايمان آوردند و توئي كه ديگران را از قلبهاي دوستدارانت بيرون كردي تا غير تو محبوبشان نباشد و به غير تو پناه مبرند.
امام همان شخصيت شيفته و شيدايي است كه جز شيفته مقام قرب خدا نيست و ترسان و هراساني است كه جز از دوري خدا هراسان نيست و آزاده اي است كه خود را از هر تعلقي رها ساخته و خون دلش را به نام خدا و براي خدا و در راه خدا و براي شكر و سپاس خدا ايثار كرده است . « قل كل يعمل علي شاكلته » (اسرا83, ) از كوزه همان برون تراود كه در اوست .
مقام توحيدي كه امام حسين (ع ) بدان نائل شده , توحيد در محبت خداست كه با بذل خون و ايثار جان در راه خدا , در روز عاشورا آشكار شد

« شان » و « وهم »


نقد فقهي ـ اجتماعي
قسمت اول
مقدمه
با پيروزي انقلاب اسلامي , تحولي ژرف و عميق در ارزش ها اجتماعي پديد آمد و « امتيازطلبي » بر مبناي موقعيت اجتماعي و يا به اتكاي ثروت و مقام و يالله مورد « نفرت عمومي » قرار گرفت . دولتمردان و امرا , « شوون طاغوتي » را كنار گذاشتند و ثروتمندان مجبور به حذف « شوون اشرافي » شدند. عناوين پر طمطراق و القاب گزافه , از ادبيات عمومي , رخت بربست و طبقات مختلف اجتماعي , از « حصارهاي موهوم » بيرون آمدند و احساس همدلي و همراهي , بر اقشار مختلف سايه افكند , و همگان از « تكلفات » برآمده از « شئون » آزاد شدند و در نتيجه , ازدواج با سهولت انجام مي گرفت , كارگزارن نظام بدون تشريفات در جامعه حضور مي يافتند و...
امام عزيز به سفرا فرموده بود كه « اين خوف را به خودتان راه ندهيد كه اگر سفارت خانه ها ساده باشد , شما تحقير مي شويد , اين حرف غرب زده هاست » . ايشان به علما متذكر شده بود كه « وقتي دم و دستگاه زياد شد , بنيه فقهي اسلام صدمه مي بيند » . منطق امام اين بود كه « عظمت انسان به لباس و كلاه و اتومبيل و امثال آن نيست , انسان يك حقيقتي دارد كه اگر آن حقيقت بروز كند شرافتمند است , عظمت دارد » .
متاسفانه در دو دهه اخير , نتوانسته ايم به خوبي از اين ميراث ارزشمند , حراست كنيم و بار ديگر « عفريت شئون » , در عرصه هاي مختلف اجتماعي , خودنمايي مي كند. اين رجعت , به دليل آن است كه جامعه اسلامي به لحاظ فرهنگي , به شكل كامل و عميق « پالايش » نشده وعناصر غيراصيل از آن پاكسازي نگرديده است . چنين پالايشي وقتي امكان پذير است كه متفكران اسلامي , با مشخص كردن اگرهاي انحراف , به مقابله با آن برخيزند. بدون ترديد اگر حوزه هاي علميه در اين صحنه حضور فعال داشته باشند , بر بسياري از كج انديشي ها و كژروي ها مي توان غلبه كرد.
در مقاله حاضر با الهام از جمله شهيد مطهري به موضوع مهم شان پرداخته ايم , اميدواريم اين مختصر , به تحقيقات گسترده از سوي فضلاي انديشمند در اين باره , رهنمون گردد.

شهيد عاليقدر , استاد مطهري , در يك اظهار نظر « شجاعانه » و « تكان دهنده » , از نفوذ « فكراموي » بر زندگي ما و از حضور عناصري از فرهنگ اموي در روحيه لعن كنندگان بر بني اميه سخن مي گويد و سپس به مواردي از آن اشاره مي كند :
« حكومت اموي , يك امر سطحي نبوده كه فقط مربوط به سيزده قرن پيش باشد كه بگوئيم آمد و رفت , بلكه خطري بود براي اسلام , از آن روز تا روزي كه خدا مي داند , فكر اموي كه در زير پرده و لفافه با فكر اسلامي مبارزه مي كرد , داخل عناصر فكر اسلامي شد. اي بسا كه در فكر همان هايي كه هر صبح و شام بني اميه را لعنت مي كنند , عنصري از « فكر اموي » موجود باشد و خودشان خيال كنند « فكر اسلامي » است و قطعا اين طور است . مثل موضوع « رعايت شوونات » در مصرف زكات و خمس و در استطاعت حج و در نفقه زوجه و امثال اينها »
(مجموعه آثار ج 17 (حماسه حسيني ) ص 436 )
پيام جملات بالا اين است كه به سرچشمه هاي زلال قرآن و سنت برگرديد , و آنچه را كه امروزه به نام اسلام , مي شناسيم , با آن مقايسه كنيد , و سپس با استخراج تفاوت ها , منشا اين تغييرات را پيدا كنيد :
1 ـ ما مي گوئيم : برخي از افراد جامعه , در موقعيت و شان ويژه اي قرار دارند , كه با وجود قدرت و توان بركاركردن , بايد از بيت المال استفاده كنند و نمي توان از آنها توقع كار داشت : « اذا كان يقدر علي التكسب لكن ينافي شانه يجوز له اخذ الزكاه » در چنين مواردي حتي « حرج » را هم به عنوان يك شرط منظور نمي داريم , ولي روايات فراواني وجود دارد كه ائمه عليهم السلام , كه در حفظ عزت و شرافت خود , اهتمام جدي داشتند , به فعاليت هاي سخت و طاقت فرسا مشغول مي شدند , حضرت موسي بن جعفر(ع ) , چندان در زمين كشاورزي , فعاليت بدني داشت كه ديگران را به تعجب وامي داشت و در برابر اعتراض آنها مي فرمود : « قدعمل باليد من هو خير مني و من ابي في ارضه »
2 ـ ما مي گوئيم : « شان » برخي از افراد جامعه اقتضا مي كند كه در ميان جمع « مشخص » باشند و تمايز آنها از ديگران آشكار باشد , ولي رسول اكرم , در اوج شرافت , تمايزي از بزرگان نداشت : « وكان له عبيد و اما من غير ان يرتفع عليهم في ماكل و لاملبس »
3 ـ ما مي گوئيم شان برخي اقتضا « خادم بودن » و شان برخي ديگر اقتضاي « مخدوم بودن » دارد , و لذا براي كسي كه « شان آقايي » دارد بايد نوكر و كلفت گماشت تا موقعيتش حفظ شود , ولي رسول اكرم (ص ) كه شيفتگان فراواني داشت و براي افتخار خدمتگزاري از يكديگر سبقت مي گرفتند , به اصحاب خود چنين اجازه اي نمي داد و با صراحت , « تميز » را در نزد خداوند مكروه مي دانست : « ان الله يكره من عبده ان يراه متميزا بين اصحابه » و به آنان كه مشتاق خدمت به حضرت بودند , فرمود : هيچ كس نبايد ديگري را به خدمت خود در آورد : « لايستعن احدكم من غيره و لوبقضمه من سواك »
4 ـ ما آنچه را كه از سنت خدا در ـ بي اعتنائي به شئون ـ مي گوئيم و مي شنويم , از « اختصاصات حضرت » تلقي مي كنيم كه به اقتضاي شرايط خاص آن زمان , و يا موقعيت رسالت , بدان مبادرت نموده است , ولي ما بايد « شئون خود » را حفظ كنيم , ولي نص سخن حضرت اين است كه اينگونه كارهاـ از قبيل غذاخوردن با بردگان بر روي زمين , و سلام بر كودكان را انجام مي دهم تا براي آينده « سنت » شود : « لتكون سنته من بعدي » , و اميرالمومنين وقتي سيره پيامبر را در چگونه نشستن و چگونه سوار شدن توضيح مي دهد و آنچه را كه ما « خلاف شان » مي دانيم از قبيل « وكان يركب الحمار العاري و يردف خلفه » بازگو مي نمايد , به صراحت مي گويد كه به آن حضرت « تاسي كنيد » : فتاس بنبيك الاطهر » !
5 ـ ما مي گوئيم براي افراد عادي و معمولي , « مركب متعارف » براي رسيدن مكه و انجام اعمال حج كافي است و كسي كه چنين مركبي را در اختيار دارد , « مستطيع » است , ولي « طبقات مرفه و اشراف » , در صورتي مستطيع مي شوند كه « مركب اشرافي » داشته باشند و مشكلاتي كه براي افراد عادي در سفر حج رخ مي دهد , براي آنها وجود نداشته باشد و به قول سيد « الظاهر اعتباره من حيث الضعه و اشرف كما و كيفا » ولي فقيه بزرگ , شهيد اول , به حج پيامبر و ائمه استناد مي كند و رعايت شئون اشرافي را در حج , زير پا مي گذارد : « ولايكفي علو منصبه في اعتبار المحمل اوالكفيسه فان النبي (ص ) و الائمه (ع ) حجوا علي الزوامل » ولي بعدها فقهاي ديگر به او اعتراض كرده اند كه زمان « بي اعتنائي به شئون » سپري شده است , و در زمان ما چنين « كسرشاني » قابل اغماض نيست : « لعله كان في زمان لانقص فيه في ركوب مثل ذلك » !
6 ـ اگر شان و شئون , ريشه در سيره و سنت معصومين ندارد , پس از كجا و چگونه , اين مساله مهم و سرنوشت ساز به فرهنگ ما وارد شده است و چگونه ممكن است « مبنائي » كه پايه و اساس استنباط هاي فراوان فقهي در ابواب مختلف خمس , نكاح , زكوه و حج قرار گرفته است , هيچ نشانه اي از آن در « نصوص ديني » پيدا نمي شود براي پاسخ اينگونه پرسش ها , بايد منشا « تفاوتهاي تبعيض آميز » در تاريخ اسلام را پيدا كرد. بدون ترديد چنين تفاوتهايي , ناشي از انحرافاتي است كه پس از ارتحال رسول خدا در جامعه اسلامي رخ داد.
متفكر شهيد استاد مطهري : اي بسا كه در فكر همان هايي كه هر صبح و شام بني اميه را لعنت مي كنند , عنصري از « فكر اموي » موجود باشد و خودشان خيال كنند « فكر اسلامي » است . مثل موضوع « رعايت شئونات »
ما مي گوئيم : « شان » برخي از افراد جامعه اقتضا مي كند كه در ميان جمع , « متشخص » باشند و تمايز آنها از ديگران آشكار باشد , ولي رسول اكرم , در اوج شرافت , تمايزي از بردگان نداشت