روزنامه جمهوري اسلامي 19/10/1384 صفحه مقالات
ارتباط ناشناخته


قسمت سي وهشتم
ب ) ارتشبد حسن طوفانيان
حسن طوفانيان در سال 1291 در تهران متولد شد . او در سال 1312 به استخدام ارتش درآمد. مهم ترين مشاغل وي در دوران سلطنت محمدرضا پهلوي چنين بود : فرمانده آموزشگاه خلباني , رئيس دايره 2 طرح هاي (استراتژيك ) اداره سوم ارتش , معاون هوايي اداره سوم ارتش , مديرعامل سازمان صنايع نظامي , آجودان مخصوص شاه , رئيس اداره خريد وسفارشات خارجي صنايع نظامي و جانشين وزير جنگ (1 ) اما نام ارتشبد حسن طوفانيان به علت نقش او در معاملات اسلحه ايران شهرت جهاني يافته بود. او بيش از ده سال مامور انحصاري خريد سلاح از كشورهاي مختلف جهان بود. ارتشبد حسين فردوست در خاطرات خود معتقد است كه طوفانيان بابت خريد سلاح از فروشندگان سلاح , براي خود حق كميسيون دريافت مي كرد. :
« مسلم است كه فروشندگان سلاح , به طوفانيان حق وحساب مي دادند. اين يكي از اصول متداول جهاني در معاملات تسليحاتي است . در معاملات بزرگ تا دو درصد و در ارقام كوچك تا پنج درصد پرداخت مي شود كه فروشندگان بدون سئوال , به حساب مسئول خريد مي ريزند. البته طوفانيان به نحوي عمل نمي كرد كه محمدرضا حساسيت پيدا كند; او ارقام دقيق پورسانتاژ را به محمدرضا مي گفت و او مقداري را به خودش مي داد و در مورد بقيه مبلغ دستور مي داد كه به كدام اشخاص و به چه مبلغي پرداخت شود. روشن است كه اگر در هر معامله محمدرضا نيم درصد به طوفانيان مي داد , در طول سال رقم كلاني مي شد. طوفانيان فردي بسيار باهوش , پرحافظه , سريع الانتقال , فوق العاده مسلط به حرفه اش و از نظر رفتار , خوش برخورد و شوخ مزاج بود. او اگر داراي اين مسئوليت نمي شد , مسلما به رياست ستاد ارتش مي رسيد كه عالي ترين مقام ارتش است . » (2 )
در بحث مربوط به خريد جنگ افزار و تسليحات از اسرائيل به تعدادي از مسافرت هاي طوفانيان به اسرائيل و ملاقات با مقامات آن رژيم اشاره شد. اما در اين بخش براي روشن شدن بيشتر ارتباط بسيار نزديك اين ژنرال ايراني با مقامات اسرائيل , به اطلاعاتي كه به طور پراكنده در دفترچه سالنامه هاي جيبي بازمانده از وي , از سفرهاي متعدد او به اسرائيل در كتاب سراب يك ژنرال آمده , اشاره مي شود :
روز يكشنبه 29 آبان 1345 با هواپيماي اسرائيل حركت به اسرائيل و چهارم آذر بازگشت به ايران .
روز دوشنبه 24 مهر 1346 با ايرفرانس حركت به تل آويو و ملاقات با اسحاق رابين .
روز جمعه 28 مهر ديدار با ژنرال عزر وايزمن .
روز سه شنبه 29 مهر حركت به حيفا و روز بعد بازگشت به تهران .
روز شنبه 31 خرداد 1348 حركت به تل آويو .
روز يكشنبه 1 تير 1348 ملاقات با معاون وزارت دفاع اسرائيل و ژنرال هود فرمانده نيروي هوايي اسرائيل .
روز دوشنبه 2 تير 1348 ملاقات با ژنرال دايال و بازديد صنايع هوايي اسرائيل و مهمات سازي .
روز سه شنبه 3 تير 1328 حركت به حيفا , بازديد مهمات سازي , بازديد تيراندازي گابريل , مراجعت به تل آويو و بازگشت به تهران .
روز شنبه 7 مرداد 1351 با هواپيماي خصوصي به پاريس و تل آويو .
روز يكشنبه 8 مرداد 1351 ديدار با معاون وزير دفاع اسرائيل و وزير دفاع و بازديد از صنايع نظامي .
روز دوشنبه 9 مرداد 1351 بازديد از صنايع هواپيماسازي و صنايع نظامي و شام در بيت المقدس .
روز سه شنبه 10 مرداد 1351 بازديد از مركز بررسي ها , ميدان تيراندازي و وسايل ديد شب و مراقبت .
روز چهارشنبه 11 مرداد 1351 بازديد از كارخانه راديو . (3 )
استقبال و مهمان نوازي طوفانيان از مقامات بلندپايه نظامي اسرائيل براي آنها امري خوشايند و رضايتبخش محسوب مي شد. به عنوان نمونه , در نامه اي كه دريابان « باركابي » ـ فرمانده نيروي دريايي اسرائيل ـ پس از بازگشت به اسرائيل در تاريخ 78,6,18 با عنوان « ژنرال طوفانيان عزيز » و در طقه بندي سري نوشته چنين آمده است :
« اكنون كه به وطن بازگشته ام , ميل دارم تشكرات خود را به مناسبت مهمان نوازي شما ابراز دارم . ملاقات و بحث با شما درباره مسائل مختلف يك تجربه خوشايند و جالب بوده است . يقين دارم كه پيوندهاي دوستي بين دو ملت ما و دو نيروي دريايي ما از اين فرصت سود برده اند. اجازه بدهيد احترامات فائقه را نسبت به شما ابراز داشته و بهترين آرزوها را براي شخص شما و كشور شما اظهار دارم . » (4 )
به نظر مي رسد يكي از دلايل چنين سپاسگزاري هايي , شادماني اسرائيل از فروش جنگ افزارها و تسليحاتي بود كه توسط طوفانيان تحقق مي يافته . با نزديكي پيروزي انقلاب اسلامي و افزايش نگراني اعضاي برجسته اسرائيل , آنها سعي مي كردند تا با ارسال نامه يا اعزام هيئت هاي نظامي ـ سياسي , روحيه دوستان خود را در ايران حفظ كنند تا بتوانند در برابر نيروهاي انقلابي مقاومت بيشتري از خود نشان دهند و وضعيت را به حالت عادي بازگردانند. به عنوان مثال مي توان به نامه عزروايزمن ـ وزير دفاع اسرائيل ـ در ژانويه 1979 خطاب به طوفانيان با عنوان « تيمسار عزيزم » و طبقه بندي شخصي ـ محرمانه اشاره كرد :
« بدين وسيله از فرصت ديدار دوستمان با شما استفاده كرده و شخصا درودهاي گرم خود را به شما ابراز مي دارم و از كمك هاي بي دريغي كه تاكنون طي سال هاي همكاري متقابل از شما دريافت كرده ايم , تشكر مي كنم . ما از نزديك اوضاع بسيار آشفته را در ايران با ترديد و نگراني دنبال مي كنيم . همگي ما به اميد آن نشسته ايم كه خشونت و قيام به زودي متوقف شود و اوضاع به حالت عادي بازگردد. من مشتاقانه در انتظار بازگشت دوستمان هستم تا گزارش بحث با شما را استماع كنم . اميد است كه خود و خانواده تان در كمال صحت و با روحيه اي شاد زندگي كنيد . » (5 )
نقش و جايگاه موثر طوفانيان در كمك هاي بي دريغ به اسرائيلي ها , براي مقامات آن رژيم روشن و آشكار بود. از اين رو , عزروايزمن عميقا نگران اين مسئله بود كه مبادا تحولات انقلاب اسلامي , آنها را از اين كمك ها محروم سازد. به هر ترتيب , طوفانيان همچنان كه در سند فوق الذكر مشخص است , تا روزهاي پاياني حكومت پهلوي ارتباط پيدا و پنهان خود را با اسرائيل حفظ كرد. سرانجام طوفانيان با در اختيار داشتن اسناد و مداركي كه انتشار انها مي توانست چپاول هاي پنهاني را آشكار سازد و ادعاي بخشي از مطالبات مردم مسلمان ايران را اثبات كند , پس از پيروزي انقلاب اسلامي با كمك هاي دشمنان انقلاب اسلامي و سهل انگاري مسئولان مربوطه از ايران فرار كرد. درباره وضعيت او در هنگام پيروزي انقلاب اسلامي و فرارش از كشور , در كتار « سراب يك ژنرال » چنين آمده است :
« ... طوفانيان وقايع و تحولات انقلاب را به دقت زيرنظر داشت . او به بهانه حضور ارتشبد شفقت ـ وزير جنگ ـ در جلسه شوراي عالي نيروهاي مسلح كه در 22 بهمن 1357 منعقد شد , با تماس تلفني كه ساعت 10,30 دقيقه با ارتشبد قره باغي برقرار كرد , از حضور در نشست فرماندهان عاليرتبه ارتش خودداري ورزيد. طوفانيان محافظه كار با هوشمندي پي به وخامت اوضاع برده بود و از ترس گرفتار آمدن در جستجوي مكان امني براي پنهان شدن بود. با پيروزي انقلاب , طوفانيان به مخفيگاه مطمئني در تهران مي خزد و گويا صرفا در آن مدت , فرزندش حميد از مكان اختفاي پدر آگاه بوده است . تقريبا تمامي تماس هاي او با اطرافيان و از جمله خانواده قطع مي شود... طوفانيان حداقل به مدت شش ماه در مخفيگاه خود پنهان بوده است و طي اين مدت بارها محل اختفاي خود را به منظور پيشگيري از لو رفتن تغيير داده است . تا اينكه بر اثر برنامه ريزي خاصي در هفدهم شهريور 1358 با يك دستگاه بنز و مسلح به هفت تير و مسلسل , در حالي كه ريش است , از مرزهاي غربي كشور به تركيه و از آنجا به اروپا و سپس ]داشته [ آمريكا مي گريزد . (6 )
اعزام كماندوهاي اسرائيلي به ايران
علاوه بر بخش هاي مختلف همكاري نظامي ايران و اسرائيل , در جريان نهضت انقلاب اسلامي شايعات فراواني بر سر زبان ها افتاد كه نيروهاي اسرائيلي در سركوب مردم انقلابي با رژيم پهلوي همكاري داشته اند و حتي مواردي از نوع همكاري ها را روزنامه هاي چاپ اسرائيل نيز فاش ساختند. نويسنده كتاب « جهان زير سلطه صهيونيسم » در اين باره مي نويسد :
« مطبوعات اسرائيل فاش ساختند كه اسرائيل و مقامات دفاعي اين كشور در اوج تظاهرات ملت ايران براي سركوب ميتينگ ها و راهپيمايي ها , اسلحه ها و تفنگ هاي گازي در اختيار شاه گذارده بودند تا به مقابله مردم قيام كنند . روزنامه هاآرتص در شماره 23 اكتبر و روزنامه داوار در شماره هاي 10 و 23 اكتبر و مجله نظامي سيكرا هودشيت در شماره 3 نوامبر و مجله هولام مزيه در شماره 22 و روزنامه معاريو در شماره 17 دسامبر 1978 دست به افشاگري زدند و نوشتند كه چگونه به تقاضاي شاه , ارتش اسرائيل با مقابله در تظاهرات مردم ايران , فاجعه اي به نام جمعه سياه (17 شهريور 57 ) را به وجود آوردند . براساس نوشته اين مطبوعات , اسرائيل پس از افزايش موج تظاهرات مردم ايران يك پل هوايي از فرودگاه لود و فرودگاه نظامي رامات داويد از نزديكي حيفا براي رساندن وسايل سركوبي بدون خونريزي تظاهركنندگان برپا كرد... دولت اسرائيل همچنين يك گروهان كماندوي ورزيده و عامل سابوتاژ و عمليات شهري به وسيله هواپيماي ال ـ ...]بود[عال به تهران اعزام داشت كه تابع اداره اطلاعات ارتش اسرائيل
در اين گروهان , تعداد زيادي از صهيونيست هاي ايراني كه زبان فارسي را خوب مي دانستند , به چشم مي خورد و كليه افراد واحد , ملبس به يونيفورم نظامي ارتش ايران بودند و مقامات ايراني براي كتمان اين موضوع شايع كردند كه افراد اين گروهان از بلوچستان به تهران آمده اند. كارشناسان نظامي اسرائيل و افرادي كه از تشكيلات پنهاني صهيونيست هاي ايران , كه به بهانه فريبكارانه به اصطلاح دفاع نظامي از اقليت مذهبي تشكيل شده بود , در تهران به گروهان اعزامي از اسرائيل ملحق شدند و اسرائيل نيز گروهي از صهيونيست هاي ايران را عليه تظاهرات مردم بسيج كرد. همچنين پايگاه كوچك نظامي آبادان و بندرعباس كه توسط اسرائيل اداره مي شد , براي تمرين كادرهاي ضدشورش شهري مورد استفاده قرار گرفت . » (7 )
فريدون هويدا هم در كتاب سقوط شاه , مسئله اعزام كماندوهاي اسرائيلي را مورد تاكيد قرار داده و آورده است :
« راجع به جمعه سياه تهران كه واقعا آن را بايد نقطه عطفي در عمر رژيم شاه به حساب آورد , شايعات فراواني بر سر زبان ها افتاد. از جمله مهم ترين آنها كه اكثرا توسط مردم نقل مي شد , يكي هم اين بود كه روز گذشته سه هواپيما پر از كماندوهاي اسرائيلي وارد تهران شدند تا ماموريتي را كه سربازان ايراني از اجرايش شانه خالي مي كردند , به عهده بگيرند . » (8 )
استفاده رژيم پهلوي از سربازان اسرائيلي در بيانات حضرت امام خميني (ره ) در مورخ 24 بهمن 57 نيز مورد تاييد قرار گرفت :
« راجع به اين قتل هايي كه شد , به ما گفته بودند كه از اسرائيل آمده , ولي من سند درست نداشتم . در چند روز پيش از اين يك نفر آمد اينجا گفت كه ما مي خواستيم برويم براي آبادان در بين راه يك جايي ايستاديم كه بپرسيم راه از كدام طرف است . ديديم يك سربازي آنجا ايستاده ; صدا كرديم , ديديم كه او زبان فارسي نمي داند. عربي با او صحبت كرديم , ديديم كه عرب است . عرب اسرائيلي است و اين آدم هم خودش اعتراف كرد كه من را ازاسرائيل آورده اند اينجا. يك اتومبيل هم آنجا بود كه پر بود از سربازها كه از همين سنخ بودند . اينها اين ملت ما را با سربازهاي اسرائيل كشته اند . » (9 )
اما نه اعزام كماندوهاي اسرائيلي , و نه اقدامات ديكر كشورهايي كه از رژيم پهلوي استفاده هاي كلان مي بردند , نتوانستند در بقاي آن رژيم تاثير بگذارند. در روند مسافرت هاي مقامات عاليرتبه نظامي اسرائيل به ايران , ژنرال داويد ايوري ـ فرمانده نيروي هوايي اسرائيل ـ آخرين افسر بلندپايه اسرائيلي بود كه در 5 آبان 1357 قبل از سرنگوني شاه از ايران ديدار كرد . اين سفر زماني صورت گرفت كه حركت هاي اعتراض آميز مردمي تبديل به تظاهرات انقلابي پرشور شده و اعتصابات و تظاهرات سراسر كشور را فراگرفته بود. توليد نفت كاهش يافته بود و به زحمت مصرف داخلي را تامين مي كرد. دستگاه اداري فلج شده و بانك ها تعطيل بود و كمبود جدي موادغذايي مشاهده مي شد. ژنرال ايوري و ژنرال سگف ـ وابسته نظامي اسرائيل ـ با يك فروند هليكوپتر كه مقامات نظامي در اختيارشان گذاشته بودند , از جايي به جاي ديگر نقل مكان مي كردند. ايوري با ارتشبد ازهاري ـ رئيس ستاد ارتش , سپهبد ربيعي ـ فرمانده نيروي هوايي و طوفانيان ملاقات كرد. اما معلوم بود كه شريف امامي ـ نخست وزير ـ كنترل اوضاع را ازدست داده و روزهاي سلطنت شاه به شمارش افتاده است . چند روز بعد , ازهاري سالخورده دولت نظامي تشكيل داد كه تلاش فراواني براي اعاده نظم به عمل آورد , اما موفق نشد . (10 )
پاورقي :
1 ـ عبدالله شهبازي , ظهور و سقوط ... , ج 2 , همان , ص .469
2 ـ عبدالله شهبازي , ظهور وسقوط ... , ج 1 , همان , صص 220 ـ.219
3 ـ صفاالدين تبرائيان . سراب يك ژنرال . تهران , انتشارات موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران , چاپ دوم , .1377 صص 118 ـ.116
4 ـ اسناد لانه جاسوسي آمريكا , ش .19 تهران , انتشارات موسسه فرهنگي هنري بزرگ انديشه . ص .61
5 ـ مركز اسناد موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران . سند شماره 41 ـ32 ـ893 ط .
6 ـ صفاالدين تبرا يان , همان , صص 143 ـ.142
7 ـ جهان زير سلطه صهيونيزم , همان , صص 61 ـ.60
8 ـ فريدون هويدا , . سقوط شاه . ترجمه ح . ا . مهران , انتشارات اطلاعات , .1356 ص .50
9 ـ فلسطين از ديدگاه امام خميني (ره ) , موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره ) , 1373 , ص .41
10 ـ عبدالرضا هوشنگ مهدوي , همان , صص 457 ـ.456
ارتشبد طوفانيان دوست اسرائيل در ارتش ايران بود و اسرائيلي ها كمك هاي بي دريغ و خريدهاي او را از اسرائيل فراموش نمي كنند