2 فيلم كوتاه تا پايان سال جاري از آيين ها , آداب , سنت ها و باورهاي
مردم اين استان ساخته مي شود.
به گزارش حوزه هنري , « اسماعيل شاه پيري » رئيس حوزه هنري بوشهر
با اعلام اين خبر افزود : در حال حاضر اين دو اثر , مرحله نگارش سناريو و
انتخاب عوامل توليد را پشت سر مي گذارد كه با حمايت و همكاري مادي و
معنوي اين حوزه ساخته خواهد شد.
وي در ادامه افزود : برنامه هاي آتي حوزه هنري شامل « نخستين
جشنواره شعر جوان » در سطح استان است و طبق برنامه ريزي هاي انجام
شده در دي ماه يا اوايل بهمن ماه سال برگزار مي شود.
همچنين قرار است اشعار شاعران جوان با عكس و شرح گزيده
فعاليت هايشان در مجموعه كتاب نفيسي با موضوعيت ديني ومعنوي به چاپ
برسد تا به صورت يك سند باقي بماند.
شاه پيري , درباره ديگر فعاليت هاي حوزه هنري گفت : امسال بيش از
بيست 20 متن نمايشي به دفتر ستاد « سومين جشنواره تئاتر استاني » ارسال
شده كه در حال بازخواني هستند و در صورت امكان قرار است اين جشنواره
با همكاري اداره كل فرهنگ و ارشاد شهرستان دير برگزار شود.
وي , همچنين درباره برگزاري ديگر جشنواره هاي حوزه هنري بوشهر در
شهرستان هاي اين استان يادآور شد : به دليل گسترش فعاليت ها و اهميت
دادن به مقوله فرهنگ و هنر در شهرستانها و همچنين شناخت قابليت هاي
هنرمندان استان , طرحي در دست است كه با حمايت و تلاش مسئولان
ادارات و شهرداري ها فعاليت هاي فرهنگي , ادبي و هنري را در سطح استان
پوشش دهيم .
به گفته وي , نمونه بارز آن برگزاري « دومين جشنواره تئاتر بانوان » در
شهرستان دشتستان است و همچنين جشنواره تئاتر « ماه » را دير برگزار
خواهيم كرد.
وي افزود : تلاش ما اين است كه آثار جوانان به نوعي در حيطه ي هنر
معرفي شود و ميدان فعاليت به آنان سپرده شود تا به خلاقيت , توانايي و
ابتكارشان بها داده شود.

|
نمايشنامه ي « كودك مدفون » در تالار
مولوي روخواني نمي شود
|
ايوب آقاخاني , نمايشنامه نويس و كارگردان تئاتر از روخواني نمايشنامه
« كودك مدفون » انصراف داد.
به گزاترش خبرگزاري ايسنا , قرار بود آقاخاني اين نمايشنامه را در
فستيوال نمايشنامه خواني تالار مولوي روخواني كند اما از اين كار منصرف
شد.
وي در همين رابطه گفت : شرط من براي حضور در اين فستيوال دريافت
كمك هزينه بود تا شرمنده گروه بازيگران نباشيم اما بعد مسئولان فستيوال به
وعده خود عمل نكردند و عنوان كردند مبلغ كمك هزينه را به جوائز اضافه
كرده اند!

|
كليد فيلم « ما هنوز زنده ايم » بزودي زده
مي شود
|
فيلم تلويزيوني « ما هنوز زنده ايم » به كارگرداني « اسماعيل
فلاح پور » , از 5 دي ماه در تهران كليد مي خورد تا براي پخش
در ايام عيد نوروز آماده شود.
« اسماعيل فلاح پور » , ضمن بيان اين نكته درباره ساخت فيلم
تلويزيوني « ما هنوز زنده ايم » به خبرگزاري فارس گفت : اين
فيلم تلويزيوني با مدت زمان 90 دقيقه براي پخش در ايام عيد
نوروز آماده مي شود كه اين روزها مشغول انتخاب بازيگر و طي
مراحل پيش توليد آن هستيم .
وي درباره مضمون فيلم تلويزيوني فوق گفت : فكر مي كنم كاري
بسيار متفاوت است كه درباره جانبازان و بيماران موج گرفته
جنگ ساخته مي شود. داستان فيلم در يك آسايشگاه رواني
مي گذرد و فضاهاي خارجي ندارد.
گفتني است : فلاح پور با فيلم « بلند گريه كن » در جشنواره فيلم
فجر حضور خواهد داشت .

|
اكران مستندهاي زلزله بم در موزه هنرهاي معاصر
|
دو فيلم مستند با موضوع فاجعه زلزله بم , در سينما تك موزه هنرهاي
معاصر روي پرده رفت .
زلزله دي ماه سال 82 بم را لرزاند و خسارات بسياري بر جاي گذاشت
و آثار بلند سينمايي , كوتاه و مستند با محور اين واقعه ساخته شد.
به گزارش موزه هنرهاي معاصر , فيلم هاي مستند « بم » از حميد سهيل و
« سيزده » ساخته مجيد معصومي در موزه به نمايش گذاشته مي شود.
نشست نقد و بررسي مستندهاي بم با حضور علاقه مندان و منتقدان در
حاشيه اين برنامه برگزار مي شود.

|
توليد مجموعه تلويزيوني شبيخون
|
مرحله پيش توليد مجموعه تلويزيوني شبيخون براي توليد 26 قسمت
50 دقيقه اي آغاز شد .
اين سريال سعي دارد معضلات جوانان و مسائل اجتماعي جامعه معاصر
را روايت كند كه پيش بيني مي شود به مدت هفت ماه در استان تهران و
خوزستان به شيوه ديجيتالي تصويربرداري شود.
سيد فياض موسوي كه اين مجموعه را براساس فيلمنامه اي از خودش
كارگرداني مي كند هم اكنون مشغول انتخاب بازيگران و عوامل توليد است .
فيلمنامه اين مجموعه قصه زندگي چهار جوان است كه باهم شركتي را
تاسيس مي كنند اما بر اثر اشتباه يكي از آنها اختلاف و درگيري ميان آنان بالا
مي گيرد و سرانجام شركت تعطيل مي شود با تعطيل شدن شركت هر يك از
جوانان مسير تازه اي را در زندگي خود پي مي گيرند كه محور اصلي اين
مجموعه را تشكيل مي دهد.

|
گيلانه و بستر بروز عشق بازيها
|
(نقدي بر فيلم « گيلانه » به كارگرداني رخشان بني
اعتماد)
خلاصه فيلم
« گيلانه » روايت مادر و فرزندي در دو برهه از زمان , يكي
در سال 1366 به هنگام اعزام به جبهه و ديگري در سال 1381
مي باشد كه آمريكا به عراق تجاوز كرد . فيلم با يك پرش 15
ساله نشان مي دهد كه اسماعيل پسر گيلانه قطع نخاع و
شيميايي شده و مادر , پروانه وار به دور تنها فرزندش
مي چرخد و با عشق از او نگهداري مي كند.
در اين بين كارگردان با نيم نگاهي به تحليل جنگ عراق
عليه ايران بعد از فتح خرمشهر و تجاوز آمريكا به عراق در سال
1381 مي پردازد و ...
نقد فيلم
« گيلانه » را مي توان از دو نظر يكي از زاويه عواطف و
احساسات مادرانه كه پس از مجروحيت فرزند به اوج خود
مي رسد و ديگري از زاويه محتو.اي يك راند فيلم كه مقوله
جنگ است , مورد نقد و بررسي قرار داد.
از زاويه عواطف و احساسات مادرانه بايد گفت كارگرداني
بخوبي و به لطافت موفق گرديده عاطفه مادرانه را به تصوير
بكشد و همچنين موفق شده آن را به باور مخاطب درآورد ,
شايد بتوان گفت اگر كارگردان اين فيلم زن و خود يك مادر
نبود , فيلم به اين لطافت به تصوير كشيده نمي شد. اسماعيل
همه اميد و آرزوي گيلانه است . مادر نذر مي كند اگر پسرش از
جبهه سالم برگردد پياده تا قبر شاه شهيدان به زيارت برود.
مادر , آرزوي داماد كردن اسماعيل رادارد اما جنگ , همه
معادلات وي را برهم مي زند , از ديالوگهاي فيلم درمي يابيم كه
او يك بار اسماعيل را به آسايشگاه فرستاده است و چون در
آنجا بخوبي از او نگهداري نكردند , خود شخصا پرستاري از
وي را بر عهده گرفته است . قامت راست مادر به مرور در اثر
مشقت كار , خم شده و به شكل كماني درآمده كه ديگر
تندرستي و طراوت پيشين را ندارد. بزرگترين دغدغه گيلانه
اين است كه بعد از او چه كسي از اسماعيل نگهداري خوماهد
كرد و اين درد جانكاه او را بيش از پيش نگران و رنجور ساخته
است . آنگاه كه بيماري اسماعيل بيشتر مي شود , تلاش مي كند با
پزشك معالجش ارتباط برقرار كند اما در اين امر موفق نيست .
گيلانه اميدوار است موافقت عاطفه را كه همسر شهيد است
براي ازدواج با اسماعيل جلب كند اما در اسفند 1381
برخلاف سالهاي گذشته خبري از عاطفه نيست . در انتهاي
فيلم گيلانه را در فضاي مه آلود در كنار جاده شاهديم كه
همچنان اميدوارانه در انتظار است , انتظاري كه شايد بر وفق
مراد گيلانه به سرنيايد.

حال از زاويه ديگر به نقد مي نشينيم .
يك راند فيلم به دو جنگ مي پردازد. يكي مربوط به سال
1366 است كه در آن زمان , رژيم بعثي عراق شهرهاي ايران را
مورد تهام قرار داده بود و ديگري مربوط به اواخر اسفند
1381 است كه آمريكا به عراق حمله كرد . كارگردان , هردو
جنگ را از حيث آنكه هردو خرابي , آوارگي , كشتار و جدايي
انسانها را به دنبال دارد , يكي تصور كرده و هيچ تفاوتي ميان
آنها قائل نشده است حال آنكه يكي دفاع و ديگري تجاوز بود.
اولي نيكو و پسنديده , دومي نكوهيده و محكوم است .
متاسفانه كارگردان با ديدي سطحي تنها به مسائل مادي ,
فيزيكي و ظاهري جنگ توجه داشته و نتوانسته تفاوتي ميان
آثار دو جنگ قائل شود. آنجا كه حضرت امام خميني (ره )
فرموده بودند « جنگ ما يك دانشگاه و يك نعمت بود و يا اينكه
جنگ ما كارخانه انسان سازي بود » مفاهيم بلندي است كه
كارگردان نتوانسته حتي به آن نزديك شود. به گوشه هايي از بك
راند فيل در خصوص دو جنگ اشاره مي كنيم .
در هر دو جنگ خرابي و آوارگي فراوان به چشم مي خورد.
موشكها در سال 66 سبب خرابي خانه و كاشانه مردم و در
نتيجه آوارگي آنها شدند و در جنگ سال 81 نيز در تصاويري
كه از عراق نشان داده مي شود همين موارد را شاهديم . در اين
بين عده اي سودجو نيز به فكر پركردن جيب خود هستند تا از
اين رهگذر بهره بيشتري عايدشان شود. در صحنه هايي كه از
تلويزيون درارتباط با هشت سال دفاع مقدس شاهديم , تنها
خرابيها و اجساد شهدا به تصوير كشيده مي شود , در هر دو
جنگ جدايي انسانها از يكديگر و مرگ عشقها به چشم
مي خورد , اسماعيل پيش از رفتن به جبهه قصد داشت با ستاره
ازدواج كند اما پس از آنكه جانباز شد , خانواده ستاره با اين
ازدواج مخالفت كرده و او را به عقد فرد ديگري درآوردند.
گيلانه خود نيز خواستگاري داشت كه پس از مجروحيت
پسرش اين درخواست به فراموشي سپرده شد. مي گل خواهر
باردار اسماعيل نيز به دليل جنگ از شوشهرش دور افتاده و در
جريان موشك باران تهران , نگران شوهرش است و چون با
مادر به تهران مي آيد , وي را نمي يابد زيرا او را به سربازي
فرستاده اند. در جريان حمله آمريكا به عراق كه گيلان منتظر
آمدن عاطفه از آبادان به روستا است به دليل جنگ برخلاف هر
سال عاطفه به روستا نيامده تا گيلانه از او براي پسرش
خواستگاري كند.
در صحنه اي از زبان گيلانه مي شنويم كه در اين دوره و
زمانه به غير از جان آدمي چه چيزي ارزان است آيا دفاع از
مكتب و سرزميني كه صدام بعثي با حمايت پنج ابرقدرت به آن
حمله كرده بود , ارزان فروختن جان ايراني مسلمان است
در جريان جنگ ايران , چندان امكاناتي براي رسيدگي به
بيماران در شهرها وروستاها ديده نمي شود. در صحنه اي مردي
براي انتقال همسر بيمارش با اتوبوس مي خواهد وي را به
پزشك برساند. مخاطب مارش پيروزي جنگ را مي شنود اما ما
بازاي تصويري آن به غير از بدبختي , آوارگي و جدايي , چيزي
ديگري نيست .
در ديالوگي از فيلم , نكته مثبتي از دفاع مقدس به يان
مفهوم مي شنويم كه اگر آمريكا به عراق كمك نمي كرد , صدام
نمي توانست در برابر رزمندگان ما مقاومت كند اما رويكرد كلي
كارگردان نسبت به دفاع مقدس بخصوص پس از بازپس گيري
خرمشهر مثبت نيست . در صحنه اي از زبان يكي از
شخصيتهاي فيلم مي شنويم كه اگر بعد از خرمشهر , جنگ
ادامه پيدا نمي كرد , اين اتفاقات هم نمي افتاد به اين معنا كه
ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر اشتباه و خطا بود.
در « گيلانه » حكومت و نظام اسلامي نه تنها حضور ندارد
بلكه در موضع اتهام نيز قرار دارد. آن را همدرد و در ميان مردم
مصيبت ديده نمي بينيم و از آنجا كه بعد از فتح خرمشهرجنگ
را همچنان ادامه داده مقصر نيز مي يابيم ! حتي در صحنه اي
حكومت , رحمان شوره مي گل را دستگير وروانه جبهه مي كند
حال آنكه همسرش باردار ودور از اوست و او بخاطر كار و
كسب درآمد به تهران آمده بود. در صحنه اي ديگر از زبان
گيلانه مي شنويم كه اسماعيل را زماني به آسايشگاه جانبازان
انتقال داده بودند اما به دليل عدم رسيدگي مناسب , او مجبور
شد پسرش را به خانه آورده و خود به تنهايي همه مصيبتها را
به دوش كشد. گيلانه در به در بدنبال پزشك است اما او را
نمي يابد تا آنكه پزشك خود بسراغ اسماعيل مي ايد. به احتمال
زياد نام اسماعيل نيز يك نماد است به اين معنا كه اسماعيل
گيلانه چون اسماعيل حضرت ابراهيم (ع ) جوان و مهربان
است و چون او روانه قربانگاه شد و ضبح گرديد. در « گيلانه » به
غير از محبت مادرانه به فرزند , زيبايي اي از هشت سال دفاع
مقدس ديده نمي شود. در اين فيلم اثري از صحنه هاي زيباي
همدردي , كمك رساني , امدادگري و صف هاي طويل داوطلبان
براي دفاع و... به چشم نمي خورد. در « گيلانه » , هشت سال
دفاع مقدس نه تنها بستر مناسبي براي بروز استعدادهاي پنهان
جامعه و يك نعمت معرفي نمي شود بلكه به عنوان يك نقمت و
مصيبت به مخاطب معرفي مي شود. در اين فيلم , هشت سال
دفاع مقدس ودفع متجاوز دوست داشتني و زيبا نيست .
بعبارتي در « گيلانه » رزمنده و خانواده او موجه و قابل احترام
به تصوير كشيده شده است اما هشت سال دفاع مقدس زيبا و
مقبول نيست . تو گويي در جريان كربلا , اما حسين عليه السلام
و يارانش انسانهاي پاك , خدايي و مقدس بودند اما نبرد ايشان
با ظالمين و منحرفين كه بستر بروز عشق بازي ايشان با حضرت
حق بود , خطا و اشتباه بوده است .
گيلانه اگر چه توانست به خوبي رابطه مادر و فرزندي را به
تصوير درآورد اما در نشان دادن بستري كه منجر به بروز چنين
عشقي گرديد قاصر وناتوان بود.
ث محمدرضا آزاد

| |
| | | |