قسمت سي و پنجم
4 ـ خريد جنگ افزار و تسليحات
اشتياق شديد شاه به خريد جنگ افزار و تسليحات نظامي
و اختصاص بخش قابل توجهي از بودجه كل كشور به مخارج
نظامي , سمت و سوي خريدهاي نظامي ايران را متوجه منابعي
كرد كه مورداطمينان بيشتري بودند و در ميان كشورهاي
فروشنده سلاح , اسرائيل نسبت به تعهدات خود در فروش
جنگ افزار و تسليحات نظامي از همه بيشتر مورد اعتماد بود.
از اين رو , ايران بخشي از سلاح هاي مورد نياز خود را از
اسرائيل تامين مي كرد.
اسرائيل نيز در فروش تسليحات جنگي به ايران ,
انگيزه هاي خاص خود را داشت . نخست اينكه به ايران به ديده
عمق استراتژيك خود مي نگريست كه در جنگ ها مي توانست از
كمك هاي لجستيكي و پشتيباني آن استفاده كند; به طوري كه
در چهارمين جنگ اعراب و اسرائيل , ايران مقداري از
تجهيزات جنگي خود را به دليل نيازهاي فوري اسرائيل به آن
كشور ارسال كرد. ديگر اينكه اسرائيل با فروش تسليحات و
انواع ديگر همكاري هاي نظامي , درآمد قابل توجهي به دست
آورده و در ضمن , در دراز مدت نيز نوعي وابستگي در ايران
نسبت به تجهيزات اسرائيلي به وجود مي آورد. از سوي ديگر ,
اسرائيل كاملا آگاه بود كه هر سلاحي كه از هر طريقي به دست
حكومت ايران برسد , به عنوان تهديدي عليه كشورهاي انقلابي
عرب قلمداد خواهد شدو بدين ترتيب , اسرائيلي ها از لابي
خود در راستاي جلب رضايت آمريكايي ها به فروش تجهيزات
و تسليحات درخواستي شاه استفاده مي كردند . (1 )
بنابراين انگيزه هاي هر دو طرف براي خريد و فروش
تسليحات نظامي از اسرائيل , سبب افزايش سفر مقامات نظامي
ايران و اسرائيل به تهران و تل آويو شد كه گسترش روابط
نظامي را دربرداشت . در واقع , مي توان گفت : خريد تجهيزات
نظامي از اسرائيل و تعميرات آن به دست آنها , مهم ترين بخش
اين روابط را تشكيل مي دهد كه به آن مي پردازيم .
در ارديبهشت 1340 از ژنرال هرزوگ ـ رئيس اطلاعات
ارتش اسرائيل ـ دعوت شد تا از ايران ديدار كرده و با رئيس
ستاد ارتش و فرماندهان نظامي درباره همكاري آينده ميان دو
كشور گفت و گو كند . در پاسخ , هرزوگ در 13 تير به تهران آمد
و طي هفت روز اقامت خود با شاه , نخست وزير , رئيس
ساواك , رئيس ستاد ارتش و رئيس اطلاعات ارتش ملاقات و
گفت و گو كرد. دو هفته بعد , هرزوگ بار ديگر به , همراه ژنرال
« تسوي تسور » رئيس ستاد ارتش اسرائيل به تهران بازگشت .
اين نخستين سفر يكي از فرماندهان بلند پايه نيروهاي مسلح
اسرائيل به ايران بود و ارتقاي سطح همكاري هاي نظامي بين دو
كشور را نشان مي داد. تسور با شاه و سپس با همتاي ايراني
خود ـ ارتشبد عبدالحسين حجازي ـ و نيز با علي اميني ـ
نخست وزير ـ ملاقات كرد. به دنبال سفر ژنرال تسوي تسور ,
سيل مقامات ايراني به سوي اسرائيل سرازير شد و همكاري
بين دو كشور گسترش قابل ملاحظه اي يافت . از آنجا كه رهبران
اسرائيلي ايران را پشت جبهه عراق و سوريه تلقي مي كردند ,
اين مسافرت ها را بدون هيچ گونه چشمداشتي تشويق كرده و
معتقد بودند اين يك سرمايه گذاري دراز مدت , هم از لحاظ
سياسي و هم از لحاظ مالي , است . حتي سفارت اسرائيل در
تهران بهاي رواديد داوطلبان مسافرت را از بودجه خود
مي پرداخت . (2 )
در تابستان 1341 « آل شويمر » رئيس صنايع
هواپيماسازي و « ذوي دار » رئيس صنايع نظامي اسرائيل به
ايران آمدند. در اثردوستي و صميميتي كه سرهنگ نيمرودي با
سپهبد خادمي مدير عامل شركت هواپيمايي ملي ايران برقرار
كرده بود , شويمر توانست در مناقصه تعمير موتورهاي
پيستوني هواپيماهاي مسافربري ايران در اسرائيل برنده شود.
« ذوي دار » نيز توانست اساس همكاري بين صنايع نظامي دو
كشور را بنيان نهد. مقامات ايراني روشن ساختند كه تنها به
خريد جنگ افزار و تجهيزات نظامي راضي نيستند; بلكه
مايلند با كمك اسرائيلي ها صنايع نظامي خود را گسترش دهند.
ضمن مسائل ديگر , گفت و گو از توليد مسلسل دستي يوزي در
ايران به عمل آمد و توافق شد هيئتي از صنايع نظامي اسرائيل
براي مذاكره درباره جزئيات آن به تهران بيايد . (3 )
در 14 مرداد 1341 دو نفر از افسران ايران به نام سرهنگ
شاهسون و سرهنگ هورمز از طرف تسليحات ارتش براي
بازديد و مطالعه كارخانجات اسلحه سازي اسرائيل به تل آويو
رفتند. نيمرودي نيز در اين سفر آنها را همراهي مي كرد. بر
مبناي گزارش تيموري و بنا به گفته اي وابسته نظامي اسرائيل
در تهران , نامبردگان در مدت اقامت در اسرائيل , راجع به
تاسيس بعضي كارخانه هاي اسلحه سازي در ايران نيز با
مقامات ارتش اسرائيل مذاكراتي كرده بودند. تيمسار دريابان
رسايي نيز براي بازديد از تاسيسات نظامي ارتش اسرائيل در
اوايل پاييز 1341 به اسرائيل سفر كرد . در بهمن ماه 1341
قراردادي بين نيروي هوايي ايران با يكي از كارخانجات
هواپيماسازي اسرائيل به امضاي تيمسار ضرابي از طرف ايران
و كلنل نيمرودي از طرف كارخانه مزبور رسيد. بر اساس اين
قرارداد , هواپيماهاي نظامي ايران براي تعمير به اسرائيل
مي رفتند . در ارديبهشت 1342 ژنرال مئير اميت ـ رئيس اداره
اطلاعات ارتش اسرائيل ـ به دعوت ستاد ارتش ايران به تهران
دعوت شد. وي در اين سفر با شاه نيز ديداري كرد و درباره
روابطه بين ايران و اسرائيل نيز مذاكراتي به عمل آمد. وي در
پاييز 1343 نيز به اتفاق سرهنگ نگهباني ـ وابسته نظامي
ايران در اسرائيل ـ عازم ايران شد . (4 )
شاه به منظور جلب پشتيباني آمريكا و تحريك آن كشور به
فروش جنگ افزارهاي بيشتر , درصدد برآمد تا همكاري با
اسرائيل را از چارچوب همكاري كشاورزي و آموزش نظامي به
زمينه هاي ديگر نيز گسترش دهد . لذا در فروردين 1344 با
وجود مخالفت « عباس آرام » وزير امور خارجه « ارتشبد حسن
طوفانيان » معاون تسليحاتي وزارت جنگ را براي خريد تعداد
زيادي مسلسل دستي يوزي براي افراد شهرباني و گارد
شاهنشاهي به اسرائيل فرستاد. مسلسل هاي مزبور براي
نخستين بار در آذر ماه آن سال , هنگامي كه ملك فيصل پادشاه
عربستان سعودي از ايران بازديد رسمي به عمل آورد و از گارد
احترام سان ديد , به معرض نمايش گذاشته شد. در سوم خرداد
1345 ژنرال « عزروايزمن » رئيس ستاد ارتش اسرائيل همراه با
سروان « آويهو بن نون » فرمانده نيروي هوايي آن كشور به
تهران رفت . وايزمن طي سه روز اقامت خود در ايران با شاه و
ارتشبد بهرام آريانا رئيس جديد ستاد ارتش و ارتشبد محمد
خاتمي فرمانده نيروي هوايي ديدار و مذاكره كرد. همچنين , با
يك فروند هواپيما ايليوشين روسي كه خروشچف ضمن
آخرين سفر شاه به مسكو در سال 1344 به او هديه كرده بود ,
به اصفهان پرواز كرد . (5 )
ژنرال طوفانيان در يك درخواست كتبي « به كلي سري » در
تاريخ 1345,7,18 به شماره 45187,2059 تقاضاي خريد
جنگ افزار و مهمات زير را به سرهنگ نيمرودي ـ وابسته
نظامي اسرائيل در تهران ـ تسليم كرد :
الف ) خمپاره انداز 160 ميليمتري همراه با ابزار و
ملحقات : 14 قبضه
ب ) خمپاره انداز 160 ميليمتري همراه با ابزار و ملحقات :
26 قبضه
سنگين به صورت T . N . T پ ) خمپاره 160 ميليمتري با
كامل همراه با چاشني : 10,000 عدد .
به صورت كامل P . WP ت ) خمپاره 160 ميليمتري دودزا
همراه با چاشني : 2500 عدد .
سنگين به صورت T . N . T ج ) خمپاره 160 ميليمتري با
كامل همراه با چاشني : 10,000 عدد
به صورت كامل P . W . P چ ) خمپاره 120 ميليمتري دودزا
همراه با چاشني : 2500 عدد .
در اين نامه تاكيد شده كه شاه بسيار مصمم است كه جنگ
افزارهاي ياد شده خريداري شوند و طوفانيان از نيمرودي
درخواست كرده كه معامله را قطعي كند . (6 )
در پاييز سال 1345 , سرهنگ نيمرودي قراردادي درباره
ايران را در F -01 تعمير 35 فروند هواپيماهاي جت جنگنده
اسرائيل امضا كرد كه مبلغ آن به سه ميليون دلار درباره فروش
خمپاره اندازهاي سنگين 120 و 160 ميليمتري ساخت
اسرائيل امضا كرد. اين دو قرارداد را ارتشبد طوفانيان از جانب
ايران امضا كرد كه در دوستي اش با اسرائيل جاي شك و
ترديدي نبود. به دنبال معاملات فوق , ارتشبد بهرام آريانا
رئيس ستاد ارتش ايران همراه با طوفانيان از اسرائيل ديدار
كرد . آن دو در 29 آبان 1345 وارد فرودگاه تل آويو شدند و به
توصيه نيمرودي استقبال باشكوهي از آنان به عمل آمد. آريانا
دوست واقعي اسرائيل بود و از شاه تقاضا داشت همكاري با
اسرائيل را در زمينه هاي مختلف گسترش بدهد. شاه پس از
جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل خريد شش هزار قبضه ديگر
مسلسل يوزي را تصويب كرد . (7 ) تاييد خريد اسلحه در اين
زمان به دنبال ايجاد بحراني در منطقه و تا حدودي سردي
روابط با اسرائيل , به معناي موافقت شاه در گسترش همكاري
مجدد با اسرائيل بود.
شاه و مشاورانش به اين نكته نيز توجه داشتند كه
اسرائيل , علاوه بر تامين احتياجات نظامي ايران , مي تواند در
مواقعي كه دولت يا كنگره آمريكا با فروش اسلحه و مهمات
مدرن به ايران موافق نباشند , به مساعي ايران براي دريافت
نيازهاي خود كمك كند. نمونه اي از كمك هاي اسرائيل به ايران
در زمان ماموريت آرمين ماير ـ سفير ايالات متحده در تهران
صورت گرفت . در سال 1966 واشنگتن با فروش سلاح
جنگي به ايران سخت مخالف بود. سفارت آمريكا با چنين
سياستي موافقت نداشت , پيشنهاد كرد كه ايالات متحده به
منظور تعيين نيازمندي هاي ايران , هيئتي نظامي را به آن كشور
گسيل دارد. اين هيئت به رياست ژنرال نيروي هوايي به نام
پيطرسن نيازهاي ايران را بررسي كرد و برخلاف انتظار , فروش
را كه به مراتب پيشرفته تر از F -4 جنگنده هاي فانتوم از نوع
نيروي هوايي ايران بود , توصيه كرد . شاه از F -5 هواپيماهاي
را F -4 اين موضوع خرسند شد و دستور خريد هواپيماهاي
صادر كرد. چون واشنگتن اساسا با اين معامله مخالف بود.
آرمين ماير به واشنگتن رفت تا راه حلي را جست و جو كند.
نامبرده در مذاكرات خود با پرزيدنت جانسون اظهار داشت كه
چون روس ها تجهيزاتي را از قبيل شكاري هاي ميگ 21 به
مبلغ 2,3 ميليون دلار به عراق داده اند , صلاح نيست كه شاه از
وسايل دفاعي آمريكايي محروم شود. ماير اهميت حفظ
ارتباطي را كه ايالات متحده از جنگ جهاني دوم با ايران
برقرار كرده بود , خاطر نشان ساخت و پرزيدنت جانسون كه از
مخالفت واشنگتن آگاهي داشت , جواب داد : « آقاي سفير , شما
موقعيت را به خوبي توضيح داديد; اميدوارم بتوانيد موافقت
دولت را جلب كنيد . » (8 )
سپس سفير موضوع را با « مك نمارا » وزير دفاع در ميان
گذاشت . ولي او بادادن چيزي حتي به « ارزش يك پشيز » به شاه
مخالف بود. اما در نهايت , وي در نتيجه اين مذاكرات به
وزارت دفاع دستور داد تا توانايي مالي شاه را براي خريد
تسليحات ارزيابي كنند. سفير آمريكا باتوجه به توصيه هاي
را به ميان آورد . مك F -4 ژنرال پيطرسن , موضوع جنگنده هاي
نمارا جواب داد كه اگر بخواهيم هواپيمايي به ايران بدهيم , بايد
هواپيماهاي جديد باشد. در ميان كسان ديگري كه در واشنگتن
با فروش اسلحه به ايران مخالف بودند , سناتور فولبرايت
رئيس كميته روابط خارجي ستاد بود كه در كنگره اظهار داشت :
« من تصور مي كنم ما با فروش تسليحات به ايران , به آن كشور
لطمه مي زنيم . »
« زوي دوريل » نماينده اسرائيل در ايران كه ظاهرا خبر
مخالفت شديد ايالات متحده را با فروش تسليحات به ايران در
جرايد خوانده بود , پس از بازگشت سفير آمريكا به تهران با او
تماس گرفت و ضمن گفت و گو به وي گفت : « هدف آمريكا از
اين گونه رفتار نسبت به ايران چيست آيا مي خواهيد شاه را به
دامان شوروي بيندازيد » سفير آمريكا با توجه به سفر رئيس
جمهوري اسرائيل براي ديدار رسمي به واشنگتن , به نماينده
اسرائيل گفت : « اگر اعتقاد شما اين است , شايد بي مورد نباشد
به نخست وزيرتان توصيه كنيد موضوع را با پرزيدنت جانسون
در ميان بگذارد » ظاهرا پيشنهاد مزبور عملي شد; زيرا پرزيدنت
جانسون در يكي از جلسات روزهاي سه شنبه خود با چند نفر
از مقامات عاليرتبه امنيتي آمريكا در نوامبر 1967 اظهار
داشت كه اسرائيلي ها نگرانند مبادا ايران روابط خود را با
واشنگتن رها كرده و براي خريد تسليحات به سوي شوروي
متمايل شود. در نتيجه , چنين تصميم گرفته شد كه به ايران
فرصت داده شود تا طبق يك برنامه چهار ساله , هر سال مبلغ
پنجاه ميليون دلار تسليحات آمريكايي خريداري
كند.
بدين ترتيب در سال 1967 « مك نمارا » اجازه داد دو
اسكادران از جنگنده هاي فانتوم كه هر يك از آنها دو ميليون
دلار ارزش داشت , به ايران فروخته شود . (9 )
شاه معمولا در هر ملاقاتي كه با رهبران اسرائيلي داشت , از
آنها مي خواست از نفوذ خود در آمريكا استفاده كنند تا مقامات
آمريكايي را به اجابت درخواست هاي نظامي ايران متقاعد
سازند. بنابراين , حكومت پهلوي از اين طريق به برخي از
اسلحه هاي مورد نظر خود دست مي يافت و هر گاه آمريكا كاملا
با فروش سلاح جنگي به ايران مخالفت مي كرد , به سمت
اسرائيل كه در منظر مقامات ايراني به عنوان آمريكاي كوچك
تلقي مي شد , گرايش پيدا مي كرد. به عنوان نمونه , اسرائيل
تعدادي آشپزخانه صحرايي پيش ساخته , دستگاه هاي راديويي
مخصوص زره پوش ها و وسايل هدفگيري خمپاره اندازها را در
زماني به ارتش ايران فروخت كه دولت هاي دموكرات كندي و
جانسون به طور كلي با فروش سلاح جنگي به ايران مخالف
بودند . (10 )
در سوم اسفند 1346 , اسرائيل به حكومت محمدرضا
پهلوي پيشنهاد كرد كه آماده است اعتباري به ارزش 75 ميليون
دلار در اختيار ايران قرار دهد تا در جهت تقويت نيروهاي
دفاعي ايران , هزينه شود. در پي اين پيشنهاد , هيئت وزيران در
جلسه مورخ 1347,8,12 آن را مورد بررسي قرار داد و با
تصويب آن به وزارت جنگ اجازه داد اعتبار مذكور را براي
خريد اقلام دفاعي تحصيل كند. متن مصوبه هيئت وزيران به
شماره 220,3 و در طبقه بندي « به كلي سري » به شرح زير
است :
« هيئت وزيران در جلسه مورخ 1347,8,12 به استناد
قانون راجع به تحصيل بيست ميليارد ريال اعتبار جهت
تقويت نيروهاي دفاعي كشور , مصوب 12 آذر ماه 1342 به
وزارت جنگ اجازه دادند 75 ميليون دلار اعتبار با بهره پنج و
سه چهارم درصد در سال براي خريد اقلام دفاعي تحصيل
نمايد و به تيمسار سپهبد صنيعي ـ وزير جنگ اجازه داده
مي شود كه باتوجه به سري بودن موضوع قرارداد , آن را امضا و
مبادله و يا اينكه به مسئوليت خود اختيار امضا و مبادله آن را
به ديگري تفويض نمايد. ضمنا به بانك مركزي ايران اجازه
داده مي شود پرداخت تعهدات وزارت جنگ را در اجراي اين
قرارداد , تضمين و وزارت دارايي نيز متقابلا پرداخت هاي بانك
مركزي ايران را از اين بابت از محل اعتبارات وزارت جنگ
تعهد نمايد و مجوز قانوني اين قرارداد پس از رفع محظور
سري بودن از مجلسين تحصيل خواهد شد. اصل تصويبنامه در
دفتر نخست وزيري است . » (11 )
در اسناد نخست وزيري آمده است كه وزارت جنگ در
سال 1348 با استفاده از اعتبار واگذاري بانك اسرائيل به
خريد جنگ افزار و تسليحات مختلف از اسرائيل اقدام كرد و
هيئت وزيران هم در 1348,8,3 قراردادهاي خريد اين
وزارتخانه را به تصويب رساند. اين قراردادها
عبارتنداز :
الف ) قرارداد خريد دويست قبضه تفنگ بي لگد 106
ميليمتري به مبلغ 5075000 دلار كه پيش پرداخت آن با
محاسبه بهره 771716,43 دلار است .
ب ) قرارداد خريد دويست قبضه خمپاره انداز 120
ميليمتري سبك به مبلغ 9353655 دلار كه پيش پرداخت آن
با محاسبه بهره 1422337,34 دلار است .
پ ) قرارداد خريد ده هزار تير مهمات خمپاره انداز120
ميليمتري سبك به مبلغ 1145000 دلار كه پيش پرداخت آن
با محاسبه بهره 174110,34 دلار است . (12 )
اين قراردادها و به ويژه تخصيص اعتبارهاي چند ميليون
دلاري از سوي اسرائيل براي تقويت نيروهاي نظامي ايران در
منطقه , روابط نظامي ايران را بيش از پيش در وضعيت تازه تري
قرار داد , به گونه اي كه ارتش ايران به عنوان يكي از استفاده
كنندگان اصلي سلاح هاي اسرائيلي محسوب مي شد. ارتش
ايران علاوه بر تامين نيازهاي جنگ افزاري و تسليحاتي خود از
اسرائيل , براي خريدهاي تسليحاتي از ديگر كشورها نيز با
مقامات ارتش اسرائيل به مشاوره نظامي مي پرداختند; به
عنوان مثال , پس از آنكه شاه تصميم به خريد تانك چيفتن از
انگلستان گرفت , ارتشبد طوفانيان نظر فرماندهان نظامي
اسرائيل را كه با اين تانك آشنايي كامل داشتند , جويا شد آنها
هم باتوجه به شرايط جغرافيايي ايران , پيشنهاد افزايش قدرت
موتور را 650 به 750 اسب و برد توپ را مطرح كردند . سازنده
انگليسي ادعا كرد اين كار يك سال به درازا مي كشد و در اين
در اختيار Mark -2 ميان بهتر است پنجاه تانك با مشخصات
ارتش ايران بگذارد و پس از تحويل هشتصد تانك سفارش
با مشخصاتي مورد نظر ايران , آن پنجاه تانك را Mark -5 شده
بلاعوض پس بگيرد. چندي بعد , ايران خواستار ايجاد تغييرات
ديگري در اين تانك شد , به گونه اي كه قدرت موتور بين
1100 ـ800 اسب و با زره نيرومندتر و ... بود تانك اخير كه به
هزينه ايران طراحي و ساخته شد , « شيرايران » ناميده شد و
است كه اكنون در ارتش انگليس به Chaltenger همان تانك
كار برده مي شود . (13 )
به نظر مي رسد خريد اسلحه يوزي ساخت اسرائيل تنها
منحصر به ارتش نبود , بلكه نيروهاي ساواك هم براي خريد
اين سلاح علاقه نشان مي دادند . در سند شماره 622,27804
مورخ 1351,8,20 ساواك , در مورد خريد اسلحه يوزي از
موساد , خطاب به رياست سازمان اطلاعاتي خارجي چنين
آمده است :
« در اجراي اوامر تيمسار رياست ساواك , مقرر گرديده
تعداد 150 قبضه اسلحه يوزي , به انضمام سيصد عدد خشاب
مربوطه از كشور زيتون تهيه گردد. چون صدور اين گونه لوازم
از كشور زيتون , احتياج به صدور گواهي مبني بر عدم صدور به
كشورهاي خارجي و تعرفه مصرف در داخل ايران را خواهد
داشت , لذا خواهشمند است دستور فرماييد از طريق بخش
پيمان هاي آن سازمان , مراتب را به نماينده سرويس مذكور
اطلاع دهند تا مورد فوق را به كارخانه يوزي اعلام و از نتيجه ,
اين اداره كل را آگاه سازند; ضمنا جهت تهيه اسلحه هاي
مذكور , اعتبار اسنادي شماره 501,30824 در بانك مركزي
ايران افتتاح گرديده است . » (14 )
پاورقي :
1 ـ علي اكبر ولايتي , همان , صص 188 ـ187
2 ـ عبدالرضا هوشنگ مهدوي , همان , صص 291 ـ290
3 ـ همان . صص 379 ـ378
4 ـ علي اكبر ولايتي , همان , صص 192 ـ191
5 ـ عبدالرضا هوشنگ مهدوي , همان , صص 385 ـ384
6 ـ مركز اسناد موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران , سند
شماره 21 ـ32 ـ893 ط
7 ـ عبدالرضا هوشنگ مهدوي , همان , صص 390 ـ387
8 ـ سهراب سبحاني , همان , ص 8
9 ـ همان
10 ـ همان
11 ـ روابط ايران و اسرائيل به روايت اسناد نخست وزيري ,
همان , صص 127 ـ123
12 ـ همان , ص .132
13 ـ يادداشت هاي علم . ويراسته علينقي عاليخاني . ج .1
تهران , مازيار و معين , .1377 ص .34
14 ـ تقي نجاري راد , همان , ص .219
ارتشبد آريانا رئيس ستاد ارتش شاه , دوست
واقعي اسرائيل در ايران لقب گرفته بود

|