روزنامه جمهوري اسلامي 11/10/1384 صفحه مقالات

ارتباط ناشناخته
بررسي ضرورت تعيين جانشين براي پيامبر(ص )
* انوار الهي در شان و منزلت سادات
حج از ديدگاه امام علي (ع )
ارتباط ناشناخته


قسمت سي و چهارم
روابط نظامي ايران و اسرائيل
اصلي ترين ستون داخلي كشور كه شاه براي حفظ و تداوم حكومت خود به آن تكيه داشت , نيروهاي مسلح بود. از اين رو , شاه همواره توجه و كنترل خاصي بر آنها اعمال مي كرد. وجود مرز طولاني با شوروي با توجه به نظام دوقطبي و جنگ سرد و تهديدات منطقه اي , به ويژه از سوي عراق و مصر پس از روي كارآمدن جمال عبدالناصر , موجب شد تا شاه به سمت و سوي افزايش انواع سلاح هاي جنگي گرايش يابد. اين مسئله زماني به اوج خود رسيد كه از يك سو , براساس دكترين نيكسون ـ رئيس جمهور آمريكاـ شاه نقش ژاندارمي منطقه خليج فارس را در راستاي حفظ منافع آمريكا برعهده گرفت و از سوي ديگر , با افزايش قيمت نفت و درآمد ايران در جريان جنگ چهارم اعراب و اسرائيل , ايران توان چشمگيري براي خريد جنگ افزار به دست آورده بود , به گونه اي كه دولت ايران حدود يك سوم از كل درآمدهاي پولي خود را به هزينه هاي نظامي اختصاص داد.
هر چند بخش عمده تسليحات ايران از طريق آمريكا تامين مي شد و ايران در اواسط دهه 1370 به بزرگ ترين خريدار اسلحه آمريكايي در جهان تبديل شده بود , اما از آنجا كه شاه , حفظ موجوديت خود را مستلزم داشتن سلاح بيشتر مي دانست و به اصطلاح , دچار جنون عظمت در خريد سلاح شده بود , به دنبال منابع تسليحاتي يي مي گشت كه محدوديتي براي فروش نداشتند. به تشخيص شاه و ژنرال طوفانيان , اسرائيل مناسب ترين منبع بود و اين مسئله سبب شد كه بين ايران و اسرائيل روابط نظامي هم برقرار شده و آنها به همديگر نزديك شوند. مخصوصا هرگاه دولت هاي دمكرات آمريكايي يا كنگره با فروش سلاح جنگي به ايران مخالفت مي ورزيدند , ايران گام هاي بلندتري به سوي اسرائيل كه در اذهان مقامات ايراني به منزله آمريكاي كوچك تلقي مي شد , برمي داشت . روند خريدهاي تسليحاتي از اسرائيل به گونه اي پيش رفت كه در سال هاي پاياني رژيم شاه , ايران به عنوان بزرگ ترين خريدار جنگ افزارهاي اسرائيلي , تبلغ بزرگي براي اين كشور محسوب مي شد.
همكاري نظامي ايران و اسرائيل تنها به خريد و فروش سلاح خلاصه نمي شد , بلكه مواردي همچون برگزاري دوره هاي آموزشي براي نيروهاي مسلح ايران , مبادله اطلاعات و وابسته هاي نظامي , و اعزام كماندوهاي اسرائيلي در جريان تحولات انقلاب اسلامي به ايران را نيز دربرمي گرفت كه در اين فصل به آنها مي پردازيم .
1 ـ شكل گيري روابط نظامي
روابط نظامي ايران و اسرائيل در پي مناسبات اقتصادي , امنيتي , اطلاعاتي و سياسي شكل گرفت . تاثير موفقيت هاي نيروهاي نظامي اسرائيل در جنگ با اعراب بر محافل نظامي ايران و الگو قراردادن ارتش اسرائيل براي ارتش ايران و همچنين , تمايل و علاقه مندي آمريكا به هماهنگ ساختن ارتش هاي ايران و اسرائيل به عنوان ستون هاي نظامي و متحدان استراتژيك خود در منطقه خاورميانه , زمينه هاي لازم را براي مبادله اطلاعات نظامي و سفرهاي مقامات برجسته نظامي هر دو طرف به تهران و تل آويو فراهم كرد.
سفر سپهبد حاجي علي كيا ـ رئيس اداره اطلاعات ارتش ايران ـ در اكتبر 1958 نخستين ديدار از سلسله ديدارهايي بود كه مقامات بلندپايه ارتش ايران در سال هاي بعد از اسرائيل به عمل آوردند. او با مقامات عاليرتبه دولت يهود , ملاقات و از ژنرال هركابي ـ رئيس اطلاعات ارتش اسرائيل ـ دعوت كرد كه براي ايراد يك رشته سخنراني به تهران بيايد. ژنرال اسرائيلي در دسامبر 1958 به تهران آمد و با شاه و فرماندهان نظامي ديدار كرد. مذاكرات وي با سپهبد كيااساس همكاري نظامي آينده دو كشور را بنيان نهاد. وقتي هركابي پس از ايراد پنج سخنراني , در آخرين روز اقامتش در ايران به حضور شاه رسيد و اوضاع خاورميانه را تحليل كرد , شاه با تاييد نظرات او از وي خواست اسرائيلي ها با نفوذي كه در واشنگتن دارند , سعي كنند حقايق منطقه را به آمريكايي ها بفهمانند. شاه با اشاره به اينكه آمريكايي ها نياز ايران را به جنگ افزار و كمك مالي دست كم مي گيرند , تلويحا از اسرائيل خواست كه دراين باره به پرزيدنت آيزنهاور فشار آورد. بعدها شاه در ملاقاتي با رهبران اسرائيلي اين تقاضا را تكرار كرد , به طوري كه به ژنرال حيئم هرزوگ ـ رئيس جمهور سابق اسرائيل ـ گفت كه در هر اسرائيلي , يك مامور ارتباط با واشنگتن را مي بيند . (1 ) مقامات نظامي اسرائيل در ديدارهاي بعدي خود مي كوشيدند تا ايران را متقاعد به پذيرش وابسته نظامي كنند.
2 ـ تعيين وابسته نظامي
در تابستان 1959 ژنرال هرزوگ ـ رئيس جديد اطلاعات ارتش اسرائيل ـ به اتفاق همسرش به تهران رفت و به حضور شاه رسيد و پيشنهاد مبادله وابسته نظامي بين دو كشور را مطرح كرد. با آنكه شاه تمايلي به اين كار نداشت , با اين همه روابط بين اين دو كشور همچنان روبه گسترش بود. در دومين سفر سپهبد حاجي علي كيا به اسرائيل در فوريه 1960 كه با بن گوريون , لاسكوف و هرزوگ ملاقات كرد , اسرائيلي ها بار ديگر پيشنهاد مبادله وابسته نظامي را تكرار كردند. اين بار كيا ضمن موافقت , پيشنهاد كرد سرهنگ يعقوبي نيمرودي كه يك يهودي ايراني الاصل (2 ) بود , به اين سمت منصوب شود . نيمرودي قبلا نماينده آژانس يهود در تهران بود و به خوبي با آداب و رسوم ايرانيان آشنايي داشت . فعاليت هاي سرهنگ نيمرودي و تماس هاي او با محافل نظامي باعث شد كه ژنرال هرزوگ بار ديگر براي سفري ده روزه به تهران بيايد. او در كاخ مرمر به حضور شاه رسيد و طي چند جلسه با ارتشبد عبدالله هدايت ـ رئيس ستاد ارتش مذاكره كرد. او درباره مسائل گوناگون صحبت كرد و خواستار شروع روندي شد كه در نهايت , به شناسايي اسرائيل از جانب ايران مي انجاميد , هرزوگ علاوه بر همكاري ميان بخش هاي گوناگون نظامي , پيشنهاد همكاري بين صنايع نظامي دو كشور را نيز مطرح ساخت . (3 )
درباره چگونگي انتخاب يعقوب نيمرودي به عنوان وابسته نظامي , سندي از گزارش ابراهيم نيمرودي ـ نماينده سياسي ايران در تل آويوـ در دست است كه در اواخر سال 1338 براي وزارت امورخارجه ارسال كرده و گوياي ماجراست :
تاكنون چند بار از گوشه و كنار شنيدم كه بين ايران و اسرائيل گاهي اطلاعات نظامي مبادله مي شود و چندي پيش نيز مطلع شدم كه از طرف دولت اسرائيل تصميم گرفته شده يك وابسته نظامي به ايران اعزام شود. بعد از تحقيقاتي كه به طور غيرمستقيم نمودم , اطلاع حاصل كردم كه طبق موافقتي كه به عمل آمده , قرار است آقاي كلنل يعقوب نيمرودي به طور محرمانه براي كارهاي مربوط به وابستگي نظامي اسرائيل به ايران برود. با خود نامبرده مذاكره كردم , با آنكه نمي خواست در اين باره اظهاري كند , مع هذا گفت به من دستور داده شده مقدمات حركت خودم را به ايران تهيه كنم و بايد تا اواسط مارس در تهران باشم . البته اين موضوع كاملا محرمانه ا ست و حتي به رفقاي خود نيز گفته ام كه براي ماموريتي به اروپا مي روم . (4 )
ارتش ايران نيز در اواخر سال 1340 يا اوايل 1341 سرهنگ نصرت الله نگهباني را به عنوان وابسته نظامي ايران به اسرائيل اعزام كرد. در گزارشي از ابراهيم نيمرودي به وزارت امورخارجه مورخ 1341,7,16 آمده است :
در اوايل سال گذشته هنگامي كه در تهران بودم , آقاي كاظم شيوا رضوي ـ كارمند اداره كارگزيني و بودجه و عضو رابط بين وزارت امورخارجه و سازمان امنيت اظهار داشتند دو سه نفر از سازمان امنيت مي خواهند با اينجانب ملاقات كنند و درباره اسرائيل سوالاتي بنمايند. اين ملاقات بااطلاع جناب آقاي افشارـ معاون سياسي وقت وزارت امورخارجه ـ در كتابخانه وزارت امورخارجه صورت گرفت و دو سه نفري كه ظاهرا از طرف سازمان امنيت به معيت آقاي شيوا به وزارت امورخارجه آمده بودند , سوالات مختلفي راجع به كشور اسرائيل نمودند. يكي از اين دو سه نفر , جناب سرهنگ نصرت الله نگهباني بود... تقريبا دو سه ماه قبل آقاي سرهنگ نگهباني در تل آويو به ديدن اينجانب آمدند و بعد از مقدمه گفتند كه از طرف ارتش در اسرائيل ماموريت دارند و آدرس و تلفن خودشان را هم دادند و از آن به بعد با آشنايي كه به اين ترتيب حاصل شد , با هم رفت و آمد پيدا كرديم . اينجانب ابتدا گمان كردم كه ايشان فقط از طرف سازمان امنيت در اسرائيل ماموريت دارند , ولي اخيرا ضمن صحبت خودشان اظهار داشتند كه ماموريت اصلي ايشان از طرف ارتش است و در حقيقت , وابسته نظامي ايران در اسرائيل مي باشند و ضمنا گاهي نيز ماموريت هايي از طرف سازمان امنيت به ايشان مراجعه مي شود. آقاي سرهنگ نگهباني فعلا در حدود هفت هشت ماه است كه در اسرائيل مي باشند . (5 )
اسرائيلي ها همواره و در هر شرايطي , تمايل و علاقه شديدي به آشكارسازي روابط و رسمي شدن آن داشتند. اصرار دائمي آنها در باره مبادله وابسته نظامي و يا ايجاد نمايندگي سياسي و نمايندگي بازرگاني در همين راستا بود. اين موارد را در ديدارهاي متعدد با مقامات ايراني مطرح و پيگيري مي كردند و بعد از موافقت ايران نيز با سرعت و حتي چند سال زودتر از ايران , نمايندگان خود را به تهران اعزام مي كردند. از سوي ديگر , برخي نمايندگان اسرائيل در تهران با چاپ كارت ويزيت و يا امضاي بخشنامه باعنوان سفير اسرائيل در تهران و ارسال آن به نمايندگي هاي سياسي مقيم تهران , در تلاش بودند تا ايران را در برابر يك عمل انجام شده قرار دهند تا به اين ترتيب , شايد گامي در جهت آشكارسازي روابط و رسمي شدن آن برداشته باشند.
3 ـ برگزاري دوره هاي آموزشي
هر چند مسئوليت تقويت نظام آموزشي نيروهاي مسلح ايران را مستشاران نظامي آمريكايي مستقر در ايران به عهده گرفته و با ايجاد دانشكده فرماندهي عالي و ستاد مشترك و تربيت استادان و پذيرش دانشجو در رده هاي مختلف ا رتش و ديگر برنامه هاي آموزشي نقش اساسي را در تشكيل ساختار موردنظر خود در ارتش ايفا كرده بودند , اما با وجود اين , شاه بر آن بود تا در امور آموزشي نظامي هم , همانند بخش هاي ديگر از اسرائيلي ها استفاده كند.
روزنامه « هبوكر » چاپ اسرائيل در مورخ 64,6,29 گزارش داد كه 23 جوان ايراني براي طي يك دوره نظامي (نخل ) و دوره آموزشي قبل از نظام (كادناع ) با هواپيماي ال ـ عال وارد فرودگاه ليدا شدند . در سال 1345 نيز تعدادي از نظاميان ايراني به منظور طي دوره آموزش بيسيم عازم اسرائيل شدند . برگزاري دوره هاي آموزشي نظامي تا سال 1357 نيز ادامه داشت , به طوري كه در سال 1357 تعدادي از نظاميان ايراني به منظور طي دوره آموزش پشتيباني و تعميرات در كارخانجات موتورولا به مدت يك ماه به اسرائيل رفتند . (6 )
وقتي در بهار 1348 اختلاف ايران و عراق درباره كشتيراني در اروندرود ابعاد تازه اي به خود گرفت و دو كشور به مرز جنگ با يكديگر رسيدند , بار ديگر موضوع و ضرورت نزديكي ايران و اسرائيل مطرح شد . شاه در 13 ارديبهشت آن سال , ارتشبد آرياناي سالخورده را از رياست ارتش , بركنار و به جاي او ارتشبد فريدون جم را كه از محبوبيت زيادي در ارتش برخوردار بود , منصوب كرد , جم در سال 1344 , زماني كه جانشين رئيس ستاد بود , به دعوت ژنرال بارلف به اسرائيل سفركرده بود و اكنون هر دوي آنان رياست ستاد ارتش كشورهايشان را برعهده داشتند. راديو بغداد , جم را صهيونيست ناميد و ادعا كرد كه شاه , رئيس ستاد خود را كه به شدت ضد عرب و ضد اسلام , به توصيه اسرائيلي ها منصوب كرده است . شاه و جم كه از پيروزي خود در عبور دادن كشتي هاي عازم بنادر ايران از اروند رود تشويق شده بودند , تصميم گرفتند به منظور استفاده از تجربه هايي كه اسرائيل در جنگ شش روزه با اعراب كسب كرده بود , خلبانان وچتربازان و افسران توپخانه خود را براي گذراندن دوره آموزشي به اسرائيل بفرستند . (7 )
با توجه به آماري كه مطبوعات اروپايي در سال 1356 انتشار دادند , حدود پانزده هزار نظامي ايراني مشغول آموزش در اسرائيل بودند . (8 ) در واقع , بيشتر افسران ارشد شاه و صدها افسر رده پايين نيز برخي از جنبه هاي آموزش نظامي اسرائيل را فرا گرفته بودند . (9 )
پاورقي
1 ـ عبدالرضا هوشنگ مهدوي , همان , ص 287
2 ـ درباره يعقوب نيمرودي در منابع متعدد از جمله ظهور و سقوط سلطنت پهلوي (خاطرات حسين فردوست ) آمده است كه وي در يك خانواده عراقي الاصل در بيت المقدس به دنيا آمده است .
3 ـ عبدالرضا هوشنگ مهدوي , همان , صص 288 ـ .287
4 ـ علي اكبر ولايتي , ايران و تحولات ... , همان , ص .181
5 ـ علي اكبر ولايتي , همان , صص 186 ـ .185
6 ـ همان , ص 186
7 ـ عبدالرضا هوشنگ مهدوي , همان , ص .329
8 ـ عليرضا ارغندي , همان , ص .416
9 ـ روابط ايران و اسرائيل به روايت اسناد نخست وزيري , همان , ص .27
رژيم شاه بزرگترين خريدار جنگ افزارهاي اسرائيلي در جهان بود
وابسته نظامي اسرائيل در تهران فردي بود كه نمايندگي آژانس يهود در ايران را نيز بر عهده داشت

بررسي ضرورت تعيين جانشين براي پيامبر(ص )


علي اصغر رضواني كاشاني
قسمت سوم و آخر

6 ـ پيامبر(ص ) وظيفه اش تنها گرفتن وحي و ابلاغ آن به مردم نبوده است , بلكه وظائف ديگري نيز داشته است از قبيل :
الف ـ تفسير قرآن كريم و شرح مقاصد و بيان اهداف و كشف رموزات و اسرار آن .
ب ـ تبيين احكام و موضوعاتي كه در زمان حضرت اتفاق مي افتاد.
ج ـ پاسخ به سوالات و شبهات دشوار كه دشمنان اسلام به خاطر غرض ورزي هايي كه داشتند , به جامعه تزريق مي كردند.
د ـ حفظ دين از تحريف .
بعد از پيامبر نيز اين احتياجات , شديدا احساس مي شد , و ضرورت وجود جانشين براي پيامبر كه قابليت پاسخ گويي به آن را داشته باشد احساس مي گشت .
از طرفي ديگر نيز مي دانيم كه كسي از عهده آن ها غير از علي بن ابي طالب (ع ) برنمي آمد.
7 ـ هم چنان مشاهده مي كنيم كه هنگام وفات پيامبر , امت اسلامي از راه هاي مختلف , مورد تهاجم و خطر بوده است . مثلا از طرف شمال و شرق با دو امپراطور بزرگ روم و ايران در حال كشمكش بوده , و در داخل نيز با منافقين درگير بود. يهود بني قريظه و بني نضير هم با مسلمين چندان انسي نداشتند و خيال شكست و نابودي آن را در سرمي پروراندند.
حال در اين وضعيت وظيفه پيامبر(ص ) درباره جانشيني خود چيست آيا آنان را به حال خود بگذارد , يا اين كه وظيفه دارد يك نفر را به عنوان جانشين براي رفع اختلافات مسلمين معين كرده تا با هدايت و رهبري مردم از تضعيف اسلام جلوگيري نمايد
قطعا بايد قبول كنيم كه پيامبر(ص ) در اين زمينه به وظيفه خود عمل كرده و جانشيني را تعيين كرده است , ولي متاسفانه عده اي از اصحاب , اين سفارش و وصيت را ناديده گرفته و مردم را به گمراهي كشاندند. لذا آشوبي در جامعه به وجود آوردند كه ـ به قول عمر بن خطاب ـ خداوند مسلمين را از شر آن نجات داد.
اشكالات راه دوم
راه دومي كه در پيش روي پيامبر(ص ) قرار داشت اين بود كه آن حضرت مسئله خلافت را به شورا واگذار نموده تا با توافق هم خليفه اي را انتخاب نمايند. اشكالات اين راه نيز عبارتند از :
1 ـ اگر پيامبر(ص ) اين راه را براي خلافت برگزيده بود , مي بايست مردم را در اين باره توجيه نموده و براي فرد انتخاب شده و افراد انتخاب كننده شرايطي بيان مي كرد , در حالي كه مي بينيم چنين اتفاقي نيفتاده است . بنابراين اگر بنا بود كه امر خلافت , شورايي باشد بايد آن را مكرر و با بياني صريح و بليغ بيان مي داشت .
2 ـ نه تنها پيامبر(ص ) نظام شورايي را بيان نكرد , بلكه هرگز مردم صلاحيت و آمادگي چنين نظامي را نداشتند , زيرا اينان همان كساني بودند كه در قضيه بناي « حجر الاسود » با يكديگر در نصب آن نزاع كرده و هر قبيله اي مي خواست آن را خود نصب كند تا اين افتخار نصيب او گردد كه نزديك بود , اين نزاع به جنگي تبديل شود. تنها پيامبر (ص ) با تدبير حكيمانه خود اين نزاع را خاموش كرد و با قراردادن حجر الاسود در ميان پارچه اي از تمام اقوام دعوت كرد تا نماينده آنان در نصب حجرالاسود سهيم باشد.
در غزوه « بني المصطلق » يكي از انصار و ديگري از مهاجرين در مسئله اي نزاع كردند و هر كدام قوم خود را به ياري خواست , در همان جنگ نزديك بود كه جنگ داخلي اي در گرفته و دشمن بر مسلمين مسلط گردد كه باز هم پيامبر(ص ) آنان را مورد سرزنش قرار داده و از ادعاهاي جاهلي بر حذر داشت .
همان مردم هستند كه در مسئله خلافت بعد از رسول خدا(ص ) اين چنين اختلاف كرده و تعدادي از انصار ومهاجرين در سقيفه با ادعاهاي واهي و بي اساسي خود , حق خلافت را از آن خويش دانستند. در آخر هم با زيرپا گذاشتن صحابي (سعد بن عباده ) مهاجرين حكومت و خلافت را براي خود تمام نمودند.
3 ـ گفته شد كه پيامبر (ص ) وظايف ديگري غير از تلقي و تبليغ وحي داشته است . مسلمين بعد از رسول خدا (ص ) به كسي احتياج داشتند كه خلايي را كه با رحلت پيامبر حاصل شده بود جبران كند و آن هم كسي غير از علي (ع ) و اهل بيتش نبوده است .
لذا از علي (ع ) سوال شد : چرا تو از همه بيشتر از پيامبر(ص ) روايت نقل مي كني فرمود : زيرا من هر گاه از پيامبر(ص ) سوال مي كردم مرا خبر مي داد و هر گاه سكوت مي كردم او شروع به حديث گفتن مي كرد . (1 )
پيامبر بارها فرمود : « من شهر حكمت و علي درب آن است » (2 )
هم چنين فرمود : « من شهر علم و علي درب آن شهر است , هر كس اراده علم مرا دارد بايد از درب آن وارد شود . » (3 )
نتيجه اين كه با رد احتمال و راه اول و دوم , راه سوم كه همان تعيين و نصب خليفه از جانب رسول خدا است , متعين مي گردد.


پاورقي :
1 ـ صحيح ترمذي , ج 5 , ص 460 ; طبقات ابن سعد , ج 2 , ص 101
2 ـ صحيح ترمذي , ج 5 , ص 637
3 ـ مستدرك حاكم , ج 3 , ص .127


انوار الهي در شان و منزلت سادات




انوار الهي (شان و منزلت سادات )
تاليف : سيدعلي حسين درخشان (موسوي سيدصالح )
تعداد صفحه 456 , قطع وزيري , جلد اعلا , داراي منابع و مصادر .
ناشر مركز فرهنگي انتشارات شبرـ تلفن 77523082
فصل اول : شجره طيبه
شرافت و نسب اهل بيت عليهم السلام , اعتراف دشمن به شرافت اهل بيت , شرح زندگي نيكان اهل بيت از حضرت ابراهيم عليه السلام تا خاتم انبيا حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم و شرح حال حضرت خديجه عليهاالسلام .
فصل دوم : اميرالمومنين عليه السلام
ولادت ـ شرح زندگي مادر , خلقت , فضائل اميرالمومنين عليه السلام .
1 ـ روايات مشترك (شيعه و سني )
2 ـ روايات اهل سنت در شان امام علي (ع )
3 ـ امام علي (ع ) در قرآن
4 ـ امام علي (ع ) در كلام نبي اكرم صلي الله عليه و آله و سلم
5 ـ اميرالمومنين (ع ) و پيامبران الهي
6 ـ چهل روايت ديگر از اهل سنت در بيان فضل امام علي (ع )
علم امام علي (ع )
7 ـ عالم به تورات , انجيل , قرآن و عالم به اهل سعادت و شقاوت
8 ـ برجستگي هاي بلاغي در كلام امام علي (ع )
9 ـ حكومت امام علي (ع )
10 ـ مظلوميت امام
فصل سوم : فاطمه (س ) محبوبه الهي
تاريخ تولد حضرت بر اساس بيش از يكصد و سي منبع و سند معتبر
اسامي و القاب حضرت , زندگي ـ ازدواج ـ همسرداري ـ تربيت فرزندان , فضايل حضرت بر اساس روايت مشترك (شيعه و سني ) روايات اهل سنت ـ روايات شيعه ـ مصيبت هاـ وقايع سقيفه بني ساعده ـ ابليس از غدير تا سقيفه بني ساعده
فصل چهارم : اهل بيت پيامبر عليهم السلام
پيش سخن , فضايل مشترك علم , همراهي قرآن , ولايت بر تمام مخلوقات , اديان الهي , وسيله كمال پيامبران , در قرآن , روايات اهل سنت . فضيلت اهل بيت عليهم السلام در صلوات , در نهج البلاغه , شان وجايگاه ومصائب ايشان .
فصل پنجم : سادات شهداي زمين و آسمان
معناي واژه « سيد » , معناي آل محمد عليهم السلام , تداوم سبب و نسب پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم تا روز قيامت , جايگاه و منزلت سادات در روايات اهل سنت و شيعه , محبت و نيكي به سادات , چهل حديث در ثواب محبت به سادات , هجرت امام زادگان عليهم السلام به ايران , نتايج هجرت سادات در جهان , شرح زندگي امامزاده سيدصالح عليه السلام , گم شدن شجره نامه بعضي از سادات , ده ها حديث و روايت از شيعه و سني در فضايل سادات , علم انساب , معنا و مفهوم نسب , تاريخچه علم نسب شناسي , نخستين تدوين كنندگان نسب شناسي , فايده هاي نسب شناسي , نخستين گردآوردگان انساب سادات , حسن ختام (سادات و صيانت از حريم سيادت ) تقاضاي همكاري مولف از اصحاب قلم و صاحب نظران .


حج از ديدگاه امام علي (ع )


فاطمه رسوليان
امام علي (ع ) ضرورت توجه به ارزش حج را در نهج البلاغه مورد تاكيد قرار مي دهند و حج را دليل اصلي وجود زندگي انسانها مي دانند و در همين راستا مي فرمايند : خدا را! خدا را! درباره ي خانه ي خدا , تا هستيد آن را خالي مگذاريد , زيرا اگر كعبه خلوت شود , مهلت داده نمي شويد . (1 )
حضرت علي عليه السلام در رابطه با فلسفه و ره آورد حج كلام زيبايي دارندو حج را مظهر تواضع انسان در مقابل خداوند مي دانند و مي فرمايند : خدا , حج خانه ي محترم خود را بر شما واجب كرد , همان خانه اي كه آن را قبله گاه انسان ها قرار داده اند كه چونان تشنگان به سوي آن روزي مي آورند و همانند كبوتران به آن پناه مي برند. خداي سبحان كعبه را مظهر تواضع بندگان در برابر عظمت خويش و نشانه اعتراف آنان به بزرگي و قدرت خود قرار داد و در ميان انسانها , شنوندگاني را برگزيد كه دعوت او را براي حج , اجابت كنند و سخن او را تصديق نمايند و پاي بر جايگاه پيامبران الهي نهند , همانند فرشته گاني كه برگرد عرش الهي طواف مي كنند و سودهاي فراوان در اين عبادتگاه و محل تجارت زائران به دست آورند و به سوي وعده گاه آمرزش الهي بشتابند. خداي سبحان , كعبه را براي اسلام , نشانه ي گويا و براي پناهندگان , خانه ي امن و امان قرار داد. اداي حق آن را واجب كرد و حج بيت الله را واجب شمرد و بر همه ي شما انسان ها مقرر دشات كه به زيارت آن برودي » . (2 )
آنحضرت از قول باريتعالي مي فرمايد : « و (خداوند) فرمود آن كس كه توان رفتن به خانه ي خدا را دارد , حج بر او واجب است و آن كس كه انكار كند , خداوند از همه ي جهانيان بي نياز است » . (3 )
همچنين آن حضرت در رابطه با فلسفه حج مي فرمايند : « آيا مشاهده نمي كنيد كه همانا خداوند سبحان , انسانهاي پشين از آدم (ع ) تا آيندگان اين جهان را با سنگهايي در مكه آزمايش كرد كه نه زيان مي رسانند و نه نفعي دارند , نه مي بينيد و نه مي شنويد اين سنگها را خانه ي محترم خود قرارداده و آن را عامل پايداري مردم گردانيد. سپس كعبه را در سنگلاخ ترين مكانها , بي گياه ترين زمينها و كمترين دره ها , در ميان كوه هاي خشن , سنگ ريزه هاي فراوان و چشمه هاي كم آب , و آبادي هاي از هم دور قرار داد , كه نه شتر , اسب و گاو و گوسفند , هيچ كدام در آن سرزمين رفاه ندارند. سپس آدم (ع ) و فرزندانش را فرمان داد كه به سوي كعبه باز گردند. تا مردم با عشق قلبها , به سرعت از ميان فلات و دشتهاي دور , و از درون شهرها , روستاها , دره هاي عميق , و جزاير از هم پراكنده ي درياها به مكه روي مي آورند , شانه هاي خودر ا بجنبانند , گرداگرد كعبه لااله الاالله بر زبان جاري مي سازند و اطراف خانه طواف كنند , و با موهاي آشفته , بدنهاي پرگردوغبار در حركت باشند لباسهاي خود را كه نشانه ي شخصيت هر فرد است درآورند , و با اصلاح كردن موهاي سر , قيافه ي خود را تغيير دهند , كه آزموني بزرگ و امتحاني سخت و آزمايشي آشكار است براي پاكسازي و خالص شدن , كه خداوند آن را سبب رحمت و رسيدن به بهشت قرار داد. اگر خداوند خانه ي محترمش و مكانهاي انجام مراسم حج را در ميان باغها و نهرها , و سرزمينهاي سبز و هموار , و پردرخت و ميوه , مناطقي آباد و داراي خانه ها و كاخهاي بسيار , و آبادي هاي به هم پيوسته , در ميان گندمزارها , و باغهاي خرم و پرگل و گياه , داراي منازلي زيبا و پرآب , در وسط باغستاني شادي آفرين , و جاده هاي آباد قرار مي داد , به همان اندازه كه آزمايشي ساده بود , پاداش نيز سبك تر مي شد , اگر پايه هاي و بنيان كعبه , و سنگهايي كه در ساختمان آن به كار رفته از زمرد سبز , و يا ياقوت سرخ , وداراي نور و روشنايي بود , دل ها ديرتر به شك و ترديد مي افتادند , و تلاش شيطان بر قلبها كمتر اثر مي گذاشت , و وسوسه هاي پنهاني او در مردم كارگر نبود. در صورتي كه خداوند بندگان خود را با انواع سختي ها مي آزمايد , و با مشكلات زياد به عبادت مي خواند , و به اقسام گرفتاريها مبتلا مي سازد تا كبر و خودپسندي را از دلهايشان خارج كند , و به جاي آن فروتني آورد و درهاي فضل و رحمتش را به رويشان بگشايد و مسائل عفو و بخشش را به آساني در اختيارشان گذارد. »
رسيدگي به امور حاجيان در مراسم حج
امام اول شيعيان جهان ازجمله مسايل مهم مسئولان امور حج را رسيدگي به امور حاجيان در مراسم حج برمي شمارند به نحوي كه در يكي از نامه هاي خود به يكي از مسئولان مي نويسند : « براي مردم , حج را به پاي دار , و روزهاي خدا را به يادشان آور. در بامداد و شامگاه در يك مجلس عمومي با مردم بنشين , آنان كه پرسش هاي ديني دارند با فتواها آشايشان بگردان , تا آگاه را آموزش و بده و با دانشمندان به گفت وگو بپرداز. جز زبانت چيز ديگري پيام رسالت با مردم , و جز چهره ات در باني وجود نداشته باشد و هيچ نيازمندي را از ديدار خود محروم مگردان . زيرا اگر در آغاز از درگاه تو رانده شود , گرچه در پايان حاجت او بر آورده شود , ديگر تو را نستايد , در مصرف اموال عمومي كه دردست تو جمع شده است , انديشه كن و آن را به عيال مندان و گرسنگان پيرامونت ببخش , و به مستمندان و نيازمنداني كه سخت به كمك مالي تو احتياج دارند برسان , و مازاد را نزد ما بفرست تا در ميان مردم نيازمندي كه در اين سامان هستند تقسيم گردد . (4 )
آن حضرت در نامه اي از نامه هاي خود در تاكيد بر رفع نيازهاي حجاج مي نويسد : « به مردم كه مكه فرمان ده تا از هيچ زائري در ايام حج اجرت مسكن نگيرند , كه خداي سبحان فرمود : عاكف و بادي در مكه يكسانند (عاكف يعني اهل مكه و بادي يعني زائراني كه از ديگر شهرها به حج مي آيند) . خدا ما و شما را به آنچه دوست دارد توفيق عنايت فرمايد : (5 )


پاورقي : 0
1 ـ نامه ي 47 نهج البلاغه
2 ـ خطبه 1 بند 8 نهج البلاغه
3 ـ خطبه 1 بند 8 نهج البلاغه
4 ـ بند 1 نامه 67 نهج البلاغه
5 ـ بند 2 نام 67 نهج البلاغه