
خطابهاي عام قرآن درباره جاذبه هاي اخلاقي
قرآن كريم در برخي از آيات , ترغيب و دعوت به اتخاذ
شيوه هاي سلوك و مواجهه مبتني بر جاذبه هاي اخلاقي را به
عموم افراد جامعه اختصاص مي دهد و خطابهايش « عام »
مي باشد , نه « خاص » و محدود به نحوه عمل پيامبران الهي .
در اين ترغيب و خطابها عناصر « جذب » در عمل و رفتار
اجتماعي مورد توجه واقع مي شود و اهل ايمان موظف
مي گردند در برخوردها و مواجهات روشهاي مبتني بر تعاليم
اين كتاب مقدس را اتخاذ نموده و به زيباترين شكل پيامهاي
مورد نظر را القا كنند و جامعه را از آثار ارزشمند آن بهره مند
گردانند. اين آيات را مورد بررسي اجمالي قرار مي دهيم .
1 ـ قرآن كريم در يك بيان عام و فراگير به اتخاذ روش
پسنديده در سخن گفتن با مردم فرا مي خواند :
« قولواللناس حسنا » (1 )
« با مردم با زبان خوش سخن بگوئيد » .
اين آيه روش نيكو در تكلم را محدود به گروه مومنان
نكرده است . يعني اگرچه قرآن همواره از اهل ايمان مي خواهد
كه در مراوده ها و مواجهات با يكديگر هرگاه زبان به سخن
گشودند به وجهي نيكو و پسنديده صحبت كنند و بهترين و
ملايم ترين واژه ها و عبارات را بر زبان جاري سازند تا در پرتو
زبان نرم و سخن ملايم , دلها به هم متمايل گردند و دوستي ها و
محبتها رونق يابند , لكن در اين آيه تكلم نيكو محدود به اهل
ايمان نمي باشد.
قرآن كريم با تكيه و تاكيد بر كلمه « ناس » كه معنا و مفهوم
عموم مردم را مي دهد , بر ضرورت توجه به اين جاذبه اخلاقي
در گستره اي فراتر از جامعه اسلامي و گروه مومنان اصرار
مي ورزد و به اين واقعيت نظر مي افكند كه هر مسلماني بايد به
گونه اي با مردم تكلم نمايد كه راههاي تمايل آنان را نسبت به
اسلام هموار كند و رايحه هاي ايمان به خدا را تا اعماق
جانهاشان نفوذ دهد.
اين آيه قرآن تكلم نيكو و ملايم با غيرمسلمان را يك
وظيفه و تكليف مي داند و به نقش آن در ايجاد تحول دروني در
افراد خارج از حوزه ايمان و باورهاي ديني توجه مي دهد و
خداباوران را در به كارگيري اين شيوه ترويج تعاليم اسلام و
جلب و جذب غيرمسلمانان به اين آئين زندگي ساز ترغيب
مي نمايد.
2 ـ قرآن كريم در آيه اي ديگر تاكيد و توصيه به « سخن
احسن » مي كند و به اين نكته اشارت مي نمايد كه خودداري از
اين روش اخلاقي زمينه ساز فساد و دشمني بين افراد است و
وسوسه و تحريكات شيطان عرصه و ميدان باز و آماده اي براي
فريفتن و ايجاد تنازع مي يابد.
خداوند متعال خطاب به رسول اكرم (ص ) چنين
مي فرمايد :
« قل لعبادي يقولواالتي هي احسن ان الشيطان ينزع
بينهم » (2 )
بندگانم را بگو هميشه سخن احسن و بهتر را به زبان
آورند , چه بسا كه شيطان بين آنان دشمني و فساد برانگيزد » .
در علت نزول اين آيه آمده است : گويا قبل از هجرت رسول
خدا بعضي از مسلمانان با مشركين مواجه مي شدند و در
گفتگوي با آنان سخنان درشت گفته و چه بسا مي گفته اند شما
اهل آتش و ما مومنين به بركت رسول خدا(ص ) اهل بهشتيم , و
همين باعث مي شده كه مشركين عليه مسلمانان تهييج شده
عداوتها بيشتر شود , و در روشن كردن آتش فتنه و آزار مومنين
و رسول خدا(ص ) و عناد با حق بهانه هاي تازه اي به دستشان
بيايد. لذا خداي تعالي به رسول گرامي خود دستور مي فرمايد
كه ايشان مردم را امر به خوش زباني كنند . (3 )
اين نكته نبايد از نظر دور داشته شود كه دستور قرآني در
اين آيه شريفه و آيه « قولواللناس حسنا » كه معاشرت نيك و
تكلم خوش با همه مردم چه مومن و چه كافر را فرمان مي دهد ,
اشاره به همه شرايط ندارد و مطلق نيست . يعني امكان دارد
شرايطي پديد آيد كه با كافران قتال و كارزار واجب گردد. در
اين صورت حسن معاشرت و سخن خوش با آنان شرايط
خاص خود را مي طلبد و اين دو هيچ تضادي با هم ندارند.
صاحب تفسير ارزشمند الميزان پس از مطرح كردن آيه
« قولواللناس حسنا » مي گويد : « اين تعبير كنايه است از حسن
معاشرت با مردم , چه كافرشان , و چه مومنشان » . و سپس به
اين نكته اشاره مي كند كه : « اين دستور هيچ منافاتي با حكم
قتال ندارد تا كسي توهم كند كه اين آيه با آيه وجوب قتال فسخ
شده , براي اينكه مورد اين دو حكم مختلف است , و هيچ
منافاتي ندارد كه هم امربه حسن معاشرت كنند , و هم حكم به
قتال , همچنان كه هيچ منافاتي نيست در اينكه هم امربه حسن
معاشرت كنند , و هم در مقام تاديب كسي دستور به خشونت
دهند . » (4 )
3 ـ يكي از جلوه هاي خوش زباني به عنوان يك جاذبه
اخلاقي در رفتار اجتماعي , كوتاه كردن صداست . يعني به
هنگام سخن گفتن از صداي بلند و فرياد گونه اجتناب ورزيدن
و همواره آهسته و ملايم و كوتاه زبان به محاوره و صحبت
گشودن .
قرآن كريم مي فرمايد :
« واغضض من صوتك » (5 )
« صداي خود را كوتاه و آهسته گردان » .
يكي از ضد ارزشها در اخلاق و رفتار اجتماعي بلند و
پرخاش گونه صحبت كردن است . اگر علت و انگيزه اينگونه
حالات در برخي از اشخاص را عصبانيت و زود رنجي بدانيم ,
طبيعي است كه نفي كننده انگيزه هاي ديگر در اشخاص مختلف
نمي باشد و بايد اذعان نمود كه عوامل نفساني در اين نوع
برخورد ناهنجار اجتماعي دخالت دارند. به طور مثال برخي از
افراد براي اظهار « قدرت » صدايشان را بلند مي كنند. بعضي
ديگر براي « تحميل » مقصود خويش به ديگران زبان به فرياد
مي گشايند و با تحكم و صداي بلند سخن مي گويند.
بلند و فريادگونه سخن گفتن به هر دليل و ضعف و انگيزه ,
يك ضد ارزش و اخلاق ناهنجار اجتماعي به شمار مي رود. در
نقطه مقابل اين ضد ارزش , پائين آوردن صدا و كوتاه و ملايم
سخن گفتن يك ارزش والاي اجتماعي محسوب مي شود. قرآن
كريم براي اين ارزش نيكو اهميت قائل است و آن را يك جاذبه
اخلاقي مي داند و از همين رو فرمان مي دهد كه در معاشرتها
همواره از خويش مراقبت كنيد تا صداي خويش را ملايم و
آهسته گردانيد تا دلها به هم متمايل گردند و رابطه ها پر طراوت
و مستحكم شوند.
4 ـ « سلام » به يكديگر , يك جاذبه بزرگ اخلاقي است . اين
جاذبه از جلوه هاي خوش زباني و ملايمت در محاوره و
معاشرتهاي اجتماعي محسوب مي شود و آثار بزرگي بر آن
مترتب مي باشد.
خداوند متعال در آيه ذيل , سلام و تحيت را بركت و
موهبتي بزرگ از جانب خويش معرفي مي نمايد و به اين ترتيب
ارزش و منزلت اين عمل اجتماعي را بسيار بزرگ و والا دانسته
و همگان را ترغيب به اتخاذ اين شيوه مي نمايد :
« تحيه من عندالله مباركه طيبه » (6 )
« تحيت و سلام , بركتي نيكو و پاك از جانب خداست »

و در آيه اي ديگر در برابر هر سلام و تحيت , به پاسخ بهتر
يا برگرداندن همان جواب دعوت مي كند :
« و اذا حييتم بتحيه فحيوا باحسن منها او
ردوها » (7 )
« هرگاه به شما سلام كردند , پس شما در پاسخ , بهتر از آن
سلام گوئيد , يا جواب آن را برگردانيد » .
اين دو آيه شريفه و نيز آيه اي كه با عبارت زيباي « فقل
سلام عليكم » (8 ) نبي گرامي اسلام را مامور مي كند كه به مومنان
بدينگونه سلام و تحيت فرستد , به اثر عميق اين جاذبه اخلاقي
در معاشرتهاي اجتماعي اشارت دارند.
بديهي است سلام و تحيت به ميزان قابل توجهي از
كدورتها و ناراحتي ها و عداوتها مي كاهد و محبت و صميميت
به وجود مي آورد و رابطه ها را محكم و استوار مي سازد.
اين عمل پسنديده هر چه بيشتر تكرار شود و تداوم يابد ,
بر مودتها مي افزايد و فاصله ها و تفرقه ها را كاهش مي دهد و
مواجهات اجتماعي را پرجاذبه تر مي سازد.
به دليل نقش و اهميت تحيت و سلام در گسترش رافت و
محبت و برادري و پايدار ماندن وحدت اعضاي جامعه ,
پيشوايان دين همواره بر انجام اين دستور الهي مقيد و مراقب
بودند و در سلام كردن بر مردم حتي كودكان , پيشي مي جستند.
5 ـ در يكي از آيات قرآن كريم , دو ارزش و جاذبه اخلاقي
در كنار هم مطرح مي گردند. در اين آيه كوتاه آمده
است :
« والكاظمين الغيظ و العافين عن الناس » (9 )
« (بندگان خوب خدا) خشم و غضب خويش را فرو
مي خورند , و مردم را مورد عفو قرار مي دهند » .
اين آيه از مردم نيكوكاري سخن به ميان مي آورد كه در
هنگامه هاي خشم و غضب , اختيار از دست نمي دهند و عنان
نفس رها نمي نمايند , بلكه در راه رضاي خدا , خشم خويش را
كه از عمل ناصواب ديگران توليد شده , فرو مي خورند.
همچنين به جاي واكنش در برابر كنش ناهنجار , به « عفو »
مي گرايند و از بدي هايي كه به آنان شده مي گذرند.
زندگي اجتماعي و معاشرتها و مراوده هاي مكرر و روزمره
انسان را نمي توان همواره بدون آفت و آسيب تلقي نمود و
انتظار كوچكترين برخوردهاي خلاف و ناصواب را , غيرمعقول
دانست .
طبيعي است به هنگام بروز خطا و اشتباه چنانچه مهار
عقل رها شود و انگيزه هاي الهي مورد توجه و نظر قرار نگيرد ,
در برابر هر عمل ناصواب , عكس العمل منفي به وجود مي آيد و
بدي با بدي پاسخ داده مي شود. اينجاست كه وفاق اجتماعي
ضربه مي پذيرد و جامعه همواره به سوي اختلاف و تشتت ره
مي سپرد.
قرآن كريم با « ارزش » دانستن كظم غيظ و فروخوردن
خشم از سويي , و عفو و گذشت در برابر خطاهاي ديگران از
سويي ديگر , نياز حياتي اجتماع انساني به اين دو صفت و
فضيلت بزرگ اخلاقي را مورد توجه قرار مي دهد و از بندگان
خدا مي خواهد در هنگامه هاي خشم و تندخويي , به صالحان و
تقواپيشگان كه براي جلب رضايت پروردگار به كنترل و صيانت
نفس مي پردازند و از مردم درمي گذرند , اقتدا كنند.
اين دو ارزش در كنار ساير ارزشها و جاذبه هايي كه در اين
نوشتار به آنها اشارت رفت , تضمين كننده اصل همگرايي و
سلامت روابط و طراوت معاشرتهاست .
پانوشتها :
1 ـ سوره بقره , آيه 82
2 ـ سوره اسري , آيه 53
3 ـ تفسيرالميزان , علامه طباطبايي , ج 25 , ص 204
4 ـ همان مدرك , ج 1 , ص 405
5 سوره لقمان , آيه 19
6 ـ سوره نور , آيه 61
7 ـ سوره نسا , آيه 86
8 ـ سوره انعام , آيه 54
9 ـ سوره آل عمران , آيه 134
قرآن كريم در يكي از خطاب هاي عام درباره
بازبان خوش سخن گفتن , با تكيه و تاكيد بر كلمه
« ناس » كه معنا و مفهوم عموم مردم را مي دهد , بر
ضرورت توجه به اين جاذبه اخلاقي در گستره اي
فراتر از جامعه اسلامي و گروه مومنان اصرار
مي ورزد و به اين واقعيت نظر مي افكند كه هر
مسلماني بايد به گونه اي با مردم تكلم نمايد كه
راههاي تمايل آنان را نسبت به اسلام هموار كند و
رايحه هاي ايمان به خدا را تا اعماق جانهاشان نفوذ
دهد
طبيعي است به هنگام بروز خطا و اشتباه چنانچه
انگيزه هاي الهي مورد توجه و نظر قرار نگيرد , در
برابر هر عمل ناصواب , عكس العمل منفي به وجود
مي آيد و بدي با بدي پاسخ داده مي شود. اينجاست
كه وفاق اجتماعي ضربه مي پذيرد و جامعه همواره
به سوي اختلافات و تشتت ره مي سپرد
يكي از ضد ارزشها در اخلاق و رفتار اجتماعي ,
بلند و پرخاش گونه صحبت كردن است . علت و
انگيزه اينگونه حالات در برخي از افراد « عصبانيت
و زودرنجي » است , بعضي از افراد براي اظهار
« قدرت » صدايشان را بلند مي كنند , برخي ديگر
براي « تحميل » مقصود خويش به ديگران زبان به
فرياد مي گشايند و با تحكم و صداي بلند سخن
مي گويند

|