روزنامه جمهوري اسلامي 07/10/1384 صفحه مقالات
ارتباط ناشناخته


قسمت سي و دوم
د) فعاليت هاي درون مرزي و برون مرزي
يكي از گام هاي مهمي كه براي تضمين امنيت ايران و اسرائيل برداشته شد , تاسيس اداره اي در خرمشهر به منظور گردآوري اطلاعات در باره فعاليت هاي درون مرزي بود.
سازمان هاي موساد و ساواك از طريق اين اداره به وسيله ساكنان محلي , اطلاعات مورد نياز خود را جمع آوري مي كردند تا فعاليت هايشان مخفي بماند. براي مثال , ماموران اين سازمان ها كه خود به زبان عربي آشنايي كامل داشتند , افرادي را از استان خوزستان استخدام كرده , با گذرنامه هاي جعلي به درون عراق مي فرستادند تا در آنجا با دوستان و خويشاوندان خود ارتباط برقرار كرده و به تدريج در سازمان هاي سياسي و نظامي عراق در بصره و بغداد رخنه كنند. مزيت اين نوع كسب اطلاع آن بود كه از تماس هاي محلي بيشترين بهره ها گرفته مي شد و مداخلات ساواك و موساد را به كمترين ميزان مي رسانيد.
ساواك و موساد از طريق اداره خرمشهر توانستند اطلاعات مفيدي را در باره انتقال تسليحات شوروي و حتي نوع و ساخت تسليحات به دست آورند. اين اطلاعات مورد استفاده ايران و اسرائيل قرار گرفته و در اختيار سازمان هاي دفاعي پيمان آتلانتيك شمالي و پيمان مركزي (سنتو) گذاشته مي شد. از همان طريق نيز اطلاعات بسيار مهمي درباره جنگنده هاي ميگ شوروي كه به عراق تحويل داده شده بود , گردآوري مي شد. ساواك اطلاعات مزبور را به راحتي و رايگان در اختيار سازمان سيا گذاشت و وقتي كه موساد سعي كرد همان اطلاعات را به ايالات متحده بفروشد , به آنها گفته شد كه ساواك اطلاعات را مجاني در اختيار آنها گذاشته است . (1 )
يكي از مهم ترين موفقيت هاي اين فعاليت درون مرزي كشف توطئه عراق براي تشكيل يك جمهوري در استان خوزستان بود كه عراق و سوريه آن را « عربستان » مي ناميدند. پس از كودتاي عبدالسلام عارف در سال 1963 , فعاليت هاي ضدايراني در عراق افزايش يافته بود. عارف تصميم داشت اعراب محلي خوزستان را براي تاسيس يك كشور مستقل ضدايراني بشوراند و براي دستيابي به اين هدف , عمال خود را در خوزستان متشكل ساخت تا حزبي به نام حزب التحريرالعربي يا حزب آزاديبخش عرب را تشكيل دهند. بنابر اين , يكي از كارمندان عاليرتبه شركت ملي نفت ايران به نام محي الدين ناصر به رهبري آن حزب , برگزيده و به عراق دعوت شد. محي الدين ناصر پس از ملاقات با عبدالسلام عارف , مبلغ سيصدهزار ليره انگليسي و مقداري اسلحه از عراق دريافت داشت . وي در بازگشت به ايران , به اتفاق يازده نفر از دوستانش كه به اصطلاح به وزارت انتخاب كرده بود , كابينه اي را تشكيل داد و شعبه هاي حزب التحرير العربي را در خرمشهر , اهواز , آبادان و دزفول به وجود آورد.او حتي توانست افرادي را از واحدهاي نظامي و شهرباني محل , به حزب بكشاند. اما به زودي اين توطئه به وسيله ماموران درون مرزي ايران و اسرائيل , كشف و 82 نفر از پيروان محي الدين ناصر در عملياتي مشترك , شناسايي و بازداشت شدند.محاكمه افراد حزب در دادگاه نظامي , منجر به صدور راي اعدام براي ناصر و دوتن ديگر , حبس ابد براي هجده نفر , و حبس هاي درازمدت براي بقيه شد . (2 )
يكي ديگر از فعاليت هاي مشترك برون مرزي ايران و اسرائيل , در واقعه يمن بود , در سپتامبر 1962 , دسته اي از افسران يمني , شهرصنعا را به كنترل خود درآورده و در كشور , جمهوري اعلام كردند. حكومت مصر با شادي زائدالوصفي از رژيم جديد استقبال كرد. اما امام با هوادارانش به كوهستان پناه برده بود , زيرا در آنجا طوايف سلطنت طلب براي دفاع از امام گرد آمده بودند. سعودي ها نيز كه از وجود يك جمهوري طرفدار ناصر در جنوب كشورشان خشنود نبودند , از طوايف مزبور حمايت مي كردند. ناصر به طرفداري از سرتيپ سلال , رهبر جمهوريخواه برخاست . اما هرگز تصور نمي كرد كه به خاطر پيامدهاي همين امر , سال هاي متمادي در يمن دچار مشكلات خواهد شد و بين پنجاه تا شصت هزار سرباز مصري از بين خواهند رفت . در هر صورت , مي توان رقابت بين طرفداران امام البدر و افسران جمهوريخواه را مبارزه اي بين عربستان سعودي محافظه كار و مصر انقلابي ناميد . (3 )
مقامات اسرائيلي در مذاكرات خود با مقامات ايراني سعي در تحريك ايراني ها به ابراز واكنشي جدي در مقابل اقدامات ناصر در يمن داشتند و مي خواستند ايراني ها نيز اين خطر را بيشتر جدي بگيرند . در ملاقاتي كه در 6 آبان 1341 بين ابراهيم تيموري و ديون ـ رئيس اداره خاورميانه ـ در وزارت خارجه اسرائيل روي داد , وي ضمن اشاره به اقدامات آينده مصري ها بعد از تسلط كامل بريمن گفت :
« اگر مصري ها در يمن موفق شوند , بعد از آن متوجه عربستان سعودي , حبشه و نواحي شرقي آفريقا , جنوب عربستان و بالاخره خليج فارس خواهند شد. به نظر ما از هم اكنون بايد دولت ايران درصدد تقويت رابطه سياسي و اقتصادي خود با شيخ نشينهاي خليج فارس مثل كويت , قطر و غيره بوده و بيش از پيش درصدد جلب و تحبيب از آنها باشد تا بتواند در آينده با تبليغات مصر و عوامل عبدالناصر در اين نواحي مبارزه نمايد... »
جمال عبدالناصر در آغاز سال 1964,1343 م از يمن ديدار كرد. وي در اين سفر سه هدف عمده شامل : تقويت رژيم عبدالله سلال , تقويت روحيه سربازان مصري در يمن , و در نهايت , لطمه خدشه بر پرستيژ بريتانيا را دنبال مي كرد. وي همچنين در اين سفر به منظور جلب علاقه يمني ها اظهار داشت كه ده ها هزار نفر از مردم مصر از يمن به آن كشور مهاجرت كرده اند. علاوه بر اين شايع شد كه خود عبدالناصر از يك خانواده يمني است كه صدها سال قبل به مصر مهاجرت كرده است .
براي ايران و اسرائيل , سه عامل : بازنگه داشتن تنگه باب المندب به روي كشتي هاي ايراني و اسرائيلي , حمايت از كشورهاي محافطه كار عرب همچون عربستان و اردن , و جلوگيري از توسعه نفوذ شوروي و مصر در منطقه , حائز اهميت راهبردي بود. اسرائيل از دو طريق به حمايت از سلطنت طلبان يمني پرداخت : اول , به واسطه برخي از يهوديان يمني كه با هماهنگي سيا و موساد , از اسرائيل به يمن بازگشتند تا نحوه استفاده از سلاح هاي مدرن را به هموطنان خود بياموزند. اين عده جزئي از پنجاه هزار يهودي يمني بودند كه در فاصله سال هاي 1948 تا 1950 با برقراري خطوط انتقال هوايي موسوم به عمليات قاليچه سليمان از يمن به اسرائيل منتقل شده بودند. دوم , از طريق همكاري با ايران و با حفظ احتياط , به گونه اي كه نقش اسرائيل و هرگونه نشانه اي دال بر مداخله اسرائيل در درگيري هاي داخلي اعراب پنهان نگه داشته شود . (4 )
اسرائيل به منظور كمك به نيروهاي امام البدر , سلاح هاي روسي به غنيمت گرفته شده در جنگ با اعراب را به ايران فرستاد تا پس از تعميرات لازم و بسته بندي مجدد(براي محو هرگونه نشانه اي در باره مبدا اصلي آنها) به مناطق جنگي حمل شود. پيش از هرچيز , يك مقام بلندپايه ساواك به منظور ملاقات با كمال ادهم ـ رئيس سازمان اطلاعات سعودي ـ و انجام هماهنگي هاي لازم براي شروع عمليات به عربستان سفر كرد. همزمان يكي از معاونان سرلشگر نعمت الله نصيري ـ رئيس ساواك ـ به يمن شمالي اعزام شد تا امام البدر را از حمايت هاي نظامي و آموزشي ايران از ايران C واحدهاي پارتيزاني وي مطمئن سازد . هواپيماهاي 130 . دست كم هفته اي دوبار مهمات و ساير ملزومات نظامي را از تهران , حمل و در طائف , واقع در غرب عربستان تخليه مي كردند. محموله ها از اين نقطه به وسيله كاميون هاي سعودي به مناطق ناهموار شمال يمن و جايي كه نيروهاي امام البدر مستقر بودند , انتقال مي يافت . در موارد لزوم نيز اسرائيلي ها با استفاده از آرم نيروي هوايي شاهنشاهي ايران بر بدنه هواپيماهاي خود , مستقيما از طريق فضاي هوايي عربستان , مهمات و ملزومات نظامي را به وسيله چتر براي سلطنت طلبان يمني فرو مي ريختند. هماهنگي هاي بين سرويس هاي اطلاعاتي به گونه اي بود كه علاوه برآنكه مقامات ساواك از هويت واقعي هواپيماهايي كه بر فراز عربستان به پرواز در مي آمدند. اطلاع داشتند , كمال ادهم نيز از همكاري هاي مشترك ايران و اسرائيل در اين خصوص مطلع بود.
واقعه يمن براي اسرائيلي ها بسيار خوشايند بود , زيرا درگيري هاي ناصر او را از توجه به ساير كشورهاي عربي باز مي داشت و علاوه بر آن , تصور ناصر مبني بر جايگزني يمن به جاي سوريه از دست رفته , با وجود تلفات زياد نيروهاي مصري بي نتيجه مانده بود. به طوركلي , جريانات يمن گذشته از آنكه تجربه عملي موفقي براي دو كشور ايران و اسرائيل در حفظ امنيت منطقه اي بود , در عين حال منجر به توسعه همكاري هاي امنيتي ايران و عربستان سعودي در سال هاي نخستين دهه 1970 تحت يك سازمان مخفي غيررسمي اطلاعاتي به نام باشگاه سفري نيز شد. اين سازمان كه فرانسه , مصر و مراكش را نيز در برمي گرفت , سلاح و اطلاعات و كمك هاي مالي در اختيار كشورهاي دوست آفريقايي قرار مي داد تا براي مقابله با نفوذ كمونيسم در آفريقا به كار گرفته شود. سركوب قيام كاتانگا به دست موبوتوـ رئيس جمهور زئير ـ در اواسط 1970 و نبرد زيادباره ـ رئيس جمهور سومالي ـ با حكومت طرفدار شوروي در اتيوپي , مرهون كمك هاي مالي و تبليغاتي باشگاه سفري بود . مداخلات نظامي ايران در ظفار در نيمه 1970 و آموزش سازمان اطلاعاتي مصر در همين راستا انجام گرفت .
يكي ديگر از فعاليت هاي مشترك برون مرزي ايران و اسرائيل در واقعه اردن و تهديد سازمان آزاديبخش فلسطين عليه ملك حسين بود كه هر دو سازمان موساد و ساواك آن را از نزديك پيگيري مي كردند. هردو سرويس اطلاعاتي و دولت هاي متبوعشان مي دانستند كه ملك حسين در معرض خطر جدي قرار دارد. حتي يك مقام بلندپايه ساواك به اردن رفت به اين اميد كه ياسرعرفات را در قبال دريافت دويست هزار دلار متقاعد سازد كه با ملك حسين به توافق برسد. همين مقام بعدا با ملك حسين ديدار كرد و قول داد كه به وي خواهد داد . اما شاه اردن همه اميدش را F -5 ايران هواپيماي از دست داده بود و به سفير ايران گفته كه وي پيشاپيش , اقداماتي براي تشكيل دولت در تبعيد در عربستان سعودي انجام داده و از وي خواست كه اين مسئله را به اطلاع محمدرضا برساند. جالب توجه آن است كه محمدرضا پهلوي به شاه محاصره شده پيغام داده بود از نيروي هوايي خود , كه در آن زمان تنها شامل 12 هواپيماي هاوكر بود , در مقابل واحدهاي نظامي سوريه استفاده كند و نگران چيزي هم نباشد! و جالب تر اينكه , ظرف چند روز اردن توانست واحدهاي نظامي سوريه را شكست دهد و دليل آن امتناع سوريه از فرستادن پشتيباني هوايي بود و به اين ترتيب , كماندوهاي ساف شكست خوردند. در طول اين عمليات نظامي , هواپيماهاي نيروي هوايي اسرائيل بر فراز ارتفاع بيست هزارپايي اردن پرواز مي كردند تا از هر گونه دخالت هواپيماهاي سوريه جلوگيري كنند. اين اقدام مشترك مانع از آن شد كه ساف بتواند دولت را در درون كشور اردن ايجاد كند و به اين ترتيب , سلسله هاشمي حفظ شد . (6 )
شاه از كمك اسرائيل به حفظ تاج و تخت اردن بسيار خوشحال شد و سپاسگزاري خود را با اعلام آمادگي براي همكاري بيشتر با اسرائيل در زمينه هاي گوناگون ابراز داشت . (7 )
ساواك و موساد علاوه بر عمليات مشترك يمن و اردن اقدامات و طرح هايي را عليه گروه هاي فلسطيني به مرحله اجرا گذاشتند.در يكي از طرح ها كه در جلسه اي با حضور نمايندگان سرويس اسرائيل و مديركل اداره هشتم (ضداطلاعات ) و معاون اداره كل سوم ساواك و همراهان آنها مورد بررسي قرار گرفت , نماينده موساد با اشاره به اينكه لبنان و سوريه از يك طرف و عراق از طرف ديگر به صورت پايگاه هاي اصلي فعاليت هاي فلسطيني ها عليه كشورهاي هدف درآمده اند و شوروي نيز از فلسطيني ها حمايت مي كند و حتي الامكان دارد عراق را به صورت پايگاهي قوي درآورد تا فعاليت هاي فلسطيني ها و عراقي ها عليه خليج فارس و ايران در آنجا متمركز شود , متذكر شد كه ضرورت دارد به ايرانيان تعليم ديده يا در حال تعليم در اردوگاه هاي آموزشي فلسطيني كه مجددا به داخل ايران وارد مي شوند و يا ايرانياني كه عليه منافع و موسسات ايران در خارج از كشور به ويژه اروپا به كار گرفته مي شوند , توجه خاصي مبذول شود. همچنين , رخنه در سازمان ها , اردوگاه هاي آموزشي فلسطيني و اطلاع از فعاليت هاي مورد نظر آنها قبل از اقدام , بايد جز اهداف اصلي قرار گيرد. نماينده موساد در پايان پيشنهاد كرده بود بااستفاده از تجارب سرويس اسرائيل كه به سهولت در اختيار ساواك گذاشته مي شود , در چارچوب يك عمليات مشترك ستادي , رخنه به درون سازمان هاي مختلف فلسطيني مورد مطالعه قرار گرفته , سپس به وسيله ساواك در صحنه هدايت و اجرا شود تا هردو سرويس از نتايج حاصله بهره مند شوند. نماينده سرويس اسرائيل همچنين به منظور تبادل اطلاعات و در اختيار گذاردن تجارب خود و نيز ايجاد يك زمينه فكري مشترك , پيشنهاد كرده بود :
1 ـ چند نفر از سرويس اطلاعاتي ايران به اسرائيل اعزام گردند تا نظر متخصصان ما , سازمان ها و انواع فعاليت ها و شگرد كار فلسطيني ها را مورد مطالعه , بحث و بررسي قرار دهند.
2 ـ همزمان با برگزاري سمينار آتي , يك نفر از متخصصان ما به ايران اعزام خواهد شد تا نتيجه بررسي ها و نيز تجارب سرويس ايران در زمينه هاي فوق الذكر مجددا مورد تبادل نظر قرار گرفته و طرح هاي لازم براي اجرا تهيه و تقديم گردد . (8 )
پيشنهادهاي موساد مورد موافقت نمايندگان ساواك و نعمت الله نصيري ـ رياست وقت ساواك ـ قرار گرفت و از موساد خواسته شد دوره آموزشي را در تهران برگزار كرده , متخصصان و استادان از اسرائيل به تهران بيايند تا شركت تعداد بيشتري از كارمندان اداره هاي كل عملياتي ممكن شود. اما موساد با ذكر دلايل زير پيشنهاد كرد كه دوره آموزشي در كشور اسرائيل برگزار شود :
1 ـ مطالب متنوع مربوط به فعاليت ها و سازمان هاي چريكي فلسطين از قبيل تاريخچه فلسطين , تاريخچه نهضت هاي مقاومت فلسطين , عمليات چريكي فلسطيني ها , عمليات ضدچريكي اسرائيلي ها , نقش كشورهاي عرب , نقش ابرقدرت ها , تاثير تحولات اخير خاورميانه در فعاليت هاي فلسطيني ها در خليج فارس , تجارب عملياتي و غيره در چند اداره « سرويس بهار » (موساد) متمركز است كه بحث در باره هر يك بايستي به وسيله متخصصين مربوطه انجام شود.
بدين ترتيب اعزام چندين متخصص به ايران عملي نيست .
2 ـ ملاقات و مصاحبه با متخصصين مزبور , از طرف افراد شركت كننده در دوره سهل تر و عملي تر است و اين امر به توجيه بيشتر مطالب مورد بررسي كمك خواهد نمود.
3 ـ نمايش فيلم هاي مختلف , ارائه مدارك و پرونده ها به شركت كنندگان , جزو برنامه آن در دوره آموزشي است و چنانچه محل برگزاري دوره در كشور اسرائيل باشد , اين مطلب بسيار عملي بوده و اشكالات حفاظتي هم به وجود نخواهد آورد.
4 ـ بازديد از بعضي نقاط عرب نشين و ملاقات با فرماندهان محلي , به منظور آشنا شدن با جنبه هاي عملي موضوع نيز جزو برنامه پيش بيني شده است ...
بدين ترتيب , چند نفر از كارمندان ادارات كل عملياتي ساواك به اسرائيل اعزام شدند تا براي شركت در طرح هاي عملياتي مشترك عليه فلسطيني ها آموزش ببينند . (9 )
همكاري رژيم شاه با اسرائيلي ها عليه فلسطيني ها در حالي صورت مي گرفت كه اين رژيم نه تنها از محكوم كردن رژيم صهيونيستي به عنوان كمترين كار حمايت نمي كرد , بلكه با صرف هزينه هاي بسيار با مقاومت آنها مبارزه مي كرد.
پاورقي :
1 ـ سهراب سبحاني , همان , ص .8
2 ـ همان
3 ـ همان
4 ـ مرتضي قانون , همان , صص 301 ـ .300
5 ـ همان , صص 302 ـ .301
6 ـ علي اكبر ولايتي , همان , ص .213
7 ـ عبدالرضا هوشنگ مهدوي , همان , ص .289
8 ـ تقي نجاري راد , همان , صص 75 ـ .74
9 ـ همان , صص 76 ـ .75
شاه از كمك اسرائيل به اردن براي حفظ تاج و تخت پادشاهي در اين كشور بسيار خرسند بود
موساد و ساواك طرح نفوذ در سازمانهاي فلسطيني را در يك پروژه مشترك دنبال مي كردند