روزنامه جمهوري اسلامي 06/10/1384 صفحه سياسي

* خانم دباغ : گورباچف هنگام شنيدن برخي فرازهاي نامه ي امام (ره ) به شدت برافروخته مي شد
* پيش بيني فروپاشي قطب ماركسيستي جهان در پيام امام خميني به گورباچف
گروهك هاي ضد انقلاب و تبليغات رسانه اي
خانم دباغ : گورباچف هنگام شنيدن برخي فرازهاي نامه ي امام (ره ) به شدت برافروخته مي شد




خانم مرضيه دباغ يكي از اعضاي هيات اعزامي به شوروي در دي ماه سال 1367 بوده است , اين هيات به سرپرستي آيت اله جوادي آملي جهت ابلاغ سمعي ـ بصري پيام امام خميني (ره ) به گورباچف , راهي مسكو شدند تا با ابلاغ اين پيام جهان كمونيسم را به پذيرش اسلام دعوت نمايند. دباغ در حال حاضر نماينده ي قائم مقام جمعيت زنان جمهوري اسلامي ايران و موسس جمعيت دفاع از انتفاضه است . به مناسبت فرارسيدن 13 دي ماه , « سالروز ابلاغ نامه تاريخي امام (ره ) به گورباچف » دباغ سال گذشته در گفت وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت : « پيام امام (ره ) خصوصا در آن برهه تاريخي به گونه اي بود كه تا قبل از ابلاغ هيچ كس نمي توانست محتويات آن را حدس بزند. »
« وي با اشاره به فضاي سياسي ـ اجتماعي حاكم بر كشور در زمان ابلاغ پيام , گفت : نامه زماني ابلاغ مي شد كه ايران با پذيرش قعطنامه به جنگ خاتمه داده بود. به همين لحاظ امام (ره ) هنگامي كه نامه را به ما دادند , اشاره كردند كه ممكن است نگذارند هواپيما به شوروي برسد يا آمريكا آن را منهدم مي كند و يا مي ربايد و يا ممكن است پس از ابلاغ نيروهاي شوروي شما را دستگير كنند. »
« وي در ادامه به روح نامه ي امام (ره ) اشاره كرد و افزود : اين نامه در عين حال كه مبين دورنگري و دورانديشي امام (ره ) بود , تسلط امام (ره ) را نسبت به مسايل زمان نيز مي رساند; چرا كه در آن برهه ي تاريخي در هيچ جاي جهان فروپاشي شوروي به ذهن هيچ كس خطور نمي كرد. »
« وي در ادامه به ذكر سه نكته در پيام تاريخي امام (ره ) اشاره كرد و گفت : امام (ره ) با ذكر اين جملات كه « با اميد خوشبختي و سعادت براي شما و ملت شوروي از آن جا كه پس از روي كارآمدن شما چنين احساس مي شود كه جنابعالي در تحصيل حوادث سياسي جهان خصوصا در رابطه با مسايل شوروي در دور جديدي از بازنگري و تحول و برخورد قرار گرفته ايد و جسارت و گستاخي شما در برخورد با واقعيات جهان چه بسا منشا تحولات و موجب به هم خوردن معادلات فعلي حاكم بر جهان گردد. لازم ديدم نكاتي را يادآور شوم » درصدد تشويق گورباچف به حركتي است , كه شروع كرده است . هم چنين ايشان خطاب به گورباچف فرموده اند كه متوجه شروع به تغيير حكومت در شوروي هستند. امام در فراز ديگري از نامه ي خويش به گورباچف با ذكر اين مطلب كه « البته ممكن است از شيوه هاي ناصحيح و عملكردهاي غلط قدرتمندان پيشين كمونيسم در زمينه ي اقتصاد , باغ سبز دنياي غرب را بنمايد ولي حقيقت جاي ديگري است » به گورباچف گوشزد مي كنند كه در باغ سبز نشان دادن غرب تنها براي سلطه است و مبادا شما از چاله درآييد و در چاه بيفتيد. اما نكته اي ديگر كه امام (ره ) بدان اشاره مي كنند اين است كه « اگر جنابعالي ميل داشته باشيد در اين زمينه ها(زمينه هاي ذكر شده در نامه ) تحقيق كنيد مي توانيد دستور دهيد كه صاحبان اين گونه علوم علاوه بر كتب فلسفه ي غرب در اين زمينه ها به نوشته هاي فارابي و بوعلي سينا(رحمت الله عليهما) در حكمت مشا مراجعه كنند تا روشن شود... ) در اين فراز از نامه امام (ره ) با فراست خود در تلاشند اهل علم شوروي را با آشنايي با ديد فلسفي و عرفاني به مسايل توحيدي و خداشناسي دعوت كنند. »
« وي در ادامه افزود : جوانان ما امروز بايد بيشتر از گذشته با اين نامه آشنا شوند; خصوصا كتاب « آواي توحيد » آيت اله جوادي آملي را مطالعه كنند. »
« دباغ در ادامه به نحوه ي ابلاغ پيام اشاره كرد و گفت : امام (ره ) دستور داده بودند كه ابلاغ پيام به صورت سمعي ـ بصري باشد; به اين صورت كه آيت اله جوادي آملي نامه را مي خواندند. نامه به انگليسي ترجمه مي شد و همزمان مترجم گورباچف اين مطالب را به روسي ترجمه مي كرد. »
« وي با اشاره به حالات گورباچف در جريان ابلاغ تصريح كرد : برخي جاها او به شدت برافروخته مي شد.همچنين گورباچف خطاب به يكي از نزديكان ما كه پس از 10 ـ12 سال , 3 سال پيش به ملاقات گورباچف رفته بود , گفته بود : افسوس مي خورم واي كاش آن روز از نامه ي امام (ره ) درك بهتري داشتم تا شوروي به اين روز نمي افتاد. »
« وي با اشاره به وضعيت خطيري كه در عرصه ي خبر و خبررساني بر عهده ي مراكز اطلاع رساني از جمله خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) است , افزود : اين كه در اطلاع رساني تا چه اندازه از عقل و تكليف شرعي كمك بگيريم و بدون غرض و اعمال ديدگاه هاي گروهي , دسته اي و جناحي حقايق را به گوش مردم برسانيم , وضعيت حساسي را براي دست اندركاران اطلاع رساني به وجود خواهد آورد. »
« به زعم من جامعه جداي از مسوولان براي تدوين خوراك روزانه اش در يك مثلث تصوير مي شود كه اضلاع آن را به ترتيب حوزه هاي علميه , دانشگاه ها و آدم هايي كه دم از روشنفكري امروزي مي زنند , تشكيل مي دهند. »
« به گزارش خبرنگار گروه تاريخ خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) وي در ادامه با تاكيد بر مقوله ي وحدت ميان حوزه ودانشگاه اظهار كرد : يك پايه ي اين مثلث دانشگاه و دانشجو است كه بايد به گونه اي مكمل علوم فقهي و ديگر علوم حوزوي , علم روز را به جامعه تزريق كند و مي بينيم كه تمام هم و غم امام (ره ) نيز بر امر وحدت ميان حوزه و دانشگاه متمركز بوده است . »
« وي با اظهار تاسف از اين امر كه امروز پس از گذشت 25 سال حوزه و دانشگاه هنوز نتوانسته اند به هماهنگي مورد نظر امام دست يابند گفت : شكي نيست در صورتي كه دولتمردان نتوانند به هماهنگي مورد نياز دست يابند و كمك فكري ارايه دهند , خطر جامعه را تهديد خواهد كرد و نسل جوان ما نيز سردرگم از دعواي اين دو , به مسايل و منابع اطلاع رساني ديگر پناه مي برد. »
« دباغ با تجليل از حركتي كه در جهت ايجاد وحدت ميان حوزه و دانشگاه در پيش گرفته شده است , گفت : ولو اين كه دير شده است ولي هر زماني براي جبران اشتباهات گذشته غنيمت است . »
« وي با انتقاد از اين امر كه متاسفانه مسوولان جامعه ي ما آن قدر درگير مسايل مربوط به بازسازي شده اند كه از مسايل اخلاقي و تربيتي جامعه بازمانده اند , تصريح كرد : زنان چه قبل و چه بعد از انقلاب نقش عظيمي را در مبارزه عليه ظلم و استبداد ايفا كردند , متاسفانه در حال حاضر برنامه ريزي ناصحيح برخي مسوولان باعث شده است , نسل سوم ما موقعيت اجتماعي , برنامه ريزي فرهنگي و تكاملي خود را رها كند و سرگرم برخي مسايل ديگر شود. اگر امروز نقش زنان در جامعه كمرنگ تر شده است , نه به اين خاطر است كه زنان جامعه از انقلاب و سرمايه گذاري در اين راه , خسته شده اند بلكه آن چه بايد مدنظر قرار گيرد اين است كه مسوولان و برنامه ريزان ما متاسفانه نتوانسته اند نيازهاي جوانان و زنان را در مدرسه , دانشگاه و جامعه برآورده كنند و همين امر نيز باعث سرخوردگي آنها شده است . »

پيش بيني فروپاشي قطب ماركسيستي جهان در پيام امام خميني به گورباچف




گورباچف آخرين صدر هيئت اتحاد جماهير شوروي دست به اصلاحات و تغييراتي در قطب كمونيستي جهان زده بود. هنوز تحليلگران سياسي و رهبران جهان غرب به اين تحولات به ديده ترديد و بدبيني مي نگريستند و هيچيك باور نداشتند كه اين تحولات , نظام الحادي 70 ساله كمونيسم را در شوروي از بيخ و بن بر خواهد كند. حداكثر چيزي كه در آن شرايط پيش بيني مي شد آن بود كه رهبران كرملين در نهايت برخي از پيوندهاي مستقيم بين كشورهاي عضو بلوك شرق با اتحاد شوروي با رهبريت محدودتر شوروي و مسئوليت پذيري بيشتر اقمار اين كشور پديد آورند. ولي امام خميني با بصيرتي غير قابل درك براي محاسبه گران مادي , در همان ايام در تاريخ 1367,10,11 طي نامه اي خطاب به گورباچف چنين پيش بيني كرد : « از اين پس كمونيسم را بايد در موزه هاي تاريخ سياسي جهان جستجو كرد » . امام خميني در همين نامه ژرفترين تحليلها را از تحولات جاري شوروي ارائه كرد و از آن به « صداي شكستن استخوانهاي كمونيسم » تعبير كرد. و شگفت آنكه در همين پيام پيش بيني ديگري توام با هشدارهاي مستند وجود دارد كه نشانگر تسلط امام خميني بر ارزيابي شرايط سياسي آنروز جهان است . حضرت امام به وضوح نسبت به در غلطيدن روسها به سمت باغ ـ به ظاهر ـ سبز سرمايه داري غرب و فريب خوردن از آمريكا هشدار داده است . امام خميني با پيش كشيدن مسائل عميق فلسفي و عرفاني و با اشاره به ناكامي كمونيستها در سياستهاي مذهب ستيز آنان , از گورباچف خواست كه به جاي اميد بستن به ماده پرستي غرب , به خدا و مذهب روي آورد. امام تصريح كرده بود : « مشكل اصلي كشور شما مساله مالكيت و اقتصاد و آزادي نيست مشكل شما عدم اعتقاد واقعي به خداست , همان مشكلي كه غرب را هم به ابتذال و بن بست كشيده و يا خواهد كشيد » .
متاسفانه رهبران روسيه اين هشدارها و نصايح امام را جدي نگرفتند و شركتهاي آمريكايي و اروپايي , روسيه كنوني را بازيچه مطامع اقتصادي خويش قرار داده و نوعي ديگر از استثمار در حال
شكل گيري است كه دورنماي آينده جز تيرگي و بن بست نخواهد بود مگر آنكه مردم اين كشور به خود آيند.
جالب آنكه وقتي شواردنازه وزير خارجه وقت شوروي براي ارائه پاسخ گورباچف به ديدار امام خميني آمد با شگفتي ديد كسي كه با آن صلابت و صراحت به دومين قدرت هسته اي جهان هشدار و پيام داده است , در خانه اي كوچك و گلين در جماران و در اطاقي 12 متري با وسايلي در نهايت سادگي و بدون آن كه حتي اندك اثري از تشريفات معمول ديده شود , با طمانينه و به استواري كوه نشسته است و در كنارش قرآن , جانماز و تسبيح , و تعدادي روزنامه و يك راديوي معمولي قرار دارد. شگفتي شواردنادزه زماني بيشتر شد كه متوجه گرديد براي نشستن همراه بلندپايه روسي اش صندلي چوبي دومي نيست و بايد براي يكبار هم كه شده بر زمين بنشيند! شايد وقتيكه پيرمرد مومني كه در خدمت امام بود , تنها وسيله پذيرايي اين ديدار مهم , يعني استكان چاي را با دو حبه قند به دست وزير خارجه قطب شرق جهان داد او تصور كرده باشد كه آنچه مي بيند عمدي و استثنايي است . اما واقعيت خلاف اين بود. امام در تمام ادوار حياتش چه در زمان تنهايي و غربت و تبعيد و چه در دوران زعامت ديني و رهبري سياسي تا لحظه رحلت , از زندگي ساده و بي آلايش خويش دست نكشيد و هيچگاه خود را در برابر مقامات اعتباري دنيا هر چند بس مهم و بزرگ , مقيد به تغيير رويه نمي ديد.

گروهك هاي ضد انقلاب و تبليغات رسانه اي


نفوذ گروهكهاي ضدانقلاب به داخل خاك جمهوري اسلامي و حضور فيزيكي آنان درمناطق مرزي شهرستانهـاي سردشت و پيرانشهر در زمان حاضر به كمترين حد ممكن رسيده است . آنچه امروز از آثار گروهكها در منطقه ديده مي شود , فعاليت هاي تبليغي محدودي است كه به صورت پخش اعلاميه , برگه هاي تبليغي , و يا احيانا شعارنويسي بر ديوار شهرها و روستاها ديده مي شود. حضور فيزيكي گروهكها در كنار مرزهاي جمهوري اسلامي همزمان با تحولات كشورعراق آغاز شد كه با انجام چند عمليات توسط نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي دراوايل مهرماه منطقه از لوث وجود آنها پاك گرديد. اين حركات بطور عمده توسط گروهك « پژاك » و با اهداف خاصي طراحي شده بود كه با همكاري مردم و هوشياري نيروهاي مسلح كاري از پيش نبرد . با آغاز سال 84 گروهك پژاك با پخش اطلاعيه هايي ورود خود به فاز نظامي عليه جمهوري اسلامي را اعلام كرد و از مردم شهرهاي كردنشين ايران خواست با پيوستن به اين گروهك آنان را در مبارزه با نظام جمهوري اسلامي ياري دهند. به دنبال كارهاي تبليغي , حركات ايذايي آنان در مناطقي از شهرهاي سردشت , پيرانشهر , اشنويه و اروميه آغاز شد و در ماههاي تير و مرداد 84 به اوج خود رسيد . اعضاي اين گروهك با مين گذاري جاده هاي روستايي در چند مورد موجب شهيد و مجروح شدن تعدادي از اهالي روستاها و نيروهاي مرزباني شدند.
حركات گروهك پژاك در زمان خود موجب نگراني مردم آذربايجان غربي شد و مسوولين سياسي مدام زير سووال بودند كه چرا با اين افراد كه با سلاح وتجهيزات نظامي وارد خاك جمهوري اسلامي مي شوند , برخورد نمي شود. در اين ارتباط فرمانداران پيرانشهر و سردشت بيش از ساير مسوولين زيرذره بين و سوولات رسانه ها قرار گرفتند. فرمانداران مي گفتند , اين حركات فاقد ارزش نظامي و سياسي است و در زمان لازم برخورد هم انجام خواهد گرفت . فرماندار پيرانشهر در آخرين مصاحبه خود به خبرنگار ايرنا گفت , با توجه به وضعيت جغرافيايي و كوهستاني منطقه نفوذ از داخل خاك عراق به ايران , كار زياد سختي نيست , كما اينكه قاچاقچيان نيز از همين راهها مي توانند كالاهاي قاچاق را وارد كشور كنند. گروهك پژاك بيشتر از آنكه ازحركات خود قصد بهره برداري نظامي داشته باشد قصد تبليغات و خودنمايي داشت . اعضاي اين گروهك در دسته هاي پنج و يا شش نفري به روستاهاي مرزي نفوذكرده و براي مردم روستاها و يا كوهنورداني كه به ارتفاعات پيرانشهر صعود مي كردند , سخنراني تبليغاتي انجام مي دادند. گزارش هاي نيز حاكي از آن بود كه افرادي در دسته هاي چهار و پنج نفري در نقاط مختلف شهرهاي كردنشين اقدام به سرقت و راهزني هاي مسلحانه , زورگيري واخاذي ها كلان از مردم , قاچاقچيان و معدن داران كرده اند. نگراني و گزارش هاي مردم موجب شد نيروهاي انتظامي و امنيتي در يك تلاش وتكاپوي گسترده تعدادي از اين عوامل ناامني را شناسايي و دستگير كنند كه نتيجه تحقيقات نشان داد اين افراد سارقين مسلحي هستند كه در پوشش گروه پژاك دست به سرقت , راهزني و اخاذي مسلحانه زده اند. همزمان با كشف اين ماجرا عمليات رديابي و شناسايي مقرهاي اعضاي گروهك پژاك ادامه يافت و در اوايل مهرماه نيروهاي مسلح در چند عمليات هماهنگ زميني و هوايي ضربه سنگيني بر اين گروهك وارد كردند.
گروهك پژاك با طراحي اين حركت عليه جمهوري اسلامي چند هدف عمده را دنبال مي كرد كه مهمترين آن جلب توجه آمريكايي ها و انگليسي ها بود. سران اين گروه بر اين باور بودند اگر موفق به انجام چند عمليات در داخل جمهوري اسلامي بشوند , خواهند توانست به عنوان يك نيروي تعيين كننده خود را به آمريكا نزديك كنند و از حمايت هاي سياسي و مالي آن برخوردار شوند. « رحمان حاجي احمدي » سركرده اين گروهك , دليل اصرار به انجام عمليات نظامي عليه جمهوري اسلامي از كادر رهبري اين گروهك كنار گذاشته شد. با سركوبي شديدي كه اين گروهك در مهرماه امسال متحمل شد هم اكنون بيشترين فعاليت خود را در كارهاي تبليغي متمركز كرده و از طريق كانال تلويزيوني ماهواره اي كردها را به شورش و ناآرامي دعوت مي كند.
بررسي ناآرامي هاي اخير در شهرهاي كردنشين آذربايجان غربي نشان مي دهد كه فضاسازي و تبليغات رسانه اي ضد انقلاب در بروز و ادامه ناآرامي ها نقش زيادي داشته است .در مقابل , حركات نظامي آنان هرگز مورد استقبال مردم واقع نشده و امروزكسي حاضر نيست سرنوشت خود را بدست گروهكها بدهد.
گروهكها به دلايل زير نمي توانند در شهرهاي كردنشين به اهداف نظامي دست پيدا كنند :
نخست آنكه كردها پس از يك دوره طولاني شرارت گروهكها به اين نتيجه رسيده اند كه هيچ قدرتي قادر به مقابله با جمهوري اسلامي نيست و آثار زيان بار هر جنگ و درگيري مستقيما خود مردم را تحت تاثير قرار خواهد داد.
دوم : آنكه برخلاف سالهاي اوليه انقلاب كه مناطق كردنشين در فقر بسر مي بردند و چيزي نداشتند كه در جنگ از دست بدهند , امروز داراي پول , سرمايه , خانه و زندگي , اتومبيل , درآمد و رفاه نسبي شده اند. حالا كردها به يك سطحي از زندگي دست يافته اند كه حاضر نيستند بر اثر جنگ و درگيري آن را از دست بدهند.
سوم : از طرفي توسعه وسايل ارتباط جمعي , گسترش راهها تا نقاط صفر مرزي نيز موجب شده تا ديدگاهها , رفتارهاي اجتماعي و سليقه هاي مردم نسبت به سالهاي آغازين انقلاب كه مبتني بر شيوه هاي زندگي ايلي و عشيرتي بود , تفاوت هاي زيادي داشته باشد.
چهارم : احزاب دمكرات , كومله , خبات و ديگر گروهكهاي چپ از كمونيست ها و عزالدين حسيني سركرده به اصطلاح روحاني ضد انقلاب نيز با درك واقعيت هاي اجتماعي جامعه كردها به اين نتيجه رسيده اند كه در مبارزات مسلحانه حريف جمهوري اسلامي نخواهند بود , بلكه بايد منتظر تحولات سياسي در جامعه ايران باشند. آنان در مناسبت هاي مختلف از جمله شرايط انتخاباتي يا در زمان حوادثي مانند مسئله شوانه قادري با پخش اطلاعيه و يا تراكت هاي تبليغاتي ضمن اظهار وجود , مباني نظري و فكري خود را به اطلاع هوادارانشان مي رسانند. اما بر خلاف سالهاي گذشته اعضاي گروهكها در روستاهابا بي اعتنايي مردم روبرو مي شوند و اين روزها كسي حاضر نمي شود با ميل ورغبت به اين افراد كمك مالي بدهد , مگر اينكه مورد تهديد قرار بگيرند.
عنصر جرم خيزي از يك سو و بدبيني و سوظن مردم نسبت به مسوولين امنيتي از ديگر سو باعث شده تا هر حادثه اي اگر چه كم ارزش به بهانه اي براي ناآرامي و تشنج در شهرهاي كردنشين تبديل شود. ناآرامي ها نيز به نوبه خود فرصت مناسبي است كه گروهكهاي ضد انقلاب بااستفاده از بوقهاي تبليغاتي بتوانند جريانها را به نفع خود تحريف كنند. ناآرامي هايي كه اين روزها در شهرهاي مختلف كردنشين روي مي دهد , صرفنظر از علل و عوامل اصلي , فرايند يك دوره فضاسازي تبليغاتي است كه رسانه هاي وابسته به گروهكها به مردم القا كرده اند.