قسمت دوم
اشاره
در شماره قبل اشاره شد كه « جووايلز » روزنامه نگار
جنجال برانگيز اينترنت با مقالات افشاگرانه خود درباره
شماري از حوادث قابل تامل سياسي , توجه بسياري از
خوانندگان امريكايي را بخود جلب كرده است . وي در مقاله اي
درباره فاجعه زلزله دريايي سونامي كه سال گذشته در اقيانوس
هند اتفاق افتاد , پرده از حقايق زيادي برداشت . وي كه دوماه
بعد از نوشتن اين مقاله بطرز مشكوكي بيمار شد و سپس جان
باخت , با تحليل هاي افشاگرانه خود و استناد به واقعيات پنهان
اين حادثه , نتيجه مي گيرد كه سونامي 26 دسامبر 2004 در
نزديكي منطقه « آچه » اندونزي با جمعيت دهها ميليوني
مسلمان , يك حادثه طبيعي نبوده بلكه نتيجه يك انفجار
هدفدار هسته اي توسط آمريكا بوده است .
قسمت اول متن ترجمه شده مقاله « وايلز » در شماره ديروز
روزنامه به چاپ رسيد. اينك بخش دوم و پاياني آن را باهم پي
مي گيريم .
بگفته جان اف كندي « اين ملت (امريكا) مي تواند قدرتمند
باشد لكن هرگز نمي تواند ابراز ضعف كند. ما هركاري بتوانيم
بايد انجام دهيم تا قدرتمند شويم و قدرتمند باقي بمانيم . »
عليرغم وجود تعداد بيشمار قربانيان سونامي در ايالت
تاميل نادوي كشور هند , اين كشور در كمتر از 72 ساعت كشتي
را به يك بيمارستان 50 تخته مبدل LNS Nirupak بازرسي
نمود و سپس بدون مسلح نمودن , آن را روانه منطقه آچه در
اندونزي كرد. طي اقدامي مشابه , امريكا كشتيهاي جنگي و
دريانوردان مسلح خود را به همان منطقه اعزام كرد. نيروي
Comfort دريايي آمريكا دو ناو بيمارستاني تحت نام « تسكين »
هريك مجهز به 1000 تختخواب دارد , لكن Mercy و « ترحم »
هيچيك از اين دو راهي منطقه نشدند. در حاليكه ناو « تسكين »
در پي كشته شدن 3000 امريكائي در سپتامبر 2001 عازم
نيويورك شد , عدم اعزام اين ناو نشان ميدهد كه كشته شدن
150 هزارتن (اكثرا مسلمان ) در جنوب شرقي آسيا و مصدوم
شدن نزديك به نيم ميليون نفر براي قدرتمندان نيويورك
اهميت زيادي نداشت .
رويداد حقيقا مزورانه و توجيه ناپذير زماني بروز نمود كه
هر دو ناوگان وارد آبهاي اقيانوس هند گرديدند. ناو آبراهام
لينكن كه بطور عادي حدود 500 تفنگدار دريائي را حمل
ميكند , علاوه بر همراه داشتن 70 هواپيماي جنگنده , اين بار
مجهز به 2000 جنگجوي مارين (تفنگدار دريايي ) بود . چنين
ناوگان پر قدرت نظامي عظيم عجيب است كه در نزديكي
خيابانهاي خالي از شهروند آچه لنگر انداخته باشد , در
حاليكه وال استريت ترجيح ميدهد سربازان امريكائي فداي
اهداف صهيونيستها در عراق شوند. ناوگان نخستين قبل از
ترك هنگ كنگ از كجا مي دانست كه نياز به تعداد بيش از حد
معمول از مارين ها دارد انگار 1500 تن مارين مازاد بر معمول
كنار بندر هنگ كنگ آماده نشسته بودند تا سوار ناو شوند.
زمانيكه دو ناوگان ظاهرا در دو جهت مختلف در اقيانوس
هند به حركت درآمدند , اتفاق غريب تري رخ داد. گرچه
« نيروي گسيلشي تهاجمي گروه پنج » كه ظاهرا ماموريتي
انساندوستانه داشت قرار بود به كمك قربانيان سريلانكا برود ,
USS Binhomme در عوض مارين هاي مستقر بر نا و
به ناو Richard
USS Duluth Amphibious Transport Dock Vessel
منتقل شدند و از ناوگان گروه پنج جدا شده بطرف تيم يك به
حركت درآمدند. بنابراين , بدون اطلاع مردم اندونزي , ناو
مبدل به USS Abraham Lincoln بظاهر بي خطر و بزرگ
وسيله اي شد كه انتقال 3500 رزمنده مارين مسلح امريكائي به
منطقه كوچك آچه را از ديدها پنهان نگاه دارد.
يك فيلمبردار تلويزيون استراليا موفق شد از بعضي از اين
مارين هاي كاملا مسلح كه مشغول بازرسي يك پايگاه نظامي
صدمه ديده اندونزي براي كشف تسليحات بودند , فيلمبرداري
كند. اگر اين مارين ها و اربابانشان مي خواستند درست عمل
كنند مسئوليت اينگونه عمليات بايد به عهده نظاميان اندونزي
گذارده مي شد.
از لحاظ تئوريك , كلاهك هسته اي 9 مگاتني امريكا به نام
كه در عكس سمت چپ صفحه 5 اين مقاله ديده W -35
مي شود براحتي مي تواند در حفره اي كوچك مشابه حفره
عكس دست راست همين صفحه كه شباهت به سفينه هاي
دارد جاسازي شود Saturation Diving Chamber غواصي
تا بدينوسيله از فشارهاي عظيم 10 هزار پوند بر هر اينچ وارده
بر گسله سوماترا در امان بماند . كل اين تجهيزات كمتر از 5
پوند وزن داشته و براحتي ميتوان آن را در عقب يك كشتي
حاوي تجهيزات مربوط به حفر چاه كه نزديك به سيصد واحد
آن در آسيا موجودند , بدون جلب توجه جاي داد.
البته من سعي مي كنم راحت به نتيجه گيري نرسم و اين
سئوال را مطرح كنم كه دقيقا چگونه يك سلاح دما هسته اي به
گسله سوماترا انتقال يافت , گرچه كليه اطلاعات زلزله سنجها و
آمادگي قبلي نظاميان دال بر تحقق چنين سناريوئي است .
سئوال ديگري كه اينجا مطرح است اينست كه چه كسي آنقدر
ديوانه است كه بخواهد بخاطر حفظ قدرت دست به كشتن
150 هزار غيرنظامي بزند . با درنظر گرفتن عملكرد امريكا در
عراق و ديگر كشورهاي بخت برگشته جهان مي بينيم تنها
كانديداي اجراي چنين عمليات ظالمانه اي « ولفوويتز » و
دستيارانش مي باشند كه مانند هميشه در روياي استقرار يك
حكومت جهاني بسر مي برند.
ترديدي نيست ديگر قدرتهاي جهاني مانند روسيه و چين
از چنين كشتار جمعي سودي نبرده و دليلي براي چنين اقدامي
نداشتند. بگفته شرلاك هولمز « اگر سناريوهاي غيرممكن را
كنار بگذاريد آنچه مي ماند ممكنات است كه عين حقيقت
مي باشد هر چند بعيد بنظر برسد » .
براي صهيونيستها دستيابي به يك سلاح دما هسته اي در
امريكا كار دشواري نيست بويژه وقتي مي بينيم يكصد كلاهك
اتمي هوا به هوا كه « قديمي شده بودند » چگونه از در پشتي
پنتاگون بطور قاچاق خارج شدند تا هسته مركزي زرادخانه
اتمي اسرائيل را تشكيل دهند. بايد در نظر داشت به محض
اينكه سلاحي در امريكا « قديمي » و « غيرقابل استفاده »
تشخيص داده مي شود , رديابي آن توسط پرسنل نظامي
غيرممكن مي گردد.
افرادي كه شك دارند چگونه يك سلاح بظاهر كوچك
ميتواند گسله كف اقيانوس را در عمق بيست هزار فوتي تكان
داده و موجب بروز سونامي عظيم در اقيانوس هند گردد
كافيست به تصوير جمله معروف سد شكن عليه آلمان نازي در
16 مه 1943 (صفحه 5 ) نگاهي بياندازند .
طراح اين بمب « پويا » دانشمندي بنام بارنز والاس
است كه بخاطر طراحي بمب ولينگتون Barnes Wallace
شهرت يافته است . بمب ولينگتون با در نظر Wellingtin
گرفتن سطح كروي زمين طراحي شده و بنابراين تحت شرائط
سخت مقاومت نموده و به موقع منجر مي شود. بعضي از اين
بمبها پس از اينكه از كار افتادند در اعماق درياي شمال رها
شدند. والاس ميدانست بمباران سد به طور عمودي كاري عبث
بوده و اتلاف وقت ميباشد و تنها راه مين گذاري در عمق آب در
نزديكي پايه سد ميباشد. در صورتيكه مين درست به بدنه سد
نخورده و از آن فاصله داشت انرژي ناشي از انفجار , موجي در
آب ايجاد نموده و صدمه اي به سد نمي زد.
گرچه يك بمب افكن لنكستر به تنهائي نمي توانست با
بكارگيري تنها يك بمب ديواره سد را منجفر كند چرا كه وزن
زياد آن اجازه نمي داد هواپيما از زمين بلند شود , والاس معتقد
به اين پديده علمي بود كه فشارهاي مركب
موجب اصابت بمب به نقطه موردنظر cumulative stress
Mohne Dam خواهند شد و حدس او درست بود . سد عظيم
آلمانها بدينگونه در اثر اصابت 13 هزار پوند مواد منفجره
كاملا منهم شد . Tri - nitro Toluene
آنچه در اعماق گسله سوماترا حائز اهميت است
تراكم ناپذيري آبهاي اين بخش از اقيانوس است . در اين اعمال
فشاري معادل ده هزار پوند بر هر اينچ بروي سلاح مورد نظر
وارد ميشود و در بالاي اين سلاح 20 هزار پا آب وجود دارد كه
عامل اين فشار زياد است . علاوه بر اين گسله بتدريج كم عمق تر
مي شود و بنابراين سلاح در شيار گسله محدوده شده و قادر
خواهد بود صفحه هاي تكتونيكي زمين را به حركت درآورد. در
اين مورد بخصوص نيازي به تكان خوردن و بحركت درآوردن
صفحه تكنونيكي نبوده و نگرش علمي به اين مسئله نشان
مي دهد در صورتيكه اين انفجار موجب تكان خوردن صفحه
تكنونيكي شده بود , چندين پس لرزه بسيار قدرتمند بوقوع
مي پيوست چنانچه در نيمي از زلزله هاي عمده سطح زمين اين
پس لرزه ها بروز نموده است . اما همانطور كه قبلا ذكر شد , ا گر
امريكا را ناديده بگيريم , NOAA ما اعلام خطرهاي غيرواقعي
حتي يك مورد پس لرزه اي كه بتوان آنرا به « واقعه » گسله
سوماترا در ساعت 58 : 7 بامداد 26 دسامبر 2004 مرتبط
نمود , وجود ندارد.
براي تحت نفوذ درآوردن كشورهاي آسيايي و حصول
اطمينان از سود سرشار ناشي از پروژه هاي بازسازي در اين
منطقه تنها لازمه اش بروز يك سونامي عظيم در بخش خاصي
از منطقه بود كه يك سلاح دماهسته اي قابليت ايجاد آنرا
داشت . بكارگيري امواج عظيم بعنوان يك سلاح مخرب پديده
نوظهوري نيست . بر كسي پوشيده نيست كه بمدت بيش از
سي سال هم امريكا و هم شوروي سابق مشغول مطالعه بروي
چنين تكنيكي جهت نابودسازي شهرهاي يكديگر بودند. موج
عظيم ناشي از انفجار در اعماق دريا نسبتا « تميز » بوده و به
متجاوزين اجازه ميدهد كه سرزمينها و ساختمانهائي را كه
سالم مانده اند بدون تاخير تحت تصرف درآورند.
اگر همه چيز طبق نقشه عملي مي شد , اندونزي , سريلانكا
و هندوستان براي سي چهل سال آينده در گرو صندوق
بين المللي پول و بانك جهاني باقي مي ماندند و در اين فاصله
قيمت نفت كه بعد از بحران عراق بالا رفته بود , كاهش مي يافت .
از طرف ديگر اگر دولت هند بدام مي افتاد , محور روسيه ـ چين
هند ـ برزيل فرو مي پاشيد. همه اينها تنها با بكارگيري يك
سلاح دماهسته اي كه ديگر مورد استفاده نظامي نداشته و
بالطبع كسي از وجود آن خبر نداشت , امكان پذير
بود.
شايد بنظر برسد كه اينجا ميادين عظيم نفتي شركتهاي
اكسان و موبيل در آچه ناديده انگاشته شده است , در صورتيكه
چنين نيست . شكي نيست كه اين ميادين در اعماق زمين
توليدات بسيار چشمگيري دارند و بمحض انجام تعميرات
سطحي بار ديگر قادر به توليد ميزان قابل توجهي گاز خواهند
بود. لكن اين ميادين به تنهائي قادر به نجات صهيونيسم نوين
از فروپاشي نيستند و « وال استريت » نياز به برنامه هاي
بازسازي كلان دارد تا بار ديگر برپاي خود بايستد.
ياداشت 26 ژانويه 2005
اخبار نشان مي دهد كه سونامي از كنار پايگاه اتمي حاوي
بهترين جتهاي جنگنده هند رد شده و به آن آسيبي نرساند.
(ايالت تاميل نادو) Chennai رآكتور هسته اي هند در چنايي
Sukhoi SU 03 كه از دوسو مجهز به جتهاي فوق العاده قوي
بود وضعيتي انعطاف پذير داشت چرا كه در جزيره نيكوبار
مستقر بود كه موج عظيم سونامي گسله سوماترا نخست بسوي
آن حمله برد.
هندوستان داراي يك پايگاه عمده نيروي هوائي در جزيره
كارنيكوبار
مي باشد كه مدافع خط مقدم حريم هوائي هند Car Nicobar
در خليج بنگال است . اين پايگاه قرار بود در اين كشور تبديل به
Sukhoi SU 03 احسن شده و مجهز به 25 جت روسي
نيروي هوائي هند شود كه هريك قادرند علاوه بر موشكهاي
Onyx Mach 2 . و Sunburn ضدكشتي دريانورد , موشكهاي
را نيز پرتاب كنند . 0 +
قرار بود در تاريخ 14 Sukhoi عجبا كه گردان هوائي
دسامبر وارد « كارنيكوبار » شود لكن بعلت كارهاي ساختماني
گردان مزبور در اين تاريخ وارد جزيره كارنيكوبار نشد. در
حاليكه امواج عظيم سونامي بر اين جزيره فرود مي آمدند و
باندهاي فرودگاه آن در هم شكسته مي شد , هندوستان گردان
هوائي فوق العاده ارزشمند خود را مسلح در تيررس ناوگان
دريائي آمريكا مستقر در اقيانوس هند قرار داده بود.
ارتشبد نيروي هوائي هند « كريشنا سوامي » در رابطه با
صدمات وارده به اين پايگاه خاطر نشان ساخت : « ظرف يك
سال اين پايگاه را كاملا بازسازي خواهيم كرد. تنها مشكل ,
انتقال وسائل ساختماني از طريق كشتي و هواپيما به اين نقطه
ميباشد. ما حتي سيمان لازم براي بازسازي باند فرودگاه را به
اين منطقه انتقال خواهيم داد » .
اين احتمال نيز وجود داشت كه فاجعه اي عظيم در منطقه
چنايي در « تاميل نادو » ايالت جنوبي هند كه مقر راكتور
هسته اي اين كشور نيز ميباشد , رخ دهد. در صورتيكه موج
زلزله دودهم درصد قويتر بود جهان و بويژه هندوستان شاهد
فاجعه چرنوبيل ديگري مي بود. اما خوشبختانه بگونه اي كه
انگار تقدير در آن دست داشت امواج سونامي تنها به سردكن ها
لطمه وارد آوردند كه نقشي در پروسه هسته اي
ندارند.
امروز (26 ژانويه ) بلومبرگ خبر انتقال فرماندهي از
ناوگان گروه پنج به ناو آبراهام لينكلن را در كنار منطقه آچه
تاييد نمود. هيچ كمكي براي يكصدو ده هزار مسلمان ساكن اين
منطقه اندونزي در راه نيست مگر اين دو ناوگان عظيم نظامي
آمريكا.
سفارت آمريكا در جاكارتا طي يك نامه الكترونيكي اعلام
نمود امروز دو ناو
وارد آبهاي USS Duluth و USS Bonhomme Richard
سوماترا شدند و بيش از دويست هزار پوند (90 هزار كيلوگرم )
مواد را از داخل دو انبار به نواحي مصدوم كه از طرق ديگر به
آنها دسترسي نبود رساندند . اين دو ناو هر يك شامل 25 فروند
هليكوپتر بودند.
در 4 فوريه 2005 اظهارات متبكرانه باورنكردني
« كانداليزا رايس » وزير خارجه آمريكا در مورد « مزاياي »
سونامي قابل توجه بود.
طي جلسه كميسيون روابط خارجي سناي امريكا در مورد
انتصاب « كانداليزا رايس » بعنوان وزيرخارجه دولت بوش
رايس اظهار داشت : سونامي « موقعيتي بي نظير است كه نه تنها
دولت امريكا بلكه مهرباني مردم امريكا به جهان نشان داده
شود » . وي اضافه نمود « من معتقدم اين واقعه مزاياي
فوق العاده اي براي ما در برداشته است . »
دولت هند كاملا به اين مسئله واقف بود كه اين
زلزله يك زلزله « طبيعي » نبود چرا كه در 27
دسامبر هندوستان از پيوستن به طرح « كلوپ چهار
كشور » جرج بوش ممانعت ورزيد
در 29 دسامبر سرمقاله روزنامه « اينديا ديلي »
چاپ هند علنا فاجعه سونامي را بزير سوال كشيده و
نوشت : « آيا اين واقعه (سونامي ) اعمال قدرتي از
جانب كشوري بود كه مي خواست به منطقه نشان
دهد چه بلائي بر سر آن ميتواند بياورد

|