روزنامه جمهوري اسلامي 03/10/1384 صفحه امام
حقوق بشر , ابزار فتنه فرنگ و افيون توده ها




درنگي در سخنان امام خميني پيرامون حقوق بشر
علي معصومي (وزوايي )
از آن زمان كه سردمداران استكبار غرب در صدد برآمدند بر كشورها و جوامع ديگر سلطه پيدا كنند , پيش از هر اقدام عملي اعم از اقدام سياسي و نظامي , به منظور فريب دادن افراد جوامع مورد هدف و به منظور زمينه سازي هاي ذهني و فرهنگي و از ميان برداشتن روح مقاومت در ميان جوامع مذكور , دست به مفهوم سازي و توليد و ترويج اصطلاحاتي زدند تا اهداف بسيار مهلك خود را تحت آن مفاهيم و اصطلاحات به ظاهر زيبا و گيرا , پنهان كنند , زيرا اگر چنين نمي كردند , ملت ها و جوامع با سرسختي در برابر آن ها مي ايستادند و اجازه نمي دادند به راحتي سلطه يابند و به آساني همه جا را در نوردند. مثلا از چهار قرن پيش كه غربي ها به هوس افتادن كشورهاي آسيايي و آفريقايي و... را تحت سلطه خود درآورند , لفظ و اصطلاح « استعمار » را كه در آن زمان معنايي به ظاهر جذاب و زيبا داشت برگزيدند و چنين وانمود كردند كه هرگز قصد دست اندازي به كشورها و جوامع شرقي را ندارند و هدفشان آبادكردن و استعمار (استعمار در لغت يعني « طلب آبادي نمودن و تلاش ها و آرزوها را در راه آبادي به كار گرفتن » است ) ممالك ديگر است . بعدا معلوم شد كه منظور غربي ها از اصطلاح « استعمار » اين بوده است كه جوامع شرقي و اسلامي را نابود و خراب كنند تا بتوانند كشور خود را آباد نمايند. بعد از روشن شدن اين موضوع بود كه لفظ و اصطلاح « استعمار » معني واقعي خود را از دست داد و مترادفي براي غارت گري و تخريب و نابود كردن جوامع ديگر توسط غربي ها شد.
لفظ و اصطلاح « ناسيوناليسم » , و « ملي گرايي » نيز كه توسط استكبار غرب در كشورهاي شرقي و جوامع اسلامي رواج پيدا كرد , كاركردي شبيه « استعمار » يافت .
غربي ها از قرن سيزده هجري شمسي در ميان جوامع شرقي و اسلامي , به ترويج ملي گرايي و ناسيوناليسم پرداختند و اين اصطلاح را به گونه اي تعريف كردند كه براي افراد ناآگاه بسيار شوق انگيز و آرماني بود. آن ها مي گفتند : ناسيوناليسم و ملي گرايي به اين معني است كه تمام هم و غم افراد يك جامعه و يك ملت , صرف ترقي و آباداني و استقلال و عزت جامعه اي بشود كه در آن زندگي مي كنند. تمام هم و غم افراد يك جامعه صرف بازسازي هويت مشترك جامعه اي بشود كه افراد در آن زندگي مي كنند , و در يك كلام , ناسيوناليسم يعني كوشش تمام عيار براي استقلال يك ملت , براي ارتقاي سطح رفاه يك ملت , براي سربلندي يك ملت و ده عنوان شوق انگيز ديگري كه در اين رديف قرار مي گيرند.
اما بعد از آنكه ناسيوناليسم و ملي گرايي عملا در كشورهاي اسلامي و شرقي پياده شده همه متوجه شدند كه بار ديگر فريب غربي ها را خوردند و به اسم ملي گرايي و ناسيوناليسم , قدرت هاي بزرگ شرقي و اسلامي از هم پاشيدند و جوامع اسلامي به قطعات سياسي بسيار ضعيف تبديل شدند و در نهايت به سادگي مثل يك طعمه لذيذ و كوچك , در معده فراخ استكبار غرب افتادند. به عبارت ديگر , ناسيوناليسم و ملي گرايي كه هدف ظاهري و تعريف شده اش , رسيدن به استقلال بود , ابزاري براي انهدام استقلال و مجلس ختم گرفتن براي عزت و آزادي ملل شد.
در حال حاضر نيز استكبار غرب دو اصطلاح و دو واژه را بيش از ساير اصطلاحات و واژه هايي كه در فرهنگ سياسي اش معمول است , ابزاري براي سلطه و فريب ملت ها و جوامع كرده است يكي از اين دو اصطلاح , « آزادي » و ديگري « حقوق بشر » است كه ظاهري زيبا و فريبنده دارند ولي استكبار آن ها را ابزاري بر سركوب ملت ها , تجاوز به حقوق جوامع ديگر , سلطه بر كشورها , تحميل فرهنگ غربي بر ديگران , تباه ساختن فرهنگ ملل ديگر و... قرار داده است .
گر چه امروز نيز عده زيادي از مردم جهان , به ويژه ملل اسلامي متوجه شده اند كه عبارات و اصطلاحاتي مثل دموكراسي و آزادي , حقوق بشر و... , مثل لفظ استعمار , ابزاري براي سلطه و فريب است , ولي ديري نخواهد گذشت كه به دليل استفاده ابزاري بي حد از واژه و عبارت دموكراسي و حقوق بشر توسط استكبار غرب , عبارات و واژه هاي مذكور نيز مترادفي براي تجاوز و ستم و غارت و سلطه بر ملل خواهد شد.
امام خميني در اين باره كه اصطلاحات و واژه ها پر سر و صدا در فرهنگ سياسي غرب , به طور كلي از محتواي واقعي تهي است , چنين مي فرمايد :
آن كه طرفدار حقوق بشر است يك مسئله ديگر را مي گويد غير حقوق بشر. اصلا الفاظ بكلي از محتواي خودش خالي شده . شما ـ اين را من عرض كردم ـ شما خودتان برويد دنبالش , ببينيد كجا يك لفظي از قبيل اين الفاظ كه متعارف بوده , عدالت , عدالت اجتماعي ـ نمي دانم ـ طرفداري از حقوق بشر , سازمان امنيت كذا ـ نمي دانم ـ سازمان كذا , شما دنبال برويد , تعقيب كنيد ببينيد كدام يك از اينها محتواي خودش را دارد. كدام يك از اينها , آن معنايي كه هست , آن معنا اراده از او مي شود . (1 )
امام خميني علاوه بر اينكه همه واژه ها , عبارات و اصطلاحات پر زرق و برق رايج در فرهنگ سياسي غرب را ابزاري براي سلطه و تهي از محتوا و حتي ضد معناي لغوي آن اصطلاحات و واژه ها مي داند , درباره حقوق بشر نيز سخنان عميق و پرمغزي بيان فرموده است .
از نظر امام خميني , غارت ملل , تهديد مداوم جوامعي كه نمي خواهند زير سلطه غرب باشند , تجاوز مكرر به كشورها و سرزمين ها , مسلط كردن عوامل غربي بر جوامع , كشتار انسان ها و... از مصاديق كلي جنايت غربي ها با دستاويز قراردادن حقوق بشر است . نمونه اي از سخنان امام خميني در باره استفاده ابزاري غربي ها از حقوق بشر اين است :
ما همه بدبختيهايي كه داشتيم و داريم ـ و بعد هم داريم ـ از اين سران كشورهايي است كه اين اعلاميه حقوق بشر را امضا كرده اند. اعلاميه حقوق بشر را اينهايي امضا كرده اند كه سلب آزادي بشر را در همه دوره هايي كه كفيل بودند و دستشان به يك چيز رسيده است كرده اند. سرلوحه اعلاميه آزادي حقوق بشر ـ سرلوحه اش ـ آزادي افراد است . هر فردي از افراد بشر آزاد است , بايد آزاد باشد. همه بايد در مقابل قانون علي السوا باشند. همه بايد آزاد باشند در محلشان , در سكني آزاد باشند , در شغلشان آزاد باشند , در مشي شان بايد آزاد باشند , اين اعلاميه حقوق بشر است كه سرلوحه اش اين مطلب است . از اول مسلمين بلكه همه بشر , از اول گرفتار اينهايي بوده اند كه امضا كردند و تصويب كردند اين اعلاميه حقوق بشر را. آمريكا يكي از آنهاست كه تصويب كردند اين را و امضا كردند اين مطلب را كه حقوق بشر بايد محفوظ بماند. و يكي از حقوق بشر آزادي است . همين آمريكايي كه اعلاميه حقوق بشر را ـ به اصطلاح ـ امضا كرده است , شما ببينيد چه جناياتي بر اين بشر واقع كرده است . در همين چند سالي كه ماها يادمان است , و يك قدر زيادترش از من و يك قدر كمترش را به حسب جواني اي كه داريد شما مشاهده كرديد , چه گرفتاريهايي از براي بشر هست به دست امريكا كه يكي از اشخاصي است كه , يكي از دولتهايي است كه قضيه حقوق بشر را امضا كرده اند. در هر مركزي از مراكز مسلمين و غيرمسلمين يك ماموري نصب كرده اند كه سلب آزادي از همه آن اشخاصي كه در آن محيط هستند كرده اند. اينها مي گويند آزادند بشر! براي تخدير توده ها , كه حالا ديگر نمي شود تخديرش كرد. قضيه اين چيزهايي كه مي گذرانند , كه يكي اش هم همين اعلاميه حقوق بشر است , اين براي اغفال است نه اينكه يك واقعيتي دارد. يك چيز خيلي خوش نماي با زرق و برقي را مي نويسند , سي ماده مي نويسند كه همه اش موادي است كه خوب به نفع بشر است , و يكي اش را عمل نمي كنند! در مقام عمل , يكي اش عمل نمي شود. اين اغفال است , افيون است اين براي توده ها , براي مردم . (2 )
بايد مظلومان جهان بيدار و هوشيار باشند و از اين توطئه ها و حيله ها گول نخورند , و به فعاليت خود در راه رسيدن به آزادي و خروج از قيد و بندهاي استعماري و استثماري ادامه دهند و بدانند كه اينان با شعار طرفداري از حقوق بشر بزرگترين پايمال كنندگان حقوق انسانها هستند و در رسيدن به اهداف ظالمانه خود هيچ گاه غفلت نمي كنند و از هيچ جنايتي دريغ ندارند . (3 )


گرچه از نظر امام خميني , كل رفتار غرب با كشورهاي ديگر , به ويژه با جوامع و كشورهاي اسلامي , بزرگ ترين دليل استفاده ابزاري و منفعت طلبانه غرب از حقوق بشر است , ولي اعتراف صريح سران غرب به اين موضوع نيز هشدار براي كساني است كه با جهالت تمام چشم بر واقعيت ها بسته اند و در اين زمينه فريب استكبار غرب را خورده و تضاد آشكار بين ادعا و رفتار غرب درباره حقوق بشر را درك نكرده اند. امام خميني در اين باره مي فرمايد :
« اعلاميه حقوق بشر » در منطق آقاي كارتر اين است كه بشر همچو حقي ندارد كه سرنوشت خودش را تعيين كند ايشان از اعلاميه حقوق بشر كه خودشان هم امضا كردند اينطور فهميدند كه آزادند مردم , اول چيزي كه براي انسان هست آزادي در بيان است , آزادي در تعيين سرنوشت خودش است , آيا ايشان از اعلاميه حقوق بشر اين را فهميده اند كه نه , هيچ كس آزاد نيست در اين معنا ! آيا در خصوص ايران ايشان اين نظر را دارند كه هر كس هم كه آزاد باشد لكن ايران ديگر آزاد نيست چنانچه در بعضي از حرفها مي گويند گفته است كه آنجا كه پاي منافع ماها در كار است , ديگر صحبت از آزادي و حقوق بشر نيست ! ديگر آنجا نبايد ما از حقوق بشر بحث بكنيم , ايران يك جايي است كه سوق الجيشي است , وضع سوق الجيشي نسبت به مملكت ما دارد , ديگر اينجا جاي اين نيست كه ما صحبت آزادي بشر را بكنيم و حقوق بشر را بكنيم .... (4 )
كارتر چندي پيش گفت كه منافع آمريكا بر حقوق بشر مقدم است . (5 )
امروز نيز به روشني مشاهده مي كنيم كه از نظر سران استكبار غرب , هيچ چيز غير از سلطه و منفعت آن ها اصالت و هويتي ندارد و زماني كه پاي منافع و سلطه غرب در ميان است , حقوق بشر , هويتش را از دست مي دهد , آزادي و دموكراسي به پشيزي نمي ارزد , عدالت و انسانيت بي معنا مي شود و... زيرا همه اين ها را استكبار غرب براي منفعت و سلطه خود تراشيده و علم كرده است و اصالت و هويت آن ها تا زماني است كه ابزاري براي منفعت بيشتر و سلطه بيشتر استكبار غرب شوند.
ــــــــ
پاورقي :
مآخذ :
1 ـ صحيفه امام , جلد16 , ص 433
2 ـ همان , جلد 3 , ص 332 تا 334
3 ـ همان , جلد 19 , ص 148
4 ـ همان , جلد 5 , ص 243
5 ـ همان , جلد 5 , ص 297
امام خميني : ما همه بدبختيهايي كه داشتيم و داريم , و بعد هم داريم , از اين سران كشورهايي است كه اين اعلاميه حقوق بشر را امضا كرده اند. اعلاميه حقوق بشر را اينهايي امضا كرده اند كه سلب آزادي بشر را در همه دوره هايي كه كفيل بودند و دستشان به يك چيز رسيده است كرده اند
امام خميني : بايد مظلومان جهان بيدار و هوشيار باشند و از اين توطئه ها و حيله ها گول نخورند , و به فعاليت خود در راه رسيدن به آزادي و خروج از قيد و بندهاي استعماري و استثماري ادامه دهند. و بدانند كه اينان با شعار طرفداري از حقوق بشر بزرگترين پايمال كنندگان حقوق انسانها هستند و در رسيدن به اهداف ظالمانه خود هيچ گاه غفلت نمي كنند و از هيچ جنايتي دريغ ندارند
امام خميني : آن كه طرفدار حقوق بشر است يك مسئله ديگر را مي گويد غير حقوق بشر. اصلا الفاظ بكلي از محتواي خودش خالي شده است . شما خودتان برويد دنبالش , ببينيد كجا يك لفظي از قبيل اين الفاظي كه متعارف بوده , عدالت , عدالت اجتماعي ـ نمي دانم ـ طرفداري از حقوق بشر , سازمان امنيت كذا , سازمان كذا , شما دنبال برويد , تعقيب كنيد , ببينيد كدام يك از اينها محتواي خودش را دارد. كدام يك از اينها , آن معنايي كه هست , آن معنا اراده از او مي شود