روزنامه جمهوري اسلامي 01/10/1384 صفحه عقيدتي
ماهيت تعليم و تربيت




نگاهي به تعليم وتربيت اسلامي و علم تعليم و تربيت
اشاره : دين مقدس اسلام داراي نظامي فراگير و شامل است . به نحوي كه هر متخصص متعهد و منصفي از هر فني , به نحوي با نظرات دين اسلام سروكار دارد. چرا كه اسلام همانند ديگر اديان الهي بر تمام شئون انساني اعم از اقتصاد , اجتماع , سياست , حكومت , ... و به خصوص حوزه تعليم و تربيت اشراف دارد. سر اين واقعيت به طور اجمال اين است كه , اساسا دين را برنامه زندگي بشر دانسته اند . (1 ) پس منطقا اين برنامه بايد در تمام شئون زندگي او منطبق باشد.
توجه مستقيم خطابات قرآني و بقيه كتب آسماني به انسان , نشان از توجه عميق و دقيق همه اديان الهي به ويژه اسلام به نفس انساني و ابعاد مختلف وجودي او است . توجه اسلام به ابعاد فردي انسان , اعم از بعد عاطفي (وجدان , اميال , غرايز , احساسات و...) , عقلاني (خرد , دانش , شناخت , افكار , عقايد و...) رفتاري و نيازهاي زيستي , روحي رواني , عاطفي و... نشانگر اين اهميت است .
تربيت در اسلام داراي راه و رسم منسجم و كاملي است . به همين منظور در قرآن و سنت براي انسان يك برنامه زندگي كاملا منسجم و نظام دار طراحي شده است . انسان براي بهره بردن از آن برنامه كامل , سالم و همه جانبه بايد تحت يك تربيت صحيح و البته فراگير به نحوي كه تمام طول عمر او و همه جوانب و ابعاد انساني اش را در بر گيرد , باشد . (2 )
اما بيان اين نكته لازم است كه تعليم و تربيت اسلامي با علم تعليم و تربيت كاملا منطبق نيست . بنابراين ابتدا بايد روشن شود كه علم تعليم و تربيت چيست و سپس نسبت آن با تعليم و تربيت اسلامي بيان گردد.
علم تعليم و تربيت
براي معرفي هر علم بهترين راه تعريف , بيان ابعاد و ويژگي هاي آن علم مي باشد. اما درباره علم تعليم و تربيت اين وضع قدري متفاوت است . زيرا غالب دانشمنداني كه در حيطه تعليم و تربيت صاحب راي مي باشند , هم در تعريف و ماهيت علم تعليم و تربيت و هم در ابعاد و ويژگي هاي آن اختلاف نظر دارند. بسياري از آنها حتي در علميت تعليم و تربيت يا آموزش و پرورش , مانند ديگر علوم , اتفاق نظر ندارند. بنابراين ابتدا مختصرا به تعريف تعليم و تربيت مي پردازيم , سپس سيري كوتاه در نظرات مختلف و متعددي در زمينه علم بودن و يا نبودن آن از ابتدا تاكنون خواهيم داشت . آن گاه به برخي ويژگي هاي آن اشاره نموده و در آخر ارتباط آن را با اسلام بيان خواهيم كرد.
تعريف علم تعليم و تربيت (آموزش و پرورش )
) بسيار Education ) همانند خود تربيت ( Pedagogie تعريف علم تربيت ( مشكل و دشوار است . زيرا هنوز درباره محتوا و روش آن اتفاق نظر مشخصي وجود ندارد و علم بودن آن مورد ترديد مي باشد. در دائره المعارف فلسفي لالند(3 ) آمده است : پداگوژي (تعليم و تربيت ) از ريشه يوناني است و آن وظيفه برده اي بوده است كه اداره و هدايت اطفال را به عهده داشته است . بنابراين معنا از تربيت , اهليت اين فرد به اصطلاح مربي را هم مي توان تكنيك دانست , هم كاري هنري , و هم ناشي شده از فلسفه و نيز علم . بعضي از فلاسفه تعليم و تربيت چون « امانوئل كانت » (4 ) مشكل تعريف و تربيت را به مشكل بودن ماهيت تربيت ربط مي دهند و معتقدند : برخلاف آنچه مردم تصور مي كنند تعليم و تربيت بزرگ ترين و دشوارترين مسائل مبتلا به انسان است . او در بين ابداعات بشر دو مورد را از بقيه مشكل تر مي داند , هنر مملكت داري يعني حكومت , و هنر تعليم و تربيت . وي معتقد است , مردم هنوز درباره معناي واقعي اين دو اختلاف نظر دارند . (5 ) برخي ديگر از فلاسفه تعليم و تربيت در تعريف « تربيت » و « آموزش و پرورش » با مشكل مواجه شده تا جايي كه افراد صاحب نظري مانند پيترز(6 ) معتقدند : فلاسفه جديد , تلاش در راه ارائه تعريف از « تربيت » و « آموزش و پرورش » را رها كرده و يا به حداقل تعريف يعني تعريف فرضي بسنده كرده اند . (7 )
دور كيم , (8 ) جامعه شناس معروف , تعليم و تربيت را يك نظريه علمي مي داند. كه با استفاده از داده هاي علوم ديگر نظير روان شناسي و جامعه شناسي به ارزيابي نظام ها و روش هاي تربيتي مي پردازد و به اين طريق عمل مربيان را توضيح داده و هدايت مي كند . (9 ) به اعتقاد برخي ديگر از صاحب نظران , تربيت فعاليتي مداوم , جامع (توجه به همه آنچه براي به كمال رسيدن انسان لازم است , همه ابعاد وجودي و نيازهاي فردي , اجتماعي , اقتصادي و فرهنگي انسان ) و براي همه (فرد فرد جامعه ) و براي رشد و تعالي و تكامل انسان و غناي فرهنگي و تعالي جامعه . تربيت هم نيازي مستقل و هم وابسته , هم نهايي و هم واسطه اي , هم هدف است و هم وسيله , هم زيربناي اجتماع است و هم غايت است و هم مقصود . (10 )
آيا تعليم و تربيت يك علم است
همچنان كه گفته شد در ميان انديشمنداني كه در حوزه تعليم و تربيت فعالند , در علميت تعليم و تربيت يا آموزش و پرورش , به عنوان يك علم مانند ديگر علوم , البته با ويژگي هاي مربوط به خود , اختلاف نظر وجود دارد.
هر علمي سعي دارد تا قلمرو خود را مشخص كند , موقعيت ها و واقعيت هاي مربوطه را بيان كرده و قوانين حاكم بر آن را كشف كند . (11 )
اما تا قرن 18 ميلادي به كارگيري روشهاي علمي معروف و متداول , در تعليم و تربيت مرسوم نبوده و حتي صاحب نظراني همچون ژان ژاك روسو(12 ) نيز از به كارگيري آن در تعليم و تربيت احتياط مي كردند و منتظر تدوين رساله ها و متون علمي در اين زمينه بودند . (13 ) متفكري چون كانت به تربيت تجربي (غير علمي ) بيشتر دلبسته بود تا روش علمي آزمايشي . او معتقد بود تربيت هنري است كه فقط با جمع شدن تجارب چند نسل كامل خواهد شد . (14 ) و بالاخره برخي نيز معتقدند كه تربيت فرآيندي تصادفي است كه روش علمي به هيچ وجه در آن راه نيافته است . (15 )
با اين همه , پيشرفت همه علوم مربوط به آدمي , به تدريج بحث درباره پديده هاي انساني بسيار پيچيده را , بدون اين كه سبب تخريب آن شود , امكان پذير كرد , و با تجزيه و تحليل هاي نسبتا دقيق علمي موقعيت هاي تربيت , كم و بيش به تحقق علم تربيت و به پيدايش آنچه امروزه به علوم تربيتي معروف است انجاميد . (16 )
در قرن نوزدهم فعاليت هايي در زمينه علمي كردن تعليم و تربيت صورت گرفت ولي چندان قانع كننده نبود. تا بالاخره در قرن بيستم براي اولين بار شخصي به نام لوسين سل لوريه (17 ) « طرح كلي علم پداگوژيك » (18 ) را زير عنوان معناي « واقعيات و قوانين تربيت » , منتشر نمود. مولف مذكور از علميت تعليم و تربيت به شدت دفاع مي كرد و معتقد بود كه : هدف تعليم وتربيت جستجوي قوانين مربوط به پديده هايي است كه در تربيت به ظهور مي رسد , بر آن تاثير مي گذارد و از مقدمات معيني استنتاج شده است . او معتقد است : اين علم موجب نظم و روشني شده و به ما اجازه مي دهد تا اندازه اي پيش بيني كنيم كه در شرايط يكسان , نتايج فلان روش يا شيوه تربيتي چه خواهد بود. در لغت نامه معروف بويسون (19 ) آمده است : تعليم و تربيت علم تربيت است , اعم از تربيت بدني , ذهني و اخلاقي . در اين علم از داده هاي علومي نظير فيزيولوژي , روان شناسي , تاريخ و... استفاده مي شود. دور كيم نيز تعليم و تربيت را يك نظريه علمي , جان ديويي , (20 )و نيز اشخاصي مثل پل لاپي (21 ) آن را به دلايل مختلف علم مي دانند و خطوط اصلي آن را پي ريزي شده مي دانند و معتقدند كه : علوم تربيتي از مجموع نظم و مقررات و شيوه هايي (22 ) كه واقعيت ها و موقعيت هاي مختلف تعليم و تربيت را در بافت تاريخي , اجتماعي , اقتصادي , فني و سياسي آن پي جويي مي كند , تشكيل مي شود. اما در عين حال , حتي تا اواخر قرن بيستم نيز بسياري از متخصصان از آن با احتياط سخن مي گفتند. آنان تعليم و تربيت را همانند برخي پيشينيان , هنر و حرفه مي دانند نه علم . به نظر آنان تعليم و تربيت تنها هنر و يا فني كاربردي است كه مي كوشد حتي الامكان روشهاي علمي را در تحقيقات خود به كار برد . (23 )
از مجموع آنچه گفته شد مي توان نتيجه گرفت كه , در هر صورت تعليم و تربيت يك علم است . البته اين علم نيز مانند علوم ديگر داراي ويژگي هاي منحصر به خود مي باشد.
بهتر است در اين بخش به همين مناسبت به برخي از ويژگي هاي اين علم اشاره كنيم . ويژگي هايي كه برخي را به اين غلط فاحش واداشته است كه در علم بودن تعليم و تربيت تشكيك نمايند.
ويژگي هاي علم تعليم و تربيت
.1 موضوع تربيت , انسان است و انسان موجودي پيچيده است . نوع زندگي فردي و به تبع اجتماعي او نيز دائما در حال تحول و دگرگوني مي باشد , بسياري از ابعاد وجودي او هنوز در هاله اي از ابهام باقي مانده است . به همين دليل علم تعليم و تربيت نيز از جهات مختلف داراي پيچيدگي فوق العاده اي است .
.2 علم تعليم و تربيت يا علوم تربيتي , از جمله علوم بين رشته اي ) است . اين علم از مجموعه اي از علوم انساني و غير Interdisciplinary ( انساني از قبيل : تاريخ , اقتصاد , آمار , رياضيات , فيزيولوژي , روان شناسي , جامعه شناسي , انسان شناسي , مردم شناسي , و حتي فلسفه و هنر و... بهره مي برد.
.3 علم تعليم و تربيت صرفا يك علم نظري محض نيست بلكه علمي كاربردي است . يافته هاي اين علم در عمل براي تربيت انسان به كار گرفته مي شود و اساسا سودمندي علم تعليم و تربيت به كاربردي بودن آن است .
.4 در تعليم و تربيت , همانند برخي علوم ديگر , علاوه بر يافته ها و نظريه هاي علمي , يك سيستم و نظام تربيتي نيز پي ريزي مي گردد تا آن يافته ها و نظريه هاي علمي در عمل به كار گرفته شود. اين سيستم داراي سلسله اي از اهداف , مباني , اصول , شيوه ها , خط مشي ها , ... و روش هاي ويژه اي مي باشد. آنچه درباره جوان بودن علم تعليم و تربيت گفته شد , نه تنها درباره نظام تربيتي صادق است , بلكه بايد گفت نظام هاي تربيتي موجود در عالم به مراتب از خود علم تعليم و تربيت جوان تر است .
علم تعليم و تربيت اسلامي
از آنچه درباره تعليم و تربيت گفته شد به دست آمد كه تعليم و تربيت جديد , همانند ديگر علوم انساني , بيشتر در قرون اخير , به خصوص در قرن بيستم , دچار تحول و دگرگوني و رشد بوده است . اما در اسلام و منابع اسلامي به تربيت به معناي عام آن از همان ابتداي ظهور اين دين مقدس الهي اهميت فوق العاده اي داده شده است .
انسان موضوع تربيت و يكي از اساسي ترين موضوعات مطالعاتي اين علم محسوب مي شود. چرا كه تربيت را « فراهم آوردن زمينه براي پرورش دادن و به فعليت رساندن تمام استعدادهايي مي داند كه خداوند بالقوه در نهاد او به وديعت نهاده است . » (24 ) اين انسان تنها به وسيله كسي مي تواند به درستي شناسانده شود و سپس تربيت گردد كه خود خالق اوست . لذا بهترين منبع مطالعه انسان و علم انسان شناسي , منابع متصل به وحي الهي , يعني قرآن و روايات مي باشد. در منابع اسلامي به اين نكته مهم تذكر داده شد كه زمام تربيت انسان بايد به دست كسي باشد كه از رمز و راز او و زواياي آشكار و پنهان و ابعاد مختلف وجودي اش , حتي از خود آدمي آگاه تر است . كسي كه گل وجودش را سرشته , خمير مايه فطرتش را به دست خويش آفريده باشد , (25 )در آن از روح خود دميده , (26 ) عقل , عاطفه , وجدان و معنويت خواهي را در ذاتش نهاده و هميشه با او مي باشد كه : و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب اليه من حبل الوريد . (27 )
در منابع اسلامي آنچه هدف ارسال رسل و بعثت انبيا الهي عليهم السلام شمرده شده است , تربيت انسان و انسان سازي و به فعليت رساندن تمام گنجينه ها و استعدادهاي نهفته در درون وي بوده است . (28 ) هدف از آفرينش انسان و تربيت او جز اين نمي تواند باشد . اتفاقا در قرآن خداوند نيز به عنوان مربي انسان معرفي شده است . (29 )
چنان كه اشاره شد در علم تعليم و تربيت از جمله مهمترين امور , نظريه پردازي و نيز پي ريزي يك نظام تربيتي منسجم و كارآمد مي باشد و مهمترين عناصر در يك نظام تربيتي عبارتند از : اهداف , مباني , اصول , شيوه ها , خط مشي ها , و روش هاي تربيتي , كه بخش زيادي از آن در منابع اسلامي آمده است , بقيه امور از قبيل , راهبردها , وسايل و ابزار , تكنيكها و فنون , يا عبارت اخراي همان چهار امر است يا فرعي از فروعات همانهاست كه بايد از علوم ديگر كمك گرفته شوند. در تعليم و تربيت اسلامي از جهت منابع علمي تنوع بسياري مشاهده مي شود. قرآن كريم و روايات , منابع بسيار غني و عميقي در جهت استخراج و استنباط بسياري از مسائل مربوط به تعليم و تربيت به حساب مي آيند . (30 )
فلاسفه و مربيان مسلمان تعليم و تربيت با استفاده از منابع غني و پايان ناپذير وحي و ميراث گرانقدر انبيا الهي و ائمه اطهار عليهم السلام آثار گرانسنگي را از خود در تربيت به يادگار گذاشته اند. منابع موجود در اين زمينه كه از قديم توسط فلاسفه و مربيان مسلمان تعليم و تربيت به نگارش درآمده , مي تواند شاهد اين مدعا باشد.
در اين زمينه به برخي از اين منابع به عنوان نمونه اشاره مي گردد :
.1 منابع قديم , نظير : اخلاق ناصري (خواجه نصيرالدين طوسي ) , كيمياي سعادت (امام محمد غزالي ) , تهذيب الاخلاق و تطهيرالاعراق (ابوعلي مسكويه ) , محجه البيضا(فيض كاشاني ) , معراج السعاده (ملا احمد نراقي ) , جامع السعادات (ملا محمد مهدي نراقي ) و...
.2 منابع جديد نظير : تعليم و تربيت در اسلام (شهيد مرتضي مطهري ) , آيين تربيت و اسلام و تعليم و تربيت (ابراهيم اميني ) , شرح چهل حديث (حضرت امام خميني ره ) و...
لازم به ذكر است كه بسياري از دانشمندان مسلمان در لابلاي مباحث ديگر نظير اخلاق , بخش هايي از فلسفه , مباحث تفسيري , سيره انبيا و اهل بيت عليهم السلام و... , به مسائل تربيتي نيز پرداخته اند.
اما متاسفانه در بخش مهم تدوين علم تربيت اسلامي به معناي مصطلح و نيز در ارائه نظريه تربيت و ارائه يك نظام تربيتي جامع و كارآمد , انديشمندان مسلمان تحرك چنداني از خود نشان نداده اند. متفكران مسلمان كه مي بايست با استفاده از آموزه هاي وحياني قرآن و نيز روايات پربار ائمه معصومين عليهم السلام و نظرات فيلسوفان و مربيان بزرگ مسلمان , از طرفي بناي يك علم بي نظير تربيت اسلامي را بنهند و از طرف ديگر در انديشه نظريه پردازي در تعليم و تربيت اسلامي و ارائه يك نظام منسجم و كارآمد تربيتي اسلامي باشند , چنان كه خود معترفند , بيشتر متاثر از فيلسوفان تعليم و تربيت در مغرب زمين بوده و تنها به يافته هاي علوم جديد در غرب اكتفا كرده اند. برخي از آنها با ) اساسا منابع اسلامي SecularEducation اعتقاد به تعليم و تربيت سكولار( حتي قرآن را منبع مناسبي براي مطالعه در اين زمينه ها نمي دانند و برخي نيز تنها با نگاهي سطحي به اين امر مهم تنها به رنگ و لعاب سطحي از كردن آن بسنده كردند . (31 ) دقت در ابعاد Islamize اسلام به تربيت و مختلف تربيت , به خصوص در بعد اهداف , مباني , روشها و توجه و اهميتي كه در دين مقدس اسلام به اين امور در زمينه مسايل تربيتي داده شده است , مسئوليت صاحب نظران مسلمان تعليم و تربيت را دو چندان مي كند و از آنان بيش از يك نگاه سطحي انتظار دارد. آنها خود معتقدند كه در اسلام منابعي كه بتوان از آن براي ترسيم سيماي تعليم و تربيت اسلامي استفاده برد , نظير قرآن و سنت شريف نبوي صلي الله عليه و آله و ائمه هدي عليهم السلام بسيار است . لكن از آنها در جهت پي ريزي يك نظام منسجم تربيتي بهره برداري نشده است . البته در دهه هاي اخير برخي از آنها به فكرچاره افتاده و باني كنفرانس هايي در زمينه تعليم و تربيت اسلامي بوده اند تا بلكه بتوانند در اين زمينه گام هايي را بردارند . (32 )
نتيجه
تعليم و تربيت اسلامي به عنوان بيان آنچه كه براي تربيت انسان مورد نياز بوده است , توسط خداوند و انبيا الهي و نيز ائمه اطهار عليهم السلام به اندازه كافي بيان شده است . مطالعه قرآن و ديگر منابع اصيل اسلامي هر انديشمند منصف را به اين واقعيت و حقيقت غير قابل انكار مي رساند.


منبع موجود در اين زمينه كه از قديم توسط فلاسفه و مربيان مسلمان تعليم و تربيت به نگارش درآمده , مي تواند به فهم اين امر به طالبان حقيقت كمك نمايد , كه به برخي از آنها و نيز به آثاري از مربيان و نويسندگان معاصر اشاره شد.
اما , تعليم و تربيت اسلامي به معناي علم تعليم و تربيت و نيز ارائه نظريه تربيتي و سيستم تعليم و تربيت اسلامي هنوز بسيار جوان و كم سابقه است و هنوز فعاليت هاي بيشتري را طلب مي كند تا به يك علم تمام عيار و نظريه اي علمي و نيز سيستمي فراگير و كامل تبديل گردد. البته در اين ارتباط اگر نقصي نيز مشاهده شود , كه مي شود , مربوط به دست اندركاران امر مطالعه و نظريه پردازي , برنامه ريزي و پي ريزي يك نظام تعليم و تربيت اسلامي و در آخر اجراي آن در مرحله عمل مي باشد.
(1 )ـ شريعت در آينه معرفت , آيت الله عبدالله جوادي آملي , ص 93 ; و شيعه در اسلام , علامه سيد محمد حسين طباطبايي , ص .3
(2 )ـ التربيه الاسلاميه (اصولها و منهجها و معلمها) , دكتر عاطف السيد , مصر(اسكندريه ) , مركز الدلتا للطباعه .
. AndreLalande : Vocabulaire Technique Critiquede de la Philosophie (3 )ـ
. Immanuel Kant (4 )ـ
(5 )ـ امانوئل كانت , تعليم و تربيت , انتشارات دانشگاه تهران , ترجمه غلامحسين شكوهي , تهران , 1363 , ص .11
. R . S . Paters . (6 )ـ
(7 )ـ كليات فلسفه آموزش و پرورش , هري شفيلد , ترجمه دكتر سرمد , ص .45
. EmileDuikheim (8 )ـ
(9 )ـ مباني و اصول آ . پ , غلامحسين شكوهي , آستان قدس رضوي , مشهد , 1375 , چ 8 , ص .58
(10 )ـ مباني برنامه ريزي آموزشي , يحيي فيوضات , موسسه نشر ويرايش , تهران , 1374 , چ 2 , ص .21
(11 )ـ شكوهي , همان , ص .55
. JeanJauquesRousseau (12 )ـ
(13 )ـ شكوهي , همان , ص .56
(14 )ـ امانوئل كانت , همان , ص .56
(15 )ـ شكوهي , همان , ص .56
(16 )ـ شكوهي , همان , ص .57
. LucienCellerier (17 )ـ
. Esquissedunesciencepedagoqgique (18 )ـ
. DictionnairedePedagogiedeBUISSON (19 )ـ
. JohnDewey (20 )ـ
. PaulLAPI (21 )ـ
. Dscipline (22 )ـ
(23 )ـ شكوهي , همان , ص 57 ـ .60
(24 )ـ تعليم و تربيت در اسلام , شهيد مرتضي مطهري , صدرا , تهران , ص .77
(25 )ـ حجر , 26 ; يس , 77 ; مومنون , 12 ; مريم , 67 ; حج , 66 و ...
(26 )ـ حجر , 29 ; ص , .72
(27 )ـ ق , .16
(28 )ـ فبعث فيهم رسله و واتر اليهم انبيائه ... و يثيروا لهم دفائن العقول .... » نهج البلاغه , خ 1 , ترجمه محمد دشتي , نشر شاكر , قم 1370 , چ 1 , ص .38
(29 )ـ اسرا , .24
(30 )ـ در اين زمينه رجوع كنيد به پايان نامه كارشناسي ارشد با عنوان « روش هاي تربيت انذار و تبشير در قرآن , اسدالله طوسي , كتابخانه موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره ).
(31 )ـ بحوث الموتمر التربوي , تحرير : الدكتور فتحي حسن ملكاوي , عمان , جمعيه الدراسات و البحوث الاسلاميه , .1991
(32 )ـ در اين زمينه رجوع كنيد به : گامي به سوي نظريه پردازي در تعليم و تربيت اسلامي , ترجمه چندين مقاله از دانشمندان مسلمان تعليم و تربيت , از كتاب : بحوث الموتمر التربوي , تحرير : الدكتور فتحي حسن ملكاوي , عمان , جمعيه الدراسات و البحوث الاسلاميه , 1991 , مترجمان غلامرضا متقي فر و اسدالله طوسي , انتشارات موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني , قم , .1380
ث اسدالله طوسي
انسان تنها به وسيله كسي مي تواند به درستي شناسانده شود و سپس تربيت گردد كه خود خالق اوست . لذا بهترين منبع مطالعه انسان و علم انسان شناسي , منابع متصل به وحي الهي , يعني قرآن و روايات مي باشد
در منابع اسلامي به اين نكته مهم تذكر داده شده كه زمام تربيت انسان بايد به دست كسي باشد كه از رمز و راز او و زواياي آشكار و پنهان و ابعاد مختلف وجودي اش , حتي از خود آدمي آگاه تر است ; يعني كسي كه گل وجودش را سرشته , خميرمايه فطرتش را به دست خويش آفريده باشد
علم تعليم وتربيت صرفا يك علم نظري محض نيست بلكه علمي كاربردي است . يافته هاي اين علم در عمل براي تربيت انسان به كار گرفته مي شود و اساسا سودمندي علم تعليم وتربيت به كاربردي بودن آن است