روزنامه جمهوري اسلامي 28/09/1384 صفحه هنر و ادبيات
نقش تاريخي شيخ احمدقمي در مناسبات ايران وتايلند


كوتاه اززندگي وسرگذشت شيخ احمدقمي وخاندانش در تايلند
دانشگاه تربيت معلم شهر آيوتايا پايتخت سابق تايلند داراي بنائي است كه در آن از عناصر معماري ايراني اسلامي استفاده شده وقدمت آن به اواسط دهه 1990 مي رسد . اين بنا كه مقبره يكي از بزرگان مهاجر ايراني است داراي گنبد تذهيب شده اي است كه ياداور بناهاي تاريخي ايران مي باشد. از تابلوئي كه در كناراين مقبره وجود دارد مي توان دريافت كه مقبره متعلق به شيخ احمد اهل قمي ملقب به « شخصيت فوق العاده » يا « چاوپرايا بوورن راج نايوك » مي باشد.
شيح احمد يك مسلمان شيعه است كه در سال 1543 ميلادي در شهر قم , ديده به جهان گشود . وي در اولين سالهاي قرن هفدهم (1605 ) يعني زماني كه كشور تايلند از زير سلطه پانزده ساله برمه اي ها آزاد شده به آيوتايا مهاجرت كرد و پس از مدتي توانست در سايه مديريت و درايت خود در دربار پادشاه سيام نفوذ كرده و به يكي از مقامات عاليرتبه سيام مبدل گردد.
شيخ احمد با بانويي جوان از آيوتايا بنام « چوري » كه از خاندان سلطنتي بود ازدواج كرد و از او داراي دو پسر و يك دختر شد. پسر بزرگتر وي « چوئن » نام داشت . ازپسر دوم وي كه در سنين نوجواني در گذشت اطلاع زيادي موجود نيست . دختر او نيز « چاي » ناميده شد. اين خانواده پايه گذار خاندانهاي بزرگ بوناك و احمد چولاي كه هنوز هم در تايلند صاحب نام و داراي مناصب عالي هستند به حساب مي آيند.
اگرچه با هجوم مجدد برمه به سيام و هجمه به مراكز فرهنگي و و تخريب كتابخانه ها و نابود سازي اسناد تاريخي و كتب , اطلاعات زيادي جهت شناخت جزئيات زندگي و نقش شيخ احمد قمي در سيام موجود نمي باشد اما بارجوع به دفتر خاطرات مقامات آن عصر از جمله خانواده سلطنتي و همچنين مستندات تاريخي موجود در مراكز مذهبي مسلمانان و معابد بودايي مي توان به موقعيت بالاي شيخ احمد و ميزان نفوذ وي در دربارسلطنتي سيام پي برد.
آقاي دكتر « تاتيا بوناك » از نوادگان شيخ احمد قمي مي گويد :
شيخ احمد قمي كه از زادگاه خود شهر قم و به قصد ترويج عقايد شيعي و همچنين تجارت راهي اين منطقه شده بود با ورود به شهر « آيوتايا » پايتخت وقت « سيام » توانست از پادشاه وقت يعني « نارا سوان » كبير اجازه نامه دريافت كند و پس از يك دهه اقامت در آيوتايا , علاوه بر انجام ماموريت اسلامي خود يعني تبليغ و ترويج دين اسلام و مذهب شيعه , در فعاليتهاي تجاري و بازرگاني نيز به پيشرفت و شهرت قابل توجهي دست يايد.نسل هاي پس از او نيز توانستند از قرن هفدهم تا عصر حاضر , آوازه و نام بلند او را پاس دارند و آنان نيز چون جد خود شيخ احمد قمي داراي موقعيت ممتاز اجتماعي و سياسي در كشور تايلند گردند. »
شيخ احمد قمي طي شش دوره پادشاهي سيام ارتباطات نزديكي با دربار و پادشاهان وقت داشت . وي در دوران سلطنت شاه « فارا سوام سنگدوم » كه با شاه عباس صفوي معاصر بوده , به عنوان مشاور عالي وي و وزير خزانه داري منصوب و مسئوليت تمامي امور مربوط به تجارت خارجي را بر عهده گرفت . در همين دوره بود كه وي به خاطر مساعي خود جهت توسعه بنادر به دستور پادشاه به مقام « پياشيخ احمدراتتانارج ستي » يا « انسان بزرگ » كه از القاب درباري بود نائل گشت . از اين پس وي موظف شد در كنار ساماندهي تجارت خارجي , مشاجرات بين خارجيان را نيز حل و فصل كند. او همچنين اولين كسي بود كه در زمان رياست جامعه مسلمانان سيام به مقام « چولا راج مونتري » يا « شيخ الاسلامي » رسيد , مقامي كه بر اساس آن اجازه يافت تا مذهب شيعه اثني عشري را به جامعه تايلند معرفي كند.
دفتر شيخ الاسلام كه به نحوي وزير امورمسلمانان به حساب مي آيد و تاقبل از شيخ احمد وجود نداشت در زمان رياست وي افتتاح شد. شاه سنگدوم مقام شيخ الاسلامي را به او تفويض كرد.اين دفتر هنوز به كار خود ادامه مي دهد.
بر اساس اسناد مكتوب از جمله نوشته هاي ابن محمد ابراهيم , به دليل حضور شيخ احمد , اكثريت مسلمانان آيوتايا را شيعيان تشكيل مي دادند اگرچه جمعيت سني هم به احتمال قوي كه اغلب از اهالي مالزي و اندونزي بودند وجود داشته است . رابطه مسلمانان شيعه و بودائيها بر اساس احترام و بردباري بناشده بود . جالب است بدانيم كه تا سال 1945 خانواده سلطنتي تنها حكم شيخ الاسلامي را براي شيعيان كه از نوادگان شيخ احمد بودند تفويض مي كردند. لذا تنها چهار نفر شيخ الاسلام اخير سني وما قبل از آن (سيزده نفر)شيعه بوده اند.
وي در اين دوره مسئوليت مديريت امور گمرگي و تجارت , امور خارجه , بندر , وحل وفصل اختلافات و دعاوي خارجيان مقيم آيوتايا را متقبل شد.محل كار و زندگي شيخ احمد در محله « گايي » از نقاط معروف آيوتويا بود.
از حوادث مهم ديگر كه موجب افزايش احترام شيخ احمد گرديد مداخله وي در جريان حمله جمعي از اتباع ناراضي خارجي به قصر پادشاه و تصرف آن بود.در اين مقطع شيخ احمد از طريق عوامل خود مردم را از اين امر مطلع كرد و با كمك آنان به غائله خاتمه داد. بعد ازاين اقدام خطرناك بود كه وي توسط شاه به مقام « چائوفيا » يا « انسان شجاع » رسيد.
آخرين ارتقا مقام شيخ احمد درزمان شاه « پراساتترنگ » بود.در اين زمان شيخ احمد در سن هشتاد و هفت سالگي به عنوان مشاور افتخاري شاه درامورداخلي برگزيده شد . او يك سال بعد يعني درسال 1631 ميلادي و در اواليل سلطنت « ناراي » در سن هشتاد و هشت سالگي ديده از جهان فروبست .
از اين پس تمامي كساني كه به اين مسئوليتها نائل شدند از نوادگان شيخ احمد قمي بودند واين مقام تا هشتمين نسل از نوادگان وي يعني تا زمان « راماي پنجم » در سال 1875 ادامه داشت .
با ورود شيخ احمد به آيوديا و تشكيل تاسيسات اسلامي , در اين ناحيه براي نخستين بار اسلام بصورت جدي رايج شد. مذهب شيعه , خط عربي و زبان فارسي به دليل نفوذ وي و پيروانش در اين كشور گسترش يافت .به طوري كه مسلمانان تايلندي واژه نماز رابه همين شكل فارسي مي شناسند , و كساني كه عربي مي دانند واژه صلاه را به كار مي برند. »
فرزندان شيخ احمد
نسل دوم فرزندان شيخ احمد بدينصورت شكل گرفت كه محمد سعيد برادر شيخ احمد كه همراه وي به آيوتايا آمده بود بدليل مسائل فاميلي و مشكلات روحي , سيام را به قصد ايران ترك نمود. پسرمحمد سعيد به نام آقامحمدكه از همسر تايلندي وي بود نيز همراه پدر به ايران رفت . پس از در گذشت محمد سعيد در ايران , آقا محمد دوباره به آيوتايا بازگشت و در منزل فرزند شيخ احمد يعني پسر عمويش « تون چوئن » زندگي كرد.
پس از مدتي « تون چوئن » آقا محمد را به شاه ناراي معرفي نمود و از شاه در خواست نمود تا اجازه دهد كه « چاي » دختر شيخ احمد قمي با آقامحمد پسر عموي خودازدواج نمايد. ثمره اين ازدواج دو پسر بود كه پسر جوانتر به نام « كيائو » بعدها رهبر جامعه مسلمانان تايلند و جانشين شيخ احمد قمي در دوران پادشاهي ناراي گرديد. پسر بزرگتر نيز به نام « ري » در زمان سلطنت همين پادشاه , همچون برادرش سمت شيخ الاسلامي يا رهبري جامعه مسلمانان تايلند رابرعهده گرفت .
نسل سوم پس از فوت « تون چوئن » شكل گرفت و فرزند وي يعني نوه شيخ احمد به نام « سامبون » جانشين پدر شد و به عنوان وزير امور شهري انتخاب گرديد. سامبون نيز اين منصب را تازمان مرگ برعهده داشت و پس از آن پسر ارشد وي به نام « جاي » جانشين سامبون گرديد. پسر كوچكتر وي بنام « چيت » نيز رئيس گارد مسلح قصر بوداما در عنفوان جواني و در سن بيست سالگي در گذشت .
نسل چهارم با تغيير مذهب برخي از نوادگان شيخ احمدقمي همراه شد.در اين مقطع « جاي » يعني پسر ارشد سامبون نوه شيخ احمد قمي , در ابتدا در دربار پادشاه ناراي بود.وي نيز همانند اعقاب خود مراحل رشد راطي كرد و در سال 1758 ـ1733 يعني دوره سلطنت پادشاه « بورماگوتر » به عنوان فرمانده نگهبانان قصر سلطنتي و فرمانده نيروهاي داوطلب ضد ژاپني گمارده شد.
اهميت دوران زندگي « جاي » به دليل نقش وي در شكل گيري اولين نسل بودايي در خاندان شيخ احمد قمي است . ماجراي تغيير مذهب بدينگونه است كه پادشاه به دنبال رهائي از يك بيماري و براي ابراز تشكر و سپاس از بودا در يكي از معابد مراسم مذهبي بزرگي برپاي داشت واز تمامي دو لتمردان و اعضاي دربار سلطنتي باستثناي « جاي » براي شركت در آن دعوت كرد. « جاي » از اين امر به شدت ناراحت و شد و در ملاقاتي با پادشاه دليل اين امر را جويا شد. پادشاه علت عدم دعوت از وي را مليت ايراني و مذهب او عنوان كرد و گفت تا زماني كه وي ايراني و شيعه باشد نمي تواند در مراسم مذهبي دربار شركت كند.
از اين پس « جاي » براي حضور بيشتر در كنار شاه طي يك مراسم رسمي در معبد بودائيان مذهب بودا را پذيرفت و به تابعيت سيام درامد.شاه نيز دستور داد تا نام وي نيز درليست درباريان ثبت گردد.
اين امر موجب گرديد كه اولين انشعاب مذهبي در ميان نوادگان شيخ احمد قمي پديدار گردد. انشعابي كه تازمان حاضر ادامه دارد.
اما « جاي » چهار فرزند داشت . بزرگترين فرزند وي دختري بود به نام « كيائو » كه وي به كيش بودائي در آمد اما يكي از پسران وي بنام « شي ين » بردين اسلام ماند و بعدها رهبر جامعه مسلمانان سيام و آخرين شيخ الاسلامي دوره تاريخ آيوتايا گرديد. وي در زمان سلطنت شاه « سومجد » به عنوان رهبر جامعه مسلمانان انتخاب گرديد. پسران « شي ين » راه پدر را دنبال كردند و تا دور مي زد . Shane چندين نسل , منصب شيخ الاسلامي در ميان فرزاندن
بدين ترتيب منصب شيخ الاسلام پس از مدتي كه توسط فرزندان محمد سعيد برادر شيخ احمد اداره مي شد , مجددا به دست فرزندان شيخ احمد افتاد خاندان معروف احمد چولا كه هنوز هم در تايلند وجود دارند از اعقاب « شي ين » محسوب مي شوند. پسر ديگر « جاي » يعني « نوو » نيز در جنگ با برمه اي ها كشته شد.
نسل پنجم پس از انشعاب در مذهب نوادگان شيخ احمد شكل گرفت .در اين مقطع چهارمين فرزند « جاي » كه « سون » نام داشت همانند پدر به مسلك بودايي درآمد و در خدمت شاه « بروماگوتر » بود و در سايه خوش خدمتي به لقب « فيا سانيهار پادهوم » يا « مقام بزرگ » مفتخر شد.
« سون » پنج فرزند داشت . سه دختر او توسط برمه اي ها به اسارت گرفته شدند و دو پسر او به نامهاي « بوناك » و « بومنا » , به شهر راجبوري مهاجرت كرده و از مرگ رهايي يافتند. امروزه « بوناك » جد خانواده بوناك مي باشد كه فرزندان و نوادگان وي در تاريخ معاصر تايلند چه در عصر قديم و چه در عصر جديد نقش برجسته و ممتازي برعهده داشته اند. « بوناك » همچنين جد خانواده ملكه « چاو كون نوال » مي باشد.
« شي ين » پسر ديگر « جاي » كه بر اسلام باقي مانده بود , علاوه بر منصب شيخ الاسلامي , مسئوليت خزانه داري سلطنتي را نيز برعهده داشت . پسر او به نام « كيائو گورن » نيز همچون پدر به منصب شيخ الاسلامي و رهبري جامعه مسلمانان سيام در زمان شاه راماي اول , دست يافت .
نكته حائز اهميت اينكه درسال 1767 , شهر آيوتايا پس از يكسال مقاومت مورد تجاوز و چپاول برمه اي ها قرار گرفت . اين شهر كه بيش از سه قرن پايتخت سيام بود , كاملا تخريب و نابود گرديد. خزانه ها و آثار هنري و باستاني آن به غارت رفت . هزاران نفر از مردم اين شهر از جمله نوادگان شيخ احمد قمي به اسارت قواي برمه اي در آمده و يا كشته شدند. در اين دوره يك افسر رشيد به نام « فيا تاكسين » توانست در برابر ارتش برمه بايستد و آنها را وادار به عقب نشيني كند. او پس از پيروزي بر برمه به عنوان پادشاه « تاكسين كبير » به قدرت رسيد. جالب توجه اينكه فرزندان « سون » يعني « بوناك » و « بومنا » از دوستان نزديك تا كسين در دوران تحصيل و زمان قبل از جنگ بودند.
« تونگ دوانگ » كه بعدها به عنوان راماي اول به سلطنت رسيد نيز از دوستان « بوناك » بود كه نقش مهمي در آينده وي داشت .
نسل ششم نوادگان شيخ احمد با انتصاب « بوناك » به عنوان مشاور اصلي شاه تاكسين شكل گرفت . بوناك در اين دوره به مناصب عالي حكومتي از جمله فرماندهي ارشد سپاه دست يافت . وي در ارتقا موقعيت خاندان بوناك نقش مهمي ايفا كرد.
بعد از سلطنت شاه تاكسين , دوست صميمي « بوناك » يعني « تونگ دوانگ » به قدرت رسيد و به عنوان « بودايوك فاهو » يا راماي اول برتخت نشست و سلسله پادشاهي چاكري ( سلسله پادشاهي كنوني تايلند ) را بنانهاد.
« بومنا » در زمان پادشاهي تاكسين و بعدها در زمان پادشاهي راماي اول , به عنوان آدميرال ناوگان در يايي سيام خدمت كرد و به مناصب و القاب عالي سلطنتي نيز دست يافت . وي در 1803 توانست با عمليات آبي ـ خاكي , لشكرش را از رودخانه ها و تپه ها عبور دهد و سپاه برمه را در شمال با شكست مواجه سازد. « بوناك » نيز به عنوان وكيل راماي اول در امور مستقلات به دارايي ها و درآمدهاي وي رسيدگي و نظارت مي كرد. وي عليرغم داشتن همسر , با خواهر زن راماي اول به نام « نوال » ازدواج كرد و بدينصورت نواده اي كه شش پشت آن به شيخ احمد قمي مي رسيد تبديل به والامقام ترين نجيب زاده سرزمين سيام با عنوان « چاوفيا اركارا ماها سينا » يا « انسان شريف » گرديد.
لازم به ذكر است كه نوزادي كه توسط « نوال » يعني خواهر زن پادشاه پرورش يافته بود نيز بعدها به عنوان راماي دوم بر تخت نشست . در دوران او بانكوك به عنوان پايتخت انتخاب شد و عصر جديد تاريخ سيام يعني عصر بانكوك آغاز گرديد.
در اين زمان « بوناك » سمت مسئول امورشهري ( قسمت شمال ) را نيز برعهده گرفت و پس ازآن به پست وزارت دفاع منصوب گشت . او از همسر اول خود يك دختر به نام « تون تاني » داشت . اين دختر با شاه راماي اول ازدواج كرد و از وي صاحب دو دختر به نام هاي « فارا اونگ چائو » و « چونكو ينگ » و يك پسر به نام شاهزاده « سورين تاراك » گرديد.
« بوناك » ده فرزند ديگر نيز از همسر ديگرش يعني « نوال » ( خواهر زن شاه ) داشت . اين ده فرزند به عنوان اعضاي فاميل ملكه ناميده مي شدند كه برجسته ترين آنها شخصي به نام « چائو خون چاي ديت » بود كه در زمان راماي چهارم نائب السلطنه گرديد.
نسل هفتم خاندان شيخ احمد از اين دوره شگل مي گيرد. « چائو خون چاي ديت » پسر سوم « بوناك » در سال 1788 متولد گرديد . او كه پيشكار سلطنتي دربار راماي اول بود در او اخر سلطنت راماي دوم وزير خزانه داري سلطنتي , گمرك و امور خارجه شد. چند سال بعد علاوه بر حفظ مقام هاي قبلي وي به وزارت دفاع نيز منصوب گرديد. او اين مقام را در طول سلطنت شاه راماي سوم و چهارم برعهده داشت تا اينكه در 1851 توسط شاه راماي چهارم به عنوان نايب السلطنه سيام معرفي گرديد. او چهل وهفت فرزند داشت كه مهمترين و برجسته ترين آنها « خوان چاي چوانگ » نايب السلطنه در زمان سلطنت راماي پنجم بود. همچنين فرزند ديگر وي بنام « خوان چاي چوم » , كه در دوران سلطنت راماي پنچم زندگي مي كرد رياست يك هيئت ديپلماتيك به اروپا را برعهده داشت . فرزندديگر وي بنام « خوان چاي كوم » وزير دفاع در دوران سلطنت راماي پنجم گرديد و فرزند ديگرش « خوان چاي توام » نيز به عنوان اولين وزير امورخارجه دولت جديد منصوب گرديد « چائو خوان ديت » در سال 1788 متولد شد و در سال 1856 يعني در سن 68 سالگي در گذشت . برادر كوچك وي يعني « چي توت » نيز در زمان شاه راماي دوم , سوم و چهارم به مقامات عالي حكومتي از جمله نيابت سلطنت بانكوك دست يافت .
نكته اساسي ديگراينكه « بوناك » , علاوه بر دو همسري كه بدان اشاره گرديد , هفت زن ديگر نيز داشت كه از آنها صاحب بيست و دو فرزند گرديد. برجسته ترين اولاد پسري وي « جارد » بود كه جد پدري خانواده « جاتيكاروتي » از ديگر نوادگان شيخ احمد محسوب مي شود.
بوناك در سال 1738 متولد شد و در زمان سلطنت شاه راماي اول يعني در سال 1805 و در سن 67 سالگي در گذشت .
نسل هشتم با به قدرت رسيدن فرزندان « چائو خوان ديت » شكل گرفت . وي سه پسر داشت « خون چاي چوانگ » در زمان نيابت سلطنت پدرش , ساير سمت هاي پدر يعني وزارت دفاع , خزانه داري و امورخارجه را برعهده گرفت . وي اين مناصب را تازمان راماي پنجم عهده دار بود. پسر دوم وي يعني « خون چاي توام » پس از فوت پدرش در 1872 منصب نايب السلطنته سيام را بر عهده گرفت . پسر ديگر وي « خوان چاي تام » نيزاولين وزير امور خارجه و يا وزير كابينه ( طي سالهاي 1885 ـ 1875 ) بود . وي پسر هفتم بود و در زبان انگليسي تبحري خاص داشت و داراي تحصيلات Dit جناب عاليه بود وي در زمان سلطنت راماي چهارم به عنوان مترجم يك هيئت حسن نيت به انگلستان رفت و توانست با مهارت خود توجه همه را به خود جلب نمايد. او سپس به مقام وزارت دفاع , وزارت خزانه داري سلطنتي , گمركات و امور خارجه دست يافت . « توام » در سال 1869 به عنوان رئيس يك هيئت مخصوص ديپلماتيك روانه دربار ملكه ويكتورياي انگليس شد. طي دوران تصدي وي در وزارت امورخارجه , روابط ديپلماتيك سيام با بسياري از كشورها از جمله قدرت هاي بزرگ گسترش يافت .
نسل نهم خاندان شيخ احمد را فرزندان « خون تام » شكل دادند.وي به هنگام حكمراني اش در استان « پچبوري » چندين خانه را در املاك پدري خود ساخت و بيشتر اعضاي خانواده او شامل سيزده همسر وبيست و پنج اولاد وي در اين املاك اقامت داشتند. تعدادي از پسران « خون تام » به مدارج عالي حكومتي دست يافتند براي مثال يك پسر وي بنام « تاك » قاضي شد و ديگري بنام « تپ » وزير و سپس سفير در بار سلطنتي در ژاپن و ايتالياگرديد. سرشناس ترين فرزند ذكور وي « پي ير » بود كه وي را به بانكوك فرستاد تا در آنجا انگليسي بياموزد . « پي ير » درسال 1889 بنابه دعوت شخص پادشاه وارد دستگاه وزارت امورخارجه گشت و به عنوان وزير مختار ژاپن روانه اين كشور گشت و پس از يكسال اقامت در توكيو به عنوان وزير مختار سيام در انگليس , بلژ يك و هلند برگزيده شد و به همراه دو برادرش , همسر و چهار فرزندش روانه اين كشورها شد. او طي اين ماموريت ها موققيت هاي خوبي كسب كرد كه از او يك ديپلمات برجسته بين المللي ساخت . وي در سال 1926 و در سن 66 سالگي وفات يافت .
« پي ير » هشت همسر , هفت پسر و پنج دختر داشت . نام دختران وي « ماني , تون , پلت » ني ين و ني يم بود.پسرها نيز « اودايا , پليو , تين , تيپ , لاموئن , بين و نوركاس » نام داشتند. هم اكنون فقط يك دختر و يك پسر از ميان فرزندان وي زنده مي باشند و مابقي فوت كرده اند. « اويادا » مدتي پيشكار شاهزاده پراجاتيپوك , شاه فعلي تايلند بود. برخي ديگر از نوادگان بوناك همچون « ماروت بوناك » و « ژانرال بنجوب » در دوره معاصر به سمت رياست مجلس تايلند و وزارت دفاع دست يافتند و هم اكنون نيز داراي مناصب و مقامات عاليرتبه دولتي مي باشند.
نسل مسلمان شيخ احمد در دوران سلطنت شاه راماي ششم به رهبري « احمد چولا سون » به مناصب بالائي رسيد و پس از فوت وي برادرش « قاسم احمد چولا » رهبري جامعه مسلمانان سيام را دردست گرفت . وي همچنين به سمت سر پرستي اداره مسلمانان در آمد و به وزارت داد گستري نيز منصوب گرديد. وي در اوايل دوران سلطنت شاه راماي هفتم پادشاه فعلي تايلند فوت كرد. پس از فوت قاسم , پسر وي بنام « سورن احمد چولا » جانشين عموي خود شد. وي آخرين شيخ الاسلام شيعه دوازده امامي عصر سيام بود.
« سورن احمد چولا » در اوايل دوران سلطنت شاه راماي نهم در گذشت . پسر كوچكتر وي يعني « كراساي چالارتار » , رهبري جامعه شيعه جعفري را طي سالهاي 1972 ـ1964 , برعهده داشت و زماني نيز به عنوان نماينده دولت تايلند در امور زائران مكه در عربستان برگزيده شد.
البته در سال 1932 با ايجاد تغييرات در قانون اساسي , عنوان « چولا راجمونتري » يعني رهبري جامعه مسلمانان منسوخ و به دفتر شيخ احمد الاسلامي تبديل شد.
در مجموع عليرغم مشكلات و مصائب فراوان نوادگان شيخ احمد نه تنها زنده مانده بلكه وجهه اجتماعي خود را نيز حفظ كردند. البته بخش عمده اي از خانواده شيخ احمد به بوديسم روي آوردند و تحت نام بوناك در دربار باقي ماندند.
شاخه ديگري از خانواده شيخ احمد نيز شيعه باقي ماندند.واگذاري دفتر شيخ الاسلام تا سال 1945 به آنها مويد همين موضوع است . امروزه به نظر مي آيد كه خانوده هاي بوناك علاقمند به شناخت اعقاب ايراني خود هستند اين علاقه تنها منحصر به نوادگان مسلمان شيخ احمد نيست , بلكه شاخه بودائي آنها را نيز شامل مي شود.
طي نزديك به 350 سال , نوادگان شيعه مذهب شيخ احمد قمي , منصب رهبري جامعه مسلمانان سيام كه هم اكنون از آن به عنوان منصب شيخ الاسلامي ياد مي شود را برعهده داشتند و با درايت و مديريت صحيح خود همواره عامل وحدت در ميان مسلمانان و رشد و تقويت آنها بودند.
حضور شيخ احمد واعقاب وي در سيام موجب تحولات مطروحه زير گرديد :
تاثير پذيري از رسوم ايراني
در اين دوران آداب و رسوم درباري و درباريان تحت تاثير رسومات دربار ايران قرار گرفت .
گفته شده كه خود شاه ناراي در لباس پوشيدن , غذا خوردن و روشهاي معماري مورد علاقه اش تحت تاثير فرهنگ ايراني بوده است . وي بطور مرتب از ايرانيان ديدار مي كرد و از آداب و رسوم آنها و غذاو نوشيدني آنها لذت مي برد.
تاسيس نهاد شيخ الاسلامي
بر اساس سوابق تاريخي , منصب شيخ الاسلامي كه به نحوي وزير امورمسلمانان به حساب مي آيد تاقبل ازورود شيخ احمد وجود خارجي نداشته است و خود شيخ احمد اولين شيخ الاسلام به حساب مي آيد. شاه سنگدوم كه هم عصر با شاه عباس اول پادشاه صفوي بود اين مقام را به او تفويض كرد. اين نهاد هنوز به كار خود ادامه داده و تايلند تاكنون هفده شيخ الاسلام داشته است . از سال 1997 به بعد درپي اصلاحاتي كه صورت گرفت حكم شيخ الاسلام پس از انتخاب شدن توسط شوراي مسلمانان , از طرف شاه نيز تنفيذ مي شود.
تاسيس نهاد شيخ الاسلامي در سرزمين بودائي تايلند , اعتبار و امتياز ويژه اي براي مسلمانان به حساب آمده و نشانگر توجه خاندان سلطنت و دولت تايلند به آنان مي باشد.
استفاده از تجارب بازرگاني ايرانيان
خاندان سلطنتي سيام درسهاي بسياري از تجارب بازرگاني ايرانيان بخصوص توصيه هاي شيخ احمد قمي آموختند.
ابن محمد ابراهيم مي گويد :
اولين گروه از ايرانيان در حدود سي نفر بودند كه به علت سود سرشار از تجارت دردوره قبل از روي كار آمدن پادشاه حاضر ( شاه ناراي در سال 1656 ) به آيوتايا آمدند و در آن رحل اقامت گزيدند . هر كدام از اين ايرانيان داراي احترام خاصي بودند و به آنها خانه اي داده شد و تمامي در مشاغل دولتي به خدمت گرفته شدند.
رسيدن ناراي به قدرت , نيز به خاطر كمك ايرانيان ساكن در آيوتايا بود. در حاليكه دربار تا دهه 1630 تحت استيلاي ژاپني ها و بعدا چيني بود . « . وقتي كه ناراي خود را براي به مقام پادشاهي رسيدن آماده كرد , ايرانيان با استفاده از مراسم امامان حسن و حسين ( عليهم السلام ) با حمله به پادشاه وقت به ناراي كمك كردند. »
ترويج اسلام وبويژه مذهب شيعه در تايلند
همه مورخين بر اين عقيده اند كه تاقبل از آمدن شيخ احمد قمي به آيوتايا , مردم اين كشور اطلاعي از مذهب شيعه نداشتند.در حالي كه به دنبال تبليغات شيخ احمد , در مدت كوتاهي شهر آيوتويا داراي اقليت قابل توجهي از شيعيان بود. وقتي ناراي با كمك ايرانيان به مقام پادشاهي رسيد , نقش شيعيان در دربار مضاعف شد ولذا شيعيان از نزديكترين مشاوران او به شمار مي آمدند تا جائي كه محافظان شخصي وي نيزاز مسلمانان شيعه هندي و ايراني بودند و تا او اخردهه 1670 شهرهاي تناسريم و مرگويي توسط ايرانيان اداره مي شد.
به علت ارتباط خوب دربار با مسلمانان زمينه براي تبليغ اسلام فراهم بود و در نتيجه در سال 1686 , تنها در شهر تناسريم ده هزار مورد از تشرف غير مسلمانان به دين اسلام اتفاق افتاد. در همان زمان در پايتخت كشور سيام دو هزار شيعه د رمراسم سوگواري امام حسن « ع » و امام حسين « ع » شركت مي كردند و از ارج و قرب زيادي در پيش پادشاه برخوردار بودند.
در حال حاضر مقبره شيخ احمد قمي در دانشكده تبيت معلم شهر آيوديا , واقع در هشتاد كيلومتري شهر بانكوك قرار دارد.اين مقبره همچون مزار يكي از بهترين شخصيت هاي سياسي و فرهنگي تايلند به شمار مي رود و با بنائي اسلامي تزئين شده است .گنبد طلائي رنگ بنا و معماري ويژه اش بخوبي هميت اسلامي و خصيصه هاي فرهنگي شيخ احمد را بازگو مي نمايد.در مقابل مقبره كتيبه اي سنگي قرار دارد كه بصورتي مختصر اما دقيق , زندگينامه وي به زبان انگليسي و تايلندي بدين شكل بر روي آن نقش شده است .
شيخ احمد نخست وزير(صدراعظم ) دولت تايلند در آيوذيا , در محله پائين شهر در شهر قم , مركز ديني ايران در سال يكهزار و پانصد و چهل و سه بدنيا آمد.وي شيعه اثني عشري بود و در زمان شاه نارسون كبير به آيوديا مهاجرت كرد.
سنگ مزار شيخ احمد از مرمر سفيد و به ارتفاع بيش از يك متر ساخته شده است كه همه روزه با گلهاي رنگارنگ تازه تزئين مي شود. در كنار سنگ قبر , گاه گاه عودي روشن مي شود كه به زيارت كنندگان غير مسلمان تعلق دارد.
محسن پاك آيين
با ورود شيخ احمد به آيوديا و تشكيل تاسيسات اسلامي , در اين ناحيه براي نخستين بار اسلام بصورت جدي رايج شد.مذهب شيعه , خط عربي و زبان فارسي به دليل نفوذ وي و پيروانش در اين كشور گسترش يافت .به طوري كه مسلمانان تايلندي واژه نماز رابه همين شكل فارسي مي شناسند , و كساني كه عربي مي دانند واژه صلاه را به كار مي برند
نسل مسلمان شيخ احمد در دوران سلطنت شاه راماي ششم به رهبري « احمد چولا سون » به مناصب بالائي رسيد و پس از فوت وي برادرش « قاسم احمد چولا » رهبري جامعه مسلمانان سيام را دردست گرفت . وي همچنين به سمت سر پرستي اداره مسلمانان در آمد و به وزارت داد گستري نيز منصوب گرديد
در مجموع عليرغم مشكلات و مصائب فراوان نوادگان شيخ احمد نه تنها زنده مانده بلكه وجهه اجتماعي خود را نيز حفظ كردند. البته بخش عمده اي از خانواده شيخ احمد به بوديسم روي آوردند و تحت نام بوناك در دربار باقي ماندند
نوادگان شيعه مذهب شيخ احمد قمي , منصب رهبري جامعه مسلمانان سيام كه هم اكنون از آن به عنوان منصب شيخ الاسلامي ياد مي شود را برعهده داشتند و با درايت و مديريت صحيح خود همواره عامل وحدت در ميان مسلمانان و رشد و تقويت آنها بودند
سنگ مزار شيخ احمد از مرمر سفيد و به ارتفاع بيش از يك متر ساخته شده است كه همه روزه با گلهاي رنگارنگ تازه تزئين مي شود. در كنار سنگ قبر , گاه گاه عودي روشن مي شود كه به زيارت كنندگان غير مسلمان تعلق دارد