روزنامه جمهوري اسلامي 28/09/1384 صفحه سرمقاله
افشاي فساد لايه هاي دروني غرب


بسم الله الرحمن الرحيم
يكي ديگر از پيش بيني هاي امام خميني درحال تحقق است . فروپاشي شوروي , سقوط صدام , بيداري ملت هاي تحت ستم , قيام خودجوش ملت فلسطين و پيدايش تحولات عميق در كشورهائي كه حاكمان آنها وابسته به بيگانگان هستند , همگي از پيش بيني هاي امام خميني بودند كه به وقوع پيوستند و اكنون نوبت غرب است . امام , در تاريخ 11 ديماه 1367 در نامه تاريخي خود به گورباچف صدر هيئت رئيسه اتحاد جماهير شوروي سابق , نوشتند :
« امروز اگر ماركسيسم در روش هاي اقتصادي و اجتماعي به بن بست رسيده است , دنياي غرب هم در همين مسائل , البته به شكل ديگر و نيز در مسائل ديگر , گرفتار حادثه است » .
در موارد ديگر , امام خميني , فروپاشي اردوگاه غرب را با صراحت پيش بيني كردند و تا آنجا به پيش رفتند كه فرمودند : « ما درصدد خشكانيدن ريشه هاي فاسد صهيونيسم , سرمايه داري و كمونيسم در جهان هستيم , ما تصميم گرفته ايم به لطف و عنايت خداوند بزرگ نظام هائي را كه براين سه پايه استوار گرديده اند نابود كنيم و نظام اسلام رسول الله را در جهان استكبار ترويج نمائيم و دير يا زود ملت هاي دربند شاهد آن خواهند بود » (صحيفه امام جلد 21 صفحه 81 ) .
درباره رژيم صهيونيستي نيز امام خميني نكات و تعابير مهمي دارند كه « غده سرطاني » ناميدن اين رژيم از جمله آنهاست . اينكه « اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود » و اينكه اگر هر يك از مردم كشورهاي اسلامي يك سطل آب بريزند سيلي ميشود كه رژيم اسرائيل را با خود خواهد برد و اينكه اسرائيل فرزند نامشروع آمريكا و اروپاست كه آنرا در دامان مسلمانان قرار داده اند و خود را از شر اشرار صهيونيست رهانيدند و اين خود آنها هستند كه بايد اين وليده نامشروع را در دامان خود پرورش دهند و عوارض منفي آنرا تحمل نمايند , همگي از مطالب مهمي هستند كه ماهيت رژيم صهيونيستي و دستهاي پشت پرده و پديد آورنده اين رژيم غاصب و جنايتكار را ميشناساند و وجدان جهانيان را بيدار مي كند و راه حل اين معضل را انتقال اين غده سرطاني به پيكره خود غرب ميداند.
همين مطالب عميق بود كه متفكران غربي را برانگيخت و به آنها جرات و جسارت ابراز نظر درباره افسانه كوره هاي آدم سوزي (هولوكاست ) كه از جعليات صهيونيسم بين الملل است را داد و آنها يكي پس از ديگري در اين زمينه اظهارنظر كردند هر چند دچار عقوبت سخت نيز شدند. روژه گارودي , دانشمند معروف فرانسوي , در دهه هفتاد به جرم افسانه دانستن هولوكاست , محاكمه و محكوم شد ولي اين برخورد خشن و ضد حقوق بشري و ضد آزادي , مانع ادامه اين راه نشد و در سالهاي اخير افراد زيادي از دل اروپا و آمريكا و استراليا از اين سد شكسته عبور كردند و برخلاف ميل صهيونيست ها و عليرغم ممنوعيت ابراز مخالفت با هولوكاست , در اين زمينه ابراز نظر كردند و درباره اين افسانه صهيونيستي افشاگري نمودند.
علاوه بر روژه گارودي , در طول سالهاي دهه گذشته تا همين ماه گذشته , چندين دانشمند و مورخ اروپائي , آمريكائي و استراليائي همين مطالب را به زبان آوردند و نوشتند و البته عوارض آنرا نيز تحمل كردند.
ديويد ايرونيگ , مورخ انگليسي تازه ترين اظهارنظر كننده در اين مورد است كه به دليل انكار هولوكاست اكنون در اطريش محاكمه مي شود.
روبرفرسيون , استاد دانشگاه ليون فرانسه , دانشمند ديگري است كه به همين جرم تحت تعقيب قرار گرفت و چند بار مورد ضرب و شتم قرار گرفت و از دانشگاه اخراج شد.
يورگن گراف , دانشمند فرانسوي , بخاطر ابراز ترديد درباره هولوكاست مجبور شد به روسيه بگريزد تا از دستگيري و محاكمه و مجازات در امان بماند.
گرماررودولف , شيميدان آلماني بخاطر اظهارنظر منفي درباره هولوكاست از آلمان گريخت تا گرفتار محاكمه و مجازات نشود.
فردريك توبن , محقق استراليائي , به دليل انكار هولوكاست , شش ماه در آلمان زنداني شد.
ديويد يوك , سياستمدار آمريكائي , به همين دليل از آمريكا گريخت و اكنون در روسيه زندگي مي كند تا از محاكمه و مجازات به جرم اظهارنظر در امان بماند.
چند روز قبل نيز 10 نفر از مورخان , با مليت هاي اروپائي , آمريكائي , استراليائي و اردني با انتشار بيانيه اي از اظهارات دكتر احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران كه در يك مصاحبه در مكه مكرمه , ضمن افسانه خواندن كشتار يهوديان توسط هيتلر گفت اگر طبق آنچه اروپائي ها ميگويند اين كشتار اتفاق افتاده , خود آنها قطعه اي از خاك اروپا را در اختيار يهوديان قرار دهند تا اسرائيل را در آنجا تاسيس كنند , حمايت كردند و آنرا عين واقعيت دانستند و گفتند اين « پيام كريسمس از يك مسلمان شجاع است كه ترسي از صهيونيسم ندارد » . همين جمله نشان دهنده سيطره صهيونيسم بر اروپا و آمريكاست , سيطره اي كه بزرگترين و پرزرق و برق ترين ادعاي غربي ها يعني « آزادي بيان » را بشدت در محاق قرار داده و دروغ بودن پز دموكراسي و حقوق بشر در كشورهاي اروپائي و آمريكائي را برملا ساخته است .
جنبشي كه از يك دهه گذشته عليه هولوكاست در اروپا , آمريكا و استراليا شروع شده , جنبش نخبگان عليه سيطره صهيونيسم بر غرب است . اين جنبش ضمنا از فساد عميق لايه هاي دروني غرب خبر ميدهد , فسادي كه همچون خوره به جان نظام هاي حكومتي اروپا , آمريكا و استراليا افتاده و درحال تحليل بردن اين نظام هاست . اين وضعيت , بي ترديد دنياي غرب را , كه مظهر استعمار و استكبار است , به زودي دچار زوال خواهد كرد و اين چيزي است كه اكنون متفكران غربي نيز انتظار آنرا ميكشند و به عنوان يك واقعيت از آن سخن ميگويند , واقعيتي كه امام خميني حدود 20 سال قبل آنرا پيش بيني كرده بود.