
به مناسبت سالروز وحدت حوزه و دانشگاه
علي معصومي (وزوايي )
اختلاف افكني بين اقشار جامعه , به ويژه بين نخبگان , از
سياست هاي ديرين و مستمر استعمار است . اصل
اختلاف افكني از گذشته هاي دورتا به امروز بوده است و بعدا
نيز ادامه خواهد داشت , ولي موضوعات و مسائلي كه دستاويز
اختلاف مي شود , در هر زمان فرق مي كند و در هر دوره اي ,
استعمار به اقتضاي آن دوره موضوع و مساله اي را براي
اختلاف افكني علم مي نمايد.
يكي از مهم ترين زمينه هائي كه استعمار همواره براي
اختلاف در آن زمينه , سرمايه گذاري نموده است , حوزه و
دانشگاه مي باشد. از زماني كه دانشگاه در ايران شكل گرفت ,
سياست استعمار اين شد كه دانشگاه را در برابر حوزه هاي
علميه قرار دهد و از اول سدي بين اين دو نهاد علمي و
فرهنگي ايجاد نمايد.
جلوگيري از شناخت متقابل حوزه و دانشگاه از يكديگر ,
بالاتر از اين , بدبين كردن و دشمن نمودن اين دو نهاد نسبت به
يكديگر , از اهداف استعمارگران از ابتدا تا امروز بوده است .
يكي از راه هايي كه استعمار براي بدبين كردن و دشمن نمودن
حوزه و دانشگاه نسبت به يكديگر در پيش گرفت اين بود كه از
طريق عوامل خود , در بين حوزويان از دانشگاهيان و در بين
دانشگاهيان از حوزويان بد مي گفت . امام خميني درباره اين
شيوه استعمارگران , سخنان فراواني دارند و به دليل اهميت
شيوه مذكور در ايجاد اختلاف و دشمني بين حوزه و دانشگاه ,
بارها از آن گفته و به حوزويان و دانشگاهيان در اين باره هشدار
داده اند. به دو نمونه از سخنان امام خميني درباره بدگويي
استعمار و عوامل آن از دانشگاهيان در ميان حوزويان و از
حوزويان , نزد دانشگاهيان , توجه نمائيد :
عوامل استعمار به ما كه مي رسند مي گويند تيپ جوان و
تحصيلكرده و دانشجو فاسد شده اند , عقايد مذهبي و ملي خود
را از دست داده اند و سر به بيراهه نهاده اند و چشم و گوش
بسته , مقلد بيگانگانند , و به شما كه مي رسند مي گويند مراجع و
روحانيون خرافي و مرتجعند , و واقعيات زمان را درك
نمي كنند و متابعت از آنها سير قهقهرايي و عقبگرد است و
شرط تعالي و ترقي اين است كه از اين عناصر فناتيك و امل و
عقايدشان چشم بپوشيم و فاصله بگيريم ! ما و شما در اين بين
وظيفه داريم , علي رغم خواست و كوشش تفرقه جويان و
مستعمرين , روابط معنوي و فكري خود را عمقيتر نموده و در
هر حال تفاهم كنيم و متفقا با استفاده از تجارب و اطلاعات و
نيروي يكديگر , موجبات ثبات و عظمت و سعادت و ترقي و
تعالي خود را فراهم نماييم ...
شما جوانان تحصيلكرده , مردان آتيه و فردا و رجال و
شخصيتهاي آينده اجتماعيد , بايد بهوش و بيدار باشيد و با
تمامي عوامل عقب افتادگي و تفرق و ذلت ملتهاي خود مبارزه
كنيد(1 ) ...
جوانهاي ما را همچنان منقلب كرده بودند كه نسبت به
شما يك نحوه ديگر مي كردند , چنانچه شما هم نسبت به آنها
يك طور ديگر فكر مي كرديد و هر دو فكر , فكرهاي وارداتي
تبليغاتي بود. هم آن طوري كه دانشگاه درباره شماها فكر مي كرد
« يك مشت آخوند... » و هم اين طوري كه شما نسبت به
دانشگاه كه همچو به طور مطلق « يك دسته فكلي نمي دانم كذا »
اين هر دو تبليغات بود كه جدا كنند طبقه جواني كه بعدها بايد
مقدرات يك مملكت را در دست بگيرد از شما جدا كنند. اصلا
برنامه اين است كه شما را از طبقه فعال جوان جدا بكنند يعني
طبقه اي كه روشن هستند و مرجع امور خواهند شد و شما
را هم از آنها و آنها را هم از شما و دوقوه اي كه دو قوه مفكره
يك ملت هست , اينها را مقابل هم قرار بدهند تا كارهايشان همه
خنثي بشود , نه دانشگاهي بتواند كار خودش را انجام بدهد كار
صحيح و نه شما بتوانيد كار صحيح . شما را در مقابل هم قرار
بدهند و خودشان هر كاري مي خواهند بكنند و ما راجع به آن
قضاياي آنها بي تفاوت باشيم خودمان تو سر هم بزنيم . (2 )
از همان زمان كه امام خميني قيام شكوهمند خود را آغاز
كرد , يكي از مهم ترين برنامه هايش اين بود كه بين دانشگاهيان و
حوزويان وحدت و همدلي ايجاد كند , زيرا مي دانست بدون
ايجاد وحدت بين حوزه ودانشگاه , هرگز وحدت واقعي بين
اقشار مختلف ايجاد نخواهد شد و در نتيجه , پيروزي نيز به
دست نخواهد آمد. امام خميني همواره از حوزه و دانشگاه به
عنوان دو قدرت بزرگ جامعه ايران ياد مي كرد و اعتقاد داشت
كه اگر اين دو قشر با هم متحد شوند و با هم به راه صحيح
بروند , كل جامعه پيروز مي شود و كل جامعه قدم در راه صحيح
مي گذارد.

نه تنها امام خميني بنيانگذار و اولين طراح موضوع
وحدت حوزه و دانشگاه است بلكه از نظر گستردگي حوزه عمل
و از نظر ميزان تاثيرگذاري بر تحقق وحدت حوزه و دانشگاه
نيز در صدر قرار دارند و بزرگاني مثل شهيد آيت الله مفتح ,
شهيد مطهري و شهيد آيت الله بهشتي و شهيد باهنر و... همگي
شاگرداني از امام خميني بودند كه به منظور جامعه عمل
پوشاندن به افكار و انديشه هاي استاد و مراد و رهبر خود , به
ميان دانشگاه ها رفتند و از طريق ايجاد همدلي بين حوزويان و
دانشگاهيان , زمينه پيروزي انقلاب اسلامي فراهم كردند.
امام خميني براي تحقق وحدت حوزه و دانشگاه , چند
محور و چند اصل را همواره مورد تاكيد قرار مي داد. اصل و
محور اول اين بود كه پيوسته از عامل تفرقه (استعمار) و
تاريخچه آن سخن مي گفت و مخاطبان را كه حوزه و دانشگاه و
عموم ملت بودند , به خوبي آگاه مي كرد كه استعمار عامل تفرقه
حوزه ودانشگاه است و از زمان تشكيل دانشگاه , كوشش بر
اين بوده است كه بين حوزويان و دانشگاهيان كينه ايجاد شود.
اصل و محور دوم اين بود كه امام خميني همواره از نتايج بسيار
مهلك تفرقه حوزه و دانشگاه سخن مي گفت و بيان مي فرمود كه
استعمار بيشترين منفعت را از اختلاف حوزه و دانشگاه مي برد
و جامعه ايران نيز به خاطر اين اختلاف ضربه مهلك و جبران
ناپذير متحمل مي شود. امام خميني معتقد بود كه از دعواي
حوزه و دانشگاه نه تنها چيزي حاصل نمي شود , بلكه ثمره اين
دعوا را استعمارگران مي برند. ايشان دراين باره مي فرمود :
آنكه الان براي همه ما لازم است اين است كه تمام
توجه مان به اين باشد كه اين نهضت محفوظ باشد , تمام توجه
به اين باشد كه قشر دانشگاهي با قشر ـ عرض مي كنم كه ـ
مدارس قديمه اينها با هم جوش بخورند. يكي از كارهايي كه
اينهادر سالهاي طولاني كردند اين بود كه دانشگاهي كه يك
عضو مهمي در هر كشوري است , با روحانيت كه يك عضو
مهمي در كشور ماست اينها را از هم جدا كنند , اين را دشمن او
كنند او را دشمن اين با تبليغات , تبليغاتشان هم مع الاسف در
خود ماها در همه اثر كرده بود كه اين طايفه آن طايفه را قبول
نداشتند و احيانا لعن مي كردند , آن طايفه هم آن طايفه را همين
طور , اثرش اين بود كه نتيجه را ديگران مي گرفتند , ما دعوا
مي كرديم ديگران نتيجه مي بردند . (3 )
محور ديگري كه امام خميني همواره بر آن تاكيد داشته ,
اين بود كه از حوزويان و دانشگاهيان مي خواست كه احترام و
جايگاه يكديگر را بشناسند , همديگر را تحقير نكنند , به
يكديگر تهمت هايي كه ساخته اذهان استعمار و عوامل او
مي باشد , نزنند و...
واقعيت اين است كه نهضت امام خميني زماني تواست به
اوج شكوهمندي برسد كه امام خميني به اين وحدت بين حوزه
و دانشگاه توفيق يافت . امروز نيز استمرار شكوهمند انقلاب
اسلامي وابسته به اين است كه وحدت حوزه و دانشگاه نه تنها
دوام يابد بلكه هر روز رشته پيوند بين اين دو نهاد علمي و
فرهنگي كشور كه پديدآوردندگان قشر نخبه جامعه هستند ,
محكم تر شود.
ماخذ :
1 ـ صحيفه امام جلد دوم , ص 177
2 ـ همان , جلد 9 , ص 503 تا 513
3 ـ همان , جلد 7 , ص 402 تا 417
امام خميني : عوامل استعمار به ما كه مي رسند
مي گويند تيپ جوان و تحصيلكرده و دانشجو فاسد
شده اند , عقايد مذهبي و ملي خود را از دست
داده اند و سر به بيراهه نهاده اند و چشم وگوش
بسته , مقلد بيگانگانند , و به شما كه مي رسند
مي گويند مراجع و روحانيون خرافي و مرتجعند , و
واقعيات زمان را درك نمي كنند و متابعت از آنها
سير قهقهرايي و عقبگرد است و شرط تعالي و ترقي
اين است كه از اين عناصر فناتيك و امل و عقايدشان
چشم بپوشيم و فاصله بگيريم ! ما و شما در اين زمينه
وظيفه داريم , علي رغم خواست و كوشش تفرقه
جويان و مستعمرين , روابط معنوي و فكري خود را
عميقتر نموده و در هر حال تفاهم كنيم
امام خميني : آنكه الان براي همه ما لازم است
اين است كه تمام توجه مان به اين باشد كه اين نهضت
محفوظ باشد , تمام توجه به اين باشد كه قشر
دانشگاهي با قشر مدارس قديمه اينها باهم جوش
بخورند. يكي از كارهايي كه اينها در سالهاي
طولاني كردند اين بود كه دانشگاهي كه يك عضو
مهمي در هر كشوري است , يا روحانيت كه يك عضو
مهمي در كشور ماست , اينها را از هم جدا كردند ,
اين را دشمن او كردند و او را دشمن اين با تبليغات ,
تبليغاتشان هم مع الاسف در خود ماها در همه اثر
كرده بود كه اين طايفه آن طايفه را قبول نداشتند و
احيانا لعن مي كردند , آن طايفه هم آن طايفه را
همين طور , اثرش اين بود كه نتيجه را ديگران
مي گرفتند , ما دعوا مي كرديم ديگران نتيجه
مي بردند

|
حديث نور
|
شهيد « عراقي » برادر خوب و عزيز امام
1358,6,4
بدنبال شهادت مرحوم حاج مهدي عراقي و فرزندش توسط
ضدانقلابيون , امام خميني در بياناتي در جمع اعضاي خانواده شهيد عراقي
فرمودند : « من ايشان را حدود بيست سال است كه مي شناسم . مهدي عراقي
يك نفر نبود , او به تنهايي بيست نفر بود. حاج مهدي عراقي براي من برادر و
فرزند خوب وعزير من بود. شهادت ايشان براي من بسيار سنگين بود اما
آنچه مطلب را آسان مي كند آن است كه در راه خدا بود. شهادت او بر همه
مسلمين مبارك باشد. او مي بايست شهيد مي شد. براي او مردن در
رختخواب كوچك بود. »
مجازات خائنين
1358,6,6
بدنبال ادامه شرارت و جنايتهاي گروهي از سران حزب منحله دموكرات
در منطقه كردستان , پيامي از سوي امام خميني پيامي خطاب به ملت ايران
در رابطه با مجازات و بشدت عمل با خائنين به ملت و كشور اسلامي صادر
شد.
در اين پيام كه در 11 بند تنظيم شده است تاكيد شده است كه « در اسلام
نژاد , زبان , قوميت و ناحيه مطرح نيست تمام مسلمين ـ چه اهل سنت و چه
شيعي ـ برادر و برابر و همه برخوردار از همه مزايا و حقوق اسلامي هستند ,
از جمله جنايتهايي كه بدخواهان به اسلام مرتكب شده اند ايجاد اختلاف
بين برادران سني و شيعي است . »
همچنين در بخش ديگري از پيام دستور جلوگيري از نشريات مخالف
مصالح ملت و كشور داده شده است و اعلام كردند « دادستان هاي دادگاهها
موظفند كه بار ديگر رسيدگي به مطبوعات و حال نويسندگان آنهارا برعهده
گيرند و هريك از مطبوعات را كه توطئه گرو مخالف مصالح ملت و كشور
ندانستند , اجازه نشر دهند و از نشريات مخالف مصالح ملت و كشورجدا
جلوگيري كنند. »
ايشان در عين حال خواستار عدم دخالت وتعرض افراد غيرمسئول به
كتابفروشي ها ونشريات شدند و تهديد كردند « مردم به هيچ وجه حق ندارند
به كتابفروشي هاتعرض نمايند. در صورتي كه دادستان شهرستانها نشرياتي را
مضرانقلاب و مصلحت كشور تشخيص دادند موظف به جلوگيري هستند.
اشخاص غيرمسئول از دخالت در اين امور جدا خودداري كنند و الا مواخذه
مي شوند. »
دستور سركوب جنايتكاران
1358,6,6
به دنبال توطئه هاي وحشيانه ضدانقلابيون در كردستان وايجاد اختلاف
بين مردم منطقه از سوي امام خميني , حجت الاسلام حسين كرماني ماموريت
يافت تا جهت رفع مشكلات منطقه كردستان با همكاري مسئولان مربوطه
اقدام كند.
ايشان در اين نامه تاكيد كردند كه جنايتكاران منطقه كردستان و سران
آنها بايد سركوب شوند.

|
|