روزنامه جمهوري اسلامي 26/09/1384 صفحه سرمقاله
عراق ; حساسترين مقطع


بسم الله الرحمن الرحيم
با انجام انتخابات مجلس در عراق , كه روز پنجشنبه هفته گذشته به پايان رسيد , مردم اين كشور از يك گردنه دشوار ديگر نيز عبور كردند. اكنون مردم در انتظار شمارش آرا و اعلام نتايج آن هستند تا تكليف تصدي اموراجرائي كشورشان در 4 سال آينده نيز روشن شود .
آمريكا از مدتها قبل براي مهره چيني در مديريت اجرائي كشور عراق , برنامه هاي مشخص داشت . اياد علاوي , نخست وزير دوران انتقالي , مطلوب ترين فرد براي آمريكا جهت تصدي رياست دولت 4 ساله است اما به نظر نمي رسد اين مطلوب آمريكا حاصل شود. زيرا علاوي اكنون در عراق به منزله يك مهره سوخته است كه مردم از دوران تصدي او خاطرات تلخي در ذهن دارند. او در ظاهر به دليل شيعه بودن و اينكه نخست وزير بايد از شيعيان كه اكثريت را تشكيل ميدهند (و البته بعدها براساس قانون اساسي ) باشد مورد تاييد آمريكا قرار گرفت ولي , همانطور كه در عمل نشان داد , در باطن يكي از مهره هاي مورد نظر آمريكا بود و همه كارها را براساس خواست و اراده آمريكا انجام داد.
جنگ نجف و حمله به حرم مطهر اميرالمومنين عليه السلام , ويران ساختن فلوجه و سركوب شديد و قتل مردم اين شهر , كشتار فجيع مردم شهرك قائم در منطقه نزديك به مرز سوريه , كشتار مردم بصره , سركوب مردم شهرك صدر در بغداد , آدم ربائي ها و ترورهاي سازمان يافته و با دخالت آشكار بعضي از وزراي كابينه علاوي بويژه شعلان , وزير دفاع وي , و بسياري حوادث ناگوار ديگر از وقايع دوران نخست وزيري علاوي است . علاوه بر اينها , تلاش خود علاوي و چند تن از وزراي كابينه او براي متهم ساختن ايران و سوريه به دخالت در امور عراق , كه مانع بزرگي بر سر راه عادي سازي روابط اين دو همسايه عراق با اين كشور بود , نه تنها هيچ خدمتي به مردم عراق نبود بلكه زيان هاي زيادي به آنها وارد ساخت و دست اشغالگران آمريكائي را براي دخالت بيشتر در عراق باز گذاشت و بهانه اي شد براي ماندن هرچه بيشتر نظاميان آمريكائي و انگليسي در اين كشور با هدف پيگيري هرچه بيشتر اهداف استعماري در منطقه و چپاول نفت و ساير ثروتهاي مردم عراق .
تلاش براي مهره چيني هاي مورد نظر در راس و بدنه مديريت كشور نيز از اهداف ادامه اشغال عراق توسط آمريكائيهاست . هرچند آمريكا به دليل عملكرد جنايتكارانه اش عليه مردم عراق طي حدود سه سال بعد از اشغال اين كشور , اكنون نزد مردم كاملا منفور است , ولي دولتمردان آمريكائي بي اعتنا به نگاه و خواست مردم , اهداف خود را با بهره گيري از ابزارهائي كه در اختيار دارند دنبال مي كنند.
در ميان رجال سياسي مطرح عراق , هرچند افرادي انقلابي با برخورداري از معيارهاي منطبق با نياز امروز جامعه عراق وجود ندارند , ولي آمريكا حتي با افرادي كه فاقد اين معيارها هستند اما حاضر نيستند همچون اياد علاوي تسليم بي چون و چراي اراده اشغالگران باشند نيزموافق نيست . اين , خوي استعمارگران است كه همه جا در جستجوي افرادي كاملا مطيع , تسليم و سرسپرده هستند. به همين دليل , بعد از انتخابات مجلس , مرحله ديگري از تلاش هاي پيدا و پنهان در عرصه سياسي عراق جريان خواهد يافت كه به مهره چيني آمريكا در تشكيلات اجرائي كشور مربوط مي شود.
مديريت اجرائي عراق در اين مرحله كه براي مدت 4 سال برگزيده خواهد شد , از اهميت خاصي برخوردار است . زيرا اين مديريت اجرائي در واقع سنگ بناي تشكيلات اجرائي عراق نوين خواهد بود. قطعا آمريكا , انگليس و صهيونيسم بين المللي تلاش خواهند كرد در اين تشكيلات اجرائي نفوذ كنند و براي خود جاي پاهائي دست و پا نمايند تا بتوانند اهداف آينده خود در عراق را تحقق بخشند. بنابر اين , چگونگي شكل گيري تشكيلات اجرائي عراق در اين مرحله از اهميت خاصي برخوردار است و هر كس در اين مرحله بتواند اين تشكيلات را در اختيار بگيرد , آينده عراق دردست او خواهد بود.
همه تلاش ها بايد در اين مرحله مصروف مسلط شدن مردم عراق بر تشكيلات مديريتي كشورشان شود. هر قدر اراده مردم عراق بتواند سرنوشت تشكيلات مديريتي و اجرائي كشورشان را رقم بزند , خطر دخالت هاي بعدي بيگانگان به همان اندازه كاهش خواهد يافت . شايد هيچ خطري به اندازه خطر نفوذ صهيونيسم , آينده عراق را تهديد نكند. مهمترين هدف آمريكا و انگليس از ادامه اشغال عراق نيز تحكيم پايه هاي نفوذ صهيونيسم در عراق است , سرزميني كه فرات را در خود دارد و در چارچوب اهداف استراتژيك صهيونيست ها در منطقه خاورميانه از جايگاه حساسي برخوردار مي باشد.
درست به همين دليل است كه مقطع كنوني كه مقطع شكل گيري مديريت اجرائي عراق است , از حساسيت و اهميت بسياري برخوردار مي باشد و مردم عراق بويژه مرجعيت ديني , كه جايگاه رفيعي در ميان اين مردم دارد , بايد هوشيارتر از هميشه , پاسداري از منافع ملي را برعهده بگيرند.