قسمت بيست ودوم
طرح كشت قزوين
طرح كشت و صنعت قزوين , يكي از بزرگ ترين طرح هاي
كشاورزي است كه اسرائيلي ها نقش گسترده اي در راه اندازي و
اداره آن داشتند . شهريور 1341 (سپتامبر 1962 ) زمين لرزه
شديدي منطقه بوئين زهرا را در قزوين به شدت تكان داد كه
خرابي هاي بسياري به بار آورد وموجب مرگ بيش از
چهارده هزار نفر و ويراني كلي چهارده روستا شد. موشه دايان
وزير كشاورزي وقت اسرائيل چند روز پس از وقوع زلزله به
ايران آمد. وي قبل از انجام اين سفر , طي ملاقاتي با « تيموري »
در تل آويو و صرف نهار , پيشنهاد كمك براي خانه سازي و
روستاسازي را با روش هاي نوين كشاورزي در مناطق زلزله زده
مطرح كرد. وي در اين سفر به همراه حسن ارسنجاني وزير
كشاورزي وقت ايران از مناطق زلزله زده بازديد كرده , آمادگي
خود را براي همكاري در طرح تجديد بناي منطقه قزوين به
اطلاع شاه رساند. شاه و اطرافيانش پيشنهاد همكاري وي را
پذيرفتند و در 16 دي 6,1341 ژانويه 1963 قراردادي در اين
باره بين ايران و اسرائيل امضا شد.
پس از امدادرساني اوليه و بررسي دقيق خرابي ها , وزارت
كشاورزي ايران تصميم گرفت تا يك برنامه جامع بازسازي و
توسعه در منطقه زلزله زده قزوين را به مورد اجرا بگذارد. سال
بعد يك شركت اسرائيلي به نام تاهال (سازمان طراحي آب
اسرائيل ) در مناقصه مربوطه انتخاب شد و به عنوان پروژه
بعدي شروع به كار كرد. هنگامي كه لايحه قرارداد و پروژه
قزوين براي تصويب به مجلس سنا رفت , ذكري از همكاري
اسرائيل به ميان نيامد. اگرچه دكتر سجادي رئيس سنا از
مشاركت اسرائيلي ها در اين خصوص مطلع بود. يك گروه
كارشاسي اسرائيلي پيش از ارائه نظريات خود به سازمان
برنامه ايران , مدت شش ماه در منطقه قزوين به بررسي و
مطالعه پرداختند. سرپرستي گروه را مهندسي به نام « لواالياو »
برعهده داشت كه در توسعه منطقه لاچيش در اسرائيل مابين
« تل آويو » و « نقب » نقش مهمي ايفا كرده بود.
پروژه قزوين شامل چهار مرحله بود و اسرائيلي ها توانسته
بودند با نفوذ خود در واشنگتن , نظر بانك جهاني را براي
پرداخت بيست ميليون دلار وام براي اجراي طرح جلب كنند.
اسرائيلي ها , با ا ظهارخوشحالي از پيشرفت هاي خود در
پروژه قزوين سعي كردند تا با بهره برداري از آن در جهت ايجاد
يك سفارتخانه رسمي استفاده كنند. اظهارات « ديويد تورگمن »
دبير دوم هيئت نمايندگي اسرائيلي در ملاقات با « توماس
گرين » كارمند سياسي سفارت آمريكا در 22 دسامبر 1965
(يكم دي 1344 ) مبين اين واقعيت است :
« طرح مشاوره برنامه كشاورزي در منطقه قزوين خيلي
موفق بوده است و ما اميدواريم كه مانند آن بيشتر تاسيس
بشود. دوستي بين دو كشور خيلي مودت آميز مي باشد , ولي
هنوز تا حدودي جاهاي كليدي كمي وجود دارد , زيرا هنوز يك
سفارتخانه اسرائيلي كه به معناي يك سفارتخانه باشد , در
اينجا وجود ندارد ... » (1 )
البته علاوه بر سفارتخانه فعال اسرائيل در تهران , دفتر
پروژه قزوين كمتر از يك سفارتخانه نبود , زيرا اين دفتر داراي
شصت نفر كارمند و شبيه به يك سفارتخانه كامل بود . (2 )
اسرائيلي ها تحت پوشش پروژه قزوين افراد نفوذي و اطلاعاتي
خود رابه ايران اعزام مي كردند. سهراب سبحاني در كتاب
خود در اين باره مي نويسد :
« ...از بين افراد اصلي كارشناسان كه به ايران اعزام شدند ,
تعداد دوازده نفر عوامل اطلاعاتي اسرائيل بودند كه تحت
پوشش پروژه قزوين وارد ايران شدند كه در واقع در راديو
اهواز فعاليت داشتند و كار آنها , خنثي كردن تبليغات كشورهاي
عربي بود كه براي اقليت عرب ها در خوزستان برنامه پخش
مي كردند. »
شاه در دومين بازديد خود از دشت قزوين در سال 1974
آشكارا تحت تاثير پيشرفتي قرار گرفت كه در نتيجه مساعي
مشترك اسرائيلي ها و ايراني ها در عمران آن منطقه بعد از زلزله
1962 حاصل شده بود . وقتي رئيس سازمان عمران منطقه
دشت قزوين به شاه گزارش داد كه كارشناسان ايراني در
اسرائيل تعليم يافته اند , شاه جواب داد : « اين نتيجه استفاده از
تخصص اسرائيلي هاست » و هنگامي كه با هليكوپتر خود مجددا
از روي دشت پرواز كرد , به همراهان خود گفت : « اين است
آنچه من براي كشورم آرزو مي كنم . » (3 )
برخلاف خوشحالي زايدالوصف شاه از نتايج پروژه دشت
قزوين , برخي از نويسندگان معتقدند كه طرح مذكور , بيش از
آنچه براي ايران سود داشته , براي اسرائيلي ها سودمند بوده و
حتي قرارداد طرح دشت قزوين پيامدهاي زيانباري نيز براي
ايران دربرداشته است . نويسنده كتاب ايران و تحولات فلسطين
دراين باره مي نويسد :
« اين پروژه اهميت فوق العاده اي براي اسرائيلي ها داشت ,
اولا بزرگترين طرح كشاورزي بود كه تا آن زمان براي يك كشور
خارجي تهيه شده بود. ديگر اينكه تكميل اين طرح تنها يك
موفقيت فني و تكنولوژيكي به شمار نمي رفت , بلكه با درنظر
گرفتن نقشي كه دربالابردن پرستيژ اسرائيل در كشورهاي
آسيايي و افريقايي ايفا مي نمود , يك موفقيت سياسي پرارزش
محسوب مي گرديد. ديگر اينكه اين قرارداد امتياز مضاعفي
نسبت به ساير فعاليت هاي عمراني گذشته اسرائيل در ايران
داشت و آن اينكه اين قرارداد نخستين توافقي بود كه فيمابين
دو دولت به عمل مي آمد و مي توانست مقدمه و پيش درآمد
يك مرحله جديد در روابط دو كشور باشد كه از آن به بعد ,
روابط دوستانه به صورت علني تري ادامه يابد . (4 )
نويسنده كتاب « جهان زير سلطه صهيونيزم » ضمن اشاره
به نكات مهم قرارداد طرح دشت قزوين , پيامدهاي منفي ناشي
از قرارداد مزبور را به شرح زير عنوان مي كند :
« 1 ـ از لحاظ مالكيت , اين منطقه به تدريج در تصرف
سران نظامي و غيرنظامي درمي آمد.
2 ـ از لحاظ توليد , ملاك سود حداكثر در حداقل مدت بود
و نه يك توليد دائمي . نتيجه اين نحوه كشت كه در خوزستان
نيز عينا همين گونه معمول بود , فرسودگي و فرسايش سريع
خاك است .
3 ـ با حفر چاه هاي عميق و نيمه عميق , سطح آب هاي
زيرزميني را پايين برده و آثاري سخت زيانبار به جا گذارده
است . با حفر چاه هاي عميق , قنات هاي روستاهاي اين منطقه و
روستاهاي مجاور خشكيده و روستاييان از آب اندك خود نيز
به سود صاحبان سرمايه , محروم گرديدند.
4 ـ از لحاظ نوع توليد , دشت قزوين دنباله بخش
كشاورزي اسرائيل بود. اسرائيل مي خواست با توسعه وابستگي
كشاورزي ايران به آن كشور , وضع را غيرقابل برگشت
سازد . » (5 )
مطبوعات اسرائيلي از تمام فرصت هايي كه از ناحيه پروژه
قزوين به دست مي آمد , در راستاي منافع اسرائيلي تبليغ
مي كردند. مثلا روزي را كه شاه از دشت قزوين بازديد كرد ,
« روز اسرائيل » نام نهادند. روزنامه « عل هميشمار » نيز ضمن
درج مقاله اي با عنوان « قزوين , امپراطوري اسرائيلي در ايران »
نوشت كه كولوني اسرائيلي در قزوين دائما توسعه مي يابد , هم
اكنون شصت خانوار در آن زندگي مي كنند , فعاليت هاي
اجتماعي در آن بسيار توسعه يافته است , و علاوه بر دبستان و
كودكستان , باشگاه نيز دارند و از زماني كه اسرائيلي ها به قزوين
آمده اند , كرايه خانه در آنجا بالا رفته است . (6 )
هر چند پروژه قزوين به لحاظ اقتصادي نتايج قابل
توجهي را در برداشت , اما با در نظر گرفتن اين مسئله كه چنين
طرح ها و فعاليت هايي در مجموع سبب تقويت دشمنان ملت
مظلوم فلسطين مي شد , در منظر مردم با ايمان ايران و مسلمين
جهان , امري مذموم و ناپسند به شمار مي رفت .
4 ـ همكاري علمي , فني وآموزشي
يكي از عوامل نزديكي ايران به اسرائيل , بهره گيري از
تخصص اسرائيلي ها در امور مختلف , به ويژه امور آموزشي
بود . اين امر از اوايل دهه 40 شتاب بيشتري گرفت و بعضا
كارشناسان اسرائيلي به منظور تعليم و آموزش ايرانيان به ايران
سفر كردند. اما عمدتا كارآموزان ايراني بودند كه به اسرائيل
اعزام مي شدند و در آنجا تحت تاثيرات تبليغات آنها قرار
مي گرفتند. روزنامه « هاآرتص » چاپ اسرائيل در تاريخ
1964,2,9 در خصوص ورود اولين دسته از كارمندان ايراني
به اسرائيل نوشت :
« ايران عده اي از كارمندان عاليرتبه و اعضاي سازمان هاي
دولتي را براي كسب تخصص به اسرائيل خواهد فرستاد. افراد
مزبور ابتدا در دوره هايي كه جنبه تئوري دارد , شركت خواهند
نمود. قرار است اولين دسته كارمندان ايراني فردا وارد اسرائيل
شوند. اين دسته كه شامل سي تن مي باشد , به راهنمايي وزارت
خارجه , وزارت كشور و اداره مركزي شهرداري هاي اسرائيل
در رشته هاي مختلف اداري تخصص خواهند يافت . سخنرانان
و مربيان موسسات مختلف اسرائيلي , از جمله روساي بخش ها
و متخصصين رشته هاي گوناگون در اين دوره ها تدريس
خواهند كرد. اين سخنرانان اغلب بياناتشان به كمك مترجمين
ترجمه خواهد گرديد , زيرا تعداد كمي از شركت كنندگان دوره ها
با زبان ديگري غير از فارسي آشنايي دارند. آقاي زئوملبون ـ
دبيركل اداره مركزي شهرداري هاي اسرائيل ـ اخيرا براي
دسته بندي شركت كنندگان در دوره , از ايران بازديد نمود . » (7 )
البته قبل از اعزام اولين گروه كارمندان ايراني , دسته هاي
مختلف ديگري به ويژه در بخش كشاورزي از سال هاي 1341
به بعد , به اسرائيل اعزام شده بودند. يكي از مراكزي كه بخش
عمده اي از اعزام ها را به خود اختصاص مي داد , موسسه
خاكشناسي و حاصلخيزي خاك بود. فيروز مهدوي ـ رياست
موسسه ـ طي نامه اي در تاريخ 1354,3,27 به روحاني ـ وزير
كشاورزي ـ ضرورت استفاده از كارشناسان اسرائيلي را به
منظور تربيت كادر متخصص , مخصوصا در زمينه سيستم
آبياري تحت فشار , كه مورد توجه خاص شاه بود , يادآوري و
تقاضا كرد كه تنها مشكل مربوط به پرداخت مستقيم به دولت
اسرائيل را برطرف كند . (8 )
همكاري فني و علمي ايران و اسرائيل زماني به اوج خود
رسيد كه مقامات دو كشور مصمم شدند با تشكيل كميته هاي
ويژه , جنبه عيني بيشتري به آن ببخشند. اگرچه لزوم همكاري
در اين خصوص بيشتر از سوي ايران مطرح مي شد , اما
اسرائيلي ها فرصت هاي طلايي را مغتنم دانسته و بيشترين
بهره ها را در اثناي منافع اقتصادي و سياسي خود مي بردند.
شاه در سال 1354 دستور تشكيل كميته هاي مختلط
همكاري هاي فني و علمي بين كارشناسان ايران و اسرائيل را
صادر كرد. به منظور اجراي دستور شاه , رئيس اداره خاورميانه
وزارت امورخارجه اسرائيل به تهران آمد و قرار براين شد كه
كميته مشترك دائمي مركب از نمايندگان دو كشور , به منظور
بررسي و مطالعه جنبه هاي مختلف روابط دوكشور , از جمله
همكاري در زمينه هاي پزشكي , تحقيقات علمي , كشاورزي و
استفاه از انرژي هسته اي وخورشيدي تشكيل شود. هويداـ
نخست وزير وقت ـ نيز به وزارتخانه هاي مربوطه دستور داد تا
در انتقال اوامر , موضوع را پيگيري كرده و با طرف هاي
اسرائيلي ديدار و گفت وگو كنند. البته نخست وزير تاكيد كرد كه
اين مذاكرات بايد به طور كاملا محرمانه صورت گرفته و در
سطح مديركل انجام پذيرد و براي جلوگيري از بهره برداري
تبليغاتي , جلسات در تهران تشكيل شود . (9 )
دكتر شيخ الاسلام زاده ـ وزير مشاور و سرپرست وزارت
بهداري و وزارت رفاه اجتماعي ـ طي گزارشي به اميرعباس
هويدا , نتايج تشكيل كميته همكاري فني و بهداشتي بين
كارشناسان ايران و اسرائيل و موارد همكاري هاي دو كشور را
به شرح زير ارسال كرد :
« در تعقيب نامه شماره ,1222 م مورخ 1355,3,25
عنوان آقاي غفاري ـ مديركل دفتر اختصاصي آن جناب ـ در
مورد تشكيل كميته همكاري فني و بهداشتي بين كارشناسان
ايراني و اسرائيلي به استحضار عالي مي رساند : با اقداماتي كه
انجام گرفت , هيئت اسرائيلي در تاريخ جمعه 18 تيرماه 1355
به تهران وارد شدند و در روز شنبه 19 تيرماه به اتفاق آقايان
لوبراني ـ نماينده اسرائيل در تهران ـ ولوين ـ معاونشان ـ در
جلسه اي كه با حضور كارشناسان مسئول تشكيل گرديد ,
شركت نمودند و سپس از مراكز بهداشتي و درماني مربوط به
تهران بازديد و در تاريخ دوشنبه 21 تيرماه به شيراز
و پس از آگاهي ازنحوه اجراي برنامه هاي ] كردند [ عزيمت
بهداشتي و درماني به عنوان نمونه در آن استان در تاريخ سه
و در جلسه اي كه در ] كرده [ شنبه 22 تيرماه به تهران مراجعت
تاريخ چهارشنبه 23 تيرماه مجددا تشكيل شد , موارد همكاري
بهداشتي و درماني به شرح زير مورد بحث قرار گرفت :
1 ـ تاسيس يك مركز آموزشي و خدماتي چشم پزشكي در
بيمارستان طرفه تهران .
2 ـ تاسيس يك مركز آموزش بيماري هاي كليوي به منظور
تربيت نيروي انساني تخصصي و كمكي در زمينه بيماري هاي
كليه و مجاري ادرار و عمل دياليز.
3 ـ امكان همكاري در تربيت نيروي انساني لازم براي
خدمات اوليه بهداشتي در زمينه بيماري هاي واگير مانند سل ,
تراخم , جذام و بيمارهاي انگلي .
اقدامات فوق در برنامه هاي جامع وزارت بهداشت و
بهزيستي تلفيق خواهند شد. لذا پيشنهاد مي شود :
الف ) گروهي از متصديان برنامه ريزي بهداشت ايران از
برنامه ها وفعاليت هاي خدمات اوليه بهداشت و درماني كشور
اسرائيل بازديد نمايند تا چگونگي همكاري هاي بين دو كشور
را مورد مطالعه قرار دهند.
ب ) برنامه همكاري هاي دوجانبه ايران و اسرائيل براي
و تبادل ميسيون هاي ] شود [ اجراي موارد فوق , تنظيم
مطالعاتي و آموزشي براساس برنامه فوق به مرحله اجرا درآيد.
4 ـ چند نفر از مقامات درماني و بهداشتي ايران به منظور
تهيه و تنظيم پيشنهادات نهايي دوجانبه ايران و اسرائيل از
كشور اسرائيل , بازديد و برنامه ها و طرح هاي نهايي را تنظيم
نموده و نتيجه را به مقامات رسمي كشورهاي اسرائيل و ايران
تسليم خواهند نمود.
5 ـ در مورد چگونگي همكاري هاي فني و بهداشتي , هيئت
اسرائيلي پيشنهاداتي داشتند كه پس از بازديد كارشناسان
ايراني از كشور اسرائيل جزئيات برنامه هاي آنها مورد بررسي
قرار خواهد گرفت و طرح نهايي تنظيم خواهد شد. مراتب فوق
مورد موافقت هيئت اعزامي اسرائيل قرار گرفت ...
در صورتي كه برنامه هاي فوق الذكر مورد تصويب آن
جناب مي باشد , مراتب را امر به ابلاغ فرمايند تا پس از
مطالعات و بررسي هاي لازم , طرح اجرايي آن تهيه و تقديم
گردد . » (10 )
هادي هدايتي ـ وزير مشاور و معاون اجرايي نخست وزيرـ
موافقت هويدا را با تاكيد بر عدم ايجاد تبليغات و با هماهنگي
وزارت امور خارجه جهت اقدام اعلام داشت .
در ميان ديگر اسناد همكاري هاي علمي و آموزشي ايران و
اسرائيل , مواردي همچون استفاده از كارشناسان اسرائيلي در
امر « مبارزه و كنترل مگس » , « پيشنهاد فروش سگ هاي تربيت
شده به ارتش يا تعليم افراد براي آموزش سگ در ايران » , و
« ارسال فيلم هاي آموزشي از پيشرفت هاي كشاورزي اسرائيل و
نحوه كشت و پرورش ميوه در گرمخانه ها و دامداري ها و
آبياري قطره اي به ايران » مشاهده مي شود.
پاورقي :
1 ـ اسناد لانه جاسوسي آمريكا , ج 12 , ص 4968
2 ـ عبدالامير فولادزاده , همان , ص 260
3 ـ سهراب سبحاني , همان , ش 695 , مورخ 1376,11,30 ,
ص 8
4 ـ علي اكبر ولايتي , همان , صص 177 ـ .176
5 ـ جهان زير سلطه صهيونيزم , همان , صص 47 ـ 46
6 ـ علي اكبر ولايتي , همان , صص 177 ـ 176
7 ـ خاطرات جواد منصوري , همان , ص 103
8 ـ بايگاني اسناد وزارت امورخارجه سال 4 ـ 1353 , كارتن 8 ,
پرونده 11 ـ 25
9 ـ روابط ايران و اسرائيل به روايت اسناد نخست وزيري ,
همان , ص .28
10 ـ روابط ايران و اسرائيل به روايت اسناد نخست وزيري ,
همان , ص 142
دفتر پروژه كشاورزي اسرائيل در قزوين كمتر از
يك سفارتخانه نبود , زيرا با 60 كارمند اسرائيلي كه
12 نفر از آنها عناصر اطلاعاتي بودند , شبيه يك
سفارتخانه كامل اداره مي شد
مطبوعات ا سرائيلي با صراحت اعلام مي كردند
كه در دشت قزوين مشغول ايجاد يك كلوني
اسرائيلي هستند

|