بسم الله الرحمن الرحيم از حادثه سقوط هواپيماي باري و نظامي هركولس سي ـ 130 ارتش جمهوري اسلامي ايران در نزديكي فرودگاه مهرآباد و در شهرك مسكوني توحيد متعلق به نيروي هوايي , حدود يك هفته ميگذرد , شايد زمينه براي طرح بعضي نكات و سئوالات فراهم باشد. مقامات و مسئولان كشوري و لشكري هر يك به سهم خويش در مورد اين فاجعه تالم بار اظهار تاسف نموده و از ابراز همدردي با بازماندگان آن حادثه دريغ نكردند. دستگاه هاي مربوطه نيز به تصور اينكه با مقرر نمودن مبلغ 300 ميليون ريال بعنوان غرامت (البته از بيت المال ) بخشي از دين خود را به بازماندگان ادا نموده اند , به زعم خود تا اندازه اي نبود سرپرست خانواده را در دوران سخت اقتصادي كشور , مرتفع ساخته اند و چنانچه به اين موارد انتشار سيل پيام هاي تسليت مقامات و سران شماري از كشورهاي دوست و دشمن را نيز بيافزاييم , درمي يابيم كه در واقع تمام وظايفي كه پس از وقوع حادثه سقوط هواپيماي نظامي سي ـ 130 برعهده تصميم گيران بوده , به نحو احسن و بدون هيچ كم و كاستي انجام شده است . چنانكه پيداست تا اينجاي ماجرا همه چيز ختم به خير شد و تمام دستگاه هاي ذيربط دولتي , اجرايي و تبليغي و برگزاركننده مراسم تشييع همگي به وظيفه تعريف شده خود عمل نموده و با كمال احترام و برنامه ريزي دقيق , دين خويش را به قربانيان حادثه و بازماندگان آنان ادا كرده اند. اما قبل از سقوط هواپيما و وارد آمدن اين مصيبت براي ملت و بازماندگان حادثه چطور آيا دستگاه هاي مسئول مطابق با وظايف تعريف شده خود براي پيشگيري از اين دست حوادث تكراري كه مي رود در كشور ما به يك امر عادي تبديل شود , اقدام كرده اند از حالا به بعد چطور بعد از آنكه گرد و غبارهاي برخاسته از اين حادثه غمبار فرو نشست و تب ماجرا خوابيد , از اينجا به بعد چه خواهيم كرد اگر حس كنجكاوي و چراجويي ملت درباره علت اين حادثه دلخراش بپرسد , واقعا چه پاسخي وجود دارد فراموش نكنيم كه پاسخ هايي كه در گذشته پيرامون حوادث مشابه داده شده هرگز براي ملت هشيار و روشن ضمير قانع كننده نبوده است . اگرچه ممكن است درباره علت ها دوباره و سه باره نپرسند اما به خاطر داريم كه تك تك پاسخ هايي كه پيش از اين درباره حوادثي همچون سقوط پي درپي هواپيماهاي مسافري و نظامي ـ تصادم قطار در مسير نيشابور , مشهد ـ واژگون شدن قايق كودكان دبستاني در درياچه پارك شهر ـ صدها مورد حادثه جاده اي و.... ارائه شده هيچيك قانع كننده نبوده و در بايگاني ذهن ها سپرده شده و به محض پيش آمدن حادثه جديد , جان مي گيرند و تازه مي شوند. متاسفانه درباره حادثه سقوط هواپيماي نظامي سي ـ 130 توسط برخي مسئولان علت هايي مطرح شده كه بعضا بقدري فاقد منطق است كه به مزاح بيشتر شباهت دارد و در واقع به نوعي , ناچيز شمردن شعور مردم و بي حرمتي به آنان تلقي مي گردد. بعنوان مثال يك مقام عاليرتبه , دولت آمريكا را به علت آنكه به تعهدات خود در قبال قرارداد فروش هواپيماهاي مذكور پايبند نبود , مقصر قلمداد كرده است . اظهارات وي كه واشنگتن را بخاطر عدم تحويل قطعات يدكي مقصر وانمود مي سازد , بهت و تعجب كساني را كه به روابط بين الملل و عوامل حاكم بر روابط ميان دولت ها آشنايي دارند , سبب شده است . در اينكه امريكايي ها برخلاف مقررات حاكم بر تجارت بين المللي از ارائه قطعات يدكي خودداري كرده و مرتكب تخلف شده اند , ترديدي نيست اما اگر سوال شود چرا به هواپيمايي كه مشكل قطعات يدكي داشته , اجازه پرواز داده شده است , چه پاسخي خواهيم داشت رسانه هاي خارجي مي گويند اگر تخلف آمريكائيها به نقض تعهدات خود در ارتباط با قراردادهاي دوران قبل از انقلاب منحصر مي شود , دستگاه هاي مربوطه و مسئول كه با علم به نبود قطعات يدكي و علم به نقص فني , دهها غيرنظامي را با هواپيماي نظامي جابجا كرده اند , تخلفات متعددي را مرتكب شده اند و اگر رسانه هاي داخلي بگويند خصومت آمريكائيها با نظام جمهوري اسلامي , موضوع تازه و معماي حل نشده اي نيست و 27 سال از عمر اين خصومت مي گذرد اما در مقابل اين پرسش كه چرا عملكرد دستگاه هاي ذيربط بگونه اي است كه حاصل آن , مرگ شماري از هموطنان بوده , چه پاسخي وجود دارد چرا برخي ها براي فرار از مسئوليت به ادله اي متوسل مي شوند كه بار مسئوليت آنها را افزونتر مي سازد چرا برخي ها براي شعور ملت , ارزش و احترام قايل نيستند و انديشه و معرفت آنان را دستكم مي انگارند نبايد تصور كرد علت سكوت و احيانا بي تفاوتي مردم , عدم آگاهي و يا عدم وجود قوه تحليل قضايا است بلكه بايد علت اين سكوت را در پاسخگو نبودن دستگاه هاي تصميم ساز و تعلل مراجع قضايي جستجو نمود. ملت ما بارها شاهد وقوع حوادثي مشابه و يا كوچكتر از آن در كشورهاي ديگر بوده كه مسئوليت پذيري مقامات آن كشور گاهي دولت ها را تا مرز سقوط كشانده است اما در كشوري كه از تعاليم قرآن , پيامبر و ائمه بهره مي گيريم , ما از چنين احساس مسئوليتي بي بهره ايم . بنابراين بنظر مي رسد و لازم است يكبار براي هميشه با برخوردي حساب شده و عبرت آموز , به اين وضعيت خاتمه داده شود. پيرامون علل اين حادثه غم انگيز و تاسف بار , سئوالها بسيارند كه هر يك در جاي خود قابل تامل هستند اما انتظار مي رود با ريشه يابي علت ها و اتخاذ تصميمات جدي و بدون ملاحظه از وقوع حوادثي مشابه پيشگيري شود. بخشي از سئوالها كه در اين زمينه مطرح هستند , عبارتند از : 1 ـ مطابق با آنچه اعلام شده هواپيماي ساقط شده قرار بوده ساعت 7 صبح پرواز كند اما بدليل نقص فني با 6 ساعت تاخير آماده پرواز مي شود . اجازه پرواز به اين هواپيما چگونه و چرا صادر شده است 2 ـ گفته شده كه خلبان هواپيماي ساقط شده پس از حدود 8 دقيقه پرواز , بروز نقص فني در هواپيما را به اطلاع برج مراقبت مي رساند و اجازه بازگشت دريافت مي كند اما طي مدت 8 دقيقه اي كه بسوي فرودگاه , بازمي گشته هنوز باند براي فرود اضطراري آن آماده نبوده است . چرا 3 ـ مطابق آمار منتشره طي 22 سال گذشته 14 مورد سانحه هوايي و سقوط هواپيما در كشور ما ثبت شده است كه از اين تعداد شش مورد (40 درصد) به هواپيماهاي نظامي سي ـ 130 اختصاص دارد . آيا اين واقعيت ها هشدار دهنده نيستند 4 ـ در شرايطي كه « ساها » علاوه بر در اختيار داشتن شماري هواپيماي مسافربري , امكان استفاده از خدمات ساير شركت هاي هواپيمايي را داشته است , نقل و انتقال دهها غيرنظامي آنهم در وضعيت غيرجنگي و در زمان صلح با هواپيمايي كه صرفا براي ماموريت هاي نظامي تجهيز شده برخلاف عرف و قوانين بين المللي محسوب مي گردد. با توجه به اين نكته , چرا از اين هواپيما براي حمل مسافر استفاده شده است 5 ـ و به اين مجموعه ابهام ها اين سوال را بيافزاييم كه آيا در نقل و انتقال مقامات ـ سياستمداران و بازرگانان هم تاكنون از هواپيماي نظامي سي ـ 130 استفاده شده يا احيانا در آينده استفاده خواهد شد
مرتضي طلوع گر

|