محمد جواد مغنيه
انسان هيچ گاه نمي تواند از خود و تصوراتش جدا باشد ,
چنانكه نمي تواند آگاهي ها و ذهنيات خود را بدون خواسته ها و
جلوه هاي شخصيتش , به واقعيت مرتبط داند , مگر اينكه علم
بدون عالم و نقش بدون نقاشي و نوشته بدون نويسنده اي را
بيابد كه اين نيز ناممكن است .
بنابراين اگر به چيزي شناخت پيدا كرديم و از آن سخن
گفتيم , در واقع از فهم و تصور ذهني خود مطلبي گفته ايم كه گاه
مطابق واقع است و گاه مخالف , زيرا هيچ تلازمي ميان واقع امر
و ادراك بشر وجود ندارد.
عينيت و واقعيت , از انديشه انسان مستقل است , چنانكه
لازمه تلكر , وصول به شناخت واقعي نيست . گسترده و شمول
اين موضوع در همه جا جز پيامبران كه وحي الهي را دريافت
مي كنند و اولياي خدا كه علم به كتاب او دارند وجود دارد; چه
آنان معارف را بي واسطه از انبيا فرا مي گيرند. همچون امام
علي كه علمش عين واقع بوده وهرگز از آن جدا نمي گردد , به
اين گواه كه فرمود : « لوكشف الغطا ما ازددت يقينا » (اگر پرده
كنار رود چيزي به يقينم افزوده نگردد.) زيرا در اين صورت
حقيقت تازه اي نخواهد بود تا به علم و ايمان او اضافه شود.
كسي كه راهي مكه مي شود; پس از وصول , چيزي به آگاهي
او افزوده نمي گردد. فضل و دانش امام , نشان از اصل حقيقت
است بي آنكه در آن لغزش و خطايي راه يابد.
و كسي كه دانش او متكي به قرآن و روايات متواتر نبوي
است , پس از علمش يقيني و حقيقي است . از اين جهت در اين
بخش , از صفات وويژگيهاي امام با استناد به قرآن و احاديث
نبوي كه از طريق اهل سنت و شيعه وارد شده سخن به ميان
مي آوريم :
علي (ع ) برادر پيامبر
« ابن حجر هيثمي » كه از بزرگان اهل سنت است , درباره
اين « برادري » مي نويسد :
« پيامبر فرمود : علي بهترين برادران من است و حمزه
بهترين عموهايم » (1 )
در جاي ديگر آورده است : (2 )
« پيامبر به علي فرمود : تو در دنيا و آخرت برادر مني ... علي
از من و من از علي هستم . »
جمعي از مفسران نامي چون فخر رازي , ذيل آيه مباركه :
افمن كان علي بينه من ربه و يتلوه شاهد منه .
گويند : در تفسير كلمه « شاهد » وجوهي است كه يك وجه
آن منظور علي (ع ) است چنانكه سيوطي در « الدرالمنثور » و
طبري در « جامع البيان » نيز همين مطلب را ذكر
كرده اند . (3 )
صاحب نجواي علي
يا ايها الذين آمنوا اذا ناجيتم الرسول فقدموا بين يدي
نجويكم صدقه ذلك خير لكم و اطهر . (4 )
(اي كسانيكه ايمان آورده ايد; هرگاه خواستيد با پيغمبر
سخني را سري (زيرگوشي ) بگوييد براي اين كار بايد صدقه
بدهيد; اين براي شما بهتر و پاكيزه تر است )
اجماع مفسران اهل سنت و شيعه بر آن است كه كسي جز
امام علي به اين فرمان عمل نكرد و اين حكم بدان خاطر بود كه
مسلمانان با طرح سوال ها و مطالب خود بطور درگوشي ,
موجب خستگي و افسردگي خاطر مبارك حضرت شده بودند و
لذا پس از نزول اين آيه , تنها امام علي بود كه با پرداختن صدقه
مقرر , مطالب خود را به عرض حضرت مي رساند , بعدها آيه
نجوي نسخ شد. در اين زمينه امام مي فرمود : « هر گاه از پيامبر
مي پرسيدم , جوابم را مي داد و اگر ساكت مي شدم حضرت
شروع مي كرد »
پيشتاز امت
و السابقون السابقون اولئك المقربون (5 )
(آنان كه در ايمان بر همه پيشي گرفتند. آنان مقربان درگاه
حقند)
فضل بن روز بهان , كه از بزرگان اهل سنت است در كتاب
« ابطال الباطل » آورده است :
« در روايتي از اهل سنت آمده كه : « پيشتازان امتها سه كس
مي باشد : مومن آل فرعون , حبيب نجار و علي بن ابي طالب , و
بي شك علي در قبول اسلام از همه پيش است و داراي فضايلي
است كه بر هيچ كس پوشيده نيست . »
در صحاح سته اهل سنت آمده است : « طلحه بن شيبه بن
خود باليد و گفت : من به سرپرستي كعبه سزاوارترم چون
كليدش به دست من است . عباس گفت : من شايسته ترم چون
آب دادن آنجا كار من بود و امام علي فرمود : من پيش از همه
اسلام آوردم و بيش از همه جهاد كردم » و اين آيه برتر و
شايستگي امام را بر همگان اثبات مي كند كه خداوند فرمود :
اجعلتم سقايه الحاج و عماره المسجد الحرام , كمن آمن
بالله و اليوم الاخر و جاهد في سبيل الله لايستوون عندالله و
الله لا يهدي القوم الظالمين (6 )
(آيا سقايت حاجيان و تعمير كعبه را با مقام كسي كه به
خدا و روز قيامت ايمان آورده و در راه او جهاد كرده يكسان
مي دانيد هرگز اين دو نزد خدا برابر نخواهند بود و خداوند
ستمكاران را هدايت نمي كند)
صاحب گوشهاي شنوا و آگاه
و تعيها اذن واعيه . (7 )
(ليكن گوشهاي شنواي هوشمندان اين پند را خواهد
آموخت )
فضل بن روز بهان در كتاب « ابطال الباطل » از قول مفسران
اهل سنت نقل مي كند :
« هنگامي كه اين آيه نازل شد; پيامبر خدا به علي فرمود : از
خدا خواست كه آن راگوش تو قرار دهد و امام فرمود : از آن
زمان به بعد , هرگز چيزي را فراموش نكردم . و اين گواه حافظه
و علم و فضل اوست . »
و نيز در كتاب « ذخائر العقبي » (8 ) روايت شده كه رسول
خدا به علي فرمود :
« امر خيري از خدا طلب نكردم , مگر آنكه مانند آن را براي
تو , و از شري به خدا پناه نبردم مگر پناهي مثل آن را براي تو
خواستم »
بر عرش رقم خورده
هو الذي ايدك بنصره و بالمومنين (9 )
(خداست كه تو را بياريش و به همكاري مومنان , مويد
گردانيد.)
در كتاب « دلائل الصدق » مظفر از تفسير « الدر المنثور »
سيوطي از ابوهريره نقل است كه خداوند در حديث قدسي
فرمود :
انه مكتوب علي العرش « لااله الا الله » انا وحدي لاشريك
لي محمد عبدي و رسولي ايدته علي .
(بر عرش رقم خورده كه معبودي جز خداي يكتا نيست .
من يكتا و شريكي ندارم . محمد بنده و پيغمبر من است و او را
بياري علي مويد گردانيدم .)
بخشنده اموال
الذين ينفقون اموالهم باليل و النهار سرا و
علانيه (10 )
(آنانكه اموال خويش را بهنگام شب ودر روشنايي روز ,
پنهاني و آشكارا انفاق مي كنند.)
مفسران اهل سنت همچون فضل بن روز بهان مي گويند :
« اين آيه در شان و فضيلت علي نازل شد » همچنين ابن روز
بهان ذيل آيه كريمه :
افمن كان مومنا كمن كان فاسقا لايستوون . (11 )
(آيا آنانكه ايمان آورده اند با آنانكه فاسق گشته اند مساوي
نيستند !)
مي گويد : منظور از « مومنين » علي مي باشد.
صاحب « ذخائر العقبي » نزول دو آيه « افمن شرح الله
صدره للاسلام » (12 ) و « افمن وعدناه وعد حسنا فهو لاقيه » (13 )
را در شان علي و حمزه ذكر كرده و افزوده است كه معناي آيه
كريمه « سيجعل لهم الرحمان ودا » (14 ) اين است كه هيچ مومني
باقي نخواهد ماند , مگر در قلبش دوستي علي و اهل بيت
اوست , حافظ سفلي نيز اين حديث را نقل كرده است .
وارث قرآن
ثم اورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا (15 )
(آنگاه آنان را كه از بندگان خود برگزيديم وارث قرآن
گردانيديم .)
ابن روز بهان مي گويد : « علي از وارثان قرآن است , زيرا او
آگاه به حقايق كتاب است و اين بر علم و تعمق او در كتاب
دلالت مي كند »
راهنماي امت
انما انت منذر و لكل قوم هاد (16 )
پيامبر فرمود : (من انذار كننده ام و تو نيز رهپويان را هادي
و رهبر)
در كتاب « دلائل الصدق » آمده كه اين حديث را عينا
صاحب كنز العمال (17 ) نقل كرده و سيوطي در تفسيرروايي
خود يعني « الدر المنثور » چهار حديث در اين زمينه روايت
كرده است .
بازخواست از ولايت علي
وقفوهم انهم مسولون (18 )
(و باز داريدشان , از آنان بازخواست مي شود.)
ابن حجر هيثمي در الصواعق المحرقه , ذيل آيه چهارم از
آياتي كه در شان اهل بيت نازل شده , آورده است :
ديلمي از ابن سعيد نقل مي كند كه پيامبر فرمود : « از آنان
درباره ولايت علي بازخواست مي شود »
حسد ورزي نسبت به ائمه (ع )
ام يحسدون الناس علي ما آتيهم الله من فضله (19 )
(آيا حسد مي ورزند به مردم به آنچه كه خدا آنان را به
فضل خود برخوردار كرد )
ابن حجر از قول ابوالحسن مغازلي نقل مي كند كه امام
باقر(ع ) فرمود : « به خدا سوگند « مردم » در اين آيه ما
هستيم »
ولي مسلمانان
انما وليكم الله و رسوله والذين امنوا الذين يقيمون
الصلوه و يوتون الزكوه و هم راكعون (20 )
(همان ولي و سرپرست شما خدا و رسول او و مومنان
هستند , آنانكه نماز مي گزارند و زكات را ادا و دائم در حال
ركوعند)
در تمام تفاسير و نيز در صحاح ششگانه كه شش كتاب
معتبر نزد اهل سنت است ; آمده كه اين آيه در شان علي (ع )
نازل شده است هنگامي كه در ركوع و آن هم در حضور جمعي
از صحابه به فقيري انگشتر خود راداد.
ناگفته نماند كه آيات ديگري نيز در شان علي (ع ) و اهل
بيتش نازل شده كه شهرت آنها ما را از استشهاد به گفته هاي
بزرگان بي نياز مي كند از جمله آنها مي تواند آيات ذيل را ذكر
كرد :
1 ـ آيه تطهير :
انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم
تطهيرا (21 )
(همانان خداوند اراده نموده است كه پليدي را از شما اهل
بيت دور سازد و پاك و مطهرتان گرداند)
2 ـ آيه مودت :
قل لا اسلكم عليه اجرا الا الموده في القربي (22 )
« بگو اي پيغمبر , من در تبليغ خود از شما پاداشي نمي خواهم
جز دوستي خويشاوندانم .)
3 ـ آيات سوره انسان
و يطعمون الطعام علي حبه مسكينا و يتيما و
اسيرا(23 )
(مسكين و يتيم و اسير را براي جلب محبت و رضاي خدا
اطعام مي كنند)
اين آيات مشتي از خروار و اندكي از بسيار است . در كتاب
« الصواعق المحرقه » به نقل از ابن عباس آمده كه وي چنين
درباره امام علي (ع ) گفته است : (24 )
« آيه اي در قرآن نيست مگر آنكه علي مصداق بارز آن
است . خداوند ياران پيامبر را در جاهاي بسيار مورد سرزنش
قرار داده است ليكن درباره علي جز خير و نيكي ياد نكرده
است . »
در ادامه آن « ابن عساكره » مي گويد :
« درباره هيچ كس به اندازه علي در قرآن آيه نازل نشده
است , تا آنجا كه آيات نازله در شان او به سيصد مي رسد »
يادآوري مي شود , اگر كسي جوياي مطالب بيشتري در اين
زمينه است و مي خواهد تا از آنچه اهل سنت درباره امام گفته و
يا روايت كرده آگاه گردد; به جلد سوم كتاب « دلائل الصدق »
مراجعه كند چه آنكه در آن آيات آورده شده و اقوال آن مستند
به « صحاح سته » اهل سنت و ديگر منابع و مراجع معتبر نزد
آنهاست . بر فرض آنكه هيچ آيه اي در شان امام نازل نشده
باشد; اما آنچه در مدح و ستايش نيكوكاران و مومنان در قرآن
آمده , بي شك علي (ع ) از مصاديق آشكار و روشن آن است ,
زيرا كه او در تمام فضائل و شايستگيها , مقام نخست را احراز
نموده .
ليكن آنچه به حيرت و شگفتي من افزود و در نوع خود
پديده اي كم نظير و موجب كنجكاوي من در تحقيق و بررسي
اين موضوع شد; آن بود كه ابن حجر هيثمي صاحب الصواعق
المحرقه و جمع بيشماري از شيوخ و بزرگان و سرامدان اهل
سنت , با آنكه به يكايك فضائل و محاسن امام اذعان دارند
ليكن از مرز انصاف و عدالت گذشته و نسبتهاي ناروايي چون
بدعت و گمراهي , به شيعه اماميه مي دهند. اينك به ذكر
نمونه اي از اين بي عدالتي و سرسختي ناشايست اكتفا مي كنيم :
« فضل بن روز بهان در كتاب « ابطال الباطل » نوشته است :
« تمام فضايل ومناقبي كه شيعه درباره علي بن ابي طالب بيان
كرده است ما نيز آن رامي پذيرم , زيرا فضايل اهل بيت بيشمار
است و منكر آن همچون منكر نور ماه و خورشيد است » اما در
همين كتاب مي نويسد : « همه كتابهاي شيعه از بافته هاي يك فرد
يهودي است كه قصدي جز ويران سازي اساس اسلام نداشت
و مطالب خود را به وديعه نزد امام جعفرصادق گذاشت !! و پس
از مرگ وي مردم مي دانستند كه همه از گفته هاي او بوده
است » !!
گمان مي كرديم كه مثل معروف « آنقدر دروغ بگو تا تو را
تصديق كنند » از ساخته ها و پرداخته هاي غربيها و
استعمارگران است , غافل از آنكه اين داستان , قديمي است و
چه بسا , اين گفته را غربيها از شرق و از امثال ابن روز بهان
همراه با نقل فلسفه و تمدن اسلامي به غرب ,
فراگرفته اند.
ياران و شاگردان امام جعفر صادق (ع ) بطور مستقيم و
شفاهي , احاديث را نقل كردند. راويان مي گويند : « از امام سوال
كردم و يا امام فلان حديث را فرمود » و هيچ شيعه اي ادعا نكرده
كه پس از وفات حضرت نوشته و يا كتابي نزد ايشان يافته است
و اكنون دهها كتاب در زمينه فقه و حديث و تفسير توسط
دانشمندان اماميه تاليف و گرد آمده است .
اين گفته را صدها سال است كه مزدبگيران قلم زن , به
قصدنيرنگ و تفرقه گفته اند; و كساني چون احمد امين و
همدستانش نيز در گذشته آن را از روي جهل و يا عمد نقل و
پس از او قلم بدستاني چون : خليل جر و پدر حنا فاخوري دو
اديب لبناني كه در عصر فشا بسر مي بردند , در كتاب « تاريخ
فلسفه عربي » نقل كرده اند . (25 )
و از همه عجيبتر آنكه , همه چيز در دنيا در حال تغيير و
تحول است , جز دروغ بستن و نسبت ناروا وارد كردن به مذهب
شيعه . و از دير زمان عالمي ناصالح يا فقيهي ناشايست , نوشت
كه شيعه و اماميه در مورد علي غلو مي كنند و دين و مذهب خود
را از « ابن سباي يهودي » دريافته اند. تير افترا رها شد و راه
تفرقه و گمراهي ديگران گشوده . اكنون به داستان اين افترا و
علت آن اشاره مي كنيم :
شيعيان بخاطر خلوص ديني خود بر حاكمان ظالم
شوريدند و هماره به صفاتي ناشايست همچون زنديق و
بي دين , خوانده مي شدند; چرا كه هرگز به آنان ايمان نياوردند.
چنانكه در اين دوران نيز سردمداران كفر ومزدوران استكبار ,
نيروي مردمي و آزاديبخش را به خرابكار و تروريست متهم
مي كنند و از سوي ديگر , از جانب روزنامه ها و مجلات مزدور
حمايت و رقباي سياسي خود را با نارواترين نسبتها براي
رسيدن به اهداف شوم و پليد خود , متهم مي سازند و همه بدين
خاطر است كه اكنون عصر ظهور و درخشش آزادي و اوج
فرهنگ و تمدن است !
و جاي شگفت نيست كه در عصر تاريكي , كتابهايي عليه
شيعه تاليف شود. آن زمان چنان كردند و اكنون چنين . قلم
بمزدان خون آشام , دين و فطرت خود را فروختند تا بر نيكان و
صالحان افترا بندند اما سيماي ناپاك خريدار و فروشنده در
كذب و تزوير بر كسي پوشيده نيست . و عجيب است كه كسي
اخيرا كتاب « السلف الصالح » را مي نويسد و از طرف فرد
ديگري مورد تقديس و تكريم و ستايش قرار مي گيرد بي آنكه
آن را بررسي و تحقيق كرده باشد و سپس از آن به عنوان يك
شيوه و ديدگاه دفاع و چون وحي منزل , آن را حرف به حرف
نقل مي كند!
يكي دانشمند منصف و حق دوست كسي است كه اگر از
عقايد فرقه اي سخن مي گويد با استناد به كتابها و منابع مورد
وثوق و اطمينان آن فرقه اظهار نظر كند ليكن اگر وي از
مخالفين آن فرقه بخصوص مخالفين در عقيده و مذهب ,
مطلبي را نقل و بدان استشهاد نمايد درست مانند آن است كه
به مجرد طرح دعوا , قاضي پيش از اقامه بينه ودليل محكمه
پسند. حكم عليه فرد مورد اتهام نمايد.
و اتفاقا نويسنده هرگاه افترا و تهمت و نسبت ناروايي را
در لابلاي كتب ملاحظه نمود به ياد داستان معروف « سيبويه »
افتاد كه : « روزي گروهي از بزرگان و سرامداران علم نحو در
كوفه گرد وي آمدند و به مناظره با او در زمينه قواعد نحوي
نشستند. گفتگو و مباحثه ميان آنها به درازا كشيد و هر چه
سيبويه كوشيد نتوانست آنان را قانع سازد. كسي از وي پرسيد :
تو با اين توان و تسلط خود , چرا تاكنون از اقناع آنان عاجز
مانده اي در پاسخ گفت : من بر پايه و اصول و قواعد نحوي
عرب با آنها سخن مي گويم ولي آنان براساس مذهب نحوي
مورد قبول خود » يعني سيبويه مطابق معيارهاي منطقي و اصول
مورد پذيرش عرب مناظره مي كرد اما آنها بدون پشتوانه نحوي
حرف خود را مي زدند.
پاورقي :
1 ـ الصواعق المحرقه , ص .122
2 ـ همان , ص 120
3 ـ ر . ك : دلائل الصدق , .160,3
4 ـ مجادله : .12
5 ـ الواقعه : 11 و 10
6 ـ توبه : .19
7 ـ حاقه : 12
8 ـ ص : .61
9 ـ انفال : 62
10 ـ بقره : .274
11 ـ سجده : 18
12 ـ زمر : 22
13 ـ قصص : 61
14 ـ مريم : 96
15 ـ فاطر : 32
16 ـ رعد : 7
17 ـ157,6
18 ـ صافات : 24
19 ـ نسا : 54
20 ـ مائده : 55
21 ـ احزاب : 33
22 ـ شوري : 23
23 ـ انسان : 8
24 ـ ص : .125
25 ـ در اين كتاب نسبتهاي ناروا به شيعه بسياراست .
به نقل از كتاب امامت علي (ع ) در آينه عقل و قرآن

|
ارتباط ناشناخته
|
قسمت بيستم
روند نامتعادل تجارت خارجي تا پيروزي انقلاب اسلامي
ايران ادامه داشت . مرتضي مرتضيايي رئيس نمايندگي ايران در
تل آويو در بخش بخش امور اقتصادي گزارش ساليانه خود در
سال 1356 , به تلاش بي وقفه اعضاي سفارت ايران براي
مذاكره با صاحبان صنايع و بازرگاني اسرائيل به منظور افزايش
صادرات ايران به آن كشور اشاره مي كند. بديهي است كه اين
تلاش ها به منظور كاهش فاصله چشمگير و نامتعادل تجارت با
اسرائيل صورت مي گرفته است . اما بر مبناي اين گزارش و با
وجود فعاليت اعضاي سفارت , به هيچ وجه تعادلي در تجارت
خارجي ايران با اسرائيل ايجاد نشده :
« طبق آمار رسمي منتشره از طرف دولت اسرائيل ,
صادرات اين كشور به ايران طي سال 1976 متجاوز از 92
ميليون دلار و واردات اسرائيل از ايران طي همان سال فقط
4,4 ميليون دلار بوده است . » (1 )
البته در برخي از منابع , ميزان تجارت ايران و اسرائيل
خيلي بيش از اين ارقام , ذكر شده است . به عنوان نمونه , در
يكي از منابع موجود آمده است : « روابط تجاري ايران و
اسرائيل ساليانه بالغ بر چهار صد ميليون دلار بود . » (2 ) باتوجه
به شيوه هاي مختلف ورود كالا به ايران شكل محرمانه آنها , اين
رقم را نمي توان مردود دانست .
تحولات انقلاب اسلامي روز به روز سبب ركود صادرات
اسرائيل به ايران مي شد و خسارت هاي ناشي از اين تغييرات
براي كساني كه سال ها از اين طريق بهره هاي فراواني را به دست
آورده بودند , باور نكردني و سخت و ناگوار بود.
3 ـ همكاري در بخش كشاورزي
بخش كشاورزي قسمت مهمي از روابط ايران و اسرائيل را
در امور اقتصادي به خود اختصاص داد. اسرائيل پس از
دستيابي به رشد سريع كشاورزي توانست در زمينه توليد
محصولات كشاورزي , علاوه بر نياز خود بخشي از محصولات
را نيز به خارج صادر كند. عباس صيقل ـ مامور رسيدگي به
امور اتباع ايران در فلسطين ـ طي گزارشي در تاريخ
1328,10,25 به وزارت امور خارجه , ضمن تمجيد از
پيشرفت هاي اسرائيلي در بخش كشاورزي از مقامات ايران
تقاضا كرد تا تعدادي از افراد را براي فراگيري تجربيات به
اسرائيل اعزام دارند. در اين گزارش آمده است :
« قوم يهود كه اينك حكومت اسرائيل را در مساحت سه
ربع از خاك فلسطين تشكيل داده اند , از شصت سال قبل كه
شروع به مهاجرت به فلسطين نمودند , تمام هم و غم خود را به
توسعه كشاورزي كه مي گويند حرفه آبا و اجدادي آنهاست ,
مصروف داشته و در نتيجه , امروز كشاورزي در اين كشور
طوري پيشرفت نموده كه به هيچ وجه با كشورهاي مجاور طرف
قياس نيست . تنها موسسه عظيمي كه در نزديكي تل آويو در
شهر موسوم به رحووت از چندين سال قبل تاسيس شده و
براي شناخت آفات نباتي است , شايد در كليه ممالك شرق
نزديك وجود نداشته باشد و طوري موضوع كشاورزي اين
كشور پيشرفت نموده كه كشورهاي ديگر از اينجا متخصص
فلاحتي استخدام مي كنند. با اين وصف , گزارش اطلاعات لازم
در باب كشاورزي اين كشور داستان « مثنوي هفتاد من كاغذ
شود » خواهد بود. به نظر بنده , چند نفري را براي مدت چند
ماه براي فراگرفتن اين تجربيات به اينجا اعزام فرمايند. »
به نظر مي رسد يكي از اهداف اصلي صيقل از ارسال چنين
گزارشي , زمينه سازي براي شناسايي اسرائيل از سوي دولت
ايران بود كه اين امر حدود دو ماه بعد از سوي دولت ساعد
انجام پذيرفت . در يكي از اسناد موجود در بايگاني اسناد
وزارت امور خارجه , وزير كشاورزي ايران طي نامه اي به وزير
امور خارجه , نگراني خود را راجع به ورود پرتقال هاي آفت
دار خطرناك اسرائيل به ايران اعلام مي داد و تقاضا مي كند كه
نماينده ايران در اسرائيل با مقامات آن دولت , مذاكره كرده و
موانع را برطرف سازد. رضا صفي نيا نماينده فوق العاده ايران
در تل آويو پس از بررسي موضوع , نتيجه مذاكرات خود با
مقامات مسئول دولت اسرائيل طي نامه اي به تاريخ
1329,12,20 به وزارت امور خارجه گزارش كرد . (45 ) تبادل
اين نامه ها , بيانگر آن است كه از همان ماه هاي اوليه پس از
شناسايي موقت دولت اسرائيل از سوي ايران , در بخش
محصولات كشاورزي هم با اسرائيل همكاري وجود داشته
است .
شاه ايران تحت تاثير پيشرفت هاي سريع اسرائيل قرار
گرفته بود و معتقد بود كه فن آوري و تخصص اسرائيل مي تواند
در ايران به كار گرفته شود . (3 ) بر همين اساس , همكاري ايران و
اسرائيل در زمينه كشاورزي از اوايل دهه چهل گسترش يافت و
سفرهاي مقامات دو كشور در اين بخش و اعزام كارشناسان
امور كشاورزي افزايش پيدا كرد. حسين فردوست در كتاب
خاطرات خود در اين باره مي گويد :
« ... در سال 1340 وزارت كشاورزي اسرائيل از وزير
كشاورزي ايران دعوت كرد كه هيئتي را براي بازديد از
تاسيسات زراعي و آبياري اسرائيل اعزام دارد. وزير كشاورزي
هيئتي را تعيين نمود و من نيز از شعبه 2 دفتر ويژه اطلاعات ,
افسري را اعزام داشتم . افسر مزبور پس از بازگشت هر روز
قسمتي از گزارش خود را مي فرستاد تا بررسي كنم .
پيشرفت هاي اسرائيل در زمينه كشاورزي و آبياري شگفت
انگيز بود... »
وي در ادامه , از طرح سيستم آبياري اسرائيلي و صرفه
جويي در آب , و هدر رفتن آب در ايران از نگاه متخصص
اسرائيلي چنين بيان مي دارد :
براي صرفه جويي در آب در زراعت از سيستم آبياري
باراني و در باغات از سيستم آبياري قطره اي استفاده مي شد.
در مزارع و باغات دستگاه هاي متعدد حرارت سنج و رطوبت
سنج قرار داشت و هر زارع يا باغدار موظف بود مرتب ميزان
رطوبت در لايه سي سانتي زمين را ببيند تا آب بيش از حد لازم
و كمتر داده نشود. بنابراين در اسرائيل مسئله اي به نام هدر
رفتن آب وجود نداشت ... يك متخصص آبياري از اسرائيل به
ايران آمد و از چند استان بازديد نمود. او به من گفت كه ايران
به هيچ وجه جز كشورهاي كم آب دنيا نيست و اگر ما چند
رودخانه كردستان را داشتيم , آبادترين كشور جهان بوديم . او
گفت كه درايران از آب هاي موجود , به خصوص رودخانه ها و
چشمه ها بسيار كم استفاده مي شود و آن مقداري نيز كه مورد
استفاده قرار مي گيرد , بيش از پنجاه درصد آن , يا بخار مي شود
و يا به زمين فرو مي رود. وي به شدت با سيستم كرتي آبياري
مخالف بود و آن را عامل اصلي هرز رفتن آب ايران
مي دانست . » (4 )
ديويد ليليانتال ـ سرمايه داري يهودي صهيونيست و
صاحب كارخانه هاي رامبلر , آريا , شاهين و جيپ و آهوي
بيابان و ... ـ در سال 1335 براي اولين بار دعوتنامه اي از شاه
دريافت كرد تا از كشور ديدن كرده و در صورت امكان به
آباداني آن كمك كند. وي پس از پذيرش دعوتنامه و سفر به
ايران گفت :
« با حمله مغول ها , شبكه هاي آبياري و قنوات ويران شد.
اكنون اين به عهده ماست كه نه تنها نظام آبياري را بار ديگر در
آن كشور (ايران ) برقرار سازيم , بلكه كارشناسان ايراني را به
نحوي تربيت كنيم كه بتوانند از زمين هاي قابل كشت , حداكثر
استفاده را به عمل آورند » (5 )
اظهارات وي به گونه اي است كه گويي ايران را سرزمين و
ملك خود مي پندارد. همين شخص در سفرهاي بعدي خد به
ايران در تمجيد و ستايش از شاه اظهار داشت :
« هيچ رهبري همچون شاهنشاه در انديشه ملتش نيست . در
ايران وفاداري عظيمي نسبت به شاهنشاه وجود دارد. بيشتر
انتقادهايي كه از شاهنشاه ايران مي شود , از سوي افرادي به
عمل مي آيد كه رشد و آبداني عظيمي را كه ايران طي دو دهه
گذشته شاهد آن بوده است , مشاهده نكرده اند ... » (6 )
دولت اسرائيل مي كوشيد تا در اصلاحات ارضي كه شاه
ايران تبليغات وسيعي پيرامون آن انجام داده بود , نقشي
تاثيرگذار داشته باشد. به همين منظور , همواره از مجريان و
كارشناسان ايراني طرح براي سفر به اسرائيل و كسب
آموزشهاي لازم و در نهايت , الگوپذيري از سيستم كشاورزي
اسرائيل دعوت مي كرد كه نمونه اي از آن در گزارش ابراهيم
تيموري ـ رئيس نمايندگي ايران در تل آويو ـ به وزارت امور
خارجه در تاريخ 1342,5,6 چنين انعكاس يافته
است :
« روز 1342,4,21 هفده نفر از روساي سازمان هاي
اصلاحات ارضي وزارت كشاورزي مناطق مختلف كشور به
سرپرستي آقاي مهندس ابوالقاسم دهبد ـ معاون سازمان
اصلاحات ارضي ـ بنا به دعوت اسرائيل براي ديدن يك دوره
يك ماهه وارد تل آويو شدند. ضمنا به طوري كه از وزارت امور
خارجه اسرائيل اطلاع مي دهند , روز چهاردهم مرداد 1342
آقاي مهندس اصفيا ـ مدير عامل سازمان برنامه ـ براي مدت
پنج روز به اسرائيل خواهند آمد . » (7 )
اسرائيل علاوه بر فعاليت در زمينه كشاورزي , در ارتباط با
دامپروري نيز تبادلاتي با ايران داشت . از سال 1339
ش 1960, م گاوهاي اسرائيلي از طريق هوايي به ايران صادر
مي شدند. تعداد صادرات گاو در طي شش سال , يعني تا سال
1966,1345 به هزار راس رسيد كه از اين تعداد , 450 راس
در سال 1344 صادر شدند و به علت تقاضاي ايران , صادرات
گاو اسرائيل به ايران همچنان رو به افزايش بود. در نوروز سال
1351 هيئت اقتصادي ايران شامل هاشم نراقي , سرتيپ علوي
كيا سپه پور براي خريد 1500 راس گاو به اسرائيل رفتند . (8 )
در پيوست گزارش محرمانه مورخ 1342,10,15
منوچهر پيشوا ـ رئيس نمايندگي ايران در تل آويو ـ به وزارت
امور خارجه , نقل قولي از يكي از كارشناسان اسرائيلي در امور
گاوداري كه به منظور بررسي امكانات جديد صدور گاو به
ايران از شهرهاي آبادان , شيراز و اصفهان بازديد كرده و در
جرايد اسرائيل اظهاراتي داشته بود , آمد كه بخشي از آن چنين
است :
بر حسب دعوت دوستان در ايران به آن كشور مسافرت
كردم تا امكانات جديد صدور گاو را به آن كشور مطالعه
نمايم .... نتايج حاصله (از صدور گاو به ايران در گذشته ) كاملا
رضايت بخش بوده است و اين امر بيشتر در اثر راهنمايي
(هايي ) كه در مورد ايجاد ساختمان ها , تغذيه گاوها و تاسيس
بنگاه هاي لبنيات به خريداران داده اند , حاصل گرديده است ...
در شيراز از طرف استاندار مورد استقبال قرار گرفتيم . استاندار
جلسه كوچكي از كشاورزان مترقي محل به افتخار ما تشكيل
داد و در اين جلسه نماينده يك شركت خارجي نيز حضور
داشت و سعي نمود كه از ارزش گاوهاي ما بكاهد; با اين ادعا كه
اين گاوها گران هستند و نسبت به گاوهاي سوئيسي و هلندي
هيچ گونه برتري ندارند. ولي مدير اداري كشاورزي اين منطقه
وي را ساكت نمود , و اظهار داشت : « شخصا از مزارع سپه پور ,
ديدن كردم و ديدم كه گاوهاي اسرائيلي به طور متوسط بيست
ليتر شير مي دهند , در صورتي كه گاوهاي شما فقط ده ليتر شير
مي دهند. » ... در اصفهان (نيز) با استاندار ملاقات كرديم . در
اينجا گله اي شامل چهار گاو اسرائيلي وجود دارد كه در ماه
ژوئيه گذشته وارد شده است . شير گاوها با دست دوشيده
مي شود. حد متوسط شير آنها هفده كيلوگرم است . با تاسيس
بنگاه شيردوشي توسط هبرون انتظار مي رود كه حد متوسط
مزبور افزايش بيابد. در اين منطقه مايل به خريد گاوهاي ما
هستند و سفارش جديدي نيز دريافت كرده ايم . گاوهاي
اسرائيلي در پنج مركز كشاورزي مترقي وجود دارد. در مدت دو
روزي كه همراه با كشاورزان , كارمندان دولت , اعضاي هيئت
در بازديد از مراكز F.A.O نمايندگي آمريكا و اعضاي
كشاورزي شركت كردم , از گاوهاي ما تعريف زيادي شد... ولي
بايد به خاطره داشته باشيم كه بايد با كشورهاي سابقه داري
رقابت نماييم كه ازلحاظ مالي نيز امكانات زيادي دارند و
نخواهند گذارد كه ما به آساني اين بازار را به دست آوريم . » (9 )
نگراني اسرائيلي ها از بابت از دست دادن بازار گاو ايران در
سال هاي بعد بيشتر شد و آمريكايي ها به رقابت با آنها
برخاستند. دولت ايران با اتخاذ سياست هاي جديد مبني بر
تامين تمام هزينه هاي حمل و نقل گاو وارداتي , شرايط بسيار
مناسبي را براي فعاليت آمريكايي ها در بازار ايران به وجود
آورد. روزنامه هاآرتص چاپ اسرائيل در اين باره
نوشت :
« دولت ايران به منظور ازدياد سريع احشام و تامين شير
تازه مورد نياز افراد كشور , اخيرا تصميم گرفت كه كليه
هزينه هاي حمل و نقل گاو وارداتي را تامين سازد. با اين
سياست جديد , آمريكايي ها مي توانند بازار گاو ايران را در
انحصار خود درآورند . بهاي هر راس گاو آمريكايي 630 تا
680 دلار و بهاي حمل آن حدود هزار دلار است ; در صورتي
كه تاكنون بهاي هر راس گاو اسرائيل 850 و هزينه پرواز آن
فقط 260 دلار بوده است ... احتمال دارد كه به دنبال تغيير نرخ
دلار هنوز هم براي صادر كنندگان اسرائيل امكان پذير باشد كه
براي مدتي گاو به ايران صادر نمايند , اما پس از آن بايد منتظر
بود كه دولت ايران شركت كامل در امر وارد كردن گاو به كشور
را ملغي سازد . » (10 )
البته اسرائيلي ها كاملا از بازارگاو ايران نااميد نشدند; زيرا
معتقد بودند كه با وجود رقابت سخت با تعداد زيادي از
كشورهاي جهان كه مي توانستند با كاهش قيمت ها شرايط مالي
مناسب تري را پيشنهاد كنند , اما عرضه گاوههاي بهتر ,
برخورداري از امتياز عدم مشكل سازگاري گاوهاي اسرائيلي با
آب و هواي ايران و مخارج بسيار كمتر حمل آن نسبت به
مخارج حمل گاو با هواپيما از ايالات متحده آمريكا وشمال
غربي اروپا , آنها راقادر خواهد ساخت كه بخش عمده اي از
بازار گاو ايران را از آن خود سازند; زيرا ايران در زمره
بزرگترين مشتريان گاوداران اسرائيل بود.
جوجه و تخم مرغ اسرائيل به ايران از جمله كالاهايي بود
كه بازار ايران را به خود اختصاص داده بود. به ويژه تخم مرغ
اسرائيلي كه در اذهان عمومي شهرتي عام پيدا كرده بود; به
گونه اي كه اگر كسي مي خواست به نوعي نفوذ گسترده
اسرائيلي ها را بر امور اقتصادي و بازار ايران ابراز دارد , با اين
جمله كوتاه كه « تخم مرغ ما از اسرائيل وارد مي شود » مقصود
خود را بيان مي كرد.
با وجود اينكه در آذر 1357 حركت هاي ضد اسرائيلي در
نهضت انقلاب اسلامي به اوج خود رسيد , اما در همان دوران
نيز گزارش مناسبي از مرتضي مرتضائي ـ رئيس نمايندگي
ايران در تل آويو ـ به نقل از روزنامه هاآرتص چاپ اسرائيل در
تاريخ 57,9,6 به وزارت امور خارجه ارسال شد كه حكايت
از ادامه صدور جوجه و تخم مرغ اسرائيل به ايران دارد. در اين
گزارش چنين آمده است :
« با وجود اغتشاشاتي كه در ايران وجود دارد , صدور
جوجه اسرائيل به آن كشور به صورت مرتب و منظم ادامه دارد
و تنها روز جمعه از طريق هوا معادل دويست هزار دلار مواد
مربوط به پرورش و ازدياد جوجه به ايران صادر گرديد و قرار
است اسرائيل طي سال جاري , معادل ده ميليون دلار از مواد
مذكور (را) به ايران صادر نمايد. به خاطر اغتشاشات كنوني ,
تخليه آخرين مرسوله ـ توسط اعضاي اتحاديه مرغدااران كه
در ايران به سر مي برند , با همكاي اعضاي ال ـ عال به عمل
آمد. اين دو سازمان در حال حاضر درباره ترتيب صدور تخم
مرغ براي پرورش و ازدياد به ايران به وسيله هواپيما چارتر به
مذاكره پرداخته اند و هدف از اين مذاكرات آن است كه با وجود
وضع سياسي متشنج , مقدار صادرات به ايران افزايش
يابد . » (11 )
ايران براي ميوه و مركبات اسرائيلي هم بازار پرفايده و
مناسبي محسوب مي شد. وقتي كه ايران به خاطر افزايش بهاي
نفت , درآمد هنگفتي از فروش آن به دست آورد , تصميم بر آن
شد كه بخشي از آن صرف تامين هزينه هاي تغذيه رايگان
دانش آموزان در مدارس شود. پرتقال اسرائيل از جمله
ميوه هايي بود كه بدين منظور در نظر گرفته شد. روزنامه داوار
چاپ اسرائيل در 29 فروردين 1354 در اين باره نوشت :
« اسرائيل در فصل كنوني ششصد هزار صندوق پرتقال به ايران
فروخته است ... و در فصل آينده قرار است 1,5 ميليون
صندوق پرتقال به ايران صادر گردد... » همچنين , روزنامه
معاريو در تارخي 1354,9,4 خبر از صدور مركبت براي
اولين بار از غزه به ايران داد :
« ديروز دويست كاميون حامل مركبات از باريكه غزه و از
طريق پل هاي اردن و عمان عازم ايران شدند. اين براي اولين
بار است كه باريكه غزه از طريق اردن و كويت , مركبات به ايران
صادر مي نمايد. خبرگزاري اسرائيل گزارش مي دهد كه
صادرات مركبات غزه به ايران پس از بازديد اخير رشاد الشاوه
شهردار غزه از اردن و كويت و ايران ـ امكان پذير
گرديد . (12 )
پاورق :
1 ـ بايگاني اسناد وزارت امور خارجه . سال 38 ـ2536 , كارتن
3 , پرونده 5 ـ.210
2 ـ عبدالامير فولادزاده , شاهنشاهي پهلوي در ايران . ج .3
تهران , كانون نشر انديشه هاي اسلامي , 1369 , ص 263
3 ـ بايگاهي اسناد وزارت امور خارجه , سال 1330 , بخش
33 , پرونده .7
4 ـ (عبدالله شهبازي ) , ظهور و سقوط ... , همان , صص
554 ـ.553
5 ـ همان
6 ـ جهان زير سلطه صهيونيزم , همان , ص .58
7 ـ خاطرات جواد منصوري , تهران , دفتر ادبيات انقلاب
اسلامي , 1376 , ص 89
8 ـ علي اكبر ولايتي , همان , ص 166
9 ـ خاطرات جواد منصوري , همان , صص 95 ـ93
10 ـ بايگاني اسناد وزارت امور خارجه . سال 54 ـ1353 ,
كارتن 6 , پرونده 22
11 ـ بايگاني اسناد وزارت امور خارجه , سال 8 ـ2536 , كارتن
8 , پرونده 5 ـ.220
12 ـ همان , سال 54 ـ1353 , كارتن 6 , پرونده 1 ـ22
يك سرمايه داراسرائيلي پس از ديدار با شاه :
هيچ رهبري همچون شاهنشاه ايران در انديشه
ملتش نيست و در ايران وفاداري عظيمي نسبت به او
وجود دارد
پيش از انقلاب بخشي از تخم مرغ , مرغ و جوجه
يكروزه مورد نياز در ايران از طريق اسرائيل تامين
مي شد!

| |