روزنامه جمهوري اسلامي 19/09/1384 صفحه امام

* خرافات , ابزار فتنه گري استعمار
حديث نور
خرافات , ابزار فتنه گري استعمار




علي معصومي (وزوايي )
اخيرا در مشهد مقدس حادثه اي اتفاق افتاد و اين حادثه سبب شد كه برخي محافل و مراكز فرهنگي و مطبوعاتي پيرامون خرافات بحث كنند و نسبت به شيوه اين پديده هشدارهايي بدهند. از سوي ديگر , اكنون ما روز دانشجو را نيز به تازگي پشت سرنهاده ايم . همان طور كه مي دانيم , روز دانشجو براي ملت ما يادآور مبارزه دانشجويان با استعمار و عوامل آن است . به همين دليل , بحثي را كه به نوعي با روز دانشجو و همچنين با استعمار و خرافه مناسباتي دارد تقديم خوانندگان ميكنيم .
در وهله اول بايد گفت كه در قرون معاصر , خرافه و استعمار در جبهه مشترك قرار گرفته اند. به اين معني كه استعمار همواره از خرافه دفاع كرده است . زيرا احساس كرده است كه نفع او در اين مي باشد كه خرافات رواج يابد تا از يك سو , مردم در جهل به سر برند و از بينش ناب ديني كه دشمن استعمار است , بي بهره شوند , و از سوي ديگر , آلوده شدن دين به خرافات را وسيله اي براي كوبيدن كل دين و كل معارف دين بنمايد و چنين وانمود كند كه چون دين چيزي غير از مجموعه اي از خرافات نيست , پس بايد آن را كنار گذاشت و بدون هيچ ترديدي انديشه ها استعماري و غربي را با ميل كامل پذيرفت .
اگر به تاريخ معاصر نگاهي بيندازيم , به خوبي مشاهده خواهيم كرد كه هرگاه استعمار خواسته است با كل دين مبارزه كند و دين را از اساس ريشه كن نمايد , ابتدا به ترويج خرافات پرداخته و از آلوده كردن دين به خرافات , به شدت حمايت كرده است . حتي در اين راه اموال زيادي مصرف نموده است .
همه ما مي دانيم مشروطه اي كه انگليس حامي آن بود , ماموريتي غير از اين نداشت كه دين را به طور كلي از عرصه جامعه ايران بيرون كند و فرهنگ و آداب غربي را كاملا بر جامعه ما مسلط نمايد. به عبارت ديگر , در زمان مشروطه , استعمار انگليس و عوامل او با قيافه روشنفكري و ليبرال مسلكي گيتي گرايانه (سكولاريسم ) عليه دين عصيان كردند و تا آنجا كه توانستند با دين و نهادها و جلوه هاي ديني جامعه ما مبارزه كردند. دين ستيزي استعمار و عواملش در دوره مشروطه , در حالي بود كه انگليس و عوامل او پيش از آغاز مشروطه , كاملا از خرافات و آلوده كردن دين به خرافه حمايت مي كردند. در آن زماني كه انگليس و عوامل او از خرافات حمايت مي كردند , كم تر كسي متوجه اين معنا بود كه حمايت از خرافات , آتش تهيه مبارزه با دين است و انگليس مي خواهد ابتدا دين را بد جلوه دهد و سيماي آن را مشوه نمايد و با اين كار , زمينه مبارزه با كل دين را فراهم كند.
ستيز انگليس با دين در عصر مشروطه , بر كسي پوشيده نيست و در نتيجه از آوردن مثال در اين زمينه بي نياز هستيم , ولي درباره حمايت انگليس از خرافات در عصر پيش از مشروطه , يك مثال مي آوريم .
نوشته اند در زمان صدارت امير كبير , در « ميدان گاوكشان » تبريز , گاوي از چنگ قصاب گريخت . قصاب براي بازگردان گاو به كشتارگاه و ذبح آن حيوان , در پي گاو افتاد. گاو به هنگام فرار , چشمش به درب « بقعه صاحب الامر » كه در نزديك ميدان بود , افتاد و براي رهايي از تعقيب , به داخل آن بقعه رفت . قصاب در داخل بقعه با گاو درگير شد تا حيوان را باز گرداند , ولي گاو به سختي مقاومت كرد و اين امر سبب شد قصاب از يك سو زور زيادي به خرج دهد و از سوي ديگر به شدت خشمگين گردد. خشم شديد و تقلاي مهلك قصاب , به سكته و ايست قلبي وي منجر شد و در همان جا مرد.
هنگامي كه خبر اين واقعه عادي در تبريز منتشر شد , هنگامه اي كم نظير در شهر پديد آمد و دكان ها چراغاني شد و صداي صلوات از هرسو به گوش رسيد. سخن غوغا كنندگان اين بود كه حضرت صاحب الامر در بقعه مذكور معجزه اي نشان داده و به حمايت از گاو , قصاب را كشته است . چنين تصوري سبب شد گاو مذكور در نظر مردم , مقدس شود و به سم آن حيوان بوسه بزنند , مدفوعش را به سر و صورت بمالند , پارچه هاي گران قيمت رويش بيندازند , چيزهايي نذرش كنند و ... علاوه بر اين , ادعا شد كه گاو مذكور حاجت ها را روا مي كند , بيماران را شفا ميدهد و...
استيونس كنسول انگليس در تبريز نيز فورا دست به كار شد و پس از اخذ دستور از مقامات بالاتر انگليس , به منظور همراهي و حمايت از خرافه پرستان , چلچراغ گران قيمتي را نذر گاو و بقعه مذكور كرد. اين حركت كنسول در حالي بود كه امير كبير پس از آگاه شدن از ماجرا , به شدت در صدد فرونشان فتنه شد و كوشيد مردم را آگاه كند و از خرافه پرستي باز دارد. ضمنا امير كبير به وزير مختار انگليس در ايران (شيل ) نيز شديدا اعتراض كرد و از استعمارگران انگليس خواست از خرافات حمايت نكنند.
استعمارگران در طول تاريخ از خرافه به مثابه ابزار تفرقه نيز استفاده كرده اند. آنها به منظور رو در رو قرار دادن اقشار مختلف , به ويژه براي دور كردن دانشجويان و دانشگاهيان از روحانيان و حوزه ها , در هر زمان كه فرصت يافته اند , خواسته اند به دانشجويان و دانشگاهيان چنين وانمود كنند كه روحانيان و مذهبي ها , داراي روحيه خرافي و ارتجاعي اند و برعكس , دانشجويان و دانشگاهيان , روشن بين و روشنفكر و مترقي اند و در نتيجه , دانشگاهيان و دانشجويان هيچ وقت نمي توانند با روحانيان و اقشار مذهبي در يك جبهه قرار بگيرند. در همين حال , استعارگران و عوامل آنها , هنگامي كه با نيروهاي مذهبي و روحانيان تماس گرفته اند , چنين وانمود كرده اند كه دانشگاهيان و دانشجويان , گرايش به دين گريزي و فساد دارند و در نتيجه , روحانيان و اقشار مذهبي هرگز نمي توانند و نبايد به آنها اعتماد نمايند. امام خميني با آگاهي از همه نيرنگ هاي استعمارگران در طول تاريخ , 37 سال پيش در اين باره چنين فرموده اند :
عوامل استعمار به ما كه مي رسند مي گويند تيپ جوان و تحصيلكرده و دانشجو فاسد شده اند , عقايد مذهبي و ملي خود را از دست داده اند و سر به بيراهه نهاده اند و چشم و گوش بسته , مقلد بيگانگانند , و به شما كه مي رسند مي گويند مراجع و روحانيون خرافي و مرتجعند , و واقعيات زمان را درك نمي كنند و متابعت از آنها سير قهقرايي و عقبگرد است و شرط تعالي و ترقي اين است كه اين عناصر فناتيك و اةمل و عقايدشان چشم بپوشيم و فاصله بگيريم ! ما و شما در اين بين وظيفه داريم , علي رغم خواست و كوشش تفرقه جويان و مستعمرين , روابط معنوي و فكري خود را عميقتر نموده در هر حال تفاهم كنيم و متفقا با استفاده از تجارب و اطلاعات و نيروي يكديگر , موجبات ثبات و عظمت و سعادت و ترقي و تعالي خود را فراهم نماييم ...
شما جوانان تحصيلكرده , مردان آتيه و فردا و رجال و شخصيتهاي آينده اجتماعيد , بايد بهوش و بيدار باشيد و با تمامي عوامل عقب افتادگي و تفرق و ذلت ملتهاي خود مبازره كنيد , و اگر عميقا توجه كنيد پي خواهيد برد كه مهمترين عامل انحطاط مسلمين دوري و بيخبري از تعاليم واقعي و حياتبخش اسلام است , اسلامي كه در تاريكترين ادوار تاريخ مشعشع ترين و نوراني ترين تمدنها را به وجود آورد و پيروان خود را به اوج عظمت و اقتدار و آقايي رسانيد و آن زمان كه همان پيروان از آن تعاليم چشم پوشيدند و به روشي منحرف و قشري ـ كه به اسم اسلامش ناميدند. گرويدند , طبيعي بود كه عظمت و مجد ديرين خود راز دست داده و به روز سياه و تيره اي چون روزگار موجود بيفتند . (1 )
اكنون اسلام و جوامع مذهبي , به ويژه جامعه مذهبي ما , پيش از هر زمان ديگري با استعمار , استكبار و عوامل آن ها درگير شده است . به همين دليل , آنها براي كوبيدن اسلام و مشوه كردن سيماي ناب دين , بيش از هر زماني به توطئه مشغول هستند. بنابراين , در چنين اوضاع و احوالي , دقت و هوشياري جامعه مذهبي ما بايد بسيار افزون تر از گذشته باشد تا استعمارگران و عوامل آن ها به طور غير مستقيم و با روش هاي پيچيده , نتوانند توطئه هاي خود را عليه دين عملي كنند. به ويژه آنكه استعمارگران در بهره گيري از خرافه براي بدجلوه دادن سيماي دين , سابقه طولاني و مهارت ويژه دارند. مبادا حوادث دوره مشروطه و قبل از آن , بار ديگر تكرار شود و دستهاي مرموز و پنهان استعمار , ابتدا سيماي ناب دين را به خرافات و مسائل بي پايه و اساس آلوده كنند و سپس دستاويزي براي حمله به كل دين بيابند.
مآخذ :
1 ـ صحيفه امام , جلد 2 , ص 177
در تاريخ معاصر , خرافه و استعمار در يك جبهه قرار داشته اند و نفع استعمار در رواج خرافات و دور كردن مردم از بينش ناب ديني بوده است , زيرا بينش ناب ديني هرگز سر سازش با استعمار و استكبار را ندارد
يكي از روش هاي استعمار در مبارزه با دين , چنين است كه ابتدا سيماي ناب دين را به خرافات آلوده مي كند و سپس دين را مجموعه از خرافات معرفي مي نمايد و آن گاه از موضع روشنفكرانه و از اين موضع كه بايد با خرافات مبارزه كرد , كل دين را هدف قرار مي دهد , يعني همان چيزي كه دوره مشروطه و قبل از آن اتفاق افتاد و استعمار انگليس ابتدا در رواج خرافات كوشيد و سپس از موضع مشروطه طلبي و از موضع روشنفكري عليه كل دين اقدام كرد
حادثه ميدان گاوكشان تبريز در زمان امير كبير و گريختن گاوي به بقعه صاحب الامر اين شهر و نذر چلچراغ از سوي كنسول انگليس به گاو فراري , مثال روشني براي حمايت استعمار از رواج خرافات در تاريخ معاصر ايران است
امام خميني 37 سال پيش در باره چگونگي استفاده استعمار از ابزار خرافه براي ايجاد تفرقه بين دانشگاهيان و حوزويان چنين مي فرمايد : عوامل استعمار به ما كه مي رسند مي گويند تيپ جوان و تحصيلكرده و دانشجو فاسد شده اند , عقايد مذهبي و ملي خود را از دست داده اند و سر به بيراهه نهاده اند و چشم و گوش بسته , مقلد بيگانگانند , و به شما كه مي رسند مي گويند مراجع و روحانيون خرافي و مرتجعند , و واقعيات زمان را درك نمي كنند و متابعت از آنها سير قهقرايي و عقبگرد است و شرط تعالي و ترقي اين است كه از اين عناصر فناتيك و امل و عقايدشان چشم بپوشيم و فاصله بگيريم ! ما و شما در اين بين وظيفه داريم , علي رغم خواست و كوشش تفرقه جويان و مستعمرين , روابط معنوي و فكري خود را عميقتر نموده در هر حال تفاهم كنيم و متفقا با استفاده از تجارب و اطلاعات و نيروي يكديگر , موجبات ثبات و عظمت و سعادت و ترقي و تعالي خود را فراهم نماييم

حديث نور


محاكمه صحرائي توطئه گران
1358,5,31
امام خميني در پيام مهمي به ملت ايران در رابطه با حوادث كردستان , ضمن بيان ضرورت رعايت مراتب فرماندهي و اطاعت از مقامات مافوق در ارتش دستور محاكمه صحرائي توطئه گران را صادر كردند.
ايشان همچنين بيان داشتند : « به اعضاي حزب دمكرات و كردهاي غيور و پاكدل كه از طرف سران توطئه گر اين احزاب و خيانتگران به اسلام و ملت اغفال شده اند , اعلام مي شود در صورتي كه خائنان را رها كرده و به ملت و به اسلام بپيوندند و خود را به پادگانها و مقامات انتظامي معرفي كرده سلاح خودشان را تحويل دهند , مورد عفو واقع مي شوند ... ودر صورتي كه به مخالفت با ملت و دولت پايداري كنند به سزاي اعمال ضداسلامي خود مي رسند و با شدت با آنان عمل مي شود. »
رعايت حدود شرعي مالكيت در تصويب موادقانون اساسي
.1358 ش
حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني يكي از مراجع تقليد عظام با فرستادن نماينده اي به محضر امام خميني , از ايشان درخواست نمودند تا در مجلس خبرگان تدوين قانون اساسي , مصوبات مخالف اسلام نسبت به مالكيت وجود نداشته باشد.
امام خميني نيز در پاسخ بر رعايت حدود شرعي مالكيت در تصويب مواد قانون اساسي , تاكيد نموده و در نامه اي خطاب به حجت الاسلام والمسلمين سيداحمد خميني , پيگيري اين موضوع را به وي محول نمودند. متن نامه چنين است : « الان از قبل آقاي گلپايگاني آمده بودند كه ايشان گفتند در مجلس خبرگان راجع به مالكيت , مخالف اسلام نباشد كه موجب مخالفت شود; و خواستند كه با آقاي بهشتي تماس گرفته شود. شما تماس بگيريد و بگوييد چيزي مخالف شرع , واقع نشود كه مواجه با مخالفتها شود.
ــــــــــ
آيت الله سيدمحمدحسين بهشتي , نايب رئيس مجلس خبرگان .
تشكيل دادگاه به منظور محاكمه سريع خيانتكاران
58,6,2
امام خميني طي حكمي به آقاي مهدي بازرگان , نخست وزير , خواستار تشكيل دادگاهي به منظور محاكمه سريع خيانتكاران شدند. متن حكم ايشان بدين شرح است :
« با توجه به اينكه روساي ادارات كشوري و امنيتي و نظامي , جناياتي عليه ملت ايران بر طبق شواهد و دلايل متقن و مستند انجام داده اند كه قانونا و شرعا مستحق مجازات اند , بنابراين در اسرع وقت از طريق دادگستري , با تشكيل يك دادگاه انقلابي , بر طبق مقررات اسلامي محاكمه , و به كيفر اعمال جنايت آميزشان برسانيد تا روح شهداي راه آزادي و استقلال , كه در انتظار كيفر دژخيمان اين قرن مي باشد , تا حدي شاد گردد. والسلام عليكم . بايد حداكثر محاكمه اينها دو روز باشد. اينها محكوم هستند لكن محاكمه در پيش خبرنگاران خارجي و داخلي شوند. »
تعديل بودجه برگزاري مجلس خبرگان
58,6,2
جلوگيري و پرهيز از صرف بودجه سنگين و هزينه هاي اضافي , يكي از دغدغه هاي هميشگي امام خميني بود كه در مناسبتهاي گوناگون , آنرا به مسئولين امر گوشزد مي نمودند.
ايشان در جريان برگزاري مجلس خبرگان , طي نامه اي به وزير كشور دولت موقت , خواستار جلوگيري از صرف بودجه سنگين در برگزاري مجلس خبرگان شدند.
متن نامه ايشان بدين شرح است : « مجلس خبرگان در جمهوري اسلامي , بودجه ده ميليون توماني و هتل مجلل اشرافي لازم ندارد. آقايان وكلاي محترم , كه عمده آنان از علماي اعلام هستند , از اين نحو تشريفات نگران هستند. آنان بحمدالله با زندگي نزديك به طبقات محروم عادت نموده اند. بودجه مذكور را تعديل نماييد. و عذر برگشت مازاد صحيح نيست , زيرا اعتبار مذكور ممكن است سنتي بشود در آتيه . »