بسم الله الرحمن الرحيم
اجلاس فوق العاده سران كشورهاي عضو « سازمان كنفرانس اسلامي » از
امروز به مدت دو روز در مكه مكرمه برگزار مي شود. مواردي كه در دستور
كار اين اجلاس قرار دارند از اهميت آن خبر مي دهند.
دولت عربستان كه براي خود سهم بيشتري در سازمان كنفرانس اسلامي
قائل است و در تعيين دبيركل اين سازمان نيز نقش عمده دارد , درصدد ايجاد
تحولاتي است كه در صورت تحقق , مي تواند همكاري كشورهاي اسلامي در
چارچوب چنين سازماني را با سئوالهاي جدي مواجه كند. اين تحولات
هرچند از نظر شكلي مي توانند مثبت باشند , اما در محتوا داراي وجوه منفي
قابل توجهي هستند كه مي توانند همكاريهاي كشورهاي اسلامي را دچار
مشكلات عمده اي نمايند.
1 ـ در بخش شكلي , يك پيشنهاد اينست كه نام « سازمان كنفرانس
اسلامي » به « سازمان كشورهاي اسلامي » تغيير كند. به عبارت روشن تر , در
اين عنوان , كلمه « كنفرانس » جاي خود را به « كشورها » بدهد كه در
اينصورت , اين سازمان با انتساب مستقيم به كشورهاي اسلامي , جايگاه
روشن تري مي يابد و براي كلمه « سازمان » نيز نقشي فراتر از « كنفرانس » كه
بسيار محدود و شايد كاملا غيرمرتبط با آن بود , تعريف خواهد شد. در
سالهاي آغازين تشكيل اين سازمان نيز چنين پيشنهادي مطرح بود , ولي با
مخالفت سران تعدادي از كشورها كه از صبغه و عنوان اسلامي گريزان بودند ,
از جمله شاه ايران , اين پيشنهاد رد شد. اكنون به نظر مي رسد مخالفتي با
تغيير عنوان « سازمان كنفرانس اسلامي » به « سازمان كشورهاي اسلامي »
صورت نگيرد و اين تغيير شكلي كه البته بدون ارتباط با محتوا نخواهد بود ,
تحقق يابد.
2 ـ پيشنهاد ديگر , تدوين چشم انداز 10 ساله كشورهاي عضو سازمان
است . اين طرح اگر با عنايت به نيازهاي واقعي جهان اسلام , مشكلاتي كه
اكنون ملت هاي مسلمان با آنها مواجهند و خطرهائي كه امت اسلامي را
تهديد مي كند تدوين شده باشد و يا تدوين شود , مي تواند از جايگاه
ارزشمند و موثري برخوردار باشد. در اينصورت , چنين اقدامي از ظاهر
شكلي بودن به باطني محتوائي مرتبط خواهد شد و سازمان كشورهاي
اسلامي را به جايگاه واقعي خود نزديك خواهد كرد.
واقعيت اينست كه سازمان كنفرانس اسلامي در طول عمر سي و پنجساله
خود , از خاصيت چنداني كه با اهداف آن هماهنگي داشته باشد برخوردار
نبوده است . فقدان طرح يا برنامه اي كه ناظر به همكاريهاي آينده كشورهاي
اسلامي با عنايت به نيازهاي واقعي و مشترك اين كشورها باشد , همواره يكي
از علل اين ناكامي بود . اگر چشم انداز 10 ساله بتواند اين كمبود را جبران
كند و اين مشكل را برطرف نمايد , چنين اقدامي , يك گام به جلو براي
رسيدن به اهداف واقعي بنيانگذاران اين سازمان خواهد بود.
3 ـ تلاش براي ترسيم خط مشي رسمي مبتني بر « اسلام غير انقلابي » كه
بتواند سازمان كنفرانس اسلامي يا از اين به بعد « سازمان كشورهاي اسلامي »
را به طرف نظم نوين جهاني مورد نظر قدرتهاي سلطه گر بويژه آمريكا سوق
دهد و مقدمات هضم شدن كشورهاي اسلامي در دهكده جهاني را فراهم
نمايد. اين , همان « اسلام آمريكائي » است كه امام خميني درباره آن
هشدارهاي شديدي دادند و همه ملتهاي مسلمان بويژه ملت ايران را از
گرفتار شدن در دام آن برحذر داشتند.
فلسفه وجودي سازمان كنفرانس اسلامي , مقابله با خطرهائي بود كه
ملت هاي مسلمان را تهديد مي كرد. خطر « اسلام آمريكائي » همواره در راس
اين خطرها قرار داشته و دارد و به همين دليل , اگر چنين تفكري كه طراحان
آن , نام و عنوان « اسلام معتدل » را بر روي آن مي گذارند بتواند تفكر حاكم بر
اين سازمان شود , در واقع , سازمان فلسفه وجودي خود را از دست خواهد
داد. با توجه به اين خطر , اكنون زمان يك تلاش راهبردي براي مقابله با خطر
مسلط ساختن « اسلام آمريكائي » بر سازمان كشورهاي اسلامي فرارسيده و
سران بيدار كشورهاي اسلامي بايد مانع تحقق چنين توطئه اي شوند.
4 ـ اهتمام جدي براي وادار كردن شوراي امنيت سازمان ملل به پذيرش
سازمان كشورهاي اسلامي به عنوان يكي از اعضاي اين شورا يكي ديگر از
طرح هاي كنوني است . اين طرح هر چند في نفسه ارزشمند است , ولي تنها
در صورتي مي تواند عضويت سازمان كشورهاي اسلامي در شوراي امنيت ,
مفيد باشد كه اين سازمان نماينده اسلام انقلابي باشد نه اسلام آمريكائي .
حضور يك سازمان به نمايندگي از « اسلام آمريكائي » در شوراي امنيت , نه
تنها سودمند نيست بلكه نقض غرض خواهد بود و عوارض منفي زيادي
براي جهان اسلام خواهد داشت .
5 ـ از جمله عوارض منفي عضويت سازمان كشورهاي اسلامي با
محتواي « اسلام آمريكائي » در شوراي امنيت سازمان ملل , هموار ساختن راه
عادي سازي رابطه كشورهاي اسلامي با رژيم صهيونيستي خواهد بود. اكنون
سران مرتجع بعضي كشورهاي اسلامي تلاش زيادي براي موفق جلوه دادن
طرح آمريكائي « نقشه راه » و ترسيم چهره اي صلح طلب براي رژيم
صهيونيستي بعمل مي آورند تا از اين طريق , زمينه را براي عادي سازي رابطه
با اين رژيم غاصب و جنايتكار فراهم سازند. اين در حالي است كه
اصلي ترين هدف تشكيل سازمان كنفرانس اسلامي , مبارزه با رژيم
صهيونيستي بود. اگر همين سازمان , همانگونه كه اكنون احساس مي شود ,
درصدد فراهم ساختن زمينه براي عادي سازي رابطه ميان كشورهاي اسلامي
با رژيم صهيونيستي برآيد , بي درنگ بايد در همان لحظه , مجلس ختم اين
سازمان را اعلام نمود.
6 ـ از ديگر عوارض جاري شدن خون « اسلام آمريكائي » در رگ هاي
سازمان كشورهاي اسلامي , همراهي اين سازمان با آمريكا در مسائل مهمي از
قبيل اشغال عراق خواهد بود. اكنون سران بعضي كشورهاي اسلامي اين
همراهي را با آمريكا دارند , ولي رسمي و همگاني ساختن آن در قالب سازمان
كشورهاي اسلامي , يك خطر بزرگ است كه اعتبار همه كشورهاي اسلامي را
خدشه دار خواهد كرد و به ابزاري در دست آمريكا و ساير قدرتهاي سلطه گر
براي تحقق اهداف استعماري و استكباري خود در كشورهاي اسلامي تبديل
خواهد شد.
بدين ترتيب , اجلاس فوق العاده مكه , از حساسيت زيادي برخوردار
است و به همين نسبت , مسئوليت سران كشورهاي اسلامي , بويژه دولتمردان
نظام جمهوري اسلامي , بسيار سنگين است . فقط در پايان اين اجلاس
مي توان ميزان اين احساس مسئوليت را ارزيابي كرد.

|