چگونه مي توان در عصر غيبت امام زمان , دولتي را « دولت امام زمان »
دانست آيا مي توان « رابطه خاصي » بين « يك دولت » و بين « امام زمان » به
اثبات رساند و آيا ما مجازيم كه خلعت قداست بر تن يك دولت افكنده و
آن را « امام زماني » معرفي كنيم
يك معناي صحيح براي اين تعبير , « دولت مشروع » در عصر غيبت
است , با اين توضيح كه چون در دوره غيبت , فقهاي جامع الشرايط , داراي
منصب « نيابت » از سوي آن حضرت مي باشند , از اين رو دولتي كه با « تنفيذ
نائب امام زمان » , تشكيل شود , مشروع خواهد بود و بدين جهت آن دولت
نسبتي با امام زمان خواهد داشت . براساس اين تفسير , همه دولت هايي كه
پس از پيروزي انقلاب اسلامي روي كار آمده اند , از اعتبار و وجاهت
يكساني برخوردارند و با بالذمال مي توان مشروعيت آنها را به اذن حضرت
مستند ساخت . در عين حال , هيچ يك از آنان « مستقيما » داراي چنين اذن و
انتسابي نمي باشند.
كاربرد ديگر اين تعبير , براساس « عملكرد » يك دولت , شكل مي گيرد و
دولتي شايسته عنوان « علوي » بودن و يا « امام زماني بودن » است كه بيشترين
قرابت و نزديكي را با حكومت آن بزرگان داشته , و آئينه تمام نماي آن مدينه
فاضله باشد. روشن است كه اين مدال افتخار را باتفضل و حاتم بخشي بر
سينه هر دولت مشروعي نمي توان نصب كرد و دولتي لياقت آن را دارد كه در
گذر زمان , با سربلندي از گردنه هاي صعب العبور فرهنگي , اقتصادي و
سياسي , بگذرد و آلودگيهائي از قبيل ظلم و تبعيض , گروه گرايي و باندبازي ,
بي انصافي و بداخلاقي , در كارنامه آن ثبت نشده باشد. و بهرحال براي اين
داوري , نمي توان عجولانه و شتابزده , از چنين تعبيرات مقدس استفاده كرده
و از شان و منزلت امام زمان , براي تمجيدهاي خود , مايه گذاشت , بهتر اين
است كه در مقام ثناخواني , به عملكردها استناد كنيم و آن ها را براساس
معيارهاي قابل فهم و ارزش هاي مسلم اسلامي , ارزيابي نمائيم .
كاربرد ديگر اين تعبير , به كارگيري اين واژه , براي نشان دادن « ارتباط
ويژه » با « امام زمان » است . ولي چگونه مي توان اين « ارتباط ويژه » را كشف
كرد و براي چنين ادعائي , چه راه اثباتي وجود دارد متاسفانه درگذشته
تاريخ كشور ما مواردي وجود دارد كه برخي پاكان , براساس شواهد سست و
دلائل واهي , دولتي را « امام زماني » معرفي كرده اند , و پس از گذشت مدتي ,
بي اساس بودن آن ادعاها , بر همگان آشكار شده , و اعتبار آن عالمان , تنزل
كرده است . مثلا علامه مجلسي در رساله رجعت خود , در ضمن نقل روايات
ظهور امام زمان , به ستايش از دولت صفوي مي پردازد و آن را زمينه ساز
ظهور معرفي مي كند , وي اضافه مي كند كه ائمه به ظهور اين دولت , و
« اتصال » اين سلطنت به دولت قائم آل محمد , خبر داده اند :
« در اثناي جمع احاديث , دو حديث به نظر قاصر رسيد كه ائمه
اهل البيت عليهم السلام به ظهور اين دولت عليه خبر داده اند و به « اتصال اين
سلطنت » بهيه به « دولت قائم آل محمد » صلوات الله عليهم اجمعين ,
شيعيان را بشارت فرموده اند. »
چگونه است كه اين محدث بزرگوار , به اين پيش گوئي اقدام نموده و
دولت صفوي را مقدمه ظهور امام زمان , معرفي كرده است مستند او اين
روايت است كه « گروهي از جانب مشرق ظاهرشوند و مردم را به حق دعوت
كنند , و آنها قبول نكنند , بار ديگر دعوت كنند و نپذيرند , پس جهاد كنند و
مردم به دين حق درآيند , ولي برايشان راضي نشوند تا اينكه پادشاه و والي
آنها شوند و پادشاهي در ايشان بماند و به كسي ندهند , مگر به صاحب شما
يعني صاحب الزمان » مجلسي پس از نقل روايت فوق نتيجه مي گيرد كه :
« از جانب مشرق كسي كه طلب دين حق نمود و مردم را به دين حق
دعوت كرد و پادشاهي يافت به غيرسلسله صفويه خلدالله ملكهم نبود. و اين
حديث شريف , جميع شيعيان را خصوصا انصار واعوان اين دولت ابد
توامان را بشارت هاست »
و صاحب روضات الخبات نقل مي كند كه وقتي شاه اسماعيل صفوي
روي كار آمد , برخي علما روايت خواندند كه امام (ع ) فرموده است : « ان لنا
باردبيل كنز واي كنز ليس بذهب ولافضه و لكنه رجل من اولادي يدخل تبريز
مع اثني عشر الفاراكبا شهبا علي راسه عصابه حمرا » و مي گفتند اين
روايت اشاره به شاه اسماعيل است كه با دوازده هزار نفر حركت كرد و به
دليل كسالت , دستمال سرخي به سر بسته بود.
ممكن است , سه قرن قبل كه مرحوم مجلسي و ديگران اين گونه تاييدات
را براي دولت صفوي نقل مي كردند , بسياري از مردم , مي پذيرفتند و كاملا
بدان اعتقاد پيدا مي كردند , و دولتمردان هم آن را سند حقانيت خود
مي شمردند , ولي امروز كه آن هيجانات و احساسات از بين رفته , اهل فكر و
نظر , چگونه داوري مي كنند آيا مردم هم مي توان با چنين ابزاري ,
بي لياقتي ها و بي تدبيريهاي آنان را توجيه كرد آيا امروز كسي آن تطبيق ها را
در اتصال دولت صفوي به دولت امام زمان , صادق مي داند و بالاخره آيا با
چنين شيوه اي در تاييد دولت مورد نظر خود , به ديانت خدمت كرده ايم و
آيا با نقل خواب ها و روياها مي توان به مقصد رسيد . (1 ) مگر با ابزار بيداري
و هوشياري نمي توان در عرصه سياست گام برداشت
(1 ) خواب هاي زيادي در ماههاي اخير مورد استناد قرار گرفته است از آن
جمله ر . ك : روزنامه جمهوري اسلامي 84,4,15
آيا مي توان « رابطه خاصي » بين « يك دولت » و بين « امام
زمان » به اثبات رساند و آيا ما مجازيم كه خلعت قداست بر تن
يك دولت افكنده و آن را « امام زماني » معرفي كنيم
متاسفانه در گذشته تاريخ كشور ما مواردي وجود دارد كه
برخي پاكان , براساس شواهد سست و دلائل واهي , دولتي را
« امام زماني » معرفي كرده اند , و پس از گذشت مدتي ,
بي اساس بودن آن ادعاها , بر همگان آشكار شده , و اعتبار آن
عالمان تنزل كرده است

سخن اعلام
تغيير ناپذيري احكام شرعي (3 )
|
حضرت آيت الله صافي گلپايگاني
اشاره
مجله كويتي « العربي » در ذي القعده 1410 مقاله اي به قلم دكتر
عبدالمنعم النمر درباره « تغيير احكام شرعي » منتشر ساخت . نويسنده در اين
مقاله تلاش مي كند تا به بهانه متعصبات زمان . جاودانگي احكام اسلامي را
مورد ترديد قرار داده و آنها در معرض تغيير و دگرگوني معرفي كند. حضرت
آيت الله العظمي صافي با نگارش رساله كوتاهي در اين زمينه . به نقد آن مقاله
پرداختند , با توجه به اهميت موضوع , و پرسش هاي فراواني كه در اين باره
وجود دارد. به ترجمه اين رساله وزين علمي اقدام نموديم كه قسمت اول
ودوم آن را در شماره هاي گذشته صفحه حوزه ملاحظه نموديد و اينك توجه
شما را به قسمت سوم آن جلب مي كنيم .
(4 ) احكام معاملات : احكامي الهي يا اجتهادات نبي اكرم صلي الله عليه
و آله
نويسنده به صراحت احكام معاملات را كه از آنها با عنوان امور جزئي
ياد مي كند , خارج از حيطه وحي دانسته از اجتهادات پيامبر اكرم به شمار
مي آورد. عين عبارت نويسنده چنين است :
« رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به مدينه آمد و متوجه شد كه
مردم ميوه ها را پيش از رسيدن معامله مي كنند و هيچ درگيري در معاملاتشان
رخ نمي دهد وكسي متضرر نمي شود لذا اين معاملات را در اسلام نيز مباح
نمود.سپس به خاطر آفتي كه به برخي ميوه ها رسيده بود , درگيري و نزاع بين
داد و ستد كنندگان پيش آمد. آنها نزد حضرت آمده از ايشان تقاضاي داوري
كردند در نتيجه حضرت راي گذشته خويش را تغيير داد و فرمود : « حال كه
بين شما اختلاف پيش آمده است , ديگر بيش از رسيدن ميوه ها آنها را خريد
و فروش نكنيد. علت نهي پيامبر جلوگيري از پيامدهاي معامله بود تا بدين
ترتيب مشتري به خاطر خسارت وارده تقاضاي به هم زدن معامله يا كاهش
دادن مبلغي كه قبلا معامله بر اساس آن انجام شده را ننمايد. بنابراين روشن
مي شود احكام نبي اكرم در اينگونه مسائل جزئي بر پايه وحي الهي نبوده
بلكه برگرفته از اجتهاد و مصلحت سنجي حضرت در پرتو شرايط فرارويشان
بوده است . »
اما اين سخن با ايراداتي روبرو است .
اولا چرا اين قضيه را مصداق فسخ به حساب نياوريم فسخ حكم
درصورتي كه در عصر رسالت اتفاق بيفتد , بلامانع است . اگر اين را از
مصاديق فسخ ندانيم پس آيا عمل به حكم اول در صورتي كه اجتهاد
مجتهدي آن را ايجاب بكند , جايز است و از قبيل اجتهاد در مقابل نص
نيست
ثانيا چه بسا كسي ادعا كند نحوه داد و ستد مردم مدينه در مورد
ميوه جات بر اساس حكم شرعي صادر از وحي نبوده است بلكه مردم به
همان روشي كه قبل از طلوع خورشيد نبوت در جامعه خويش اجرا
مي كردند , پايبند بودند. احكام شرعي هم به تدريج و به تناسب اتفاقات نازل
مي شد. پس حكم ثابت الهي از همان ابتدا عدم جواز فروش ميوه پيش از
ظاهر شدن بوده است . همان تفصيلاتي كه در كتب فقهي ذكر شده است نه
اينكه پيامبر نظر خويش را تغيير داده باشد و نظر نخست داراي اشتباه بوده ,
نظر دوم نيز نظر شخصي حضرت و در نتيجه قابل تغيير باشد.
پس واقعيت آن است كه حكم دوم در شرايط مختلف ثابت و غيرقابل
تغييراست نص نبوي همانند نص قرآني خواه در باب معاملات و خواه در
باب عبادات , تغييرناپذير است . البته احكام سلطاني كه در راستاي اجراي
احكام شرع , حفظ نظام , برپايي عدل , اعطاي حقوق به صاحبانش و دفاع از
حوزه اسلام صادر مي شود. چه بسا آزادي هاي شخصي افراد را در برهه اي از
زمان محدود كند و تا زماني كه ضرورت ايجاب بكند , معتبر باقي بماند. مثلا
حاكم در صورت نياز مردم به غلات مي تواند به خاطر حفظ جان مردم و
جلوگيري از بروز مشكلات شديد , به مالك غلات دستور عرضه جهت
فروش بدهد. ولي حكم حاكم با حكم شارع متفاوت است . حكم حاكم ,
حكم غيري و همچنين موقت است و شارع به خاطر حفظ نظام دين و
رعايت مصالح زندگي مسلمانان اجازه صدور آن را داده است ولي حكم
شارع ابدي و ثابت و نيز نفسي است رابطه حكم شارع با حكم حاكم رابطه
اصل با فرع هدف با وسيله است . حكم حاكم مستقيما به خداوند استناد
داده نمي شود بلكه منسوب به حاكم خواه نبي و خواه غيرنبي است . البته
جواز كردن حكم و نيز اجازه حكومت و لزوم پيروي از حاكم به نوبه خود از
احكام تغييرناپذير شرعي محسوب مي گردد.
با وجود همه اين تفاوتها , احكام حكومتي صادر شده از طرف نبي اكرم
صلي الله عليه و آله از قداست ويژه اي برخوردار است از اين رو تغيير دادن
آن جايز نيست زيرا نبي اكرم به تصريح قرآن كريم حكمي جز به پشتوانه
وحي الهي نمي دهد و ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي .
خداوند در جاي ديگر نيز بر لزوم الگوگيري از حضرت تاكيد كرده
است . و لكم في رسول الله اسوه حسنه لمن كان يرجوالله و اليوم الاخر.
بنابراين پيامبر اسلام از مصونيتي الهي بهره مند است و خداوند او را از
اشتباه در دستورات , گفتار و كردار حفظ مي كند , خواه در زمينه امور شرعي
يا بيان حالات اقوام گذشته و آينده و حالات فرشتگان و ويژگيهاي عالم
غيب مانند بهشت و جهنم يا بيان معارف و امور اخلاقي و يا احكام
حكومتي .
ولي مردم از آنجا كه جسارت برخي اصحاب و جرات ايشان بر تغيير
احكام الهي و مخالفت با نبي اكرم را مشاهده كردند. نظير اعتراض بر صلح
حديبيه , نپذيرفتن متن مشروعيت حج وتمتع وتحريم آن , تحريم ازدواج
موقت پس از ارتحال رسول اكرم , جلوگيري از وصيت نوشتن پيامبر اسلام ,
اظهار آن كلام وقيحانه اي كه به خاطر حفظ حرمت پيامبر گرامي از نقل آن
معذوريم وقتي اينگونه گفتارها و كردارهاي اصحاب مورد توجه مردم قرار
گرفت , مخالفت با نصوص شرعي و سنت نبوي را امر ساده اي پنداشتند و
خطا و اشتباه را در مورد حضرت روا دانستند.
تمام مثالهايي كه نويسنده براي اثبات مدعاي خويش مطرح كرده , قابل
خدشه است . به عنوان نمونه منع از يافتن شتر گم شده و سپس تجويز اين
كار از قبيل تغيير حكم نيست و موضوع منع با موضوع اجازه متفاوت بوده
است . در صورتي كه شتر قدرت دفاع در برابر درندگان را داشته باشد و خود
بتواند به تنهايي بچرد , در اين صورت كسي نبايد سراغ آن برود و آن را بگيرد
زيرا به طور معمول صاحب آن در جايي كه آن را گم كرده است به دنبالش
مي آيد. اما اگر اين شتر دو ويژگي مذكور را نداشت گرفتن آن جايز است . در
هر دو فرض شارع مقدس مصلحت مال و مالك را مراعات كرده و هر دو
حكم از احكام ثابت و غيرقابل تغيير الهي است .
از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده كه حضرت فرمودند
اميرالمومنين عليه السلام در مورد مردي كه حيوان خويش را رها كرده بود ,
چنين حكم كردند : اگر حيوان را در جاي امن و داراي آب و علفي رها كرده
است پس حيوان مال خود اوست و هر جا آن را بيابد با خود مي برد اما اگر آن
را در محل غير امن و بدون آب و علف رها كرده است , در اين صورت حيوان
متعلق به هر كسي است كه آن را بيابد.
همچنين در روايت مسمع از امام علي عليه السلام آمده است كه حضرت
فرمودند : هر گاه حيواني را صاحبانش رها كنند يا از تامين علوفه يا هزينه اش
ناتوان شدند. حيوان متعلق به كسي است كه آن را زنده نگه دارد.
حضرت علي در مورد فردي كه حيوان خود را در مكاني كه امكان گم شدن
حيوان بود رها كرده بود فرمودند اگر حيوان را در جاي امن وداراي آب و
علفي رها كرده است , حيوان متعلق به خود اوست و هر وقت بخواهد
مي تواند آن را با خود ببرد ولي اگر آ نرا در جاي بي آب و علفي رها كرده
است , حيوان مال كسي است كه آن را زنده نگه دارد . » 1
اجتناب نبي اكرم از قيمت گذاري اجناس نيز حكمي نيست كه از آن
اطلاق برداشت شود بگونه اي كه حتي اگر اجناس مانند گندم و ساير اقلام
روزي معيشتي مردم با قيمتي عرضه مي شد كه بيشتر مردم توانايي خريد آن
را نداشتند و در گرسنگي و سختي شديد قرار مي گرفتند , باز هم حضرت از
قيمت گذاري اجتناب كنند.
بايد اضافه كرد بيشتر موارد موردتمسك اين نويسنده و ديگران براي
اثبات اينكه پيامبر اكرم اجتهاد مي كرده و حكمش مقطعي بوده و با پشتوانه
وحي صادر نمي گشته است . از موارد دوران امر بين دو محذور شرعي است
كه نبي اكرم محذور سبك تر را در پرتو تعاليم الهي مقدم داشته
است .
نتيجه مي گيريم كه هيچ يك از اين موارد , تغيير حكم شرعي شمرده
نمي شود. عمل شرع قاضي نيز همين گونه است . علاوه بر آنكه عمل او حجت
نيست زيرا او تا دوران سلطه بني اميه همچنان قاضي باقي ماند حال آنكه در
آن دوران آزادي هاي اسلامي افراد جامعه سلب شد و هيچ كس حق نصيحت
كردن كارگزاران حكومت و قاضيان و امر به معروف و نهي از منكر را نداشت
مگر آنكه جان و مال و خويشان خود را در معرض چپاول و قتل و انواع
شكنجه قرار دهد . 2
گذشته از آن , عمل شرع نيز به وجهي كه مي آيد قابل توجيه است البته
اگر شرع داراي چنين دركي بوده باشد.
مثلا بدون ترديد قاعده حجيت تنبيه و اينكه با استناد به كلام پيامبر
ارائه بينه برعهده مدعي وقسم خوردن برعهده منكرات , قواعدي شرعي و از
راههاي اثبات دعاوي و حل و فصل درگيري هاست . اما اين حجيت در
صورتي است كه اين راهها به طور معمول اطمينان بخش و قابل اعتماد باشد.
اما وقتي شرايط جامعه عوض شد و وضعيتي نظير وضعيت دوران بني اميه و
سلطه ايشان پيش آمد و قاضي بينوا ملاحظه كرد كه دست اندركاران قضاوت
و شاهداني كه بر جان مال مردم گواهي ميدهند , به خاطر تقرب جستن به
حاكمان و سياستمداران بر ضد مخالفين آنها گواهي مي دهند و بر ضد
شيعيان و دوستداران اهل بيت شهادت دروغ مي دهند , در چنين شرايطي
قاضي نمي تواند بر بينه اعتماد كند و با اجتهاد خويش از دليل اعتبار بينه
استنباط مي كند كه حجيت بينه وابسته به اطمينان بخشي و قابليت اعتماد
عمومي آن است . و هرگاه اين ويژگي از ميان رفت , حجيت نيز پايان مي يابد
روشن است كه در آن دوران قاضي نمي توانسته شهادت شاهد بر ضد اهل
بيت و شيعيانشان را به خاطر فسق قولي و عملي شاهد مردود اعلام نمايد.
در هر حال بدون شك اختلاف نظر قضات يا حتي يك قاضي در
جريانهاي مشابه همانند اختلاف فتواي مجتهدي يا مجتهد واحد هيچ
ارتباطي به تغيير حكم شرعي ندارد. بلكه در واقع قاضي ادله را بررسي
مي كند و مثلا در دليل حجيت بينه يا قسم و... اطلاقي نمي يابد تا شامل
برخي قضايا شود. در غير اين صورت هيچ قاضي اي در هر جايگاهي
نمي تواند عليرغم پذيرش اطلاق و عموم نص از قضاوت بر اساس آن امتناع
كند يا بر خلاف آن قضاوت بنمايد.
ـــــــ
پاورقي :
1 ـ جامع من لا يحضره الفقيه ج 3 ص 188 ح 848
2 ـ جامع وسائل الشيعه ج 13 در كتاب اللقطه .
پيامبر اسلام از مصونيتي الهي بهره مند است و خداوند او را
از اشتباه در دستورات , گفتار و كردار حفظ مي كند , خواه در
زمينه امور شرعي يا بيان حالات اقوام گذشته و آينده و حالات
فرشتگان و ويژگيهاي عالم غيب مانند بهشت و جهنم يا بيان
معارف و امور اخلاقي و يا احكام حكومتي باشد

|
اخبار حوزه
|
آيت الله سبحاني :
متوليان نشر كتب ديني كوتاهي هاي گذشته را
جبران كنند
آيت الله جعفر سبحاني در پيامي به همايش چالشها و رويكردهاي
نشرديني غيرفارسي خواستار اجتناب از عرضه آثار سست و بي محتوا به
نام تشيع شد.
به گزارش خبرگزاري شبستان متن كامل پيام به اين شرح است :
جاي بسي خرسندي است كه پس از سالها تاخير , متوليان امر و
دست اندركاران نشر كتب ديني و آثارآل محمد(ص ) به فكر سازماندهي
و نشر اين فرهنگ متعالي و مترقي در سايركشورها افتاده اند تا بلكه
كوتاهيهاي گذشته را جبران كنند.
حقيقت آن است دردنياي امروزاصحاب مذاهب ديگر به جز عده اي
معدود , از فرهنگ مترقي معارف ناب آل الله بي اطلاع هستند و آثار عليم
شيعه در اختيارشان نيست و آن را درست نمي شناسند و جز مشتي
سخنان بي پايه كه دشمنان به شيعه نسبت داده اند درباره پيروان مكتب
اهل بيت (ع ) نخوانده و يا نشنيده اند و شايد در بي خبري از آنان ,
كوتاهي ها نيز بي تاثير نبوده است .
چه خوب است متوليان ازامروز فرهنگ و نشر , در كنار سرازير كردن
كتب ديگران در نمايشگاه بين المللي كتاب تهران به ايران , هزينه اي هم
صرف روانه كردن كتب شيعه به سراسر جهان نمايند و به اين تصور
پايان بخشند.
ترديدي نيست كه در جهان پيچيده امروز براي هركاري ابتدا بايد
سازوكارهاي مناسب آن را تدارك ديد و با نظم و برنامه ريزي دقيق و
حساب شده كاركرد.
ندانم كاري و عرضه آثار سست و بي محتوا و ضعيف , مخلوط و
ياحاوي آثار شاذ ونادر و برخلاف مشهورعالمان مذهب , هيچ خدمتي
به مكتب محسوب نمي شود.
بنابراين آثاري كه به زبان غيرفارسي به سايركشورها عرضه مي شود بايد
از محتواي غني و دقيق برخوردار باشد و زبان و ادبيات روزو بي غلط
باشد و مشكل و شمايل آن از قبيل چاپ , صفحه آرايي و حروف چيني
و... زيبا و دلپذير و خوش خوان باشد و متناسب با نيازهاي كشورهاي
مقصد باشد.
بديهي است ما نبايد بدون نياز سنجي هر كتابي را كه دلمان خواست به
هر كشوري صادر كنيم .
شوراي انجمن هاي علمي حوزه علميه قم تشكيل و آيين نامه آن
مصوب شد
به گزارش خبرنگار تبيان شوراي انجمن هاي علمي حوزه علميه قم با
حضور و عضويت مديران انجمن هاي علمي اين حوزه از 16 آبان 84
رسما آغاز به كار كرد.
اين شورا با هدف زمينه سازي تعامل , انسجام و هماهنگي بين
انجمن هاي علمي حوزه , تلاش براي پيشبرد اهداف مشترك انجمن ها ,
زمينه سازي پشتيباني و حمايت هاي معنوي و مادي , سعي در رفع موانع
پيش رو , كمك به شناساندن جايگاه واقعي انجمن ها و زمينه سازي
ارتباط و حضور فعال انجمن هاي علمي حوزه در مجامع علمي حوزوي
و دانشگاهي تشكيل يافته است .
بر اساس اين گزارش , در اساسنامه مصوب اين شورا , پرهيز از جناح
بندي هاي تنشزاي سياسي در عين پايبندي به سياست هاي كلان نظام
اسلامي , هماهنگي با مسئولان حوزه و رعايت قوانين شوراي مديريت
حوزه و كميسيون انجمن هاي علمي و تاكيد بر استقلال انجمن ها لحاظ
شده است .
در نخستين جلسه اين شورا , حجت الاسلام محمد علي رضايي
اصفهاني به عنوان دبير اين شورا براي مدت يك سال انتخاب
شد.
شوراي انجمن هاي علمي حداقل هر ماه يك بار بايد تشكيل جلسه دهد
و تصميمات آن بر اساس راي اكثريت خواهد بود.
تاكنون 9 انجمن علمي در حوزه علميه قم رسما آغاز به كار كرده
است .
دومين كنگره سراسري نهضت نرم افزاري در قم و تهران برگزار
مي شود
دومين كنگره سراسري نهضت نرم افزاري , توليد علم و آزادانديشي 23 و
24 آذرماه در تهران و قم برگزار مي شود .
دبير اين كنگره افزود : موضوع اين كنگره علم و هويت مي باشد
كه انديشمندان حوزه و دانشگاه درخصوص علوم ديني و بومي , علوم
مدرن و رابطه آنها بحث و گفت و گو خواهند كرد. وي جهاني شدن ,
هويت , علم سنتي , نسبت ايمان و عقل , مفهوم عقل ديني , آيات الهي و
عقل و ايمان , علم ديني و سكولار , بازشناسي هويت ديني و اسلامي
توليد علم و آزادانديشي را از ديگر موضوعات اين كنگره ذكركرد.
پارسانيا افزود : جنبش نرم افزاري يك اقدام كوتاه مدت نيست بلكه
حضور خود آگاه در عرصه فرهنگ است كه نيازمند يك طرح مدون
مي باشد كه در اين راستا وظيفه حوزه هاي علميه بسيار خطير مي باشد.

| | |