قديمي ترين نسخه نهج البلاغه موجود در گنجينه كتب خطي كتابخانه
مركزي آستان قدس رضوي نگهداري مي شود.
به گزارش روابط عمومي سازمان كتابخانه ها , موزه ها و مركز اسناد آستان
قدس رضوي معاون اداره مخطوطات اين سازمان گفت : اين كتاب به خط
نسخ معرب 17 سطري در 174 ورق به اندازه 15 در 19 سانتيمتر مربع در
سال 544 هـ ـ ق توسط « محمد بن محمدبن احمد النقيب » كتابت شده
است .
محمد رضا فاضل هاشمي افزود : جلد اين نسخه نفيس نهج البلاغه از
« تيماج قهوه اي » است كه در سال 1065 « هـ . ق » توسط مرحوم
« فاضل خان » وقف كتابخانه اين آستان شده است .
وي بيان كرد : در اين نسخه علاوه بر متن كامل نهج البلاغه در آخر كتاب
در باره نقش مهرهاي حضرت علي (ع ) و تجليل ابويوسف از نهج البلاغه
مطالبي عنوان شده است .
معاون اداره مخطوطات اين سازمان گفت : در گنجينه كتب خطي آستان
قدس رضوي حدود 150 نسخه خطي نفيس درباره نهج البلاغه , شرح و
ترجمه آن به زبان عربي و فارسي وجود دارد.

|
درآمدي بر معرفت پژوهي در نهج البلاغه
|
قسمت دوم و پاياني
عباس عزيزي
.7 ابزارهاي شناخت
پس از بطلان سفسطه و پذيرفتن واقعيتي در خارج و پس از اين كه ثابت
كرديم مي توانيم في الجمله شناختي صحيح و مطابق با واقع به دست آوريم ,
اين سوال مطرح مي شود كه ابزارهاي شناخت چيست در نهج البلاغه بر
چهار ابزار تاكيد شده است :
حس :
امام علي (ع ) در يكي از خطبه هاي خود , اعتماد به حس را اعتماد به سندي
قوي مي داند. ايشان در مقام توصيف طاووس و زيبائي ها و شگفتي هاي
آفرينش آن مي فرمايد : « احيلك من ذلك علي معاينه لا كمن يحيل علي
ضعيف اسناده » (15 ) در مورد آن چه راجع به طاووس بيان كردم , تو را به
مشاهده و ديدن حواله مي دهم , نه مانند كسي كه گفتارش را بر سند ضعيف و
نادرست حواله مي دهد.
عقل :
امام علي (ع ) در معرفي بدبخت و شقي مي گويد : « فان الشقي من حرم نفع ما
اتي من العقل والتجربه » (16 ) زيان كار و بدبخت كسي است كه از سود عقل و
تجربه اي كه به او داده شده بي بهره ماند. در جاي ديگر حضرت (ع )
مي فرمايند : « كفاك من عقلك ما اوضح لك سبل غيك من رشدك » (17 ) بس
است تو را عقل و خردي كه راه هاي گمراهيت را از راه هاي رستگاريت آشكار
مي سازد.
قلب :
قلب از مهم ترين مجاري ادراكي است . البته منظور از قلب , آن قلب
جسماني صنوبري نيست , اگرچه بي ارتباط با آن هم نمي باشد , بلكه منظور از
قلب ابزاري است كه كشف و شهود به وسيله آن محقق مي شود.
امام علي (ع ) در اين باره مي فرمايند : « ان الله سبحانه جعل الذكر جلا
للقلوب تسمع به بعد الوقره وتبصر به بعد العشوه » (18 ) خداوند ذكر و ياد
خود را صيقل و روشنايي دل ها قرار داد كه به سبب آن بعد از كري مي شنوند
و بعد از تاريكي مي بينند.
وحي :
مهم ترين و خطاناپذيرترين ابزار شناخت , وحي است : « واعلموا ان هذا
القران هو الناصح الذي لايغش والهادي الذي لا يضل والمحدث الذي لا
يكذب وما جالس هذا القران احدالاقام عنه بزياده اونقصان , زياده في هدي
ونقصان من عمي واعلموا انه ليس علي احد بعد القران من فاقه ولا لاحد قبل
القران من غني واتهموا عليه آرائكم واستغشوا فيه اهوائكم » (19 ) و بدانيد
اين قرآن پنددهنده اي است كه خيانت نمي كند و راهنمايي است كه گمراه
نمي كند و سخن گويي است كه دروغ نمي گويد و كسي با اين قرآن ننشست ,
مگر اين كه چون از پيش آن برخاست , هدايت و رستگاري او افزايش يافت و
كوري و گمراهي او كم گرديد. بدانيد كسي را پس از (آموختن ) قرآن
نيازمندي نيست و نه براي كسي پيش از قرآن بي نيازي محقق مي گردد.
انديشه هايتان را كه بر خلاف قرآن است متهم سازيد و خواهش هايتان را در
برابر آن خيانت كار بدانيد.
8 ـ موضوع شناسايي يا محورهاي معرفتي
متعلق يا موضوع هاي شناسايي كه در نهج البلاغه بيشتر مورد توجه قرار
گرفته اند , جهت گيري هاي اصلي و دغدغه هاي بنيادين معرفتي آن حضرت را
نشان مي دهند. به عبارت ديگر , متعلق علم و معرفت , بيان گر اهميت و
جايگاه آن موضوع در نظام معرفتي است . متعلق ها يا محورهاي معرفتي مورد
تاكيد حضرت به طور عمده عبارتند از : خداشناسي , خودشناسي ,
دين شناسي , امام شناسي , معادشناسي , جهان شناسي , دنياشناسي ,
فتنه شناسي , تاريخ شناسي و محورهاي ديگر كه مجال ذكر آن ها نيست .
9 ـ آسيب هاي معرفت
از ديدگاه نهج البلاغه , درخت شناخت , درخت پرثمري است كه آفت هاي
گوناگوني آن را تهديد مي كند. امام علي (ع ) در نهج البلاغه آفت هاي متعددي
را برمي شمارند كه ما به اختصار به آن ها اشاره مي كنيم :
.1 دنياپرستي و هواپرستي : « كم من عقل اسير عند هوي امير » (20 ) بسا عقل
و خرد كه اسير و گرفتار هوا و خواهشي است كه بر آن فرمانروا است .
.2 عشق مجازي (شهوت ) : « من عشق شيئا اعشي بصره وامرض قلبه فهو
ينظر بعين غيرصحيحه ويسمع باذن غير سميعه , قد خرقت الشهوات عقله
واماتت الدنيا قلبه » (21 ) و هر كه به چيزي عاشق شد , چشم دل او را كور
ساخته و دلش را بيمار گرداند. پس او به چشمي كه (مفاسد آن را) نمي بيند
مي نگرد و به گوشي كه (حقايق ) را نمي شنود , مي شنود , خواهش هاي بيهوده
عقل او را دريده و دنيا دلش را ميرانده و شيفته خود نموده است .
.3 آرزوهاي بلند : « واعلموا ان الامل يسهي العقل و ينسي الذكر » (22 ) بدانيد
كه آرزو موجب به غلط و اشتباه افتادن عقل و فراموشي از ذكر خدا است .
.4 تقليد كوركورانه : « ولا تطيعوا الادعيا ... اتخذهم ابليس مطايا ضلال
وجندا بهم يصول علي الناس تراجمه ينطق علي السنتهم استراقا لعقولكم
ودخولا في عيونكم ونثا في اسماعكم » (23 ) و از بدان و ناكسان كه آن ها را
نيكان و مهتران مي پنداريد پيروي نكنيد , شيطان آن ها را شتران باركش
گمراهي گرفته و سپاهي كه به وسيله ايشان بر مردم مسلط شود. و ترجمه
كننده هايي كه به زبان آن ها سخن مي گويد , براي اين كه عقل هاي شما را
بدزدد و در چشم هايتان داخل گردد و در گوش هايتان بدمد.
.5 مزاح و شوخي افراطي : « ما مزح امر مزحه الا مج من عقله مجه » (24 )
هيچ مردي شوخي نكرد از هرگونه شوخي , مگر آن كه پاره اي از عقل خود را
رها كرد , رهاكردني (شوخي باعث سبكي عقل مي شود).
.6 گناه : « الذنوب الدا والدوا الاستغفار » (25 ) گناهان درد و بيماري است و
دواي آن استغفار است .
.7 عجب و خودپسندي : « واعلم ان الاعجاب ضدالصواب وآفه الالباب ,
فاسع في كدحك » (26 ) خودبيني , ناروا , بر خلاف حق و آفت خردها است ,
پس در كسب معاش خويش تلاش كن .
.8 فتنه : « يقتل في هذه الامه امام يفتح عليها القتل والقتال الي يوم القيامه
ويلبس امورها عليها ويبث الفتن فيها فلا يبصرون الحق من الباطل » (27 ) در
اين امت پيشوايي كشته مي شود كه خونريزي و جنگ تا روز قيامت گشوده
مي گردد و كارها را برايشان مشتبه مي نمايد و فتنه ها و تبهكاري ها را در آنان
نشر مي دهد , پس آن ها حق را از باطل تميز نمي دهند.
.9 آز و طمع : « اكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع » (28 ) بيشتر جاهاي
به خاك افتادن و لغزش خردها , زير درخشندگي طمع ها و آزها است .
.10 فقر و تنگدستي : « يا بني اني اخاف عليك الفقر فاستعذبالله منه , فان
الفقر منقصه للدين , مدهشه للعقل , داعيه للمقت » (29 ) اي پسرم , من بر تو از
تنگدستي مي ترسم , پس از شر آن به خدا پناه ببر كه تنگدستي جاي شكست
و كمبودي در دين است و جاي سرگرداني خرد است و موجب دشمني
است .
.11 وسوسه ها : « هو القادر الذي اذالله حاول الفكر المبرا من خطرات
الوساوس ان يقع عليه ... ردعها وهي تجوب مهاوي سدف الغيوب » (30 )
اوست توانايي كه اگر فكر و انديشه پيراسته از وسوسه هاي شيطاني بخواهد
منتهاي قدرت او را دريابد , خداوند آن اوهام و عقول را بازمي گرداند در
حالتي كه راه هاي هلاكت و تاريكي هاي عوالم غيب را طي كرده .
.12 كار تحميلي : « ان للقلوب شهوه و اقبالا وادبار افاتوها من قبل شهوتها
واقبالها , فان القلب اذا اكره عمي » (31 ) محققا دل ها را خواهش و روآوردن
و روگردانيدني است , پس به سوي آن ها بياييد از راه خواهش و روآوردن
آن ها (نه از راه بي ميلي و نه خواستن آن ها) , زيرا هرگاه دل به انجام كاري
مجبور شد كور مي گردد.
.13 نزاع و كشمكش : « من كثر نزاعه بالجهل دام عماه عن الحق » (32 ) كسي كه
بر اثر ناداني بسيار مكابره و زد و خورد نمايد , كوري و نابينايي او از حق ,
هميشگي است .
.14 خشنودي و خشم : « ويكاد افضلهم رايا يرده عن فضل رايه الرضي
والسخط » (33 ) از ايشان آن كه انديشه اش درست تر است , زود خشنودي و
خشم او را از انديشه نيكويش برمي گرداند , (از عيب آن چه از آن خشنود
شده چشم مي پوشد و در آن چه از آن به خشم آمده عيب گيرد)
.15 لجاجت : « اللجاجه تسل الراي » (34 ) لجاجت و ستيز , تدبير و انديشه
درست را دور مي كند.
.16 عمل نكردن به علم (به كار نبستن علم ) : « العلم مقرون بالعمل , فمن علم
عمل والعلم يهتف بالعمل فان اجابه و الاارتحل عنه » (35 ) علم بسته به عمل
است , پس هر كه دانست عمل كرد و علم عمل را ندا مي كند , اگر دعوت آن را
پذيرفت از آن علم سود برده مي شود وگرنه علم از عمل دور مي گردد.
.17 كبر و استكبار : « فالله الله ... وسو عاقبه الكبر , فانها مصيده ابليس
العظمي ومكيدته الكبري , التي تساور قلوب الرجال مساوره السموم
القاتله » (36 ) و از بدي پايان خودخواهي و گردنكشي بترسيد , زيرا
تباهكاري و گردنكشي بزرگ ترين دام و فريب شيطان است ; چنان فريبي كه
مانند زهرهاي كشنده در دل هاي مردان داخل مي شود و آن ها را از بين
مي برد.
.18 تعصب و عصبيت : « اعترضته الحميه فافتخر علي آدم بخلقه وتعصب
عليه لاصله فعدو الله امام المتعصبين وسلف المستكبرين الذي وضع اساس
العصبيه » (37 ) كبر و خودخواهي به او روي آورد , پس به آفرينش خود بر آدم
فخر و نازش نمود و براي اصل خويش (كه از آتش آفريده شده بود) عصبيت
نموده آشكارا زير بار فرمان حق نرفت , پس دشمن خدا (شيطان ) پيشواي
متعصبين و گردنكشان است كه بنيان عصبيت را به جا گذارد.
.19 غفلت : « بينكم وبين الموعظه حجاب من الغره » (38 ) بين شما و بين
شنيدن و پيروي از موعظه و پند , پرده اي از غفلت و بي خبري مي باشد.
.20 يك جانبه نگري : « يا حارث , انك نظرت تحتك ولم تنظرفو قك
فحرت » (39 ) اي حارث , تو به زير خود نظر كردي (گفتار باطل و نادرست
آن ها را پسنديدي ) و به بالايت نگاه نكردي (در سخنان حق و درست من
انديشه ننمودي ) , پس حيران و سرگردان ماندي .
.21 سستي و تنبلي : « فتداو من دا الفتره في قلبك بعزيمه » (40 ) پس مداوا
كن رنج سستي دل خود را به تصميم و كوشش در طاعت .
.22 شبهه : « وانما سميت الشبهه شبهه لانها تشبه الحق » (41 ) شبهه از اين
جهت شبهه ناميده شده كه شبيه و مانند حق است (هر كس نمي تواند ميان
حق و باطل تميز دهد).
پاورقي
15 ) همان , خ 164 , ص .535
16 ) همان , نامه 78 , ص .1083
17 ) همان , حكمت 413 , ص .1284
18 ) همان , خ 213 , ص .705
19 ) همان , خ 175 , ص .568
20 ) همان , حكمت 202 ـ ص 1182 و ر . ك : همان , نامه 31 , ص 938 ;
نامه 32 , ص .928
21 ) همان , خ 108 , ص .332
22 ) همان , خ 85 , ص 209 و ر . ك : همان , حكمت 267 , ص .1221
23 ) همان , خ 234 , ص 788 و ر . ك : همان , حكمت 139 , ص .1156
24 ) همان , حكمت 442 , ص .1294
25 ) ميزان الحكمه , ج 3 , ص 986 و ر . ك : نهج البلاغه , خ 189 , ص 637 و
حكمت 244 , ص 1198 ; ميزان الحكمه , ج 3 , ص .995
26 ) ترجمه نهج البلاغه فيض الاسلام , نامه 31 , ص 922 و ر . ك : همان ,
حكمت 203 , ص .1182
27 ) همان , خ 163 و ر . ك : خ 151 , ص .466
28 ) همان , حكمت 210 , ص .1184
29 ) همان , حكمت .319
30 ) همان , خ 90 , ص .238
31 ) همان , حكمت 184 , ص .1175
32 ) همان , حكمت 30 , ص .1101
33 ) همان , حكمت 335 , ص 1247 و ر . ك : همان , نامه 76 , ص 1081
34 ) همان , حكمت 170 , ص .1170
35 ) همان , حكمت 358 , ص 1256 و ر . ك : همان , خ 109 , ص .340
36 ) همان , خ 234 , ص .798
37 ) همان , خ 234 , ص .778
38 ) همان , حكمت 274 , ص 1223 و ر . ك : همان , خ 152 , ص .476
39 ) همان , حكمت 254 , ص .1242
40 ) همان , خ 214 , ص .711
41 ) همان , خ 38 , ص .123

|
ارتباط ناشناخته
|
قسمت چهاردهم
پس از ابراهيم تيموري كه از آذر 1338 تا آبان 1342
عهده دار نمايندگي فوق العاده ايران در تل آويو بود , به ترتيب ,
منوچهر پيشوا از آبان تا بهمن 1342 , صادق صدريه از بهمن
1342 تا اسفند 1346 , فريدون فرخ از فروردين 1347 تا آذر
1349 , ابراهيم تيموري مجددا از آذر 1349 تا فروردين
1354 و مرتضي مرتضايي از فروردين 1354 تا بهمن 1357 ,
مسئوليت نمايندگي ايران را در تل آويو به عهده داشتند. با
پيروزي انقلاب اسلامي ناصر رسوليان از بهمن 1357 تا
فروردين 1358 , جهت تحويل و تحول به تل آويو اعزام شد .
افراد مذكور كه هر يك مدتي به عنوان نماينده فوق العاده
ايران در اسرائيل مشغول فعاليت بوده اند , گزارش هاي
پراكنده اي به وزارت امور خارجه ايران ارسال مي كردند كه در
اين ميان , تعدادي از گزارش هاي ابراهيم تيموري كه در دو
دوره , بيش از هشت سال بيشترين مدت اقامت را از آن خود
كرده , در دسترس است همچنين گزارش هاي مرتضي مرتضايي ,
به ويژه گزارش سالانه وي قابل توجه است . وي در اين گزارش
كه در بايگاني اسناد سال 1356 وزارت امور خارجه موجود
است اقدامات نمايندگي خود را در چند بعد تفكيك كرده و
تحت عنوان گزارش سالانه با طبقه بندي خيلي محرمانه به
وزارت امور خارجه ارسال كرده است . از آنجا كه تاكنون
دسترسي به كليه پرونده هاي روابط ايران و اسرائيل مقدور
نبوده است , اين گزارش به عنوان نمونه كاري فعاليت نمايندگي
ايران در تل آويو مي تواند تا حدودي وضعيت آن نمايندگي را
براي محققان روشن كند.
بخش هايي از اين گزارش عينا به شرح زير نقل مي شود :
امور تشريفاتي
با توجه به شرايط و مقتضيات حاكم بر نمايندگي , امكان
برگزاري جشن رسمي ميلاد فرخنده شاهنشاه نيست . اما به
دليل علاقه تاريخي يهوديان به نظام شاهنشاهي و احساس دين
نسبت به كوروش كبير , جشن مذكور همه ساله به صورت
غيررسمي و بدون اعلام وسايل ارتباط جمعي در محل برگزار
مي گردد.
مسافرت هاي شخصيت هاي مهم ايراني به اسرائيل ,
علي الاصول محرمانه بوده و اين نمايندگي نيز به همين دليل از
شرح اين مسافرت ها معذور است . فقط به ابهام اشاره مي كند
كه در طي اين سال چند نفر از شخصيت هاي عاليمقام كشوري
و لشگري به دفعات به اين كشور مسافرت كردند كه به سبب
وضع خاص روابط دو كشور , اين مسافرت ها جنبه رسمي
نداشت .
با آنكه همه تلاش هاي ممكن براي كتمان يا لااقل جنبه
غيررسمي دادن به حضور و وجود اين نمايندگي صورت
مي گيرد , اما كم و كيف فعاليت هاي آن , هم براي مردم و
سازمان هاي مختلف اسرائيلي و هم براي نمايندگان ديپلماتيك
مقيم اين كشور آشكار گرديده و از آنجا كه دولت شاهنشاهي با
غالب كشورهايي كه در اسرائيل نمايندگي دارند , مناسبات
حسنه دارد , اينجانب به ضرورت گاهي در جشن هاي ملي و
مناسبت هاي خصوصي شركت داشته و متقابلا آنها (هم )
مي آيند.
بديهي است براي آنكه اين گونه رويدادها وسيله اي در
جهت افشاي كيفيت و حقيقت روابط ايران و اسرائيل نگردد ,
گاه به گاه به مناسبت , ضمن ديدارها وضع خاص نمايندگي و
نقش و وظيفه اي را كه به ظاهر به عهده داريم (رسيدگي به امور
كنسولي متجاوز از يكصد و بيست هزار يهودي ايراني الاصل و
مهاجر به اسرائيل و كمك به تسهيل امور بازرگاني دو كشور ,
آن هم تحت نظر سفارت سوئيس در اسرائيل ) توضيح داده
شده است .
امور سياسي
در اوايل دوره مورد بحث در معيت يك شخصيت
عالي مقام ايراني با پروفسور « افرايم كاتزير » ـ رئيس جمهور
اين كشور ـ و يك بار ديگر در معيت همان مقام با اسحق رابين
نخست وزير و شيمون پرز ـ وزير دفاع و ايگال آلون ـ وزير
امور خارجه ملاقات كردم . ساير ملاقات هاي اين دوره با
مقامات مهم دولتي محل به شرح زير بوده است :
وزير دفاع دو بار , وزير خارجه يك بار , وزير دفاع سه بار ,
پروفسور « آوي نري » ـ مديركل وقت وزارت خارجه چندين
بار , افرايم اورون ـ مديركل فعلي وزارت خارجه دو بار , ژنرال
اميت ـ وزير حمل و نقل سه بار , ژنرال شارون ـ وزير
كشاورزي يك بار , ژنرال خوفي ـ رئيس اطلاعات و امنيت
محل دو بار , ژنرال مردخاي گور , رئيس ستاد ارتش سه بار ,
مديران كل بخش هاي مختلف وزارت خارجه چندين بار.
علاوه بر ملاقات هاي مذكور , لااقل هفته اي يك بار و
گاهي بيشتر به طور مرتب با رئيس اداره خاورميانه وزارت امور
خارجه (در) محل ملاقات مذاكره كرده ام , موضوع اصلي
مذاكرات در قالب اين ملاقات ها بحث و تبادل نظر (نظر)
پيرامون اوضاع منطقه و روابط ايران و اسرائيل بوده است كه
مفاد آن طي گزارش مرتب هفتگي به وسيله تلگراف به وزارت
متبوعه گزارش شده است .
تشريح و توضيح سياست خارجي ايران در قبال مسائل
مهم بين المللي و منطقه اي , با توجه به وضع استثنايي اين
نمايندگي و عدم رسميت آن معمولا به صورت هاي آشكار مانند
ترتيب سخنراني در مجامع مختلف يا درج مقالات در
مطبوعات و غيره صورت نمي گيرد , بلكه از مجاري خاص و
محرمانه و صرفا در سطح مذاكرات رسمي انجام مي شود. همين
لزوم پنهانكاري , كار اينجانب و همكارانم را در انجام وظيفه در
حد دلخواه مشكل مي سازد. در عين حال , نشرياتي كه از
وزارت متبوعه واصل مي گردد و به نحوي روشنگري خواهد
نمود , به طور مرتب پيش مطبوعات محل و افراد سرشناس
توزيع مي گردد و چكيده بعضي از همين مقالات ارسالي توسط
نمايندگي در مطبوعات محل چاپ شده است .
خوشبختانه در دوره مورد بحث , هيچ واقعه اي كه داراي
آثار سو در روابط باشد , رخ نداده است . در مطبوعات
اسرائيل و نيز جرايد عرب زبان چاپ بيت المقدس شرقي نيز
در سال گذشته , مقالات ضدايراني برخلاف دوره هاي قبل ,
تقريبا وجود نداشته است ... رويه كلي مطبوعات و راديو و
تلويزيون اسرائيل نسبت به ايران در مجموع , رويه اي مثبت و
سازنده است .
امور بين المللي
نمايندگي به خاطر وضع خاص خود متاسفانه از شركت
در كنفرانس ها و اجتماعات بين المللي كه در اسرائيل برگزار
مي شود , معذور است . ولي در بعضي از كنفرانس ها و
اجتماعات بين المللي كه جنبه علمي و فني داشته است ,
نمايندگي شركت داشته است ; از جمله دو كنفرانس بين المللي
وسايل ارتباط جمعي در منازعات سياسي .
امور اطلاعات و مطبوعات
از حدود دو سال قبل به اين طرف , در نتيجه اقدام
نمايندگي و موافقت دولت شاهنشاهي , تني چند از خبرنگاران
و مفسران روزنامه هاي اسرائيلي به ايران مسافرت كرده و
حاصل ملاقات ها و بازديدهاي آنان به صورت مقالات متعدد
در روزنامه هاي اسرائيل منتشر شده است .
هر هفته تعداد يكصد و بيست نسخه كيهان انگليسي كه
وسيله پست سياسي از مركز واصل مي گردد , به طور مرتب بين
دانشجويان ايراني , ايرانيان مقيم و بعضي از مقامات و
سازمان هاي بخصوص توزيع مي شود.
امور اقتصادي
(به منظور) بررسي افزايش ميزان صادرات ايران به
اسرائيل (در هر فرصتي كه پيش آيد) با ارباب صنايع و
بازرگاني اسرائيل (گفت و گو مي شود).
طبق آمار رسمي منتشره از طرف دولت اسرائيل ,
صادرات اين كشور به ايران طي سال 1976 متجاوز از 92
ميليون دلار و واردات اسرائيل از ايران طي همان سال فقط
4,4 ميليون دلار بوده است .
در حال حاضر , شركت هواپيمايي ال ـ عال هفته اي
شش پرواز در ايام نوروز , (هشت پرواز در) فصل تابستان و
پروازهاي متعدد فوق العاده در مسير تهران ـ تل آويو دارد.
ضمنا هواپيماهاي باري ال ـ عال و شركت آگراسكو نيز كه امور
مربوط به صادرات ميوه و لبنيات و سبزيجات اسرائيل را به
عهده دارد , مرتبا به ايران پرواز مي كند.
امور فرهنگي , علمي , فني و دانشجويي
بين ايران و اسرائيل روابط فرهنگي مبتني بر
موافقتنامه ها و قراردادهاي فرهنگي وجود ندارد و در باب
مناسبات كهن فرهنگي و تاريخي غيررسمي ميان دو كشور
توافقاتي وجود دارد.
در حال حاضر , حدود چهارصد دانشجوي ايراني در
دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي اسرائيل به تحصيل
اشتغال دارند.
نامه هاي ارسالي و دريافتي
تعداد نامه هاي ارسالي به وزارت امور خارجه : .2906
تعداد نامه هاي محرمانه و سري ارسالي به وزارت امور
خارجه : .920
تعداد نامه هاي دريافتي از وزارت امور خارجه : .3499
تعداد نامه هاي محرمانه و سري دريافتي از وزارت امور
خارجه : .1011
تعداد تلگراف هاي مخابره شده به وزارت امور خارجه :
.409
تعداد تلگراف هاي دريافتي از وزارت امور خارجه :
.508
تعداد تلفن هاي مستقيم به وزارت امور خارجه در
مسائل اداري : .16
تعداد نامه هاي صادره نمايندگي به طور كلي : .2600
تعداد نامه هاي وارده به نمايندگي به طور كلي : .3475
تعداد گزارش هاي محرمانه و سري : 440
تعداد پست هاي سياسي دريافتي از وزارت امور خارجه :
.52
تعداد پست هاي سياسي ارسالي به وزارت امور خارجه :
.52 (1 )
گزارش ساليانه مرتضي مرتضايي از جهات مختلفي قابل
توجه است كه به چند نكته آن اشاره مي شود :
الف ) در اين گزارش , وي به صراحت اعلام مي دارد كه
وظيفه نمايندگي , به ظاهر رسيدگي به امور كنسولي يهوديان
ايراني الاصل و مهاجر به اسرائيل و كمك به تسهيل امور
بازرگاني دو كشور است كه زير نظر سفارت سوئيس در اسرائيل
انجام مي پذيرد.
بنابراين , روشن است كه يك وظيفه اصلي و واقعي هم
بوده كه قسمتي از آن به ميان نيامده و حتما در پشت پرده انجام
مي گرفته است .
ب ) در گزارش آمده , با آنكه همه تلاش هاي ممكن براي
كتمان و جنبه غيررسمي حضور و وجود نمايندگي ايران
صورت مي گيرد , اما كم و كيف فعاليت ها هم براي مردم و
سازمان هاي مختلف اسرائيلي و هم براي نمايندگان ديپلماتيك
مقيم اين كشور آشكار شده است . حال اين سوال مطرح
مي شود كه با وجود اين اظهارات , مقامات ايراني به عدم وجود
نمايندگي سياسي در تل آويو چه معنايي مي توانسته داشته
باشد !
ج ) حضور چهارصد دانشجوي ايراني مشغول به تحصيل
در دانشگاه هاي اسرائيل , حكايت از نفوذ و تاثير آموزش و
آموزه هاي هدفدار دولت اسرائيل بر انديشه هاي سياستگذاران
احتمالي آينده در دستگاه رژيم پهلوي دارد
د) آمار ارائه شده , حتي در زمينه اقتصادي نوعي برتري
اسرائيلي را نشان مي دهد; فاصله بيش از 87 ميليون دلاري
صادرات اسرائيل به ايران نسبت به صادرات ايران به اسرائيل ,
بسيار گوياست .
هـ) پروازهاي تهران ـ تل آويو كه در انحصار شركت
هواپيمايي « ال ـ عال » متعلق به اسرائيل بود , علاوه بر مزاياي
فراوان براي آنها , ابتكار عمل را هم در اختيار اسرائيلي ها قرار
مي داد.
و) در ميان نامه هاي ارسالي و دريافتي نمايندگي , تعداد
نامه هاي محرمانه و سري بسيار قابل توجه است . احتمالا اين
نامه ها وظيفه اصلي و پشت پرده نمايندگي ايران را روشن
مي كرده است .
ز) مرتضي مرتضايي در اين گزارش سعي كرده است
وضعيت نمايندگي ايران را در تل آويو در زمان خود در مقايسه
با قبل از خود , بسيار مطلوب جلوه دهد و اشاره دارد كه هيچ
واقعه اي كه داراي آثار سو در روابط باشد , رخ نداده است .
در يك مقايسه كلي بين فعاليت نمايندگي ايران در تل آويو
با نمايندگي اسرائيل در تهران , مي توان گفت كه فعاليت
نمايندگي ايران در اسرائيل از سوي وزارت امور خارجه ايران
كنترل مي شد كه در واقع سعي داشت فعاليتي در درون داشته
باشد. اما فعاليت نمايندگي اسرائيل در تهران بسيار گسترده تر و
چشمگيرتر بود; به گونه اي كه برخي اوقات از كنترل مسئولان
ايران خارج شده و برخي اوقات بر اثر فشارهاي اسرائيلي ها تن
به خواسته هاي آنان مي دادند. در يكي از گزارشات سفارت
ايران در اسرائيل , به اعتراض نمايندگان سياسي كشورهاي
عربي در تهران نسبت به اختيارات اسرائيلي ها اشاره شده
است :
« تعدادي از نمايندگان سياسي كشورهاي عربي در تهران به
وزارت خارجه ايران اعتراض كردند كه نمايندگان اسرائيل در
تهران براي ماشين هاي خود از نمراتي كه علامت « سي ـ دي »
دارد , استفاده مي كنند. اعراب ادعا كردند كه چون اسرائيل و
ايران نمايندگان سياسي رد و بدل نكرده اند , نمايندگان اسرائيل
حق استفاده از نمرات مزبور را ندارند. وزارت خارجه ايران
اعتراض اعراب را رد كرده و اظهار داشته است كه نمايندگي
اسرائيل در تهران رسما از طرف دولت شناخته شده و آشكارا
نيز فعاليت مي كند و از موقعيت نيمه ديپلماتيك برخوردار
است . بدين جهت , وزارت امور خارجه ايران موافقت كرده
است كه آقاي دوريل با درجه سفير كبيري , آقاي عزري با
درجه وزير مختاري و نيز كلنل نيمرودي وابسته نظامي از
نمرات سياسي استفاده كنند. »
هر چند وزارت امور خارجه ايران سعي داشت در برابر
واكنش اعراب , رفتار اعضاي نمايندگي اسرائيل را در تهران
توجيه كند , اما برخي اوقات نوع فعاليت آنها از چارچوب هاي
تعيين شده فراتر مي رفت و زحمت هايي را براي مسئولان
ايراني به وجود مي آوردند و يا اينكه تلاش مي كردند ايران را در
برابر عمل انجام شده قرار دهند. در چنين مواقعي , مقامات
ايراني عصباني شده و با وجود اينكه معمولا با نمايندگان
اسرائيل با نرمش برخورد مي كردند , به ناچار تذكراتي به آنها
مي دادند.
پاورقي :
1 ـ بايگاني اسناد وزارت امور خارجه . سال 38 ـ2536
(1356 ) , كارتن شماره 3 , پرونده 5 ـ.210
حضور چهارصد دانشجوي ايراني مشغول به
تحصيل در دانشگاههاي اسرائيل حكايت از تاثير
آموزه هاي هدفدار رژيم صهيونيستي بر
انديشه هاي سياستگذاران احتمالي آينده در
دستگاه رژيم پهلوي دارد

| | |