روزنامه جمهوري اسلامي 13/09/1384 صفحه سرمقاله
چرا خرافاتي شده ايم


بسم الله الرحمن الرحيم
« ما بايد سعي كنيم تا حصارهاي جهل و خرافه را شكسته تا به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدي ـ صلي الله عليه و آله ـ برسيم . و امروز غريب ترين چيزها همين اسلام است , و نجات آن قرباني مي خواهد. دعا كنيد من نيز يكي از قرباني هاي آن گردم » .
اين , فرازي از نامه حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه به يكي از علماي حوزه علميه است كه در تاريخ 67,7,12 نگارش يافت و در روزنامه هاي 13 مهر ماه همان سال منتشر شد و در جلد 21 صحيفه امام صفحه 160 ثبت است .
ماجراي اين نامه به پاسخي مربوط مي شود كه امام خميني به استفتائي در باره بازي شطرنج داده بودند و آن عالم بزرگوار با ارسال نامه اي به محضر ايشان , ايرادهائي به فتواي امام وارد كرده بود و امام نيز به آن ايرادها پاسخ داده بودندو چون در آن پاسخ , تعريض هائي به آن عالم ارجمند وجود داشت , امام حدود 10 روز بعد در نامه اي ديگر در صدد دلجوئي از وي برآمدند و نامه 12 مهرماه , كه فرازي از آن در آغاز اين مقاله آمده است , را مرقوم فرمودند.
همينجا خوبست يادي هم از مرحوم حاج احمد آقاي خميني رحمه الله عليه نمائيم كه در شامگاه 12 مهرماه 67 در يك تماس تلفني به نگارنده اين سطور خبر داد كه امام , چنين نامه اي مرقوم فرموده اند و خوبست شما در صفحه اول روزنامه جمهوري اسلامي قسمت هائي از آنرا بياوريد تا نظر امام كه دلجوئي از مخاطب نامه است تامين شود كه بحمدالله انجام شد.
براي تكميل آنچه در صدد هستيم از حضرت امام خميني در اين مقاله نقل كنيم و بهره ببريم , خوبست فرازي از نامه اول ايشان كه در جواب ايرادهاي آن عالم بزرگوار نگاشته شده بود را نيز در اينجا بياوريم . امام , بعد از توضيحات لازم و جواب به ايرادها , مرقوم فرمودند :
« شما خود مي دانيد كه من به شما علاقه داشته و شما را مفيد مي دانم , ولي شما را نصيحت پدرانه مي كنم كه سعي كنيد تنها خدا را در نظر بگيريد و تحت تاثير مقدس نماها و آخوندهاي بيسواد واقع نشويد , چرا كه اگر بناست با اعلام و نشر حكم خدا به مقام و موقعيتمان نزد مقدس نماهاي احمق و آخوندهاي بيسواد صدمه اي بخورد , بگذار هر چه بيشتر بخورد » . (صحيفه امام جلد 21 صفحه 152 ) .
از سال 1367 تا كنون , جامعه ما دستخوش تحولات گسترده اي در زمينه هاي مختلف شده است . از يكطرف , پيشرفت هاي علمي و صنعتي افتخارآميزي همچون دستيابي به فن آوري هسته اي , توليد و تكثير وانجماد سلولهاي بنيادي , رشد صنايع دفاعي , ارتقا چشمگير نوجوانان و جوانان كشورمان در المپيادهاي جهاني و توسعه همه جانبه زيرساخت هاي كشور نصيب شده است . از طرف ديگر همزمان با تحولات شگفت انگيز جهاني در زمينه ارتباطات , دگرگوني هاي چشمگيري در نگرش مردم بويژه نسل جوان به مسائل مختلف اجتماعي , سياسي و فرهنگي بوجود آمده كه عليرغم ريزش ها , كه از عوارض طبيعي هر تحولي است , رويش هاي اميدبخشي را در زمينه هاي مختلف به همراه آورده است . و در عين حال از جانبي ديگر , و در نهايت شگفتي و تحير , رواج خرافات , باورهاي جاهلانه وتمسك به امور سطحي در همين جامعه انقلابي و رشد يافته علمي و ديني بشدت گسترش پيدا كرده است . وضعيت اكنون بگونه ايست كه به نظر مي رسد جمله اول همان فراز از نامه حضرت امام خميني به آن عالم بزرگوار كه مرقوم فرمودند : « ما بايد سعي كنيم تا حصارهاي جهل و خرافه را شكسته تا به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدي ـ صلي الله عليه و آله ـ برسيم » بيانگر نياز امروز است و در اين مدت 17 سال كه از نگارش آن نامه گذشته , نه تنها در عرصه مبارزه با خرافات پيشرفتي نداشته ايم بلكه دچار عقب نشيني نيز بوده ايم و حصارهاي جهل و خرافه , بلندتر و قطورتر نيز شده اند!
جاي شهيد مطهري خالي است كه با تحريفات عاشورايش به ميدان مبارزه با مداحان بيسوادي بيايد كه با حصارهاي جهل و خرافه , در حريم مقدس چهارده معصوم , حرمت شكني مي كنند و با استخفاف و غلو و گزافه گوئي هايشان كار را به جائي رسانده اند كه مراجع تقليد را وادار به شكوه و اعتراض كرده اند , رهبري نظام وانقلاب نيز بارها نگراني خود را ابراز نموده اند و حتي آيت الله سيستاني از عراق در پيامي به آيت الله فاضل لنكراني وساير مراجع عظام در باره خطر بزرگي كه ايران را از اين ناحيه تهديد مي كند هشدار دادند.
دشمنان نيز بشدت در حال برنامه ريزي و توطئه هستند. در ماه مبارك رمضان گذشته , عكس يك دختر كه گويا موش شده بود بر روي يك پايگاه اينترنتي ظاهر شد كه در توضيح آن آورده بودند اين , قيافه مسخ شده دختري است از اهالي يك كشور عربي كه با مادر خود , كه به مناسبت ماه مبارك رمضان قرآن مي خواند مخالفت كرد و قرآن را مورد اهانت قرار داده و به همين جرم , دچار غضب الهي گرديده است ! بعدها معلوم شد اين , تصوير يك مجسمه است كه يك مجسمه ساز در يكي از كشورهاي غربي ساخته و هيچ ارتباطي با مادر و دختري كه به آنها اشاره شد ندارد. البته در مدتي كه اين داستانسرائي توطئه آميز جريان داشت , وهن هاي زيادي نسبت به دين مبين اسلام صورت گرفت و بدخواهان تا توانستند افكار عمومي را عليه اين آئين پاك الهي برانگيختند.
و حالا نوبت به توطئه اي ديگر رسيده است . ورود يك سگ به حرم مطهر رضوي و داستان سرائي هاي عجيب و غريب و مشغول نگهداشتن افكار مردم و بار ديگر بالا بردن حصارهاي قطور جهل و خرافه . سيل « سي .دي » هاي تصويري اين ماجراست كه در نقاط مختلف كشور به فروش مي رسد , سودجويان مشغول سوداگري هستند و چهره پاك اسلام وسيماي نوراني امام معصوم هر روز با حصارهاي جهل و خرافه پوشانده و پوشانده تر مي شود و كسي نيست كه عليه اين ظلم آشكار كه به تنها امام معصوم مهمان ما ايرانيان و پيروان اهل بيت عليهم السلام روا داشته مي شود برآشوبدو فرياد برآورد كه چرا اينهمه ما خرافاتي شده ايم !
نه تنها كسي فرياد اعتراض بر نمي آورد , بلكه اگر كسي پيدا شود كه در ناكجاآباد آلوده به جهل و خرافات جرات كند و سخني در مخالفت بگويد يا بنويسد , گرفتار تيرهاي مسموم اتهام بي ديني و بي اعتقادي مي شود! ما را چه مي شود كه اينهمه به جهل و خرافات ميدان مي دهيم و حتي لحظه اي به سرنوشت جواناني نمي انديشيم كه در جهان به سرعت در حال تحول امروز با هزاران سئوال و ابهام مواجهند و بشدت نيازمند مجهز شدن به سلاح اعتقاد و ايمان به معارف ناب اسلام و اهل بيت براي مقابله با سيل تهاجمات هستند آيا اين , افتادن به دام اخباريگري و فاصله گرفتن از خردگرائي كه از ويژگيهاي شيعه در دوران بازگشت به اصول است نخواهد بود !
حتي اگر توطئه اي در كار نبوده باشد و چنين واقعه اي بطور طبيعي رخ داده باشد , اصولا اين چه فضيلتي براي يك امام معصوم با آن مقام رفيع كه ما شيعيان براي معصومان قائليم مي تواند باشد كه در بوق و كرنا بدميم كه يك حيوان نجس العين به حرم مطهر آنحضرت پناه آورده و گريه كرده و حاجت خواسته بگذريم از انبوه سئوالهائي از قبيل اينكه اين سگ چگونه توانسته آنهمه مسافت صحن ها و درها و ايوان و رواق را در ميان آنهمه جمعيت طي كند و بدون كمك و برنامه ريزي خاص , خود را تا سه متري ضريح مطهر برساند مردم چرا مانع نشدند خدام چرا جلوگيري نكردند اين صحنه ها چطور فيلمبرداري شد دوربين هاي مداربسته حرم چگونه درست بر روي همين سگ ميزان شدند حالا كه چنين واقعه اي رخ داده , چه چيزي تغيير كرده چه مشكلي حل شده چه حاجتي از آن سگ روا شده چه فضيلتي بر فضايل , افزوده شده چند درجه بر ايمان ها اضافه شده آيا جز اينست كه فقط خرافه اي بر خرافه هاي موجود در انبان تهي از حقيقت مداحان بيسواد افزوده ايم !
واقعا عقل ما كجا رفته كه ما چنين خرافه هائي را مي پذيريم چرا ما خرافاتي شده ايم تا چه وقت بايد آلت دست اين و آن باشيم تا هر طور كه اراده مي كنند بتوانند ما را بازي بدهند و زمينه را براي سست شدن اعتقادات جوانان ما فراهم سازند
ما براي تنها امام معصوم كه مهمان ما ايرانيان است اگر از ما بپرسند چرا اجازه مي دهيد در نظام جمهوري اسلامي چنين بي حرمتي هائي نسبت به اين نور پاك صورت بگيرد چه جوابي داريم در اين نظام ديني مبتني بر تعاليم اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله چرا اجازه داده مي شود حصارهاي جهل و خرافه هر روز قطورتر و بلندتر شود كتاب عقل و جهل را مرحوم كليني به اين دليل در صدر مجموعه كافي آورده است كه ما همانطور كه در روايات اين كتاب آمده اين واقعيت را درك كنيم كه اگر به عقل پناه ببريم همه چيز خواهيم داشت و اگر عقل را كنار بگذاريم دچار هزاران مشكل خواهيم شد.
آيا وقت آن فرا نرسيده است كه نخبگان جامعه ما به حصارهاي جهل و خرافه هجوم ببرند و به اين داستان غم انگيز پايان دهند علماي ديني , سخنوران , صاحبان قلم , اصحاب مطبوعات , اساتيد دانشگاه , خطباي دانشمند و مداحان باسواد و صاحب درد بايد سهم عمده اي در تلاش همه جانبه براي پايان دادن به اين بازي خطرناك بر عهده بگيرند واجازه ندهند فرصت درخشاني كه انقلاب اسلامي براي ملت بزرگ ايران فراهم آورده , به تهديدي براي خود اين انقلاب و معارف زلال اسلام ناب محمدي كه نظام جمهوري اسلامي بر آن مبتني است تبديل شود. از اين فرصت طلائي بايد براي ترويج معارف بلند اسلام ناب حداكثر بهره برداري را بعمل آوريم تا به فرموده امام خميني , حصارهاي جهل و خرافه را بشكنيم و به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدي ـ صلي الله عليه و آله ـ برسيم . مطمئن باشيد اگر چنين نكنيم , دشمنان براي زيرسئوال بردن مكتب پرافتخار تشيع , كه حقيقت اسلام است , پيروز خواهند شد , و چنين مباد.