قسمت سيزدهم
عزري سفير اسرائيل در ايران به لحاظ تسلط بر زبان
فارسي , آشنايي با آداب و رسوم ايرانيان وآگاهي از اوضاع
سياسي و اجتماعي ايران موفق شد بدون ايجاد هرگونه بحران
و حساسيت , رابطه كاري بسيار خوبي را با مقامات بالاي
مملكت و از جمله شخص شاه به وجود آورده و برنامه هاي
خود را كه از سوي اسرائيل ترسيم مي شد , اجرا كند. در همين
خصوص و درباره وضعيت غيرعادي هيئت نمايندگي اسرائيل
در تهران , در يكي از اسناد سفارت آمريكا كه پس ازملاقاتي
بين « آمون بن يوحنان » ـ وزير مختار نمايندگي اسرائيل در
تهران ـ و « آندروآي . كيلگو » ـ كنسول سياسي سفارت آمريكا ـ
در 22 اكتبر 1976 , 20 آبان 1351 تنظيم شده , چنين آمده
است :
« آقاي بن يوحنان اظهار داشت كه هيئت نمايندگي اسرائيل
در تهران در هر رابطه حقيقي (واقعي ) از طرف دولت ايران ,
مثل هر سفارتخانه ديگري با آن محترمانه رفتار مي شود. سفير
كبير مئير عزري به سهولت به شاه و ديگر مقامات بالاي ايران
دسترسي دارد. وقتي سفير كبير در مسافرت است , آقاي بن
جمله شاه ] از [ يوحنان نيز قادر است كه مقامات بالاي ايراني
را كه او براي انجام امور بين ايران و اسرائيل احتياج دارد
ببيند , ملاقات كند. فقط در جنبه هاي تشريفاتي است كه با
هيئت نمايندگي اسرائيل به صورت متفاوت از ديگر
سفارتخانه هاي معمولي در تهران رفتار مي شود. پرچمي از
اسرائيل در هيئت نمايندگي افراشته نيست و هيچ علامتي در
جلوي ساختمان , آن را به عنوان هيئت نمايندگي اسرائيل
مشخص نمي كند. سفير كبير عزري در تشريفاتي كه آداب و
رسوم ديگر سفرا را ملزم به شركت مي كند حضور پيدا
نمي كند... بن يوحنان گفت كه سفارتخانه هاي كشورهاي عرب
در تهران كاملا آگاهند كه هيئت نمايندگي اسرائيل در اينجا به
جز براي موارد تشريفاتي در حقيقت مثل تمام سفارتخانه هاي
ديگر مي باشد. آنها كاملا اين وضعيت غيرعادي امور را قبول
داشته اند و هيچ نكوهشي در مورد آن به دولت ايران نكرده اند.
وزير اسرائيل ادامه داد كه بنابراين , موقعيت آن چنان است كه
تا زماني كه استحكام واقعي مهيا باشد و مادامي كه اعراب
بتوانند استحكام روابط نزديك ايران و اسرائيل را تحمل كنند و
تا جايي كه اين جريان از نشانه هاي سطحي آشكار نباشد ,
اسرائيلي ها متمايل به پيش رفتن با حقه هاي ديپلماسي
تشريفاتي هستند ... » . (1 )
« مئير عزري » كه در كنار « زوي دوريل » در نمايندگي
اسرائيل در تهران روش هاي ديپلماتيك را تجربه كرده بود ,
مي دانست كه در چه مواقعي بايد احساسات خود را كنترل كند
و با چه شيوه اي در هيئت حاكمه ايران نفوذ يابد و بر ديگران
تاثير بگذارد. او مي دانست كه بايد رفتارهاي دوريل را كه سبب
بحران و زحمت براي مقامات وزارت خارجه ايران شده بود ,
از خود دور سازد و در واقع , رفتار خود را با خواسته آنها
هماهنگ كرده و با مخفي ساختن انجام امور , روابط ايران و
اسرائيل را گسترش دهد. به عنوان مثال , او با درك موضع
تهران مبني بر عدم شناسايي رسمي , در برابر نظر برخي از
مقامات اسرائيل كه اصرار داشتند با نصب تابلو عنوان سفارت
اسرائيل , ايران را در مقابل يك عمل انجام شده قرار دهند ,
مخالفت ورزيد. مجموع اين ويژگي ها سبب شد كه دربار به وي
نشان درجه دوم تاج اعطا كند. اسدالله علم ـ وزير دربار
شاهنشاهي ـ در 19 شهريور 1352 در خاطرات خود
مي نويسد : « به عزري , نماينده اسرائيل در تهران نشانه درجه
دوم تاج اعطا شده است . شاه به من دستور داد كه تاريخ فرمان
همراه نشان را به پيش از جنگ ژوئن 1967 اعراب و اسرائيل
تغيير دهم » . (2 ) ظاهرا منظور شاه اين بود كه از اين جهت ,
روابط ايران و اعراب به تيرگي نگرايد.
« يوري لوبراني » , يكي از سفيران باتجربه اسرائيل بود كه به
عنوان نماينده اسرائيل به جاي مئير عزري منصوب شد. شروع
فعاليت لوبراني در ايران با آغاز جنگ اكتبر 1973 بين اعراب و
اسرائيل تقارن يافت . اين انتصاب جديد با توجه به تحولات
تازه منطقه ا نجام گرفت . لوبراني مدتي به عنوان مشاور ديويد
بن گوريون در مسائل جهان عرب و رئيس دفتر « لوي اشكول » ـ
نخست وزير اسرائيل ـ و همچنين به عنوان سفير در برخي از
كشورهاي خارجي به اسرائيل خدمت كرده بود. در يكي از
اسناد سفارت آمريكا درباره وي آمده است :
« لوبراني به عنوان سفير از سال هاي 1965 تا 1968 در
اوگاندا , رواندا و برونديا خدمت كرده و از سال 1968 تا
1971 هم به عنوان سفير در اتيوپي بوده است . در خلال
ماموريتش در كامپالا , لوبراني برنامه كمك هاي اسرائيل را كه
شامل قراردادن مستشاران در ارتش اوگاندا و نيروي هوايي و
پليس بود , ايفا كرد. اين تماس ها او را يكي از بهترين افراد آگاه
در اوگاندا كرد و سفارت آمريكا او را دوستي با ارزش و همگام
تشخيص داد ... » (3 )
لوبراني قبل از اينكه نماينده اسرائيل در ايران شود ,
چندبار به ايران سفر كرده بود. دولت اسرائيل درصدد برآمد تا
با تغيير سفير خود , زمينه مناسب را براي تغيير تشريفات نيز به
وجود آورده و موضع ديپلماتيك خود را در ايران تقويت كند.
نظر به اينكه ايران تا آن هنگام , اسرائيل را به صورت دوژوره به
رسميت نشناخته بود , نمايندگان اسرائيل استوارنامه خود را به
شاه تسليم نمي كردند , اما لوبراني با در دست داشتن
استوارنامه رسمي از رئيس جمهور كشورش خطاب به شاه
ايران وارد تهران شد. ضمنا يك نامه خصوصي نيز از آباابان
براي همتاي ايراني اش ـ عباس علي خلعتبري ـ به همراه آورد.
چند روز بعد كه لوبراني براي تسليم نامه آباابان با خلعتبري
ملاقات كرد , از وي خواست كه ترتيب ملاقات را بين او و شاه
بدهد. خلعتبري قول مساعد داد , اما چند هفته گذشت و جوابي
داده نشد. لوبراني چند بار موضوع را يادآوري كرد و هر بار به
او پاسخ داده شد كه هنوز از دربار پاسخي نرسيده و بايد شكيبا
باشد. تا اينكه سرانجام لوبراني دريافت كه شاه علاقه اي به
پذيرفتن سفير اسرائيل و دريافت استوارنامه او ندارد.
در پي موفقيت حزب افراطي ليكود در انتخابات عمومي و
روي كارآمدن مناخيم بگين به عنوان نخست وزير اسرائيل ,
شاه ايران با نگراني از وضعيت منطقه و آينده روابط با اسرائيل
و عدم اطلاع دقيق از موضع بگين , لوبراني را نزد خود
فراخواند تا از تحولات داخلي اسرائيل و مواضع بگين بيشتر
جويا شود. اين نخستين بار بود كه لوبراني پس از چهار سال
اقامت با شاه ملاقات مي كرد. لوبراني پس از اين ملاقات به
موشه دايان ـ وزير امورخارجه اسرائيل ـ پيشنهاد كرد تا براي
اطمينان بخشيدن به شاه و گرم كردن روابط نظامي بين دو كشور
به تهران سفر كند كه اين سفر انجام پذيرفت . لوبراني در مدت
ماموريت خود در تهران , دوستان و آشنايان زيادي در ميان
اطرافيان شاه پيدا كرده بود كه در زمينه سازي براي مسافرت
مقامات دو كشور و برخي از قراردادها , به ويژه قرارداد مربوط
به طرح توليد موشك هاي زمين به زمين با برد 450 كيلومتر در
برابر مبادله نفت , نقش مهي ايفا كردند. ماموريت وي كه در
ايران پنج سال بيشتر طول نكشيد. البته يك بار ديگر در دوران
تحولات انقلابي در ايرن از سوي دولت اسرائيل به ايران
بازگشت .
« يوسف هارملين » ـ رئيس سابق سرويس امنيت داخلي
اسرائيل ـ آخرين نماينده سياسي رژيم اسرائيل در تهران بود
كه در شهريور 1357 به جاي لوبراني مشغول به كار شد . عمر
كاري هارملين در ايران زياد به درازا نكشيد , زيرا حضور وي
مقارن با اوج نهضت انقلابي ضدآمريكايي و ضداسرائيلي در
ايران بود. در اين دوران بعضي از سفارتخانه هاي خارجي از
جمله اسرائيل شروع به تخليه اتباع خود از ايران كردند. در
آغاز سال 1357 بيش از 1500 خانواده اسرائيلي در ايران
اقامت داشتند . ولي از 15 آبان هواپيماهاي « ال ـ عال » شروع به
تخليه اتباع آن كشور كردند. هواپيماهاي اسرائيلي به رغم دوبار
حمله به دفتر شركت هواپيمايي ال ـ عال , همچنان به پروازهاي
عادي خود به ايران ادامه مي دادند تا تعداد بيشتري از اتباع
اسرائيلي را از ايران خارج كنند. كارمندان سفارت اسرائيل نيز
با وجود خطراتي كه جانشان را تهديد مي كرد , به كارشان ادامه
مي دادند. اسرائيل به دو دليل حاضر نبود پايگاهش را در اين
كشور مهم نفت خيز ترك كند : اولا , معلوم نبود اگر يوسف
هارملين و كارمندانش را به كشورشان احضار مي كردند , اجازه
بازگشت مجدد به ايران به آنان داده مي شد يا نه ثانيا , به رغم
مهاجرت تعدادي از يهوديان ايراني , هنوز پنجاه هزار يهودي
در ايران باقي مانده بودند.
ب ) نمايندگي ايران در اسرائيل
در مبحث گذشته اشاره شد كه فعاليت نمايندگي سياسي
ايران در تل آويو به صورت غير رسمي و محرمانه با حضور
« ابراهيم تيموري » در سال 1338 در ساختمان سفارت
سوئيس در اسرائيل شروع شد. به نظر مي رسد يكي از دلايل
انتخاب تيموري به عنوان رئيس هيئت ايراني در اسرائيل ,
سابقه خدمت وي در سفارت ايران در برن بوده است . وي با
اخلاق و روحيات كارمندان سفارت سوئيس آشنا بود و اين
آشنايي مي توانست در پيشبرد امور نقش موثري داشته باشد.
سفارت سوئيس در تل آويو حفاظت از منافع ايران را در
اسرائيل به عهده گرفته بود و در همين حال , در ايران نيز اداره
هشتم سياسي وزارت امورخارجه كه زيرنظر مديركل سياسي
آسيا و افريقا بود , كارهاي مربوط به روابط با اسرائيل را انجام
مي داد. فعاليت اين اداره شامل همه جنبه هاي سياسي ,
بازرگاني و فرهنگي بود و حتي شامل امور مربوط به مسائل و
مشكلات يهوديان به اسرائيل , نقش آژانس يهود در تهران
بسيار قابل توجه است . آژانس يهود با تهديد و تطميع ,
يهوديان ايراني را كه غالبا از خانواده هاي بي بضاعت بودند , به
فلسطين اعزام مي كرد و چون هيئت حاكمه و دستگاه وزارت
امورخارجه به دلايل متعددي , منافع خودرا در اين مهاجرت
مي ديدند , با ايجاد امكانات مناسب به مهاجرت يهوديان كمك
مي كردند. چنانچه ذكر آن رفت , نمايندگان ايران در تل آويو ,
عضو سفارت ايران در برن و بخشي از سفارت سوئيس در تل
آويو محسوب مي شدند. اما نامه هاي وزارت خارجه اسرائيل
براي تيموري با عنوان نمايندگي ديپلمات ايران ارسال مي شد.
دولت اسرائيل با فاصله اندكي پس از افتتاح نمايندگي
سياسي ايران در تل آويو كوشيد تا بلكه مقامات ايران را قانع
كند روابط به شكل رسمي تداوم يابد كه در اين ميان نفش
« موشه ساسون » ـ رئيس اداره خاورميانه ـ بسيار بارز و آشكار
بود. او با سفر به تهران و ديدار با شاه و وزير امورخارجه
زمينه روابط رسمي را فراهم آورد و در ديدار خود با ابراهيم
تيموري خبر از توافقات انجام شده , داد. در يكي از گزارشات
محرمانه ـ مستقيم ابراهيم تيموري به وزير امورخارجه , مفاد
توافقات انجام شده عبارتند از :
1 ـ در ابتدا نمايندگان دو كشور داراي مقام وزير مختاري
باشند.
2 ـ با آنكه اين تصميم گرفته شده و هيچ اشكالي در اجراي
آن نيست , ولي چون فعلا ماه رمضان است و سپس نيز مسائلي
از قبيل آمدن ملك حسين به ايران و كنفرانس سنتو در تهران و
طرح لايحه اصلاح ارضي در ميان است , اجراي اين امر كمي به
تاخير بيفتد.
3 ـ بعد از 28 ماه مارس (پايان رمضان ) مي توان براي
اولين وزير مختار تقاضاي پذيرش كرد , ولي اعزام او منوط به
اعلام قبول پذيرش مي باشد و قبول پذيرش نيز در هرحال ,
حداكثر تا آخر ماه آوريل اعلام خواهد شد...
بر مبناي اين توافق , تيموري پيشنهاد مي كند كه سفارت
ايران در محل سابق نمايندگي در اورشليم كه فعلا در دست
هلند است , افتتاح شود.
شاه ايران , نسبت به شناسايي و برقراري روابط رسمي با
اسرائيل مصميم بود. اما با مصاحبه مطبوعاتي كه در سال
1339 انجام داد (شرح آن گذشت ) و واكنش كشورهاي عربي
را در پي داشت , همچنان به همان شناسايي موقت اوليه در
زمان دولت ساعد بسنده كرد و روابط به صورت پنهاني ادامه
يافت .
گسترش روابط ايران و اسرائيل مورد تاكيد و علاقه آمريكا
نيز بود , زيرا اين دو كشور را به منزله دو ستون نظامي براي
اجراي سياست هاي خاورميانه اي خود مي دانست . از اين رو
آمريكايي ها همواره سعي داشتند بر روابط نظارت داشته باشند
و هرگونه فعاليتي را با حساسيت دنبال مي كردند تا در
چارچوب اهداف كلي و منافع آنها انجام گيرد. ابراهيم تيموري
در گزارشي به تاريخ 30 تيز 1342 مي نويسد :
« آقاي استفان پالمرـ دبير اول سفارت آمريكا در اسرائيل ـ
در مذاكره با وي گفت : ما هم از اينجا و هم ازتهران اطلاع
داشتيم كه شما از طرف وزارت امورخارجه ايران اينجا هستيد
و مي خواستيم با شما آشنا بشويم تا در بعضي مواقع اگر
سوالاتي براي ما پيش آمد , از شما بپرسيم و همين طور اگر شما
اطلاعاتي خواستيد , از ما بپرسيد. چون مي دانيد كه تا چه حد
روابط ايران و آمريكا و اسرائيل صميمانه است و مخصوصا
آمريكا هم به روابط ايران و اسرائيل علاقه مند است ... براي
مزيد استحضار بايد اضافه نماييم كه اسرائيلي ها تاكنون يكي
دوبار تلويحا اشاره اي به حساسيت آمريكايي ها درباره
همكاري ايران و اسرائيل و يا رفتن كارشناسان اسرائيل به ايران
نموده اند... گذشته از آمريكايي ها , تاكنون اعضاي ساير
سفارتخانه ها از جمله سفارت انگليس كه به مناسبتي با
اينجانب برخورد نموده اند , سعي مي كنند اطلاعاتي در مورد
وضع ما و كار ما در اينجا كسب نمايند. چندي پيش دبير اول
سفارت سوئيس و همچنين كنسول سوئيس مي گفتند در چند
مورد اعضاي سفارت شوروي راجع به وضع و كار شما
سوالاتي مي كردند كه اظهار بي اطلاعي ] نماينده ايران [
كرديم . »
پاورقي :
1 ـ اسناد لانه جا سوسي آمريكا . ج 3 , ش .11 تهران , انتشارات
موسسه فرهنگي هنري بزرگ انديشه , ص .1044
2 ـ علي اكبر ولايتي , همان , صص 41 ـ .40
3 ـ اسناد لانه جاسوسي آمريكا . ج 12 , ش .36 تهران ,
انتشارات موسسه فرهنگي هنري بزرگ انديشه , ص .5010
رئيس نمايندگي اسرائيل در ايران آنچنان در
دربار نفوذ داشت كه دربار به وي نشان درجه دوم
تاج اعطا كرد

|