
اشاره :
رژيم صهيونيستي اسرائيل تا كنون از امضاي قرارداد
» خودداري N.P.T عدم گسترش جنگ افزارهاي هسته اي «
كرده و بخش اعظم نهادهاي هسته اي خود را زير نظارت
بين المللي قرار نداده است . بدين ترتيب چون تل آويو قانونا
پايبند به ارائه فهرست تمامي نهادها و ميزان مواد هسته اي
خويش به آژانس بين المللي انرژي هسته اي نبوده است ,
هاله اي از ابهام , ماهيت برنامه هاي هسته اي آن رژيم و
گستره آن را فرا گرفته است . نتيجه آنكه گزارش هايي كه از
دهه 60 به اين سو منتشر شده حاكي از آن است كه رژيم
صهيونيستي علاوه بر اينكه هم اكنون بيش از 200 كلاهك
هسته اي در اختيار دارد , مشغول تكامل بخشيدن به توان
هسته اي خويش است . مطلب پيش روي ضمن اشاره به
تاريهچه دستيابي اسرائيل به فناوري هسته اي , به نقش
غربيها در تقويت و توسعه نيروگاه هاي اين رژيم و تسليح آن
به كلاهك هاي هسته اي پرداخته است . با هم پي
مي گيريم :
الف ـ تاريخچه
توجه به مسائل انرژي هسته اي در اسرائيل عملا از همان
آغاز تشكيل اين رژيم در سازمان انرژي هسته اي اسرائيل در
15 اوت 1948 , يعني سه ماه پس از ايجاد اسرائيل آغاز شد .
در سالهاي دهه 1920 دانشمنداني كه از آلمان نازي گريختند
با استقبال سازمانهاي صهيونيستي رو به رو شدند. اينان هسته
تشكيل دهنده « تختيون » و انستيتوي علوم و ايزمن و ساير
موسسه هاي علمي اسرائيلي را به وجود آوردند. البته لازم
است در اينجا اشاره شود كه « حاييم وايزمن » اولين رييس
جمهور اسرائيل كه خود از دانشمندان بزرگ شيمي آلي بود و
تماسهاي وسيعي با دانشمندان كشورهاي استعماري داشت ,
در جذب تعدادي از دانشمندان يهودي علوم هسته اي از اروپا
و آمريكا براي كار در اسرائيل , نقش مهمي ايفا كرد.
از همان ابتدا موضوع انرژي هسته اي رژيم صهيونيستي به
كميسيون مطالعات و برنامه ريزي وابسته به وزارت دفاع
واگذار شد. اسرائيل با ادعاي اين كه انرژي هسته اي تنها اميد
كشورهاي فاقد نفت براي تامين نيروي ارزان برق و رهايي از
انحصارهاي نفتي است , بر اهداف واقعي خود سرپوش
مي گذاشت . در سال 1952 اسرائيل كميسيوني براي انرژي
هسته اي تشكيل داد كه زير نظر وزارت دفاع فعاليت مي كرد و
رياست آن را دكتر « ديويد بيرگمن » كاشف اورانيوم در صحراي
نقب و يكي از نزديكان وايزمن اولين رئيس جمهور اسرائيل بر
عهده گرفت . وظيفه اصلي اين كميسيون , ارائه نظر مشورتي به
نخست وزير درباره « افقهاي آينده كاربردهاي انرژي هسته اي و
تحولات آن » بود. اين كميسيون به منظور يافتن راههايي براي
تصفيه اورانيوم كه در ذخائر فسفات نزديك بحرالميت فراوان
بود , تلاش مي كرد. همچنين توليد آب سنگين با روشي جديد
به عنوان خنگ كننده توترونها به كار برده مي شد. دانشمندان
اسرائيلي در هر دو زمينه موفقيتهايي به دست
آوردند.
اسرائيل اهميت و كميابي اين دو ماده را در بازار جهاني
درك كرد. لذا كوشيد اكتشافات علمي دانشمند اسرائيلي ,
(دوستروفسكي ) را به منظور دستيابي به يك برنامه
هسته پيشرفته با تكنيك و تجربه و تاسيسات لازم مبادله كند.
در مقابل , فرانسه در اوائل دهه 1950 به آب سنگين و
اورانيوم تصفيه شده نياز مبرمي داشت بدين ترتيب در نيمه
اول سال 1953 قرارداد « همكاري در زمينه اتم » ميان فرانسه و
رژيم صهيونيستي به امضا رسيد كه در پيشبرد برنامه هسته اي
دو طرف به نحو چشمگيري موثر بود. خبر امضاي اين قرارداد
يكسال بعد در جريان مصاحبه اي با پروفسور « ارنست ديويد
بيركمن » رييس كميته انرژي هسته اي اسرائيل
(1954,10,19 ) فاش شد .
توافق مربوط به ساخت راكتور هسته اي اسرائيل در
« ديمونا » توسط فرانسوي ها از سال 1957 كه عمليات ساخت
آن آغاز شد , تا پايان سال 1960 محرمانه باقي ماند و
تنهادراين تاريخ بود كه وزارت خارجه فرانسه و سفارت
اسرائيل در پاريس با صدور دو بيانيه , گزارشهاي جاسوسي
درباره وجود يك قرارداد مشترك براي ساختن رآكتور هسته اي
در اسرائيل را تاييد كردند.
نقش آمريكا و اروپا
تلاش اسرائيل براي دستيابي به پايگاهي تكنيكي و فعال به
منظور دستيابي به سلاح هسته اي , به همكاري با فرانسه محدود
نشد , بلكه كوشيد قراردادهايي مشابه با آمريكا به امضا برساند.
به همين لحاظ در دهه پنجاه , آمريكا براي دستيابي رژيم
صهيونيستي به بمب هسته اي كمكهاي شاياني به اين رژيم كرد.
در اين راستا , برنامه « انرژي هسته اي براي صلح » آيزنهاور ,
رييس جمهور وقت آمريكا فرصت مناسبي را براي دانشمندان
هسته اي رژيم صهيونيستي به منظور فراگيري دانش فني فراهم
ساخت , فرصتي كه صهيونيستها از آن براي احداث اولين
نيروگاه هسته اي خود در نزديكي « ناحال سوريك » سود بردند.
به طور مشخص مي توان تصريح كرد كه همكاري آمريكا با
اسرائيل در زمينه دستيابي اين رژيم به سلاحهاي هسته اي , با
امضاي قرارداد مورخ 12 ژوئيه 1955 و در پي تماسهاي « ابا
ابان » سفير وقت اسرائيل در واشنگتن با « مورهد پاترسن »
رييس هيئت مذاكره كنندگان آمريكا در برنامه « اتم براي صلح »
آغاز شد.
سپس به موجب قراردادي كه آمريكا و رژيم صهيونيستي
و آژانس بين المللي هسته اي در 18 ژوئن 1965 به امضا
رساندند , نيروگاه مذكور در گرو ضمانتهاي آژانس بين المللي
انرژي هسته اي قرار گرفت . ولي تا كنون به بهانه آنكه ظرفيت
آن كم است رژيم صهيونيستي اجازه نمي دهد از طرف آژانس
يادشده گزارشي درباره بازرسي از اين راكتور تهيه شود. به هر
حال مي توان گفت كه رآكتور « ناحال سوريك » آزمايشگاه
مقدماتي آموزش دانشمندان اسرائيلي بود تا بتوانند براي
رآكتور ديمونا كه اهميت بيشتري دارد , آمادگي كسب كنند.
آمريكا در سال 1966 رآكتور هسته اي ديگري به نام
« پيامبر روبين » ساخت , كه قدرت آن 20 ميليون وات حرارت
است و اعلام شد كه براي شيرين كردن آب دريا و توليد انرژي
برق در حدود 200 مگاوات , مورد استفاده قرار مي گيرد .
صرف نظر از تبليغات رسمي آمريكا عليه گسترش
سلاحهاي هسته اي , اين كشور به بهانه « همكاري هسته اي به
خاطر صلح » تكنولوژي هسته اي , دانش تئوريك و تجارب
علمي مربوط به آن را در ا ختيار رژيم صهيونيستي گذاشته
است .
از سوي ديگر , كشورهاي قدرتمند هسته اي « كمك » هايي به
اسرائيل مي رسانند كه آمريكا آن را ناديده گرفته است . روزنامه
صهيونيستي « يديعوت آحارانوت » نوشت كه مجله آلماني
« استيرن » گزارش داد كه انستيتو پژوهشهاي هسته اي آلمان در
« كارلسون » سرگرم مدرنيزه كردن يك رآكتور پيشرفته اسرائيلي
است و اين رآكتور به طور خودكفا پلوتونيوم لازم براي راه
اندازي خود را استخراج خواهد كرد.
پروفسور شمعون يفتاح , يكي ازدانشمندان برجسته اتم
شناسي اسرائيل نيز اظهار داشته است : « آلمان و فرانسه آمادگي
فوري دارند كه بدون مبالغه در تحميل قيد و بندها و شرايط
خود , چند رآكتور هسته اي به اسرائيل بفروشند. »
ب ـ صهيونيستها و توان هسته اي
پس از افشاي خبر احداث رآكتور هسته اي اسرائيل در
صحراي نقب نزديك شهرك يهودي نشين « ديمونا » كه ادعا
شده بود يك كارخانه نساجي است , « بن گورين » در 21 دسامبر
1960 طي بيانيه اي رسمي خطاب به كنيست اعتراف كرد كه
يك رآكتور هسته اي با كمك فرانسه براي « مقاصد علمي » در
دست احداث است . سپس محافل صهيونيستي تلاش كردند با
تناقض گويي و اظهارات مبهم اما بدون تهديدهاي مستقيم ,
تئوري « بازدارندگي از طريق شك » را به اجرا درآورند.
« ابا ابان » وزير خارجه اسرائيل نيز پيش از جنگ ژوئن
سال 1967 اظهار داشت : « به ايجاد مناطق غيرهسته اي اقدام
نخواهيم كرد , زيرا كشورهاي عربي درباره هيچ چيز با ما مذاكره
نمي كنند. »
« ليوي اشكول » نخست وزير وقت اسرائيل هم طي نطقي
گفت : « اسرائيل حاضر به امضاي عهدنامه عدم گسترش
سلاحهاي هسته اي نيست , زيرا خطر شوروي و اعراب ,
اسرائيل را تهديد مي كند. »
دكتر « ديويد بيرگمن » رييس وقت كميته انرژي اسرائيل
گفته است : « توسعه انرژي هسته اي براي مقاصد مسالمت آميز
به انتخاب هسته اي منجر مي شود , چرا كه براي اسرائيل دو نوع
انرژي هسته اي وجود ندارد. »
« شمعون پرز » رهبر حزب كار و از طرفداران سرسخت
برنامه هسته اي اسرائيل نيز در جلسه سال 1966 كنيست گفت :
« هيچ دليلي نمي بينم كه كشور اسرائيل از پشت اين تريبون به
جمال عبدالناصر اطمينان بدهد و به او اجازه دهد بداند كه ما
چه كاري خواهيم كرد و دست به چه كاري نخواهيم زد. من مي
دانم كه اعراب نسبت به مقاصد هسته اي ما دچار شك و ترديد
هستند و مي دانم كه شك , يك نيروي بازدارنده است , بنابراين
چرا بايد اين شك و ترديدها را كاهش دهيم . »
« گلداماير » نخست وزير اسرائيل در جريان ملاقات با
« هلموت اشميت » صدراعظم وقت آلمان غربي به سال 1975
در لندن اعلام كرد : « اطلاع داشته باشيد كه دفعه آينده وقتي با
خطر انهدام مواجه باشيم , در اين امر درنگ نخواهيم كرد. »
اين گفته اشاره اي بود به گزارشهاي مطبوعاتي درباره اين
كه ماهواره هاي شوروي (سابق ) كشف كرده اند كه اسرائيل روز
1973,10,18 براي مقابله با حمله سوريه به بلنديهاي
جولان , بمبهاي هسته اي خود را تجهيز كرد.
« موشه دايان » وزير دفاع اسبق رژيم صهيونيستي نيز
خطاب به اعضاي اتاق بازرگاني اسرائيل و آمريكا گفت :
« اسرائيل بايد يك انتخاب هسته اي را براي خود تامين كرده و
موشكهاي دوربرد زمين به زمين توليد كند. » وي افزود : « هم
اكنون امكان توليد بمب هسته اي را داريم . كشور كوچكي
هستيم و آمريكا ديگر ژاندارم جهان نيست . ما بايد توانيم از
خودمان دفاع كنيم . »
ج ـ تاسيسات و منابع هسته اي اسرائيل
موسسات : موسسات عمده هسته اي در فلسطين اشغالي
عبارتند از : « كميته اسرائيلي انرژي هسته اي » و « شوراي ملي
پژوهش و پيشرفت » كه چندين موسسه پژوهشهاي هسته اي را
اداره مي كنند. اين موسسه ها عبارتند از :
1 ) بخش دانشهاي هسته اي در موسسه وايزمن در « رحبوت » و
موسسه « تختيون » (موسسه تكنولوژي اسرائيل ) بزرگترين
موسسه تكنولوژي و با سابقه ترين نهاد دانشگاهي در فلسطين
اشغالي است . تختيون به عنوان بخشي از تلاشهاي شهرك
سازي صهيونيستها به سال 1912 در فلسطين تاسيس
گرديد.
2 ) مركز پژوهشهاي هسته اي در « ناحال سوريك » و مركز
« ديمونا » .
3 ) آزمايشگاههاي پشتيباني خودكار , كه سوخت هسته اي پس
از انجام عمل شكافندگي در داخل رآكتور , براي بعضي كارها به
آنجا برده مي شود. اين آزمايشگاهها با كمك انگليس در نزديكي
« ناحال سوريك » و « ديمونا » ساخته شده و در جداسازي
پلوتونيوم نقش اصلي را دارند. آزمايشگاههاي يادشده علاوه
بر تاسيسات هسته اي ديگر , نقش عمده اي در جذب تكنولوژي
هسته اي مورد نياز در زمينه هاي نظامي و جنگ افزاري ايفا
مي كنند.
نيروگاهها : اسرائيل تا سال 1990 داراي چهار نيروگاه
هسته اي در « ريشون لتسيون » , « ناحال سوريك » , « ديمونا » و
« نبي روبين » (پيامبر روبين ) بوده است . توان اين نيروگاهها در
مجموع به 237 مگاوات حرارتي مي رسد .
1 ) نيروگاه ديمونا :
اسرائيل در سال 1956 نيروگاه هسته اي ديمونا واقع در
شمال صحراي نقب را تاسيس كرد و فعاليت در ساختمان
رآكتور آن در سال 1963 و با كمك دانشمندان و مهندسان
فرانسوي پس از شكست در تجاوزش به مصر شروع شد. بيشتر
ارزيابي ها در اين باره حاكي از آن است كه محصول سالانه
پلوتونيوم اين رآكتور براي ساخت يك بمب هسته اي با قدرت
تخريبي مشابه بمب ناكازاكي , كافي مي باشد.
علي رغم اين كه اسرائيل به طور رسمي تا سال 2001 به
فعاليت رسمي در « ديمونا » اعتراف نكرد , اما كارشناسان
معتقدند كه « ديمونا » محل توليد بمب هسته اي مي باشد.
در همين رابطه « مردخاي وانونو » , تكنسين هسته اي « ديمونا »
در سال 1986 اعلام نمود كه از اين پايگاه براي توليد بمب
هسته اي استفاده مي شود. وانونو به اتهام افشاي اسرار اتمي
رژيم صهيونيستي دستگير و زنداني شد. پس از او « پيتر ببري »
كه يك كارشناس نظامي آمريكايي است , در كتاب خود به نام
« زرادخانه هسته اي اسرائيل » تصريح كرده است كه نيروگاه
ديمونا هر 12 ماه توانايي توليد 6 تا 7,8 كيلوگرم از پلوتونيوم
لازم را براي ساخت 1,5 بمب دارد , يعني سالانه رژيم
صهيونيستي قادر است 1,5 بمب هسته اي توليد كند .
اين سلاحها در تونلهاي زيرزميني در زير نيروگاه ديمونا يا
در منطقه اي نزديك به آن پنهان شده اند. صهيونيستها اين
بمبها را به صورت تفكيك شده نگهداري مي كنند , زيرا به
خوبي مي دانند كه قادرند ظرف مدت كمتر از 72 ساعت آنها را
تركيب كنند.
2 ) نيروگاه « ناحال سوريك » :
نيروگاه پژوهشي « ناحال سوريك » يك نيروگاه آب سبك است
كه در دره رودخانه « سوريك » در جنوب تل آويو واقع شده و
آن را آمريكا به رژيم صهيونيستي داده است . عمليات اجرايي
اين نيروگاه كه با اورانيوم غني شده با نسبت 90 % كار مي كند در
سال 1959 آغاز شد و اسرائيل در سال 1960 از آن پرده
برداشت و در ژوئن سال 1961 با انرژي يك مگاوات آغاز به
كار كرد . در سال 1969 انرژي آن به 5 مگاوات افزايش يافت .
قدرت اين رآكتورپنج ميليون وات حرارت است و سوخت آن
اورانيوم غني شده مي باشد. اسرائيل اعلام كرده كه از اين
رآكتور براي مقاصد مسالمت آميز استفاده مي شود. اين رآكتور
از نوع « حوضچه شنا » بوده كه به سادگي و بالا بودن ضريب
اطمينان و همچنين آساني كاربرد اورانيوم فعال در آن , مشهور
مي باشد.
3 ) نيروگاه (پيامبر) روبين :
اين نيروگاه مهم ترين نيروگاه اسرائيل است كه نوامبر 1966
آغاز به فعاليت نمود و طبق برآوردهاي انجام شده , توان آن با
طرحهاي موجود , حدود 20 ميليون وات حرارت است . اين
نيروگاه علاوه بر كار اصلي كه توان توليد سلاح هسته اي است ,
در جهت از بين بردن شوري آب دريا و توليد انرژي برق حدود
200 مگاوات , مورد استفاده قرار مي گيرد .
4 ) نيروگاه « ريشون لتسيون »
اين نيروگاه در سال 1957 آغاز به كار كرد . طبق
برآوردهاي انجام شده , توان اين نيروگاه حدود 8 ميليون وات
حرارت است .
دـ توان هسته اي اسرائيل
دانش هسته اي اسرائيل خدماتي نيز در زمينه هاي غيرنظامي و
يا به تعبيري , برنامه هاي صلح آميز ارائه مي كند. مانند تهيه و
تامين بسياري از ايزوتوپها كه در درمان پزشكي مورد استفاده
قرار مي گيرد و كبالت 60 كه براي بررسيهاي ايدرولژيك و
تجربه عناصر ويژه اورانيوم و توريم و ارزيابي ميزان اشعه و
خطرات آن و راههاي كشف كردن آنها لازم است . اسرائيل
همچنين بسياري از ايزوتوپهاي اشعه زا را توليد و صادر كرده
است .
درمورد كاربرد انرژي هسته اي در توليد برق و شيرين كردن
آب دريا , اسرائيل , طرحهاي آماده و تكنيك تئوريك ايجاد
چنين ايستگاههايي را داراست . البته چنين ايستگاههايي فقط
در ظرفيتهاي 500 مگاواتي صرفه اقتصادي دارند و در اين
ظرفيتها , هزينه هاي آنها بسيار گران است و اسرائيل براي
احداث آنها علاوه بر سوخت فعال , به كمكهاي مالي وسيع
آمريكا نيازمند مي باشد.
صنعت تسليحات هسته اي اسرائيل شرايطي را ايجاب
مي كند كه مهم ترين آنها فراهم بودن سوخت هسته اي و دانش
و مهارت فني لازم در اين زمينه است . مسائل ديگر از قبيل
طراحي سلاحها , آزمايش و وسايل پرتاب آنها مسائل نسبتا
دست دوم مي باشد. بنابراين هزينه اجراي چنين طرحي آنقدر
بالا نيست كه نتوان آن را در رژيم صهيونيستي كه تاسيسات
مناسب آن را از اوايل دهه 1950 فراهم كرده است , به انجام
رساند.
از همه اينها مي توان نتيجه گرفت كه اسرائيل از نظر نظامي
يك كشور هسته اي به شمار مي رود. فراهم بودن مقادير كافي از
مواد انرژي زا از آن گونه كه در رآكتور ديمونا توليد مي شود و
همچنين وجود يك پايگاه علمي مانند آن كه در تختيون و
انستيتوي علوم وايزمن ديده مي شد , اسرائيل را به ساختن
سلاحهاي هسته اي قادر ساخته است .
موضع گيري اعلام شده دائمي اسرائيل آن است كه در حال
حاضر تسليحات هسته اي ندارد , مهارتهاي هسته اي خود را
تنها در مقاصد صلح آميز به كار مي برد و همچنين اولين
كشوري نخواهد بود كه سلاح هسته اي را در خاورميانه بكار
خواهد برد . البته در سال 1974 « افرايم كتسير » رييس جمهور
اسرائيل اعلام كرد كه اسرائيل توانايي و امكانات هسته اي در
اختيار دارد. سازمانهاي جاسوسي آمريكا طي خبري افشا
كردند كه در تابستان 1979 انفجار هسته اي ناشناخته اي در
جنوب اقيانوس هند روي داده و آفريقاي جنوبي در آن نقش
داشته است . همه اينها بر اين نكته دلالت دارد كه اسرائيل
سلاح هسته اي در اختيار دارد و قادر به توليد آن مي باشد.
مهمترين دليل , گزارش روزنامه « هاآرتص » در 8 اكتبر 1999
(1378,7,16 ) مي باشد كه اعلام كرد : « طبق سند محرمانه
دپارتمان انرژي آمريكا , اسرائيل بعد از پنج قدرت هسته اي
جهان (روسيه , آمريكا , انگليس , فرانسه و چين ) با داشتن
300 الي 500 كيلوگرم پلوتونيوم قابل استفاده در سلاحهاي
هسته اي , ششمين قدرت هسته اي جهان است . »
براساس گمانه زني كارشناسان نظامي , بمبهاي رژيم
صهيونيستي از پلوتونيوم ساخته شده و ساختار انفجاري آن
داخلي است . علاوه بر آن بمبهاي ديگري نيز از اورانيوم
« سرقت شده » ساخته است . آنها تصريح مي كنند كه رژيم
صهيونيستي درتعيين قطعي زرادخانه هسته اي دچار مشكل
است , زيرا گزارش حجم اين زرادخانه را 500 كلاهك هسته اي
و در گزارشي ديگر اين رقم 31 بمب پلوتونيومي و 10 بمب
اورانيومي كه ده تاي آخر به وسيله اورانيوم به سرقت رفته
ساخته شده است . البته كارشناسان نتيجه گيري كرده اند كه
بمبهاي هسته اي رژيم صهيونيستي اگر از حملات كشورهاي
اسلامي در امان باشد انديشه توازن وحشت به قوت خود باقي
است . اما نظر به اين كه بمبهاي هسته اي رژيم صهيونيستي در
وهله اول براي قرار گرفتن بر روي موشك يا پرتاب از هواپيما
ساخته نشده است , توان هسته اي رژيم اسرائيل همواره در
معرض خطر حملات غافلگيركننده كشورهاي اسلامي با
سلاحهاي هسته اي يا سنتي قرار دارد. زيرا از يك سو حمل
بمبهاي هسته اي با هواپيما كار آساني نيست و از سوي ديگر
مسافت بين فرودگاههاي رژيم صهيونيستي و كشورهاي
اسلامي بسيار كوتاه است .
هم اكنون جنگنده هاي سوري و اردني قادرند ظرف مدت
10 دقيقه خود را بر فراز پايگاههاي هوايي رژيم صهيونيستي
برسانند , فريب رادار و گذر نامحسوس نيز بارها توسط خلبانان
جنگي صورت گرفته است و رژيم صهيونيستي نيز اين
اقدامات را طي حمله به مراكز هسته اي عراق انجام داده است .
پس دشمنان اسرائيل مي توانند رژيم صهيونيستي را از وقت
كافي به منظور هشدار سريع محروم نموده و بمب افكنهاي
هسته اي اش را پيش از آنكه بتوانند به هوا برخيزند , منهدم
كنند.
ماخذ :
صفاتاج , مجيد : دانشنامه فلسطين , « انرژي هسته اي اسرائيل » ,
دفتر نشر فرهنگ اسلامي , جلد دوم , چاپ اول 1381
توافق مربوط به ساخت راكتور هسته اي اسرائيل در « ديمونا »
توسط فرانسوي ها از سال 1957 كه عمليات ساخت آن آغاز
شد , تا پايان سال 1960 محرمانه باقي ماند
برنامه « انرژي هسته اي براي صلح » آيزنهاور , رييس جمهور
وقت آمريكا فرصت مناسبي را براي دانشمندان هسته اي رژيم
صهيونيستي به منظور فراگيري دانش فني فراهم ساخت ,
فرصتي كه صهيونيستها از آن براي احداث اولين نيروگاه
هسته اي خود در نزديكي « ناحال سوريك » سود بردند
علي رغم اين كه اسرائيل به طور رسمي تا سال 2001
به فعاليت رسمي در « ديمونا » اعتراف نكرد , اما
كارشناسان معتقدند كه « ديمونا » محل توليد بمب
هسته اي مي باشد
توان هسته اي رژيم اسرائيل همواره در معرض خطر
حملات غافلگيركننده كشورهاي اسلامي با سلاحهاي
هسته اي يا سنتي قرار دارد. زيرا از يك سو حمل بمبهاي
هسته اي با هواپيما كار آساني نيست و از سوي ديگر
مسافت بين فرودگاههاي رژيم صهيونيستي و كشورهاي
اسلامي بسيار كوتاه است

|