روزنامه جمهوري اسلامي 09/09/1384 صفحه مقالات
ارتباط ناشناخته


تاليف رضا زارع
قسمت يازدهم
3 ـ بن گوريون و دكترين ميثاق حاشيه اي
« ديويد بن گوريون » از شاخص ترين افراد موسس رژيم صهيونيستي است كه در سال 1948 پس از اعلام تشكيل كشور اسرائيل , اولين نخست وزير و همزمان وزيردفاع آن شد و در همان دوران , رهبري جنگ عليه اعراب را به عهده گرفت . در واقع , از وي به عنوان مهندس كشور اسرائيل و شكل دهنده قدرت نظامي و اجتماعي آن در پانزده سال اوليه عمر تشكيل رژيم اسرائيلي ياد مي شود. بن گوريون همواره سعي مي كرد تا به شكل هاي مختلف به گسترش وتعميق روابط ايران و اسرائيل بپردازد. ارسال نامه براي شاه ايران , سفر به تهران به ويژه طرح معروف به دكترين ميثاق حاشيه اي از جمله اقداماتي بود كه او در راستاي گسترش روابط با ايران از خود نشان داد.
ميثاق حاشيه اي يا مثلت پيراموني , عبارت بود از ايجاد بلوكي از كشورهاي واقع در حاشيه خاورميانه به صورت مثلثي شامل تركيه و ايران در شمال و اتيوپي درجنوب كه اسرائيل مي بايست با آنها ارتباط برقرار مي كرد. منطق و دليل اصلي طرح ايده سياست ميثاق حاشيه اي , توجه اسرائيلي ها به اين مسئله بود كه آنها نمي توانند از طريق پيروزي نظامي و با حذف و نابودي ميليون ها عرب در خاورميانه به امنيت دست يابند و واكنش اسرائيل در قبال نگراني هاي روز افزون خود , تنظيم سياستي بود كه با اتحادهاي ساختگي با ملت هاي غير عرب , بين دشمنانش شكاف افكند. مخرج مشترك سياست خارجي اين كشورها , مخالفت با توسعه طلبي ناصر و توقف نفوذ شوروي بود.
تحقق و اجراي نظريه ميثاق حاشيه اي , پيشرفت و موفقيتي بزرگ براي اسرائيل شمرده مي شد , زيرا علاوه بر خروج اسرائيل از تنگناي انزوا مي توانست به توازن قوا در منطقه نيز كمك كند. علاوه بر اين , قابليت آن را داشت كه در شرايط بحراني روابط اعراب و اسرائيل , همچون اهرم فشار عليه دولت هاي عرب به كار گرفته شود و در شرايط عادي نيز به ايجاد زمينه هاي شناسايي اسرائيل از سوي همسايگان عرب كمك كند.
كودتا در عراق و وحدت مصر و روسيه در سال 1958 از جمله رخدادهاي مهم منطقه بود كه دكترين ميثاق حاشيه اي را تقويت مي كرد. بر همين اساس , بن گوريون در زمستان آن سال نامه اي براي شاه ارسال داشت . وي در اين نامه ضمن تمجيد از اقدامات كوروش در ارتباط با يهوديان , خواهان گسترش روابط با ايران شد. او در نامه خود , موازنه جديد قدرت را در منطقه مورد بررسي قرار داده و خطراتي را كه اردن و ساير كشورهاي طرفدار را در غرب منطقه تهديد مي كرد , برشمرده بود. شاه نيز در پاسخ به وي نوشت كه خاطره روش سياسي كوروش را در قبال ملت يهود گرامي مي دارد و مايل است كه طبق سنت باستاني , اين روش را ادامه دهد و بدين ترتيب با پيوستن ايران به اين اتحاد غيرمكتوب , مثل شكل گرفت . بن گوريون طي نامه اي به آباابان ـ وزير امورخارجه اسرائيل ـ نوشت كه روابط با ايران و اتيوپي در عالي ترين سطح است و اگر روابطي كه با ترك ها انتظار مي رود , برقرار شود , مثلثي به وجود خواهد آمد كه اميد زيادي ايجاد خواهد كرد.
در تابستان 1337 بن گوريون به طور محرمانه به تركيه رفت و پيماني را با آن كشور امضا كرد و بدين ترتيب پيمان حاشيه اي مركب از تركيه , ايران و اتيوپي با هدف جلوگيري از نفوذ شوروي در خاورميانه وتلاش درجهت سقوط حكومت انقلابي جمال عبدالناصر در مصر تكميل شد.
درپاييز 1961 تحولات خاورميانه ديداري را ميان مقامات بلندپايه دو كشور ايران و اسرائيل ايجاب كرد : در 28 سپتامبر افسران ارتش سوريه ششمين كودتاي تاريخ كشورشان را انجام دادند و اتحاد با مصر را منحل ساخته , استقلال كشورشان را اعلام كردند. ايران , تركيه و اردن بلافاصله دولت جديد سوريه را به رسميت شناختند و كشورهاي عرب نيز از آنان تقليد كردند. كودتاي سوريه نخستين تلاش داوطلبانه ايجاد وحدت ميان كشورهاي عربي را با شكست رو به رو ساخت و موازنه قدرت را در جهان عرب برهم زد. به طوري كه به جاي جمهوري عربي يكپارچه تحت رهبري ناصر , سوريه اي ضعيف برجاي ماند و دمشق بار ديگر صحنه مبارزه بين نفوذ قاهره و بغداد شد. اين تحولات زمينه سفر بن گوريون را به تهران فراهم آورد . در دسامبر 14,1961 آذر 1341 هنگامي كه ديويد بن گوريون در بازگشت از مسافرت خود به برمه در فرودگاه مهرآباد تهران توقف كرد , توقع داشت مراسم رسمي خودشامدگويي در باره وي اجرا شود. اما دولت ايران از انجام چنين عملي سرباززد. علي اميني ـ نخست وزير ـ وارد هواپيما شد و به او گفت :
« روابط ايران و اسرائيل نمي تواند جنبه علني داشته باشد , اجازه دهيد آن رابه صورت محرمانه ميان خود حفظ نماييم ... روابط ما به مثابه عشقي حقيقي است كه ميان دو نفر وجود داشته باشد , بدون آنكه با يكديگر ازدواج كنند. اين جوري بهتر است » .
در اين سفر كوتاه , هرچند بن گوريون نتوانست روابط را آشكار و علني سازد و در واقع , شناسايي دوژوره را به دست آورد. اما دست كم از گسترش روابط و حفظ آن به صورت پنهاني اطمينان يافت . آخرين تلاش وي , ارسال نامه اي ديگر براي شاه بود كه آن را در واپسين روزهاي نخست وزير خود در سال 1963 نگاشت و به تهران فرستاد .
نويسنده كتاب « داستان انقلاب » به نقل از كتاب « مثلت ايراني » نوشته « ساموئل سگو » از مقامات امنيتي سابق اسرائيل ـ در باره محتواي نامه ديويدبن گوريون . به محمدرضا پهلوي و پاسخ شاه به وي چنين مي نويسد :
« با وجود خطراتي كه ازطرف نيروهاي مذهبي مخالف اسرائيل در ايران , متوجه شاه و منطقه شده بود , دولت اسرائيل از فشار خود به شاه ايران براي برقراري روابط كامل ديپلماتيك بين دو كشور نكاست . بن گوريون پس از اعلام طرح وحدت سه كشور مصر و سوريه و عراق , فرصت را براي تجديد تلاش در اين زمينه مساعد تشخيص داد و روز 23 مه سال ,1963 دوم خرداد 1342 طي نامه اي به شخص شاه كه به وسيله فرستاده ويژه اي به تهران ارسال گرديد , متذكر شد كه موقعيت ژئوپلتيك ايران و اسرائيل ايجاب مي كند كه اين دو كشور بر همكاري هاي خود براي مقابله با دشمنان داخلي و خارجي بيفزايند. بن گوريون با اشاره به همكاري هاي گذشته دو كشور در زمينه هاي نظامي وامنيتي و كشاورزي و تبليغاتي , متذكر شد كه همكاري در تمام اين زمينه هادر صورت برقراري روابط كامل ديپلماتيك , بين دو كشور قابل توسعه است . بن گوريون همچنين تاكيدكرد تا زماني كه روابط دو كشور جنبه محرمانه و اسرارآميز دارد , اسرائيل نمي تواند حداكثرامكانات خود را در ايران به كار بگيرد.
بن گوريون در نامه خود به نتايج وحدت مصر و سوريه و عراق اشاره كرده و گفت سوريه و عراق هم كم وبيش مثل مصر هستند و امكان دخالت تركيه در سوريه نوشته بود كه افزايش قدرت و پرستيژ ناصر , منافع حياتي ايران و اسرائيل را به خطر خواهد انداخت . نخست وزير اسرائيل همچنين متذكر شده بود كه ناصر ممكن است به ماجراجويي هاي تازه اي در خليج فارس و شيخ نشين هاي ساحلي خليج به خصوص كويت و همچنين خوزستان دست بزند و امنيت كشتيراني رادر كانال سوئز وشط العرب به خطر بيندازد و موانعي در راه عبور آزاد محموله هاي نفتي ايران و كويت به وجود آورد. بن گوريون درادامه اين مطلب نوشته بود كه « موضع غيرمصمم » ايران در قبال اسرائيل , ديكتاتور مصر را به ادامه ماجراجويي هاي خود تشويق مي كند و تنها از طريق « مخالفت جدي و فعال » با ناصر مي توان او را وادار كرد كه در داخل مرزهاي كشور خود بماند و ازتوسعه طلبي و كسب قدرت و پرستيژ در دنياي عرب خودداري نمايد.
بن گوريون در ادامه نامه خود به شاه نوشته بود كه ايران تنها كشوري نيست كه اعراب مي كوشند سياست هاي خود رادر قبال اسرائيل به آن ديكته كنند.آنها سعي كردند از برقراري رابطه بين اسرائيل و اتيوپي و قبرس و يونان هم جلوگيري به عمل آورند , ولي هر سه كشور مزبور , مداخله اعراب را در امور داخلي خود رد كردند و دليلي بر خودداري ايران از اتخاذ چنين رويه اي وجود ندارد. نخست وزير اسرائيل اين عذر مقامات ايراني را كه مخالفت رهبران مذهبي مانع برقراري روابط كامل ديپلماتيك بين ايران و اسرائيل است , رد كرده و نوشته بود كه همين رهبران مذهبي مخالف برقراري روابط سياسي بين ايران و كشورهاي متحد كمونيست نيز هستند , ولي ايران با همه اين كشورها رابطه برقرار كرده است . بن گوريون در پايان نامه خود نوشته بود كه توسعه همكاري بين اسرائيل و ايران , نه فقط سياست توسعه طلبي ناصر را در منطقه مهار خواهد كرد , بلكه كشورهاي معتدل و ميانه رو را هم تشويق خواهد نمود كه در برابر او ايستادگي كنند.
شاه نامه بن گوريون را با دقت و علاقه زيادي خواند و به نماينده نخست وزير اسرائيل گفت كه كلمه به كلمه مضمون اين نامه را تاييد مي كند. او گفت كه اگر خودش هم مي خواست نامه اي در باره مسائل منطقه بنويسد , همين كلمات و جملات را به كار مي برد. شاه از ناصر به عنوان يك « دشمن » ياد كرد و گفت ناصر نه فقط كمك نظامي شوروي و دكترين نظامي شوروي را پذيرفته , بلكه عملا تابع فلسفه سياسي شوروي شده و شيوه هاي تبلغاتي آنها را به كار مي برد. شاه همچنين گفت : سوريه و عراق هم كم وبيش مثل مصر هستند و امكان دخالت تركيه در سوريه و اقداماتي را از طرف ايران در عراق براي تقويت مخالفان رژيم هاي حاكم بر آن دو كشور عنوان نمود. در اين ميان , شاه به نفوذ سياسي اسرائيل در آمريكا اشاره كرد و از نخست وزير اسرائيل خواست كه از نفوذ خود در واشنگتن براي افزايش كمك نظامي آمريكا به ايران استفاده كند.
درباره مسئله روابط ديپلماتيك با اسرائيل , شاه گفت كه موضع آقاي بن گوريون را درك مي كند , ولي براين نكته تاكيد نمود كه مخالفت رهبران مذهبي در اين موردي جدي و واقعي است . او گفت كه « ملاها » از روابط او با اسرائيل براي خنثي كردن برنامه هاي اصلاحي وي بهره برداري مي كنند. با وجود اين , شاه گفت كه اگر طرح وحدت مصر و سوريه و عراق عملي شود , در باره موضوع برقراري روابط ديپلماتيك با اسرائيل تصميم خواهد گرفت . (2 )
تلاش بن گوريون در اين نامه هم منجر به رسمي شدن روابط نشد , در واقع , مشكل اصلي شاه , همان گونه كه در پاسخ به نامه بن گوريون به آن اذعان داشت , مخالفت جدي و واقعي رهبران مذهبي بود كه در راس آن حضرت امام خميني (ره ) قرار داشت . با وجودي كه پيام خصوصي بن گوريون براي شاه در خرداد 1342 ارسال شده بود و براي اولين بار درسال 1988 از سوي ساموئل سگوـ از مقامات امنيتي سابق اسرائيل ـ فاش شد , اما حضرت امام (ره ) در عصر عاشوراي 13 خرداد همان سال , با نگاه ژرف و عميق خود در سخنراني آن روز , به افشاگري روابط سري و محرمانه رژيم شاه و اسرائيل پرداخت و مقابله با خطر اسرائيل را امري ضروري و حياتي براي جهان اسلام عنوان كرد , به گونه اي كه گويا از محتواي نامه نخست وزير اسرائيل به شاه آگاهي كامل داشت .
پاورقي :
1 ـ مرتضي قانون , همان , ص .344
2 ـ محمود طلوعي , داستان انقلاب , تهران , نشر علم , .1370 صص 213 , 211 , به نقل از :
پيمان چند جانبه اي در سال 37 ميان اسرائيل , تركيه , ايران و اتيوپي تحت عنوان جلوگيري از نفوذ شوروي در خاورميانه ولي در حقيقت براي گسترش دايره نفوذ اسرائيل و سقوط حكومت انقلابي جمال عبدالناصر شكل گرفت