
به مناسبت سالروز رحلت مرجع بزرگ تشيع , آيت الله العظمي
اراكي رضوان الله تعالي عليه
« اين عبد ممتحن خداو عالم زاهد و پارسا و اين ذخيره گرانبهاي الهي در
روزگار ما و اين بقيه سلف صالح و يادگار اساطين علم و عمل و تقوي , ازجمله
بزرگاني بود كه عمر طولاني و پربركتي را بي كمترين خدشه و شائبه اي در طهارت
و نزاهت و قداست و معنويت به سرآوردند.
راه خدا را با گامي استوار و اراده اي خلل ناپذير طي كرد و يك قرن دل و جان
منور و پاكيزه خود را در برابر جلوه هاي رنگارنگ دنياي فاني , تسليم ناپذير و
تسخيرناپذير نگاهداشت , در امتحانهاي دشواري كه در يك زندگي صدساله و در
حوادث بزرگ و كوچك آن در برابر هر كسي قرار مي گيرد مانند كوه , استوار و
بي تزلزل باقي ماند , هرگز به دنيا و مقام و جلال آن نينديشيد و هرگز احساسات
شخصي , ايشان را از شناختن و پيمودن راه خدا باز نداشت , به سوي شهرت و
محبوبيت و مقبوليت قدمي برنداشت و آنگاه كه مقدسترين و گرامي ترين نوع
شهرت و محبوبيت با انتخاب شدن از سوي ميليونها انسان مومن به مرجعيت تقليد
به سراغ ايشان آمد با آن بسي كريمانه و بزرگ منشانه روبرو شد , اگر چه حاجت
مردم را برآورد و از آنان در راه خدا دستگيري كرد اما خود همان عبد محتاج رحمت
الهي باقي ماند و دل خاشع و روح پارساي خود را با محبت الهي و ولايت اوليا
معظم خدا بيش از پيش پيوند زد , اكنون آن جان پارسا به ملكوت پيوسته و آن دامان
پاك از عالم ماده برچيده شده است , او از حقيقت « لاخوف عليهم و لاهم يحزنون »
برخوردار و به مجاورت ارواح مطهر اوليا و صلحا سرافراز است ولي جهان تشيع و
حوزه هاي علميه عزادارند... »
آنچه از نظر گذشت , بخشي از پيام رهبر معظم انقلاب به مناسبت رحلت مرجع
بزرگ جهان تشيع حضرت آيت الله العظمي اراكي است .
شيخ الفقها و المجتهدين , مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ محمدعلي اراكي
قدس سره الشريف در سال 1312 هجري قمري در اراك در بيت مرحوم حجه الاسلام
آقاي حاج ميرزا آقاي فراهاني كه از علماي باتقوا و از عباد اراك بود ديده به جهان
گشود. تحصيلات خويش را در همان شهر آغاز كرد , و از محضر بزرگاني همچون
آيه الله شيخ محمدسلطان العلما و مرحوم حجه الاسلام حاج شيخ جعفر شيشي بهره
برد . در سال 1332 كه مرحوم آيه الله العظمي حائري در اراك اقدام به تاسيس حوزه
علميه نمود , در حوزه درسي ايشان وارد و مدت 8 سال در درس خارج فقه و اصول
آن مرحوم شركت كرد. و اين درسها را با آيه الله سيدمحمد تقي خوانساري و آيه الله
سيداحمد خوانساري (كه در همين دروس حاضر مي شدند) مباحثه مي كردند.
در سال 1340 كه مرحوم آيه الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي از
اراك به قم هجرت نمود و حوزه علميه قم را تاسيس فرمود ايشان نيز در معيت
مرحوم آيه الله حائري به قم مهاجرت فرمود و مجددا به حلقه درسي مرحوم آيه الله
حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي پيوست و تا آخر عمر آن بزرگوار از محضر ايشان
به مدت 23 سال استفاده هاي فراوان برد و به مراحل عاليه اجتهاد نائل شد .
با اين همه پس از ارتحال مرحوم حاج شيخ , در درس داماد محترم و شريك
بحث خود , مرحوم آيه الله سيدمحمدتقي خوانساري , به عنوان تجليل از مقامات
معنوي ايشان شركت مي كرد ايشان از اسبقين شاگردان و از تلامذه قبل و بعد از
هجرت و مورد عنايت خاص آن استاد عظيم الشان بودند.
از صفات ممتاز و چشمگير ايشان شركت در درس شريك بحث و هم مباحثه
خود بود كه از نظر مراتب علمي هم رتبه بوده اند اين تواضع در مقابل آيت الله
خوانساري به خاطر عشق به آل محمد و ملكات و صفات نفساني و برازنده و
خصوصيات معنوي آن مرحوم بود , مرد مجاهدي كه مقداري از عمر خود را طبق
وظيفه شرعي در جبهه جنگ گذرانيد و مدتي در اسارت بسر برد. آن مرحوم , تا
آيه الله خوانساري در قيد حيات بودند , به احترام ايشان شروع به تدريس نكردند.
نتيجه مباحثات طولاني و دقيق آن دو بزرگوار حاشيه اي است بر عروه كه مشتركا
نوشته اند و در موارد اختلاف نظر حكم به احتياط مي كردند تا نظر هر دو رعايت
شده باشد.
حوزه درسي آيت الله العظمي اراكي
مرحوم آيت الله العظمي اراكي پس از فوت آن مجاهد بزرگ , حوزه درسي
تشكيل داد , و درسش محل تجمع فضلا و علماي حوزه گرديد. از خصوصيات بارز
مجلس درس ايشان اين بود كه حتي المقدور از تكرار و اطناب , اجتناب مي ورزيد و
معتقد بود طلبه بايد قبل از حضور در مجلس درس , مواضع اشكال را مطالعه و
مباحثه نموده , سپس در بحث حاضر شود به همين جهت مجلس بحث ايشان براي
افراد مبتدي سنگين و غيرقابل هضم بود و براي مجتهدين زحمت كشيده بسيار
سودمند , لذا بحث ايشان را خارج خارج خوانده اند , به اين معنا كه افرادي كه چند
سال در درس خارج شركت كرده و به مراتب بالايي از علم نائل شده بودند , از محضر
درس ايشان بهره وافي مي بردند. غامض ترين مسائل مشكل علمي را با بياني شيوا ,
به سهولت تفهيم مي كردند.
بعد از فوت مرحوم خوانساري مبحث خارج نكاح ايشان را ادامه دادند و سپس
مكاسب محرمه , دو دوره بيع و خيارات , طهارت , اجاره , و در آخر حج را مورد بحث
و مداقه قرار دادند. و مجددا كتاب النكاح را در مدرسه فيضيه تدريس فرمودند ,
علاوه بر اين سه دوره اصول را نيز عصرها در مدرسه فيضيه تدريس مي فرمودند.
ويژگي هاي اخلاقي
بزرگ مرجع شيعه داراي ملكات روحاني و خصايص اخلاقي ويژه اي بود كه
برخي از آنها را ذيلا برمي شماريم .
الف ـ جناب معظم له به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) ارادت
خاصي داشته و به مجرد شنيدن مصائب حضرت سرشك غم از ديدگانش مي باريد.
ب ـ مرجع بزرگوار به فرزندان پيامبر و سادات بسيار علاقمند بوده و به آنان
احترام فوق العاده مي نهاد.
ج ـ زهد و تقوي به گونه اي كه با آماده بودن شرايط مرجعيت , مدت سي سال از
رياست و مرجعيت دوري گزيده و تنها به تدريس پرداخت .
د ـ تواضع و فروتني , به طوري كه ايشان به امام راحل ـ با اينكه از نظر سني
حدود ده سال از امام بزرگتر مي بودند ـ خطاب مي كرد : السلام عليك يا بن
رسول الله
ه' ـ ساده زيستي , كه خانه محقر ايشان پس از مرجعيت عامه , همان خانه چهل
سال پيش ايشان بود.
و ـ انصاف در بحث , به گونه اي كه مكرر مي شد از آنچه گفته بود با كمال راحتي
و بي قيدي برمي گشت و مي فرمود حق با فلان آقا است .
ز ـ رعايت امانت , كه هر مطلبي را در درس بنام صاحب نظريه همراه با آداب و
القاب ذكر مي نمود.
ح ـ انس با قرآن . معظم له با قرآن و تفسير جوامع الجامع انس بسياري داشته و پنج
جزو اول قرآن را حفظ نموده بود. روزي يك جزو قرآن و در ماه مبارك رمضان
روزي سه جز و تلاوت مي نمودند.
ط ـ از صفات ايشان عبادات بسيار , رياضت , شب زنده داري , مداومت بر
نوافل و دعاي كميل بود. در هنگام اقامه جماعت نماز را طول مي دادند.
ي ـ تهجد , گريه و زاري و مناجات نيمه شب ايشان از عادات مستمره معظم له
مي بود.
مجالس تبليغي
باتوجه به اينكه معظم له نمازجمعه را واجب تخييري (و افضل الفردين
مي دانستند) قبل از انقلاب روزهاي جمعه خطبه هاي نماز جمعه ايشان واقعا يك
مجلس اخلاق و عرفان و اعتقادات بود. در طول چهل سال كه اقامه نمازجمعه
مي فرمودند به خطبه هاي جمعه عنايت خاصي داشتند , و با استفاده از خطبه هاي
نهج البلاغه , با دلي سوزان و نفسي آتشين , كه از دل برمي خواست و به جان
مي نشست يك دوره اعتقادات و اخلاق را در اين مدت به صورت خطبه ارائه دادند
و دمي نياسودند. جمعه ها كه روز تعطيلي بود همچون يك مدرس خود را با مطالعه
آماده خطبه نماز جمعه مي نمودند و موسس حوزه علميه قم آيت الله العظمي حائري ,
و سلف صالح او محسوب مي شدند.
علاقه وافر ايشان به علماي مجاهد
معظم له به علماي مبارز و مجاهد بسيار علاقه داشت لذا به جهت مجاهدبودن
آقا نورالدين اراكي بسيار به او علاقمند بود و همين مطلب باعث شد كتاب « القرآن
و العقل » , آن مرحوم را به چاپ برساند. و مقدمه اي در شرح حال مولف كتاب
نوشته اند كه در جلد اول آن چاپ شده است . از نظر زهد و تقوي و معنويت , در زهد
حقيقي و تخلق به اخلاق الهي به معناي صحيحش وارسته بودند.
وقتي به زيارت امام خميني (ره ) به جماران مشرف مي شد و بر امام وارد
مي گرديد خطاب به امام مي گفت : « السلام عليك يابن رسول الله » با اينكه امام
سنشان ده سال از معظم له كوچكتر بوده است و در تحصيل و استفاده از مرحوم
آيت الله حائري با هم همدوره بودند , ولي به خاطر عظمتي كه در او مي ديد , حفظ
عظمت امام را به عنوان عظمت اسلام مي دانست .
ساده زيستي , خانه محقر و وارستگي ايشان زبانزد همه بود با اينكه 42 سال
حاشيه بر عروه داشتند زعامت و مرجعيت را نپذيرفتند وقتي اصرار ميشد
مي فرمود : علماي اسلام هستند به ديگران رجوع كنيد.
شيوه تدريس
شاگردپروري , تشويق به اشكال و استفهام , حل مشكلات علمي شاگردان با
كمال تواضع هميشه از نكات بارز درس ايشان بود ايشان همواره در برخورد با
شاگردان و سئوال كنندگان , مردي بسيار متواضع و خليق بود به طوريكه , هر كس در
هر شرايطي مشكلات علمي خود را حتي در سطح بسيار پائين با ايشان در ميان
مي گذاشت و ايشان با روي باز پاسخ مي گفت . در اين شيوه از استاد خود تبعيت
مي كرده كه گويند : « در سر درس كسي در مباحثه زياد اصرار مي ورزيد و با او جر و
بحث مي كرد. شخصي با پرخاش آن طلبه را مي خواست ساكت كند كه در مقابل
استاد اين قدر پر حرفي نكند , استاد رو به اشكال كننده كرد و فرمود : من بنا داشتم
در منزل بنشينم و عروه را تكميل كنم ولي ديدم رفع يك شبهه از ذهن يك طلبه ,
ارزشش بيشتر است . به همين جهت مي گفت اگر تا صبح با من بحث كني حاضرم و
جواب مي دهم » . رفع شبهه از ذهن هر كس را وظيفه خود مي دانست و با بيانات
كافي و شافي تا مطلب را براي طرف عيان نمي كرد آرام نمي شد و هر گاه احساس
مي كرد طلبه در مقابل فهم مطلب است چنين بود.
انصاف در بحث داشت ! به طوريكه مكرر مي شد از آنچه گفته بود و بر آن
اصرار مي ورزيد , از آن با كمال راحتي برمي گشت و مي گفت حق با فلان آقا است .
در نقل مطالب علمي و نظرات غامض و مشكل , هر گاه مطلب از خود او نبود ,
براي اداي حقوق صاحب آن نظريه , اسم او را با آداب و القاب ذكر مي كرد. مطالب
غامض علمي را بدون اطناب ممل و ايجاز مخل , با بياني شيوا براحتي تفهيم
مي كرد.
از مشخصات روحي ايشان بي اعتنايي به زرق و برق دنيا و امور مالي بود.
مرحوم آيت الله سيدمحمد تقي خوانساري درباره ايشان گفته است : « ... كوه طلا و
خاكستر در نظرش يكسان است . شش دانگ حواسش در امر تحصيل و مطالعه و
بحث است . ايشان ـ الحق از مصاديق بارز و من يذكر كم الله رويته و يزيدكم في
العلم منطقه هستند. حافظه غريبي دارد كه فكر مي كنم در اثر انس بامطالعه و تدبر
و تفكر در قرآن است ! به طوريكه خود از ميرزاي شيرازي بزرگ به واسطه نقل
مي كند (كه سيره مستمره مرحوم شيرازي اين بود كه هر روز صبح يك حزب را چند
آيه از قرآن را با تدبر با خود مي خواند)... »
ايشان در دوران كهولت و ضعف , مطالعه و تدبر در قرآن را ادامه مي داد. انس
غريبي با قرآن و تفسير جوامع الجامع داشت و از آن نكات بسياري استنباط
مي كرد. چند جز اول قرآن را حفظ بود در ماه يك ختم قرآن مي خواند , بجز
ماه رمضان كه سه بار قرآن را ختم مي كرد. نكات اخلاقي و اعتقادي كه از آيات قرآن
استنباط مي كرد در جلسات , براي حضار كه به خدمتش مي رسيدند بيان مي كرد كه
بسيار دقيق و قابل تامل بود.
مجلس انس ايشان بسيار شيرين وجذاب بود و هر شنونده اي را مجذوب
مي ساخت .
ايشان گنجينه اي گرانبها از مجموع قضايا و قصص پندآميز در سينه داشت كه
آنها را با جزئيات تمام در خاطر داشت و چه بسا در ضمن نقل , منقلب شده و اشك
مي ريختند.
تهجد و عبادت
انس با شب , خلوت با دوست وحضرت رب الارباب و اشك و آه عاشقانه در
شب طاعات و عبادات و رياضات بسيار , مداومت بر نوافل و خواندن دعاي كميل
در قنوت كه كسي را ياراي آن نيست ازصفات روحاني معروف ايشان بود. در هنگام
اقامه جماعت بسيار نماز را طول مي داد به گونه اي كه بسياري از مامومين مي گفتند
آقا , رعايت ضعف مامومين لازم است , قنوت , ركوع و سجود را مختصر كنيد , آقا در
جواب مي فرمود : من ضعف از خود سراغ ندارم . اين نماز مختصر ايشان بود كه در
جماعت مي خواند اما درخانه واقعا طول نمازشان قابل تحمل ديگران نبود.
تهجد و گريه وزاري و مناجات در نصف شب ايشان حتي شبهاي كوتاه
تابستان سالها ادامه داشت انسي مخصوص داشت با شب و تاريكي شب و حضور
دوست و انقطاع بسوي او.
اقامه نماز جمعه و جماعت
معظم له نماز جمعه را واجب تخييري مي دانستند و ساليان متمادي آن را اقامه
نمودند تا اين كه در اين اواخر احساس كردند براي ايشان به خاطر كهولت سن
اشكال دارد.
حدود چهل سال در مدرسه فيضيه و حرم مطهر , اقامه جماعت مي كردند
ودانشمندان وطلاب حوزه با شور واشتياق در نماز ايشان شركت و به آن معظم له
اقتدا مي نمودند , بطوريكه نماز جماعت ايشان مجمع و كانون اعاظم علما
ومجتهدين و متقين قم بود.
تاليفات
اين مرد بزرگ كه وجودش يكي از نعمتهاي مغتنم الهي است در طول بيش از
سه ربع قرن (75 سال ) تحصيل و تدريس آثار بسياري را اعم از تاليف و تقرير بر
جاي نهاده است , كه عبارتند از :
1 ـ تقريرات بحث مرحوم آيت الله سلطان العلما
2 ـ تقريرات فقه آيت الله العظمي حايري , شامل : الف ـ طهارت ـ ب ـ ارث
3 ـ تقريرات اصول آيت الله العظمي حايري (سه دوره )
4 ـ رساله في الاجتهاد و التقليد (تقرير بحث مرحوم حايري ) ـ در ضمن « درالفوائد »
استادش به چاپ رسيده است .
5 ـ رساله في الولايه (تقرير بحث مرحوم آيت الله حايري ) ـ در جلد اول « القرآن
والعقل » به چاپ رسيده است .
6 ـ رساله استفتائات
7 ـ حاشيه بر عروه الوثقي
8 ـ توضيح المسائل
9 ـ مناسك حج
10 ـ حاشيه بر دررالاصول مرحوم آيت الله حايري
11 ـ المكاسب المحرمه
12 ـ كتاب الخيارات
13 ـ رسالتان في الارث و نفقه الزوجه (از شماره 4 تا 13 همه به چاپ
رسيده اند)
14 ـ كتاب البيع
15 ـ كتاب النكاح و الطلاق
16 ـ شرح مفصل عروه الوثقي باب طهارت
17 ـ كتاب الطهاره تقرير بر بحث آيت الله العظمي سيدمحمدتقي
خوانساري
سرانجام اين فقيه بزرگ و عالم برجسته دين پس از سالها تلاش در راه خدا و
عزت مسلمين , در هشتم آذر 1373 دارفاني وداع كرده به سوي ملكوت اعلي
پركشيدند.
رهبر معظم انقلاب :
اين عبد ممتحن خدا وعالم زاهد و پارسا و اين ذخيره
گرانبهاي الهي در روزگار ما و اين بقيه سلف صالح و يادگار
اساطين علم و عمل و تقوي , از جمله بزرگاني بود كه عمر
طولاني وپربركتي را بي كمترين خدشه و شائبه اي در طهارت
و نزاهت وقداست و معنويت به سر آوردند. راه خدا را با گامي
استوار و اراده اي خلل ناپذير طي كرد ويك قرن دل و جان
منور و پاكيزه خود را در برابر جلوه هاي رنگارنگ دنياي فاني ,
تسليم ناپذير و تسخير ناپذير نگاه داشت .
رهبر معظم انقلاب :
آيت الله العظمي اراكي در امتحانهاي دشواري كه در يك
زندگي صد ساله و در حوادث بزرگ و كوچك آن در برابر هر
كسي قرار مي گيرد مانند كوه , استوار و بي تزلزل باقي ماند.
هرگز به دنيا ومقام و جلال آن نينديشيد و هرگز احساسات
شخصي , ايشان را از شناختن و پيمودن راه خدا بازنداشت , به
سوي شهرت و محبوبيت و مقبوليت قدمي برنداشت
از نكات بارز درس آيت الله اراكي , شاگردپروري , تشويق
به اشكال و استفهام , حل مشكلات علمي شاگردان و تواضع
علمي بود
آيت الله العظمي اراكي داراي روحي بلند وبي اعتنا به زرق
و برق دنيايي داشت و كوه طلا و خاكستر در نظرش يكسان
بود
انس با حضرت احديث , عشق بر طاعت و رياضت و
مداومت بر نوافل و مستحبات از ويژگيهاي آيت الله العظمي
اراكي بود

|