دفتر ديني و فرهنگي سوريه با همكاري مشاور فرهنگي ايران همايشي دو
روزه با عنوان « حقوق انسان در افكار امام علي (ع ) » را در دمشق برگزار كرد.
دفتر ديني و فرهنگي « الاسد » در دمشق با همكاري دكتر محمد حسيني
معاون وزير آموزش عالي جمهوري اسلامي ايران , زياد الدين ايوبي وزير
اوقاف و امور اسلامي سوريه و غضنفر ركن آبادي كاردار سفارت ايران در
دمشق همايشي با عنوان « حقوق انسان در افكار امام علي (ع ) » را برگزار
كرد.
در اين همايش شخصيتهاي برجسته فرهنگي و علمي و علماي ديني از ايران ,
سوريه و لبنان حضور داشتند كه در مورد مسائل مختلف انسان در يك
جامعه اسلامي مذاكره مي كنند.
در اين همايش دو روزه روابط حكام كشورهاي اسلامي با ملتهاي
اسلامي و غيراسلامي از ديدگاه امام علي (ع ) , حقوق اقليتهاي غير مسلمان
در كشورهاي اسلامي , حقوق اقليت مسلمان در كشورهاي غير اسلامي ,
تطابق حقوق انسان در منظر امام علي (ع ) با حقوق انسان در جهان كنوني از
موضوعاتي بود كه مورد بحث و بررسي قرار گرفت .
دكترمحمد حسيني در مراسم افتتاحيه اين همايش , سخناني با عنوان
« تجلي حقوق انسان در نامه هاي امام علي (ع ) به مالك اشتر » ارائه كرد.
وي گفت : در نامه هاي امام علي (ع ) به مالك اشتر والي مصر توجه
زيادي به حقوق انسانها در يك جامعه اسلامي شده است .
وي در اين زمينه افزود : اين توجه و اهتمام به منظور تحكيم روابط
حكام و مردم در يك جامعه اسلامي بسيار مهم است و به عنوان تعهدي
براي مسئولان يك كشور اسلامي و حتي مردم آن و از سوي ديگر مايه افتخار
جامعه مسلمان به شمار مي رود.

از سوي جهاد دانشگاهي واحد تربيت معلم
كارگاه آشنايي با انديشه هاي امام علي (ع ) در
نهج البلاغه برگزار شد
|
اولين جلسه كارگاه هاي دانشجويي انديشه شناسي امام
علي (ع ) با موضوع آشنايي با انديشه هاي روانشناسانه آن امام
در نهج البلاغه هفته گذشته در دانشگاه تربيت معلم با حضور
كارشناسان ديني و دانشجويان علاقه مند از سوي مركز
فعاليت هاي قرآني دانشجويان شعبه جهاد دانشگاهي واحد
تربيت معلم برگزار شد.
معاون فرهنگي جهاد دانشگاهي واحد تربيت معلم با اعلام
اين خبر گفت : كارگاه هاي انديشه شناسي امام علي (ع ) در نهج
البلاغه با هدف آشنايي دانشجويان با انديشه هاي ناب
اميرالمومنين امام علي (ع ) در كتاب عظيم نهج البلاغه و
همچنين آشنا كردن دانشجويان با آموزه هاي فرهنگي , سياسي و
اجتماعي امام علي به صورت موضوع و با فعاليت هسته اي
مطالعاتي برگزار مي شود.
حميدرضا بابايي در ادامه اظهار داشت : دانشجويان در اين
كارگاه با انديشه هاي روانشناسانه امام علي در موضوعات
مختلف از جمله روانشناسي اجتماعي , روانشناسي انساني ,
روانشناسي اخلاقي و... آشنا شدند.
وي در ادامه خاطر نشان كرد : آشنايي با ديدگاه هاي امام
علي در مورد روانشناسي مومنين و منافقان , روانشناسي نيايش
و عبادت روانشناسي اجتماعي مردم عراق , كوفه , شام و يمن ,
روانشناسي اهل ذكر , بانوان , مردم جاهل و متكبران ,
روانشناسي قبايل عرب و قريش و.. از ديگر مباحثي است كه
دانشجويان در اين كارگاه با آن آشنا شدند.
وي در پايان گفت : كتابشناسي توصيفي و موضوعي امام
علي معرفي سايت هاي مذهبي و ديني , معرفي مقالات
موضوعي و معرفي كتاب هفته از ديگر بخش هاي اين كارگاه
دانشجويي مي باشد كه به صورت هفتگي در روزهاي دوشنبه
برگزار مي شود.

|
درآمدي بر معرفت پژوهي در نهج البلاغه
|
قسمت اول
عباس عزيزي
اشاره
يكي از شاخه هاي اصلي فلسفه , مبحث « معرفت شناسي »
است . اين شناخت از اين جهت اهميت دارد كه زيربناي
جهان بيني است , چنان كه جهان بيني مبناي ايدئولوژي و نظام
ارزشي است . معرفت شناسي در نهج البلاغه , مبحث گسترده اي
است كه دين پژوهان در تعميق و توسعه آن بايد گام هاي
موثرتري بردارند. اين بررسي در صدد ارائه طرحي اجمالي در
قلمرو بايسته هاي پژوهش و تحقيق در اين زمينه و اشاره به
گوشه اي از دنياي معرفت پژوهي اين اثر جاويدان اميرالمومنين
علي (ع ) است كه در 9 محور تقديم مي گردد :
.1 تعريف شناخت در نهج البلاغه
در نزد حكما , مفهوم « شناخت » مفهومي بديهي و بي نياز از
تعريف است , با اين حال تعريف هاي شرح الاسمي متعددي در
اين باره ارائه شده كه برخي « جامع افراد و مانع اغيار »
نمي باشد.
از مراجعه به واژه هاي معرفت شناختي در نهج البلاغه , به دست
مي آيد كه حقيقت شناخت , شبيه حقيقت نور است . امام
علي (ع ) در موارد زيادي واژه « نور » را براي « علم » استعاره
آورده اند. همان طور كه مي دانيد حقيقت نور « ظاهر بنفسه و
مظهر لغيره » است , پس حقيقت علم هم « ظاهر بنفسه و
مظهرلغيره » است .
چنان كه روشن مي شود , تعريف شناخت به ظهور , به روشني
در نزد عالم دلالت دارد. يعني علم , مظهر معلوم براي عالم
است كه گاهي اين اظهار معلوم براي عالم با واسطه است ـ كه
به آن « علم حصولي » اطلاق مي شود ـ و گاهي بدون واسطه
است كه به آن « علم حضوري » مي گويند.
امام علي (ع ) در مذمت گروهي فرومايه و پست به نام « همج
رعاع » ـ يعني مگسان كوچك و ناتوان ـ مي فرمايند : « اين گروه
بادصفت از نور علم و دانش بهره اي نبرده اند » لم يستضيئوا
بنور العلم (1 ) . هم چنين در فرازي ديگر از نهج البلاغه در بيان
علل انحراف بني اميه مي فرمايند :
« لم يستضيئوا باضوا الحكمه ولم يقدحوا بزناد
العلوم الثاقبه » (2 ) آن ها (بني اميه ) از روشني هاي حكمت و
عرفان بهره مند نشدند و با آتش زنه هاي علوم و معارف
درخشان , آتش نيفروخته اند.
.2 امكان شناخت
معرفت امري ممكن و ترديدناپذير است و تحقق في الجمله
آن , بديهي و بي نياز از اثبات مي باشد. هر كسي به وجود خود ,
وجود قواي ادراكي خود و وجود حالات رواني خود (مثل غم ,
شادي , عشق و...) معرفت يقيني دارد. با اين حال , در اروپا
بارها موج شك گرائي پديد آمده و انديشمندان بسياري را در
كام خود فرو برده است .
نهج البلاغه اساسا كتاب شناخت است . وقتي انسان اين كتاب
را با عقل و انديشه مي كاود , به معارفي چون : خداشناسي ,
دين شناسي , امام شناسي , معادشناسي , جهان شناسي ,
دنياشناسي و... دست مي يابد. سراسر نهج البلاغه از واژه هاي
پرباري كه هر كدام بار معرفتي ويژه اي دارند , پوشانده است ;
واژه هايي چون : علم , عقل , فهم , لب , حكمت , حجي , شعور ,
فطانت , بصيرت , برهان , يقين , اشراق , تفكر , تعقل , تفقه ,
تفهم , تدبر , تعمق , ادراك , معرفت , استدلال و... كه همگي بر
امكان شناخت و ضرورت آن دلالت مي كنند.
.3 مباني شناخت
منظور از مباني شناخت , بسترها و زمينه هاي مناسبي است كه
بذر شناخت در آن ها بهتر رشد كرده و به تكامل مي رسد. اين
مطلب همان است كه قرآن كريم درباره آن مي فرمايد : « و البلد
الطيب يخرج نباته باذن ربه والذي خبث لا يخرج الا نكدا » (3 )
مهم ترين زمينه ها و مباني شناخت كه در نهج البلاغه ذكر شده
است , عبارتند از :
الف . تقوا و خويشتن داري : امام علي (ع ) در موارد متعددي به
اين حقيقت تصريح مي كنند : « فان تقوي الله دوا دا قلوبكم
وبصر عمي افئدتكم ... وجلا غشا ابصاركم » (4 ) تقوا و ترس
از خدا داروي درد قلب ها و بينايي كوري دل ها و بهبودي
بيماري تن ها و روشني پوشش ديده ها است .
ب . آموزه هاي وحياني : امام علي (ع ) مي فرمايند : « تجلي
بالتنزيل ابصارهم ويرمي بالتفسير في مسامعهم ويغبقون كاس
الحكمه بعد الصبوح » (5 ) ديده هاي آن ها به نور قرآن جلا داده
شده و تفسير در گوش هايشان جا گرفته است . هنگام شب ,
جامي از حكمت به آنان مي نوشانند , بعد از اين كه در بامداد
هم به آنان نوشانده شد.
ج . ايمان : امام علي (ع ) در اين زمينه مي فرمايند : « بالايمان
يعمرالعلم » (6 ) به سبب ايمان , علم و دانايي آباد مي شود .
.4 اقسام شناخت
علم در اصطلاح فلسفه بر دو قسم است :
الف . علم حصولي (با واسطه مفهوم )
ب . علم حضوري (بي واسطه مفهوم ).
با مراجعه دقيق به نهج البلاغه درمي يابيم كه علي (ع ) به هر دو
قسم از شناخت صريحا و تلويحا اشاره نموده است . وجود
واژه هايي هم چون « تعقل , تفكر , يستدل , يحتج , النظر و... »
دلالت بر شناختي به نام شناخت حصولي مي كند كه معلوم عين
علم نيست , بلكه علم و معلوم دو حقيقت هستند.
حضرت (ع ) مي فرمايند : « و اقام من شواهد البينات علي
لطيف صنعته و عظيم قدرته ما انقادت له العقول معترفه
به » (7 ) و نمونه هايي از لطافت صنعت گري و قدرت عظيم
خويش به پا داشت , چندان كه تمام انديشه ها را به اعتراف
واداشته است .
هم چنين در مورد علم حضوري , اعم از علم حضوري مجرد به
خود و علم علت به معلول و علم معلول به علت موارد متعددي
وجود دارد. به عنوان نمونه امام علي (ع ) در مورد علم حضوري
مجرد به خود مي فرمايند : « اللهم انك اعلم بي من نفسي وانا
اعلم بنفسي منهم » (8 ) خدايا , تو به من از من داناتري و من به
خود از آن ها داناتر هستم .
هم چنين در مورد علم حضوري علت به معلول مي فرمايند :
« العالم بلا اكتساب ج ولا ازديادج ولا علم ج مستفاد » (9 ) خداوند به
همه چيز دانا است , بدون آموختن از ديگري و بدون احتياج به
افزودن و بدون استناد.
يعني علم خداوند به ماسواي خود يك علم اكتسابي
مفهومي نيست , بلكه علم او عين ذات او و بدون ازدياد
مفهومي مي باشد.
هم چنين در مورد علم معلول به علت در نهج البلاغه آمده است
كه « ذعلب يماني » از امام علي (ع ) سوال كرد : هل رايت ربك يا
اميرالمومنين فقال (ع ) : افاعبد ما لا اري فقال : وكيف تراه
قال (ع ) : لا تدركه العيون بمشاهده العيان ولكن تدركه
القلوب بحقائق الايمان (10 ) آيا پروردگارت را
ديده اي
امام (ع ) فرمودند : آيا چيزي را كه نمي بينم پرستش
مي كنم
ذعلب گفت : چگونه او را مي بيني
امام (ع ) فرمودند : چشم ها او را درك نمي كند , لكن دل ها به
وسيله حقايق ايمان او را درك مي نمايند » .
.5 تشكيك در شناخت
از ديدگاه نهج البلاغه , حقيقت شناخت اعم از حضوري و
حصولي , مشكك و ذو مراتب است . ملاك و معيار در تشكيك
اين است كه « ما به الامتياز » عين « ما به الاشتراك » است و
تفاوت مراتب , به شدت و ضعف و نقص و كمال است .
هم چنين تمام مراتب شناخت در يك حقيقت كه همان
(ظاهربنفسه ومظهر لغيره ) بودن است , شريكند; ولي اختلاف
مراتب آن به شدت و ضعف ظهور است .
امام علي (ع ) در باب مراتب شناخت چنين مي فرمايند : « ان هذه
القلوب اوعيه فخيرها اوعاها » (11 ) دل ها ظرف هاي علوم و
حقايق و اسرار است وبهترين دل ها نگاهدارنده ترين آن هايند.
واژه « اوعاها » افعل تفضيل است و دلالت بر ذومراتب بودن
ظرف شناخت مي كند كه همان قلب است بنابراين , به تبع
ذومراتب بودن ظرف , مظروف نيز ذومراتب است .
.6 قلمرو شناخت
شناخت هاي انسان از طريق حس , خيال , عقل , شهود و وحي
حاصل مي شود. مساله اين است كه : آيا توسط اين ابزارها
مي توان همه چيز را شناخت يا اين كه هر يك از ابزارهاي
مذكور قلمرو خاصي دارد
امام علي (ع ) در موارد متعددي از نهج البلاغه به محدوديت
شناخت حسي تصريح مي كنند. در جايي مي فرمايند : « لا
تدركه الحواس فتحسه ولا تلمسه الايدي فتمسه » (12 ) حواس
ظاهري خداوند را درك نمي كنند تا به وجود حسي موجودش
گردانند و دست ها او را لمس ننمايند تا دسترسي به او پيدا
كنند.
به عبارت منطقي , هر چه قابل ادراك با حس باشد جسماني
است . عكس نقيض اين قضيه مي شود : هر غير جسماني قابل
ادراك با حواس (پنج گانه ) نيست .
در موضعي ديگر , حضرت (ع ) در مورد قلمرو شناخت عقلاني
مي فرمايند : « لم يطلع العقول علي تحديد صفته ولم يحجبها
عن واجب معرفته » (13 ) عقل ها را بر حد و نهايت خود آگاه
نساخته , ولي آن ها را از شناختن خويش (خداوند) به قدر
واجب بازنداشته است .
از فراز فوق استفاده مي شود كه معرفت و شناخت خداوند بر
سه قسم است :
معرفت واجب (شناخت اصل وجود خداوند)
معرفت ممتنع (شناخت كنه ذات و صفات خداوند)
معرفت ممكن (شناخت خداوند در حد ظرفيت انسان ).
هم چنين امام (ع ) در مورد قلمرو شناخت شهودي مي فرمايند :
« لا تعقد القلوب منه علي كيفيه ج ولا تحيط به
الابصاروالقلوب » (14 ) دل ها كيفيت و چگونگي او را تصديق
نمي نمايند و چشم ها و دل ها بر او احاطه ندارند.
پاورقي
1 ) ترجمه نهج البلاغه , فيض الاسلام , حكمت 139 , ص
.1157
2 ) همان , خ 107 , ص .322
3 ) سوره اعراف , آيه .58
4 ) ترجمه نهج البلاغه , فيض الاسلام , خ 189 , ص .628
5 ) همان , خ 150 , ص .450
6 ) همان , خ 155 , ص .480
7 ) همان , خ 164 , ص .530
8 ) همان , حكمت 96 , ص .1131
9 ) همان , خ 204 , ص .647
10 ) همان , خ 178 , ص .583
11 ) همان , حكمت 139 , ص .1156
12 ) همان , خ 228 , ص .738
13 ) همان , خ .49
14 ) همان , خ 84 , ص .203

|
ايران در بصره نمايشگاه كتابي با عنوان امام علي (ع ) داير
كرده است
|
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و با همكاري دفتر آيت الله
سيستاني , نمايشگاه كتابي با عنوان « امام علي (ع ) » در دانشگاه بصره داير
كرده است .
به گزارش واحد مركزي خبر از بغداد , در اين نمايشگاه 17 موسسه
انتشاراتي از جمله 11 مركز نشر كتاب از جمهوري اسلامي ايران ,
جديدترين آثار خود را عرضه كردند.
غلام علي رجايي نماينده سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي گفت :
موسسه امام صادق (ع ) , انتشارات غدير , مجمع جهاني اهل بيت و انتشارات
كتب اسلامي از كشورمان از جمله نشرياتي هستند كه بيش از دو هزار عنوان
كتاب به زبان عربي با موضوعات علمي , مذهبي , فقه , تاريخ و ادبيات در اين
نمايشگاه عرضه كرده اند.
شيخ محمد مالكي نماينده آيت الله سيستاني در منطقه زبير هم با
قدرداني از انتشارات ايراني شركت كننده در نمايشگاه كتاب امام علي (ع )
تصريح كرد استقبال گسترده جوانان به ويژه دانشجويان از كتابهاي مذهبي و
علمي علت برپايي اين نمايشگاه در دانشگاه بصره است .
اين نمايشگاه تا دوم اذر ماه براي بازديد عموم مردم , به ويژه دانشجويان
عراقي در دانشگاه بصره داير است .

|
ارتباط ناشناخته
|
تاليف رضا زارع
قسمت نهم
ب ) بازتاب خارجي
شكست نظامي اعراب از اسرائيل در سال 1948 , سبب
تحولاتي در برخي از كشورهاي عربي شد , رژيم غير نظامي در
سوريه سقوط كرد و آن كشور گرفتار كودتاهاي پي در پي شد و
براثر نارضايتي شديد ميان افسران ارتش مصر , رژيم پادشاهي
در آن كشور نيز سقوط كرد. بر اثر وضعيت بحراني خاورميانه
در سال 1328 فعاليت هايي از سوي برخي از مقامات
كشورهاي منطقه از جمله پاكستان , عراق و اردن به منظور
نزديكي به ايران انجام پذيرفت , اما شناسايي اسرائيل از سوي
ايران , اين تلاش ها را بي اثر ساخت .
به محض انتشار خبر شناسايي اسرائيل از سوي ايران ,
دستگاه هاي تبليغاتي كشورهاي عربي به كار افتاد. روزنامه هاي
عربي , محمد ساعد را متهم كردند كه در ازاي دريافت پول ,
دولت اسرائيل را به رسميت شناخته و ممكن است با انعقاد
قرارداد تجارتي بين دو كشور , نفت ايران با كالاهاي
صهيونيستي مبادله شود. مطبوعات عربي با دستاويز قرار دادن
موضوع دريافت رشوه , دولت ايران و به ويژه نخست وزير
وقت را به باد انتقاد گرفتند و نسبت به گسترش روابط ايران ـ
اسرائيل و تبديل شناسايي دو فاكتو به شناسايي دوژوره هشدار
دادند . (1 )
محافل عرب نيز رفتار ايران را همچون خنجري بر پشت
كشورهاي عرب تلقي كردند. در اين مورد , بيشترين واكنش از
طرف مصر بروز داده شد. مطبوعات اين كشور , حملات سختي
را متوجه ايران ساخته و خواستار قطع مناسبات ديپلماتيك
بين كشورهاي عربي و ايران شدند. روزنامه « اخبار اليوم »
چاپ قاهره از احتمال فراخوانده شدن سفراي دو كشور و عدم
شركت مقامات مصري در مراسم رسمي تشييع جنازه رضاشاه
و انتقال آن از مصر به تهران خبر داد. اما سفراي دو كشور ,
مندرجات مطبوعات را در ارتباط باتيرگي مناسبات ايران و
مصر تكذيب كردند. با وجود اين , برخي منابع اظهارات
ديگري عنوان داشته اند مبني بر اينكه تيرگي روابط ايران و
مصر به حدي بود كه دولت مصر نه تنها از پايين كشيدن پرچم
خود به مناسبت مراسم تشييع جنازه رضاشاه (در قاهره ـ
آوريل 1950 ) خودداري ورزيد; بلكه حتي ملك فاروق مراسم
نامزدي خود را براي همان روز تنظيم
كرد . (2 )
سركنسولگري ايران در بصره در گزارش خود به وزارت
امور خارجه , با ضميمه ترجمه برخي از تفسيرها و تحليل هاي
روزنامه هاي عربي درباره شناسايي اسرائيل از سوي ايران ,
چنين نوشت :
روزنامه الثغر چاپ بصره در شماره مورخه 28 مارس
1950 نقل از اخبار قاهره تحت عنوان « چرا ايران اسرائيل را
به رسميت شناخت » مي نويسد : ايران در تاريخ 15 مارس
1950 اعلام نمود كه دولت اسرائيل را براساس امر انجام شده
در فلسطين به رسميت شناخته است . نماينده روزنامه الاهرام
چاپ قاهره راي آقاي علي دشتي ـ سفير كبير ايران در مصر ـ
را خواسته و سوال كردند چرا ايران از جرگه دولت هاي
مسلمان به طور عموم و دولت هاي عرب به طور خصوص كه
تصميم به عدم شناسايي اسرائيل نموده اند , خارج شد. آقاي
دشتي خاطر نشان ساخت كه دولت هاي مسلمان , به خصوص
دولت هاي عرب تقريبا اسرائيل را به رسميت شناخته اند; و الا
قرارداد متاركه جنگ با (چه كسي ) منعقد گرديده است
دولت هاي عرب و مسلمان با دولت اسرائيل وارد مذاكراتي
شده اند و قراردادهاي متاركه جنگ را به امضا رسانده اند. آيا
مذاكرات آنها با دولت مزبور تقريبا به مرحله شناسايي
نمي رسد معزي اليه ضمنا علاوه نمود كه علت شناسايي ايران
اين است كه ايران داراي منافع متعددي در فسطين , مخصوصا
در خود اسرائيل مي باشد و حتي بين پناهندگان , عده زيادي
اتباع ايراني وجود دارد. به علاوه , شناسايي اسرائيل اين معني
را نمي رساند كه ايران همواره در صف اعراب ايستادگي
نخواهد نمود. بلكه برعكس , سياست ايران به طور قطع مويد
دولت هاي عرب و مسلمان مي باشد. سپس آقاي دشتي چنين
اظهار داشت :
لازم است انسان بين شناسايي و بين معامله نمودن با ايجاد
مناسبات با آن فرقي قائل شود. نماينده روزنامه الاهرام به آقاي
سفير كبير اظهار داشت از قراري كه ملاحظه مي شود , ايران
اسرائيل را به رسميت نشناخته ; مگر پس از تشريف فرمايي
اعلي حضرت همايوني شاهنشاه ايران به آمريكا و آيا اين
مسافرت اثري در اين شناسايي داشته است يا خير معزي اليه
درپاسخ اظهار داشت كه معتقد است اثري داشته , ولي دير
زماني است كه بين دو كشور قبل از مسافرت اعلي حضرت
همايوني شاهنشاه ايران به خصوص راجع به اتباع ايراني مقيم
اسرائيل كه قسمتي از آنها به لبنان و كشورهاي همجوار پناهنده
شده بودند , مذاكراتي جريان داشته است و آنچه براي ايران
قابل اهميت است , اين است كه اتباع ايراني مقيم فلسطين به
سر كار و خانه خود بازگشت نمايند و به منافع يا املاك آنها
صدمه وارد نشود . (3 )
روزنامه « صوت الناس » چاپ بصره در شماره مورخ 28
مارس 1950 به نقل از اخبار با تل آويو عنوان « آخرين ساعت »
مي نويسد :
« وزير يهودي استوارنامه نماينده ايران در فلسطين را پس
از اينكه ايران دولت اسرائيل را به رسميت شناخت , دريافت
نموده و از نماينده ايران پذيرايي كرده است . » (4 )
واكنش مطبوعات عربي حتي بعد از گذشت چندين ماه از
شناسايي اسرائيل , متوقف نشد و عكس العمل ها همچنان ادامه
داشت . روزنامه النصر مورخ 1950,9,18 چاپ دمشق به نقل
از مقاله « اسرائيل رشوه مي دهد » روزنامه الزمان بغداد نوشت :
روزنامه الزمان بغداد مي گويد كه اطلاع حاصل نموده است
مذاكرات سري اكنون بين ايران و اسرائيل در جريان است كه
در حدود سه ميليون دينار براي پيشرفت طرح هاي بنادر ايران
به اين كشور قرض بدهند. آنچه معلوم است , ايران كاملا دولت
اسرائيل را در مقابل اين قرض خواهد شناخت و اضافه
مي نمايد كه اين مذاكرات ممكن است نتيجه اش بستن يك
قرارداد تجارتي بين دو كشور براي تبادل نفت ايران و كالاهاي
صهيوني بشود. نيز مي گويد كه انتظار مي رود كشورهاي عربي
كنفرانس اقتصادي را كه مي بايست در تهران در ماه نوامبر
انعقاد يابد , ملغي سازند...
اين خبر در روزنامه « المنار » هم با اين عنوان كه « اسرائيل
سه ميليون دينار به ايران قرض مي دهد كه ايران طرح بناهاي
خود را عملي سازد و انتظار مي رود قرارداد بازرگاني براي داد و
ستد نفت ايران و كالاهاي صهيوني بسته شود » انتشار يافته
است . (5 )
به طور كلي , شناسايي اسرائيل از سوي دولت ايران سبب
تيره شدن مناسبات ايران با جهان عرب شد و حالت خصومت
آميزي نسبت به ايران در كشورهاي عربي به وجود آورد.
4 ـ پس گيري شناسايي اسرائيل
پيروزي نهضت ملي نفت , انتظارات جديدي را در داخل و
خارج از كشور نسبت به تجديد نظر پيرامون مسئله شناسايي
اسرائيل به وجود آورد. اين مسئوليت بيش از همه متوجه آيت
الله كاشاني ـ رهبر مذهبي نهضت ـ بود كه سابقه اي طولاني
درمبارزه با استعمار داشت و از حاميان واقعي فلسطين
محسوب مي شد. از جمله تقاضاهاي فسخ شناسايي اسرائيل ,
ارسال نامه استادان و علماي دانشگاه الازهر قاهره بود كه از
وي مي خواستند تادولت ايران را نسبت به پس گيري شناسايي
دولت اسرائيل متقاعد سازد. دولت مصدق به افكار عمومي
مردم مسلمان ايران و جهان پاسخ مثبت داد و در تاريخ 15 تير
ماه 1330 شناسايي دو فاكتوي اسرائيل را پس گرفت و
كنسولگري ايران را در اسرائيل منحل كرد.
يك روز بعد مذاكراتي در مجلس شوراي ملي بين رضا
رفيع ـ نماينده مجلس ـ و باقر كاظمي ـ وزير امور خارجه
دولت مصدق ـ انجام گرفت . رفيع ضمن اشاره به سخنان
كاظمي درباره روابط خارجي ايران , خطاب به او مي گويد :
راجع به مسائل زيادي سخن گفتيد , ولي راجع به اسرائيل
و بني اسرائيلي ها صحبتي نكرديد. مردم منتظر هستند بدانند كه
دولت چه اقدامي در اين زمينه انجام داده است
باقر كاظمي در پاسخ به پرسش رفيع مي گويد : بنده تصور
مي كردم در اين موضوع محتاج نباشد عرض بكنم ; به جهت
اينكه دولت ايران ديروز تصميم خودش را اجرا كرد و ژنرال
كنسولگري را كه در بيت المقدس بود , منحل كرد و رسيدگي به
كار آنجا را محول كرد به عمان و از اين طرف هم دولت مصصم
نيست راجع به شناسايي رسمي اسرائيل اقدام ديگري بكند و
نماينده هم از اسرائيل قبول نكردند و نخواهند كرد. »
قطع روابط سياسي ايران و اسرائيل بازتاب گسترده اي در
محافل داخلي و خارجي داشت . سياستمداران و
شخصيت هاي برجسته كشورهاي عربي و روزنامه هاي عربي از
نهضت ملي ايران به نيكي ياد كردند و زماني كه مصدق در راه
بازگشت از آمريكا وارد مصر شد , به گرمي مورد استقبال قرار
گرفت . در اين ميان , محافل مذهبي ـ سياسي ايران بيش از
ديگران از اين رويداد خوشنود شدند. آيت الله كاشاني در
مصاحبه با روزنامه نگاران , خرسندي خود را از قطع روابط
ايران و اسرائيل چنين ابراز كرد :
« ماشناسايي خود را از دولت يهودي اسرائيل پس گرفتيم ;
چون حكومت سابق ايران كه يك دولت انگليسي بود , اسرائيل
را به رسميت شناخته بود و اكنون همه كشورهاي اسلامي و
عربي بايد براي در هم شكستن اسرائيل و بازگشت شهرهايي كه
اسرائيل غصب كرده به صاحبان واقعي آن , هماهنگ شوند. »
هر چند انحلال كنسولگري ايران در اسرائيل و فراخواني
كادر سياسي ايران از اسرائيل به مثابه فسخ شناسايي اسرائيل
تلقي شد , اما برخي از سياستمداران و به ويژه اسرائيلي ها از
زاويه ديگري به اين مسئله مي نگريستند و بر اين اعتقاد بودند
كه شناسايي دو فاكتو , همچنان به قوت خود باقي است . دكتر
« امنون » ـ استاد دانشگاه عبري بيت المقدس ـ در يك
سخنراني , ضمن تحليلي از روابط ايران و اسرائيل در مورد پس
گيري شناسايي اسرائيل از سوي مصدق , گفت :
« در آوريل سال 1951 دكتر مصدق ـ رهبر جبهه ملي ـ به
نخست وزيري رسيد. مصدق مي خواست طرفداري اعراب را
در مبارزه خود با بريتانيا در مورد ملي كردن نفت و عليه
حكومت شاهنشاه جلب نمايد. از اين رو , نماينده ايران در
اسرائيل به تهران فراخوانده و به اسرائيل گفته شد كه به خاطر
صرفه جويي , به عهده نمايندگي ايران در عمان گذاشته شده كه
به منافع ايران در اسرائيل رسيدگي كند; لكن شناسايي اسرائيل
به صورت دو فاكتو به قوت خود باقي ماند . » (6 )
شاه نيز بر همين باور بود و بعدها سعي كرد در مصاحبه
جنجال برانگيز خود كه واكنش شديد مصر را به دنبال داشت ,
شناسايي اسرائيل را به كابينه محمد ساعد در سال 1328
برگرداند. نكته قابل توجه در اين ميان اين است كه شادماني
اعراب و مردم ايران از قطع روابط ايران و اسرائيل دوامي
نداشت و با كودتاي آمريكايي ـ انگليسي 28 مرداد 1332 و
تحكيم پايه هاي رژيم شاه , روابط ايران و اسرائيل در ابعاد
مختلف گسترش يافت .
دوره دوم : پايداري وتثبيت روابط سياسي
(1342 ـ1332 )
روابط ايران و اسرائيل پس از كودتاي 28 مرداد 1332
وارد مرحله نويني شد. شاه كه با حمايت آمريكا و نقش موثر
انگليسي ها دوباره بر مسند قدرت تكيه زده بود , با سركوب
مخالفان و تشكيل ساواك و وابستگي به قدرت حامي خود
آمريكا , پايه هاي سياسي حكومت خود را تحكيم بخشيد ودر
واقع , سياست موازنه مثبت را با عنوان ناسيوناليسم مثبت در
سال هاي 42 ـ1332 بر سياست خارجي ايران حكمفرما
ساخت .
محمدرضا شاه باتوجه به تجارب ناموفق جهت گيري
بيطرفانه در دو جنگ جهاني و وضعيت ويژه و سوق الجيشي
كشور , سياست ناسيوناليسم مثبت را منطقي ترين و
همسازترين جهت گيري سياست خارجي ايران تلقي كرده , در
اين خصوص نوشت :
« سياست ناسيوناليسم عبارت است از علاقه و حمايت از
منافع ملي با اتحاد و استقلال ملي ... ما تنها از نظر اصول مبهم
و به خاطر اينكه با كسي متحد باشيم , وارد عقد اتحاد
نمي شويم ; بلكه منظور ما از هر اتحادي تامين منافع آشكار
ماست . ما دوستي هر كشوري را مي پذيريم و حاضريم از
تجارب علمي و فني آن كشور استفاده كنيم , به شرط آنكه چنين
دوستي (يي ) به منافع يا استقلال ما لطمه وارد نسازد و اين
رويه به ما آزادي عمل مي دهد . » (7 )
شاه با در نظر گرفتن تهديدات شووري از يك سو و
تهديدات برخي از كشورهاي تندرو عربي از سوي ديگر , در
راستاي سياست ناسيوناليسم مثبت , امنيت حكومت خود را
در پرتو پيوند با غرب به طور عام و با اسرائيل به طور خاص
جست و جو مي كرد. براين اساس , اسرائيل مي توانست در
دايره سياست ناسيوناليسم مثبت شاه قرار گيرد و ميدان مانور
وسيعي را براي خود باز كند. از طرفي اسرائيل هم براي
جلوگيري از خطرات عمده اي همچون انزوا و آسيب پذيري به
شدت به يارگيري هاي جديد در منطقه نيازمند بود كه اين
ديدگاه در چارچوب دكترين ميثاق حاشيه اي ديويد بن گوريون
نخست وزير اسرائيل ـ مبني بر روابط با كشورهاي پيرامون
جهان عرب با سياست ناسيوناليسم مثبت شاه انطباق پيدا كرد
و روابط در سطح مناسبي ادامه و تثبيت يافت . در اين دوره به
چگونگي فعاليت سياسي ايران و اسرائيل , تصريح شاه در
شناسايي اسرائيل و واكنش اعراب , تلاش ديويد بن گوريون
براي گسترش روابط و تاثير قيام پانزده خرداد بر روابط ايران و
اسرائيل خواهيم پرداخت .
پاورقي :
1 ـ روابط ايران و اسرائيل به روايت اسناد نخست وزيري ,
همان , ص 10
2 ـ مرتضي قانون , همان , صص 212 ـ210
3 ـ مركز اسناد موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران . سند
شماره 157 ـ251 , ع . ص .23
4 ـ همان , ص .24
5 ـ روابط ايران و اسرائيل به روايت اسناد نخست وزيري ,
همان , صص 73 ـ72
6 ـ بايگاني اسناد وزارت امور خارجه , سال 4 ـ1353 , كارتن
شماره 6 , پرونده 1 ـ23
7 ـ عليرضا ازغندي , همان , ص .42

| | | | |