روزنامه جمهوري اسلامي 03/09/1384 صفحه سياسي

« تجزيه ايران » آرزوي برباد رفته آمريكا
استاد برجسته علوم سياسي دانشگاه لوئيزويل آمريكا :
ايران و آمريكا براي حل مناقشات خود نياز به تكنيك هاي صلح آميز دارند
« تجزيه ايران » آرزوي برباد رفته آمريكا


نگاهي به همايش توطئه آميز موسسه امريكن انترپرايز
علي حسن حيدري
موسسه مطالعاتي و پژوهشي آمريكن اينترپرايز , معروف به ) نومحافظه كاران آمريكايي و Think thank اتاق توليد فكر ( طراح مطالعات موسع درباره شيوه هاي براندازي نرم و انقلابهاي رنگي , با برگزاري نشستي با عنوان « ايران ناشناخته , Iran Another case unknown for طرحي براي فدراليسم » , به صورت ويژه به بررسي چگونگي سامان دهي federalism تحريكات قومي و ناآرامي در مناطق مرزي ايران , پرداخت . در اين نشست كه توسط مايكل لدين , مسئول ميز ايران و راهبرد پروسه براندازي جمهوري اسلامي در هيات حاكمه آمريكا اداره مي شد , دكتر حسين پور , به نمايندگي از جبهه متحد بلوچستان , مرتضي اسفندياري به نمايندگي از حزب دموكرات , رحيم شهبازي , معاون آذربايجاني هاي مقيم آمريكاي شمالي و موسس پايگاه آذربايجان « نيوزنت » (فعال در زمينه طرح مطالبات پان تركيسم ) و امان الله خان ريگي , رئيس ايل ريگي در آمريكا (شهردار شهر آبادان در دوران پهلوي و نماينده شانزده ساله شهر زاهدان درمجلس شوراي ملي رژيم ستمشاهي , حضور داشتند و به تشريح نكته نظرات خود را درباره مسايل قومي در ايران پرداختند.
قبل از ورود به مسايل طرح شده دراين نشست بخشي از متن دعوت نامه اينترپرايز را مورداشاره قرارمي دهيم , چرا كه بياني روشن از اهداف و انگيزه هاي بانيان اين نشست است :
« پنج سال پس از انتخاب بوش , دولت او همچنان فاقد يك خط مشي روشن درمقابل ايران است . اين اواخر هم كه بررسي مسايل ايران عمدتا حول برنامه هسته اي كشور و تاحدودي برخي تحليل ها پيرامون انتخابات رياست جمهوري اين كشور تمركز يافته است به اين مناسبت به بسياري از سوالات ابتدايي و پايه اي , ازجمله سوالاتي پيرامون مسايلي كه حكومت آينده ايران با آن روبروست بندرت پرداخته شده است . »
اينترپرايز در بخش ديگري از دعوت نامه ارسالي خود براي اقليتهاي قومي ايران در تشريح بافت جمعيتي ايران مدعي شده است : « مساله مهم ديگر اين واقعيت است كه اگرچه ايران داراي گوناگوني قومي و نژادي و شاخه هاي مختلف مذهبي است , اما افراد اندكي هستند كه به اين امر واقفند كه فارس ها احتمالا اقليتي از جمعيت ايران را تشكيل مي دهند و اكثر جمعيت كشور متشكل از آذريها , كردها , بلوچ ها , تركمن ها و عرب هاي خوزستان الاهواز! هستند. درمقطعي كه رژيم كنوني ساقط شود(!) اين گروهها , بدون شك نقش بسيار مهمي در آينده كشور بازي خواهند كرد! برگزاري اين پانل در انستيتو آمريكن اينترپرايز , نمايندگان اين عناصر ناشناخته از مردم ايران را معرفي خواهد كرد. يعني تمامي آن كساني كه در درجات مختلفي از سركوب بي سابقه دردوران جمهوري اسلامي را تجربه كرده اند. آنها وضعيت مصيبت بار و اميدهاي خود را براي آينده يك ايران دموكراتيك به بحث و گفت وگو خواهند گذاشت . (خبرگزاري مهر ـ واشنگتن پريزم )
مايكل لدين , به رغم تصريح متن انتشاري دعوتنامه اينترپرايز سعي در كتمان انگيزه تجزيه طلبان اين نشست داشت و طي اظهاراتي در مراسم افتتاحيه تلاش براي تجزيه ايران را تكذيب كرد و در توضيح گفت : « آمريكن اينترپرايز نشست هاي متعدد مشابهي را درباره گروههاي قومي درعراق قبل از يورش نظامي آمريكا به آن كشور برگزار كرده بود و دنبال سياست تجزيه در ايران نيست . » (!)
به رغم تلاش هايي كه براي حصول يك نتيجه مشخص و نزديك كردن مواضع جريانهاي قومي كه از سوي بانيان اين نشست به عمل آمد , گزارش هاي خبري معدود منتشر شده از اين نشست حكايت از بروز هرج ومرج درميان شركت كنندگان دارد و اخبار واصله نشان دهنده ظهور اختلافات اساسي درباره موضوع اصلي بحث يعني هويت و اتحاد ايران ميان شركت كنندگان است . به گزارش شوراي ملي آمريكايي ـ ايراني , درحالي كه ماندانا زند (معاون مديركل روابط بين الملل در وزارت اقتصاد و دارايي دوران پهلوي و مديركل اداره گمركات كشور دراوايل انقلاب ) بروحدت ملي ايران تكيه داشت و مدعي بود كه دليل تنش هاي قومي درايران , سركوب هاي رژيم ايران است . رحيم شهبازي معاون انجمن آذربايجان هاي مقيم آمريكايي شمالي با حمله به زند گفت : رژيم محمدرضا را متهم به نسل كشي فرهنگي در ايران كرد و به دنبال آن امان اللهريگي , با اشاره به هويت و غرور ملي خود لزوم وحدت ايران را مورد تاكيد قرارداد و گفت : برخي مي گويند كه 51 درصد ايرانيان پارسي هستند , اشتباه مي كنند بلكه 99 درصد ايرانيان پارسي هستند و من هم افتخار مي كنم كه يك پارسي هستم . وي تصريح كرد : ايران زماني از كردستان تا خوزستان و آذربايجان يك سرزمين متحد پارسي بوده است . سخنان ريگي نيز با شعارهاي اعتراض آميز ديگر نمايندگان مدعو قرارگرفت و در حالي كه فضاي عمومي نشست مملو از اعتراض و جدلهاي دوجانبه و چندجانبه بود , شهبازي به عنوان نماينده آذربايجانيها براي بار دوم پشت تريبون قرارگرفت و با لحني انتقادي اعلام كرد : ما حكومت ايران و پارسيان مخالف را موانع اصلي براي هماهنگي نژادي مي دانيم و اعلام مي كنيم كه گروههاي مخالف پارسي و جمهوري اسلامي در زمينه حقوق نژادي در يك صف قراردارند و اگر اين امر ادامه يابد شاهد بالكانيزه شدن ايران خواهيم بود! او در ادامه آذريهاي مسوول در جمهوري اسلامي را مزدوران منصوبي خواند كه در صدد اجراي سياستهاي نژادپرستانه ايران هستند! (واشنگتن پريزم ).
شيرين هانتر مدير پروژه اسلام اصلاح گرا در دانشگاه جرج تاون در واشنگتن , درگفت وگو با سايت اينترنتي واشنگتن اينتر پرايز برگزاري اين نشست را حركتي در راستاي تجزيه ايران ارزيابي كرد و گفت : « چنين تلاش هايي قدمت تاريخي دارد و حتي در دوران جنگ سرد و تحريكات شوروي سابق هم شاهد اين بوديم كه صحبت از فارسي زبانها بود و ادعا مي كردند كه فارس ها بقيه گروههاي نژادي را به صورت مستعمره خود در آورده اند كه البته اين مغاير واقعيت هاي ايران است . » هانتر دربخش ديگر از سخنان خود تصريح كرد : « درحال حاضر وجود كشوري مانند ايران كه در موقعيتي استراتژيك قرار گرفته و تمامي سواحل شمالي خليج فارس و جنوبي درياي خزر را دربرگرفته براي قدرتهاي جهان , نوعي دردسر ايجاد كرده است . اما درعين حال بسياري از اين قدرتها به طور كلي معتقدند كه ايران بسيار بزرگ است و داراي امكاناتي است كه در هر دوره مي تواند به قدرت منطقه اي تبديل شود. »
هانتر در ادامه به اختلاف نظرها و بحث هاي افراطي مطرح در نشست اشاره كرد و افزود : « اگربحث فدراليسم در ايران و توسط ايرانيان پيش كشيده شود و مردم ايران خواستار يك سيستم فدرال باشند اين جاي بحث خود را دارد. اما اين گونه بحث ها در سطحي صورت مي گيرد كه اصولا وجود پديده هايي به عنوان ايران حتي در صحنه تاريخ هم مورد انكار قرار مي گيرد. از جمله بعضي از تجزيه طلبان افراطي مثل بعضي از گروههاي اكراد معتقدند كه آنچه به عنوان تاريخ ايران مي شناسيم درواقع تاريخ اين دسته است و صحبت از پرشيايا پارس مي كنند و مي گويند كه رضاشاه اسم اين مملكت را ايران گذاشت ! و اين نوعي تحريف تاريخي است اين درصورتي است كه پارس ها و ديگر اقوام آريايي نژاد ايران از قديم حضور داشته اند . » (ايرنا84,8,8 )
مساله قوميت ها در شرايطي دردستوركار موسسات راهبردي آمريكا قرارگرفته است كه در ماههاي اخير به ويژه درجريان رقابت هاي انتخابات نهم رياست جمهوري , بعضي از گروههاي سياسي موسوم به اصلاح طلب , به منظور جلب آراي اقليتهاي قومي و مذهبي با بهره گيري از احساسات قومي , درسطح بي سابقه اي مطالبات قومي و مذهبي را مطرح كردند. متعاقب آن ما شاهد تحركات سازماندهي شده و از پيش طراحي شده اي در مناطق جنوب و استانهاي شمال غربي كشورمان بوديم كه مورد استقبال و حمايت مقامهاي عالي رتبه سياسي و امنيتي كاخ سفيد از ناآرامي هاي قومي درايران قرارگرفت .
نكته قابل ذكر اينكه , آمريكايي ها در كارآمدي راهبردهاي خود در حوزه هاي ديپلماسي و نظامي عليه ايران ترديد دارند و برآوردهاي مراكز مطالعاتي استراتژيك اين كشور نيز مويد اين مطلب است , لذا تنها گزينه موثر در مواجهه با ايران را تمركز روي اختلافات قومي و مذهبي و طرح مطالبات قومي تشخيص داده اند.
سرمايه گذاريهاي استراتژيك آمريكا بر روي مسايل قومي در ماههاي اخير به قدري جدي شده است كه فعال كردن تنش هاي قومي را تنها اميد غلبه برحاكميت سياسي جمهوري اسلامي ايران معرفي كرده اند. مقامهاي كاخ سفيد به جد , سياست « فريب قوميت ها » , به خصوص اكراد را با تكيه بر شرايط جديد عراق تعقيب مي كنند و درصددند كه نظام را با چالش هاي سياسي و امنيتي در مناطق داراي پتانسيل هاي گريز از مركز مواجه كنند. استمرار تحركات عناصر وابسته درجنوب و استانهاي شمال غربي كشور در چارچوب همين پروسه و با مقاصد مشخص صورت مي گيرد. اين يك واقعيت است كه در شرايط فعلي كشور با پروسه اي با فرايند تعريف شده در رابطه با مسايل قومي مواجه است .
آمريكايي ها در كارآمدي راهبردهاي خود در حوزه هاي ديپلماسي و نظامي عليه ايران ترديد دارند و برآوردهاي مراكز مطالعاتي استراتژيك اين كشور نيز مويد اين مطلب است , لذا تنها گزينه موثر در مواجهه با ايران را تمركز روي اختلافات قومي و مذهبي و طرح مطالبات قومي تشخيص داده اند

استاد برجسته علوم سياسي دانشگاه لوئيزويل آمريكا :
ايران و آمريكا براي حل مناقشات خود نياز به تكنيك هاي صلح آميز دارند


پروفسورعلوم سياسي دانشگاه لوئيز ويل آمريكا در يك گفتگو اختصاصي با خبرگزاري حيات اظهار داشت : بحث انجام علميات نظامي امريكا عليه ايران بسيار بعيد است .
« دكتر رودگر پين » كه با خبرنگار سياسي خبرگزاري حيات گفتگو مي كرد , در پاسخ به اين سوال كه ايران چگونه مي تواند از بحراني كه كشورهاي غربي براي آن در خصوص مسائل هسته اي ايجاد كرده اند , خارج شود , گفت : اكثر گروه ها و كشورها مختلف در تلاش هستند تا مذاكراتي را براي دست يابي به نتايج معقولي در اين زمينه با ايران داشته باشند. اما آن چيزي كه در حال حاضر مشخص مي باشد اين است كه ايران براي خروج از بحران هسته اي خود مي بايست با امريكا و كشورهاي غربي به توافقاتي دست يابد كه اين امر با توجه به مواضع ايران بعيد به نظر مي رسد.
وي ادامه داد : مسوولان ايراني مي توانند با گرفتن امتيازاتي از سوي غرب برنامه هاي هسته اي خود را محدود كنند.
اين استاد دانشگاه امريكا و تحليل گر مسائل سياسي در پاسخ به اين سوال كه آيا احتمال دارد پرونده ايران به شوراي امنيت برود گفت : به علت مخالفت هاي آشكار روسيه و چين فكر نمي كنم كه اين مساله در آينده نزديك اتفاغ بيافتد. بر آوردي كه تابستان امسال از سوي سازمان اطلاعاتي آمريكا فاش شد اين است كه ايران تا دستيابي به بمب هسته اي يك دهه فاصله دارد. اين بدان معني است كه براي دولت و مسوولان امريكا بسيار دشوار است كه ادعا كنند , ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت فوريت دارد.
دكتر پين در ادامه اظهارات خود بحث عمليات نظامي امريكا عليه ايران را منتفي دانست و گفت : من فكر نمي كنم كه آمريكا بخواهد به طور يك جانبه به ايران حمله كند. دست كم تا زماني كه اين كشور سرگرم مبارزه با مبارزان عراقي است اين كار بسيار بعيد است . بنابراين قدرت هاي غربي ممكن است مجبور شوند كه به پاي ميز مذاكراه بازگردند و پيشنهادات خود را براي ايران افزايش دهند.
وي متذكر شد : البته اين احتمال نيز وجود دارد كه اسراييل به تاسيسات هسته اي ايران حمله كند , نظير كاري كه در 1981 در قبال راكتورهاي هسته اي اوسيراك عراق انجام داد. اين بدترين سناريويي است كه كشورهاي غربي مي توانند در قبال ايران بكار گيرند , زيرا با توجه به توان ايران در منطقه مي تواند منجربه يك جنگ گسترده در منطقه شود.
استاد علوم سياسي دانشگاه لوييز ويل امريكا در ادامه به ارزيابي سياست هاي ايران در دوره رياست جمهوري سيد محمد خاتمي پرداخت و گفت : از منظر دولت آمريكا خاتمي يك اصلاح طلب افراطي نبود كه بتواند به اندازه كافي ايران را دگرگون كند. گفتگوي تمدن هاي وي هم پيشرفت و موفقيتي نداشت .
وي در رابطه با محمود احمدي نژاد نيز اظهار داشت : اظهارات اخير احمدي نژاد در مورد اسراييل نگران كننده بوده و بسياري را در غرب به وحشت افكنده است . متاسفانه اين اظهارات بهانه خوبي به دست تندروهاي دولت بوش داد كه به نگرش افراطي خود نسب به ايران ادامه دهند. لذا من اميدوارم كه رييس جمهوري ايران در اظهارات آينده خود به اين مسائل توجه كند. چرا كه هر دو كشور ايران و آمريكا نياز به حل مناقشات خود از طريق چانه زني و ديگر تكنيك هاي صلح آميز دارند.
خبرگزاري حيات