روزنامه جمهوري اسلامي 01/09/1384 صفحه جبهه و جنگ

گويي از صحبت ما نيك به تنگ آمده بود
جنگ تحميلي , نتيجه اتحاد آمريكا و عراق
گويي از صحبت ما نيك به تنگ آمده بود



به انگيزه برگزاري يادواره سردار شهيد مهدي زين الدين , فرمانده لشگر 17 پياده علي بن ابي طالب (ع ) ـ و 5200 شهيد استان هستم .
درجنگ تحميلي . بعد از شهادت حجه الاسلام سيدمحسن روحاني , حجه الاسلام شهيد مجتبي اكبرزاده مسئوليت آموزش عقيدتي سياسي لشكر 17 پياده علي بن ابي طالب (ع ) را پذيرفت .
او همواره از اهميت نماز سخن مي گفت و بر فضيلت نماز جماعت تاكيد داشت . نماز صبح او منقطع از نماز شبش نبود و آه و سوز او در نماز. نشان از اشكي بود كه در دل شب مي ريخت .
خوشا نماز و نيازي كه از سر درد
به آب ديده و خون جگر طهارت كرد
او در وصيتنامه اش به خواهرش مي گويد : « اگر مي خواهي لذت مناجات خدا را بچشي , نماز شب را ترك نكن » نزديك سحر به خوابگاه رزمندگان سر مي زد و بي آن كه بدانند , مناجات آنها را به گوش دل مي سپرد.
به آب روشن مي عارفي طهارت كرد
علي الصباح كه ميخانه را زيارت كرد
ايشان نماز را در اول وقت برگزار مي كرد و رزمندگان اسلام حتي در لحظه هاي خطرناك , نماز جماعت را به امامت او مي خواندند و نسيم سجده شكرش كه ـ الهي رضا بقضائك و تسليما لامرك . شكرا لله و حمدا لله بود ـ بر قلب ها نوازش داشت .
در وصيت نامه اش مي گويد : « برادر كوچكم مهدي ! سعي كن نمازت را بجماعت بخواني و هر كس مقيد به نماز جماعت باشد. خدا او را ياري نمايد. »
بعزم مرحله عشق پيش نه قدمي
كه سودها كني از اين سفر تواني كرد
شهيد اكبرزاده , در عمليات هاي والفجر 8 , كربلاي 2 و كربلاي 4 حضور فعال داشت . عمليات والفجر 8 شروع شده بود , ايشان براي رسيدن به عمليات بيتابي مي كرد.
مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هردم
جرس فرياد مي دارد كه بربنديد محمل ها
او تا صبح چهار بار دعاي توسل خواند , بالاخره فرداي آن روز به كارخانه نمك كه رسيد. دلش آرام گرفت .
ايشان در آموزش هاي نظامي , رزمايش ها , راهپيمائي ها و...در كنار رزمندگان بود. با بيان آيه , حديث و داستان , غبار خستگي را از تن و جان آنها پاك مي كرد و با رايج كردن ذكر صلوات . غيبت را از محافل صميمي رزمندگان مي زدود.
شهيد اكبرزاده كسي بود كه از دنيا بريده و به آخرت فكر مي كرد. در كلاس هايي كه با نيروها داشت , هميشه از معاد مي گفت و سخن او همراه با اشكي بود كه به گونه هايش سرازير مي شد و. او معلمي بود كه درس عشق را بر تاريخ جنگ نوشت .
كلاس هايش كه همراه پاسخ به سئوالات بود , تعميق معارف اسلامي را در دل و جان رزمندگان دو چندان مي كرد. مسئوليتش در آموزش , او را در كلاس درس محدودش نساخت . به همين خاطر حضور مستمر او در خط مقدم جبهه معطوف شد و معنويتش جمع صميمي رزمندگان را نورافشاني كرد.
در شب عمليات كربلاي 4 , هاتف غيب خبر شهادتش را به او داده بود . سردار غلامرضا جعفري : فرمانده لشگر 17 علي بن ابي طالب (ع ) ـ اجازه شركت در عمليات را به او نمي داد. اما به اصرار , اذن حضور در عمليات را دريافت كرد.
خوش خبر باشي اي نسيم شمال
كه به ما مي رسد زمان وصال
شهيد اكبرزاده در عمليات همواره از شهادت مي گفت , وقتي به جنازه شهدا كه به زمين افتاده بودند , مي رسيد. با كشيدن دست به سر و صورت آنها , تبرك مي جست .
مرحبا اي پيك مشتاقان بده پيغام دوست
تا كنم جان از سر رغبت فداي نام دوست
او كه در پيوند علم و عمل اسوه بود. در اين عمليات به شهادت رسيد و بر لباس عملش مدال جهاد في سبيل الله نشاند. روحش شاد و يادش گرامي باد.
شربتي از لب لعلش نچشيديم و برفت
روي مه پيكر او سير نديديم و برفت
گوئي از صحبت ما نيك به تنگ آمده بود
بار بست و بگردش نرسيديم و برفت
ثعلي بهشتي پور



او همواره از اهميت نماز سخن مي گفت و بر فضيلت نماز جماعت تاكيد داشت . نماز صبح او منقطع از نماز شبش نبود و آه و سوز او در نماز , نشان از اشكي بود كه در دل شب مي ريخت


شهيد اكبرزاده در عمليات هاي والفجر هشت , كربلاي دو و كربلاي چهار حضور فعال داشت . عمليات والفجر هشت كه شروع شده بود , ايشان براي رسيدن به عمليات بيتابي مي كرد.

جنگ تحميلي , نتيجه اتحاد آمريكا و عراق


به قلم سرتيپ ستاد سيد ناصر حسيني , جانشين فرماندهي نيروي زميني ارتش
هر چه از زمان پايان جنگ تحميلي هشت ساله عراق عليه ايران فاصله مي گيريم با فاش شدن اسناد و اسرار جنگ تحميلي از سوي دشمنان ايران اسلامي , عمق توطئه آنها و هم پيماني و همدستي شان با صدام حسين رئيس جمهور بعثي (وقت ) عراق عليه انقلاب اسلامي آشكارتر شده و سونيت و ميزان سرمايه گذاري دشمنان ما در خصوص شكستن اراده ملي ايرانيان و حذف انقلاب اسلامي و از بين بردن استقلال ومنافع ملي ملت ايران بهتر درك مي شود و در مقابل ارزش و عظمت فداكاري و ايثارگري رزمندگان اسلام و سربازان دلير و دفاع جانانه ملت رشيد و مسلمان ايران از سرزمين ارزشها و آرمانهاي انقلابي خويش بيش از پيش شناخته مي گردد. تاريخ انقلاب اسلامي ايران بخوبي اين لحظات حماسي و وقايع غرورآفرين را در خود ثبت كرده است .
در آغاز انقلاب اسلامي , آمريكا كه از بروز اين حادثه به شدت ضربه خورده و تحقير شده بود اين بار انگيزه هاي صدام حسين , دشمن ديرينه ايران و ايراني استفاده كرد و علي رغم اختلافات سياسي موجود بين عراق و آمريكا بويژه پس از جنگ اعراب و اسرائيل (1967 ) , هر دو عليه ملت ايران و انقلاب نوپاي اسلامي هم پيمان شدند. براي اين منظور برژينسكي مشاور امنيتي كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا , ماموريت داشت تا تغيير سياست آمريكا نسبت به عراق را اعلام نمايد و حمايت آمريكا در يك جنگ تمام عيار بر عليه ايران را به رژيم عراق اطمينان دهد. صدام حسين براي آغاز جنگ , يك حساب قديمي با ايران در مرزهاي جنوبي داشت كه قصد داشت در فرصتي مناسب به حل وفصل آن به پردازد. زيرا او هرگز با قراردادي كه در 1975 در الجزاير با شاه مخلوع ايران امضا كرده بود موافق نبود. او فكر ميكرد كه اكنون وقت آن رسيده است كه سرزمين هاي واگذار كرده در آن قرارداد را باز پس گيرد و شايد هم طي يك اقدام برق آساي نظامي , بتواند حكومت انقلابي و ضدآمريكايي تهران را سرنگون سازد. صدام ترديدي نداشت كه در صورت حمله عراق به ايران , ايالات متحده از اقدام جنگي وي حمايت خواهد كرد و اين يك اقدام صريح براي همكاري استراتژيك عراق با واشنگتن مي توانست باشد. ناگفته نماند كه صدام چند ماه قبل از اعلان جنگ با ايران در سپتامبر 1980 (شهريور 1359 ) تمامي مسائل مربوط به مناسبات با ايالات متحده را با شوراي انقلاب عراق مورد بازبيني قرار داده بود.
با عطف توجه بغداد به سوي واشنگتن و تمايلات دوستانه واشنگتن به بغداد , حالا ديگر براي ديدار مقامات دو كشور هموار شده بود. فكر مذاكره محرمانه مقامات عالي رتبه دو طرف از ابتكارهاي برژينسكي بود. به نوشته نيويورك تايمز , برژينسكي به امان پايتخت اردن رفت وبا رهبر عراق در نخستين هفته ژوئن , 1980 (تيرماه 1359 ) بطور محرمانه ديدار كرد. به نوشته اين روزنامه , هدف از اين ديدار بحث و مذاكره پيرامون راههاي هماهنگ كردن فعاليت هاي آمريكا و عراق در مخالفت با سياستهاي ايران بود. كه به اين ترتيب اين اجلاس در حكم يك شوراي جنگي علي ايران بوده است . بنابراين رژيم عراق كه از چند سال بيش سرگرم تقويت بنيه دفاعي خود شده بود ودر اين رابطه ميلياردها دلار هزينه كرده بود , خود را براي يك رويارويي نظامي آماده مي كرد اينك چراغ سبز آمريكا را نيز براي حمله نظامي و تجاوز مرزي به خاك مقدس جمهوري اسلامي ايران در اختيار داشت . بااين رويكرد بود كه صدام حسين با ظاهر شدن در برابر دوربين هاي تلويزيون عراق قرارداد 1975 الجزاير را پاره كرد و آن را يك طرفه زير پا گذاشت و تجاوز خود را بر عليه جمهوري اسلامي ايران آغاز كرد و در اين جنگ هر دو بلوك شرق و غرب و بويژه آمريكا از رژيم عراق حمايت كردند و بنا بر شواهد واسنادي كه سال ها پس از جنگ تحميلي در سطح جهان منتشر گرديد مشخص شد كه تا پايان جنگ هشت ساله بيش از 350 شركت اروپاي شرقي و غربي و آمريكاي شمالي و جنوبي از جمله شركت هايي از كشورهاي فرانسه , آلمان , انگليس , ايتاليا , شوروي سابق , يوگسلاوي , آمريكا , آرژانتين , برزيل و... با واگذاري انواع سلاح و مهمات و هواپيما و سلاحهاي ميكروبي و شيميايي و خدمات نظامي و... از رژيم عراق پشتيباني كردند.
با همين پشت گرمي ها , رژيم بعثي عراق در 31 شهريور1359 با تصميم وطرح قبلي و با هدف براندازي نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران , جنگي تمام عيار را آغاز كرد. حملات ارتش عراق به مرزهاي ايران در طول نوار مرزي از آبادان تا قصر شيرين ادامه يافت و همزمان با آن , هواپيماهاي دشمن بسياري از مراكز نظامي و استراتژيك و فرودگاههاي ايران و نيز 19 شهر را مورد بمباران قرار دادند . اهداف اصلي عراق در اين تهاجم عبارت بودند از :
حاكميت بر اروندرود و بازپس گيري سه جزيره ايراني خليج فارس بمنظور جبران قرارداد 1975 الجزاير
جداسازي استان خوزستان و الحاق آن به عراق و يا استقلال آن به نام عربستان
تضعيف جمهوري نوپاي اسلامي تا مرز سقوط
بمنظور دستيابي به اين اهداف , عراق يك استراتژي جنگ سريع (سه روزه ) را طراحي كرده بود با اين تصور كه نيرويي كه توانايي مقابله با ارتش آن كشور را داشته باشد وجود ندارد.
در آن زمان پاسگاه هاي مرزي كه ماموريت نيروي پوشش و اطلاع رساني را بعهده داشتند علي الاصول تاب مقاومت در برابر چنين تهاجمي را نداشتند و متاسفانه سيستم تصميم گيري كشور در سطح مديران عالي , بدليل تحولات بعد از انقلاب و التهابات سياسي موجود درسطح روساي قواي سه گانه و شوراي انقلاب نتوانست عكس العمل بموقع را در مقابل تهاجم دشمن انجام دهد . لذا نيروي زميني ارتش عراق طي 48 ساعت اوليه جنگ بدون هر گونه مقاومتي به نزديكي شهرهاي مرزي رسيد اما آنچه كه مورد ارزيابي توجه دشمن قرار نگرفته بود ميزان فداكاري مردم و مقاومت عناصر بومي و محلي بود. كه استراتژي جنگ سريع عراق را با شكست مواجه ساخت . در همين فرصت بسياري از نيروهاي انقلابي , يگانهاي مجهز ارتش , دانشجويان دانشگاه افسري و نيروهاي مردمي وسپاه به سمت مناطق مرزي و جبهه هاي نبرد حق عليه باطل هجوم آوردند و با رشادت و پايمردي و انجام عمليات هاي ايذايي و نامنظم مانع پيشروي دشمن شدند و توانستند نيروهاي تا دندان مسلح دشمن بعثي را متوقف نمايند. همزمان با مقاومت اين نيروها , واحدهاي توپخانه , هواپيماها , جنگنده بمب افكن ها , بالگردها و موشك اندازهاي ارتش جمهوري اسلاي ايران , خطوط مقدم و نيروهاي پيشتاز ارتش متجاوز و نيز واحدهاي عقبه و پشتيباني و عمده قواي ارتش عراق , پل ها , انبارهاي مهمات , ستون هاي زرهي , خودروهاي حامل نفرات و مهمات وتجهيزات و نيز پايگاههاي اقتصادي و نظامي رژيم عراق , در عمق آن كشور و نيز نواحي اشغال شده در خاك ايران را آماج حملات كوبنده خود قرار دادند كه عمليات هوايي حدود 140 فروند از هواپيماهاي جنگنده ارتش جمهوري اسلامي در يكي از نخستين روزهاي دفاع مقدس از جمله جالبترين آن هاست .
در اين جنگ بي امان اگر چه خرمشهر قهرمان پس از يك مقاومت 33 روزه بدست دشمن سقوط كرد اما در طول مدت مقاومت , دو لشگر ارتش عراق را به خود مشغول كرده بود و رمق دشمن را گرفت به طوري كه بعد از تصرف خرمشهر پل اين شهر به سمت آبادان را تخريب كرد. اين عمل يعني اينكه هر گونه علاقه اي به پيشروي مجدد به سمت آبادان در ارتش عراق از بين رفته بود لذا دشمن بعد از اشغال خرمشهر از پيشروي به سمت اهداف خود باز ماند. در اين مدت نيروهاي دفاعي منظم و نامنظم جمهوري اسلامي ايران با سازماندهي مجدد آماده دفع هرگونه تجاوز گرديدند و طي مدت يك سال اول جنگ حدود 78 عمليات آفندي و پدافندي در سراسر جبهه هاي غرب و جنوب بطور مشترك با حضور يگانهاي ارتش , سپاه وبسيج مردمي انجام شد كه با وارد كردن تلفات و ضايعات به دشمن بعثي او را در وضعيت خود تثبيت كردند تا زمينه براي عمليات هاي بعدي به منظور پاكسازي مناطق اشغالي از لوث وجود دشمن فراهم گردد كه متاسفانه تاكنون كمتربه اين عمليات ها پرداخته شده است .
علي ايحال مجموعه اين عمليات ها و عنايات وامدادهاي الهي و شگفت انگيز و رعبي كه خداوند متعال در دل دشمن انداخت مانع شد تا نيروهاي عراقي در مناطقي كه قابل پيشروي به نظر مي رسيد , مكث و تامل كنند و اين امر باعث شد مناطقي مثل دزفول و انديمشك و تاسيسات نظامي و اقتصادي آنها سالم بماند و اهواز از خطر محاصره دشمن در امان بماند و شهر و جزيره آبادان نيز هيچگاه به تصرف دشمن درنيايد و روياي فتح سه روزه تهران براي هميشه در خيال سركردگان رژيم بعثي عراق بماند.
تنظيم : محمد سلطاني
روابط عمومي نيروي زميني ارتش



صدام حسين براي آغاز جنگ يك حساب قديمي با ايران در مرزهاي جنوبي داشت كه قصد داشت در فرصتي مناسب به حل وفصل آن بپردازد. زيرا او هرگز با قراردادي كه در سال 1975 در الجزاير با شاه مخلوع ايران امضا كرده بود , موافق نبود.


صدام ترديدي نداشت كه در صورت حمله عراق به ايران , ايالات متحده از اقدام جنگي وي حمايت خواهد كرد و اين يك اقدام صريح براي همكاري استراتژيك عراق با واشنگتن مي توانست باشد.