بررسي روابط رژيم پهلوي و اسرائيل
تاليف رضا زارع
قسمت ششم
يكي ديگر از مسائلي كه پس از تاسيس دولت اسرائيل
بسيار مورد توجه قرار گرفت , تبليغات و فعاليت شديد
سازمان هاي يهودي براي مهاجرت يهوديان به سمت فلسطين
اشغالي بود. در اين ميان , آژانس يهود نقش اصلي را در انتقال
يهوديان سراسر جهان ايفا مي كرد. ايران هم يكي از كانون هاي
اصلي فعاليت آژانس يهود محسوب مي شد. با وجود تدابير
اتخاذ شده از سوي دولت براي جلوگيري از تبليغات و
فعاليت هاي سازمان هاي يهودي , به ويژه آژانس يهود و واكنش
نه چندان شديد اقشار و گروه هاي مختلف , يهوديان همچنان
در ايران فعال بودند و يهوديان كشورهاي همسايه به صورت
غيرقانوني به ايران آمدند. سازمان هاي يهودي فعال در ايران ,
نه تنها در ورود و خروج غيرقانوني يهوديان دست داشتند.
بلكه به لطايف الحيل , يهوديان ايراني را ترغيب مي كردند كه به
فلسطين كوچ كنند. در اثر تبليغات و مساعدت هاي يهودي هاي
فلسطين , شماري از يهوديان ايراني نيز كشور را به قصد زندگي
در سرزميني رويايي ترك كردند. هر چند كه گروهي از آنها
پشيمان شده , مي خواستند به ايران باز گردند.
افزون بر اينها , حتي برخي روزنامه ها درباره فعاليت يكي
از نمايندگان هيئت « هاگاناي (1 ) صهيوني در تهران و ديدار او
با عده اي از بازرگانان و رجال برجسته يهودي مقيم تهران ,
درباره كمك هاي مالي و معنوي آنان به يهوديان فلسطين
مي نوشتند. كمك مالي يهوديان فلسطيني به يهوديان ايران
براي انجام تبليغات به نفع صهيونيستها و جلوگيري از عمليات
مخالف مصالح يهوديان فلسطين نيز از ديگر موضوعات مورد
بحث روزنامه ها در اوايل تابستان 1327 بود . (2 )
پس از تصويب تقسيم فلسطين از طرف مجمع عمومي
سازمان ملل متحد , تلگرافي از سوي « موشه شرتوك » ـ وزير
امور خارجه دولت موقت اسرائيل ـ خطاب به وزير امور
خارجه ايران به شرح زير ارسال شد :
« با كمال احترام به استحضار جنابعالي رسانده و تمنا دارم
به اطلاع دولت خودتان برسانيد كه شوراي ملي دولت يهود و
اسرائيل مركب از اعضاي ارگان نمايندگي يهود منتخبه در
فلسطين به مناسبت انقضاي قيموميت انگليس و براساس
قطعنامه مجمع عمومي سازمان ملل متحد مورخ 29 نوامبر
1947 در تاريخ 14 ماه مه تشكيل يافته , استقرار يك دولت
يهود مستقل را در فلسطين اعلام نموده است كه به نام دولت
اسرائيل ناميده خواهد شد.
شورا تصميم گرفته كه تا تاريخ تشكيل اركان دولتي كه
طبق قوانين اساسي كه از طرف مجلس موسسان كه تا اول اكتبر
1947 اعضاي آن انتخاب خواهند شد , به نام مجلس شوراي
ملي انجام وظيفه نمايد. شوراي نامبرده به عنوان دولت موقت
اسرائيل انجام وظيفه خواهد نمود و اركان اجرائيه آن , دولت
موقت اسرائيل را تشكيل خواهند داد. شوراي مذكور اعلام
مي دارد كه مرزهاي كشور اسرائيل براي مهاجرت يهودي ها از
كليه كشورهاي جهان باز خواهد بود و براي توسعه و ترقي
كشور , همچنين رفاه عموم ساكنين آن اهتمام خواهد ورزيد و
اصول آزادي , صلح و همچنين , مساوات كامل اجتماعي و
سياسي كليه اتباع اين سرزمين بدون تمايز نژاد , مذهب و
جنسيت در اين كشور برقرار خواهد بود. همچنين آزادي عقايد
مذهبي و تعليم و تربيت و زبان را تضمين نموده و مصونيت
اماكن متبركه و اشياي مقدسه كليه مذاهب محترم خواهد
شمرد و اصول منشور ملل متحد را رعايت خواهد نمود.
همچنين شورا اعلام مي دارد دولت اسرائيل آمادگي خود را
براي همكاري با سازمان ها و ارگان ملل متحد براي اجراي
تصميمات متخذه در قطعنامه مورخ 9 نوامبر 1947 مجمع
عمومي سازمان ملل متحد اعلام داشته و اقدامات لازم را
جهت اجراي اصلاحات اقتصادي براي كليه مردم فلسطين
فراهم خواهد ساخت .
شورا به كليه ساكنين عرب كشور اسرائيل اعلام داشته كه
براي تشكيل محيط صلح و صفا متحد شده , بدين ترتيب (با)
سيستم خود در راه توسعه يك محيط زندگي و داشتن
نمايندگي هاي دموكراتيك در سازمان هاي موقتي دولتي و دوائر
آن (مشاركت ) نمايند. همچنين شورا با پيشنهاد صلح به كليه
كشورهاي هم جوار , ساكنين آنها را دعوت به همكاري با دولت
اسرائيل براي تامين رفاه عموم نموده است . از طرفي , دولت
موقت اسرائيل از دولت ايران تقاضا دارد حاكميت اسرائيل و
دولت موقتي آن را به رسميت بشناسد. اميدوارم كه شناسايي
دولت اسرائيل به زودي انجام پذيرد.
ما خاطرات زوال ناپذير دو هزار ساله وقايع تاريخي
كوروش بزرگ را كه دولت و ملت يهود را مجددا در فلسطين
برقرار نمود. از ياد نبرده و آرزو داريم كه دولت ايران با اين
شناسايي . رسوم وبزرگ منشي قديم خود را تجديد نموده و
مراجعت ملت يهود را به كشور اصلي خود با شناسايي دولت
اسرائيل كه ايجاد رابطه دوستي بين كشورهاي خاور نزديك را
فراهم خواهد نمود , حسن استقبال نمايد . (3 )
حكومت ايران پس از مدتي در پاسخ به تلگراف وزير امور
خارجه دولت موقت اسرائيل « عباس صيقل » را به بهانه نظارت
بر املاك اتباع ايراني كه فلسطين اشغالي را در سال 1326 ترك
كرده بودند , به فلسطين اعزام كرد.در واقع , اعزام صيقل به
اسرائيل براي ايجاد ارتباط و زمينه سازي شناسايي اسرائيل
صورت گرفت .
در فاصله دو جنگ جهاني , سرزمين مقدس و ممتاز
فلسطين با دخالت هاي زورمدارانه قدرت هاي بيگانه و
فعاليت هاي صهونيست ها با بحران هاي متعددي مواجه شد. با
تاسيس رژيم صهيونيستي اسرائيل و حمايت هاي مداوم
آمريكا از آن , اين منطقه به يكي از كانون هاي بحران جهان
مبدل گشت , به گونه اي كه در حال حاضر با گذشت بيش از نيم
قرن در يك بحران بي پايان و حل ناشدني فرو رفته
است .
بررسي ابعاد گوناگون مسئله فلسطين و آنچه بر اين
سرزمين مقدس گذشته , ما را به اين نتيجه مي رساند كه
مجموعه كشورهاي عربي به عنوان يكي از بازيگران موثر در
صحنه فلسطين به لحاظ سو تدبير , نبود سياستمداران ورزيده
در عرصه ديپلماسي به ويژه در هنگام تقسيم فلسطين در
سازمان ملل متحد , ناديده گرفتن فرهنگ اصيل اسلام در
ترسيم خط مشي مبارزه با دشمنان اسلام , عدم اتخاذ راهبردي
واحد در منطقه خاورميانه در برابر دشمني مشترك , تكيه بيش
از حد بر وعده هاي قدرتهاي بيگانه و وابستگي به آنها ,
جداسازي مسئله فلسطين از دايره جهان اسلام با طرح شعار
ناسيوناليسم عربي , خدشه دار كردن اراده در مبارزه در
رزمندگان فلسطيني با جهت گيري به سمت خط سازش و... , نه
تنها نتوانستند راه حل مناسبي براي اين بحران بيابند , بلكه
برخي اوقات نيز با عملكرد ضعيف و رفتارهاي ناسنجيده بر
پيچيدگي آن افزودند.
فلسطيني ها به عنوان بازيگران اصلي اين عرصه به خاطر
كاستي ها و مشكلاتي همچون فقدان رهبري واحد , عدم تمسك
واقعي به ايدئولوژي اسلامي , فراگير نبودن مبارزات مردمي ,
خالي كردن صحنه براي صهيونيست ها , تكيه بر پادشاهان
عرب , نفوذ عناصر وابسته در ميان آنها , خوشبيني برخي از
رهبران فلسطيني , به قدرت هاي بزرگ , عدم اتحاد و همبستگي ,
خستگي برخي از رهبران از مبارزه و كشيده شدن به وادي
سازش و... نتوانستند قبل از تحكيم و استحكام رژيم
صهيونيستي از تاسيس حكومت اسرائيل جلوگيري به عمل
آورند و يا پس از تاسيس آن را از صحنه فلسطين خارج سازند.
در برابر اين بازيگران , بازيگر اصلي ديگري به نام اسرائيل
قرار داشت , كارگزاران صهيونيسم جهاني به بهره گيري از تمام
ظرفيهاي موجود در مجامع و محافل بين المللي با تهديد و
تطميع موفق شدند اسرائيل را تاسيس كنند و با اتخاذ
سياست هاي مبنايي كه سياستگذاران اسرائيل پايه گذاران آن
بودند , روند حركت هاي خود را بر آن اساس تنظيم كرده و به
اجرا در آورند. يكي از اين اصول , عدم تعيين مرزها به منظور
دستيابي به مرز دلخواه و نداشتن محدوديت براي اجراي
طرح هاي بزرگ است . تشكيل نيروي نظامي برتر نسبت به
اعراب با قابليت هاي توليد انواع سلاحها از ديگر اصل هاست .
آنها همچنين در سياست راهبردي خود , نسبت به صدور
قطعنامه هاي سازمان ملل بي توجه بوده وبا نفوذ در مراكز
تصميم گيري غرب به ويژه آمريكا و از طريق رسانه هاي گروهي
به فريب افكار عمومي مي پردازند و با افزايش اختلاف ميان
كشورهاي اسلامي و نفوذ در سرزمين بحراني عراق در جهت
تضعيف اعراب و انقلاب اسلامي روند حركت انتفاضه
مي كوشند.
در اين ميان , ايران به طرح تقسيم فلسطين در سال
1947 راي نداد و نمايندگي ايران در سازمان ملل متحد , طرح
جداگانه اي را با توجه به منافع صهيونيست ها پيشنهاد داد كه
نه تنها هيچ كس از آن پيشنهاد پشتيباني نكرد , بلكه دولت ايران
هم از آن حمايت نكرد. پس از تاسيس حكومت اسرائيل ,
مواضع ايران ايران به تدريج تغيير يافت و رژيم پهلوي به
سمت اسرائيل سوق يافت . وزير امور خارجه دولت موقت
اسرائيل نيز بلافاصله با ارسال تلگرافي به وزارت امور خارجه
ايران ضمن اعلام استقرار دولت يهود در فلسطين , خاطره
وقايع تاريخي دوران كوروش مبني بر نجات قوم يهود را زنده
كرده و خواستار تكرار آن بزرگمنشي و شناسايي دولت اسرائيل
و ايجاد رابطه دوستي شد.
هر چند رژيم شاه پس از مدتي به درخواست دولت موقت
اسرائيل با اعزام نماينده اي به اسرائيل پاسخ مثبت داد ولي در
برابر تحولات فلسطين و تشكيل دولت اسرائيل , واكنش هاي
متعددي از سوي بزرگان مذهبي , روحانيت , نمايندگان مجلس
و اقشار مختلف مردم بروز يافت , و اين روند تا تبعيد آيت الله
كاشاني ادامه داشت . اما حركت اساسي و كار ساز را حضرت
امام (ره ) تحقق بخشيد و با پيروزي انقلاب اسلامي مهمترين
گام راهبردي را در حمايت از فلسطين برداشت و روزنه اميدي
از نور حقيقت را در دل ناباوران و نااميدان پديد آورد كه
امروزه ثمره آن در چهره و حركت زيباي جنبش انتفاضه تجلي
يافته است .
پاورقي :
1 ـ « هاگانا » به معني دفاع , نام يكي از سازمان هاي مسلح
يهودي در فلسطين در هنگام تسلط انگليس بوده است . اين
سازمان , زيربناي ارتش فعلي اسرائيل محسوب مي شود
مناخيم بگين ـ نخست وزير رژيم صهيونيستي ـ در اواخر دهه
هفتاد , رهبري اين گروه را به عهده داشت . (مجيد صفاتاج ,
ماجراي فلسطين و اسرائيل . تهران , دفتر نشر فرهنگ اسلامي ,
1380 , ص .147
2 ـ روابط ايران و اسرائيل به روايت اسناد نخست وزيري ,
همان , ص 9 .
ايران در زمان رژيم شاه يكي از كانون هاي
اصلي فعاليت آژانس يهود محسوب مي شد
جلوگيري از تبليغات ضدصهيونيستي و ايجاد
حسن تنفر عليه فلسطيني ها , از اهداف اوليه رژيم
صهيونيستي در ايران بود

|