
علي معصومي (وزوايي )
بعد از آنكه امواج انقلاب اسلامي در سال 1357 همه جا
را فرا گرفت , رژيم شاه و اربابان غربي ا ين رژيم , طرح ها و
توطئه هاي متعددي را براي خاموش كردن شعله هاي انقلاب به
اجرا درآوردند.
در ابتدا , رژيم شاه نمي خواست قبول كند كه انقلاب
اسلامي پايگاه بسيار قوي ديني و ملي دارد و چيزي نيست كه
در اثر تحريكات مقطعي به وجود آمده باشد. رژيم شاه ابتدا
چنين تبليغ مي كرد كه حركت هاي مردم ناشي از اين است كه
برخي گروه هاي فاقد پايگاه اجتماعي و برخي دشمنان خارجي
ايران , مردم و جوانان را تحريك كرده اند و اين تحريكات به
دليل عدم پشتوانه فراگير ملي و مذهبي , به زودي فروكش
خواهد كرد و تحريك شدگان متوجه اشتباهات و فريب
خوردن خود خواهند شد ودر نهايت همه چيز خاتمه پيدا
خواهد كرد! گرچه سران رژيم شاه تجاهل مي كردند و در
جريان تبليغات سياسي و جنگ رواني عليه انقلاب اسلامي ,
چنين مهملاتي را مي بافتند , ولي در خلوت خود به خوبي
مي دانستند چيزي كه پايگاه ملي و مذهبي و مشروعيت ندارد ,
رژيم پهلوي است نه جريان اصيل انقلاب اسلامي .
با فرارسيدن ماه مبارك رمضان در تابستان 1357 هـ . ش ,
سراسر مساجد ايران به عنوان پايگاه اصلي انقلاب , انباشته از
مومنان مبارزي شد كه هر شب تظاهرات واعتراضات عليه
رژيم شاه را از مساجد آغاز مي كردند و پس از راهپيمايي در
خيابان ها , صداي انقلاب اسلامي را به گوش عموم جهانيان
مي رساندند. با پديد آمدن اين وضعيت , ديگر رژيم شاه
نتوانست گستردگي پايگاه ديني و ملي انقلاب اسلامي را انكار
كند. به همين دليل بود كه بعد از اين وقايع , رژيم شاه ضمن
آنكه از آشتي ملي سخن به ميان مي آورد , تظاهر به مذهبي بودن
را نيز به عنوان نيرنگي براي فريب مردم , در راس توطئه ها و
تبليغات قرار داد. اين سياست جديد رژيم شاه براي مهار
كردن انقلاب اسلامي و فريب دادن مردم , از طريق طرح آشتي
ملي و توجه به مذهب , در انتصاب جعفر شريف امامي به
نخست وزيري , عينيت يافت .
روز 1357,6,5 , جمشيد آموزگار در پي توطئه جديد
رژيم شاه , استعفا كردو شريف امامي , صحنه گردان توطئه
جديد , در همين روز به نخست وزيري منصوب شد. شاه در
جريان معرفي اعضاي هيات دولت شريف امامي , خطاب به
نخست وزير و هيات وزيران , چنين گفت : ما چند كار اساسي در
پيش داريم كه بايد در محيط نظم و آرامش به پيش برود.
چيرهايي كه خيلي مورد توجه است , يكي از بين بردن گرفتاري
مردم است كه بايد توجه عاجل به آن شود. موضوع ديگري كه
توجه به آن اصلا قابل بحث نيست , موضوع تعظيم شعائر
اسلامي است كه در صدر همه چيز قرار دارد...
جالب اين است كه سردمدار رژيمي اين سخن را مي گفت
كه ماموريت خودش و پدرش چيزي غير از بي توجهي به مردم
و مبارزه همه جانبه و بنيادين با دين نبود , ولي چون سياست
نيرنگ و فريب در پيش گرفته بود , به گونه اي سخن مي گفت كه
گويي تمام دغدغه هايش مذهب و تعظيم شعائر مذهبي است .
شاه گمان كرده بود با انتخاب شريف امامي به
نخست وزيري و به زبان آوردن چنين سخناني , مردم مسلمان
ايران فريب مي خورند و از ادامه انقلاب دست برمي دارند.
علت انتخاب جعفرشريف امامي اين بود كه پدر و اجداد او
سوابق روحاني داشتند , ولي خود او از منحرف ترين افراد و از
ممهم ترين عوامل استعمار بود و از مشهورترين و
بلندمرتبه ترين فراماسون هاي ايران محسوب مي شد و با دين
اصلا ميانه اي نداشت .
شاه گمان مي كرد مردم فريب منزلت پدر و اجداد شريف
امامي را مي خورند و شخصيت خود او را كه از سر سپرده ترين
ماموران استعمار بود , ناديده مي گيرند , ولي چنين نشد و با
روشنگري هاي امام خميني , نه رياكاري هاي شاه در مورد توجه
به مذهب , موثر واقع شد و نه جعفر شريف امامي كه سردسته
فراماسون هاي ايران بود , توانست گردونه رياكاري رژيم پهلوي
را به سرانجام برساند. به همين دليل , دولت شريف امامي در
اوج ناكامي در آبان 1357 , مثل حبابي از هم پاشيد .
امام خميني در 12 آبان 57 , دولت شريف امامي را دولت
خدعه ناميدند و علت و اهداف روي كارآمدن اين دولت را
چنين تحليل كردند :
نهضت اسلامي ايران به اوج خودش رسيده است و مرتبه
شكوفايي را دارد طي مي كند. شاه انواع تشبثات را مي كند و
كرده است . يك چند تشبثات او اين بود كه يك دولتي پيش
آورد , يك دولت آشتي ! و دولت آشتي همان بود كه از زمان
انتقالش تا حالا هزارها از جوانهاي ما را كشتند و به خاك و
خون كشيدند و سرتاسر ايران رابه عزا نشاندند و مي خواستند
كه با صورت آشتي مردم را اغفال كنند و لهذا دولت اعلان
آشتي داد و گفت تاريخ هم همان تاريخ قانوني اول , اسلامي , از
قانون گبرها دست برداشتند و از حزب رستاخير هم دست
برداشتند , بعد هم از قراردادهايي كه راجع به اسلحه كرده بودند
تخفيف دادند , از قراردادهاي اتمي هم لغو يا تخفيف دادند.
اينها همه خدعه هايي است كه اينها مشغول هستند كه اين
نهضت را بخوابانند و اين موجي را كه در ايران پيدا شده است
و مثل سيل خروشان همه چيز را دارد به باد مي دهد , آنها اين
سيل را خاموش كنند , شعله قلوب را خاموش كنند و ابتدايش
هم ممكن است يك ملايمتهايي بكنند و يك به اصطلاحشان ـ
آزاديهاي ـ فضاي باز آزادي هم يك صورتي درست بكنند
ودنباله اش آنچه را كه اين امور سرد شد و اين زبانه هاي آتشي
كه آلان در ايران بلند شده است خاموش شد , دنبالش ـ بعد از
مهلتي كه پا را محكم كردند به جاي خودش و خاطر جمع
شدن كه يك همچو نهضتي ديگر نخواهد به پا شد ـ همچو
حمله بكنند و همچو به همه جهات ملت صدمه وارد بياورند كه
به جناح روحاني و نه جناح سياسي و نه دانشگاه و نه بازار ,
ديگر تا آخر نتوانند نفس بكشند . (1 )
يك روز بعد نيز امام خميني به برخي امور فريبنده دولت
آشتي ملت اشاره كرد و اعلام نمود همه امور فريبنده و ظاهري
دولت آشتي ملي براي اغفال مردم است و بزرگترين مركز فساد
و فحشا , رژيم شاه است كه بايد برچيده شود. امام خميني در
اين سخنراني فرمودند :
اخيرا بعدا از اينكه ديدند دولت آشتي نتوانست كار
خودش را انجام بدهد و از اول يك دولتي بود كه مي خواست با
فريبكاري مردم را منحرف كند و بخواباند اين نهضت را و
وعده هايي داد و عملهايي كرد و چيزهايي , اما همه اش
چيزهايي كه خواست ملت اين نبود , يك چيزهاي ديگر بود
خواست ملت , اينها تبع خواست ملت بود. « قمارخانه ها را
بستيم » هزار جور مركز فحشا باز است , بالاترين مركز فحشا
دستگاه محمدرضا خان است كه درش باز است در فحشا.
فحشاي نه به آن معنا , فحشاي به آن معنا كه بدتر از فحشاست ,
فحشاي به آن معنا كه يك بارگاه به تمام معنا ظلم , يك بارگاه به
تمام معنا خيانت , به تمام معنا جنايت , در آنجا را اگر بستيد
ملت يك قدري آرام مي شود ـ يك قدري البته , نه تمام ـ اما
قمارخانه ها را بستيد , كدام , مثلا ملت آمده و اين همه فرياد
مي كند كه , داد مي زند و كشته مي دهد كه قمارخانه ها باز است
ملت اين را مي خواهد , البته خوب اين هم يكي از اموري است
كه مي خواهد اما صداي ملت را بايد از تو خيابانها شنيد ,
ببينيد ملت چي مي خواهد. بعد از اينكه دولت آشتي باطنش
طاهر شد و معلوم شد كه آشتي به معناي حكومت نظامي است
و به معناي تثبيت , تسلط , مسلط كردن يك اشخاصي از اشرار ,
كوليها ـ و نمي دانم از اشرار ـ به جان مردم بيفتند , با چماق
است و زدن است و بستن است و اختناق است و اينها , بعد از
اينكه معلوم شد يك همچو مطلبي ـ كه از اول هم براي ما
معلوم بود كه قضيه از اين حرفها نيست , قضيه اغفال مردم
است كه مي خواهند اين نهضت را به هر جوري هست خفه اش
كنند ـ اين هم توفيق پيدا نكردند . (2 )
بعد از آن كه دولت خدعه و اغفال در آبان 1357 از ميان
رفت و نتوانست كاري براي بقاي رژيم شاه انجام بدهد , شاه
بار ديگر به نيرنگ دست زد و رسما به اشتباهات و
جنايت هايش اعتراف كرد تا مردم به او ترحم كنند و اجازه
دهند در قدرت بماند. اعتراف شاه با اين جمله آغاز شد كه « من
نيز پيام انقلاب شما ملت ايران را شنيدم .... »
نيرنگ بازي شاه در حالي بود كه غلامرضا ازهاري را كه
رئيس ستاد ارتش رژيم محسوب مي شد , مامور تشكيل دولت
كاملا نظامي كرد تا همه ايران را به پادگان نظامي تبديل كند و
بازور و قلدري بيشتر , از پيروزي انقلاب اسلامي جلوگيري
نمايد. البته هيچ يك از نيرنگ ها و قدرت نمايي هاي رژيم شاه
موثر واقع نشد و با روشنگري هاي پي در پي امام خميني ,
انقلاب اسلامي روز به روز با پيروزي كامل , فاصله كم تري پيدا
كرد و سرانجام بعد از سقوط پي در پي دولت شريف امامي ,
ازهاري و بختيار , انقلاب اسلامي با رهبري امام خميني و جان
فشاني ملت مسلمان ايران به پيروزي رسيد.
مآخذ :
1 ـ صحيفه امام , جلد 4 , ص 282 تا 292
2 ـ همان , ص 295 تا 305
امام خميني درباره خدعه اي به نام دولت آشتي
ملي فرمودند : مي خواهند با صورت آشتي , مردم
را اغفال كنند. لذا دولت آشتي ملي اعلام كرده اند.
اين ها , همه خدعه هايي براي خواباندن نهضت است
مي خواهند شعله هاي نهضت را خاموش كنند.
غرض اين است كه ابتدا ملايمتي نشان بدهند تا
نهضت خاموش شود و بعد از همه جهات به ملت
صدمه وارد آورند
امام خميني : دولت آشتي ملي از اول
مي خواست با فريبكاري مردم را منحرف كند. تا
دستگاه پهلوي درش باز است , مردم آرام نخواهند
نشست . دولت آشتي ملي , ظاهرش آشتي و باطنش
حكومت نظامي است , اين دولت مامور به خفه
كردن مردم است
با فرا رسيدن ماه مبارك رمضان در تابستان
1357 هـ . ش , سراسر مساجد ايران به عنوان
پايگاه اصلي انقلاب , انباشته از مومنان مبارزي شد
كه هر شب تظاهرات و اعتراضات عليه رژيم شاه را از
مساجد آغاز مي كردند و پس از راهپيمايي در
خيابان ها , صداي انقلاب اسلامي را به گوش عموم
جهانيان مي رساندند. با پديد آمدن اين وضعيت ,
ديگر رژيم شاه نتوانست گستردگي پايگاه ديني و
ملي انقلاب اسلامي را انكار كند

|
حديث نور
|
اقدام انقلابي در برابر توطئه گران
1358,5,26
به دنبال جنايات و اعمال وحشيانه ضدانقلاب در كردستان و مسامحه
مسئولين امر در برخورد با توطئه گران , امام خميني طي سخناني در مدرسه
فيضيه و در جمع گروهي از مردم , خواستار برخورد قاطع و انقلابي با
قلم بدستان مزدور و سركوب توطئه گران شدند و فرموند : « اين توطئه گرها در
صف كفار واقع هستند , اين توطئه گرهاي در كردستان و غير آن در صف كفار
هستند. با آنها بايد با شدت رفتار كرد. دولت باشدت رفتار كند , ژاندارمري
باشدت رفتار كند , ارتش با شدت رفتار كند. اگر با شدت رفتار نكنند , ما با
آنها با شدت رفتار مي كنيم ما با خود همين ها , ما با خود همين ها كه مسامحه
بكنند , اگر مسامحه بكنند , با شدت رفتار مي كنيم . مسامحه حدودي دارد ,
جلب وجاهت حدودي دارد. مصالح مسلمين را نمي گذارم به اين امور ازبين
برود. دادستان انقلابي موظف است مجلاتي كه بر ضد مسير ملت است و
توطئه گراست تمام را توقيف كند و نويسندگان آنها را دعوت كند به دادگاه و
محاكمه كند... ما باز تا چندي مهلت مي دهيم به اين قشرهاي فاسد و اين
اعلام آخر است و اگر چنانچه در كار خودشان تعديل نكنند و به ملت
برنگردند و دست از توطئه ها برندارند , خدا مي داند انقلابي عمل مي كنم .
مي آيم تهران و روسايي كه مسامحه مي كنند , با آنها انقلابي عمل مي كنم .
عذرها را كنار بگذاريد! برويد فاسدها را سركوبي كنيد , برويد توطئه گرها را
سركوبي كنيد , مسامحه نكنيد. »
غائله پاوه و اخطار شديد امام به دولت و مسئولان
1358,5,27
به دنبال ايجاد اغتشاش و آشوب توسط گروهكهاي ضدانقلاب در
شهرستان پاوه , امام خميني طي فرمان قاطع و انقلابي , خواستار خاتمه
دادن به اين غائله شدند.
ايشان ضمن هشدار و اخطار به دولت و نيروهاي نظامي و انتظامي
فرمودند : « به دولت و ارتش و ژاندارمري اخطار مي كنم اگر با توپ ها ,
تانكها , قواي مجهز تا 24 ساعت ديگر حركت به سوي پاوه نشود , من همه
را مسئول مي دانم . من به عنوان رياست كل قوا به رئيس ستاد ارتش دستور
مي دهم كه فورا با تجهيز كامل عازم منطقه شوند و به تمام پادگانهاي ارتش و
ژاندارمري دستور مي دهم كه ـ بي انتظار دستور ديگر و بدون فوت وقت ـ با
تمام تجهيزات به سوي پاوه حركت كنند و به دولت دستور مي دهم وسايل
حركت پاسداران را فورا فراهم كند. تا دستور ثانوي , من مسئول اين كشتار
وحشيانه را قواي انتظامي مي دانم و در صورتي كه تخلف از اين دستور
نمايند , با آنان عمل انقلابي مي كنم . مكرر از منطقه اطلاع مي دهند كه دولت و
ارتش كاري انجام نداده اند . من اگر تا 24 ساعت ديگر عمل مثبت انجام
نگيرد , سران ارتش و ژاندارمري را مسئول مي دانم . »
دستور سركوب اشرار در غائله سنندج
1358,5,28
به دنبال غائله حزب دمكرات در سنندج و محاصره بعضي مراكز , دستور
مهمي از سوي امام خميني به كليه قواي انتظامي و نظامي صادر شد. متن
اين حكم چنين است :
« الساعه خبر رسيد كه در سنندج « حزب دموكرات » , آنها ارتشي ها و
سازمانهاي آنان را محاصره كرده اند و اگر تا نيم ساعت ديگر كمك نرسد
اسلحه ها را مي برند. و از مسجد سنندج به ما اطلاع داده اند كه حزب
دموكرات زن هاي ما را به گروگان برده اند. اكيدا به كليه قواي انتظامي دستور
مي دهم به پادگانهاي مراكز ابلاغ كنند كه با قدر كافي به طرف سنندج حركت
كنند و با شدت اشرار را سركوب نمايند. پاسداران انقلاب در هر محلي
هستند به مقدار كافي به طرف سنندج و كردستان ـ با پل هوايي ـ بسيج شوند
و با شدت , تمام اشرار را سركوب نمايند.
تاخير و لو به قدر يك ساعت , تخلف از وظيفه و به شدت تعقيب
مي شود. از ملت ايران مي خواهم كه مراقب باشند هريك از مامورين تخلف
كردند فورا اطلاع دهند. من انتظار دارم كه تا نيم ساعت ديگر از قواي
انتظامي به من خبر بسيج عمومي برسد. »

|
|