
درآمدي بر كم و كيف مصرف براساس فقه و اخلاق
اسلامي
حجت الاسلام والمسلمين دكترعلي اكبر كلانتري
قسمت بيست و پنجم
فصل 6 : هزينه هاي مسكن
مقدمه :
از نيازهاي اوليه هر انسان , بهره مندي از آرامش فكري و روحي و
برخورداري از آسايش جسمي و رواني است , و بي گمان داشتن خانه و سرپناه ,
نخستين و مهمترين عامل در اين زمينه است . از همين رو , خداوند خطاب به بشر
مي فرمايد : « والله جعل لكم من بيوتكم سكنا » (1 ) خداوند , براي شما , از ناحيه
خانه هايتان , آرامش قرار داد. » سخن زير از امام سجاد(ع ) نيز مي تواند اشاره به
اهميت اين امر باشد : من سعاده العمر ان يكون متجره في بلاده ... (2 ) از (نشانه ها
و عوامل ) خوشبختي انسان آن است كه تجارت و كار و كاسبي او در سرزمين
خودش باشد , (تا اين كه براي انجام كار و كسب , نياز به دوره گري و آوارگي
نداشته باشد.)
برخورداري از مسكن و سرپناه , آن قدر اهميت دارد كه اگر صاحب خانه ,
ورشكست شود , اسلام , خانه را از مستثنيات ديون دانسته و طلبكار , حق
مصادره و مطالبه آن را ندارد. چنان كه در روايت معتبره حلبي از امام صادق (ع )
آمده است : « لاتباع الدار و الجاريه في الدين و ذلك لانه لابد للرجل من ظل
يسكنه وخادم يخدمه , (3 ) خانه و خدمتكار در ارتباط با بدهكاري (و پرداخت
آن ) فروخته نمي شود و اين بدان جهت است كه انسان , به سايه اي كه در آن
سكني گزيند و خدمتكاري كه به او خدمت نمايد , احتياج دارد. »
و در روايت صحيه ابراهيم ايران بن هاشم مي خوانيم :
ان محمد بن ابي عمير (رض ) كان رجلا بزاز افذهب ماله و افتقر و كان له علي
رجل عشره الاف درهم , قباع داراله كان يسكنها بعشره آلاف در هم , و حمل المال
الي بابه فخرج اليه محمد بن ابي عمير , فقال : ماهذا فقال : هذا مالك الذي علي ,
قال : ورثته قال : لا , قال : وهب لك قال : لا , قال : هل هوثمن ضيعه بعتها قال :
لا , قال : فماهو قال : بعت داري التي اسكنها لاقضي ديني , فقال محمد بن ابي
عمير : حدثني ذريح المحاربي عن ابي عبدالله (ع ) لايخرج الرجل عن مسقط راسه
بالدين , ارفعها لاحاجه لي فيها , و (الله ) اني لمحتاج في وقتي هذا الي درهم
واحد(4 )
(در برهه اي از زمان ) ابن ابي عمير كه شغل پارچه فروشي داشت , مال خود
را از دست داد و دچار فقر شد , او او شخصي , ده هزار درهم طلبكار بود. آن
شخص , وقتي از فقر و گرفتاري ابن ابي عمير آگاهي يافت , خانه مسكوني اش را به
ده هزار درهم فروخت و آن را به سوي خانه ابن ابي عمير حمل كرد , ابن ابي
عمير , با ديدن آن پول پرسيد :
اين ها چيست
مبلغي كه از من طلب داشتي .
اين ها از راه ارث به تو رسيده است .
خير
كسي به تو هديه نموده
خير
از راه فروختن زمين و ملك خود به دست آورده اي
خير
پس از كجا به دست آورده اي
خانه مسكوني ام را فروختم تا بدهي خود را بپردازم .
ابن ابي عمير , با شنيدن اين سخن گفت : ذريح محاربي از قول امام صادق (ع )
برايم روايت كرد : « انسان به خاطر بدهكاري , از محل زندگي اش بيرون رانده
نمي شود. »
اين پول ها را بردار و برو كه مرا به آن حاجتي نيست , گر چه (به خدا سوگند!)
هم اينك , به يك درهم پول نيازمندم !
صاحب جواهر , در اشاره به فتواي اجماعي فقيهان كه مبتني بر نصوص ياد
شده است , مي نويسد : « لايجبر المفلس علي بيع داره التي يسكنها اجماعا , (5 ) به
اجماع فقيهان , انسان مفلس و ورشكست شده , به فروختن خانه مسكوني اش ,
اجبار نمي شود. »
اسلام و خانه وسيع
از ويژگي هاي خانه مطلوب در اسلام , وسيع بودن و برخورداري آن از فضاي
باز و مناسب است . به نقل از پيامبر اكرم (ص ) مي خوانيم :
« من سعاده المر المسلم المسكن الواسع , (6 ) از (عوامل و نشانه هاي )
خوشبختي انسان مسلمان , برخورداري او از مسكن وسيع است . » مرحوم
مجلسي , راويان اين مضمون را فراوان و آن را مستفيض مي داند . (7 )
نيز به نقل از آن حضرت آمده است :
اربع من السعاده و اربع من الشقاوه فالا ربع التي من السعاده , المراه الصالحه
و المسكن الواسع و الجار الصالح و المركب البهيي . و الاربع التي من الشقاره
الجار السو و المراه السو و المسكن الضيق و المركب السو . (8 )
چهار چيز , از سعادت و خوشبختي انسان است , همسر صالح , خانه وسيع ,
همسايه نيكوكار و مركب راهوار. و چهار چيز , از شقاوت و شوربختي انسان
است : همسايه بد , همسر بد و ناسازگار , خانه تنگ و مركب بد.
بر طبق روايتي ديگر , در حضور امام صادق (ع ) بحث از شومي و نامباركي
امور به ميان آمد , آن حضرت فرمود :
الشوم في ثلاثه في المراه و الدابه والدار , فاما شوم المراه فكثر مهرها و
عقوق زوجها و اما الدابه فسو خلقها و منعها ظهرها و اما الدار فضيق ساحتها و
شر جيرانها و كثره عيوبها(9 ) شومي و نامباركي در سه چيز است : زن , مركب و
خانه , شومي زن به اين است كه كابينش زياد باشد و با همسرش ناسازگاري كند ,
شومي حيوان و مركب به آن است كه رفتارش بد باشد و سواري ندهد و شومي
خانه به آن است كه حياتش تنگ , همسايه هايش بد و عيب هايش زياد باشد.
نيز بر طبق روايات , وقتي از امام رضا(ع ) درباره بهترين عيش دنيوي
پرسيدند , فرمود : سعه المنزل و كثره المحبين , (10 ) گسترده بودن خانه و فراواني
محبين و دوست داران . »
براساس آموزه هاي معنوي و اخلاقي اسلام , گستردگي خانه و آسايش و
خوشي حاصل از آن , آن گاه مطلوب و لذت بخش است كه صاحب خود را از ذكر
و ياد خانه حقيقي در فردوس برين و از همسايگي با بهشتيان خوش فرجام باز
ندارد , كه در نگاه خدا باوران , خانه دنيوي , در مقايسه با سراي اخروي , قابل ذكر
و شايسته توجه نيست . به گفته هشام بن حكم , مردي از بزرگان جبل , هر ساله در
موسم حج , بر امام صادق (ع ) وارد شده در خانه ايشان اقامت مي گزيد , چون
اين كار هر سال تكرار مي شد , وي (به هدف اين كه مزاحم حضرت نشود) در يكي
از سفرهاي خود , ده هزار درهم به امام داد و گفت برايم خانه اي خريداري كن تا
وقتي خود و خانواده ام به مدينه مي آييم در آن قامت كنيم , پس از آن راهي مكه
شد , مدتي طول كشيد و اعمال حج را به پايان رسانيد , وقتي به مدينه بازگشت از
حضرت پسيد : آيا خانه خريداري شد فرمود : آري , سپس قباله اي آورده به او
داد كه در آن نوشته شده بود : بسم الله الرحمن الرحيم , اين منزلي است در بهشت
برين , خريداري نمود آن را جعفر بن محمد , حد اول اين منزل , به خانه رسول
خدا(ص ) منتهي مي شود , حد دومش , به خانه علي (ع ) حد سومش , به خانه
حسن (ع ) و حد چهارمش به خانه حسين (ع ) چون حضرت , متن قباله را براي او
خواند , وي اعلام رضايت و خرسندي نمود , سپس حضرت فرمود : من آن مال را
جهت كمك به فرزندان (نيازمند) حسن (ع ) و حسين (ع ) هزينه كردم . اميدوارم
خداوند بپذيرد و پاداشت را در بهشت دهد! آن مرد , (با خوشحالي ) به ديار خود
مراجعه نمود , پس از مدتي بيمار شد به حال احتضار افتاد , چون زمان مرگش فرا
رسيد خاندان خود را طلبيده قسم داد پس از مرگش آن قباله را به همراه او در
قبرش بگذارند. آنان , همين كار را كردند , چون صبح شد و به سر قبر او رفتند ,
قباله را بر روي قبر يافتند كه در پشت آن , اين نوشته جلب نظر ميكرد : « وفي
لي والله جعفر بن محمد بما وعدني » (11 ) به خدا سوگند! جعفر بن محمد به آن چه
به من وعده داده بود , وفا نمود.
پاورقي :
1 ـ نحل (16 ) : .80
2 ـ صدوق , خصال , ج 1 , ص 159
3 ـ حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 18 , .339
4 ـ حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 18 , ص 341 ـ 342
5 ـ ممد حسن نجفي , جواهر الكلام , ج 25 , ص 334
6 ـ كليني , كافي , ج 7 , ص 526 حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 5 , ص 300
مجلسي , بحارالانوار , ج 73 , ص 149 , حسين نوري , مستدرك الوسائل , ج 3 ,
ص 451
7 ـ ر . ك : مجلسي , بحارالانوار , ج 73 , ص .153
8 ـ همان , ص 154
9 ـ صدوق , معاني الاخبار , ص 152
10 ـ مجلسي , بحارالانوار , ج 73 , ص 152
11 ـ ر . ك : قطب الدين راوندي , الخرائج والجرائح , ج 1 , ص 303 , 304 , ابن
شهر آشوب , مناقب آل ابي طالب , ج 4 ص .233
از نيازهاي اوليه هر انسان , بهره مندي از آرامش فكري و
روحي و برخورداري از آسايش جسمي و رواني است , و بي گمان
داشتن خانه و سرپناه , نخستين و مهمترين عامل در اين زمينه
است
براساس آموزه هاي معنوي و اخلاقي اسلام , گستردگي خانه و
آسايش و خوشي حاصل از آن , آنگاه مطلوب و لذت بخش است كه
صاحب خود را از ذكر و ياد خانه حقيقي در فردوس برين و از
همسايگي با بهشتيان خوش فرجام باز ندارد , كه در نگاه خدا
باوران , خانه دنيوي در مقايسه با سراي اخروي , قابل ذكر و شايسته
توجه نيست
از ويژگي هاي خانه مطلوب در اسلام , وسيع بودن و
برخورداري آن از فضاي باز و مناسب است

|
مسلمان كيست
|
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : من اصبح لايهتم بامور
المسلمين فليس بمسلم .
رسول خدا(ص ) فرموده است : كسيكه صبح كند و قصد
خدمتگزاري در كارهاي مسلمانان نداشته باشد مسلمان نيست .
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : من سمع رجلا ينادي يا
للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم .
رسول اكرم (ص ) فرموده است : اگر مسلماني بشنود كه مردي
از هر مذهب و آئين , مسلمين را بياري خود ميخواند و از آنان
كمك ميطلبد اگر به ندايش جواب مثبت ندهد و ياريش نكند
مسلمان نيست .
قال علي عليه السلام : المومن من نفسه في تعب و الناس
منه في راحه .
علي عليه السلام فرموده است : مرد با ايمان خود را در زحمت
و رنج قرار ميدهد و مردم در پرتو وي در آسايش و راحت بسر
مي برند.

|
طيب ولادت
|
در كنار خانه كعبه نشسته بودم . ناگاه پيرمردي كوژپشت در
برابر چشمانم ظاهر گشت . موهاي (سفيد و بلند) ابروان او كه
بر ديدگانش آويخته بود , از عمر دراز او حكايت مي كرد.
عصايي بر كف , و كلاه قرمزي بر سر و جامه اي پشمين بر تن
داشت .
پيرمرد نزديك شد و در حضور پيامبرخدا(ص ) كه بر
ديوار كعبه تكيه زده بو د (بر زمين ) نشست . سپس گفت : « اي
فرستاده خدا! آيا مي شود در حق من دعا كني و از درگاه خدا ,
برايم طلب مغفرت نمايي »
رسول خدا(ص ) در پاسخ فرمود : « پيرمرد! كوشش تو
بي فايده است , و اعمال تو تباه گشته است و درخواست مغفرت
در حق تو پذيرفته نخواهد شد » .
پيرمرد كه از خواهش خود طرفي نبست , با سرافكندگي از
محضر آن حضرت خارج شد واز راهي كه آمده بود بازگشت .
در اين هنگام رسول خدا(ص ) به من فرمود : علي ! آيا او را
شناختي
گفتم : نه
فرمود : او همان ابليس ملعون است .
(با شنيدن اين جمله از جاي جستم ) و دوان دوان خود را
به او رساندم . در بين راه با او گلاويز گشته و بر زمينش كوفتم و
آنگاه بر سينه اش نشستم و گلويش را در دستهايم گرفتم و به
سختي فشردم تا (هر چه زودتر) هلاكش سازم .
در همين حال مرا به نام صدا زد و از من خواست كه دست
از او بردارم و وي را به حال خود گذارم و اضافه كرد كه :
فاني من المنظرين الي يوم الوقت المعلوم
يعني مرا تا روز قيامت (يا تا روز ظهور حضرت
حجت (ع )) مهلت حيات و زندگاني داده اند و من تا آن روز
زنده خواهم ماند.(بنابراين , تلاش تو بر كشتن من بي فايده
است ). سپس گفت :
« علي ! به خدا سوگند من تو را بسيار دوست دارم , (و اين
جمله را از من بشنو و به يادگار داشته باش : ) « آن كس كه در
مورد تو , به دشمني و خصومت برخيزد و از تو بر دل , حقد و
كينه گيرد , بايد در مشروعيت ولادت خود ترديد كند و مرا در
كار پدر خود , شريك بشمارد... » !
من از حرف او خنده ام گرفت و رهايش ساختم .(نقل از
كتاب خاطرات امير مومنان عليه السلام , از انتشارات دفتر
تبليغات اسلامي قم )

| |
|