روزنامه جمهوري اسلامي 25/08/1384 صفحه سياسي

« زور و تزوير » اركان استراتژي اسراييل
* فقر; بيماري ديرينه آمريكا
« زور و تزوير » اركان استراتژي اسراييل


سياست رژيم اشغالگر قدس در رويارويي با اعراب از جمله فلسطينيان ظرف 65 سال گذشته مبتني بر دو ركن « زور و تزوير » بوده و اين سياست در خدمت منافع و اهداف گردانندگان اين رژيم قرار داشته و دارد.
« شائول موفاز » وزير جنگ رژيم صهيونيستي يك روز پس از خروج نظاميان اسرائيلي از غزه در يك نشست خبري در جنوب فلسطين اشغالي تهديد كرد , نظاميان اسراييلي پس از خروج از باريكه غزه هرگونه عمليات ضد اسراييلي فلسطينيان را كه در اين منطقه انجام شود به شدت سركوب خواهند كرد.
در همان روز « شيمون پرز » معاون اول نخست وزير اسراييل گفت : بايد ضمانت هايي به فلسطيني ها داده شود تا احساس نكنند باريكه غزه به زنداني براي آنان تبديل شده است و بايد زمينه « زندگي با كرامت و عزت » براي آنان فراهم شود.
در اين دو موضع گيري , دو ركن نظامي و ديپلماتيك سياست اسراييل و به بيان ديگر راهبرد « زور و تزوير » مقام هاي تل آويو , آشكار و قابل تشخيص است .
در ارتباط با ركن اول بايد گفت كه رژيم اشغالگر قدس با هدف تحصيل منافع هر چه بيشتر براي صهيونيست ها هم از چهره عريان زور يعني جنگ و خشونت و خونريزي و هم چهره پنهان زور يعني فشار و تهديد بهره برده است .
تاسيس و تكوين اوليه اسراييل بر پايه جنگ و تجاوز بوده و اين عامل در استمرار حيات اين رژيم نيز نقش موثري ايفا كرده است به گونه اي كه بيشتر اسراييلي ها به حل مشكلات خود از اين راه تمايل دارند.
اين واقعيت كه اسراييل داراي يك جامعه نظامي يا « ملت مسلح » است , موضوع ياد شده را تاييد مي كند.
حمله ها و درگيري هاي رژيم صهيونيستي با سوريه , جنگ شش روزه 1967 , تصرف صحراي سيناي مصر , هجوم به لبنان در سال هاي 1978 و 1982 و نيز اشغال كرانه باختري و باريكه غزه در فلسطين از جمله مواردي است كه از سياست , راهبرد و تلاش نظامي آن رژيم در رويارويي با اعراب حكايت مي كند.
نتيجه آن كه اسراييل براي جبران كمبودها و كاستي هاي دروني , حل مشكلات داخلي , تقويت عنصر هويت يابي در خاورميانه و به رسميت شناخته شدن در اين منطقه سعي مي كند با تقويت عامل « زور » و توان نظامي بر همسايگان عرب خود سيطره يابد يا سبقت بگيرد.
از آنجا كه در سطح جهان و روابط بين الملل محدوديت هايي براي اعمال زور آشكار وجود دارد , اسراييل در دوره ها و زمان هاي مختلف تلاش كرده از اهرم تهديد و فشار براي رسيدن به اهداف و تحقق برنامه هاي توسعه طلبانه استفاده كند.
براي نمونه مي توان به حمايت رژيم صهيونيستي در نيمه دهه 1970 از سرگرد « سعد حداد » افسر شورشي لبنان و سركرده مزدوران اين رژيم اشاره كرد كه يك اهرم فشار و تهديد غير رسمي ضد جامعه و دولت لبنان به شمار مي رفت .
همچنين سوريه و اردن در دهه 1980 موافقت نامه ساخت سد براي ذخيره آب منطقه امضا و از بانك جهاني درخواست 300 ميليون دلار وام كردند. اسراييل به دليل نفوذ در بانك ياد شده اعلام رضايت خود را به دريافت مقدار زيادي از آب سد , مشروط و تهديد كرد در غير اين صورت تمام تلاش خود را براي تصويب نشدن اعطاي وام به كار خواهد گرفت و حتي اگر اين سد ساخته شود آن را بمباران خواهد كرد. اين روش در حوزه كشورهاي عربي تاثيرگذار بوده و مردم جهان و منطقه شاهد عقب نشيني برخي از اين كشورها و حتي اعطاي امتيازهاي ويژه به اسراييل بوده اند.
در ارتباط با ركن دوم بايد گفت كه سياستمداران رژيم صهيونيستي از روش هاي به ظاهر مسالمت آميز در كنار تهاجم نظامي و سياست فشار و تهديد براي سرپوش گذاشتن بر خشونت خود بهره برده اند , روش هاي مزورانه اي كه با هزينه كمتر نتيجه ي مشابه براي اسراييل به همراه داشته است .
حاكمان رژيم اشغالگر قدس پس از تهاجم و اشغال سرزمين اعراب و سلطه بر منابع طبيعي و خدادادي آن , همواره خود را در موقعيت صلح طلبي و گفت وگو قرار داده و اعراب را به آرامش و آتش بس دعوت كرده اند.
برخي كشورهاي عربي و اسلامي مانند مصر , اردن , موريتاني و پاكستان به دليل برتري نظامي رژيم صهيونيستي در منطقه و نفوذ آن در آمريكا و اروپا كم و بيش به طرح ها و ادعاهاي اين رژيم در مورد لزوم حل مشكل از طريق گفت وگو رضايت داده و اعلام آمادگي كرده اند.
سردمداران تل آويو بارها باب مذاكرات پنهاني و معامله هاي مخفي را با برخي سران عرب با هدف تطميع آنان و تامين منافع خود گشوده اند كه حاصل آن عقد قراردادهايي بوده كه در نهايت وحدت اعراب در مقابل رژيم صهيونيستي را مخدوش كرده و يا از بين برده است . نشست هاي مخفيانه « بنيامين نتانياهو » نخست وزير پيشين رژيم اشغالگر قدس در دهه 1990 با حسين شاه سابق اردن به عقد قرارداد صلح در « وادي عربه » و به رسميت شناختن اين رژيم منجر شد. اسراييل در برابر اين امتياز , ضمانت كرد كه سالانه 200 ميليون متر مكعب آب منطقه يرموك به اردن برسد اما بعدها نقض عهد كرد و تنها اجازه داد 50 ميليون متر مكعب به اين كشور برسد .
سياست تزوير و معامله پنهاني صهيونيست ها ريشه ديرينه دارد و براي نمونه « يوري شامير » روزنامه نگار اسراييلي در كتاب « سياست اسراييل » مي نويسد : پس از گفت وگوهاي محرمانه يهوديان با « وينستون چرچيل » نخست وزير پيشين انگليس هنگام جنگ جهاني , آنان از او خواستند كه جنوب لبنان را به فلسطين منضم كند و در مقابل امكانات يهوديان در خدمت متحدين قرار خواهد گرفت .
اين اعتراف از سابقه تزوير در سياست صهيونيست ها حكايت دارد و سياست خارجي كنوني اسراييل در قبال كشورهاي عربي و حتي تركيه و پاكستان نيز به ميزان فراوان در قالب همين راهبرد مي گنجد.
اسراييل علاوه بر دو ركن « زور و تزوير » تاكنون از عنصر « تبليغات » و نيز حمايت هاي خارجي بويژه از طرف آمريكا , به نحو موثري در راستاي اجراي برنامه هاي نژادپرستانه و توسعه طلبانه اش و در رويارويي با اعراب كمك گرفته است .
خبرگزاري جمهوري اسلامي
تاسيس و تكوين اوليه اسراييل بر پايه جنگ و تجاوز بوده و اين عامل در استمرار حيات اين رژيم نيز نقش موثري ايفا كرده است به گونه اي كه بيشتر اسراييلي ها به حل مشكلات خود از اين راه تمايل دارند
از آنجا كه در سطح جهان و روابط بين الملل محدوديت هايي براي اعمال زور آشكار وجود دارد , اسراييل در دوره ها و زمان هاي مختلف تلاش كرده از اهرم تهديد و فشار براي رسيدن به اهداف و تحقق برنامه هاي توسعه طلبانه استفاده كند

فقر; بيماري ديرينه آمريكا




پس از گذشت چند دهه از زماني كه رييس جمهوري وقت آمريكا عليه فقر در اين كشور اعلام جنگ كرد : بيش از 37 ميليون تن از مردم ثروتمندترين كشور جهان , رسما در طبقه فقرا جاي گرفته اند و از سالها قبل شمار آنان رو به افزايش بوده است .
خبرگزاري رويترز از واشنگتن گزارش داد , طبق آمار دولتي , يك و نيم ميليون آمريكايي در سال گذشته زير خط فقر قرار داشتند كه اين ميزان برابر كل جمعيت شهرهاي بزرگي مانند « دالاس » و يا « پراگ » است .
آمار رسمي نشان مي دهد كه از سال 2000 شمار افراد فقير هر سال افزايش يافته تا جايي كه اكنون به حدود 5,5 ميليون نفر رسيده است .
در پي پخش تصاوير تلويزيوني دردناكي از فقر كه (واقعيت زندگي آمريكايي ها را به ندرت در برابر ديد همگان قرار مي گيرد) نشان مي داد , مساله فقر در جامعه آمريكا دوباره مطرح شده است با اينحال , حتي افراد خوشبين نيز اميد چنداني ندارند كه شمار فقرا به زودي كاهش پيدا كند.
« ليندون جانسون » رئيس جمهور وقت آمريكا در سال 1964 (1343 ) عليه فقر اعلام جنگ كرد.
وي در آن زمان گفت : « متاسفانه بسياري از آمريكايي ها , برخي به دليل فقر و برخي به دليل رنگ پوست و بسياري از آنان به هر دو دليل , بدون اميد زندگي مي كنند. اين دولت جنگ بي قيد و شرط عليه فقر اعلام مي كند » .
در آن سال 19 درصد مردم آمريكا زير خط رسمي فقر زندگي مي كردند اما اين ميزان چهار سال بعد كاهش يافت و در سال 1968 , به 12,8 درصد رسيد.
از آن زمان به بعد اين ميزان افت و خيز زيادي داشته است بطوريكه در سال گذشته نرخ فقر در آمريكا به 12,7 درصد رسيد كه خود دليلي بر حاد بودن مساله فقر در اين كشور است .
اداره سرشماري آمريكا , همه ساله وضعيت فقر را در اين كشور ارزيابي مي كند.
اين ارزيابي كه در يك گزارش پر آمار و ارقام در بيش از 70 صفحه ارايه مي شود , معمولا خوراك مطالعات آكادميك است اما اغلب باعث به راه افتادن يك بحث عمومي پيرامون فقر در جامعه نمي شود , احساسات مردم را تحريك نمي كند و گزارشهاي مفصل تلويزيوني به دنبال ندارد. اما در سال 2005 وضع متفاوت است .
انتشار گزارش امسال با وقوع توفان « كاترينا » همزمان شد , توفان مخربي كه در ايالت هاي « لوييزيانا » و « مي .سي .سي .پي » بيش از يك هزار و صد قرباني گرفت .
پوشش هاي خبري تلويزيون حاوي گزارش هاي زنده اي از تصاوير تكان دهنده از خشونت و مرگ در نيواورلئان بود , صحنه هايي كه گزارش چاپ شده اداره سرشماري قادر به نمايش آنها نبود.
اين تصاوير جهان را به لرزه درآورد و ضمن آن كه بسياري از آمريكاييان را شرمسار كرد , باعث شد ميان اين كشور با وضعيت موجود در كشورهاي در حال توسعه از سومالي و آنگولا گرفته تا بنگلادش مقايسه صورت گيرد.
تصاوير پخش شده از نيواورلئان سياه پوستان فقيري را نشان مي داد كه براي دريافت كمك گدايي مي كردند و اين در حالي بود كه اغلب امدادگراني كه بالاخره به اين منطقه رسيدند , سفيد پوست بودند.
24,7 درصد از سياه پوستان آمريكا در فقر زندگي مي كنند كه اين ميزان تقريبا دو برابر نرخ كلي فقر در تمام نژادها است .
در شهر نيواورلئان كه بيشتر اهالي آن سياه پوست هستند اختلاف سفيدپوستان و سياهپوستان به اين گونه خود را نشان داد كه افرادي كه خودرو و پول داشتند كه اغلب سفيد پوست بودند از سيلاب فرار كردند درحاليكه بيش از يكصد هزار تن از سياه پوستان بدون خودرو در اين شهر سيل زده گرفتار شدند.
براي برخي از مفسران همچنان اين سوال مطرح است كه آيا اين بحران نشانگر آن است كه جدايي سياسي , يا همان آپارتايد به سبك آمريكايي كه رسما با تصويب « قانون حقوق مدني » در سال 1964 ملغي شد , فقط چهره عوض كرده و جاي خود را به جدايي اقتصادي داده است تصاوير تلويزيوني چنان نشان مي داد كه گويي سياه پوستان فقير آمريكا در يك بخش و سفيد پوستان ثروتمند در بخش ديگري از شهر زندگي مي كنند.
در برخي ديگر از شهرهاي آمريكا از جمله نيوآرك , فيلادلفيا , ديترويت , آتلانتا , بالتيمور , سنت لويس , اوكلند , ميامي و خود پايتخت آمريكا نيز چنين تقسيماتي وجود دارد. بگونه اي كه رانندگي از كاخ سفيد تا مركز فقيرترين محله اين شهر به نام آناكستيا تنها ده دقيقه زمان مي برد اما تفاوت اين دو منطقه چنان است كه گويي اين دو در دو جهان متفاوت هستند.
اما صحنه هاي از نيواورلئان كه سياه پوستي را مترادف با فقر نشان مي دهد , تمام واقعيات موجود را حكايت نمي كند زيرا تعداد سفيد پوستان فقير در آمريكا سه برابر سياه پوستان است و نرخ فقر در ميان آنان نسبت به سياه پوستان و اسپانيولي زبان ها با سرعت بيشتري افزايش يافته است .
كارشناسان آكادميك همچنين اعلام مي كنند كه ارقام اعلام شده از سوي دولت به دليل كهنه و قديمي بودن معياري كه در اين زمينه به كار مي رود , فقر در آمريكا را حداقل نشان مي دهد.
در واقع فرمول تعيين سطح فقر در سال 1963 با اين فرض پايه ريزي شد كه يك سوم از بودجه يك خانواده متوسط صرف هزينه آذوقه مي شود. اما اين فرمول ديگر صدق نمي كند چرا كه مسكن به بزرگترين هزينه تبديل شده و دهها هزار نفر از « فقيران شاغل » , يعني افرادي كه با حداقل حقوق و يا نزديك به آن زندگي مي كنند , ناگزيرند در خودروها يا تريلي ها زندگي كنند و يا در دوران بلندمدت در متل ها يا پناهگاهها اقامت جويند.
خبرگزاري جمهوري اسلامي
مساله فقر در جامعه آمريكا دوباره مطرح شده است با اينحال , حتي افراد خوشبين نيز اميد چنداني ندارند كه شمار فقرا به زودي كاهش پيدا كند.
« متاسفانه بسياري از آمريكايي ها , برخي به دليل فقر و برخي به دليل رنگ پوست و بسياري از آنان به هر دو دليل , بدون اميد زندگي مي كنند. اين دولت جنگ بي قيد و شرط عليه فقر اعلام مي كند » .
24,7 درصد از سياه پوستان آمريكا در فقر زندگي مي كنند كه اين ميزان تقريبا دو برابر نرخ كلي فقر در تمام نژادها است .
تعداد سفيد پوستان فقير در آمريكا سه برابر سياه پوستان است و نرخ فقر در ميان آنان نسبت به سياه پوستان و اسپانيولي زبان ها با سرعت بيشتري افزايش يافته است .