روزنامه جمهوري اسلامي 24/08/1384 صفحه هنر و ادبيات
تاثير فرهنگ و تمدن اسلام و ايران بر تمدن غرب


سخنراني دكتر علي اكبر ولايتي در پنجمين همايش چهره هاي ماندگار
اشاره :
چهره هاي ماندگار عنوان همايشي است كه هر ساله در تجليل از فرهيختگان و چهره هاي فرهنگي و علمي ايران توسط سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران برگزار و مراسم آن از رسانه ملي بصورت مستقيم پخش مي گردد. اين همايش كه پنجمين سال برگزاري خود را پشت سر مي گذارد شب يكشنبه گذشته مورخه 84,8,22 با معرفي 25 چهره ماندگار در عرصه هاي مختلف فرهنگي و علمي برگزار گرديد. اگر چه اين كار في نفسه بسيار خوب و مبارك است , اما در اين دوره متاسفانه از چند چهره ناصالح تجليل به عمل آمد كه جاي اين سئوال را در ذهن عده اي از دلسوزان و دوستداران علم و فرهنگ اين مرز و بوم ايجاد كرده است كه چرا گروه تحقيق اين همايش در انتخاب , با دقت و ذكاوت بيشتري عمل نكردند !
در ميان 25 شخصيت فوق الذكر از شخصيت علمي وفرهنگي دكتر علي اكبر ولايتي نيز تجليل به عمل آمد. ايشان جداي از شخصيت سياسي داراي فوق تخصص بيماريهاي عفوني اطفال مي باشد و تاكنون در عمر علمي خويش 18 سمت علمي داشته و 33 اثر از او به چاپ رسيده است و داراي مرتبه هيئت علمي , استاد قطعي پايه 22 مي باشد .
وي در آغاز اين همايش به ايراد سخن پرداخت كه متن آن به لحاظ ويژگي هائي كه دارد در « صفحه فكر و فرهنگ » از نظر شما مي گذرد.


بسم الله الرحمن الرحيم . با عرض سلام حضور اساتيد , فرهيختگان , حضار گرامي و بينندگان عزيز
برگزاركنندگان محترم اجلاس , از اينجانب خواسته اند كه در اين فرصت محدود , مطالبي پيرامون تاثير فرهنگ و تمدن اسلام و ايران بر تمدن غرب عرض كنم , البته تصديق مي فرمائيد كه بايد بحر را در كوزه اي كنيم ولي بايد گفت :
آب دريا را اگر نتوان كشيد
هم بقدر تشنگي بايد چشيد
اين سخن كوتاه پاسخي اجمالي به يك شبهه اساسي القا شده به مردم ما , بخصوص نسل جديد و تحصيل كرده است و آن اين است كه ظاهرا پيشرفت هاي عظيم و محيرالعقول بشريت مرهون هوشمندي و تلاش مجدانه غربيان است كه از يونان و رم شروع شده , در قرون وسطي به دليل اقتدار مذهبي مسيحيت متوقف گرديده و پس از رنسانس و به يكسو نهادن مذهب , مجددا " در شاهراه ترقي افتاده و مشرق زمين بطور عام و جهان اسلام بطور خاص همواره جيره خواران فضائل ملل غربي بوده اند.
اين نوع برداشت القائي , موجب مي شود كه ما اعتماد به نفس را از دست بدهيم و از مسلمان بودن و ايراني بودن خود احساس سرافكندگي كنيم . ولي صريحا عرض مي كنم كه اين چنين نيست . بلكه بررسي دقيق و بي طرفانه تاريخ علوم نشان مي دهد كه مسلمانان , بخصوص ايرانيان , نقش بسيار اساسي در توسعه و پيشرفت علم و انتقال آن به غرب داشته اند. يكي از طرق اثبات چنين مدعائي بررسي آرا علمي پذيرفته شده و آثار مكتوب ترجمه شده دانشمندان ما در كشورهاي غربي است .
1 ـ در طي قرون متمادي , 134 مترجم برجسته اروپائي كتاب ها و رسائل علمي دانشمندان اسلامي و ايراني را به لاتين ترجمه كردند و فقط يكي از اين مترجمين 70 اثر مكتوب را از عربي به زبان لاتين برگردانده بود .
2 ـ در اروپا , بر ترجمه لاتيني كتاب طبي « المنصوري » محمد زكرياي رازي 30 تفسير و شرح نوشته شده كه سيزده مورد آن به چاپ رسيده است .
3 ـ لالاند , يكي از اخترشناسان نامدار سده هيجدهم فرانسه , ابوعبدالله محمد بن جابر بتاني را يكي از بيست منجم نامدار جهان به شمار آورده است . پلاتوي تيوليائي آثار متعددي را در زمينه هاي گوناگون چون نجوم , رياضي , هندسه و فلسفه , از عربي به لاتين ترجمه كرده كه مهمترين آنها كه اثر بسيار مهمي بر سير تكاملي علوم برجاي گذاشته , ترجمه او از زيج صابي نوشته بتاني است . بتاني 600 سال قبل از كوپرنيك به حركت وضعي زمين پي برده بود.
4 ـ كارادووو مي گويد :
« مسلمانان استفاده از رموز حسابي را به جهان آموختند. جبر را به صورت علمي مستقل و دقيق درآوردند. واضع مثلثات ساده و فضائي هستند و اساس هندسه تحليلي را پايه ريزي كردند. منحني را در علم مثلثات سطحي و كروي وارد نمودند. سينوس را به جاي وتر استعمال كردند. علم جبر را بر هندسه تطبيق دادند و معادلات درجه چهارم را حل كردند و در علم مخروطات , تحقيقات عميقي را آغاز نمودند. »
5 ـ گوشون درباره مقام علمي ابن سينا در غرب مي نويسد :
« ما رساله اي درباره فلسفه قرون ميانه پيدا نمي كنيم كه در آن نسبت به ابن سينا تعريف و تمجيد نشده باشد و هرچه بيشتر در اين باره بررسي مي شود , اين حقيقت واضح تر مي گردد كه نه تنها فلاسفه اروپائي از آرا و افكار وي بهره مند شده اند , بلكه محقق مي شود كه او يكي از بنيان گذاران فكري اروپائيان به شمار مي آيد. »
6 ـ ويل دورانت درباره جلوه هاي فلسفي ابن سينا مي نويسد :
« فلسفه مابعدالطبيعه او خلاصه مطالبي است كه متفكران مسيحي دو قرن بعد از وي به آنها دست يافتند و توانستند مكاتب مختلف را در فلسفه اسكولاستيك كه شبيه علم كلام در بين مسلمين است , هماهنگ كنند. فراواني و عمق نفوذ افكار ابن سينا در نزد بعضي از فلاسفه ميانه , حيرت انگيز است . »
7 ـ راجر بيكن , او را بزرگترين استاد فلسفه پس از ارسطو مي شناسد .
8 ـ در حوزه پزشكي , ماكس مايرهوف مي گويد :
« كتاب قانون ابن سينا در اواخر قرن پانزدهم , 16 بار و در قرن شانزدهم بيش از 20 بار چاپ شد . تفسيرهائي كه بر اين كتاب به زبان لاتين و عبري نوشته شده , بي شمار است . شايد هيچ كتابي در علم طب , به اندازه آن رواج نداشته باشد. »
9 ـ گوستاو لوبون مي گويد :
« كتاب هاي (پزشكي ) ابن سينا به بيشتر زبان ها ترجمه شده و تا شش قرن كتابهاي مرجع علم پزشكي بود و در دانشگاه هاي فرانسه و ايتاليا تنها كتاب هاي متن درسي , همان كتاب هاي ابن سينا بود و در دانشگاه مون پليه , تا پنجاه سال پيش , تدريس مي شده است . »
10 ـ كاستيليوني , استاد تاريخ طب در ايتاليا درباره كتاب الجدري والحصبه رازي مي گويد : « اين كتاب نخستين اثر پژوهشي و دقيقي است كه ما درباره بيماريهاي عفوني مي شناسيم . » ترجمه اين كتاب نزديك به چهل بار در شهرهاي بال سوئيس , گوتينگن آلمان , لندن و پاريس چاپ شده است .
11 ـ علي بن عباس اهوازي , از اعاظم اساتيد پزشكي تاريخ ايران , در كتاب طب الملكي خود , كه كتاب جامعي در پزشكي نظري و علمي است و در سال 1127 ميلادي به زبان لاتين ترجمه و در سال 1523 در شهر ليون فرانسه به چاپ رسيده , اشتباهات بقراط و جالينوس را در علم پزشكي اثبات كرده است .
12 ـ كتاب عظيم ابوالقاسم زهراوي , كه از پيشكسوتان بزرگ علم جراحي است , تحت نام التصريف لمن عجز عن التاليف , توسط گراردكرمونائي به لاتين ترجمه شد و مدت چند قرن مورد استفاده غربيان بود.
13 ـ ابن بيطار اندلسي , جامع ترين كتاب داروئي را تحت نام كتاب جامع المفردات الادويه والاغذيه نوشت كه در آن حدود 1300 قلم از مفردات داروئي را معرفي كرد. درحاليكه كتاب حشائش ديوسقوريدوس يوناني فقط حاوي نام 500 قلم از مفردات داروئي بود . اين كتاب , نقش به سزائي در بسط علم داروشناسي , در اروپاي قرن سيزدهم ايفا كرد.
14 ـ از چهره هاي بي بديل مسلمانان در فيزيك و مكانيك , حسن بن هيثم بصري است وي بيش از پنجاه كتاب و رساله , در رياضيات , فيزيك , مكانيك و طب نوشته است . راجر بيكن , لئوناردو داوينچي و يوهان كپلر از كتابهاي او استفاده كردند. او چگونگي انكسار نور را در اجسام و مايعات اندازه گرفت و به طور نظري , عدسي را پيشنهاد كرد كه سه قرن بعد در ايتاليا ساخته شد. اشتباه اقليدس را در فرضيه اش درباره عمل رويت چشم اثبات كرد. پيرروسو نويسنده كتاب مهم تاريخ علوم درباره ابن هيثم مي نويسد :
« كتاب او براي اولين بار درباره نور توصيف صحيحي از ساختمان چشم انسان مي كند و قسمت هاي مختلف مخاط خارجي , قرنيه , شبكيه و عنبيه و افزون بر اين , اصول اطاق تاريك را (كه از مباني فيزيك رويت است ) شرح مي دهد. »
15 ـ ابوسعيد سجزي , اخترشناس قرون چهارم و پنجم هجري , چند قرن قبل از كوپرنيك براساس اين اعتقاد , كه زمين به دور خورشيد مي چرخد اصطرلاب زورقي را ابداع كرد.
16 ـ غياث الدين جمشيد كاشاني از بزرگترين علماي علم حساب و كاشف حقيقي كسر اعشاري , در قرون هشتم و نهم هجري , رابطه بين محيط دايره و قطر آن را تعريف كرد و براي اولين بار عدد « پي » را تا 16 رقم اعشار محاسبه نمود و در بوجود آوردن زيج الغ بيگي نقش اساسي داشت كه ترجمه آن در قرون 17 و 19 در لندن و پاريس منتشر و مورد استقبال و تحسين قرار گرفت .
17 ـ واسكادوگاماي پرتغالي با راهنمائي دريانوردي از جهان اسلام , يعني احمد بن ماجد , دماغه اميدنيك را دور زد.
18 ـ سليمان سيرافي , 5 قرن قبل از ماركوپولو , راههاي دريائي هندوچين را شناسائي كرده بود.
19 ـ ادريسي , جغرافي دان و مورخ بزرگ اسلامي در نيمه سده دوازدهم ميلادي از رواج كاربرد قطب نما در ميان مسلمانان سخن گفته , در حاليكه در قرن سيزدهم , اروپائيان هنوز از چنين وسيله اي استفاده نكرده بودند.
20 ـ با حسرت از اينكه به دليل محدوديت وقت , در مورد اثرگزاري هاي ارزشمند ديگر بزرگان و نام آوران عرصه علم و ادب و فرهنگ و عرفان و فلسفه اسلام و ايران چون يعقوب بن اسحق كندي , ابونصر فارابي , ابوالوفا بوزجاني , خواجه نصيرالدين طوسي , قطب الدين شيرازي , ابوريحان بيروني , حكيم عمر خيام نيشابوري , ابن نفيس دمشقي , حكيم ابوالقاسم فردوسي , شيخ مصلح الدين سعدي , جلال الدين محمد بلخي , خواجه شمس الدين محمد حافظ , صدرالمتالهين شيرازي و شيخ بهاالدين جبل عاملي , سخني نمي توانيم گفت كلام را به پايان مي بريم و عرض مي كنيم
شرح اين هجران و اين خون جگر
اين زمان بگذار تا وقت دگر
و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمين .
از چهره هاي بي بديل مسلمانان در فيزيك و مكانيك , حسن بن هيثم بصري است وي بيش از پنجاه كتاب و رساله , در رياضيات , فيزيك , مكانيك و طب نوشته است . راجر بيكن , لئوناردو داوينچي و يوهان كپلر از كتابهاي او استفاده كردند
مسلمانان استفاده از رموز حسابي را به جهان آموختند. جبر را به صورت علمي مستقل و دقيق درآوردند. واضع مثلثات ساده و فضائي هستند و اساس هندسه تحليلي را پايه ريزي كردند. منحني را در علم مثلثات سطحي و كروي وارد نمودند
كتاب هاي (پزشكي ) ابن سينا به بيشتر زبان ها ترجمه شده و تا شش قرن كتابهاي مرجع علم پزشكي بود و در دانشگاه هاي فرانسه و ايتاليا تنها كتاب هاي متن درسي , همان كتاب هاي ابن سينا بود و در دانشگاه مون پليه , تا پنجاه سال پيش , تدريس مي شده است