روزنامه جمهوري اسلامي 21/08/1384 صفحه امام
كتاب ; معرفت و حركت




علي معصومي (وزوايي )
به مناسبت فرارسيدن هفته كتاب
معجزه آخرين پيامبر خدا حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله , « قرآن » است كه برترين , پرمحتواترين , بنيادي ترين و مقدس ترين كتاب در كل تاريخ بشر است . اگر مسلمانان در تعاليم ديني خود هيچ سفارشي و هيچ تاكيدي بر مطالعه كتاب نداشته باشند , همين كه معجزه پيامبرشان « كتاب » است , بايد با الهام از همين موضوع , پيشروترين اقوام و پيشروترين انسان ها در عرصه مطالعه و كتابخواني باشند. در حالي كه پشتوانه انگيزه و شوق مسلمانان به كتابخواني و مطالعه , به همين موضوع ختم نمي شود و علاوه بر اينكه معجزه رسول اكرم , « كتاب » است , هم در اين كتاب مقدس (قرآن ) و هم در روايات معصومين عليهم السلام , در وهله اول سفارش هاي بسيار فراوان درباره مطالعه مكرر و مستمر قرآن و تدبر در آن شده است , و در وهله هاي بعد نيز به طور مستقيم و غيرمستقيم , مطالعه كتاب هاي مفيد مورد تاكيد واقع گرديده است .
اگر به سيره امام خميني بنگريم , مشاهده خواهيم كرد كه ايشان به اين بعد از سفارش هاي تعاليم اسلام نيز مثل ساير ابعاد ديگر , كاملا عمل كرده و پيشرو مطالعه , تحقيق و كتابخواني بوده است .
امام خميني مثل همه علما و دانشمندان تاريخ , مطالعه و كتابخواني را به عنوان يكي از مهم ترين راه هاي كسب معرفت و پيمودن راه تكامل برگزيد و با ياري گرفتن از راه هاي ديگري مثل سلوك و تكاپوي فكري , سلوك و تكاپوي عرفاني و معنوي , توجه و عمل دقيق به تعاليم قرآني و روايي و سيره اوليا , به مرحله و مقامي كه شايسته اش بود , دست يافت .
در اينكه مطالعه و خواندن كتاب هاي مفيد , يكي از برترين ابزار تحصيل معرفت و كسب دانش و آگاهي است , هيچ كس شك ندارد و همه كساني كه خواسته اند در عرصه معرفت و كسب دانش و آگاهي به مراحل و جايگاه هايي برسند , بدون ترديد , مطالعه و كتابخواني را به عنوان يكي از برترين راه ها برگزيده اند. بنابراين , امام خميني در انتخاب اين راه با ديگر علما و دانشمندان تفاوت چنداني ندارد. آنچه امام خميني را در اين زمينه با ديگران متفاوت مي كند اين است كه ايشان به مطالعه و كتابخواني فقط به عنوان ابزاري براي كسب معرفت و راهي براي رسيدن به درجات روحي و دانش افزايي و كسب ساير مراتب حاصل از مطالعه و... نمي نگريستند بلكه مطالعه و كتاب را ابزار و زمينه ساز حركت همه جانبه براي انسان مي دانستند. به عبارت ديگر , از نظر امام خميني , مطالعه و كتابخواني , هم ابزار معرفت و هم زمينه ساز حركت است و اگر كسي بعد حركت آفريني كتاب و مطالعه را ناديده بگيرد , مثل اين است كه پرنده اي را با يك بال تصور كند و پرنده يك بال را ببندد. پرنده اي هم كه يك بال دارد , چيزي غير از سكون و چسبيدن دائمي به زمين و در نهايت , زير دست و پا له شدن , سرنوشت ديگري در انتظارش نيست . آنهايي هم كه بعد حركت آفريني كتاب و مطالعه را در نظر نمي گيرند و گمان مي كنند تا آخر عمر بايد در گوشه اي آرام بنشينند و فقط به مطالعه و كتابخواني هاي سكون آور مشغول شوند و از كتاب و مطالعه در جهت حركت آگاهانه در بطن جامعه و عرصه هاي پرتكاپوي زندگي سياسي و اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي و جهادي و.... بهره نبرند , درست مثل همان پرنده يك بالي هستند كه سرنوشتي غير از پايمال شدن در بين دست و پاي ديگران ندارد.
نظر امام خميني درباره بعد حركت آفريني كتاب و مطالعه , همان نظري است كه درباره قرآن كريم به عنوان برترين و مقدس ترين كتاب تاريخ بشر دارند. امام خميني در اين باره مي فرمايد : قرآن كريم , كتاب تحرك است ; تحرك از طبيعت به غيب , تحرك از ماديت به معنويت , تحرك در راه عدالت , تحرك در راه برقراري حكومت عدل .... (1 ) قرآن كتاب انسان سازي است , قرآن كتاب انسان متحرك است ... (2 )
قرآن كتابي است كه از آن تحريك بيشتر استفاده مي شود تا چيزهاي ديگر , قرآن كتابي است كه مردم را حركت داده است از خمودي , حركت داده و با همه طاغوت ها درانداخته است . (3 )
از نظر امام خميني , قرآن در راس همه كتاب ها مي باشد. (4 ) بنابراين , الگوي همه كتاب ها است و كتاب هاي ديگري كه مي خواهند مفيد و سازنده و تحرك آفرين باشند , هيچ گاه نبايد اين الگوي كامل و بي نظير الهي را از نظر دور بدارند; همان طور كه انسان ها نيز در راه تكامل و سعادتمندي , هرگز نبايد الگوهاي كامل انساني (معصومين و انسان هاي كامل ) را فراموش كنند.
بدون ترديد , ديدگاه امام خميني درباره ساير كتاب ها نيز شبيه همان ديدگاهي است كه درباره قرآن دارند. بنابراين , مي توان چنين بيان كرد كه از ديدگاه امام خميني , كتابي مفيد است كه تحرك آفرين باشد; از جامعه و مردم , رخوت زدايي كند; خوانندگان را به تكاپو در عرصه هاي مفيد و سازنده تشويق نمايد; سبب ساخته شدن و تكامل انسان بشود; انسان ها را در برابر ستم ستمگران و طاغوت هاي كوچك و بزرگ حساس و متحرك نمايد; انسان ها را به تحرك در راه برقراري عدالت و جامعه سالم وادار كند; بشر را از ماديت به سوي معنويت و از خصلت هاي بد به سوي خصلت هاي خوب , حركت بدهد; تلاش براي برقراري حكومت عدل را در صدر دغدغه هاي خوانندگان خود مطرح نمايد; گريز از طبيعت حيواني به سوي تكامل انساني را تشويق كند و....
بنابراين , معادله اي كه امام خميني درباره « مطالعه و كتابخواني » از يك سو و « كتاب » از سوي ديگر دارند اين است كه همان طور كه بايد كتاب ابزار و زمينه ساز معرفت و حركت باشد , كتابخوان و مطالعه گر و محقق نيز بايد كتاب را هم براي دستيابي به معرفت و آگاهي بخواند و هم اين كه معرفت و آگاهي حاصل از مطالعه و تحقيق را در وجود خود , ذخيره سازي بي حاصل و غيرمفيد ننمايد و آنچه را تحصيل كرده است در راه حركت هاي آگاهانه و سازنده به كار بگيرد; زيرا اگر چنين نكند , حداكثر اين مراتب وجودي و فايده اش است كه كتابخانه جانداري است كه در گوشه اي افتاده است . الگو نيز در اين زمينه , قرآن و قرآن خوان است ; يعني همان طور كه قرآن كتاب حركت است و براي حركت مردم و تكاپوي آن ها در جهات خير و مفيد آمده است و قرآن خوانان نيز قاعدتا بايد انسان هاي پرتكاپور باشند , درباره ساير كتاب ها و كتابخوان ها نيز همين معادله بايد رعايت گردد و كتاب ها صرفا براي كتابخانه جاندار شدن شخص مطالعه كننده و يا صرفا براي اقناع روحي كتابخوان , وقت گذراني و... خوانده نشود.
در ميان عالمان و دانشمندان , كسي را نمي يابيم كه مثل امام خميني توانسته باشد بعد معرفتي و حركتي مطالعه و تحقيق را در هم بياميزد. به عبارت ديگر , هيچ كس مثل امام خميني موفق نشد كه از « كتاب » و « مطالعه » براي تحصيل معرفت و حركت بهره ببرد. همان طور كه مي دانيم , امام خميني در همان حال كه از بزرگ ترين فقيهان و از مشهورترين عالمان و برجسته ترين فيلسوفان و عارفان و.. بود , بزرگترين حركت انقلابي و سياسي و اجتماعي و فرهنگي تاريخ معاصر ايران و جهان اسلام را نيز رهبري كرد , يعني اينكه ايشان در حالي كه درياي عظيمي از مطالعه . تحقيق و تدريس در حوزه هاي مختلف علمي را پشت سر داشتند و تقريبا همه كتاب هاي حوزه فقه , عرفان , فلسفه و... را طي سال ها مطالعه محققانه كرده و از نظر گذرانده بودند و تاليف كتب بسياري را نيز در كارنامه داشتند , همه را در خدمت حركت بزرگي به نام انقلاب اسلامي و جنبش جهاني اسلام قرار دادند (5 ) و جريان بسيار پر تحرك و دامنه داري را آغاز و رهبري كردند.
اين بعد از وجود امام خميني كه ايشان عالمي بسيار پرتحرك بودند و از جايگاه يك فقيه بزرگ و يك دانشمند و فيلسوف و عارف برجسته حركت بسيار بزرگي پديد آوردند و آن را هوشمندانه رهبري كردند , بر كسي پوشيده نيست و تمام مردم جهان نام او را به عنوان يك رهبر جريان ساز و يك سياستمداري كه جنبش گسترده و بزرگي را رهبري كردند , به خوبي شنيده اند. ولي شايد اين بعد امام خميني كه ايشان فردي بسيار مطالعه بودند وكم ترين فرصتي كه به دست مي آوردند , به مطالعه در زمينه هاي مختلف مي پرداختند , كم تر مطرح شده باشد. به همين جهت در اين جا به اختصار و اشاره , پيرامون اين بعد امام خميني مطالبي مي آوريم .
درباره پرمطالعه بودن امام خميني , خاطرات و حكايت هاي متعددي وجود دارد. يكي از نزديكان امام خميني در اين باره مي گويد : تاآنجا كه من به ياد دارم . امام هميشه مشغول مطالعه بودند... امام را از موقعي كه به ياد دارم , ميان كتابهايشان مي ديدم . گاهي اوقات كه براي امام چاي مي بردم , به قدري كتاب در اطراف امام بود كه ايشان را نمي ديدم . امام اكثر اوقات در خانه بودند و هميشه مطالعه مي كردند. فقط يك ساعت و نيم به غروب مانده براي تدريس از منزل خارج مي شدند ... (6 )
يكي از شاگردان امام خميني مي گويد : مكرر مي شد كه صبح تا ظهر خدمت امام در اتاق مي نشستم و امام تا سر ظهر مطالعه مي كردند و يك كلمه حرف نمي زدند , مگر اينكه از ايشان سئوالي مي شد كه به اندازه سئوال , جواب مي دادند. جز اذان ظهر , هيچ چيز مانع مطالعه ايشان نمي شد. الله اكبر اذان كه شنيده مي شد , امام قلم را زمين مي گذاشتند و آماده نماز مي شدند . (7 )
شخص ديگري در اين باره مي گويد : امام خميني در مطالعاتشان آن قدر جدي ومنظم بودند كه هيچ چيز باعث تعطيل شدن مطالعاتشان نمي شد . (8 )
در خاطراتي كه پيرامون امام خميني نقل شده است , چنين مي خوانيم كه ايشان در بحراني ترين و سخت ترين اوضاع نيز مطالعه خود را ترك نمي كرد.
چند نفر از شاگردان و ياران امام خميني مشتركا اين خاطره را نقل كرده اند كه امام خميني حتي در روز تشييع جنازه فرزند شهيدشان (آيت الله سيد مصطفي خميني ) نيز طبق روال معمول مطالعاتشان را ترك نكردند و در همان روز تشييع , ده ها صفحه از كتاب هاي مختلف را مطالعه كردند . (9 )
يكي از ياران امام خميني در اين باره كه ايشان حتي در اوج انقلاب سال 1341 و 1342 مطالعه را كنار ننهادند , چنين مي گويد :
يك روز صبح زود , در بين راه كه مي رفتم ـ قبل از حادثه فيضيه و نزديك عيد اعلاميه هايي را ديدم كه به در و ديوار زده بودند. در آن اعلاميه ها كه از ساواك بود و بانامهاي مختلفي از قبيل جبهه ملي , جمعيت زنان و... بر در و ديوار چسبانده بودند با فحشهاي ركيكي به امام توهين شده بود. با ديدن اين اعلاميه ها به شدت ناراحت شدم . به هرحال به منزل امام رفتم , در آنجا متوجه شدم كه بعضي از افراد هم از اين اعلاميه ها به آنجا آورده اند. در حالي كه خيلي ناراحت بودم به آقاي صانعي گفتم , با امام كار دارم . آقاي صانعي آمدن مرا به اطلاع امام رساند و دقايقي بعد امام فرمودند : « بياييد تو » . وقتي خدمت امام رسيدم , ديدم ايشان جهت درس دادن , مشغول مطالعه هستند. اين موضوع براي من قدري عجيب آمد كه توي اين گير ودار و در اين اوضاع و احوال , در حالي كه مسائل اين قدر به هم پيچيده شده و با وجود اين اعلاميه ها كه همه ما را به شدت ناراحت كرده است , چگونه امام بر اعصابشان مسلطند و به مطالعه مي پردازند. آن هم كتابي كه جزو متون درسي نبود. كتابي كه ايشان مطالعه مي كردند , كتابي بود كه مثلا يكي از علما راجع به يك بحث , مطلبي نوشته بود و امام آن را مطالعه مي كردند كه بيايند آن مطلب را بحث كرده و رد بكنند. من از اين روحيه عجيب امام در چنين حالتي كه ما اصلا نمي توانستيم به كتاب نگاه بكنيم اما ايشان با كمال آرامش مشغول مطالعه بودند , تعجب كردم . (10 )
موضوع ديگر , گستردگي و تنوع مطالعاتي امام خميني است . امام خميني گذشته از مطالعه در حوزه علوم ديني , فلسفي و عرفاني , در ساير حوزه ها مثل تاريخ , سياست , ادبيات و شعر. داستان و...) و حوزه مسائل اجتماعي نيز مطالعات پيوسته و منظم داشتند.
آيت الله موسوي اردبيلي , مرحوم آيت الله خلخالي و تعداد ديگري از شاگردان و پيروان امام خميني , خاطراتي از گستردگي مطالعات امام خميني نقل كرده وچنين گفته اند كه امام خميني حتي كتاب هاي مخالفين را مي خواند تا از نوع برداشت ها و چگونگي فضاي فكري آن ها , آگاه شود . (11 )
گذشته از آنكه امام خميني به مطالعه كتاب هاي گوناگون اهتمام داشت و در اين كار نظم ويژه اي نيز برقرار كرده بود , به روز بودن مطالعات ايشان نيز شهرت داشت . امام خميني علاوه بر اينكه به مطالعه مستمر كتاب هاي مشهور قديم و آثار ارزشمند گذشتگان همت نشان ميداد , آثار و كتاب هاي تازه تاليف را نيز تا جايي كه فرصت مي يافت , مطالعه مي كرد. حتي ايشان در آن زمان كه مطالعه روزنامه در حوزه مرسوم نبود , روزنامه ها را مطالعه مي كرد.
سخن ديگر اينكه امام خميني از استاداني بود كه پيش از هر تدريسي , ساعت ها مطالعه مي كرد. در اين باره كه امام خميني پيش از تدريس , پيرامون موضوع درس , كاملا و به طور جامع مطالعه و تحقيق مي كرد. مطالب و خاطرات فراواني وجود دارد و مي توان گفت كه هر يك از شاگردان امام خميني , به تنها خاطره و يا خاطراتي در اين باره دارند. بنابراين , در اين جا فقط به دو نمونه اشاره مي كنيم . آيت الله هاشمي رفسنجاني در اين باره مي گويد :
امام در درسشان واقعا جدي بودند , يعني واقعا مطالعه مي كردند و وقتي مي آمدند سر درس , همه ابعاد مساله را از قبل مطالعه كرده بودند و ذهنشان آمادگي كامل براي آن داشت . وقتي سئوالاتي مطرح مي شد و به اصطلاح , طلبه ها اشكال مي كردند , امام با تسلط كامل پاسخ مي دادند. در اين مدت كه من در كلاسهايشان حاضر بودم . يادم نيست موردي اتفاق افتاده باشد كه امام گفته باشند خوب اين مورد را مي روم مطالعه مي كنم بعد جواب مي دهم , نوعا جواب مي دادند. البته اين امر جهت ديگري هم دارد و آن , حاضر جوابي امام و هوش فوق العاده ايشان بود . (12 )
آيت الله سيدعباس خاتم يزدي نيز در اين باره چنين مي گويد :
يكي از روش هاي جالب امام در تدريس اين بود كه قبل از درس دادن مدتي ملاقاتهاي خود را كاملا تعطيل مي كردند و به كسي اجازه ملاقات نمي دادند. بلكه به هيچ كاري جز مطالعه مشغول نبودندو همچنين پس از تمام شدن بحث نيز براي مدتي ملاقات نداشتند , چون بلافاصله مطالبي را كه فرموده بودند مي نوشتند. اينجانب و آقاي كريمي كه افتخار تصحيح آن نوشتجات را داشتيم در آنها هيچ خط خوردگي نمي ديديم . با اينكه امام مطالب را به زبان عربي مي نوشتند . (13 )
اساسا كيفيت مطالعات امام خميني و روش تدريس ايشان چنان بود كه نه تنها شاگردانش نيز پر مطالعه و محقق به بار مي آمدند بلكه مجلس درس ايشان به گونه اي بودكه روش مطالعه و روش تحقيق را به شاگردان مي آموخت و آن ها را شديدا به مطالعه وادار ميكرد . (14 )
آميختگي ابعاد مطالعاتي و تحركاتي امام خميني به گونه اي بود كه هر گاه ايشان غرق مطالعه مي شد , به سختي قابل تصور بود كه اين شخص همان كسي است كه نه تنها خود جوهر تحرك است بلكه جهاني را به حركت واداشته است . همچنانكه وقتي به تحرك او در عرصه اجتماع و مبارزه نگريسته مي شد , به سختي ذهن مي پذيرفت كه اين شخص , يك ساعت ديگر چنان غرق مطالعه و تحقيق خواهد شد كه گويي كاري غير از مطالعه وتحقيق ندارد.
ماخذ :
1 ـ صحيفه امام , جلد8 , ص 291
2 ـ همان . جلد 3 , ص 348 و 349
3 ـ همان , جلد .4 ص 17 تا 19
4 ـ همان , جلد 3 , ص 217 تا 229
5 ـ در همان سال 1342 كه امام خميني حركت انقلابي و قيام خود را آغاز كردند , به اين موضوع اشاره كردند اعلام نمودند كه تمام قدرت قلمي و علمي خود را در راه انقلاب و قيام به كار خواهند بست (صحيفه امام , جلد اول ص 179 )
6 ـ سلسله موي دوست , ص 206 و 207
7 ـ همان , ص 205 و 206
8 ـ ستاره اي كه درخشيد , جلد2 , ص 18
9 ـ سلسله موي دوست . ص 93 , .94 118 , 243 , 244 و 245
10 ـ همان . ص 147 و 148 , ستاره اي كه درخشيد , ص 29 و 30
11 ـ سلسله موي دوست , ص 88 , 93 , 94 , 224 , 225 و ...
12 ـ همان , ص 252
13 ـ همان , ص 78
14 ـ همان , ص .11 73 , 81 , 78 , 142 , 153 و ...
در ديدگاه امام خميني , مطالعه و كتابخواني , هم ابزار معرفت است و هم زمينه ساز حركت آگاهانه . اگر مطالعه , حركت آفرين نباشد. ناقص است و هدف مطالعه و كتابخواني تامين نشده است
در ديدگاه امام خميني , كتابي مفيد است كه ضمن افزايش معرفت مخاطبان , اين ويژگي ها را نيز داشته باشد : تحرك آفرين باشد و ازجامعه و مردم رخوت زدايي كند. خوانندگان را به تكاپو در عرصه هاي مفيد و سازنده تشويق نمايد , سبب ساخته شدن و تكامل انسان بشود , انسان ها را در برابر ستم ستمگران و طاغوت هاي كوچك و بزرگ حساس ومتحرك نمايد , مخاطبان را به برقراري عدالت و ساختن جامعه سالم تشويق كند , بشر را از ماديت به سوي معنويت و از خصلت هاي بد به سوي خصلت هاي نيك هجرت دهد , گريز از طبيعت حيواني به سوي تكامل انساني را در صدر فهرست و دغدغه هاي مخاطبان بنشاند و براي آن ها انگيزه هاي قوي در برقراري حكومت عدل به وجود آورد
برنامه مطالعاتي امام خميني به قدري جدي و منظم بود كه هيچ واقعه اي نمي توانست سبب تعطيل شدن برنامه مطالعاتي امام شود. ايشان حتي در روز تشييع جنازه فرزند شهيدشان (آيت الله سيدمصطفي خميني ) برنامه مطالعاتي خودرا بر هم نزد و در همان روز ده ها صفحه از كتاب هاي مختلف را مطالعه كرد . امام در اوج انقلاب سال 1341 و 1342 نيز در حالي كه تمام سازمان هاي تبليغاتي و امنيتي و انتظامي ونظامي رژيم شاه عليه ايشان بسيج شده بود وماموران در پشت درب منزلشان كمين كرده بودند , با آرامش حيرت انگيزي در اتاق خود مشغول مطالعه بود
فقط صداي « الله اكبر » اذان بود كه مي توانست امام خميني را از كتاب و مطالعه جدا كند. مطالعه پيش از تدريس امام به قدري عميق و گسترده بود كه يك ساعت تدريس ايشان از نظر پرمحتوايي برابر با چندين ساعت و حتي چندين روز ديگران بود. علاوه بر اين , روش ايشان به گونه اي بود كه شاگردان را پر مطالعه بار مي آورد و اساسا مجلس درسشان , مجلس آموزش مطالعه و روش تحقيق بود
معجزه آخرين پيامبر خدا حضرت محمدمصطفي (ص ) , « قرآن » است كه برترين , پرمحتواترين , بنيادي ترين و مقدس ترين كتاب در كل تاريخ بشر است . اگر مسلمانان در تعاليم ديني خود هيچ سفارشي و هيچ تاكيدي بر مطالعه كتاب نداشته باشند , همين كه معجزه پيامبرشان « كتاب » است , بايد با الهام از همين موضوع , پيشروترين اقوام و پيشروترين انسان ها در عرصه مطالعه و كتابخواني باشند