
كشته شدن دو نوجوان 15 و 17 ساله آفريقايي تبار بدست
پليس فرانسه , جرقه اي بود بر باروت خشم حاشيه نشين هاي
فقير پاريس نسبت به چند دهه ظلم و ستم دولتمردان اين
كشور , اين دو نوجوان در جريان فرار و مخفي شدن در يك
ايستگاه توزيع برق , دچار برق گرفتگي شدند و به طرز رقت
باري جان باختند. پليس تلاش كرد تا با تكذيب اين جنايت , بر
اعمال غير انساني خود سرپوش بگذارد اما مردم خشمگين در
يك تظاهرات خونين به اماكن عمومي حمله كرده و تاكنون
هزاران وسيله نقليه و دهها مراكز دولتي را به آتش كشيده اند و
هم اكنون دامنه اين اعتراضات به يازده شهر فرانسه كشيده
شده است .
تظاهر كنندگان , شهروندان آفريقايي الاصل و اكثرا مسلمان
هستند كه پدران و مادران آنها در جريان استعمار سياه فرانسه
بعنوان برده از آفريقا به اين كشور انتقال داده شده اند و طي ده ها
سال بعنوان شهروند درجه دو از حقوق طبيعي برخوردار نبوده
و مورد ظلم و ستم واقع شده اند.
اين ظلم و ستم در زمينه ارائه خدمات بهداشتي و درماني ,
آموزشي و اشتغال كاملا مشهود است و بر اين اساس اين قشر
از جامعه تنها به فعاليت هاي فرودستي مشغول هستند.
ريشه هاي بحران
دو عامل اساسي در بحران فرانسه نقش محوري دارند :
يكي تبعيض نژادي و ديگر تبعيض مذهبي .
تبعيض نژادي
تبعيض نژادي كه در وضعيت تاسفبار معيشتي اين قشر
مظلوم از جامعه فرانسه و معضلات و مشكلات رفاهي آنها
ظهور و بروز پيدا كرده است در واقع در سياست استعماري
فرانسه در الجزاير , مراكش , تونس , هند و چين و سرزمين هاي
ديگري كه پيش تر قلمروي استعمار فرانسوي ها محسوب
مي شده اند , ريشه دارد. سلطه استعماري بر ملتهاي جهان سوم
در يك نگاه روانشناختي اجتماعي موجب نگرش تحقير آميز به
ملتهاي تحت سلطه شده است كه پديده شوم تبعيض نژادي
حاصل چنين نگرشي است . بر اين اساس عليرغم پايان دوران
استعمار كهنه , هنوز غربي ها با ديده متكبرانه به ملتهاي جهان
سوم و در حال توسعه مي نگرند و همين امر سبب شده است كه
مهاجران آفريقايي تبار تحت بدترين نوع تبعيض نژادي واقع
شوند و از حقوق اجتماعي محروم باشند.
برخورد سركوبگرانه و توام با خشونت و تهديد , در پاسخ
به نداي مظلومانه سياهان اين كشور , از نژاد پرستي دولتمردان
فرانسوي سرچشمه مي گيرد و كشوري كه خود را مهد
دموكراسي و آزادي بحساب مي آورد , وزير كشورش تظاهر
كنندگان را اراذل و اوباش و بي سروپا خوانده و سياست
سركوب را در پيش گرفته است .
وزير كشور فرانسه با سو استفاده از سكوت مجامع
بين المللي به اصطلاح حقوق بشر و امريكا و اروپاي مدعي
دموكراسي و آزادي , با جسارت تمام تهديد نموده است كه
تابعيت اين افراد را لغو و آنان را اخراج مي كند. اين حوادث
علاوه بر آنكه انقلاب دموكراسي حقوق اجتماعي و شهروندي ,
جامعه مدني و اومانيسم و ده ها كلمه پرزرق و برق و فريبنده را
از چهره دولت فرانسه كنار زد , پرده از حقايق تلخ تبعيض
نژادي و سركوب و خفقان و بي عدالتي و سرمايه سالاري و فقر
در اين كشور را براي جهانيان آشكار ساخت . اين حقايق ممكن
است سرگذشت همه كشورهاي غربي باشد و دامن همه آنها را
خواهد گرفت و براين اساس برخي مقامات اروپايي , نا
آرامي هاي فرانسه را هشداري براي تمام اروپا دانستند و اعلام
كردند كه ممكن است در هر جايي رخ دهد.
برخي احزاب فرانسوي خواستار استعفاي « ساركوزي »
وزير كشور شدند. اما اين حوادث ريشه دار تر از آنست كه با
عوض شدن مهره اي كنترل شود زيرا ريشه در نظام سكولاريسم
حاكم بر غرب دارد.
حقيقت اين است كه نظام هاي عنكبوتي غربي در درون
خود داراي چالش هاي اساسي است كه بتدريج در حال بروز و
ظهور است و هر يك از اين چالش ها خود زلزله سهمگيني
است كه اندام آنها را به لرزه در مي آورد.
تبعيض مذهبي
خشم مسلمانان حاشيه نشين پاريس علاوه بر اينكه نسبت
به وضعيت اسفبار معيشتي مي باشد , در تبعيض مذهبي ريشه
دارد زيرا مسلمانان فرانسه بيش از هر چيز از اين خشمگين
هستند كه دولتمردان فرانسوي با تبليغات دامنه دار بطور مرتب
از « حومه هاي پر مخاطره » , « بي هويتي » , « اسلامي شدن
فرانسه » , « جنگ تمدنها » و تبليغ خطر اسلام گرايي توسط
رسانه هاي فرانسوي و ممنوعيت نشريات اسلامي و ممنوعيت
احكام اسلامي خصوصا حجاب و معادل قرار دادن اسلام با
افراطي گري و... دست به يك تبعيض مذهبي وسيع عليه
مسلمانان زده اند.
مسلمانان فرانسوي كه جمعيت آنها بين 5 تا 6 ميليون نفر
تخمين زده مي شوند و يك هشتم جمعيت فرانسه مي باشند از
اين خشمگين هستند كه پليس نژاد پرست فرانسه مساجد
مسلمانان را مورد هتك قرار مي دهند و گاز اشك آور به درون
آن پرتاب ميكنند در حالي كه مي بينند اگر اين هتك نسبت به
كليسا يا كنيسه اي انجام مي گرفت بلافاصله وزير كشور خود را
به محل مي رساند و مستقيما از پيروان اين اديان عذرخواهي
مي كرد , اما نسبت به هتك حرمت اماكن مذهبي مسلمانان
اينچنين تبعيض آميز برخورد مي نمايند و نيز هنگامي كه
مي بينند دانش آموز يهودي با عرق چين و دانش آموزي
مسيحي با صليب به مدرسه مي روند اما دختران مسلمان با
حجاب را از مدرسه اخراج مي نمايند , خشم مسلمانان به
جوش ميآيد.
فرانسويان در حالي سالگرد جدايي دولت و كليسا را جشن
مي گيرند كه از دين اسلام بعنوان بزرگترين چالش پيش روي
الگوي سكولار طي صد سال گذشته ياد مي كنند و از طرفي
جوانان بيكار مسلمان را نيروهاي بالقوه جهادي محسوب
مي كنند و همين تصورات موجب شده است كه شديدترين
محدوديت ها را براي مسلمانان ايجاد نمايند و اين در حالي
است كه مسلمانان فرانسه هرگز با سكولاريسم مخالفت
نكرده اند و حتي وقتي هزاران دختر و زن مسلمان عليه
ممنوعيت حجاب به تظاهرات پرداختند با سركردن روسري كه
پرچم فرانسه بود عملا نشان دادند كه بعنوان يك فرانسوي
مي خواهند در رفتار و اعمال ديني آزاد باشند. در حوادث اخير
يك روزنامه فرانسوي از دستگاه اطلاعاتي نقل كرده كه عليرغم
خشم مسلمانان در پرتاب نارنجك اشك آور به مسجدي در
شهرك « كليشي سويوا » اما اسلام بطور كلي نقشي در
ناآرامي هاي اخير نداشته است .
خاستگاه تبعيض مذهبي
اما سئوال اين است كه چرا دولت مردان فرانسه نسبت به
اسلام و حتي مسلمانان سكولار اينچنين حساسيت نشان
مي دهند
پاسخ به اين سئوال را بايد در نگاه دين اسلام به
« لائيسيته » يكي از مباني مهم نظام حقوقي در نظام
سكولاريسم فرانسه جستجو نمود. « لائيسيته » (جدايي دين از
نهاد دولت ) به نهضت فرانسه در سال 1789 باز مي گردد . اين
اصل , جدايي دين از حكومت را لازمه تحقق حقوق اجتماعي ,
جامعه مدني , مردم سالاري و رفاه مي داند تا جايي كه دولت
اين كشور بموجب قانون مصوب در 30 اكتبر 1886 مقرر شد
« كادر اماكن آموزشي لائيك باشند و مظاهر ديني بايد حذف
شود » و با اعلام آزادي عقيده در 9 دسامبر 1905 بطور كلي
عقايد ديني را بصورت يك امر صرفا فردي نهادينه نمود و عملا
از جامعه مدني مذهبي زدايي نموده و قدرت ديني را در
نازل ترين سطح خود تنزل و قدرت سياسي لائيك را در
بالاترين سطح آن ارتقا داد و ارزشهاي مادي جايگاه
اجتماعي يافت و ارزشهاي مذهبي جايگاه خصوصي و
فردي , و راه براي هر اقدامي جهت ارضاي مطالع استعماري
سرمايه داران باز شد و براين اساس در ماده 3 قانون اساسي
1958 فرانسه وارد نمودند كه « فرانسه جمهوري غير قابل
تقسيم , غير مذهبي , دموكراتيك و اجتماعي است . »
هدف از درج ماده 3 در قانون اساسي اين بود كه بتواند از
ظهور قدرت سياسي و اجتماعي مذهب جلوگيري نمايند.
ممنوعيت حجاب و مخالفت با هرگونه تحرك ديني (حتي
سكولار) و نيز تبعيض مذهبي بر اين مبنا استوار است و
عليرغم اينكه شوراي دولتي فرانسه به عنوان عالي ترين مرجع
رسيدگي اداري , استفاده از حجاب اسلامي را به عنوان
جلوه اي از آزادي عقيده تا جايي كه مانعي براي آموزش مبتني
بر لائيسيته نباشد , بلامانع اعلام نمود اما « ژاك شيراك » رئيس
جمهور فرانسه براساس يك لايحه آن را در اماكن آموزشي
پيش از دانشگاه و اماكن دولتي ممنوع نمود.
علت چنين حساسيتي از طرف دولتمردان فرانسوي اين
بود كه بخوبي دريافته بودند كه احكام اسلامي ذاتا داراي هويت
سياسي و اجتماعي است و برخلاف مسيحيت و يهوديت
تحريف شده , قادر نيستند اين هويت را از آن جدا نمايند. براي
نمونه , حجاب صرفا روي سرانداختن پارچه اي بنام روسري يا
چادر نيست بلكه در بطن آن يك چالش جدي نسبت به مباني
سكولاريسم وجود دارد زيرا حجاب مظهر تقيد زن به عفت ,
پاكدامني و حيا است و اين مستلزم نفي « اباحيگري » ,
« ولنگاري » , « تجدد گرايي » و « سنت ستيزي » است .
بنابراين اسلام و احكام آن ذاتا داراي هويت اجتماعي و
سياسي است و در تضاد با لائيسيته و قوانين حقوق مبتني بر
آنست و بر اين اساس فرانسه , كشوري كه خود را مهد آزادي و
دموكراسي قلمداد مي كند حتي يك تحقيق عالمانه و منصفانه
يك زن جامعه شناس و استاد دانشگاه بنام « ماري كلودلوتران »
را درباره « حجاب » را برنمي تابد.
درسي كه مسلمانان بايد بياموزند
در پايان اين مقاله و بر اساس آنچه بيان شد , نظام هاي
غربي با شناختي كه از اسلام دارند با شناخت نسبت به قدرت
سياسي و اجتماعي كه اين دين ميتواند براي مسلمانان بوجود
آورد و نيز با تجربه تاريخي شكست در برابر مسلماناني كه در
سايه اسلام و عمل به آن در مقابل استعمارگري آنان ايستادگي
و مبارزه كرده اند , بخوبي دريافته اند كه يا بايد اسلام را از
ميدان بدر كنند و يا نظام هاي سكولاريستي بايد از ميدان بدر
شوند. بنابراين درسي كه مسلمانان بايد از بحران فرانسه كه
مي رود تا به يك جنبش ضد تبعيض نژادي و مذهبي عليه
دولت فرانسه تبديل شود , بياموزند اين است كه نظام هاي غربي
با ترفندها و توطئه هاي گسترده قصد دارند كه بيداري اسلامي
را سركوب نمايند. همين هدف هم اكنون بوسيله اجماع آمريكا
و اروپا و اذناب آنها عليه جمهوري اسلامي در همه ابعاد دنبال
مي شود.
منابع :
1 ) خبر گزاري مهر
2 ) قانون برخلاف تاريخ , كلودلپاز , ترجمه علي افشار
نادري
3 ) سايت خبري بي بي سي
4 ) خبرگزاري فارس
عليرغم پايان دوران استعمار كهنه , هنوز غربي ها با ديده
متكبرانه به ملتهاي جهان سوم و در حال توسعه مي نگرند و
همين امر سبب شده است كه مهاجران آفريقايي تبار تحت
بدترين نوع تبعيض نژادي واقع شوند و از حقوق اجتماعي
محروم باشند.
حقيقت اين است كه نظام هاي عنكبوتي غربي در درون خود
داراي چالش هاي اساسي است كه بتدريج در حال بروز و ظهور
است و هر يك از اين چالش ها خود زلزله سهمگيني است كه
اندام آنها را به لرزه در مي آورد.
تظاهر كنندگان , شهروندان آفريقايي الاصل و
اكثرا مسلمان هستند كه پدران و مادران آنها در
جريان استعمار سياه فرانسه بعنوان برده از آفريقا به
اين كشور انتقال داده شده اند و طي ده ها سال
بعنوان شهروند درجه دو از حقوق طبيعي
برخوردار نبوده و مورد ظلم و ستم واقع شده اند

|
مروري بر گستاخي دانماركي ها!
|
روزنامه « يولاند پستن » دانمارك در تاريخ 84,7,17 در اقدامي
گستاخانه و بي سابقه به چاپ 12 كاريكاتور موهن كه به پيامبر اسلام
حضرت محمد(ص ) نسبت داده مي شد , مبادرت نمود. بدنبال چاپ
كاريكاتورهاي مزبور , جامعه مسلمانان دانمارك كه با 180000 نفر پيرو
دومين دين بزرگ در آن كشور محسوب مي شوند با انجام تظاهرات چندهزار
نفري , ارسال نامه , فاكس و صدها ايميل به مسئولين دولتي دانمارك و آن
روزنامه , اعتراض يكپارچه خود به اقدام وقيحانه روزنامه مذكور را اعلام
داشتند. دامنه اعتراضات مسلمانان ساكن دانمارك بگونه اي بوده است كه
براي اولين بار در تاريخ آن كشور براي مقابله با هرگونه خطر احتمالي , دفاتر
يك روزنامه (يولاند پستن ) تحت حفاظت پليس قرار گرفت . ضمن اينكه
يك جوان نيز به اتهام تهديد به قتل مسئولين روزنامه مذكور بازداشت
گرديد.
در همين حال سفراي كشورهاي اسلامي در كپنهاك با تشكيل جلسات
متعدد , ضمن درخواست وقت ملاقات با نخست وزير دانمارك براي
اعتراض به اين امر , همچنين با صدور بيانيه اي اقدام روزنامه « يولاند پستن »
را مترادف با اهانت به اديان الهي دانسته و ضمن محكوم كردن عاملين اين
عمل توهين آميز و تفرقه افكنانه , خواهان غذرخواهي رسمي مسئولين آن
روزنامه شدند.
نخست وزير دانمارك « آندرس فوگ راسموسن » با بيان اينكه دانمارك
كشوري با سيستم دمكراسي است و آزادي بيان در آن وجود دارد با
خودداري از ديدار با سفراي كشورهاي اسلامي , بر پيگيري موضوع از طريق
دادگاه تاكيد ورزيد.
اقدام روزنامه « يولاند پستن » كه از جمله مصاديق بارز اهانت به اديان
الهي و پيروان آن بشمار مي رود نه تنها نافي منشور سازمان ملل و بيانيه
اعلاميه جهاني حقوق بشر است بلكه با اصول حاكم بر سيستمهاي متكي بر
مردم سالاري و دمكراسي كه دانمارك به دروغ خود را منطبق با
استانداردهاي آن مي داند نيز در تضاد مي باشد.
جاي تاسف است در حالي كه مقامات دانماركي مي توانستند با مجازات
مسببين توهين به ساحت مقدس حضرت محمد(ص ) خود را از مظان
اتهاماتي چون تلاش براي ايجاد تفرقه و اختلاف بين پيروان اديان و برهم
زدن همگرائي بين مسلمانان با پيروان ساير اديان در آن كشور رها سازند , ره
به بيراهه برده و با فريبكاري و دغلبازي سعي نمودند تا با مرتبط نمودن چاپ
12 كاريكاتور با اصول آزادي بيان و نشر كه زاييده تخيلات ذهن بيمارگونه
آنها از مفهوم دمكراسي و آزادي بيان است , از مسببين اين جنايت بزرگ
حمايت بعمل آورند كه معني ساده آن همانگونه كه در نامه سفراي كشورهاي
اسلامي به نخست وزير دانمارك نيز آمده است « ضديت و مقابله مقامات
دانماركي با اسلام و مقدسات وابسته به آن است » كه عكس العمل متقابل
كشورهاي اسلامي و جوامع مسلمان در اروپا و ساير كشورها در آينده عليه
دانمارك را درپي خواهد داشت .
متاسفانه در اروپا اين تنها كشور دانمارك نيست كه خود را سمبل آزادي
بيان ناميده و از آن بعنوان حربه اي جهت توهين به اديان الهي سواستفاده
مي كند. تحمل پذيري دول اروپائي از آزادي نشر و بيان همان بس كه در
بسياري از اين كشورها انتشار كوچكترين مطلبي در روزنامه ها عليه يهود و
صهيونيسم بالاترين مجازات ها را دربردارد (هنوز حكم دادگاه قرون
وسطائي فرانسه عليه آقاي روژه گارودي از ذهنها پاك نشده است ) , در اين
كشورها پخش فيلمهائي چون « چشمان آبي زهرا » به قطع برنامه هاي
ماهواره اي يك كانال مستقل تلويزيوني مي انجامد , مسلمانان از داشتن
نشريه مستقل در آن كشورها محروم هستند , آنها حق داشتن ايستگاه
راديوئي و كانال تلويزيوني مستقل را ندارند و رسانه هاي آن كشور تحت
سيطره غولهاي رسانه اي وابسته به محافل خاص , همواره مسيري را طي
مي كنند كه از بالا براي آنها ترسيم شده است .
به گفته يكي از دوستان , يك مقام اروپائي در ديداري كه با وي داشت ,
اظهار نموده بود , سيستم رسانه اي ما در غرب مشابهت زيادي با سيستم
رسانه اي كره شمالي دارد. تنها هنر ما اين است كه ما آنرا در قالبهاي حقوق
بشري و آزادي بيان و دمكراسي نشان مي دهيم .
شكل , فرم و بافت رسانه ها در دانمارك نيز دقيقا به همين شكل است ,
لذا به مقامات آن كشور توصيه مي شود همچون كبك سر خود را زير برف فرو
نبرده و سعي ننمايند تا خشم افكار عمومي را با تمسك به شعارهائي چون
آزادي بيان و حقوق بشر و پاك كردن صورت مسئله فروبنشانند. توهين به
پيامبر اسلام (ص ) از سوي هركس , گروه , رسانه و دولتي باشد از نظر عامه
مسلمانان گناهي نابخشودني است . لذا به دولت دانمارك توصيه ميگردد با به
مجازات رساندن عاملين اقدام توهين آميز خود را در معرض اتهام همكاري و
هماهنگي با آنان قرار ندهد. در غيراينصورت اين شايعه مطرح در كپهناگ كه
اقدام روزنامه « يولاند پستن » يك دستور و برنامه دولتي بوده است , از قوت
بيشتري برخوردار خواهد شد.
محمود نعيمي

|
|