بسم الله الرحمن الرحيم
شورش هاي خياباني پاريس و تعدادي ديگر از شهرهاي فرانسه كه اكنون
دومين هفته خود را پشت سر ميگذارد , هرچند پايان بخش وضعيت كنوني
اين كشور نيست و تا چند روز ديگر مهار مي شود , لكن تابلوي گويائي است
كه بر ديوار تاريخ كشوري كه خود را مهد آزادي و دموكراسي و مركز فرهنگي
جهان مينامد و ميداند نصب شده است .
در اين شورش ها صدها نفر دستگير , ده ها نفر زخمي و چند نفر كشته
شده اند و هزاران خودرو به آتش كشيده شده است . با قطع نظر از اين
خسارات و زيانهاي ديگري كه به مغازه ها و اموال عمومي وارد شده ,
سنگين ترين خسارتي كه در اين شورش ها به فرانسه وارد شده مربوط به
حيثيت حقوق بشري اين كشور است .
علاوه بر ادعاهاي تاريخي طرفداري از حقوق بشر كه فرانسويان بر
پيشاني خود نوشته اند و مدال افتخار سرآمد دموكراسي و آزادي خواهي كه
به خودشان داده اند , در سالهاي اخير زمامداران فرانسوي تلاش كرده اند نام
خود را در صدر فهرست طرفداران حقوق بشر در جهان ثبت كنند و عنوان
مركز فرهنگي اروپا و جهان را هر طور شده براي خود حفظ نمايند. وقايع
روزهاي اخير , همه اين رشته ها را پنبه كرد و طشت رسوائي زمامداران
فرانسوي را از بام پاريس , يعني همان باصطلاح مهد تمدن و آزادي , به زمين
انداخت .
كشته شدن دو جوان توسط پليس فرانسه در حومه پاريس , كاسه صبر
مردمي را كه ساليان طولاني پديده زشت تبعيض نژادي را در اين كشور
تحمل مي كردند , لبريز كرد و جنبش خاموش آنها را به قيامي آشكار و همراه
با خشونت تبديل نمود. بي ترديد , در شورش هاي پاريس و ديگر شهرهاي
فرانسه هر خودروئي كه به آتش كشيده ميشود و هر مغازه اي كه خسارت
مي بيند , انعكاس ظلمي است كه ساكنان كاخ اليزه بر مردم فقير و تحت ستم
اين كشور روا داشته اند و افشاي همه دروغهائي است كه زمامداران فرانسوي
در ادعاهاي پرزرق و برق حمايت از حقوق بشر در اينجا و آنجاي جهان
امروز گفته اند.
طشتي كه اكنون از بام پاريس به زمين افتاده است , فقط رسوائي
زمامداران فرانسوي را فرياد نمي كند , اين كوس رسوائي همه زمامداران
غربي مدعي حمايت از حقوق بشر است كه نواخته شده است . تبعيض , در
انگليس و آلمان و آمريكا و كانادا نيز غوغا مي كند. بسياري ديگر از كشورهاي
غربي , اعم از اروپائي و آمريكائي نيز دچار اين بيماري هستند و عليرغم
تلاش زيادي كه براي سرپوش گذاشتن بر آن بعمل ميآورند هر ماه و هر سال
اين دمل چركين در يكي از اين كشورها سرباز مي كند و درون آلوده آنها را
نشان ميدهد.
در مورد فرانسه , شرايط كنوني ايجاب مي كند نگاهي گذرا به بخشي از
پرونده زمامداران اين كشور كه فقط به منطقه خاورميانه مربوط مي شود
داشته باشيم .
حمايت غليظ و مستمر از جنايات رژيم غاصب و تروريست
صهيونيستي عليه ملت فلسطين , فصل بزرگي از پرونده سياه فرانسه در نيم
قرن اخير را تشكيل ميدهد. همه دولتهاي فرانسوي در دهه هاي اخير خود را
ملتزم به پشتيباني سياسي , نظامي مالي و تبليغاتي از رژيم صهيونيستي
دانسته و تلاش زيادي براي تضييع حقوق ملت مظلوم فلسطين بعمل
آورده اند. تازه ترين نمونه , شركت گسترده زمامداران فرانسوي در تهاجم
تبليغاتي شديد و پرحجمي است كه اخيرا غربي ها عليه اظهارات ضد
صهيونيستي رئيس جمهوري اسلامي ايران به راه انداخته اند , كاري كه الحق
والانصاف همانطور كه رهبر معظم انقلاب در بيانات ماه مبارك رمضان در
جمع كارگزاران نظام فرمودند موجب شرمندگي بشريت است .
سكوت , بي عملي و در مواردي همراهي زمامداران فرانسوي با
جنگ افروزي آمريكا در افغانستان و عراق , نمونه ديگري است كه دروغ بودن
ادعاي دموكراسي خواهي و طرفداري از حقوق بشر آنان را افشا مي كند. آنان
با اين ماجراها سوداگرانه برخورد كردند و هر جا كه توانستند در جنايات
آمريكا شريك شدند.
پرونده اتمي ايران , نمونه آشكار ديگري است كه رياكاري زمامداران
فرانسوي را برملا مي كند. دولتمردان فرانسوي ميدانند ايران به دنبال بمب و
سلاح اتمي نرفته است و بسيار خوب ميدانند كه آمريكا با پرونده اتمي ايران
برخورد سياسي مي كند. بااينحال متاسفانه دولت فرانسه , چشم بسته از
آمريكا پيروي كرده و تلاش مي كند در محروم ساختن ملت ايران از حق
مسلم و قانوني استفاده از چرخه سوخت اتمي شريك باشد!
قبلا نيز دولت فرانسه برخوردهاي خصمانه اي با ايران داشت كه نمونه بارز
آن حمايت هاي گسترده نظامي , سياسي و تبليغاتي از صدام و رژيم بعث
عراق در جنگ تحميلي است . ملت ايران , هرگز هواپيماهاي سوپراتاندار
فرانسوي , كه دولت فرانسه به صدام تحويل داد , را از ياد نخواهد برد.
حمايت هاي لجستيكي و سياسي دولتمردان فرانسوي از صدام در دوران
جنگ 8 ساله عليه جمهوري اسلامي ايران لكه ننگي است كه هرگز از پيشاني
آنها پاك نخواهد شد كما اينكه در تمام اين 8 سال , رسانه هاي فرانسوي
بويژه خبرگزاري فرانسه همدوش با ساير رسانه هاي غربي در خدمت صدام و
رژيم بعث او بودند و سهم عمده اي در به راه انداختن جنگ رواني عليه ملت
ايران داشتند.
اقدامات خلاف , مداخله جويانه و استعماري و استكباري دولت فرانسه
در تعدادي از كشورهاي آفريقائي حتي در سالهاي اخير نيز بخش ديگري از
پرونده سياه زمامداران اين كشور را تشكيل ميدهد كه خود مبحث مستقل و
گسترده ايست و مجال ديگري را مي طلبد. در عين حال , آشوب هاي اخير
پاريس و شهرهاي ديگر فرانسه ارتباطي با اين مسائل ندارد. مردم فرانسه ,
خود از نزديك شاهد تبعيض و ظلم و رياكاري دولتمردان اين كشور هستند و
همين امور باضافه فقر و گرسنگي است كه آنها را به ستوه آورده و موجب
طغيان و شورش آنها عليه زمامداران خود شده است . اكنون لايه هاي دروني
فرانسه به نمايش گذاشته شده اند و آنچه دولتمردان پاريس نميتوانند بر آن
سرپوش بگذارند , چهره كريه تبعيض نژادي در كشوري است كه خود را مهد
تمدن و آزادي و دموكراسي قلمداد مي كند فاعتبروايا اولي الابصار!

|