درآمدي بر كم و كيف مصرف در عرصه هاي
گوناگون براساس فقه و اخلاق اسلامي
حجت الاسلام والمسلمين دكتر علي اكبر كلانتري
قسمت بيستم
كمك به گدايان و مسئله تكدي گري
از مسائل مهمي كه هر شهروندي روزمره با آن سروكار
دارد و بايد موضع خود را در قبال آن روشن نمايد , مسئله
گدايي و تكدي گري است . بررسي اين موضوع , بدان جهت
حائز اهميت است كه در آموزه هاي ديني , كمك به گدايان , با
عبارت هاي گوناگون , مورد تشويق و تمجيد قرار گرفته , و از رد
نمودن درخواست آنان نكوهش شده است , چنان كه از قول
پيامبر گرامي اسلام (ص ) مي خوانيم : « اذا طرقكم سائل ذكرالله
فلاتردوه , 1 هرگاه گدايي با ذكر و نام خدا درب خانه شما را
كوبيد , او را رد نكنيد. » و به نقل از امام باقر(ع ) مي خوانيم :
« الفقير هديه الله الغني فان قضي حاجته فقد قبل هديه الله
و ان لم يقض حاجته فقد رد هديه الله , 2 فقير , هديه خداست به
انسان دارا , پس اگر خواست او را برآورده ساخت , هديه خدا
را پذ يرفته و چنان چه به اين كار اقدام نكرد , هديه خدا را رد
نموده است . »
نيز به نقل از آن حضرت آمده است : « كان فيما ناجي الله به
موسي (ع ) اكرم السائل اذا هواتاك بشي ببذل يسير او برد
جميل , 3 از جمله نجواهاي خداوند با موسي (ع ) اين بود كه هر
گاه گدايي به سراغت آمد , به گونه اي او را تكريم كن , يا به
زيبايي (واحترام ) ردش نما. »
ابي نصر بزنطي مي گويد : در نامه اي كه امام رضا(ع ) براي
فرزندش امام جواد(ع ) نگاشته بود خواندم :
به من گزارش شده است هرگاه سوار بر مركب مي شوي
و (قصد رفتن داري ) , غلامان و همراهان تو را از درب كوچك
بيرون مي برند. اين كار , ناشي از بخل آنان و به منظور اين است
كه خير تو به كسي نرسد , به سبب حقي كه برگردنت دارم , از تو
درخواست مي كنم ورود و خروجت , تنها از درب بزرگ باشد ,
و هرگاه سوار بر مركب شدي , مقداري طلا و نقره به همراه
داشته باش و هيچ كس از تو درخواست كمك نكند مگر اين كه
به او چيزي عطا كني , اگر عموهايت , درخواست بر و نيكي
كردند , به آنان , كم تر از پنجاه دينار نده واگر خواستي بيش تر
بدهي , اختيارش با خودت , و اگر متقاضي بر و نيكي ,
عمه هايت بودند , به آنان كم تر از بيست و پنج دينار نده , و اگر
خواستي بيش تر بدهي دست خودت است .
مقصودم از اين درخواست آن است كه خداوند (با انفاق و
كار نيكي كه انجام مي دهي ) بلندمرتبه ات گرداند4...
و در سفارش هاي پيامبراكرم (ص ) به علي (ع ) آمده است :
يا علي ! ان الله جعل الفقرامانه عند خلقه فمن ستره كان
كالصائم القائم و من افشاه الي من يقدر علي قضا حاجته فلم
يفعله فقد قتله اما انه ما قتله بسيف و لارمح و لكن بما انكي من
قلبه 5.
خداوند , فقر را به عنوان امانت پيش مردم نهاده , پس
هركس آن را پنهان دارد و به كسي ابراز ندارد (در اجر و پاداش )
همانند شخص روزه دار و نمازگزار است . و هر كس آن را پيش
شخصي كه قادر به برآوردن آن است ابراز دارد ولي او آن را
برآورده نسازد , (به سان اين است كه ) او را به قتل رسانيده
است , نه با شمشير و نيزه , بلكه با آزرده خاطر ساختن او!
همه اين تاكيدها و سفارش ها درحالي است كه پيامدهاي
اخلاقي و اجتماعي تكدي گري بر كسي پوشيده نيست , و از
همين رو در روايات فراوان , مورد نكوهش شديد است , چنان
كه به نقل از امام علي (ع ) آمده است : « الذل في مسئله الناس , 6
خواري و ذلت , در گدايي كردن از مردم است . »
نيز به نقل از آن حضرت مي خوانيم :
السئوال يضعف لسان المتكلم و يكسر قلب الشجاع البطل
و يوقف الحر موقف العبد الذليل و يذهب بما الوجه و يمحق
الرزق , 7 گدايي , زبان گوينده را سست مي كند , قلب قهرمان
دلير را مي شكند , انسان آزاده را در جايگاه برده خوار
مي نشاند , آبروي انسان را مي برد و رزق و روزي را به باد
مي دهد.
ولي با اين همه , فقر و نداري , خطرناك تر و داراي
پيامدهاي برتري است تا آن جا كه از پيامبراكرم (ص ) نقل شده
است : « كاد الفقر ان يكون كفرا , 8 نزديك است فقر در رديف كفر
باشد. » و يا به نقل از امام علي (ع ) مي خوانيم : « الفقر
الموت الاكبر , 9 فقير شدن , مرگ اكبر است » نيز به فرموده آن
حضرت : « الفقر مع الدين الشقا الاكبر , 10 فقر همراه با
بدهكاري , بدبختي و شقاوت اكبر است . »
مي توان از مجموع اين رهنمودها , نتيجه گرفت كه گرچه
تكدي گري و دست پيش اين و آن دراز كردن , از امور نكوهيده
است , ولي به هرحال , برخي ناخواسته به رغم تمايل , چاره اي
جز اين كار نمي يابند و در معرض تهديدها و آسيب هاي ناشي
از فقر هستند , از اين رو بايد به گونه اي از سوي آحاد جامعه ,
ياري و مساعدت شوند. البته احتمال سو استفاده از اين امر و
پيامدهاي ناپسند آن ايجاب مي كند در كمك به مدعيان فقر و
متقاضيان صدقه , تا حدودي درنگ و احتياط شود. ممكن
است وضعيت واقعي برخي از گدايان , به گونه اي باشد كه
مستحق كمك نباشند و در اين صورت كمك به آنان مي تواند از
مصاديق اسراف و تبذير باشد. چنان كه از قول پيامبراكرم (ص )
آمده است : « من اعطي في غيرحق فقد اسرف و من منع من حق
فقد قتر , 11 هركس , به ناحق , ببخشد , اسراف نموده است و
هركس از دادن حق جلوگيري نمايد , خست ورزيده است . »
نيز به نقل از آن حضرت مي خوانيم : « لا تحل الصدقه لغني
و لا لقوي مكتسب , 12 صدقه , براي شخص بي نياز و انسان
نيرومندي كه مي تواند كار و كاسبي كند , حلال
نيست . »
ممكن است برخي گدايان حرفه اي , بي آن كه مستحق كمك
باشند , با بهره گيري از ترفندها و شگردهاي خاص , افراد
ساده انديش را فريب داده , از اين راه , به ثروت هاي هنگفت
دست يابند.
چنان كه براساس اعلام يك پايگاه اينترنتي , بررسي ها
مخفي نشان مي دهد متكديان خياباني در كشور عربستان , با
هشت ساعت كار روزانه و شش روز كار در هفته , ماهانه بيش از
4 هزار دلار و به عبارتي در هر دقيقه , 20 تا 40 سنت درآمد
دارند. بيش تر اين افراد , با پوشيدن لباس هاي پاره و مندرس و
استفاده از عبارت ها و كلمات ويژه و نيز اجاره كودكان معلول يا
غيرمعلول , ترحم رهگذران را جلب مي كنند13.
افزون بر آثار سو فرهنگي و اجتماعي اين امر , گاه ممكن
است ترحم و دلسوزي بي جا , منجر به پيامدها و زيان هاي
درازمدت براي شخص متكدي شود. فرزند شخصي معتاد
مي گويد :
مادربزرگم ليف حمام مي بافت و به خيابان برده
مي فروخت , من نيز كه نه ساله بودم , كنار او در خيابان
مي نشستم و مردم را تماشا مي كردم , در يكي از روزها , مردي
عابر , به من يك اسكناس دويست توماني داد , مادربزرگم
متوجه نشد , خوشحال بودم كه پولي پيدا كرده ام , براي خودم ,
خوردني خريدم و به كسي چيزي نگفتم , روز بعد , به تنهايي به
خيابان رفتم و در گوشه اي نشستم تا ظهر , پول قابل توجهي به
من دادند , ظهر كه به خانه بازگشتم , پدرم به طور اتفاقي ,
پول ها را در جيبم ديد و از من پرسيد چه كسي اين پول ها را به
تو داده است وقتي موضوع را به او گفتم , او پول ها را برداشت
و گفت : فردا هم براي من پول بياور! و بدين ترتيب به گدايي
مشغول شدم 14.
اين امور ايجاب مي كند در صورت مواجهه با اين گونه
افراد , جانب احتياط را از دست ندهيم و در حد امكان تلاش
نماييم صدقه به دست مستحقان آن برسد. به نقل از
امام صادق (ع ) آمده است :
كان ابي (ع ) ربما اختبر السوال ليعلم القانع من غيره و اذا
وقف به السائل اعطاه الراس , فان قبله قال دعه و اعطاه من
اللحم , و ان لم يقبله تركه و لم يعطه شيئا15
چه بسا پدرم , گدايان را امتحان مي كرد تا بدين وسيله
شخص نيازمند و مستحق را از غير آن باز شناسد , هرگاه (براي
پدرم , حيواني ذبح مي شد و) شخص گدايي در آن جا ايستاده
بود , سر حيوان را به او مي داد. اگر (قناعت نشان مي داد و) آن
را مي پذيرفت , مي فرمود : او را رها كنيد و گوشت (هم ) به او
مي داد , و چنان چه نمي پذيرفت (و به سر حيوان قانع نمي شد)
او را رها مي كرد و چيزي به او نمي داد.
البته از سخن و سيره پيشوايان دين (ع ) برمي آيد , كه بايد
در مواجهه با اين امر , در كنار مقداري درنگ و تامل , به قر اين
و حال و وضع ظاهري افراد اعتماد كرد و دقت فراوان و
وسواس به خرج نداد. از رسول اكرم (ص ) نقل شده است :
« انظروا الي السائل فان رقت قلوبكم له فاعطوه فانه صادق , 16
به گدا نگاه كنيد , اگر دلتان به حالش سوخت , به او كمك كنيد ,
زيرا (حال وضع او نشان مي دهد) او راست گو
است . »
ابوحمزه ثمالي مي گويد : روز جمعه اي نماز صبح خود را
در شهر مدينه با امام سجاد(ع ) به جا آوردم , حضرت پس از
نماز صبح , به يكي از كنيزان خود كه او را وشيكه مي ناميدند ,
فرمود : امروز , هيچ گدايي به در خانه ام ننشيند مگر اين كه به او
كمك نمايي , زيرا امروز , روز جمعه است (و صدقه دادن در اين
روز پاداش بيش تري دارد.) ابوحمزه مي افزايد : به امام عرض
كردم : فدايت شوم , هر گدايي كه مستحق و سزاوار كمك نيست ,
و حضرت پاسخ داد : ثابت !17 مي ترسم برخي از كساني كه از ما
تقاضاي كمك دارند , مستحق باشند ولي از ناحيه ما محروم و
رد شوند , و در اين صورت , به ما اهل بيت , همان بلايي نازل
شود كه به يعقوب و خاندان او نازل شد , نه , حتما به آنان كمك
كنيد18.
نتيجه گيري
در عرصه هزينه ها و مصارف اخلاقي , مباحث مهمي چون
جود و سخاوت و اندازه آن , ايثارگري در مال و ثروت ,
ميهمان داري و ميهمان نوازي , پذيرايي از مصيبت ديدگان ,
كمك به گدايان و مسئله تكدي گري قابل طرح است . در اخلاق
اسلامي , جود و سخاوت , حدوسط ميان بخل و اسراف و مورد
تشويق و ترغيب فراوان است و در مقابل , بخل و اسراف مورد
نكوهش است . و براساس ضابطه اي كه از كتاب و سنت
استفاده مي شود , سخاوتمند كسي است كه نه از واجب شرع
جلوگيري كند و نه از واجب مروت , ممانعت به عمل آورد , و
چنان چه از يكي از اين دو واجب , جلوگيري نمايد , بخيل
است .
ضرورت صرف مال به منظور حفظ آبرو نيز بر همين
اساس , ارزيابي مي شود.
بالاترين مرتبه سخاوت , ايثارگري است و آن عبارت است
از جود و بخشش با وجود ضرورت و احتياج خود , اين رفتار ,
از نگاه برخي عالمان , جايز و پسنديده است , ولي چنان كه از
مجموع دليل هاي قرآني و روايي استفاده مي شود و شمار
درخور توجهي از عالمان نيز اختيار كرده اند , نمي توان بذل و
بخشش اموال به قيمت ايجاد تنگنا و مشقت براي خود و
خانواده را منطبق بر موازين ديني دانست , بله در صورتي كه
وضعيت , به گونه اي نيست كه در نتيجه ايثارگري شخص , او و
خانواده اش , دچار سختي و مشقت قابل توجه شوند , عمل او
جايز و توجيه پذير به نظر مي رسد , و بدين ترتيب , مي توان
ميان دو نظريه جمع كرد و مرتبه اي از ايثار را مورد قبول همه و
مرتبه اي از آن را از نگاه همه مردود دانست .
پذيرايي از ميهمان نيز در فرهنگ اسلامي , جايگاه ويژه اي
دارد. براساس سخن و سيره پيشوايان دين , شايسته است
ميزبان , در حد توان , در تهيه غذاي خوب و لذيذ بكوشد و از
ميهمان خود , با خوراكي مطبوع پذيرايي نمايد. با اين وجود ,
نبايد خود را به تكلف و سختي انداخته , امكانات خوراكي در
خانه را اندك شمارد , هم چنان كه لازم است ميهمان , امكانات
پذيرايي را كم نشمارد و از اين بابت گلايه نكند.
پذيرايي از مصيبت ديدگان و صاحبان عزا نيز برخلاف آن
چه در عصر ما جريان دارد , از سنت هاي پسنديده و مورد تاكيد
اولياي دين (ع ) است . براين اساس , شايسته است دوستان ,
آشنايان و همسايگان ميت , به مدت سه روز , غذاي مورد نياز
بازماندگان را تهيه و از آنان پذيرايي كنند. در باب كمك به
گدايان و مسئله تكدي گري نيز تاكيد بر اين امر لازم است كه
گرچه گدايي و ابراز نياز پيش ديگران , به علت پيامدهاي سو
آن , مورد نكوهش است و هيچ كس حق ندارد بدون ضرورت و
اضطرار به اين كار اقدام نمايد , ولي از سوي ديگر نبايد بدون
تامل و درنگ , دست رد به سينه گدايان زد و آنان را از خود
راند , بلكه شايسته است با قدري بررسي و احتياط و با پرهيز از
وسواس و دقت زياد , در حد توان , از آنان دستگيري
نمود.
پاورقي :
1 ـ مجلسي , بحارالانوار , ج 93 , ص 171
2 ـ محمدبن همام اسكافي , التمحيص , ص 47 , مجلسي ,
بحارالانوار , ج 93 , ص 170
3 ـ مجلسي , بحارالانوار , ج 93 , ص 174 , سيد نعمت الله
جزائري , قصص الانبيا ص 306
4 ـ حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 9 , ص 463
5 ـ مجلسي , بحارالانوار , ج 93 , ص 173 , منبع اصلي اين
روايت , ثواب الاعمال مرحوم صدوق است و در آن به جاي
« بما انكي » تعبير « بما انكر » به چشم مي خورد. ر.ك : ثواب
الاعمال , ص 183
6 ـ عبدالواحد آمدي , غررالحكم , ص 361
7 ـ همان
8 ـ كليني , كافي , ج 2 , ص 307 , نيز تاج الدين شعيري ,
جامع الاخبار , ص .109
9 ـ حسن بن شعبه , تحف العقول , ص 6
10 ـ عبدالواحد آمدي , غررالحكم , ص 362
11 ـ طبرسي , مجمع البيان , ج 7 , ص 311
12 ـ حسين نوري , مستدرك الوسائل , ج 7 , ص 109
13 ـ خبر جنوب (روزنامه ) , 1384,5,12
14 ـ همان , 1383,10,17
15 ـ حسين نوري , مستدرك الوسائل , ج 7 , ص 177
16 ـ مجلسي , بحارالانوار , ج 93 , ص 171
17 ـ نام ابوحمزه ثمالي
18 ـ عياشي , تفسير عياشي , ج 2 , ص 167 , مجلسي ,
بحارالانوار , ج 93 , ص 174
امام محمد باقر(ع ) :
فقير , هديه خداست به انسان دارا , پس اگر نياز و
خواست او را برآورده ساخت , هديه خدا را
پذيرفته , و چنانچه به اين كار اقدام نكرد , هديه خدا
را رد نموده است .
تكدي گري امري است ناپسند با پيامدهاي
اخلاقي و اجتماعي نكوهيده و به همين دليل از
حضرت علي (ع ) نقل است كه « خواري و ذلت , در
گدايي كردن از مردم است »

|
ناشكيبايي
|
قال علي عليه السلام : الجزع عندالمصيبه اشد من المصيبه .
حضرت علي عليه السلام فرمودند : بي تابي و ناشكيبائي به
هنگام مصيبت , از خود مصيبت بدتر و شديدتر است .
قال علي عليه السلام : الجزع عندالمصيبه يزيدها والصبر
عليها يبيدها.
حضرت علي عليه السلام فرمودند : بي تابي و ناشكيبائي به
هنگام مصيبت , بر مصيبت مي افزايد , اما صبر و شكيبائي
مصيبت را از بين مي برد (و چه بسا انسان با فكر آزاد و درست ,
تلاش مي كند كه مشكل پيش آمده را , به شكلي حل كند و
خسارت هاي وارده را جبران نمايد).
قال علي عليه السلام : المصيبه واحده , و ان جزعت صارت
اثنين .
حضرت علي عليه السلام فرمودند : مشكل و مصيبتي كه بر
تو وارد مي شود يكي است , اما اگر بي صبري و جزع كني ,
مصيبت دو چندان خواهد شد.
قال علي عليه السلام : من ضرب بيده علي فخده عندالمصيبه
حبط اجره .
امام علي عليه السلام فرمودند : هر كس به هنگام وارد شدن
مصيبت بر او , از روي بي صبري و ناشكيبايي , بر ران خود بزند
اجر خود را پايمال كرده است .

|
موعظه
|
چنانكه جسم انسان به غذا نيازمند است , روح نيز احتياج به غذا دارد.
ارواح زنده كه از زندان نفس آزاد شده اند و در فضاي مطبوع و معطر معنويت
تنفس ميكنند احساس گرسنگي بيشتري مينمايند ولي روح گرفتار و آلوده
هرگز احساس نياز و به معنويت و عرفان نميكند , چون او از لذت غذاي
روحاني بيخبر و بي بهره است .
انسانهاي آلوده بگناه , هرگاه فرصتي پيش آيد كه با خود خلوت كنند
وخويش را بيابند فطرت خدايي و روح انساني آنها حتي براي لحظاتي كوتاه
احساس نياز وسپس بيان نياز مينمايند.
هارون الرشيد خليفه عباسي گويا براي چند لحظه بخود آمد و خويش را
نيازمند موعظه يافت تا از اين طريق روحش را تغذيه كند. نامه اي به امام
موسي بن جعفر(ع ) نوشت واز آن امام خواست تا او را در يك جمله كوتاه
موعظه فرمايد.
امام كاظم (ع ) در پاسخ نامه هارون نوشت :
« ما من شيي تراه عينك الا و فيه موعظه »
(هر چند را كه چشم تو مي بيند در آن موعظه وجود دارد.) (به نقل از
داستان هاي زندگي امام موسي كاظم عليه السلام )

| | |