روزنامه جمهوري اسلامي 15/08/1384 صفحه مقالات

كتابخانه امام علي (ع ) در تهران احداث مي شود
اميران و وزيران در سخن امير مومنان
امام علي (ع ) , مشعل فروزان زمان
كتابخانه امام علي (ع ) در تهران احداث مي شود


به همت خيرين كتابخانه ساز , يك باب كتابخانه جديد در محدوده خيابان سبلان و در حدفاصل بزرگراه « امام علي » تهران , تاسيس خواهد شد.
كتابخانه عمومي امام علي (ع ) در زميني به مساحت هزار و هفتصد مترمربع تاسيس خواهد شد. اين كتابخانه عمومي به همت خيرين كتابخانه ساز بخش خصوصي و با تسهيلات دولتي تاسيس و بعد از راه اندازي توسط هيات امنايي متشكل از نمايندگان خيرين و مسئولان شهري اداره خواهد شد.
اين مجموعه شامل تالارهاي مطالعه عمومي , قفسه باز , تالار همايش ها , و پژوهشكده هاي ده گانه و در سه طبقه ساخته خواهد شد.
مسئول اجرائي اين پروژه گفت : هم اكنون زمين اين كتابخانه به مبلغ يازده ميليارد ريال خريداري شده و كار مسطح سازي زمين آن آغاز شده است .
وي زمان آغاز پي ساختمان كتابخانه امام علي (ع ) را در آذرماه 1384 عنوان كرد و افزود : تمام هزينه هاي مربوط به ساختمان با توافقاتي كه به عمل آمده قرار است از طريق شركت هاي بزرگ توليد سيمان و مصالح ساختماني از طريق موافقتنامه اصولي ميان دولت و اين شركت ها براي كمك به ساخت بناي كتابخانه ها و مدارس براي كسر از ماليات آنها صورت گرفته است .
وي افزود : فكر مي كنيم كه اين كتابخانه در سال 1386 به بهره برداري كامل برسد.

اميران و وزيران در سخن امير مومنان


خطبه 92 نهج البلاغه
ث ترجمه و نگارش : علي اكبر مظاهري
اشاره
پس از قتل عثمان كه جامعه اسلامي , سخت آشفته بود و براي ساماندهي اوضاع , به كسي اميدي نبود , مردم به امير مومنان عليه السلام پناه آورده و از ايشان خواستند كه كار خلافت را برعهده گيرد.
امير بصيران و مولاي عارفان كه باطن امور را به خوبي مي شناخت واحوال مردمان را مي دانست با اين سخنان , حجت را برهمگان به كمال رساند و سيره و شيوه امامانه خويش را به مردم نماياند :
خلافت و وزارت
مرا واگذاريد و ديگري را به اميري تان گماريد , زيرا كه ما به پيشباز رخدادي مي رويم كه گونه گونه است و رنگارنگ , آن سان كه نه دلها بر آن استوار مي مانند و نه عقلها آن را برمي تابند. افقها را ابر گرفته است و راه راست , ناشناخته است .
بدانيد كه اگر من خواسته تان را بپذيرم و اميرتان شوم , چنانتان مي رانم كه خود مي دانم (و بر شمايان به سيره و شيوه خويش حكم مي رانم ) و به گفته هاي ديگران گوش نمي سپارم و از سرزنش ملامتگران باك ندارم . و اگر مرا واگذاريد (و ديگري را به اميري خود گماريد) من نيز چونان يكي از شمايانم , و چه بسا براي كسي كه كارتان را به او سپاريد , شنواتر و فرمانبرتر باشم . (آري ! شما را تاب حكومت و عدالت من نيست !)

امام علي (ع ) , مشعل فروزان زمان



نوشته : جرج جرداق
اشاره :
آنچه در پي مي آيد , نوشتاري از دانشمند آزادانديش لبناني , « جرج جرداق » است . او علي رغم اينكه نويسنده و شاعري مسيحي است اما از كودكي با نهج البلاغه مانوس و همدم بود و مانند شيعه اي راستين , به امام علي عليه السلام عشق مي ورزيد.
حاصل اين علاقه و انس زايدالوصف , نگارش كتابهايي درباره عظمت و علو مقام امام علي عليه السلام است . شايد كتاب « الامام علي صوت العداله الانسانيه » او شاهكاري باشد كه از سوي يك عرب مسيحي به جهان عرب اهدا شده است .
مقاله حاضر بيانگر نگرش نويسنده به شخصيت وجودي امام و بررسي يكي از اصول مورد نظر ايشان در زمينه اجراي عدالت اجتماعي است , كه تقديم خوانندگان عزيز مي شود.
خفقان , پريشاني , بدبختي , وحشت و هراسي سهمناك , بر بخش اعظمي از تاريخ سايه افكنده است . در چنين شرايطي :
زورمندان , كه زور و قدرتي حيواني دارند , فرمان مي رانند و امرشان مطاع است و انسانها را در معرض قتل و زندان و تعدي قرار مي دهند و با سلاح وحشت و ارعاب به مردم آزار مي رسانند.
سارقان و چپاولگران , همتشان آن است كه با همپالكي هاي خود , هستي مردم را به يغما برند.
خونخواران , مردم بي گناه و مستضعف را از دم تيغ خود مي گذرانند.
جاهلان كاخهاي خود را از جمجمه هاي انديشمندان مي سازند.
تبهكاران , با گردنكشي و قلدري , در درياي كبر و نخوت خود غوطه ورند و مرگ و زندگي انسانها در دست فرومايگاني است كه از قدرت و اختيار و توان كافي برخوردارند.
چنين وضعي , وصف حال قسمت اعظمي از تاريخ بشريت در طول هزاران سال است ; اما همواره در فضاهاي تاريك تاريخ , مشعلهايي با پيدايش علي و راه او , انسانيت را وارد مرحله , برتر و درخشاني كرد. تاريخ , بوسيله علي , چارچوب ايده آل عقل خلاق عربي , اخلاقيات والا و وجدان پاك را شناخت و با روش عدالت اجتماعي او آشنا شد.
برافروخته و برافراخته وجود داشته است و فريادهايي از اعماق زمان شنيده شده كه , رعشه بر اندام طاغوتهاي جاهل , انداخته و دنيا را به كامشان تلخ كرده است و به آنان تفهيم نموده كه « انسان , از ارزشي والاتر برخوردار است و مردم , غير از آن چيزي هستند كه آنان مي پندارند. »
در پيشاپيش اين مشعلهاي افراشته در گذرگاههاي گوناگون زمان , كه بدون آنها , زندگي ارزش زنده بودن نداشت , علي بن ابي طالب قرار دارد , با انقلابي هميشگي و همراه با زمان عليه نظامهاي ستمگر و متجاوز , انقلابي كه در گذشته و حال , براي مستضعفان و محرومان , آسايش و سلامتي و رفاه فراوان به ارمغان آورده است .
با پيدايش علي و راه او , انسانيت وارد مرحله , برتر و درخشاني شد. تاريخ , بوسيله علي , وجدان پاك را شناخت و با روش عدالت اجتماعي او آشنا شد. عدالتي كه مفاهيم آن مبتني بر احترام به زندگي , رافت و مهرباني با زندگان و استعانت از قدرت مطلق هستي , يعني خداوند است . وقتي مفاهيم عدالت اجتماعي از اين سرچشمه هاي زلال جاري شود , تصوير عدالت انساني در عرصه هاي پنهان و آشكار آن , هويدا و متجلي خواهد شد.
در اين راستا تنها , كسي مي تواند مفاهيم عدالت را از منابع و سرچشمه هاي آن استخراج كند كه داراي نبوغ عقلي , احساسي و روحي باشد. چنين شخصي , نگرشش به فرد , همانند نگرش او به همه مردم است و نگاهش به جامعه خود , نگاهي فراگير و همه جانبه نسبت به تمام جامعه ها خواهد بود و وقتي به زمان خود بنگرد , تمام زمانها را خواهد ديد.
بنابراين , انسان در هر زمان و مكاني باشد , در ذات خود , همان انسان است و نيازها و علايق واحساساتش در اصل , يكسان است . در اين ميان موقعيتهاي مكاني و زماني براي انسان نابغه در عقل و احساس در واقع اعتباري است . او همه آنها را با نيروي خرد و انديشه اي خلاق و شيوه هاي واحد به كناري مي نهد و هيچگاه ديدگاه او نسبت به جوهره كارها و مسايل تغيير نمي يابد.
بر اين اساس امام علي بن ابي طالب , با رسيدگي به مسايل و مشكلات مبتلابه جامعه زمان خود در واقع به رفع مسايل تمام ملتها در همه زمانها و مكانها پرداخته است .
در اين زمينه مفتخرم كه كوشيده ام شيوه امام در برخورد با مسايل فردي و گروهي را در شش جلد كتاب بررسي و تبيين كنم اما اذعان دارم كه اين مقدار كافي نبوده و تنها بخش ناچيزي از خلا بزرگ و عميق ناشي از فقدان خط مشي كامل و فراگير علوي را پر كرده است . با توجه به اين امر چگونه ممكن است در چند صفحه بتوان , درباره راه و روش امام سخن گفت . در اينجا به مناسبت , قصد دارم تنها به بررسي نظر امام درباره يكي از عوامل ايجاد جامعه صالح بپردازم .
علي ـ و نه ديگران ـ درك كرده بود كه بنيان اساسي يك جامعه سالم , تامين و تقسيم عادلانه و بي غل و غش نيازهاي معيشتي مردم است , تا در جامعه , استثمارگر و استثمار شده , ستمگر و ستمديده و سير و گرسنه وجود نداشته باشد. اين مساله از جمله اصولي است كه امام به آن پايبند بود و بيانگر بخش مهمي از مفهوم عدالت اجتماعي است و در صورت فهم و اجراي آن , از شيوع فتنه , ظلم , خشونت و فساد و گروه بنديهاي خصمانه جلوگيري خواهد شد. اين همان اصلي است كه صاحب انقلاب بزرگ فرانسه , شاعر و فيلسوف فرانسوي « ژان ژاك روسو » در قرن 18 , آن را به عنوان عامل اساسي ايجاد يك جامعه عدالت پيشه مي داند.
در پرتو همين اصل , دانشمندان علم اجتماع و جامعه شناسان اروپايي علي ـ و نه ديگران ـ درك كرده بود كه بنيان اساسي يك جامعه سالم , تامين و تقسيم عادلانه و بي غل و غش نيازهاي معيشتي مردم است .
و در راس آنها « كارل ماركس » در اواسط قرن نوزدهم با تكيه بر علم ـ و نه از روي تفنن ـ اعلام كردند كه : « هر كس به نعمتي افزون بر نياز خود دست يابد , جز اين نيست كه آن را از نيازمندان غصب كرده است . »
در همين راستا قوانيني كه توسط ثروتمندان , زورمندان و گروه اقليت براي سركوب فقرا و سلطه بر ضعفا و چپاول اكثريت عامه مردم وضع شده , توجيه گر اين غصب و تجاوز است .
اما نكته مهم اينجاست كه امام علي , عليه السلام , هزار سال قبل از اين فلاسفه و دانشمندان , به اين حقيقت دست يافت و اعلام كرد كه : « بهره مندي ثروتمندان , به قيمت گرسنگي فقراست . »
نيز « هيچ ثروت انبوهي را نديدم مگر آنكه در كنار آن حقي پايمال شده بود. »
اين عبارت ارزشمند تنها يك سخن عادي نيست بلكه حقيقت ثابتي است كه فقط در دو قرن اخير كه عصر طغيان صنعتي و سلطه گروه اقليت بر عامه مردم و بهره كشي زشت وگستاخانه از آنان است , براي دانشمندان عيان شده است . از ديدگاه امام , جامعه عدالت پيشه , بايستي بر طبق اين اصل منطقي پي ريزي شود.
بايد توجه داشت كه در صورت اجراي صادقانه و بي طرفانه عدالت اجتماعي و رسيدگي به وضع مردم , شيوه حكومت و زمامداري با خط مشي امام منطبق خواهد شد; همان قدرت و حكومتي كه از گذشته تا به امروز , در بسياري از نقاط جهان وسيله اي براي ثروت اندوزي و عياشي و گردنكشي بوده است , هر چند مدعيان حكومت و قدرت , خلاف اين موضوع را اعلام كنند.
الگوي واقعي زمامداران , همان چهره اي است كه امام از شخصيت خود ارايه داده است . آنجا كه مي گويد : « اگر گوسفندي در حجاز يا يمامه مفقود شود , احساس مي كنم تا روز قيامت مسوول آن خواهم بود. »
احساس علي , نسبت به مسووليت و مفهوم زمامداري , همان احساس انبيا , فلاسفه و شعراي بزرگي است كه از ايده هاي والا و آرزوها و علايق منحصر به فرد برخوردارند. در پرتو اين احساس ژرف , تلاشهاي يك زمامدار عينيت مي يابد و اوست كه بايد تمام سعي خود را در جهت خير و صلاح جامعه بكار بندد و تازه پس از آنكه چنين كرد با اين سخن امام مواجه مي شود كه : « اگر همه چيز انجام دادي مانند كسي باش كه هيچ انجام نداده است . »
او علي است همان كه پيامبر اكرم يك بار به او نگريست و با تجسم امتيازات و منزلت رفيعش به آرامي به او فرمود : « اي علي ! در تو شباهتي از عيسي بن مريم وجود دارد. »
درباره علي , كه با انديشه خلاقش , مرزهاي زمان و مكان را درنورديد , فيلسوف مسيحي شبلي الشميل مي گويد : « امام علي , بزرگ بزرگان , يگانه شخصيتي است كه شرق و غرب در گذشته و حال , نسخه مطابق اصل آن را نيافته است . »
چنين انساني بايد افتخار ما در آينده باشد همانگونه كه در گذشته بوده است . چرا كه گذشته چراغ راه آينده است . بايد از او راهنمايي بجوييم و از انديشه ها و سخنان سيره اش , قانون و سرمشق بگيريم .
زيرا در اين برهه از زمان كه مال پرستان و زراندوزان , تمامي ارزشهاي دنيا و معنويتهاي انساني را زير پا مي نهند و حكومتها , دولتها , قوانين , قلمها و وجدانها را به خدمت خود مي گيرند و عقلها , دلها , اخلاق و آرزوها را نابود كرده و زندگي را مسخ و دگرگون مي سازند ما به او و امثال او نياز شديد داريم .
او كه عقل و احساسش به گوهر وجود انسان مرتبط است , نه براي زمان و مكان خاص بلكه براي تمام زمانها و مكانهاست . او متعلق به ملت و گروه و كيش خاصي نيست بلكه از آن همه انسانها مي باشد. او مشعل فروزان در گذرگاههاي مختلف زمان است .