بسم الله الرحمن الرحيم
سرزمين عراق كه از ديرباز به « بين النهرين » موسوم بود اكنون سالهاست
كه اثري از سرسبزي و نشاط و آرامش در آن به چشم نمي خورد و گويي اين
سرزمين با اين واژه ها بيگانه است . اين سرزمين حاصلخيز و استراتژيك
همواره محل تاخت و تاز بيگانگان و ديكتاتورهاي مورد حمايت آنان بوده
است . تاريخ معاصر عراق با حضور استعمار انگليس در اين كشور رقم خورد
و صفحات آن مشحون از بازيهاي سياسي روباه پير استعمار و پس از آن
ديكتاتور خون آشامي به نام صدام بود كه بر مقدرات اين كشور پنجه انداخت
و آنرا به يك زندان بزرگ و يك سرزمين سوخته و نفرين شده تبديل كرد.
سالهاي سال ديكتاتوري به نام صدام به عنوان نقطه تلاقي و همگرايي
سياستهاي خودكامه پان عربيسم بعثي و منافع استعماري انگليس و آمريكا
در عراق عمل كرد و به همين دليل حمايتهاي بسياري را پشت سر خود
داشت . از جمله اين حاميان , كشورهاي عرب بودند كه صدام را به عنوان
« سردار قادسيه » در جنگ عليه ايران ياري كردند و آتش جنگ عليه انقلاب
نوپاي اسلامي ايران با كمكهاي هنگفت و ميلياردي آنها برافروخته شد. به
همين دليل جنگ هشت ساله اي با تحريك غرب , حمايت مالي اعراب و
بلندپروازيهاي حزب بعث به سركردگي ديوانه اي به نام صدام به راه افتاد و
بهترين سرمايه ها و موقعيت هاي منطقه را به آتش كشيد.
صدام تا زماني كه در اين مسير گام برمي داشت از حمايت همه جانبه
حاميان غربي و عربي خود برخوردار بود ولي وقتي آتش طغيان او به دامن
عرب ها افتاد و كويت به اشغال درآمد , اوضاع دگرگون شد و صدام كه از او به
عنوان « پدر امت عرب » نام برده مي شد به منفورترين چهره سياسي جهان
تبديل گرديد و اجماع جهاني عليه او رقم خورد.
صدام و حزب بعث سرانجام دو سال و نيم قبل عراق را دو دستي تقديم
اشغالگران آمريكايي كرده و اين كشور حاصلخيز را به سرزميني سوخته
تبديل نمودند. از آن به بعد عراق كه سالها زير چكمه ديكتاتوري بود , زير
زنجير تانكهاي اشغالگران قرار گرفت و تاكنون نيز روي آرامش به خود
نديده است .
اشغالگران كه از يكسو خود را در اداره عراق ناتوان مي ديدند و از ديگر
سو حاضر به پذيرش حاكميت مردم اين كشور نبودند , براي اجراي
سياستهاي امنيتي خود متوسل به نيروهايي از حزب بعث شدند كه از سالها
قبل سابقه همكاري با غرب را داشتند. از اين رو عليرغم مخالفت هاي
مردمي , پليس و ارتش عراق را با ساختار بعثي و استفاده از افسران سابق
رژيم صدام شكل دادند.
حضور عوامل بعثي در ساختار اجرايي و انتظامي عراق و حتي در
بالاترين سطوح دولت موقت با مخالفت مردم عراق مواجه شد و سرانجام
مردم با تصويب قانون اساسي اين كشور به تولد عراقي با هويت مردمي ,
« آري » گفته و براي هميشه به حزب بعث و عوامل آن « راي منفي » دادند. از
اين رو همزمان با همه پرسي قانون اساسي عراق , كشورهاي عرب حامي
صدام كه در دو سال اخير تماشاچي اوضاع عراق و حامي خاموش جنايات
اشغالگران آمريكايي و عوامل بعثي در اين كشور بودند , به دست و پا افتاده و
سراسيمه « عمروموسي » را روانه بغداد كردند. وي در اين سفر به بهانه لزوم
حضور فراگير گروههاي سياسي عراق بويژه نيروهاي بعثي در ساختار آينده
اين كشور خواستار تضمين مشاركت تمامي گروههاي عراقي در اداره
كشورشان شد.
« عمرو موسي » رئيس مصري اتحاديه عرب كه از حاميان سنتي صدام به
شمار رفته و به همين دليل با انتقادهاي بسياري در عراق مواجه است , در
جريان سفر خود پيشنهادي مبني بر تشكيل كنفرانس آشتي ملي ارائه كرد.
اين پيشنهاد كه با استقبال نيروهاي اشغالگر مواجه شد , با مخالفتهاي
وسيعي در ميان گروههاي سياسي بويژه مردم عراق كه هنوز زخم هاي زيادي
از جنايات حزب بعث بر پيكر خود احساس مي كنند , روبرو گرديد. مردم
عراق كه هنوز حمايتهاي بي چون و چراي اتحاديه عرب از جنايات صدام را
فراموش نكرده و موضع ضعيف اين اتحاديه در قبال تروريست ها و گروههاي
افراطي طي دو سال اخير را به خاطر دارند , اين طرح را در راستاي رسميت
بخشيدن به ادامه حضور بعثي ها در اركان اجرايي و سياسي كشورشان تلقي
كرده و با آن مخالفت نمودند زيرا كنفرانس آشتي ملي عراق قصد دارد به
حضور غيررسمي نيروهاي بعثي در بدنه اجرايي و سياسي عراق رسميت
بخشيده و سلطه بعثي هاي عراق را بار ديگر و اين بار تحت حاكميت كامل
آمريكائيها جا بيندازد. به همين دليل بسياري از گروههاي عراقي اعلام كردند
نشست مقدماتي اين كنفرانس كه قرار است 24 آبان در قاهره برگزار شود ,
هدفي جز ادامه سلطه اشغالگران و بومي كردن سلطه آنها از طريق رسميت
بخشيدن به ادامه حضور بعثي ها دنبال نمي كند و در صورت شركت دادن
بعثي ها , هرگز در آن شركت نخواهند كرد. آنها معتقدند زايماني كه از سوي
دبيركل مصري اتحاديه عرب صورت گرفته و بخواهد در قاهره و با حمايت
آمريكائيها و انگليسي ها سزارين شود , با جنيني مرده مواجه مي شود كه
سرانجام روي دست آنها خواهد ماند.

|