
علي معصومي (وزوايي )
به مناسبت سالگرد قيام امام خميني عليه
كاپيتولاسيون و تبعيد ايشان به تركيه
يكي از بدترين نمودها و زشت ترين باورهاي برخي جوامع
بسيار قديم اين بود كه به مردم نگاه طبقاتي داشتند. از نظر
معتقدان به نظام طبقاتي , مردم جوامع يكسان نبودند و به
طبقات مختلف تقسيم مي شدند و هر طبقه اي نيز از حقوق و
امتيازات خاص برخوردار بود. در نظام طبقاتي , بالاترين و
بيشترين امتيازات , متعلق به طبقه بالا (طبقه اول ) بود و
اعضاي اين طبقه حق داشتند بالاترين مناصب را در اختيار
داشته باشند , بهترين جايگاه اجتماعي و اقتصادي و سياسي و
ديني را تصاحب كنند و...
در اين نظام , افراد طبقه پائين , برعكس افراد طبقه بالا ,
تقريبا هيچ امتيازي در جامعه نداشتند و نهايت امتيازشان ,
كارو خدمت به افراد طبقات ديگر , به ويژه طبقه اول بود و هرگز
نمي توانستند در اجتماع تحركي داشته باشند و خود را در
جايگاه بالاتري قرار دهند. حتي فرزندان و نسل اين طبقه نيز
نمي توانستند به چيزي غير از آنچه پدرانشان گرفتار بودند ,
بينديشند. به همين دليل , خدمتكار , نسل اندر نسل خدمتكار
مي شد , كارگر , نسل اندرنسل كارگر مي شد و... , همچنانكه در
طبقه بالا نير افراد آن نسل اندرنسل , جاي پدران خود
مي نشستند. درست مثل شاهان كه فرزندان آن ها مي بايست
نسل اندر نسل شاه بشوند.
همان طور كه اشاره شد , نظام طبقاتي ناشي از نابرابر
پنداشتن انسان ها از نظر ذاتي و جنسي بود و معتقدان به نظام
طبقاتي چنين مي پنداشتند كه همان گونه كه جانداران با هم
تفاوت اساسي دارند و هر دسته اي نوع و جنس خاصي را
تشكيل مي دهند , انسان ها نيز با هم برابر نيستند و برخي از نظر
نژاد جنسي برتر و بعضي دون ترند.
با ظهور اديان الهي , باورهاي طبقاتي در جوامعي كه از نور
اين اديان بهره مند شدند , فروريخت و تنها در جوامعي باقي
ماند كه از تعاليم اديان الهي محروم بودند. البته در بعضي
موارد نيز افراد و جريان هايي پيدا شدند كه با تحريف اديان
الهي , در همان جوامع و همان جاهايي كه تحت تعاليم اديان
الهي قرار داشتند , نگرش طبقاتي و نگرش نابرابري نژادي
انسان ها را حفظ و تبليغ كردند. به عنوان مثال , جريان هاي
ناسالم و شيطاني كه دين حضرت موسي را منحرف كردند ,
نگرش طبقاتي و نژاد پرستانه را وارد اين دين كردند و ادعا
نمودند كه نژاد يهود , نژاد برتري است و اين نژاد با نژاد ساير
بشر قابل مقايسه نمي باشد. اين باور انحرافي چنان در تاروپود
دين حضرت موسي جاي گرفت كه از همان ابتدا از باورهاي
اصلي يهوديان شد و تا به امروز نه تنها اين باور شيطاني از
پيكره دين حضرت موسي خارج نشده است بلكه درست مثل
غده سرطاني , هر روز قسمت بيشتري از پيكره دين حضرت
موسي را فرا گرفته و با انهدام كامل ا ين دين , قالب آن را كه
چيز جز نام از آن باقي نمانده است , از عناصر و محتواي
شيطاني و نژاد پرستانه پر كرده است . رشد پيوسته عناصر
شيطاني و نژادپرستانه در يهوديت , در حالي است كه حتي در
جوامعي كه متاثر از اديان الهي نبوده و باورهاي مذهبي
غيرموحدانه و ناسالم داشته اند نيز عناصر و باورها ي نژاد
پرستانه و طبقاتي در قرون اخير به تدريج رخت بربسته است
و اكنون از آثار چنين باورهايي در آن جوامع خبري نيست و اگر
هم وجود دارد , بسيار ضعيف است .
در قرون اخير , در غرب نيز باورهاي نژادپرستانه و طبقاتي
به تدريج رشد كرد. اين جريان كه به نوعي متاثر از باورهاي
نژادپرستانه يهوديان بود , توسط برخي فلاسفه سياسي و
اجتماعي غرب , به شكل نويني تبيين و توجيه گرديد و سعي
شد ظاهري علمي به آن داده شود و كلي نژاد اروپايي و غربي به
عنوان نژاد برتر معرفي گردد. به عبارت ديگر , فلاسفه اجتماعي
و سياسي غرب و كانون هاي ويژه غربي درصدد برآمدند با تاثير
گرفتن از باورهاي نژادپرستانه يهود , غرب مسيحي را نيز وارد
حوزه باورهاي نژادپرستانه بكنند. با اين تفاوت كه چون در
مسيحيت سابقه چنين باورهايي وجود نداشت و در تاريخ
مسيحيت گواهي بر باورهاي نژادپرستانه نبود , فلاسفه و
نظريه پردازان سياسي و اجتماعي غرب از راه ديگري وارد
شدند و سعي كردند با ساختن مكاتب سياسي و اجتماعي و
مردم شناسي و ادعاي كشفيات در حوزه زيست شناسي , و با
پوشاندن متكلفانه و كودكانه و جاهلانه جامه علم به گفتارهاي
خود , مردم را بفريبند تا آن ها نيز ساده لوحانه براي تامين
نيازهاي روحي و پاسخ گويي به احساسات غرور خواهانه
خود , به حوزه باورهاي نژادپرستانه وارد شوند , و در نهايت ,
سردمداران استكبار و استعمار غرب بتوانند از اين طريق به
اهداف شيطاني كه در جهان داشتند , دست يابند.
در جريان اين تكاپوهاي شبه علمي و شبه جامعه شناسي
و... , اين ذهنيت در ميان بخش اعظم جوامع غربي , به ويژه در
ميان اقشار سياسي غرب پديد آمد كه غربي ها از ساير نژادها
برترند و اين برتري به آن ها اجازه مي دهد كه بر ديگران
حكومت كنند , ديگران راتحت سلطه قرار دهند و استثمار
نمايند , فرهنگ و آداب خود را بر ديگران تحميل كنند , از
دارايي ها و ذخاير ملي و تاريخي و اقتصادي ديگران بيش از
خود آن ها استفاده نمايند , قوانين و شيوه هاي زندگي و
شيوه هاي حكومتي و سياسي خود را بر ديگران تحميل كنند و
كلا به حكم اينكه به اصطلاح نژاد برتر هستند , حقي براي
نژادهاي ديگر قائل نشوند و با آن مثل محجورين رفتار نمايند.
احساسات و باورهاي نژادپرستانه استعمار و استكبار
غرب به آن ها حكم مي كرد كه اساسا ديگران را در هيچ
عرصه اي به حساب نياورند و همه يافته ها و داشته هاي
فرهنگي , سياسي , تاريخي , اعتقادي و روش ها و منش هاي
آن ها و شيوه هاي قضايي و حكومتي و كل شيوه هاي زندگي
فردي و جمعي آن ها را نه تنها نپذيرند بلكه پيوسته تحقير و
تمسخر نمايند و به طور مداوم چنين تبليغ نمايند كه مجموع
يافته ها و داشته ها و روش و منش هاي جمعي و فردي نژادها و
اقوام و ملل ديگر , به اقتضاي طبع و سطح انسان هاي تكامل
نيافته و درجه چندم است و نتيجه حتي اگر انسان غربي زماني
مجبور شود به اقتضاي ماموريتي كه به او واگذار شده است , در
يك جامعه غير غربي زندگي كند , نبايد مقررات وقوانين جامعه
ميزبان بر او تحميل گردد , زيرا انسان غربي شايسته تر و برتر از
آن است كه مجبور به تحمل و رعايت آداب , قوانين و مقررات
اجتماعي قضايي و رفتاري و حكومتي جوامع و انسان هاي
محجور شود و بخواهد خود را مقيد به قيودات چنين جوامعي
بنمايد.
بنابراين , علت اساسي پديد آمدن موضوعي به نام
« كاپيتولاسيون » در روابط بين كشورهاي غربي با ديگر كشورها ,
همين احساسات و باورهاي نژادپرستانه غربي ها مي باشد.
استعمار و استكبار غرب به اقتضاي اين باورهاي شيطاني ,
چنين مي پنداشت كه غربي هايي كه مجبور به اقامت موقت در
جوامع غير غربي (به ويژه جوامع شرقي و اسلامي ) هستند ,
نبايد خود را مقيد به مقررات عمومي و قضايي كشور ميزبان
بنمايند. به همين دليل بود كه آن ها موضوع كاپيتولاسيون يا
امتياز و حق قضاوت كنسولي را پيوسته مطرح و اخذ مي كردند
تا اتباع آن ها در ساير كشورها نيز تحت ضوابط و مقررات كشور
خودشان باشند و در برابر مقررات و ضوابط كشور ميزبان هيچ
تعهدو الزامي را احساس نكنند.
بنابراين , مشاهده مي كنيم كه حق قضاوت كنسولي
(كاپيتولاسيون ) بزرگ ترين تحقير و بزرگ ترين ذلت براي كشور
و يا جامعه اي است كه بخواهد اين امتياز را به كشور ديگر
بدهد , همچنانكه براي كشوري كه اين امتياز را مي گيرد ,
بزرگ ترين فخر و بزرگ ترين پيروزي محسوب
مي شود.
تاريخ و ماجراي كاپيتولاسيون و دادن امتياز مهلك و
خردكننده قضاوت كنسولي به غربي ها در كشورهاي شرقي و
اسلامي , بسيار مفصل و غم انگيز است , همچنانكه اين ماجرا
در كشور ما نيز تاريخ طولاني و ناراحت كننده دارد و در اين جا
مجالي براي پرداختن به آن نيست . فقط به همين مختصر اشاره
مي كنيم كه در پاييز سال 1343 هـ . ش مجموعه هيات حاكمه
رژيم پهلوي تصميم گرفت به سردمدار استكبار غرب (آمريكا)
حق قضاوت كنسولي تمام عيار بدهد. در دهه سوم مهرماه
1343 لايحه كاپيتولاسيون در مجلس شاه به تصويب رسيد . با
تصويب لايحه مذكور , رژيم شاه نه تنها خيانت بزرگ مرتكب
شد و بزرگ ترين ذلت و خواري را براي كشور و ملت ايران
خريد , بلكه ادعاهاي غربي ها را نيز در مورد برتري نژادي ها و
برتري قوانين و مقررات آن ها و... پذيرفت .
هنگامي كه امام خميني از خيانت رژيم شاه آگاه شد , بار
ديگر به پا خاست تا از عزت و شرف ملت مسلمان ايران دفاع
كند. به عبارت ديگر , امام خميني به پاخاست تا در برابر
نژادپرستي استكبار و باورهاي برتري طلبانه و طبقاتي جهان
غرب بايستد. امام خميني در اين مرحله از قيام , هم به ملت
ايران پيام فرستاد و هم اينكه شجاعانه به منبر رفت و ضمن
سخنراني بسيار شورانگيز , عموم ملت مسلمان ايران را به قيام
عليه رژيم شاه و بازگرداندن عزت و استقلال به ميهن , دعوت
كرد.
امام خميني در قسمتي از پيام خود , چنين نوشت : آيا ملت
ايران مي داند در اين روزها در مجلس چه گذشت مي داند
بدون اطلاع ملت و به طور قاچاق چه جنايتي واقع شد
مي داند مجلس , به پيشنهاد دولت , سند بردگي ملت ايران را
امضا كرد , اقرار به مستعمره بودن ايران نمود سند وحشي
بودن ملت مسلمان را به آمريكا داد قلم سياه كشيد بر جميع
مفاخر اسلامي و ملي ما قلم سرخ كشيد بر تمام لاف و
گزافهاي چندين ساله سران قوم ايران را از عقب افتاده ترين
ممالك دنيا پست تر كرد اهانت به ارتش محترم ايران و
صاحب منصبان و درجه داران نمود حيثيت دادگاههاي ايران
را پايمال كرد به ننگين ترين تصويبنامه دولت سابق , با
پيشنهاد دولت حاضر , بدون اطلاع ملت , با چند ساعت
صحبتهاي سري , راي مثبت داد ملت ايران را در تحت
اسارت امريكايي ها قرار داد اكنون مستشاران نظامي و
غيرنظامي امريكا با جميع خانواده و مستخدمين آنها آزادند هر
جنايتي بكنند , هر خيانتي بكنند , پليس ايران حق بازداشت آنها
را ندارد. دادگاههاي ايران حق رسيدگي ندارند. چرا براي
آنكه امريكا مملكت دلار است , و دولت ايران محتاج به دلار!
به حسب اين راي ننگين , اگر يك مستشار امريكايي يا يك
خادم مستشار آمريكايي به يكي از مراجع تقليد ايران , به يكي
از افراد محترم ملت , به يكي از صاحب منصبان عاليرتبه ايران ,
هر جسارتي بكند , هر خيانتي بنمايد , پليس حق بازداشت او را
ندارد , محاكم ايران حق رسيدگي ندارد. ولي اگر به يك سگ
آنها تعرضي بشود , پليس بايد دخالت كند , دادگاه بايد رسيدگي
نمايد!
امروز كه دولتهاي مستعمره يكي پس از ديگري با شهامت
و شجاعت , خود را از تحت فشار استعمار خارج مي كنند و
زنجيرهاي اسارت را پاره مي كنند , مجلس مترقي ايران با
ادعاي سابقه تمدن 2500 ساله , با لاف همرديف بودن با
ممالك مترقبه , به ننگين ترين و موهنترين تصويبنامه غلط
دولتهاي بي حيثيت راي مي دهد , و ملت شريف ايران را
پست ترين و عقب افتاده ترين ملل به عالم معرفي مي كند , و با
سرافرازي هر چه تمامتر دولت از تصويبنامه غلط دفاع مي كند
و مجلس راي مي دهد. از بعض منابع مطلع به من اطلاع دادند
كه اين طرح مفتضح را به دولت پاكستان , اندونزي , تركيه ,
آلمان غربي پيشنهاد كرده اند , و هيچ كدام زير بار اين اسارت
نرفته اند. تنها دولت ايران است كه اينقدر با حيثيت ملت و
اسلاميت ما بازي مي كند و آن را به باد فنا مي دهد ... (1 )
امام خميني در بخشي از سخنراني خود نيز چنين فرمود :
من تاثرات قلبي خودم را نمي توانم اظهار كنم . قلب من در
فشار است . اين چند روزي كه مسائل اخير ايران را شنيده ام
خوابم كم شده است . (گريه حضار). ناراحت هستم (گريه
حضار). قلبم در فشار است (گريه حضار).با تاثرات قلبي
روزشماري مي كنم كه چه وقت مرگ پيش بيايد (گريه شديد
حضار). ايران ديگر عيد ندارد (گريه حضار). عيد ايران را عزا
كرده اند (گريه حضار) , عزا كردند وچراغاني كردند (گريه
حضار) , عزا كردند و دسته جمعي رقصيدند (گريه حضار). ما
را فروختند , استقلال مارا فروختند , و باز هم چراغاني كردند ,
پايكوبي كردند. اگر من به جاي اينها بودم اين چراغانيها را منع
مي كردم , مي گفتم بيرق سياه بالاي سربازارها بزنند (گريه
حضار) , بالاي سرخانه ها بزنند , چادر سياه بالا ببرند. عزت ما
پايكوب شد , عظمت ايران از بين رفت , عظمت ارتش ايران را
پايكوب كردند. قانوني در مجلس بردند , در آن قانون اولا ما را
ملحق كردند به پيمان وين , و ثانيا الحاق كردند به پيمان وين
(تا) مستشاران نظامي , تمام مستشاران نظامي امريكا با
خانواده هايشان , با كارمندهاي فني شان , با كارمندان
اداري شان , باخدمه شان , باهركس كه بستگي به آنها دارد , اينها
از هر جنايتي كه در ايران بكنند مصون هستند! اگر يك خادم
امريكايي , اگر يك آشپز آمريكايي , مرجع تقليد شما را در
وسط بازار ترور كند , زيرپا منكوب كند , پليس ايران حق ندارد
جلوي او را بگيرد! دادگاههاي ايران حق ندارند محاكمه كنند ,
بازپرسي كنند , بايد برود امريكا! آنجا در آمريكااربابها تكليف
را معين كنند!
دولت سابق اين تصويب را كرده بود و به كسي نگفت .
دولت حاضر اين تصويبنامه را در چند روز پيش از اين برد به
مجلس و در چند وقت پيش از اين به سنا بردند و با يك قيام و
قعود مطلب را تمام كردند , و باز نفسشان درنيامد.
در اين چند روز , اين تصويبنامه را بردند به مجلس شورا و
در آنجا صحبتهايي كردند , مخالفتهايي شد , بعضي از وكلاي
آنجا هم مخالفتهايي كردند , صحبتهايي كردند لكن مطلب را
گذراندند , با كمال وقاحت گذراندند! دولت با كمال وقاحت از
اين امر ننگين طرفداري كرد! ملت ايران را از سگهاي امريكا
پست تر كردند. اگر چنانچه كسي سگ امريكايي را زير بكيرد ,
بازخواست از او مي كنند , لكن , اگر شاه ايران يك سگ
امريكايي را زير بگيرد بازخواست مي كنند , و اگر چنانچه يك
آشپز آمريكايي شاه ايران را زير بگيرد , مرجع ايران را زير
بگيرد , بزرگتر مقام را زير بگيرد , هيچ كس حق تعرض ندارد!
چرا! بر اي اينكه مي خواستند وام بگيرند از آمريكا! امريكا گفت
اين كار بايد بشود. ...
آقا , من اعلام خطر مي كنم ! اي ارتش ايران , من اعلام خطر
مي كنم ! اي سياسيون ايران , من اعلام خطر مي كنم ! اي
بازرگانان ايران , من اعلام خطر مي كنم ! اي علماي ايران , اي
مراجع اسلام , من اعلام خطر مي كنم ! اي فضلا , اي طلاب , اي
مراجع , اي آقايان , اي نجف , اي قم , اي مشهد , اي تهران , اي
شيراز , من اعلام خطر مي كنم ! خطر داراست . معلوم مي شود
زير پرده ها چيزهايي است و ما نمي دانيم . در مجلس گفتند
نگذاريد پرده ها بالا برود! معلوم مي شود براي ما خوابها
ديده اند! از اين بدتر چه خواهند كرد نمي دانم , از اسارت بدتر
چه از ذلت بدتر چه چه مي خواهند با ما بكنند چه خيالي
دارند اينها اين قرضه دلار چه به سر اين ملت مي آورد اين
ملت فقير (پس از) ده سال هشتصد ميليون تومان نفع پول به
امريكا بدهد ! در عين حال ما را بفروشيد براي يك همچو
كاري ! آن آقاياني كه مي گويند كه بايد خفه شد , اينجا هم بايد
خفه شد اينجا هم خفه بشويم ما را بفروشند و خفه بشويم
قرآن ما را بفروشند و خفه بشويم والله , گناهكار است كسي
كه داد نزند , والله , مرتكب كبيره است كسي كه فرياد نكند
(گريه شديد حضار).
اي سران اسلام , به داد اسلام برسيد (گريه حضار). اي
علماي نجف , به داد اسلام برسيد (گريه حضار). اي علماي
قم , به داد اسلام برسيد , رفت اسلام (گريه شديد حضار). اي
ملل اسلام , اي سران ملل اسلام , اي روساي جمهور ملل
اسلامي , اي سلاطين ملل اسلامي , اي شاه ايران , به داد
خودت برس . به داد همه ما برسيد. ما زير چكمه امريكا برويم ,
چون ملت ضعيفي هستيم ! چون دلار نداريم ! امريكا از
انگليس بدتر , انگليس از امريكا بدتر , شوروي از هر دو بدتر.
همه از هم بدتر , همه از هم پليدتر . (2 )
بعد از قيام امام خميني عليه كاپيتولاسيون , رژيم شاه به
دستور اربابان آمريكايي و صهيونيستي اش , اقدام به دستگير و
تبعيد امام خميني در 13 آبان 1343 كرد . آمريكايي ها و
صهيونيست ها گمان مي كردند با دستگيري و تبعيد امام
خميني , شعله هاي قيام عليه باورها و اقدامات نژادپرستانه و
برتري طلبانه آنان خاموش خواهد شد , اما نه تنها چنين نشد
بلكه با پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 , قيام و اقدام
عليه نژادپرستي ها و برتري طلبي هاي صهيونيست ها و غربي ها
جهاني شد و اكنون امواج اين قيام خواب را از نژادپرستان و
برتري طلبان غربي و صهيونيستي ربوده است .
مآخذ :
1 ـ صحيفه امام , جلد اول , ص 409 تا 410
2 ـ همان , ص 415 تا 424
علت اساسي پديد آمدن موضوعي به نام
« كاپيتولاسيون » در روابط بين كشورهاي غربي با
ديگر كشورها , احساسات و باورهاي نژادپرستانه
غربي ها مي باشد
در قرون اخير , در غرب نيز باورهاي نژادپرستانه
و طبقاتي به تدريج رشد كرد. اين جريان كه به نوعي
متاثر از باورهاي نژادپرستانه يهوديان بود , توسط
برخي فلاسفه سياسي و اجتماعي غرب , به شكل
نويني تبيين و توجيه گرديد و سعي شد ظاهري
علمي به آن داده شود و كل نژاد اروپايي و غربي به
عنوان نژاد برتر معرفي گردد
با ظهور اديان الهي , باورهاي نژادپرستانه و
نگرش هاي طبقاتي در جوامعي كه متاثر از تعاليم
اين اديان گرديدند , فرو ريخت . از ميان اديان
الهي , فقط دين يهود است كه به دليل انحراف از
ماهيت اصلي اش , باورهاي نژادپرستانه
دارد
امام خميني در بخشي از پيامي كه به مناسبت
تصويب لايحه كاپيتولاسيون به ملت مسلمان ايران
فرستاد , چنين فرمود : آيا ملت ايران مي داند در
اين روزها در مجلس چه گذشت مي داند بدون
اطلاع ملت و به طور قاچاق چه جنايتي واقع شده
مي داند مجلس , به پيشنهاد دولت , سند بردگي ملت
ايران را امضا كرد , اقرار به مستعمره بودن ايران
نمود سند وحشي بودن ملت مسلمان را به آمريكا
داد قلم سياه كشيد بر جميع مفاخر اسلامي و ملي
ما قلم سرخ كشيد بر تمام لاف و گزافهاي چندين
ساله سران قوم ايران را از عقب افتاده ترين
ممالك دنيا پست تر كرد اهانت به ارتش محترم
ايران و صاحب منصبان و درجه داران نمود حيثيت
دادگاههاي ايران را پايمال كرد ملت ايران را در
تحت اسارت امريكايي ها قرار داد اكنون
مستشاران نظامي و غيرنظامي آمريكا با جميع
خانواده و مستخدمين آنها آزادند هر جنايتي
بكنند , هر خيانتي بكنند , پليس ايران حق بازداشت
آنها را ندارد

|