روزنامه جمهوري اسلامي 09/08/1384 صفحه عقيدتي

* اسلام و الگوي مصرف
آثار ارزشمند روزه (10 )
پيوند دل ها
اسلام و الگوي مصرف




درآمدي بر كم و كيف مصرف در عرصه هاي گوناگون براساس فقه و اخلاق اسلامي
حجت الاسلام والمسلمين دكتر علي اكبر كلانتري
قسمت هجدهم
در كتاب و سنت , به دلايل متقن و آشكاري برمي خوريم كه به موجب آن ها , بايد از افراط و زياده روي در بخشش و اسراف در اين كار به سان ديگر امور , خودداري كرد مانند :
1 ـ آيه « والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما1. كه ترجمه و توضيح آن گذشت .
2 ـ آيه « ولا تعجل يدك مغلوله الي عنقك و لاتبسطها كل البسط فتقعد ملوما محشورا , 2 كه ترجمه و توضيح آن گذشت .
در شان نزول اين آيه نوشته اند , شخصي گدا به پيامبر(ص ) رجوع كرده درخواست كمك نمود , و چون پيامبر , چيزي در اختيار نداشت پيراهن خود را درآورده به او بخشيد. به دنبال اين جريان , آيه فوق نازل شد و پيامبر را به ميانه روي فرا خواند3.
3 ـ آيه « وآتوا حقه يوم حصاده و لاتسرفوا انه لايحب را در روز برداشتش ]زكات آن [المسرفين 4. و حق محصول اسراف نكنيد كه خدا اسراف گران را]در اين كار[بپردازيد و دوست ندارد. »
براساس روايات , اين آيه در مورد مردي انصاري به نام حرث نازل گرديد كه هرگاه زراعت خود را برداشت مي كرد , همه آن را به نيازمندان مي بخشيد و خود و خانواده اش , محروم مي ماندند5.
4 ـ در روايتي از امام صادق (ع ) آمده است :
قال (ع ) لانصاري حين اعتق عند موته خمسه اوسته من الرفيق و لم يكن يملك غيرهم و له اولاد صغار : لوا علمتوني امره ما تركتكم تدفنونه مع المسلمين بتركه صبيته صغارا يتكففون الناس 6... پيامبر(ص ) در مورد مردي از انصار كه پنج شش نفر از برده هاي خود را آزاد كرده بود و غير از آن ها دارايي ديگري نداشت و كودكان خردسالي نيز بر جاي نهاده بود , فرمود : اگر جريان كار او را به من گفته بوديد نمي گذاشتم او را با دفن كنيد , به اين جهت كه او]و در گورستان ايشان [مسلمانان دست ]ناچارند[دختر بچه هاي خردسالي بر جاي گذاشته كه پيش مردم دراز كنند.
5 ـ نيز در روايتي از امام صادق (ع ) مي خوانيم :
لو ان رجلا انفق ما في يديه في سبيل الله ما كان احسن و لاوفق , اليس الله يقول : و لاتلقوا بايد يكم الي التهلكه و احسنوا ان الله يحب المحسنين 7 يعني المقتصدين 8
در راه خدا]گونه اي [اگر شخصي , همه دارايي خود را به به مصرف رساند , كار خوبي نكرده و به هدف نرسيده است , آيا خدا نفرموده است : « با دست خويش , خود را به هلاكت نياندازيد و نيكي كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست دارد , مقصود از نيكوكاران در اين آيه , اشخاص ميانه رو و معتدل است .
6 ـ نيز بر طبق روايتي , وليدبن صبيح مي گويد :
بين مكه و مدينه , همراه امام صادق (ع ) بودم كه گدايي به حضرت ]و درخواست كمك نمود[حضور حضرت رسيد دستور داد به او كمك شود , در اين حين , گدايي ديگر پيدا شد , حضرت دستور داد به او نيز كمك شود. سپس شخص سومي پيدا شد , با او نيز به همين صورت معامله شد , تااين كه نفر چهارمي از راه رسيد , در اين جا حضرت خطاب به او فرمود : يشبعك الله , خدا تو را سير كند. سپس حضرت روبه ما كرده فرمود : پيش ما چيزي كه بتوان به او داد وجود دارد , ولي مي ترسم با اين كار , يكي از آن سه نفري باشم كه دعايشان , مستجاب نمي شود : دعاي شخصي كه خداوند به او مالي داده ولي آن را در مسير ناحق هزينه مي كند سپس دعا نموده و مي گويد : اللهم ارزقني , و دعاي مردي كه از خدا مي خواهد او را از دست همسرش نجات دهد , در صورتي كه خدا او را در دست خودش قرار داده و دعاي مردي كه ]طلاق [كار و از خدا مي خواهد او را از[بر عليه همسايه اش دعا مي كند در حالي كه خدا چاره كار را در دست ]آزار وي نجات دهد خودش نهاده و مي تواند خانه اش را فروخته , نقل مكان كند.
و چنان كه اشاره شد , مي توان به همه دليل هاي قول نخست , خرده گرفت و با كنار نهادن آن ها , ديدگاه اخير را تقويت نمود.
اما آيه « و يوثرون علي انفسهم و لوكان بهم خصاصه » , براساس روايتي از امام صادق (ع ) اين آيه , در آغاز مورد عمل مسلمانان بوده است ولي پس از مدتي نسخ شده است . روايت چنين است : عن ابي عبدالله (ص ) ان الصوفيه احتجوا عليه بقوله تعالي : « و يوثرون علي انفسهم و لوكان بهم خصاصه » فقال : ان ذلك كان مباحا جائزا و لم يكونوا نهواعنه و ثوابهم منه علي الله عزوجل , و ذلك ان الله امر بخلاف ما عملوا به فصار امره ناسخا لفعلهم , و كان نهي الله تبارك و تعالي رحمه منه للمومنين و نظرا لكيلا يضروا بانفسهم و عيالاتهم منهم الضعفه الصغار و الولدان والشيخ الفاني و العجوز الكبيره الذين لا يبصرون علي الجوع ...9
درباره [هنگامي كه گروهي از اهل تصوف با امام صادق (ع ) بحث كردند و به آيه « و يوثرون علي انفسهم ... » ]برخي مسائل ايثار[احتجاج نمودند , حضرت در پاسخ آنان فرمود : اين كار نخست جايز بود و هنوز مسلمانان از آن نهي نشده ]مالي بودند , از اين رو , مستحق پاداش الهي بودند , ولي سپس خداوند , آنان را برخلاف كاري كه مي كردند , فرمان داد و رانسخ فرمود , و اين ]و حكم پيشين [بدين وسيله عملكرد آنان كه خداوند از آن كار نهي كرد , به جهت مهرباني با مسلمانان و به اين منظور بود كه آنان به خود و خانواده خود كه در ميان آنان , افراد ضعيف و كودكان و پيرمرد و پيرزن يافت مي شد كه تحمل گرسنگي را نداشتند , زيان نرسانند.
البته با توجه به اين كه نسخ اصطلاحي , تنها با دليل قطعي مثل آيه و خبر متواتر , قابل اثبات است , بايد نسخ در اين مورد را به معناي نسخ مشروط دانست , به اين معنا كه حكمي در اوضاع و شرايطي خاص جعل شود , سپس با تغيير آن شرايط , حكم سابق , منسوخ و حكمي متناسب با شرايط جديد تشريع گردد و اگر احيانا همان شرايط زماني و مكاني پيش آيد , حكم و آيه منسوخ , از نو قوت گرفته و قابل اجرا باشد10.
در مورد شان نزول سوره هل اتي كه گوياي بخشي از ايثارگري هاي , اهل بيت پيامبر(عليهم السلام ) است نيز مي توان آن را از ويژگي ها و خصايص آن خاندان بي بديل دانست , به گواه اين كه كار و رفتار ايشان كه در ذيل سوره ياد شده , نقل شده , آن چنان دشوار و طاقت فرسا به نظر مي رسد كه نمي توان انجام آن را از انسان هاي متوسط بلكه برجسته انتظار داشت .
در مورد ايثارگري امام حسن (ع ) در بخشيدن اموال خود به نيازمندان نيز بايد گفت مضمون روايتي كه در اين باب نقل شده اين است كه آن حضرت , اموال خود را با خداوند تقسيم نمود11. بديهي است تقسيم نمودن اموال با خداوند , غير از انفاق كردن همه اموال در راه خدا است .
و اما روايتي كه بيانگر وصاياي پيامبر(ص ) به علي (ع ) بود نيز صراحتي در نفي اسراف در صدقه ندارد , زيرا چنان كه برخي گفته اند , 12 مقصود از عبارت « اما الصدقه فجهدك حتي يقال : اسرفت و لم تسرف » در اين روايت , مي توان آن باشد كه گاه تلقي عرف عام از اسراف , با تلقي شرع از آن متفاوت است و روايت در مقام القاي اين معنا است كه تا مي تواني در راه خدا انفاق و بخشش كن و انجام دادن فراوان اين كار از نظر شرع , اسراف نيست هر چند در عرف مردمان , اسراف باشد و مصرف بي جا محسوب گردد.
با توجه به آن چه گذشت , ترديدي در صحت ديدگاه اخير و انطباق آن بر كتاب و سنت باقي نمي ماند. حتي بر فرض آن كه دليل هاي قول نخست , مصون از نقد و اشكال باشد , دلالت آن ها , حداكثر به گونه ظهور است . در مقابل , دلالت دليل هايي كه بر ديدگاه اخير اقامه گرديد , به صورت نص مي باشد و بر ظاهر مقدم مي شود.
شايد كلمات فقيهان ياد شده نيز فاقد صراحت لازم در ديدگاهي باشد كه به ايشان نسبت داده شده , براي مثال , عبارت آيت الله خويي , در توضيح موونه و استثنا آن از خمس , چنين است :
لو صرف احد جميع وارداته بعد اعاشه نفسه و عائلته في سبيل الله ذخرالاخرته و لينتفع به بعد موته كان ذلك من الصرف في الموونه لاحتياج الكل الي الجنه و لايعد ذلك من الاسراف او البتذير بعد امرالشارع المقدس بذلك , و كيف يعد الصرف في ا لصدقه او العمره و لوفي كل شهر او زياره الحسين (ع ) في كل ليله جمعه او زياراته المخصوصه من التفريط و الخروج عن الشان , بعد حث الشريعه المقدسه المسلمين عليها حثا بليغا. فالا نصاف ان كل ما يصرف في هذاالسبيل فهو من المومن قل اوكثر13.
اگر كسي بعد از تامين معيشت خود و خانواده اش , همه درآمد خويش را در راه خدا مصرف نمايد تا اين كه ذخيره آخرتش باشد و پس از مرگ از آن سود ببرد , كار او از مصاديق مصرف در هزينه و موونه زندگي خواهد بود , زيرا هركس , نيازمند به بهشت است و با توجه به اين كه شارع مقدس , به اين كار فرمان داده است , چنين كاري , به هيچ وجه اسراف يا تبذير نخواهد بود. چگونه مي توان مصرف كردن مال در راه صدقه يا عمره ـ هر چند در هر ماه ـ يا زيارت امام حسين (ع ) در هر شب جمعه و يا زيارت هاي ويژه ايشان را از مصاديق اسراف و خروج از شان و موقعيت دانست در حالي كه شارع مقدس , مسلمانان را بر انجام اين امور , به طور اكيد تشويق نموده است
پس انصاف اين است كه هر آن چه در اين راه مصرف و[رسد , كم يا زياد , جزو هزينه و موونه زندگي خواهد بود ]خمس به آن تعلق نمي گيرد.
چنان كه مي بينيم سخن ايشان , ناظر بر روا بودن ايثارگري و خرج كردن همه مال در راه صدقه و ديگر امور خير , پس از برطرف نمودن نيازهاي معيشتي خود و خانواده است و اين سخن , تفاوتي آشكار با ديدگاه نخست دارد , بلكه با توجه به اين عبارت , مي توان وي را از طرفداران ديدگاه اخير دانست , زيرا براساس اين ديدگاه , نيز هزينه كردن مال به گونه ياد شده خالي از اشكال است . و حتي شايد بتوان همه فقيهان را با اين حد از ايثارگري موافق دانست و در اين صورت , بحث و نزاع ميان ايشان , لفظي خواهد بود.
و به ديگر سخن , ايثارگري , مانند ديگر صفات اخلاقي , داراي مراتب و درجات است و « بخشش مال به نيازمندان , با وجود ضرورت و احتياج خود » قدرت مشترك اين مراتب است , و براين اساس , اگر كسي , عليرغم احتياج خود , از مال و ثروتش بخشيد , ولي وضعيت به گونه اي نيست كه در نتيجه اين عمل , خود و خانواده اش , دچار سختي و مشقت قابل توجه شوند , عمل او جايز و توجيه پذير است . اما چنان چه در پي ايثارگري او , خودو خانواده اش , دچار چنان تنگنا و مشقتي مي شوند كه به حسب عرف و عادت , تحمل ناپذير است , كار او قابل توجيه و پذيرفتني به نظر نمي رسد , و بدين ترتيب مي توان ميان دو قول جمع كرد و گفت ديدگاه موافقان , ناظر به گونه نخست و نظر مخالفان , مرتبط با وضعيت اخير است .
به هر جال ديدگاه مورد نظر ما , به فقيهان و عالمان بزرگي چون علامه حلي , محقق سبزواري , محدث بحراني , فاضل نراقي و صاحب جواهر نسبت داده شده است , 14 و حتي مي توان گفت تمام فقيهاني كه درباب خمس , صدقات و خيرات را ـ در صورتي كه بدون اسراف باشد ـ جز موونه دانسته و آنها را از درآمد كسب , استثنا نموده اند , داراي همين ديدگاه باشند15 و بعيد نيست بيش تر قريب به اتفاق فقيهان در باب خمس , داراي همين نظر باشند.
پاورقي :
1 ـ اسرا(7 ) : .29
2 ـ اسرا(17 ) : .33
3 ـ حرعاملي , وسائل الشيعه , ج 21 , ص .559
4 ـ انعام (6 ) : .141
5 ـ حرعاملي , همان .
6 ـ حرعاملي , وسائل الشيعه , ج 9 , ص .432
7 ـ بقره (2 ) : 195
8 ـ حر عاملي , همان , ص .552
9 ـ حرعاملي , وسائل الشيعه , ج 9 , ص .432
10 ـ براي آشنايي بيش تر با اين نوع نسخ , ر . ك : محمدهادي معرفت , علوم قرآني , ص .196
11 ـ ر . ك : كليني , كافي , ج 1 , ص .461
12 ـ ر . ك : محمدعلي انصاري , الموسوعه الفقيهه المسيره , ج 3 , ص 225
13 ـ سيدابوالقاسم خويي , مستندالعروه (الخمس ) , ص 250 ـ 251
14 ـ ر . ك : محمدعلي انصاري الموسوعه الفقيهه الميسره , ج 3 , ص .250
15 ـ همان
حضرت امام صادق (ع ) :
دعاي شخصي كه خداوند به او مالي داده ولي آن را در مسير ناحق هزينه مي كند و سپس دعا مي نمايد كه خدايا به من مال و رزق بده , مستجاب نمي شود
ايثارگري مالي مانند ديگر صفات اخلاقي داراي مراتب و درجات است و « بخشش مال به نيازمندان با وجود ضرورت و احتياج » , درصورتي صحيح است كه در نتيجه اين عمل , خود و خانواده اش دچار سختي و مشقت نشوند

آثار ارزشمند روزه (10 )


پيامبر خدا(ص ) : هيچ بنده اي نيست كه در راه خدا يك روز را روزه بدارد , مگر آن كه خداوند به سبب آن روز , چهره او را هفتاد پاييز (هفتاد سال ) از آتش دور مي كند.
پيامبر خدا(ص ) : هر كس يك روز را براي خداي متعال روزه بدارد , خداوند , او را از دوزخ دور مي سازد , همچون دوري كلاغي كه در حال جوجگي , پرواز كند تا آن كه از پيري بميرد.
پيامبر خدا(ص ) : هر كس يك روز را در راه خدا روزه بدارد , خداوند , ميان او و آتش , فاصله اي به اندازه فاصله آسمان تا زمين , قرار مي دهد.
پيامبر خدا(ص ) : هر كس يك روز را در غيرماه رمضان در راه خدا روزه مستحب بگيرد , به اندازه صد سال از آتش دور مي شود , با سرعت حركت تكسوار تيزگام .

پيوند دل ها


آزادي جنسي , فروپاشي خانواده
در دنياي غرب و بخصوص در آمريكا و بعضي از كشورهاي اروپاي شمالي معروف است كه بنيان خانواده خيلي متزلزل است . چرا علت اين است كه در آن جاها آزادي جنسي و بي بند و باري جنسي زيادتر است . وقتي بي عفتي رايج شد , يعني مرد وزن اين نياز غريزي را در جايي ديگر غير از خانواده , غير از كانون خانواده , تامين كردند , اين كانون خانواده در واقع يك چيز بي معناست : يك چيز تحميلي و تشريفاتي است . لذا از نظر عاطفي از هم جدا مي شوند.حالا ظاهرا جدايي بينشان نيست اما به هم علاقه و دلبستگي ندارند . (1 ) اگر انسانها رها بودند كه غريزه جنسي را هر طور مي خواهند اشباع كنند , يا خانواده تشكيل نمي شد يا يك چيز سست و پوچ و تهديد پذير و ويراني پذيري مي شد و هر نسيمي آن را به هم مي زد. لذا در هر جاي دنيا كه مي بينيد آزاديهاي جنسي هست , به همان نسبت خانواده ضعيف است , چون مرد وزن براي اشباع اين غريزه , احتياجي به اين كانون ندارند. اما در آن جاهايي كه دين حاكم است و آزادي جنسي نيست , همه چيز براي مرد و زن هست , لذا اين كانون خانواده حفظ و نگهداشته مي شود . (2 )
عشق مصنوعي
در بعضي از كشورهاي دنيا كه پيشرفت علم و تمدن هم خيلي سريع است , زندگي بر آنها اين طور تحميل كرده كه اعضاي خانواده به هم چندان كاري ندارند. پدر يك جا مشغول , مادر يك جا مشغول , نه همديگر را مي بينند , نه براي هم غذا مي پزند , نه براي هم محبتي و عاطفه اي نثار مي كنند , نه از هم دلجويي مي كنند , نه با هم كار واقعي دارند. آن وقت براي اينكه به سفارش روانشناسان امور كودكان عمل كرده باشند , با هم قرار مي گذارند يك ساعت معيني را , پدر و مادر بيايند خانه و يك محفل خانوادگي داشته باشند. براي اينكه بتوانند اين اجتماع خانوادگي را كه در يك خانواده سالم به طور طبيعي وجود دارد , اينها به صورت تصنعي براي خود به وجود بياورند.آن وقت اين خانم يا آقا مرتب ساعتش را نگاه مي كند كه ببيند اين ساعت كي تمام ميشود , چون مثلا ساعت 6 يك جاي ديگر قرار دارد. اين طوري محفل خانوادگي درست نمي شود و بچه ها هم احساس انس نمي كنند . (3 )
خانواده ها , آن جاگرم نيستند. خانواده اصلا آن جا واقعيت ندارد.يك مرد و زن با هم توي يك فضايي زندگي مي كنند اما از هم جدايند. آن نشست و برخاستهاي خانوادگي , آن محبتهاي خانوادگي , آن انسهاي فراوان به هم , اينكه مرد خودش را محتاج به زنش ببيند و زن خودش را محتاج به شوهرش ببيند , اينها ديگر نيست . دو نفرند به صورت قراردادي كه فقط در يك خانه اي زندگي ميكنند. اسمش هم هست كه با عشق شروع مي شود!(4 )
پيامدهاي ازدواج به سبك غربي
در جامع غربي جوانها , دوره نشاط جواني و تندي احساسات و غرايز را آزادانه مي گذارنند و وقتي به خانواده و به ازدواج مي رسند كه در واقع بخش زيادي از ميل طبيعي آنها و غرايز آنها فرو نشسته است . آن شوق و محبت و عشقي كه بايد در اعماق روح زن و شوهر جايگزين شود , در اينها نيست يا كم است (5 )
اينكه بعضي سن ازدواج را براي سالهاي مياني عمر كه در غرب و تمدن غرب معمول است , مي گذارند مثل اغلب چيزهايشان , غلط و بر خلاف فطرت و مصلحت بشر و ناشي از اين است كه به شهوتراني و بي بند و باري اقبال دارند. مي خواهند جواني خود را به اصطلاح خودشان , با خوشي سپري كنند , هوسراني هايشان را بكنند , بعد كه از كار افتاده شدند و آتشهايشان فرونشست , حالا سراغ خانواده بروند. ملاحظه مي كنيد كه درغرب زندگي خانوادگي اين طوري است . طلاقهاي زياد , ازدواجهاي ناموفق مرد و زنهاي بي وفا , تخطي هاي جنسي فراوان , غيرت كم , زندگي خانوادگي به اين معناست . (6 )
پانوشتها :
1 ـ خطبه عقد ـ مورخه 80,12,9
2 ـخطبه عقد ـ مورخه 70,4,20
3 ـ خطبه عقد ـ مورخه 79,4,22
4 ـ خطبه عقد ـ مورخه 73,9,2
5 ـ خطبه عقد ـ مورخه 79,11,17
6 ـ خطبه عقد ـ مورخه 77,1,26