روزنامه جمهوري اسلامي 08/08/1384 صفحه سياسي
« فتحي شقاقي » روشنفكري مجاهد در عرصه مبارزات ضدصهيونيستي




اشاره :
شهيد فتحي شقاقي در سال 1951 (1330 ) متولد و در سال 1995 (1374 ) در سن 44 سالگي در جزيره مالت توسط ماموران ويژه موساد به شهادت رسيد. اين معلم مجاهد چنان كه در زندگي و آثار چاپ شده اش مشهود است , عمري پربار و پرثمر داشت .
فتحي شقاقي سه سال پس از شكست اعراب در برابر اسرائيل در (1327 ) در اردوگاه پناهندگان فلسطيني در رفح واقع در نوار غزه , در خانواده اي فقير چون ديگر آوارگان فلسطيني ديده به جهان گشود , پدر او كارگر متديني بود كه در عين حال امام جماعت دهكده نيز بود.
شقاقي 18 ساله بود كه مادرش را از دست داد , او تحصيلات دبيرستاني را در مدارس منطقه غزه به پايان رسانيد. سپس در كالج « بيرزيت » در رشته رياضيات تحصيل كرد و تا سال 1953 (1332 ) در بيت المقدس آموزگار بود سپس براي ادامه تحصيل به مصر رفت .
در مدت اقامت و تحصيل در مصر ده ها و مقاله و شعر به نام هاي مستعار منتشر كرد كه معروف ترين اين نام ها « عزالدين الفارس » است كه در مجله « المختار الاسلامي » چاپ قاهره با اين اسم امضا مي نمود. وي چندين ماه در زندان القلعه مصر حبس بود و در زندان تاثير عميقي بر افكار جوانان مسلمان مصر گذاشت .
در سال 1980 (1359 ) با تشكيل كادر سياسي منظم , سازمان جهاد اسلامي شكل گرفت و بعد از اين هسته هاي آن به قلب فلسطين انتقال يافت تا نقطه آغازين تشكيل سازمان در داخل فلسطين شود.
شقاقي در آن هنگام كه در بيمارستان ويكتوريا در بيت المقدس كار مي كرد در سال 1983 (1362 ) به اتهام تشكيل سازمان جهاداسلامي به 11 ماه زندان محكوم شد و در سال 1986 (1365 ) هم به اتهام تحريك عليه رژيم اشغالگر قدس و انتقال اسلحه به غزه و وابستگي به جنبش جهاداسلامي به چهار سال زندان و پنج سال حبس تعليقي محكوم گرديد كه پيش از پايان مدت محكوميتش مقامات صهيونيستي او را در سال 1988 (1367 ) از زندان به جنوب لبنان تبعيد كردند او تا زمان شهادتش در مقابل هتل ديپلماتيك جزيره مالت , در تبعيد بسر مي برد و در اين مدت به تربيت جوانان و مبارزات فكري , فرهنگي و سياسي عليه دشمن صهيونيستي ادامه داد.
دكتر فتحي شقاقي آنگونه كه به عنوان يك مبارز و مجاهد اسلامي و فلسطيني مطرح است به عنوان يك انديشمند و فرهنگي شناخته نمي شود. بسياري از مردم فتحي شقاقي را دبيركل جنبش جهاداسلامي فلسطين و بسياري نيز او را به عنوان يك پزشك مي شناسند. اما تعداد بسيار اندكي هستند كه فتحي شقاقي را به عنوان يك فرهنگي مي شناسند. شقاقي يك انديشمند و نويسنده سياسي بود كه اگر به عنوان يك مبارز نمود نمي يافت به طور حتم مي توانست نه فقط در عرصه فكر و انديشه بلكه در زمينه ادبيات نيز بسيار خوش درخشد. اين امر در ميزگردها و كتابهايش كاملا عيان است كه به ويژه در دهه 80 ميلادي بارها آن را به نام مستعار امضا مي كرد.
بسياري از شاگردان و هوادارانش به سخنراني هاي ارزشمند وي به ويژه در اوايل تاسيس جنبش جهاداسلامي گوش فرامي دادند. اين سخنراني ها از منزلي به منزل ديگر و از روستايي به روستاي ديگر انتقال مي يافت و در نوار غزه و كرانه باختري برگزار مي شد. به ندرت منطقه اي را در فلسطين مي توانيم بيابيم كه شهيد در آن پا نگذاشته باشد چرا كه حركت وي دائمي و مستمر بود.
حتي گفت وگوها و مصاحبه هاي مطبوعاتي وي خالي از انديشه هاي نوگرايانه نمي باشد و در بسياري موارد اقدام به ارائه ايدئولوژي و انديشه اسلامي و افكار پيشرو در زمينه عمل اسلامي , فلسطيني و بين المللي مي نمايد.
بدين ترتيب دكتر شقاقي سهم اصلي را در انديشه جنبش اسلامي در فلسطين دارد. از خوش شانسي او , رشد و نمو انديشه هايش با پيروزي انقلاب اسلامي ايران همراه شد و فضايي پر از شور وشوق , اعتماد به نفس , شجاعت و افزايش يقين به اسلام و شدت حرارت آن در دلها و قلب ها پديد آمد.
انقلاب اسلامي ايران انگيزه اي قوي براي دكتر فتحي شقاقي بود تا از طريق آن انديشه هاي خود را بيان نموده و همگان را به سوي آن دعوت نمايد. وي سپس سازمان و جماعتي خاص را تشكيل داد كه داراي انديشه هاي پيشرو بود و براي اجراي عملي آن تلاش مي كرد. اين جنبش بعدها « جنبش جهاد اسلامي فلسطين » نام گرفت .
شهيد فتحي شقاقي به عنوان پرچمدار انديشه حركت اسلامي در زمينه ها و مسائل متعدد نمود يافت كه مهمترين انديشه هاي وي را مي توان اينگونه بيان نمود.
تاكيد بر عنصر آگاهي
موضوع آگاهي و درك نزد دكتر فتحي شقاقي محور اصلي تمام امور بود. به باور وي تعامل با هر مساله بايد با آگاهي عميق و درك واضح صورت گيرد. آگاهي , شرطي مهم براي تغيير و دگرگوني است و بدون آن نه فقط نمي توان به تغيير موردنظر دست يافت بلكه ديدگاهها و اهداف روشن نخواهد شد و بدين سبب نمي توان ابزارهاي مناسب براي تحقق اهداف را مشخص نمود. لذا آگاهي عميق و درك روشن در تمام انديشه هاي دكترشقاقي مشاهده مي شود.
دكتر شقاقي از طريق اين آگاهي توانست بسياري از مسائل و قضاياي متعلق به جامعه مسلمان و جنبش اسلامي را به شكلي متفاوت از ديگران درك نمايد. بدين سبب وي توانست نسلي جديد از فرزندان حركت اسلامي به وجود آورد كه از آگاهي متمايز و دركي نو نسبت به حوادث پيرامون خود برخوردارند.
نسلي از فرهنگيان طلايه دار كه قادر به قرائت واقعيت بدون هدايت مستقيم از سوي شيخ و مراد بوده و در ديدگاه و تحليل با يكديگر اتفاق نظر دارد اگرچه جغرافيا و ساير شرايط ميان آنها فاصله انداخته است .
آگاهي در اينجا به معناي فهم عميق اسلام و مشكلات جهان اسلام معاصر است امري كه اعتقاد به اساس معرفت و آگاهي سياسي نسبت به واقعيت عصر و التزام اخلاقي به معيارهاي اسلامي را مي طلبد و نسلي كه به دين خود تمسك مي جويد.
دكتر فتحي شقاقي بسيار بر عنصر آگاهي در جنبش اسلامي تاكيد ورزيد و احساس مي كرد كه از نقص در چارچوب ها و انديشه ها رنج مي برد و تحركش در درون جامعه , رو در رو با قدرت و همچنين درك واقعيت بين المللي معاصر قرار دارد.
دكتر فتحي شقاقي فقط نمي كوشد كه از طريق تاكيد بر ضرورت آگاهي و وضوح درك قضايا و مسائل مطرح شده , نسلي از فرهنگيان و افراد آگاه و داراي درك روشن را به وجود آورد بلكه همزمان در تلاش است تا نسلي از طلايه داران را با آن همراه سازد.
دكتر توانست اين آگاهي نظري را به آگاهي عملي تبديل كرده و ما نقش طلايه دار با ايمان را شاهديم كه با جمع شدن جوانان به عنوان عنصر حياتي و فعال امت در پيرامون آن محقق شده است . وي پيوسته تاكيد مي كرد كه بايد از طريق تربيت , انسان را صيقل داد تا به آگاهي و عمل جديد دست يابد.
بدين ترتيب روند بسيج نيرو چندان به طول نيانجاميد. در كمتر از يك سال از حضور وي و برادرانش در نوار غزه اين جنبش شكل واقعي به خود گرفت . همچنين مساجد نقش واقعي خود را يافت به ويژه هنگامي كه نيروهاي اشغالگر در اوايل دهه 80 ميلادي به مسلمانان اجازه ندادند كه نماز عيدفطر را به جاي آورند اين امر باعث شد مسلمانان در برخي مناطق اين مراسم را لغو كنند.
در طرف غربي اردوگاه جباليا عكس اين موضوع به وقوع پيوست و ارتش اسرائيل با جوانان مسلمان هوادار دكتر « فتحي شقاقي » كه در حال اقامه نماز بودند درگير شده و به زد وخورد پرداختند. همچنين پس از حوادث مسجدالاقصي در دهه 80 ميلادي نقش مساجد و جوانان مسلمان انقلابي به عظيم ترين نقش ها در افزايش شدت درگيري با نيروهاي اشغالگر تبديل شد. از سوي ديگر بايد به نقش جوانان طلايه دار در دانشگاه در زمينه درگيري با نيروهاي اشغالگر اسرائيلي اشاره نمود كه ساير دانشجويان را به تظاهرات و پرتاب سنگ به سوي نظاميان تشويق كرد.
در نتيجه اين درگيري , جوانان مسلمان به زندان افتادند. اما اين بار وضعيت تازه اي در زندان پديد آمد و آن حضور شيوخ در زندان ها بود. پس از درگيري ها و تظاهرات طليعه جنگ پديدار شد. اين اولين گام دستگاه نظامي جنبش جهاد اسلامي بود كه در « عمليات حمله با چاقو » نمود يافت و سپس با عمليات نظامي مسلحانه ادامه يافت . مدتي بعد يعني در شب قدر ماه مبارك رمضان (مصادف با ماه مه سال 1987 ميلادي ) فرار مشهور رزمندگان جنبش جهاداسلامي از زندان مركزي غزه صورت گرفت و پس از آن « رون طال » فرمانده پليس نظامي اسرائيل در نوار غزه ترور شد و حملات اسرائيل عليه جنبش جهاد اسلامي شدت يافت .
اين امر نقش پيشتاز دكتر شقاقي و شاگردان وفادارش همگان را به سوي دروازه هاي انتفاضه سوق داد و وارد اين جريان نمود. مشاركت امت بسيار عظيم بود و نشان از تاكيد بر نقش آگاهي و طلايه داران در زمينه دكر توانمندي هاي بالقوه امت و تلاش براي بهره برداري از اين انرژي نهفته كه متاسفانه به سبب انديشه ها , مفاهيم و تصورات نادرست بي استفاده مانده , داشت .
ضرورت نقد خويشتن
دكتر شقاقي بر ضرورت نقد خويشتن در جنبش اسلامي و گشودن باب نقد از درون اين حركت تاكيد مي ورزيد به اين شرط كه اين نقد براي توسعه حركت اسلامي معاصر , سازنده و مفيد و به دور از خدشه دار كردن و بي آبرو كردن باشد. بدين سبب مي بينيم كه در زمينه چاپ و نشر كتاب (في ضروره النقدالذاتي للحركه الاسلاميه ) نوشته دكتر « خالص چلبي » همكاري نمود.
متاسفانه انديشه هاي وي درباره نقد و ضرورت آن به عنوان حمله يا خدشه وارد كردن و يا ايجاد شك و ترديد عليه برخي اسلام گرايان تفسير شد. اما اين امر مانع از تلاش و ادامه دعوت وي نشد.
سياسي كردن حركت اسلامي
دكتر فتحي شقاقي خواستار سياسي شدن حركت اسلامي در جهان و فلسطين بود تا اين حركت بتواند كيان سياسي خود را كه پس از تجزيه جهان اسلام و از ميان رفتن فلسطين , از دست داد , بازسازي نمايد.
جنبش اسلامي به دور از واقعيت بود و براي خود واقعيتي متشكل از تفسيرها و درك محدود عمومي و سطحي نسبت به واقعيت هاي سياسي به تصوير كشيده بود و موضع يا نقشي مشخص براي مسلمانان در قبال فلسطين مطرح نكرده بود. لذا مي بينيم كه دكترشقاقي سايرين را به آگاهي سياسي و قرائت روزنامه ها , مجلات و پيگيري اخبار و قرائت تحليل هاي سياسي و تلاش براي درك سياسي اسلامي تكامل يافته رويدادهاي منطقه و جهان تشويق مي نمود.
وي موضعي مشخص در قبال اينگونه رويدادها اتخاذ كرد. اين امر مشكلات زيادي برايش به بار آورد به گونه اي كه گفته مي شد وي يك شخص فكري و سياسي است كه مي كوشد چهره اي منفي در مقابله با ورع و تقوا به وجود آورد. اين امر نمايانگر درك بحران بدون احساس و نگراني براي صاحبانش بود يعني روند جدايي دين از سياست كه در واقعيت از آن سخن به ميان مي آمد (ازطريق نظام هاي لائيك )
در حالي كه او تلاش مي كرد جوهره اسلام را محقق سازد ديگران اهداف جداسازي را محقق مي كردند اما بدون آگاهي و درك واقعيت . دكتر فتحي شقاقي كه دانشجوي دانشكده پزشكي بود در راستاي تجسم اين مفاهيم دست به نگارش تحليل هاي سياسي در مجلات « الحائط » يا انتشار مجله « المختارالاسلامي » زد كه از ژانويه 1979 تا سپتامبر 1981 ميلادي (1358 تا 1360 ) با تزهاي سياسي كه عمده مسائل جهان اسلام از شاخ آفريقا تا فيليپين را تحت تاثير قرار داد , قرين شد.
محوريت فلسطين
از اين رو شقاقي مساله فلسطين را مساله اي مركزي براي حركت اسلامي قرار داد ـ شعاري كه بسياري از مسلمانان با كمال تاسف آن را به تمسخر گرفتند زيرا فلسطين را بخشي از ساير مسائل جهان اسلام و چه بسا افغانستان در زمان اشغال توسط شوروي مي دانند كه رويدادهاي آن بيش از آنچه در فلسطين به وقوع مي پيوست , اهميت داشت . حتي برخي مسلمانان در تلاش براي حمله به شعار و اصل محوري بودن مساله فلسطين گفتند كه مساله اصلي خداست نه فلسطين .
بدين سبب , كلمه خدا بايد اين نكته را يادآور شد كه پروردگار متعال براي مسلمان موضوعي قابل بحث و جدل و بررسي نيست و ا يمان به پروردگار محل تسليم و خضوع است و نيازي به جدل و برهان ندارد مگر آنكه پرونده فرقه ها , مذاهب , اسامي و صفات را بازكنيم .
درك اين مساله , بخشي از درك فراگير نسبت به هيمنه جهان غرب بر منطقه بود كه در سه محور آواره كردن , تجزيه و تشكيل دولت اسرائيل در قلب جهان اسلام نمود يافت . بدين سبب سخن درباره جنگ همه جانبه بود. جامعه اسلامي و تمدن آن در برابر چالش غرب و اسرائيل قرار گرفت و بايد براي آمادگي به منظور نبرد با قاطعيت و هوشياري ايستاد.
دكتر فتحي شقاقي نقش بزرگي در انتقال اين موضوع به قلب امت اسلامي و همچنين شكل گيري فكري و عملي جهاد اسلامي داشت . اين نكته يكي از مهمترين نكاتي است كه وي آن را در كنار سياسي شدن حركت اسلامي در فلسطين به شمار آورد. دكتر شقاقي فلسطين را در برابر همه قرارداد و اعلام كرد كه بايد به دست مسلمانان آزاد شود اما نه اينكه شعار دهند بلكه در عمل براي تحقق آن بكوشند.
محوريت موضوع فلسطين نيز نه فقط براي اهل آن بلكه براي تمام مسلمانان است . براين اساس , فلسطين قلب جهان اسلام و جوهره نبرد ميان اسرائيل و مسلمانان و در راس آنها مي باشد.
جهاد فوري عليه اسرائيل
دكتر شقاقي در سه دهه اخير اولين فردي بود كه بر ضرورت جهاد فوري براي فلسطين و عدم تاخير در آن تاكيد كرد. وي ضمن آنكه از حركت اسلامي خواست وارد اين نبرد شده و از انتظار يا تاخير در هرشرايطي و با هر توجيهي خودداري ورزد , خواستار اداي تكليف در حد توان شد.
شهيدفتحي شقاقي اعلام كرد كه تمام مشكلات و محنت هاي مسلمانان و اسلام با آغاز تصفيه يهوديان فلسطين از طريق جهاد حل مي شود. جهادي كه تنها وسيله براي ايجاد وحدت در صفوف اسلامي , جهاد فوري عليه تمام كساني است كه قرآن كريم آنها را بزرگترين دشمنان مومنان (يهوديان ) توصيف مي نمايد.
مبارزه عليه اسرائيل فقط براي فلسطيني ها نيست بلكه به سبب نياز به ايجاد وحدت در جهان اسلام است . اين مبارزه اي است كه بايد پيروزي هدايت عليه گمراهي و خير عليه شر و حزب الله عليه حزب شيطان را محقق سازد. در اين امر نمي توان به كتاب و تحليل و تحقيق اكتفا نمود آنگونه كه برخي جنبش هاي اسلامي به آن دست زدند بلكه نيازمند مبارزه است .
دكترشهيد شقاقي در چهار دهه اخير اولين كسي بود كه سازمان اسلامي مسلحانه براي جهاد در فلسطين (1979 ميلادي ) را مبتني بر ديدگاه اسلامي خالص و در چارچوب طرح تمدن اسلامي تشكيل داد كه سه محور اساسي را به يكديگر پيوند مي دهد.
الف : قوم گرايي و ملي گرايي فلسطيني به شكلي كه بنيانگذاران جنبش فتح در ابتداي پيدايش براساس آن گام برداشتند.
ب : قواعد اصلي جهاد اسلامي در مصر كه در مكتب سيدقطب و هوادارانش تحول يافت .
ت : ارتباط و نزديكي انقلاب اسلامي ايران و اخلاص آن .
وحدت اسلامي
شهيدشقاقي به رغم اعتقاد قوي به تعددگرايي فكري و تشكيلاتي در عرصه جهان اسلام , جهان عرب و فلسطين از طريق كتاب هاي متعدد خود بر اهميت وحدت اسلامي تاكيد كرد. وي اين مطلب را از طريق مجله « المختارالاسلامي » كه نقش بارزي در انتشار آن داشت , توضيح داد و در مجله « كل المسلمين » بر آن تاكيد نموده و اهتمام گسترده اي نسبت به تمام مسائل جهان اسلام و مشكلات آن در سطوح فكري , اجتماعي , سياسي و ساير عرصه ها ورزيد.
شهيد فتحي شقاقي بر ضرورت وحدت شاخه ها و گروههاي مختلف و همچنين اين نكته تاكيد نمود كه عوامل وحدت ميان مسلمانان بيش از عوامل تفرقه در ميان آنهاست . هر گروهي اجتهاد خاص خود را در برخي امور دارد. اين اجتهاد مانع از ديدار مسلمانان با بقاي هر كدام بر اجتهاد خاص خود و احترامش به ديگران و آنچه در انديشه دارند , نمي شود.
كما اينكه دكترشقاقي و دوستانش در زمان اقامت در مصر تلاش گسترده اي براي ايجاد وحدت ميان شاخه هاي مختلف حركت اسلامي به عمل آوردند. به رغم آنكه برخي از اين تلاش ها با موفقيت قرين شد و برخي ديگر به شناخت و ايجاد فضاي باز ميان اين گروهها انجاميد اما دشواري هاي زيادي مانع از تحقق هدف وحدت موردنظر شد بدين معنا كه برخي شاخه هاي حركت اسلامي به سايرين به عنوان مكمل مي نگرند و برسر مسائل مورد توافق همكاري مي كنند اما بر سر مسائل مورد اختلاف عذر آورده و اقدام به هماهنگي , همكاري و آشنايي با يكديگر مي نمايند. اين امر مقدمه محو علل تفرقه و اختلاف و فراهم نمودن زمينه براي وحدت آن و سپس وحدت امت اسلام خواهد بود.
از اين رو دكترفتحي شقاقي براين عقيده بود كه وحدت ميان مسلمانان مي تواند از طريق تعددگرايي محقق شود. اين ايده به سبب آنكه برخي مسلمانان آن را به تمسخر گرفته و نسبت به آن بي اعتنا بودند به ذهن دكترشقاقي خطور كرد چه اينكه اين مسلمانان اعتقاد داشتند كه آنها تنها جماعت مسلمان هستند و كساني كه خارج از اين جماعت هستند از اسلام خارجند. لذا با ايده وحدت از اساس به مخالفت پرداختند چرا كه اعتقادي به تعددگرايي ندارند بنابراين چگونه مي توانند به وحدت از اين طريق ايمان داشته باشند.
اعطاي نقش واقعي به مساجد
دكترشقاقي اعتقاد داشت كه مسجد نقشي مهم و پيشرو در رهبري امت دارد و يكي از مهمترين موسسات تقويت كننده حركت اسلامي معاصر به شمار مي آيد و بايد نقش آن را در تمام عرصه هاي حياتي اجتماعي , سياسي و مبارزاتي احيا كرد. وي از شاگردان خود خواست در مساجد حضور يافته و دعوت امت به افكار و انديشه هاي نو را از آن آغاز كنند.
جلسات منظمي در بسياري از مساجد برگزار شد و بذرهاي انديشه هاي اسلامي كه دكتر شقاقي نداي آن را سر داده بود در آن كاشته شد. اولين شاگردان وي به جنبه تبليغاتي در مساجد بسيار اهتمام ورزيده و براي ارائه انديشه ها و ديدگاههاي سياسي و اجتماعي خود روزنامه ديواري نصب كرده و بدين ترتيب ديگران به آنها اقتدا مي نمودند. در هر مسجد يك روزنامه ديواري , ديدگاههاي اجتماعي و سياسي حركت اسلامي را بيان مي كرد و مساجد در انتفاضه به تريبون هاي مهم تبليغاتي تبديل شد.
دكترشقاقي به خطبه هاي نماز جمعه اهتمام خاصي مي ورزيد چرا كه آن را يك تريبون تبليغاتي مي دانست كه مسلمانان بايد نقش واقعي به آن اعطا نمايند.
از سوي ديگر , دكترشقاقي به شعائر اسلامي اهتمام مي ورزيد و مي گفت كه آنها فقط شعائر عبادتي نيست بلكه در درون و شكل خود تصاوير عظيم جهادي را دارد كه مسلمانان مدتها نسبت به آن غفلت ورزيده اند. اما او اين تصاوير را كه نمايانگر وحدت , قدرت و مبارزه با طاغوت , استعمار و اشغال است , احيا نمود.
او خواستار آن بود كه نماز عيد در فضاي بازبرگزار شود چرا كه مسلمانان اين نماز را از دهها سال قبل در مساجد اقامه مي كردند اما جنبش جهاد اسلامي اولين نماز عيد در فضاي باز در فلسطين را در عيد قربان سال 1982 ميلادي در « حي الشجاعيه » در غزه برگزار كرد كه خطيب آن دكتررمضان عبدالله شلح بود. اين امر چالشي بزرگ براي نيروهاي اشغالگر بود كه با زره پوش اين منطقه را محاصره كرده بودند و تك تيراندازهاي اشغالگر از ترس تبديل شدن نماز به يك تظاهرات خشونت بار بر روي پشت بام منازل مجاور مستقر شده بودند.
بدين ترتيب مسلمانان سال بعد با اقتدا به نماز عيدالشجاعيه براي اقامه نماز عيد در فضاي باز در محلات مختلف نوارغزه تجمع كردند. نماز عيد در فضاي باز به رغم مشكلات و موانع و همچنين صرف نظر كردن برخي ها از آمدن , به الگويي در بسياري از مناطق نوارغزه تبديل شد و به مرحله اجرا درآمد.
اسلام بعنوان تنها راه
دكترشقاقي بسيار بر اين موضوع تاكيد داشت و حتي كتاب اول خود كه در سال 1979 ميلادي در مصر منتشر شد را « خميني , راه حل اسلامي و جايگزين » نام نهاد.
شهيد فتحي شقاقي به امام خميني به عنوان مسلماني مي نگريست كه اسلام را در آغوش دارد و توانست با اسلام بر قدرتي شيطاني چيره شود كه قدرت ششم در جهان به شمار مي آمد ويكي از دو ابرقدرت اين كره خاكي يعني (آمريكا) پيشتيبانش بود.
پيروزي درخشان انقلاب اسلامي ايران , اميد را در دل ميليون ها مسلمان درباره حتميت پيروزي , زنده كرد. دكترشقاقي مي گويد : امام خميني نه فقط به حيات ايراني ها بلكه به حيات ما در فلسطين نيز معنا بخشيد. پيش از آن ما در ياس و نااميدي بوديم . فكر مي كرديم كه نمي توان اين دشمن مستكبر را شكست داد. اما امام خميني با رهبري اين پيروزي عظيم و درخشان اسلامي به ما اين اميد را داد كه اسلامي كه شاه را سرنگون كرد مي تواند بقيه شاهان را نيز سرنگون و فلسطين را آزاد كند.
دكتر شقاقي فلسطين را در برابر همه قرارداد و اعلام كرد كه بايد به دست مسلمانان آزاد شود اما نه اينكه شعار دهند بلكه در عمل براي تحقق آن بكوشند
مبارزه عليه اسرائيل فقط براي فلسطيني ها نيست بلكه به سبب نياز به ايجاد وحدت در جهان اسلام است . در اين امر نمي توان به كتاب و تحليل و تحقيق اكتفا نمود آنگونه كه برخي جنبش هاي اسلامي به آن دست زدند بلكه نيازمند مبارزه است
دكترفتحي شقاقي براين عقيده بود كه وحدت ميان مسلمانان مي تواند از طريق تعددگرايي محقق شود
دكترشقاقي به شعائر اسلامي اهتمام مي ورزيد و مي گفت كه آنها فقط شعائر عبادتي نيست بلكه در درون و شكل خود تصاوير عظيم جهادي را دارد كه مسلمانان مدتها نسبت به آن غفلت ورزيده اند
دكترشقاقي مي گويد : امام خميني نه فقط به حيات ايراني ها بلكه به حيات ما در فلسطين نيز معنا بخشيد. پيش از آن ما در ياس و نااميدي بوديم . فكر مي كرديم كه نمي توان اين دشمن مستكبر را شكست داد