
درآمدي بر كم و كيف مصرف در عرصه هاي گوناگون
بر اساس فقه واخلاق اسلامي
حجت الاسلام و المسلمين دكتر علي اكبر كلانتري
قسمت شانزدهم
فصل 4 : مصارف اخلاقي
مقدمه
بخشي از هزينه هاي مصرفي انسان مسلمان , مصارفي است كه سمت و
سوي اخلاقي و صبغه مردم دوستي دارد , و اين بر آن اساس است كه
برخلاف برخي از مكاتب نو ظهور بشري , مانند ليبراليسم كه برپايه آن ها ,
آحاد جامعه , نسبت به آلام و مشكلات ديگران , مسئوليتي ندارند , در فرهنگ
اصيل اسلامي , جامعه , به منزله خانواده بزرگي است كه هريك از اعضاي
آن , نسبت به ديگران , وظايف و مسئوليت هايي دارد و پذيرفتني نيست
اعضاي اين مجموعه , جز به تامين نيازمندي هاي شخصي و فراهم آوردن
رفاه و آسايش فردي و خانوادگي نيانديشند , چنان كه امام علي (ع )
مي فرمايد :
لاتجعل اكثر شغلك باهلك و ولدك , فان يكن اهلك و ولدك اولياالله فان الله
لايضيع اوليا و ان يكونوااعدالله فماهمك وشغلك
باعدالله (1 )
مبادا بيشترين مشغوليت خود را مصروف خانواده و فرزندان خود كني ,
زيرا اگر آنان دوستان خدا باشند , خداوند (حق ) دوستان خود را ضايع
نمي كند و اگر دشمنان خدا باشند تو را چه به اين كه همت و شغل خود را
مصروف آنان سازي . با اين مقدمه كوتاه , به بررسي اين نوع مصارف و تبيين
كم و كيف آن ها مي پردازيم .
جود و سخاوت و اندازه آن
در فرهنگ عالمان اخلاق , سخاوت , در مقابل بخل و نتيجه زهد و
بي اعتنايي به زرق و برق مادي و زخارف دنيوي است . از نگاه ايشان , بخل ,
عبارت است از امساك ورزيدن از خرج نمودن مال و خودداري از بخشش
آن در موردي كه بايد خرج و بخشش كرد و اين , طرف تفريط است و طرف
افراط , اسراف نمودن و خرج كردن مال در جايي است كه نبايد خرج كرد و
حد وسط , عبارت است از جود و سخاوت , (2 ) صفت ارجمندي كه از
سوي پيشوايان دين , (عليهم السلام ) مورد تاكيد فراوان است .
به نقل از پيامبر اسلام (ص ) مي خوانيم :
السخا شجره من اشجار الجنه اغصانها متدليه الي الارض فمن اخذمنها
غصنا قاده ذلك الغصن الي الجنه . (3 ) سخا , درختي است از درختان بهشت
كه شاخه هاي آن بر زمين فروآويخته است , هر كس , شاخه اي از آن بگيرد , آن
شاخه , او را به بهشت كشاند.
نيز به نقل از آن حضرت آمده است : « الجنه دارالاسخيا(4 ) بهشت , خانه
سخاوتمندان است . »
و درروايتي ديگرمي خوانيم : گروهي از اهالي يمن , بر رسول خدا(ص )
وارد شدند , در آن جمع , مردي بود كه از همه آنان سخن ورتر بود و بيش از
ديگران با پيامبر بحث و جدل مي كرد , و به حدي مبالغه نمود كه پيامبر ,
چهره درهم كشيد و خشمگينانه چشم بر زمين دوخت , در اين حال ,
جبرئيل (ع ) فرود آمد و عرض كرد : پروردگارت سلام مي رساند و مي گويد :
اين مرد , سخاوتمند و اهل اطعام است . با سخن جبرئيل , خشم حضرت فرو
نشست و سربالا كرد و فرمود : اگر جبرئيل خبر نمي داد كه اهل سخاوت و
اطعامي , تو را از خودم مي راندم و عبرت ديگران قرار مي دادم ! آن مرد , ابراز
داشت : اشهدان لااله الاالله و اشهد انك رسول الله , به خدايي كه تو را به حق
برانگيخته است , هرگز كسي رااز مال خود , محروم برنگردانيدم . (5 )
و بر حسب روايتي ديگر , چون موسي (ع ) بر سامري دست يافت , براو
وحي شد : « او را به قتل نرسان , زيرا او سخاوتمند است . » (6 )
و در روايتي از امام صادق (ع ) مي خوانيم : « شاب سخي مرهق
في الذنوب احب الي الله من شيخ عابد بخيل , (7 ) جوان سخاوتمند گناه كار ,
پيش خدا , از پير عابد بخيل , محبوب تر است . »
در مقابل , بخل , از صفات نكوهيده و زيان باري است كه ريشه در محبت
دنيا و تعلقات دنيوي دارد و در نكوهش و زيان باري آن همين بس كه خداوند
مي فرمايد :
ولايحسبن الذين يبخلون بما آتيهم الله من فضله هو خيرالهم بل هو شر لهم
يسطوقون ما بخلوا به يوم القيامه (8 )
كساني كه نسبت به نعمت هايي كه خداوند به آنان ارزاني داشته , بخل
مي ورزند , گمان نكنند اين كار براي آنان مطلوب است , بلكه براي آنان شر
است , به زودي , در روز قيامت , آن چه به آن بخل مي ورزيدند , طوق
(ووبال ) گردنشان مي شود.
در روايات مي خوانيم :
مردي از ياران پيامبر(ص ) در يكي از غزوات آن حضرت و در ركاب
ايشان كشته گرديد , خويشان آن مرد , در مرگ او مي گريستند و مي گفتند :
« واشهيداه » ! رسول خدا(ص ) فرمود : از كجا مي دانيد او شهيد است شايد
سخنان بيهوده مي گفته و بخل مي ورزيده است ! »
آن چه در پيوند با مقوله مصرف و كم و كيف آن , از اهميت بيش تري
برخوردار است , شناخت حد بخل و سخاوت و تبيين معيار در تحقق آن ها از
نگاه كتاب و سنت است . اهميت اين امر , بدان جهت است كه گاه اختلاف
اقوالي و تشتت كلمات در اين باب , سبب تحير بلكه كج فهمي افراد مي شود.
امام محمد غزالي , در اشاره به مبهم بودن حقيقت و گوناگوني اقوال در
اين باب و نقد و ايرادهايي كه بر آن ها وارد است مي نويسد :
شايد كه گويي : به شواهد شرع معلوم است كه بخل , از مهلكات است ,
وليكن حد بخل چيست و به چه چيز آدمي بخيل شود و هيچ آدميي نيست
كه نه او خود راسخي پندارد , و بسي باشد كه ديگري او را بخيل داند , و
كاري از آدمي صادر شود و مردمان در آن اختلاف كنند , بعضي گويند : اين
بخل است , و بعضي گويند : بخل نيست , و هيچ آدميي نيست كه نه در نفس
خود , دوستي مال يابد و در حفظ و امساك آن كوشد , و اگر به امساك مال
(آدمي ) بخيل شود , پس هيچ كس از بخل خالي نباشد , و اگر امساك , مطلقا
موجب بخل نباشد و بخل را معيني جز امساك نيست , پس بخلي كه موجب
هلاك است كدام است و حد سخايي كه بنده بدان , مستحق صفت سخا و
ثواب آن شود چيست
پس بگوييم : جماعتي گفته اند كه « حد بخل منع واجب است . » پس
هركس آن چه بر او واجب است بگزارد بخيل نباشد. و اين كافي نيست , زيرا
كسي كه براي نقصان حبه اي يا نيم حبه , گوشت به قصاب و نان به خباز باز
دهد , او را به اتفاق بخيل شمرده اند , و هم چنين كسي را كه به عيال خود ,
آن قدر كه قاضي مقرر كرده باشد برساند , پس در لقمه اي زياده از آن يا
خرمايي مضايقت كند بخيل دانند , و كسي كه پيش او گرده اي باشد , پس
كسي از امثال او حاضر شود كه پندارد با او بخورد و بدان سبب آن را پنهان
كند , او را بخيل گيرند.
و طايفه اي گفته اند كه بخيل آن است كه عطايي را صعب شمرد. و اين نيز
قاصر است , چه اگر مراد آن است كه همه عطاها را صعب شمرد , پس بسيار
بخيل باشد كه عطاي اندك را صعب نشمرد , مانند حبه اي و آن چه بدان
نزديك است , و آن چه زياده از آن است صعب شمرد , و اگر مراد آن است كه
بعضي عطاها را صعب شمرد , پس هيچ جوانمردي نيست كه بعضي عطاها را
صعب نشمرد و آن عطايي باشد كه همه مال او را , يا مال عظيم را مستغرق
گرداند و اين حكم به بخل واجب نكند.
و هم چنين در « جود » مختلف شده اند (و گفته اند) كه عطاي بي منت
است و روا كردن حاجت بي انديشه , و گفته اند كه عطاي بي خواستن است و
آن را اندك دانستن , و گفته اند كه شاد شدن به خواهنده , و خوشدل بودن به
عطا , هرچه امكان دارد , و گفته اند كه دادن است با دانستن آن كه مال خداي
راست و بنده خداي را مال خداي بدهد بي ديدن فقر , و گفته اند كه دادن
بعضي و نگاه داشتن بعضي « سخا » است و دادن بيشتر و چيزي براي خود
نگاه داشتن « جود » و مايحتاج خود به ديگران دادن و رنج احتمال كردن
« ايثار » و نادان چيزي « بخل » و اين همه سخنان به حقيقت بخل و جود ,
محيط نيست 9.
پاورقي :
1 ـ سيدرضي , نهج البلاغه , ص 1251 , حكمت .344
2 ـ ر . ك : احمد نراقي , معراج السعاده , ص 309 و .311
3 ـ ابوحامد غزالي , احيا علوم الدين , ص .511
4 ـ همان .
5 ـ كليني , كافي , ج 4 , ص .40
6 ـ همان .
7 ـ همان , ص .41
8 ـ آل عمران (3 ) : .18
9 ـ غزالي , احيا علوم الدين , با ترجمه مويدالدين محمد خوارزمي ,
ص 541 ـ .542
« بخل » عبارت است از امساك ورزيدن از خرج نمودن مال و
خودداري از بخشش آن در مواردي كه بايد خرج و بخشش
كرد
در فرهنگ اصيل اسلامي « جامعه » به منزله خانواده بزرگي
است كه هر يك از اعضاي آن نسبت به يكديگر وظايف و
مسئوليت هايي دارند و پذيرفتني نيست اعضاي اين مجموعه
جز به تامين نيازمندي هاي شخصي و فراهم آوردن رفاه و
آسايش فردي و خانوادگي نينديشند

|
آثار ارزشمند روزه (8 )
|
پيامبر خدا(ص ) : چون روز قيامت شود , روزه داران از
گورهاي خود بيرون مي آيند. آنان با بوي روزه داري شان
شناخته مي شوند.دهان هايشان خوش بوتر از بوي مشك
با آنان همراه با سفره ها و تنگ هاي مهرخورده ] فرشتگان [ است ,
با مشك , ديدار مي كنند وبه آنان گفته مي شود : « بخوريد , كه
گرسنگي كشيديد وبنوشيد , كه تشنه شديد. مردم را واگذاريد و
به آسايش بپردازيد , زيرا آن گاه كه آنان آسوده بودند , شما رنج
كشيديد » .
پس مي خورند و مي آشامند و مي آسايند , در حالي كه
مردم , در رنج و تشنگي اند.
پيامبر خدا(ص ) : براي سه كس , در آنچه بخورند , حساب
نيست , اگر حلال باشد : روزه دار , سحر خور و مرزبان در راه
خدا.
پيامبر خدا(ص ) : هر كس در راه خدا يك روز را روزه بدارد ,
به اندازه بيست سال از توقفش در روز قيامت تخفيف داده
مي شود.

|
|