درآمدي بر كم و كيف مصرف در عرصه هاي
گوناگون براساس فقه و اخلاق اسلامي
حجت الاسلام والمسلمين دكتر علي اكبر كلانتري
قسمت پانزدهم
رواياتي كه مي توانند مستند هزينه نگهداري حيوانات
باشند , بسيارند , در زير , به ياد كرد چند نمونه آن بسنده
مي كنيم :
بنابر نقل سكوني از امام صادق (ع ) پيامبراكرم (ص ) فرمود :
« للدابه علي صاحبها خصال : يبد بعلفها اذا نزل و يعرض
عليها الما اذا مربه ... » 1
بر صاحب حيوان است اموري را درباره حيوان خود
مراعات كند : هرگاه فرود مي آيد , نخست آن را علف دهد و
هرگاه گذرش به آب مي افتد , آب را بر او عرضه كند. »
و براساس نقل شيخ صدوق , علي (ع ) فرمود : من سافرمنكم
فليبد حين ينزل بعلفهاو سقيها , 2 هركس از شما با حيوان خود
مسافرت كند , بايد هنگامي كه فرود مي آيد , نخست آن را علف
دهد و سيراب سازد. »
ابوذر مي گويد :
« شنيدم رسول خدا(ص ) مي فرمود : حيوان مي گويد : « اللهم
ارزقني مليك صدق يشبعني و يسقيني و لايكلفني ما لا اطيق , 3
پروردگارا! به من مالكي كه اهل راستي باشد و سيرم كند و
سيرابم سازد و مرا به كاري افزون بر توان وادارم نكند , روزي
نما! »
ناگفته پيداست در بحث هزينه حيوان , بچه آن كه از
شيرمادر استفاده مي كند نيز از اين حق برخوردار است و روا
نيست به بهانه حق استفاده از شير حيوان , به بچه آن گرسنگي
داد و از شير مادر بازش داشت .
علامه , در اشاره به اين نكته مي نويسد : « لوكان للبهيمه ولد
وفر عليه من لبنها ما يكفيه فان اجتزا بغيره من علف او رعي
جاز اخذ اللبن 4.
هرگاه حيوان داراي بچه باشد , بايد مقداري از شير آن , كه
براي بچه كافي است , باقي گذاشته شود و اگر به غير از شير , به
علف يا چريدن , بسنده كرد , مي توان از شير
برداشت . »
گفتني است مقصود از حيوان در بحث نفقه و هزينه ,
حيواني است كه در اختيار آدمي باشد و در امر خوراك , يا
باربري و يا هر فايده ديگري , به كار انسان آيد. چنان كه
صاحب شرايع مي نويسد :
و اما نفقه البهائم المملوكه فواجيه , 5 هزينه چهارپاياني
كه در ملك انسانند , واجب است .
صاحب مسالك نيز مي نويسد :
كرم ابريشم , با برگ توت زندگي مي كند , بنابراين , بر مالك
آن است كه در اندازه كافي , اين خوراك را تامين نمايد و
نگذارد نابود شود. و اگر برگ توت , ناياب شد و مالك در فراهم
آوردن آن كوتاهي ورزيد , حاكم , چيزي از مال او را مي فروشد
و با پول آن , برگ مورد نياز كرم را مي خرد.
شايان ذكر است فقيهان , اندازه هزينه حيوان را نيز تبيين
كرده اند , از جمله علامه حلي كه مي نويسد :
بقدر ما تحتاج اليه فان اجتزات بالرعي كفاه و الا علفها , 6
به اندازه اي كه حيوان بدان نياز دارد. بنابراين , اگر حيوان , به
چريدن بسنده كرد , همين براي مالك كافي است , وگرنه بايد به
آن علف دهد.
صاحب جواهر , همين نكته را شرح بيش تري مي دهد و
مي نويسد :
لاتقدير لنفقاتهن و انما الواجب القيام بما تحتاج اليه من
اكل و سقي و مكان و جل و نحو ذلك مما يختلف باختلاف
الازمنه و الامكنه , نعم يكفيها في اطعامها تخليتها ترعي من
خصب الارض , فاذا اجتزات بالرعي فذلك والا
علفها,7
هزينه جانداران و چهارپايان , اندازه ويژه اي ندارد.
واجب , برآوردن نيازهاي آن ها است , از خوراكي و آب و مكان
و پالان و مانند اين ها از چيزهايي كه با دگرگوني زمان و مكان ,
دگرگوني مي يابند.
بله درخوراك دادن آن ها , همان رهاكردن آن ها براي چرا در
علفزار كافي است . در اين فرض , اگر چهارپايان , به چريدن
بسنده كردند , مالك , تكليف ديگري ندارد , وگرنه بايد به آن ها
علف دهد.
افزودني است در صورتي كه حيوان , بيمار شود و درمان
آن , هزينه بر باشد , بايد مالك , اقدام به پرداخت آن نمايد.
شهيدثاني , در اشاره به اين حكم مي نويسد :
« وفي حكم النفقه علي الحيوان » , ما يفتقراليه من الدوا
لمرض 8. در حكم هزينه حيوان است , دارويي كه بر اثر بيماري
بدان نيازمند است . »
و چنان كه اشاره نموديم , حتي حقوق درختان نيز در فقه
اسلامي , مورد توجه قرار گرفته است . علامه حلي مي نويسد :
« لو ملك زرعا او شجرا يحتاج الي السقي كره له تركه , 9 اگر
شخص , مالك زراعت يا درختي شود كه احتياج به آبياري
دارد , ناپسند است دست از آبياري آن بردارد. » و شهيد ثاني ,
پس از اين سخن محقق كه « بايد وديعه گيرنده , حيوان را آب
دهد » مي نويسد : « و في حكم الحيوان الشجر الذي يفتقرالي
السقي , 10 در حكم حيوان است , درختي كه نياز به آبياري
دارد. » و صاحب جواهر , با اشاره به اين سخن شهيد
مي نويسد : « ان لم يكن اجماعا , امكن المناقشه فيه » 11 كه اين
نشان مي دهد آن چه شهيد گفته است , مورد اجماع فقيهان
شيعه است .
رد مظالم
چنان كه مي دانيم در فرهنگ ديني , رعايت حقوق الناس , از
جايگاه ويژه اي برخوردار است . براساس آموزه هاي اسلامي ,
چنان كه كسي , به ديگري ظلم كند و به گونه اي حق او را پايمال
نمايد , يا او را از رسيدن به حقوقش بازدارد , در قبال كار خود
مسئول است و بايد به نحوي , ذمه خود را بري نمايد , مثل اين
كه مال آن شخص را به او برگرداند , و اگر در گذشته است , به
وارث يا وصي او برساند و اگر وي را نمي شناسد , يا دسترسي
به او ندارد , رد مظالم نمايد , به اين معنا كه به مقدار آن مال و به
نيت صاحبش صدقه دهد. روايات رسيده در اين باب , نشان گر
اهميت فراوان اين امر است .
بر طبق يكي از اين روايات , پيامبراكرم (ص )
فرمود :
اوحي الله الي يا اخاالمرسلين و يا اخا المنذرين انذر
قومك لايد خلوا بيتامن بيوتي ولاحد من عبادي عند احد
منهم مظلمه , فاني العنه مادام قائما يصلي بين يدي حتي يرد
تلك المظلمه 12
خداوند به من وحي نمود و فرمود : اي برادر پيامبران
وانذاركنندگان , مردمت را انذار كن و به آنان بگو : در حالي كه
كسي از ايشان نسبت به يكي از بندگانم , ظلم و ستمي روا
داشته , به خانه اي از خانه هاي من وارد نشود , زيرا تا هنگامي
كه او در مقابل من به نماز ايستاده , لعنتش مي كنم تا اين كه آن
ستم را برگرداند (و رد مظالم نمايد).
در روايتي ديگر مي خوانيم : خداوند به عيسي (ع ) وحي
فرمود به بني اسرائيل بگويد : من دعاي هيچ يك از ايشان را
مادامي كه به يكي از بندگانم ستم كرده (و آن را جبران ننموده )
باشد , اجابت نمي كنم . » 13
و در روايتي از امام باقر(ع ) آمده است :
الظلم ثلاثه ظلم يغفره الله و ظلم لايغفره الله و ظلم
لايدعه الله , فاما الظلم الذي لايغفره فالشرك و اما الظلم الذي
يغفره فظلم الرجل نفسه فيما بينه و بين الله واما الظلم الذي
لايدعه فالمداينه بين العباد14.
ظلم , سه قسم است : ظلمي كه خدا از آن درمي گذرد و مورد
بخشش قرار مي دهد , ظلمي كه خدا از آن درنمي گذرد و ظلمي
كه خدا آن را رها نمي كند , ظلمي كه خدا آن را مورد گذشت
قرار نمي دهد , شرك است و ظلمي كه خدا آن را مورد بخشش
قرار مي دهد , ظلمي است كه شخص , بين خود و خدا , نسبت به
خويشتن مي كند و ظلمي كه خدا آن را روا نمي نهد و رها
نمي كند , مديون بندگان نسبت به يكديگر است .
و براساس نقل كليني , يكي از بزرگان قبيله نخع , به حضور
امام باقر(ع ) رسيد و عرض كرد : من , از ساليان گذشته تا به
امروز , از واليان حجاج بوده و هستم , آيا برايم امكان توبه
كردن است اين شخص نخعي مي افزايد : حضرت , از پاسخ
سوال من خودداري كرد و سكوت نمود , من سوالم را تكرار
كردم . حضرت فرمود : نه , مگر اين كه به هر ذي حقي , حقش را
بپردازي . » 15
نتيجه گيري
از جمله مصارف حقوقي , كابين است كه تعيين اندازه آن در
فقه و شريعت اسلامي , به توافق و تراضي طرفين , موكول شده
است , ولي مستحب و پسنديده آن است كه بيش از مهرالسنه
يعني پانصد درهم و به عبارتي پنجاه دينار كه قيمت تقريبي
پنجاه راس گوسفند است نباشد.
از ديگر مصارف حقوقي , هزينه مورد نياز همسر در زمينه
خوراك , پوشاك , اثاثيه منزل , وسائل و ظروف پخت و پز ,
مسكن و ديگر نيازهاي معيشتي است كه بايد شوهر وي ,
باتوجه به عرف زمانه و با لحاظ شان و مرتبه اجتماعي و
خانوادگي زن و مشروط به تمكين وي , اقدام به تهيه آن ها
نمايد. نيز بر مرد مستحب است افزون بر برطرف كردن نيازهاي
ضروري و اوليه خانواده , نسبت به گشايش در امور خانواده و
فراهم آوردن امكانات رفاهي براي آن , به دور از اسراف و
زياده روي بكوشد. همچنان كه بر مرد واجب است در صورت
توانايي , نفقه والدين خود را اگر نيازمند باشند و نيز هزينه
معيشتي و مخارج تربيتي و تحصيلي فرزندان خود را فراهم
نمايد. پرداخت هزينه ديگر خويشان نيازمند , مانند برادر ,
خواهر , عمو , عمه و... بر وي واجب نيست , گرچه مستحب
است در صورت امكان , در اين زمينه نيز بكوشد.
تامين نفقه حيوان نيز از جمله مصارف حقوقي است و به
موجب آن , فراهم آوردن علوفه , آب , پالان و ديگر نيازمندي
حيوان بر عهده مالك آن است .
رد مظالم : كه به موجب آن , شخص , ظلم مالي خود به
ديگري را به گونه اي جبران مي كند , مثل اين كه به مقدار حق آن
شخص و به نيت او , صدقه مي دهد نيز از جمله مصارف
حقوقي و مورد تاكيد فراوان پيشوايان دين (عليهم السلام )
است .
پاورقي :
1 ـ حرعاملي , وسائل الشيعه , ج 11 , ص 478
2 ـ همان , ج 11 , ص 279
3 ـ همان
4 ـ قواعدالاحكام , ج 3 , ص 118
5 ـ محقق حلي , شرايع الاسلام , ج 2 , ص 354
6 ـ علامه حلي , قواعدالاحكام , ج 3 , ص 118
7 ـ محمدحسن نجفي , جواهرالكلام , ج 31 , ص 395
8 ـ شهيد ثاني , مسالك الافهام , ج 1 , ص 305
9 ـ ر . ك : فخرالمحققين , ايضاح الفوائد , ج 3 , ص 291
10 ـ شهيد ثاني , مسالك الافهام , ج 1 , ص 305
11 ـ محمدحسن نجفي , جواهرالكلام , ج 27 , ص 109
12 ـ ابن فهد حلي , عده الداعي , ص 141
13 ـ همان
14 ـ حرعاملي : وسائل الشيعه , ج 16 , ص 52
15 ـ همان
رسول خدا(ص ) مي فرمود : « حيوان » مي گويد :
پروردگارا! , به من مالكي كه اهل راستي باشد و
سيرم كند و سيرابم سازد و مرا به كاري افزون بر
توان وادارم نكند , روزي نما
در فرهنگ ديني « حقوق الناس » از جايگاه
ويژه اي برخوردار است و چنان كه كسي به ديگري
« ظلم مالي » كند و به گونه اي حق او را پايمال نمايد ,
يا او را از رسيدن به حقوقش باز دارد , در قبال كار
خود مسئول است

|
پيوند دل ها
|
نقش زن و شوهر
دختر و پسر بايد سعي كنند اين پيوند را پاسداري كنند.
وظيفه يكي از آنها هم نيست كه بگوييم هر كاري يكي كرد
ديگري تحمل كند. نه بايد هر دو به هم كمك كنند تا اين كار
صورت گيرد . (1 )
نمي شود بگوييم شوهر سهم بيشتري دارد يا زن سهم
بيشتري دارد , نه , هر دو در حفظ اين بنيان و در حفظ اين
اجتماع دو نفره , كه بعدها به تدريج زياد مي شود , نقش
دارند . (2 )
از هر چيزي كه محيط خانواده را متشنج و دچار افسردگي
و هيجانهاي بي مورد نمايد , اجتناب كنيد. هم زن و هم مرد بنا
را بر سازش و همزيستي و همراهي بگذارند. آنچه در خانواده
خيرات وجود دارد , مال زن و شوهر است و در نهايت مال
فرزندان است , مال يك طرف نيست . اگر خداي ناكرده در
محيط خانواده بي محبتي و عدم اطمينان و صميميت باشد ,
رنجش مال هر دو طرف است . (3 )
در استحكام بنيان خانواده , خود زن و شوهر بيشترين نقش
را دارند. با گذشت خودشان , با همكاري خود , با مهرباني و
محبت و اخلاق خوب خودشان ـ كه از همه مهمتر هم محبت
است ـ مي توانند اين بنا را ماندگار و اين سازگاري را هميشگي
بكنند . (4 )
خانواده در جوامع اسلامي
در محيط اسلامي , زن و شوهر با هم اند , متعلق به هم اند ,
در مقابل هم مسئول اند , در مقابل فرزندان مسئول اند , در
مقابل محيط خانواده مسئول اند ببينيد از نظر اسلام خانواده
اين قدر مهم است . (5 )
در محيط هاي اسلامي , خانواده آنچنان مستحكم است كه
گاهي دو نسل هم مي گذرد و مي بينيد پدر و نوه در يك خانه
دارند با هم زندگي مي كنند. اين چقدر ارزش دارد نه اينها از
آنها سير مي شوند , نه آنها با اينها بد مي شوند. همه به كمك هم
مي آيند . (6 )
در جوامع اسلامي , يعني جوامع متدين و مذهبي , مشاهده
مي كنيم كه دو نفر آدم مدت طولاني با هم زندگي مي كنند و
اصلا از هم سير نمي شوند , بلكه دلبستگي شان به هم بيشتر
مي شود , انس و محبت و وفايشان به همديگر بيشتر مي شود.
اين همان خاصيت تدين و دينداري و مذهبي بودن و جهات
خدايي را رعايت كردن است (7 )
در اسلام و در فرهنگ اسلامي , خانواده با دوام است . توي
خانواده پدر بزرگها و مادر بزرگها و پدر و مادر هستند , نوه ها و
نتيجه هايشان را مي بينند... سنتها را به هم منتقل مي كنند. نسل
گذشته مواريث خودش را به نسل بعد تحويل مي دهد. بريده و
بي ريشه و تنها و بي عاطفه بار نمي آيند . (8 )
خانواده ايراني , الگوي جهاني
بحمدالله , در كشور ما و در بسياري از جوامع شرقي ,
بخصوص جوامع اسلامي , هنوز كمربند خانواده محفوظ است .
آن پيوند خانوادگي , بحمدالله هست . آن صميميت و صفا و
محبت هست . زن دلش براي مرد خود مي طپد , مرد هم دلش
براي زن خودش مي طپد , يكديگر را از اعمال دل دوست دارند
و زندگي صميمي دارند. در جاهاي ديگر اين چيزها خيلي كم
است . در كشورهاي ما بخصوص در ايران , اين زياد است . اين
را تامين كنيد . (9 )
پانوشت ها :
1 ـ خطبه عقد مورخه 76,7,30
2 ـ خطبه عقد مورخه 79,5,16
3 ـ خطبه عقد مورخه 76,9,6
4 ـ خطبه عقد مورخه 79,11,17
5 ـ خطبه عقد مورخه 76,6,18
6 ـ خطبه عقد مورخه 72,10,20
7 ـ خطبه عقد مورخه 80,1,2
8 ـ خطبه عقد مورخه 74,5,24
9 ـ خطبه عقد مورخه 76,4,31

| |